1 00:00:00,000 --> 00:00:03,520 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,520 --> 00:00:06,929 گنجینه های بیوگرافی 3 00:00:06,929 --> 00:00:15,699 شاهد بر نبوت او رضی الله عنه 4 00:00:15,699 --> 00:00:22,129 تعداد زیادی برای ذکر وجود دارد 5 00:00:22,129 --> 00:00:25,010 خداوند متعال فرمود 6 00:00:25,010 --> 00:00:29,969 ساعت نزدیک شد و ماه فعال شد 7 00:00:29,969 --> 00:00:33,490 و اگر نشانه ای ببینند روی برمی گردانند 8 00:00:33,490 --> 00:00:37,009 و می گویند این جادویی است که ماندگار است 9 00:00:37,009 --> 00:00:41,810 دروغ می گفتند و از خواسته های خود پیروی می کردند 10 00:00:41,810 --> 00:00:45,250 همه چیز پایدار است 11 00:00:45,250 --> 00:00:53,649 و خبری به آنها رسیده که ناراحت کننده است 12 00:00:53,649 --> 00:00:56,130 خرد افراطی 13 00:00:56,130 --> 00:01:01,100 نذر فایده ای ندارد، پس از آنها روی گردان 14 00:01:01,100 --> 00:01:02,939 دانشمندان موافقت کرده اند 15 00:01:03,020 --> 00:01:07,579 اما ماه برای پیامبر صلی الله علیه و آله شکافت 16 00:01:07,579 --> 00:01:10,859 احادیث زیادی در این باره وجود دارد 17 00:01:10,859 --> 00:01:13,739 از جمله آنچه امام بخاری نقل کرده است 18 00:01:13,739 --> 00:01:16,620 قال عن انس رضی الله عنه 19 00:01:16,620 --> 00:01:21,180 مردم مکه از پیامبر صلی الله علیه و آله آیه ای خواستند 20 00:01:21,180 --> 00:01:24,379 ماه در مکه به دو قسمت تقسیم شد 21 00:01:24,379 --> 00:01:30,140 گفت ساعت نزدیک شده و ماه شکافته است 22 00:01:30,219 --> 00:01:33,819 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 23 00:01:33,819 --> 00:01:37,099 روز جمعه مردی وارد مسجد شد 24 00:01:37,099 --> 00:01:40,219 به خاطر اعتبار منبر 25 00:01:40,219 --> 00:01:45,019 رسول خدا صلی الله علیه و آله ایستاده بود و خطبه می خواند 26 00:01:45,019 --> 00:01:49,819 رسول خدا صلی الله علیه و آله را ایستاده ملاقات کرد 27 00:01:49,819 --> 00:01:52,780 گفت یا رسول الله 28 00:01:52,780 --> 00:01:56,620 پول گم شد و سرگردان شد 29 00:01:56,620 --> 00:01:59,420 پس از خدا بخواهید که به ما کمک کند 30 00:01:59,420 --> 00:02:00,859 انس گفت 31 00:02:00,859 --> 00:02:04,620 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستان خود را بلند کرد 32 00:02:04,620 --> 00:02:07,819 گفت: خدایا به ما آب بده 33 00:02:07,819 --> 00:02:09,740 خدایا به ما آب بده 34 00:02:09,740 --> 00:02:12,060 خدایا به ما آب بده 35 00:02:12,060 --> 00:02:13,659 انس گفت 36 00:02:13,659 --> 00:02:19,020 به خدا سوگند ما هیچ ابر و رعد و برق و چیزی در آسمان نمی بینیم 37 00:02:19,020 --> 00:02:23,180 خانه و خانه ای بین ما و سیلا نیست 38 00:02:23,180 --> 00:02:27,099 ابری مانند سپر پشت سر او ظاهر شد 39 00:02:27,180 --> 00:02:29,500 وقتی به آسمان رسید 40 00:02:29,500 --> 00:02:31,900 پخش شد و بعد باران بارید 41 00:02:31,900 --> 00:02:35,979 گفت: به خدا سوگند ما در ساعت شش خورشید را ندیدیم. 42 00:02:35,979 --> 00:02:38,060 یعنی شش روز 43 00:02:38,060 --> 00:02:42,539 سپس جمعه بعد مردی از آن در وارد شد 44 00:02:42,539 --> 00:02:47,259 رسول خدا صلی الله علیه و آله ایستاده بود و خطبه می خواند 45 00:02:47,259 --> 00:02:50,060 پس او را ایستاده ملاقات کرد و گفت 46 00:02:50,060 --> 00:02:51,900 ای رسول خدا 47 00:02:51,900 --> 00:02:55,099 پول از دست رفت و جاده ها قطع شد 48 00:02:55,099 --> 00:02:57,580 دعا می کنم خدا او را بگیرد 49 00:02:57,580 --> 00:02:58,699 او گفت 50 00:02:58,699 --> 00:03:03,979 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستان خود را بلند کرد و سپس فرمود 51 00:03:03,979 --> 00:03:07,180 خدایا در اطراف ما نه علیه ما 52 00:03:07,180 --> 00:03:12,860 خدایا، بر تپه ها و کوه ها و درختان و بالای درختان 53 00:03:12,860 --> 00:03:14,060 او گفت 54 00:03:14,060 --> 00:03:17,939 بنابراین متوقف شد و ما بیرون رفتیم و زیر آفتاب قدم زدیم 55 00:03:17,939 --> 00:03:19,419 شرک گفت 56 00:03:19,419 --> 00:03:21,259 پس از انس پرسیدم 57 00:03:21,259 --> 00:03:24,219 آیا او همان کسی است که اول پرسید؟ 