WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.520
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.520 --> 00:00:06.929
گنجینه های بیوگرافی

00:00:06.929 --> 00:00:15.699
شاهد بر نبوت او رضی الله عنه

00:00:15.699 --> 00:00:22.129
تعداد زیادی برای ذکر وجود دارد

00:00:22.129 --> 00:00:25.010
خداوند متعال فرمود

00:00:25.010 --> 00:00:29.969
ساعت نزدیک شد و ماه فعال شد

00:00:29.969 --> 00:00:33.490
و اگر نشانه ای ببینند روی برمی گردانند

00:00:33.490 --> 00:00:37.009
و می گویند این جادویی است که ماندگار است

00:00:37.009 --> 00:00:41.810
دروغ می گفتند و از خواسته های خود پیروی می کردند

00:00:41.810 --> 00:00:45.250
همه چیز پایدار است

00:00:45.250 --> 00:00:53.649
و خبری به آنها رسیده که ناراحت کننده است

00:00:53.649 --> 00:00:56.130
خرد افراطی

00:00:56.130 --> 00:01:01.100
نذر فایده ای ندارد، پس از آنها روی گردان

00:01:01.100 --> 00:01:02.939
دانشمندان موافقت کرده اند

00:01:03.020 --> 00:01:07.579
اما ماه برای پیامبر صلی الله علیه و آله شکافت

00:01:07.579 --> 00:01:10.859
احادیث زیادی در این باره وجود دارد

00:01:10.859 --> 00:01:13.739
از جمله آنچه امام بخاری نقل کرده است

00:01:13.739 --> 00:01:16.620
قال عن انس رضی الله عنه

00:01:16.620 --> 00:01:21.180
مردم مکه از پیامبر صلی الله علیه و آله آیه ای خواستند

00:01:21.180 --> 00:01:24.379
ماه در مکه به دو قسمت تقسیم شد

00:01:24.379 --> 00:01:30.140
گفت ساعت نزدیک شده و ماه شکافته است

00:01:30.219 --> 00:01:33.819
از انس بن مالک رضی الله عنه گفت

00:01:33.819 --> 00:01:37.099
روز جمعه مردی وارد مسجد شد

00:01:37.099 --> 00:01:40.219
به خاطر اعتبار منبر

00:01:40.219 --> 00:01:45.019
رسول خدا صلی الله علیه و آله ایستاده بود و خطبه می خواند

00:01:45.019 --> 00:01:49.819
رسول خدا صلی الله علیه و آله را ایستاده ملاقات کرد

00:01:49.819 --> 00:01:52.780
گفت یا رسول الله

00:01:52.780 --> 00:01:56.620
پول گم شد و سرگردان شد

00:01:56.620 --> 00:01:59.420
پس از خدا بخواهید که به ما کمک کند

00:01:59.420 --> 00:02:00.859
انس گفت

00:02:00.859 --> 00:02:04.620
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستان خود را بلند کرد

00:02:04.620 --> 00:02:07.819
گفت: خدایا به ما آب بده

00:02:07.819 --> 00:02:09.740
خدایا به ما آب بده

00:02:09.740 --> 00:02:12.060
خدایا به ما آب بده

00:02:12.060 --> 00:02:13.659
انس گفت

00:02:13.659 --> 00:02:19.020
به خدا سوگند ما هیچ ابر و رعد و برق و چیزی در آسمان نمی بینیم

00:02:19.020 --> 00:02:23.180
خانه و خانه ای بین ما و سیلا نیست

00:02:23.180 --> 00:02:27.099
ابری مانند سپر پشت سر او ظاهر شد

00:02:27.180 --> 00:02:29.500
وقتی به آسمان رسید

00:02:29.500 --> 00:02:31.900
پخش شد و بعد باران بارید

00:02:31.900 --> 00:02:35.979
گفت: به خدا سوگند ما در ساعت شش خورشید را ندیدیم.

00:02:35.979 --> 00:02:38.060
یعنی شش روز

00:02:38.060 --> 00:02:42.539
سپس جمعه بعد مردی از آن در وارد شد

00:02:42.539 --> 00:02:47.259
رسول خدا صلی الله علیه و آله ایستاده بود و خطبه می خواند

00:02:47.259 --> 00:02:50.060
پس او را ایستاده ملاقات کرد و گفت

00:02:50.060 --> 00:02:51.900
ای رسول خدا

00:02:51.900 --> 00:02:55.099
پول از دست رفت و جاده ها قطع شد

00:02:55.099 --> 00:02:57.580
دعا می کنم خدا او را بگیرد

00:02:57.580 --> 00:02:58.699
او گفت

00:02:58.699 --> 00:03:03.979
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستان خود را بلند کرد و سپس فرمود