58 00:03:24,300 --> 00:03:27,460 گفت نمی دانم 59 00:03:27,460 --> 00:03:30,099 عَلَى اللَّهُ عَلَى اللَّهُ عَلَى اللَّهُ عَلَیْهِ قَالَ 60 00:03:30,099 --> 00:03:33,620 رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم 61 00:03:33,620 --> 00:03:35,860 نماز عصر آمد 62 00:03:35,860 --> 00:03:39,460 مردم دنبال وضو رفتند اما نیافتند 63 00:03:39,460 --> 00:03:43,939 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله را آوردند تا وضو بگیرد 64 00:03:43,939 --> 00:03:49,460 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دست خود را در آن آب گذاشت 65 00:03:49,460 --> 00:03:52,530 پس به مردم دستور داد که برای او وضو بگیرند 66 00:03:52,530 --> 00:03:56,050 دیدم از زیر انگشتانش آب می جوشد 67 00:03:56,050 --> 00:04:01,550 پس مردم وضو گرفتند تا اینکه آخرین آنها وضو گرفتند 68 00:04:01,550 --> 00:04:04,189 عَلَى اللَّهُ عَلَى اللَّهُ عَلَى اللَّهُ عَلَیْهِ قَالَ 69 00:04:04,189 --> 00:04:08,949 رسول خدا صلی الله علیه و آله در الزورا بود 70 00:04:08,949 --> 00:04:13,780 او ظرفی با آب آورد که انگشتانش را زیر آب نمی برد 71 00:04:13,780 --> 00:04:16,939 پس به یارانش دستور داد که وضو بگیرند 72 00:04:16,939 --> 00:04:19,259 پس کف دستش را در آب گذاشت 73 00:04:19,300 --> 00:04:24,339 از میان انگشتان و سرانگشتانش آب جوشید 74 00:04:24,339 --> 00:04:26,699 تا اینکه مردم وضو گرفتند 75 00:04:26,699 --> 00:04:29,899 به انس گفتم چقدر هستی 76 00:04:29,899 --> 00:04:33,939 گفت سیصد نفریم 77 00:04:33,939 --> 00:04:37,899 از براء بن عازب رضی الله عنه می فرماید: 78 00:04:37,899 --> 00:04:41,579 روز حدیبیه هزار و چهارصد نفر بودیم 79 00:04:41,579 --> 00:04:43,819 حدیبیه چاه دارد 80 00:04:43,819 --> 00:04:47,740 آن را برداشتیم تا قطره ای در آن باقی نماند 81 00:04:47,779 --> 00:04:50,899 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نشست 82 00:04:50,899 --> 00:04:52,779 در لبه چاه 83 00:04:52,779 --> 00:04:54,579 پس آب خواست 84 00:04:54,579 --> 00:04:57,300 پس دهانش را شست و در چاه آب ریخت 85 00:04:57,300 --> 00:04:59,500 نه چندان دور ماندیم 86 00:04:59,500 --> 00:05:02,220 بعد آب کشیدیم تا آب کافی داشت 87 00:05:02,220 --> 00:05:05,819 مسافران ما صادر یا صادر می شدند 88 00:05:05,819 --> 00:05:09,220 از ابوهریره رضی الله عنه گفت 89 00:05:09,220 --> 00:05:13,819 به خدا اگر از گرسنگی جگرم بر زمین تکیه کنم 90 00:05:13,819 --> 00:05:18,019 حتی اگر از گرسنگی سنگی بر شکمم بگذارم 91 00:05:18,019 --> 00:05:22,699 یک روز در مسیری که از آن می رفتند نشستم 92 00:05:22,699 --> 00:05:24,459 پس ابوبکر از آنجا گذشت 93 00:05:24,459 --> 00:05:28,500 پس از او درباره آیه ای از کتاب خدای تعالی پرسیدم 94 00:05:28,500 --> 00:05:31,540 فقط از او خواستم دنبالم بیاید 95 00:05:31,540 --> 00:05:33,180 او این کار را نکرد 96 00:05:33,180 --> 00:05:34,779 عمر گذشت 97 00:05:34,779 --> 00:05:38,819 پس از او درباره آیه ای از کتاب خدای تعالی پرسیدم 98 00:05:38,819 --> 00:05:42,060 فقط از او خواستم دنبالم بیاید 99 00:05:42,060 --> 00:05:43,779 او این کار را نکرد 100 00:05:43,779 --> 00:05:47,620 ابوالقاسم رضی الله عنه گذشت 101 00:05:47,660 --> 00:05:50,819 او می دانست چه در چهره و چه در روح من است 102 00:05:50,819 --> 00:05:52,060 و او گفت 103 00:05:52,060 --> 00:05:53,620 ابوهریره 104 00:05:53,620 --> 00:05:54,899 به او گفتم 105 00:05:54,899 --> 00:05:57,420 به فرمان تو ای رسول خدا 106 00:05:57,420 --> 00:05:58,660 و او گفت 107 00:05:58,660 --> 00:06:00,019 درسته 108 00:06:00,019 --> 00:06:01,300 پس اجازه خواستم 109 00:06:01,300 --> 00:06:02,860 پس به من اجازه داد 110 00:06:02,860 --> 00:06:05,259 شیر را در فنجانی یافت 111 00:06:05,259 --> 00:06:08,779 او رضی الله عنه به خانواده اش گفت 112 00:06:08,779 --> 00:06:11,139 این شیر رو از کجا گرفتی؟ 113 00:06:11,139 --> 00:06:12,500 و گفتند 114 00:06:12,500 --> 00:06:14,459 فلانی به ما داد 115 00:06:14,459 --> 00:06:16,420 یا خانواده فلانی 116 00:06:16,420 --> 00:06:17,540 او گفت 117 00:06:17,540 --> 00:06:19,180 ابوهریره 118 00:06:19,180 --> 00:06:20,060 گفتم 119 00:06:20,060 --> 00:06:22,600 به فرمان تو ای رسول خدا 120 00:06:22,600 --> 00:06:23,720 او گفت 121 00:06:23,720 --> 00:06:27,399 نزد اهل صوفه برو و آنان را نزد من دعوت کن 122 00:06:27,399 --> 00:06:29,279 ابوهریره گفت 123 00:06:29,279 --> 00:06:32,319 اهل سفاح مهمان اسلام هستند 124 00:06:32,319 --> 00:06:35,360 نه خانواده داشت و نه پول 125 00:06:35,360 --> 00:06:38,720 اگر نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد 126 00:06:38,720 --> 00:06:41,199 هدیه ای از او 127 00:06:41,199 --> 00:06:43,639 و برایشان فرستاد 128 00:06:43,639 --> 00:06:45,879 و اگر صدقه به او رسید 129 00:06:45,920 --> 00:06:49,560 آن را برایشان فرستاد و آسیبی به او نرسید 130 00:06:49,560 --> 00:06:51,360 ابوهریره گفت 131 00:06:51,360 --> 00:06:53,279 و این باعث ناراحتی من شد 132 00:06:53,279 --> 00:06:56,560 امیدوار بودم از خوردن شیر مریض شوم 133 00:06:56,560 --> 00:07:00,439 من برای بقیه روز و شب قدرت می گیرم 134 00:07:00,439 --> 00:07:01,519 و من گفتم 135 00:07:01,519 --> 00:07:03,160 من پیام آور هستم 136 00:07:03,160 --> 00:07:05,000 اگر مردم بیایند 137 00:07:05,000 --> 00:07:07,399 من بودم که به آنها می دادم 138 00:07:07,399 --> 00:07:08,519 و من گفتم 139 00:07:08,519 --> 00:07:11,360 چه چیزی از این شیر برای من باقی مانده است؟ 140 00:07:11,360 --> 00:07:14,040 اطاعت از خداوند متعال نبود 141 00:07:14,079 --> 00:07:18,600 اطاعت از رسول خدا صلی الله علیه و آله واجب است 142 00:07:18,600 --> 00:07:20,839 پس رفتم و با آنها تماس گرفتم 143 00:07:20,839 --> 00:07:24,240 پس آمدند و اجازه خواستند و او به آنها اجازه داد 144 00:07:24,240 --> 00:07:27,040 بنابراین آنها از خانه نشستند 145 00:07:27,040 --> 00:07:28,480 سپس گفت 146 00:07:28,480 --> 00:07:30,000 ابوهریره 147 00:07:30,000 --> 00:07:31,959 بگیر و به آنها بده 148 00:07:31,959 --> 00:07:33,000 او گفت 149 00:07:33,000 --> 00:07:34,680 پس لیوان را برداشتم 150 00:07:34,680 --> 00:07:36,839 بنابراین شروع به دادن آنها کردم 151 00:07:36,839 --> 00:07:39,040 مرد لیوان را می گیرد 152 00:07:39,040 --> 00:07:41,240 تا زمانی که تشنگی خود را رفع کند می نوشد 153 00:07:41,240 --> 00:07:43,279 سپس لیوان را برمی گرداند 154 00:07:43,279 --> 00:07:46,160 تا اینکه به آخرین آنها رسیدی 155 00:07:46,160 --> 00:07:50,319 به رسول خدا صلی الله علیه و آله داده شد 156 00:07:50,319 --> 00:07:51,920 پس لیوان را گرفت 157 00:07:51,920 --> 00:07:53,839 پس آن را در دستش گذاشت 158 00:07:53,839 --> 00:07:56,160 و فیضش در او باقی ماند 159 00:07:56,160 --> 00:07:59,800 سپس سرش را بلند کرد و به او نگاه کرد و لبخند زد 160 00:07:59,800 --> 00:08:01,000 و او گفت 161 00:08:01,000 --> 00:08:02,560 ابوهریره 162 00:08:02,560 --> 00:08:03,480 گفتم 163 00:08:03,480 --> 00:08:06,000 به فرمان تو ای رسول خدا 164 00:08:06,000 --> 00:08:07,040 او گفت 165 00:08:07,040 --> 00:08:09,240 من و تو می مانیم 166 00:08:09,240 --> 00:08:10,120 گفتم 167 00:08:10,120 --> 00:08:12,480 حق با شماست یا رسول الله 168 00:08:12,519 --> 00:08:13,519 او گفت 169 00:08:13,519 --> 00:08:15,399 پس بشین و بنوش 170 00:08:15,399 --> 00:08:17,079 ابوهریره گفت 171 00:08:17,079 --> 00:08:19,120 پس نشستم و نوشیدم 172 00:08:19,120 --> 00:08:20,439 سپس گفت 173 00:08:20,439 --> 00:08:21,519 بنوشید 174 00:08:21,519 --> 00:08:22,879 پس نوشید 175 00:08:22,879 --> 00:08:25,399 او هنوز به من می گوید که بنوشم 176 00:08:25,399 --> 00:08:26,600 پس من می نوشم 177 00:08:26,600 --> 00:08:28,279 تا اینکه گفتم 178 00:08:28,279 --> 00:08:30,920 نه، سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد 179 00:08:30,920 --> 00:08:33,480 من نمی توانم راهی برای او پیدا کنم 180 00:08:33,480 --> 00:08:34,480 او گفت 181 00:08:34,480 --> 00:08:36,360 لیوان را به من داد 182 00:08:36,360 --> 00:08:38,519 لیوان را به او پس داد 183 00:08:38,519 --> 00:08:41,659 پس ضایعات آن را نوشید 184 00:08:41,659 --> 00:08:45,340 از انس بن مالک رضی الله عنه گفت 185 00:08:45,340 --> 00:08:48,299 ابوطلحه به ام سلیم گفت 186 00:08:48,299 --> 00:08:53,500 صدای رسول خدا صلی الله علیه و آله را ضعیف شنیدم 187 00:08:53,500 --> 00:08:55,700 من گرسنگی را می شناسم 188 00:08:55,700 --> 00:08:57,860 چیزی داری؟ 189 00:08:57,860 --> 00:08:59,419 او گفت بله 190 00:08:59,419 --> 00:09:02,100 بنابراین او قرص های جو را بیرون آورد 191 00:09:02,100 --> 00:09:04,460 سپس چادرش را بیرون آورد 192 00:09:04,460 --> 00:09:06,419 نان را با هم پیچید 193 00:09:06,419 --> 00:09:08,659 بعد گذاشتمش زیر دستم 194 00:09:08,659 --> 00:09:10,899 من مجذوب هیچ کدام از آن نیستم 195 00:09:10,899 --> 00:09:15,659 سپس مرا نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستاد 196 00:09:15,659 --> 00:09:16,820 او گفت 197 00:09:16,820 --> 00:09:18,299 پس با او رفتم 198 00:09:18,299 --> 00:09:23,940 رسول خدا صلی الله علیه و آله را در مسجد و مردم با او یافتم 199 00:09:23,940 --> 00:09:25,500 بنابراین من در مقابل او ایستادم 200 00:09:25,500 --> 00:09:29,500 رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود 201 00:09:29,500 --> 00:09:31,620 ابوطلحه تو را فرستاد 202 00:09:31,620 --> 00:09:33,059 گفتم بله 203 00:09:33,059 --> 00:09:33,980 او گفت 204 00:09:33,980 --> 00:09:35,299 با غذا 205 00:09:35,299 --> 00:09:36,740 گفتم بله 206 00:09:36,779 --> 00:09:41,100 رسول خدا صلی الله علیه و آله به همراهانش فرمود 207 00:09:41,100 --> 00:09:42,259 بلند شو 208 00:09:42,259 --> 00:09:45,419 پس راه افتاد و به دست آنها رفت 209 00:09:45,419 --> 00:09:48,960 تا اینکه نزد ابوطلحه آمدم و به او گفتم 210 00:09:48,960 --> 00:09:50,879 ابوطلحه گفت 211 00:09:50,879 --> 00:09:52,639 ای