00:03:03.979 --> 00:03:07.180
خدایا در اطراف ما نه علیه ما

00:03:07.180 --> 00:03:12.860
خدایا، بر تپه ها و کوه ها و درختان و بالای درختان

00:03:12.860 --> 00:03:14.060
او گفت

00:03:14.060 --> 00:03:17.939
بنابراین متوقف شد و ما بیرون رفتیم و زیر آفتاب قدم زدیم

00:03:17.939 --> 00:03:19.419
شرک گفت

00:03:19.419 --> 00:03:21.259
پس از انس پرسیدم

00:03:21.259 --> 00:03:24.219
آیا او همان کسی است که اول پرسید؟

00:03:24.300 --> 00:03:27.460
گفت نمی دانم

00:03:27.460 --> 00:03:30.099
عَلَى اللَّهُ عَلَى اللَّهُ عَلَى اللَّهُ عَلَیْهِ قَالَ

00:03:30.099 --> 00:03:33.620
رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم

00:03:33.620 --> 00:03:35.860
نماز عصر آمد

00:03:35.860 --> 00:03:39.460
مردم دنبال وضو رفتند اما نیافتند

00:03:39.460 --> 00:03:43.939
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله را آوردند تا وضو بگیرد

00:03:43.939 --> 00:03:49.460
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دست خود را در آن آب گذاشت

00:03:49.460 --> 00:03:52.530
پس به مردم دستور داد که برای او وضو بگیرند

00:03:52.530 --> 00:03:56.050
دیدم از زیر انگشتانش آب می جوشد

00:03:56.050 --> 00:04:01.550
پس مردم وضو گرفتند تا اینکه آخرین آنها وضو گرفتند

00:04:01.550 --> 00:04:04.189
عَلَى اللَّهُ عَلَى اللَّهُ عَلَى اللَّهُ عَلَیْهِ قَالَ

00:04:04.189 --> 00:04:08.949
رسول خدا صلی الله علیه و آله در الزورا بود

00:04:08.949 --> 00:04:13.780
او ظرفی با آب آورد که انگشتانش را زیر آب نمی برد

00:04:13.780 --> 00:04:16.939
پس به یارانش دستور داد که وضو بگیرند

00:04:16.939 --> 00:04:19.259
پس کف دستش را در آب گذاشت

00:04:19.300 --> 00:04:24.339
از میان انگشتان و سرانگشتانش آب جوشید

00:04:24.339 --> 00:04:26.699
تا اینکه مردم وضو گرفتند

00:04:26.699 --> 00:04:29.899
به انس گفتم چقدر هستی

00:04:29.899 --> 00:04:33.939
گفت سیصد نفریم

00:04:33.939 --> 00:04:37.899
از براء بن عازب رضی الله عنه می فرماید:

00:04:37.899 --> 00:04:41.579
روز حدیبیه هزار و چهارصد نفر بودیم

00:04:41.579 --> 00:04:43.819
حدیبیه چاه دارد

00:04:43.819 --> 00:04:47.740
آن را برداشتیم تا قطره ای در آن باقی نماند

00:04:47.779 --> 00:04:50.899
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نشست