مادر سلیم 212 00:09:52,639 --> 00:09:57,039 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمدند 213 00:09:57,039 --> 00:09:59,799 ما چیزی نداریم که به آنها غذا بدهیم 214 00:09:59,799 --> 00:10:01,080 و او گفت 215 00:10:01,080 --> 00:10:03,879 خدا و رسولش بهتر می دانند 216 00:10:03,919 --> 00:10:09,799 پس ابوطلحه به راه افتاد تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را ملاقات کرد 217 00:10:09,799 --> 00:10:15,120 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و ابوطلحه با او آمدند 218 00:10:15,120 --> 00:10:18,879 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 219 00:10:18,879 --> 00:10:21,080 آیا ام ام سلیم؟ 220 00:10:21,080 --> 00:10:22,559 چی داری؟ 221 00:10:22,559 --> 00:10:25,080 پس آن نان را آورد 222 00:10:25,080 --> 00:10:29,200 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد 223 00:10:29,200 --> 00:10:30,399 Ffft 224 00:10:30,399 --> 00:10:33,460 مادرش سلیم عکا را فشار داد و خون او را ساخت 225 00:10:34,139 --> 00:10:39,259 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هر چه می خواست در این باره بگوید 226 00:10:40,019 --> 00:10:41,019 سپس گفت 227 00:10:41,019 --> 00:10:42,960 سپس برای ده 228 00:10:42,960 --> 00:10:44,100 پس به آنها اجازه داد 229 00:10:44,580 --> 00:10:47,360 پس خوردند تا سیر شدند و بعد رفتند 230 00:10:47,759 --> 00:10:48,620 سپس گفت 231 00:10:49,200 --> 00:10:50,340 سپس برای ده 232 00:10:50,879 --> 00:10:51,820 پس به آنها اجازه داد 233 00:10:52,399 --> 00:10:54,980 پس خوردند تا خورد و بعد رفتند 234 00:10:55,940 --> 00:10:56,700 و او گفت 235 00:10:57,019 --> 00:10:58,059 سپس برای ده 236 00:10:58,679 --> 00:10:59,600 پس به آنها اجازه داد 237 00:10:59,600 --> 00:11:02,960 خوردند تا سیر شدند و بعد رفتند 238 00:11:02,960 --> 00:11:06,159 سپس به ده گفت 239 00:11:06,159 --> 00:11:08,559 پس همه مردم خوردند 240 00:11:08,559 --> 00:11:12,000 مردم هفتاد هشتاد مرد بودند 241 00:11:12,000 --> 00:11:16,100 از ابوهریره رضی الله عنه گفت 242 00:11:16,100 --> 00:11:18,820 جنگ تبوک چه زمانی بود؟ 243 00:11:18,820 --> 00:11:21,139 مردم گرسنه بودند 244 00:11:21,139 --> 00:11:23,460 گفتند یا رسول الله 245 00:11:23,460 --> 00:11:26,740 اگر اجازه بدهید، آب آشامیدنی خود را قربانی می کنیم 246 00:11:26,740 --> 00:11:28,980 پس خوردیم و خود را مسح کردیم 247 00:11:29,730 --> 00:11:31,970 گفت انجامش بده 248 00:11:31,970 --> 00:11:34,210 عمر آمد و گفت 249 00:11:34,210 --> 00:11:35,809 ای رسول خدا 250 00:11:35,809 --> 00:11:38,210 ظهر هیجان زده شوید 251 00:11:38,210 --> 00:11:41,330 اما من آنها را به لطف تدارکاتشان دعوت می کنم 252 00:11:41,330 --> 00:11:44,129 سپس برای برکات آنها دعا کنید 253 00:11:44,129 --> 00:11:47,840 شاید خداوند این را نعمتی قرار دهد 254 00:11:47,840 --> 00:11:51,279 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد 255 00:11:51,279 --> 00:11:53,039 بیرون می رویم و استراحت می کنیم 256 00:11:53,039 --> 00:11:56,559 تدارکات آنها را صدا زد و آورد 257 00:11:56,799 --> 00:11:59,759 پس مرد شروع کرد به آوردن مشتی خرما 258 00:11:59,759 --> 00:12:01,840 دیگری با کسری است 259 00:12:01,840 --> 00:12:06,080 تا اینکه توافق بر سر برخی از آنها آسان بود 260 00:12:06,080 --> 00:12:09,919 پس دعا کرد که او را برکت دهند و سپس فرمود 261 00:12:09,919 --> 00:12:12,480 در کاسه های خود ببرید 262 00:12:12,480 --> 00:12:14,720 پس آن را در ظروف خود بردند 263 00:12:14,720 --> 00:12:17,600 حتی در سربازی دیگ باقی نگذاشتند 264 00:12:17,600 --> 00:12:19,279 تا اینکه پر کردند 265 00:12:19,279 --> 00:12:21,360 و خوردند تا سیر شدند 266 00:12:21,360 --> 00:12:23,340 و فیض لطف او 267 00:12:23,419 --> 00:12:27,259 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 268 00:12:27,259 --> 00:12:30,139 شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست 269 00:12:30,139 --> 00:12:32,379 و من رسول خدا هستم 270 00:12:32,379 --> 00:12:35,740 هیچ بنده ای بدون شک خدا را ملاقات نمی کند 271 00:12:35,740 --> 00:12:38,590 او را از بهشت مسدود می کنند 272 00:12:38,590 --> 00:12:42,750 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 273 00:12:42,750 --> 00:12:46,269 با پیامبر صلی الله علیه و آله راه افتادیم 274 00:12:46,269 --> 00:12:49,309 تا اینکه به وادی افیه رفتیم 275 00:12:49,389 --> 00:12:54,350 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رفت تا راحت شود 276 00:12:54,350 --> 00:12:57,549 پس با نوشیدن آب به دنبال او رفتم 277 00:12:57,549 --> 00:13:00,830 نگاه کرد و چیزی ندید که او را بپوشاند 278 00:13:00,830 --> 00:13:04,269 و در ساحل دره دو درخت بود 279 00:13:04,269 --> 00:13:06,750 پس نزد یکی از آنها رفت 280 00:13:06,750 --> 00:13:09,389 پس یکی از شاخه های آن را گرفت 281 00:13:09,389 --> 00:13:13,549 گفت: به خواست خدا نجات خواهم یافت. 282 00:13:13,549 --> 00:13:18,509 پس او را مانند شتر خراشیده ای که پیشوا می سازد با او هدایت کردند 283 00:13:18,590 --> 00:13:22,429 حتی اگر در وسط بین آنها باشد 284 00:13:22,429 --> 00:13:25,070 در مورد بین آنها و گفت 285 00:13:25,070 --> 00:13:27,950 کاری که باید بکنم انشالله 286 00:13:27,950 --> 00:13:29,950 بنابراین آنها ملاقات کردند 287 00:13:29,950 --> 00:13:31,950 جابر گفت 288 00:13:31,950 --> 00:13:33,950 جابر گفت 289 00:13:33,950 --> 00:13:35,950 بنابراین برای گرفتن آن بیرون رفتم 290 00:13:35,950 --> 00:13:37,950 بنابراین آنها ملاقات کردند 291 00:13:37,950 --> 00:13:39,950 بنابراین آنها ملاقات کردند 292 00:13:39,950 --> 00:13:41,950 بنابراین آنها ملاقات کردند 293 00:13:41,950 --> 00:13:44,049 بنابراین آنها ملاقات کردند 294 00:13:44,049 --> 00:13:46,049 بنابراین آنها ملاقات کردند 295 00:13:46,129 --> 00:13:48,129 جابر گفت 296 00:13:48,129 --> 00:13:50,129 بنابراین برای گرفتن آن بیرون رفتم 297 00:13:50,129 --> 00:13:53,220 از ترس اینکه به من احساس نزدیکی و دوری کند 298 00:13:53,220 --> 00:13:55,220 پس نشستم و با خودم حرف زدم 299 00:13:55,220 --> 00:13:57,220 بعد به خودم آمدم 300 00:13:57,220 --> 00:14:02,659 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم که نزدیک می شود 301 00:14:02,659 --> 00:14:05,700 و اینک دو درخت از هم جدا شدند 302 00:14:05,700 --> 00:14:09,700 هر یک از آنها روی یک پا ایستاده بودند 303 00:14:09,700 --> 00:14:14,659 رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم که ایستاده و ایستاده است 304 00:14:14,659 --> 00:14:18,659 با سرش اینجوری راست و چپ گفت 305 00:14:18,659 --> 00:14:21,230 برای نگاه کردن به اطراف 306 00:14:21,230 --> 00:14:24,750 از ابن عمر رضی الله عنهم گفت 307 00:14:24,750 --> 00:14:29,389 در سفری با رسول خدا صلی الله علیه و آله بودیم 308 00:14:29,389 --> 00:14:31,389 سپس بادیه نشینان من پذیرفتند 309 00:14:31,389 --> 00:14:33,389 وقتی به او نزدیکتر شدیم 310 00:14:33,389 --> 00:14:36,750 رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود 311 00:14:36,750 --> 00:14:38,750 جایی که شما می خواهید 312 00:14:38,750 --> 00:14:40,750 به خانواده ام گفت 313 00:14:40,750 --> 00:14:42,750 او گفت 314 00:14:42,750 --> 00:14:44,750 خدای خوبی داری؟ 315 00:14:44,750 --> 00:14:46,750 چیست؟ 316 00:14:46,750 --> 00:14:48,750 او گفت 317 00:14:48,750 --> 00:14:52,750 تو گواهی می دهی که معبودی جز خدای یکتا و بدون شریک نیست 318 00:14:52,750 --> 00:14:54,750 و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست 319 00:14:54,750 --> 00:14:56,750 او گفت 320 00:14:56,750 --> 00:14:58,750 آیا کسی هست که شاهد سخنان شما باشد؟ 321 00:14:58,750 --> 00:15:00,750 او گفت 322 00:15:00,750 --> 00:15:02,750 این درخت 323 00:15:02,750 --> 00:15:06,750 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله او را صدا زد 324 00:15:06,750 --> 00:15:08,750 در ساحل دره است 325 00:15:08,750 --> 00:15:10,750 پس آمدی تا زمین را گونه خود کنی 326 00:15:10,750 --> 00:15:12,750 بنابراین او در دستان او ایستاد 327 00:15:12,750 --> 00:15:14,750 خدا رحمتش کند و درود فرستد 328 00:15:14,750 --> 00:15:16,750 پس او را سه بار به شهادت رساند 329 00:15:16,750 --> 00:15:18,750 شهادت دادم که همان طور بود که او گفت 330 00:15:18,750 --> 00:15:20,750 سپس او 331 00:15:20,750 --> 00:15:22,750 او به لانه خود بازگشت 332 00:15:22,750 --> 00:15:24,750 بادیه نشینان برگشتند 333 00:15:24,750 --> 00:15:26,750 به مردمش گفت 334 00:15:26,750 --> 00:15:28,750 اگر دنبال من بیایند، آنها را برای شما خواهم آورد 335 00:15:28,750 --> 00:15:30,750 در غیر این صورت به شما برمی گردم 336 00:15:30,750 --> 00:15:33,230 و من با تو بودم 337 00:15:33,230 --> 00:15:37,230 از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت 338 00:15:37,230 --> 00:15:41,230 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 339 00:15:41,230 --> 00:15:43,230 او روز جمعه بیدار بود 340 00:15:43,230 --> 00:15:45,230 به درخت یا نخل 341 00:15:45,230 --> 00:15:47,230 زن انصار گفت 342 00:15:47,230 --> 00:15:49,230 ای رسول خدا 343 00:15:49,230 --> 00:15:51,230 آیا ما به شما سکوی نمی دهیم؟ 344 00:15:51,230 --> 00:15:53,230 او گفت 345 00:15:53,230 --> 00:15:55,230 اگر دوست دارید 346 00:15:55,230 --> 00:15:57,230 پس برای او منبری درست کردند 347 00:15:57,230 --> 00:15:59,230 وقتی جمعه بود 348 00:15:59,230 --> 00:16:01,230 رانده به منبر 349 00:16:01,230 --> 00:16:03,230 درخت نخل فریاد زد 350 00:16:03,230 --> 00:16:05,230 پسر در حال فریاد 351 00:16:05,230 --> 00:16:07,230 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد 352 00:16:07,230 --> 00:16:09,230 پس آن را به او اضافه کرد 353 00:16:09,230 --> 00:16:11,230 اوه، پسر ناله کرد 354 00:16:11,230 --> 00:16:13,230 چه کسی زندگی می کند 355 00:16:13,230 --> 00:16:15,230 او گفت 356 00:16:15,230 --> 00:16:17,230 با شنیدن صدایش گریه می کرد 357 00:16:17,230 --> 00:16:19,299 اونوقت کی بهش اشاره کرد؟ 358 00:16:19,299 --> 00:16:21,299 عن انس رضی الله عنه 359 00:16:21,299 --> 00:16:23,299 جابر بن عبدالله را شنید 360 00:16:23,299 --> 00:16:25,299 او می گوید 361 00:16:25,299 --> 00:16:27,299 مسقف مسجد روی کنده بود 362 00:16:27,299 --> 00:16:29,299 از درختان خرما 363 00:16:29,299 --> 00:16:31,299 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 364 00:16:31,299 --> 00:16:33,299 اگر نامزد کند 365 00:16:33,299 --> 00:16:35,299 به سمت تنه آن بلند می شود 366 00:16:35,299 --> 00:16:37,330 وقتی برای او منبر درست کردند 367 00:16:37,330 --> 00:16:39,330 و این بود 368 00:16:39,330 --> 00:16:41,330 بنابراین ما به آن تنه گوش دادیم 369 00:16:41,330 --> 00:16:43,330 صدایی مثل صدای باجگیر 370 00:16:43,330 --> 00:16:45,330 تا اینکه پیامبر آمد 371 00:16:45,330 --> 00:16:47,330 خدا رحمتش کند و درود فرستد 372 00:16:47,330 --> 00:16:49,330 پس دستش را روی آن گذاشت 373 00:16:49,330 --> 00:16:51,779 پس آرام شدم 374 00:16:51,779 --> 00:16:53,779 از جابر بن سمره رضی الله عنه 375 00:16:53,779 --> 00:16:55,779 او گفت 376 00:16:55,779 --> 00:16:57,779 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 377 00:16:57,779 --> 00:16:59,779 من نمی دانم 378 00:16:59,779 --> 00:17:01,779 سنگی در مکه 379 00:17:01,779 --> 00:17:03,779 او به من سلام کرد 380 00:17:03,779 --> 00:17:05,779 قبل از اینکه بفرستم 381 00:17:05,779 --> 00:17:08,130 من الان او را می شناسم 382 00:17:08,130 --> 00:17:10,130 از انس بن مالک رضی الله عنه 383 00:17:10,130 --> 00:17:12,130 او گفت 384 00:17:12,130 --> 00:17:14,130 خاندان بیت انصار بودند 385 00:17:14,130 --> 00:17:16,130 آنها احکامی دارند که بر اساس آنها وضع می کنند 386 00:17:16,130 --> 00:17:18,130 و برایشان سخت است 387 00:17:18,130 --> 00:17:20,130 از ظهور آنها جلوگیری کرد 388 00:17:20,130 --> 00:17:22,130 و انصار 389 00:17:22,130 --> 00:17:24,130 نزد رسول خدا آمدند 390 00:17:24,130 --> 00:17:26,130 خدا رحمتش کند و درود فرستد 391 00:17:26,130 --> 00:17:28,130 و گفتند 392 00:17:28,130 --> 00:17:30,130 ما شتری داشتیم که مرا فراموش کرد 393 00:17:30,130 --> 00:17:32,130 روی او و آن 394 00:17:32,130 --> 00:17:34,130 برای ما سخت بود و ما را از این کار باز داشت 395 00:17:34,130 --> 00:17:36,130 محصولات تشنه بودند 396 00:17:36,130 --> 00:17:38,130 و درختان خرما 397 00:17:38,130 --> 00:17:40,130 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 398 00:17:40,130 --> 00:17:42,130 به دوستانش 399 00:17:42,130 --> 00:17:44,130 بلند شو 400 00:17:44,130 --> 00:17:46,130 پس وارد دیوار شد و شتر رو به روی او بود 401 00:17:46,130 --> 00:17:48,130 پس پیامبر راه افتاد 402 00:17:48,130 --> 00:17:50,130 خدا رحمتش کند و درود فرستد 403 00:17:50,130 --> 00:17:52,130 انصار گفتند 404 00:17:52,130 --> 00:17:54,130 ای رسول خدا 405 00:17:54,130 --> 00:17:56,130 تبدیل شده است 406 00:17:56,130 --> 00:17:58,130 مثل سگ سگ 407 00:17:58,130 --> 00:18:00,130 ما برای شما از آمدن او می ترسیم 408 00:18:00,130 --> 00:18:02,130 و او گفت 409 00:18:02,130 --> 00:18:04,130 من با آن مشکلی ندارم 410 00:18:04,130 --> 00:18:06,130 وقتی شتر نگاه کرد 411 00:18:06,130 --> 00:18:08,130 به رسول خدا صلی الله علیه و آله 412 00:18:08,130 --> 00:18:10,130 من آن را قبول دارم 413 00:18:10,130 --> 00:18:12,130 تا اینکه افتاد 414 00:18:12,130 --> 00:18:14,130 در دستانش سجده می کند 415 00:18:14,130 --> 00:18:16,130 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را گرفت 416 00:18:16,130 --> 00:18:18,130 با پیشانی اش 417 00:18:18,130 --> 00:18:20,130 تحقیر آمیزترین چیزی که تا به حال بوده است 418 00:18:20,130 --> 00:18:22,160 تا اینکه واردش بشم 419 00:18:22,160 --> 00:18:24,160 در محل کار 420 00:18:24,160 --> 00:18:26,160 یارانش به او گفتند 421 00:18:26,160 --> 00:18:28,160 ای رسول خدا 422 00:18:28,160 --> 00:18:30,160 این جانور معنا ندارد 423 00:18:30,160 --> 00:18:32,160 برایت سجده کرد 424 00:18:32,160 --> 00:18:34,160 ما سزاوارتریم که بر تو سجده کنیم 425 00:18:34,160 --> 00:18:36,160 و او گفت 426 00:18:36,160 --> 00:18:38,160 برای انسان مناسب نیست 427 00:18:38,160 --> 00:18:40,160 برای انسان سجده کردن 428 00:18:40,160 --> 00:18:42,160 حتی اگر برای انسان مفید باشد 429 00:18:42,160 --> 00:18:44,160 برای انسان سجده کردن 430 00:18:44,160 --> 00:18:46,160 به زن دستور داده شد که برای شوهرش سجده کند 431 00:18:46,160 --> 00:18:48,160 کسی که حق بزرگی بر او دارد 432 00:18:48,160 --> 00:18:50,160 سوگند به کسی که جان من در دست اوست 433 00:18:50,160 --> 00:18:52,160 اگر پای او بود 434 00:18:52,160 --> 00:18:54,160 تا محل اتصال سر او زخم وجود دارد 435 00:18:54,160 --> 00:18:56,160 چرک و چرک تراوش می کند 436 00:18:56,160 --> 00:18:58,160 سپس به او سلام کردم 437 00:18:58,160 --> 00:19:00,160 شما آنچه را که درست بود انجام ندادید 438 00:19:00,160 --> 00:19:02,829 از ابوسعید خدری 439 00:19:02,829 --> 00:19:04,829 خداوند از او راضی باشد 440 00:19:04,829 --> 00:19:06,829 او گفت 441 00:19:06,829 --> 00:19:08,829 به جز یک گرگ در چت 442 00:19:08,829 --> 00:19:10,829 بنابراین او آن را گرفت 443 00:19:10,829 --> 00:19:12,829 چوپان آن را خواست و از او ربود 444 00:19:12,829 --> 00:19:14,829 پس گرگ روی دمش نشست 445 00:19:14,829 --> 00:19:16,829 و او گفت 446 00:19:16,829 --> 00:19:18,829 آیا از خدا نمی ترسی؟ 447 00:19:18,829 --> 00:19:20,829 رزق و روزی ام را می گیری 448 00:19:20,829 --> 00:19:22,829 خدا او را به من برساند 449 00:19:22,829 --> 00:19:24,829 چوپان گفت 450 00:19:24,829 --> 00:19:26,829 عجب 451 00:19:26,829 --> 00:19:28,829 محمد صلی الله علیه و آله و سلم 452 00:19:28,829 --> 00:19:30,829 کلمات انسانی با من صحبت می کنند 453 00:19:30,829 --> 00:19:32,829 گرگ به او گفت 454 00:19:32,829 --> 00:19:34,829 آیا چیزی شگفت انگیز به شما نگویم؟ 455 00:19:34,829 --> 00:19:36,829 از آن 456 00:19:36,829 --> 00:19:38,829 محمد صلی الله علیه و آله و سلم 457 00:19:38,829 --> 00:19:40,829 یثرب 458 00:19:40,829 --> 00:19:42,930 اخبار مردم را می گوید 459 00:19:42,930 --> 00:19:44,930 موارد فوق 460 00:19:44,930 --> 00:19:46,930 او گفت 461 00:19:46,930 --> 00:19:48,930 پس چوپان با گوسفندانش آمد 462 00:19:48,930 --> 00:19:50,930 تا اینکه وارد شهر شد 463 00:19:50,930 --> 00:19:52,930 آن را به گوشه ای منتقل کردند 464 00:19:52,930 --> 00:19:54,930 از زوایای آن 465 00:19:54,930 --> 00:19:56,930 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 466 00:19:56,930 --> 00:19:58,930 پس بهش بگو 467 00:19:58,930 --> 00:20:00,930 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد 468 00:20:00,930 --> 00:20:02,930 فنودی 469 00:20:02,930 --> 00:20:04,930 دعا جهانی است 470 00:20:04,930 --> 00:20:06,930 سپس بیرون رفت و به چوپان گفت 471 00:20:06,930 --> 00:20:08,930 به آنها بگویید 472 00:20:08,930 --> 00:20:10,930 پس چوپان آنچه را که شنید به آنها گفت 473 00:20:10,930 --> 00:20:12,960 از گرگ 474 00:20:12,960 --> 00:20:14,960 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 475 00:20:14,960 --> 00:20:16,960 باور کن 476 00:20:16,960 --> 00:20:18,960 سوگند به کسی که جان من در دست اوست 477 00:20:18,960 --> 00:20:20,960 قیامت نمی آید تا اینکه 478 00:20:20,960 --> 00:20:22,960 جانوران وحشی با انسان صحبت می کنند 479 00:20:22,960 --> 00:20:24,960 مرد با شیرینی تازیانه اش حرف می زند 480 00:20:24,960 --> 00:20:26,960 و بند کفشش 481 00:20:26,960 --> 00:20:28,960 و ران او به او می گوید که چه 482 00:20:28,960 --> 00:20:30,960 جدیدترین خانواده بعد از او 483 00:20:30,960 --> 00:20:33,660 از سلمه بن الاکوا 484 00:20:33,660 --> 00:20:35,660 گفت خداوند از او راضی باشد 485 00:20:35,660 --> 00:20:37,660 مردی خورد 486 00:20:37,660 --> 00:20:39,660 با رسول خدا صلی الله علیه و آله 487 00:20:39,660 --> 00:20:41,660 در سمت چپ او 488 00:20:41,660 --> 00:20:43,660 او رضی الله عنه به او گفت 489 00:20:43,660 --> 00:20:45,660 با دست راست بخور 490 00:20:45,660 --> 00:20:47,660 او گفت 491 00:20:47,660 --> 00:20:49,660 من نمی توانم 492 00:20:49,660 --> 00:20:51,660 گفت: نه نمی توانم. 493 00:20:51,660 --> 00:20:53,660 فقط تکبر مانع او می شود 494 00:20:53,660 --> 00:20:55,660 او گفت 495 00:20:55,660 --> 00:20:57,660 آن را تا دهانش بلند نکرد 496 00:20:57,660 --> 00:21:00,210 از انس بن مالک 497 00:21:00,210 --> 00:21:02,210 گفت خداوند از او راضی باشد 498 00:21:02,210 --> 00:21:04,210 او یک مرد بود 499 00:21:04,210 --> 00:21:06,210 به پیامبر صلی الله علیه و آله می نویسد 500 00:21:06,210 --> 00:21:08,210 و این بود 501 00:21:08,210 --> 00:21:10,210 بقره را خواند 502 00:21:10,210 --> 00:21:12,210 و خاندان عمران 503 00:21:12,210 --> 00:21:14,210 هرگاه مردی سوره بقره را می خواند 504 00:21:14,210 --> 00:21:16,210 و خاندان عمران در میان ما سرافرازند 505 00:21:16,210 --> 00:21:18,210 او رسول خدا بود 506 00:21:18,210 --> 00:21:20,210 خدا رحمتش کند و درود فرستد 507 00:21:20,210 --> 00:21:22,210 به او دیکته می کند 508 00:21:22,210 --> 00:21:24,210 بخشنده، مهربان 509 00:21:24,210 --> 00:21:26,210 پس مرد با علم می نویسد 510 00:21:26,210 --> 00:21:28,210 عاقل 511 00:21:28,210 --> 00:21:30,210 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله به او می فرماید 512 00:21:30,210 --> 00:21:32,210 فلان و فلان را بنویس 513 00:21:32,210 --> 00:21:34,210 او گفت 514 00:21:34,210 --> 00:21:36,210 هرجوری میخوای بنویس 515 00:21:36,210 --> 00:21:38,210 و علم او به او حکم می کند 516 00:21:38,210 --> 00:21:40,210 عاقل است و می نویسد 517 00:21:40,210 --> 00:21:42,210 شنوا و بینا 518 00:21:42,210 --> 00:21:44,210 می گوید: بنویس. 519 00:21:44,210 --> 00:21:46,240 چگونه می خواهید 520 00:21:46,240 --> 00:21:48,240 گفت پس بپوش 521 00:21:48,240 --> 00:21:50,240 پس به مشرکان پیوست 522 00:21:50,240 --> 00:21:52,240 به مشرکان گفت 523 00:21:52,240 --> 00:21:54,240 من به شما اطلاع می دهم 524 00:21:54,240 --> 00:21:56,240 با محمد 525 00:21:56,240 --> 00:21:58,240 و من نمی نوشتم 526 00:21:58,240 --> 00:22:00,240 به جز هر چیزی که شما بخواهید 527 00:22:00,240 --> 00:22:02,240 پس آن مرد مرد 528 00:22:02,240 --> 00:22:04,240 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 529 00:22:04,240 --> 00:22:06,240 زمین 530 00:22:06,240 --> 00:22:08,240 قبولش نکن 531 00:22:08,240 --> 00:22:10,240 انس گفت 532 00:22:10,240 --> 00:22:12,240 ابوطلحه به من گفت 533 00:22:12,240 --> 00:22:14,240 او به سرزمینی که در آن مرده بود آمد 534 00:22:14,240 --> 00:22:16,240 اون مرد 535 00:22:16,240 --> 00:22:18,240 مطرود 536 00:22:18,240 --> 00:22:20,240 ابوطلحه گفت 537 00:22:20,240 --> 00:22:22,240 مشکل این مرد چیست؟ 538 00:22:22,240 --> 00:22:24,240 گفتند دفنش کردیم 539 00:22:24,240 --> 00:22:26,240 بارها و بارها قبول نکرد 540 00:22:26,240 --> 00:22:29,099 زمین هم همینطور 541 00:22:29,099 --> 00:22:31,099 شواهد نبوت او 542 00:22:31,099 --> 00:22:33,099 در ام آباد چه بر او گذشت 543 00:22:33,099 --> 00:22:35,099 وقتی از او پرسید 544 00:22:35,099 --> 00:22:37,099 این چت چیه مادر؟ 545 00:22:37,099 --> 00:22:39,099 معبد او گفت 546 00:22:39,099 --> 00:22:41,099 تلاش پشت سر گذاشت 547 00:22:41,099 --> 00:22:43,099 در مورد گوسفند گفت 548 00:22:43,099 --> 00:22:45,099 شیر داخلش هست؟ 549 00:22:45,099 --> 00:22:47,099 او گفت 550 00:22:47,099 --> 00:22:49,099 او بیشتر از این استرس دارد 551 00:22:49,099 --> 00:22:51,099 گفت: اجازه می دهی؟ 552 00:22:51,099 --> 00:22:53,099 برای شیر دادن به او 553 00:22:53,099 --> 00:22:55,099 به پدرم بله گفت 554 00:22:55,099 --> 00:22:57,099 تو و مامانم اگه دیدی 555 00:22:57,099 --> 00:22:59,099 دوشید، پس دوشید 556 00:22:59,099 --> 00:23:01,099 بنابراین او آن را فراخواند 557 00:23:01,099 --> 00:23:03,099 با دستش پستانش را پاک کرد 558 00:23:03,099 --> 00:23:05,099 خدا را صدا زد و صدا زد 559 00:23:05,099 --> 00:23:07,099 او آن را در گوسفند خود دارد 560 00:23:07,099 --> 00:23:09,099 من از او تعجب کردم 561 00:23:09,099 --> 00:23:11,099 برگشتم و نشخوار کردم 562 00:23:11,099 --> 00:23:13,099 او با ما تماس گرفت 563 00:23:13,099 --> 00:23:15,099 حبس حتی با ادویه 564 00:23:15,099 --> 00:23:17,099 سپس به آن آب داد تا اینکه 565 00:23:17,099 --> 00:23:19,099 آن موقع روایت کردم 566 00:23:19,099 --> 00:23:21,099 اصحابش آن را سیراب کردند تا خشک شود 567 00:23:21,099 --> 00:23:23,099 سپس آخرین آنها نوشیدند 568 00:23:23,099 --> 00:23:25,099 خدا رحمتش کند و درود فرستد 569 00:23:25,099 --> 00:23:27,230 اینها تعدادی هستند 570 00:23:27,230 --> 00:23:29,230 معجزات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 571 00:23:29,230 --> 00:23:31,230 متن می 572 00:23:31,230 --> 00:23:33,230 امام نووی با توضیح ایشان 573 00:23:33,230 --> 00:23:35,230 به روایت صحیح امام مسلم 574 00:23:35,230 --> 00:23:37,230 اون معجزات 575 00:23:37,230 --> 00:23:39,230 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 576 00:23:39,230 --> 00:23:41,230 بیش از 577 00:23:41,230 --> 00:23:43,230 2200 578 00:23:43,230 --> 00:23:45,259 گنجینه های بیوگرافی