00:04:50.899 --> 00:04:52.779
در لبه چاه

00:04:52.779 --> 00:04:54.579
پس آب خواست

00:04:54.579 --> 00:04:57.300
پس دهانش را شست و در چاه آب ریخت

00:04:57.300 --> 00:04:59.500
نه چندان دور ماندیم

00:04:59.500 --> 00:05:02.220
بعد آب کشیدیم تا آب کافی داشت

00:05:02.220 --> 00:05:05.819
مسافران ما صادر یا صادر می شدند

00:05:05.819 --> 00:05:09.220
از ابوهریره رضی الله عنه گفت

00:05:09.220 --> 00:05:13.819
به خدا اگر از گرسنگی جگرم بر زمین تکیه کنم

00:05:13.819 --> 00:05:18.019
حتی اگر از گرسنگی سنگی بر شکمم بگذارم

00:05:18.019 --> 00:05:22.699
یک روز در مسیری که از آن می رفتند نشستم

00:05:22.699 --> 00:05:24.459
پس ابوبکر از آنجا گذشت

00:05:24.459 --> 00:05:28.500
پس از او درباره آیه ای از کتاب خدای تعالی پرسیدم

00:05:28.500 --> 00:05:31.540
فقط از او خواستم دنبالم بیاید

00:05:31.540 --> 00:05:33.180
او این کار را نکرد

00:05:33.180 --> 00:05:34.779
عمر گذشت

00:05:34.779 --> 00:05:38.819
پس از او درباره آیه ای از کتاب خدای تعالی پرسیدم

00:05:38.819 --> 00:05:42.060
فقط از او خواستم دنبالم بیاید

00:05:42.060 --> 00:05:43.779
او این کار را نکرد

00:05:43.779 --> 00:05:47.620
ابوالقاسم رضی الله عنه گذشت

00:05:47.660 --> 00:05:50.819
او می دانست چه در چهره و چه در روح من است

00:05:50.819 --> 00:05:52.060
و او گفت

00:05:52.060 --> 00:05:53.620
ابوهریره

00:05:53.620 --> 00:05:54.899
به او گفتم

00:05:54.899 --> 00:05:57.420
به فرمان تو ای رسول خدا

00:05:57.420 --> 00:05:58.660
و او گفت

00:05:58.660 --> 00:06:00.019
درسته

00:06:00.019 --> 00:06:01.300
پس اجازه خواستم

00:06:01.300 --> 00:06:02.860
پس به من اجازه داد

00:06:02.860 --> 00:06:05.259
شیر را در فنجانی یافت

00:06:05.259 --> 00:06:08.779
او رضی الله عنه به خانواده اش گفت

00:06:08.779 --> 00:06:11.139
این شیر رو از کجا گرفتی؟

00:06:11.139 --> 00:06:12.500
و گفتند

00:06:12.500 --> 00:06:14.459
فلانی به ما داد

00:06:14.459 --> 00:06:16.420
یا خانواده فلانی

00:06:16.420 --> 00:06:17.540
او گفت

00:06:17.540 --> 00:06:19.180
ابوهریره

00:06:19.180 --> 00:06:20.060
گفتم

00:06:20.060 --> 00:06:22.600
به فرمان تو ای رسول خدا

00:06:22.600 --> 00:06:23.720
او گفت

00:06:23.720 --> 00:06:27.399
نزد اهل صوفه برو و آنان را نزد من دعوت کن

00:06:27.399 --> 00:06:29.279
ابوهریره گفت

00:06:29.279 --> 00:06:32.319
اهل سفاح مهمان اسلام هستند

00:06:32.319 --> 00:06:35.360
نه خانواده داشت و نه پول

00:06:35.360 --> 00:06:38.720
اگر نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد

00:06:38.720 --> 00:06:41.199
هدیه ای از او

00:06:41.199 --> 00:06:43.639
و برایشان فرستاد

00:06:43.639 --> 00:06:45.879
و اگر صدقه به او رسید

00:06:45.920 --> 00:06:49.560
آن را برایشان فرستاد و آسیبی به او نرسید

00:06:49.560 --> 00:06:51.360
ابوهریره گفت

00:06:51.360 --> 00:06:53.279
و این باعث ناراحتی من شد

00:06:53.279 --> 00:06:56.560
امیدوار بودم از خوردن شیر مریض شوم

00:06:56.560 --> 00:07:00.439
من برای بقیه روز و شب قدرت می گیرم

00:07:00.439 --> 00:07:01.519
و من گفتم

00:07:01.519 --> 00:07:03.160
من پیام آور هستم

00:07:03.160 --> 00:07:05.000
اگر مردم بیایند

00:07:05.000 --> 00:07:07.399
من بودم که به آنها می دادم

00:07:07.399 --> 00:07:08.519
و من گفتم

00:07:08.519 --> 00:07:11.360
چه چیزی از این شیر برای من باقی مانده است؟

00:07:11.360 --> 00:07:14.040
اطاعت از خداوند متعال نبود

00:07:14.079 --> 00:07:18.600
اطاعت از رسول خدا صلی الله علیه و آله واجب است

00:07:18.600 --> 00:07:20.839
پس رفتم و با آنها تماس گرفتم

00:07:20.839 --> 00:07:24.240
پس آمدند و اجازه خواستند و او به آنها اجازه داد

00:07:24.240 --> 00:07:27.040
بنابراین آنها از خانه نشستند

00:07:27.040 --> 00:07:28.480
سپس گفت

00:07:28.480 --> 00:07:30.000
ابوهریره

00:07:30.000 --> 00:07:31.959
بگیر و به آنها بده

00:07:31.959 --> 00:07:33.000
او گفت

00:07:33.000 --> 00:07:34.680
پس لیوان را برداشتم

00:07:34.680 --> 00:07:36.839
بنابراین شروع به دادن آنها کردم

00:07:36.839 --> 00:07:39.040
مرد لیوان را می گیرد

00:07:39.040 --> 00:07:41.240
تا زمانی که تشنگی خود را رفع کند می نوشد

00:07:41.240 --> 00:07:43.279
سپس لیوان را برمی گرداند

00:07:43.279 --> 00:07:46.160
تا اینکه به آخرین آنها رسیدی

00:07:46.160 --> 00:07:50.319
به رسول خدا صلی الله علیه و آله داده شد

00:07:50.319 --> 00:07:51.920
پس لیوان را گرفت

00:07:51.920 --> 00:07:53.839
پس آن را در دستش گذاشت

00:07:53.839 --> 00:07:56.160
و فیضش در او باقی ماند

00:07:56.160 --> 00:07:59.800
سپس سرش را بلند کرد و به او نگاه کرد و لبخند زد

00:07:59.800 --> 00:08:01.000
و او گفت

00:08:01.000 --> 00:08:02.560
ابوهریره

00:08:02.560 --> 00:08:03.480
گفتم

00:08:03.480 --> 00:08:06.000
به فرمان تو ای رسول خدا

00:08:06.000 --> 00:08:07.040
او گفت

00:08:07.040 --> 00:08:09.240
من و تو می مانیم

00:08:09.240 --> 00:08:10.120
گفتم

00:08:10.120 --> 00:08:12.480
حق با شماست یا رسول الله

00:08:12.519 --> 00:08:13.519
او گفت

00:08:13.519 --> 00:08:15.399
پس بشین و بنوش

00:08:15.399 --> 00:08:17.079
ابوهریره گفت

00:08:17.079 --> 00:08:19.120
پس نشستم و نوشیدم

00:08:19.120 --> 00:08:20.439
سپس گفت

00:08:20.439 --> 00:08:21.519
بنوشید

00:08:21.519 --> 00:08:22.879
پس نوشید

00:08:22.879 --> 00:08:25.399
او هنوز به من می گوید که بنوشم

00:08:25.399 --> 00:08:26.600
پس من می نوشم

00:08:26.600 --> 00:08:28.279
تا اینکه گفتم

00:08:28.279 --> 00:08:30.920
نه، سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد

00:08:30.920 --> 00:08:33.480
من نمی توانم راهی برای او پیدا کنم

00:08:33.480 --> 00:08:34.480
او گفت

00:08:34.480 --> 00:08:36.360
لیوان را به من داد

00:08:36.360 --> 00:08:38.519
لیوان را به او پس داد

00:08:38.519 --> 00:08:41.659
پس ضایعات آن را نوشید

00:08:41.659 --> 00:08:45.340
از انس بن مالک رضی الله عنه گفت

00:08:45.340 --> 00:08:48.299
ابوطلحه به ام سلیم گفت

00:08:48.299 --> 00:08:53.500
صدای رسول خدا صلی الله علیه و آله را ضعیف شنیدم

00:08:53.500 --> 00:08:55.700
من گرسنگی را می شناسم

00:08:55.700 --> 00:08:57.860
چیزی داری؟

00:08:57.860 --> 00:08:59.419
او گفت بله

00:08:59.419 --> 00:09:02.100
بنابراین او قرص های جو را بیرون آورد

00:09:02.100 --> 00:09:04.460
سپس چادرش را بیرون آورد

00:09:04.460 --> 00:09:06.419
نان را با هم پیچید

00:09:06.419 --> 00:09:08.659
بعد گذاشتمش زیر دستم

00:09:08.659 --> 00:09:10.899
من مجذوب هیچ کدام از آن نیستم

00:09:10.899 --> 00:09:15.659
سپس مرا نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستاد

00:09:15.659 --> 00:09:16.820
او گفت

00:09:16.820 --> 00:09:18.299
پس با او رفتم

00:09:18.299 --> 00:09:23.940
رسول خدا صلی الله علیه و آله را در مسجد و مردم با او یافتم

00:09:23.940 --> 00:09:25.500
بنابراین من در مقابل او ایستادم

00:09:25.500 --> 00:09:29.500
رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود

00:09:29.500 --> 00:09:31.620
ابوطلحه تو را فرستاد

00:09:31.620 --> 00:09:33.059
گفتم بله

00:09:33.059 --> 00:09:33.980
او گفت

00:09:33.980 --> 00:09:35.299
با غذا

00:09:35.299 --> 00:09:36.740
گفتم بله

00:09:36.779 --> 00:09:41.100
رسول خدا صلی الله علیه و آله به همراهانش فرمود

00:09:41.100 --> 00:09:42.259
بلند شو

00:09:42.259 --> 00:09:45.419
پس راه افتاد و به دست آنها رفت

00:09:45.419 --> 00:09:48.960
تا اینکه نزد ابوطلحه آمدم و به او گفتم

00:09:48.960 --> 00:09:50.879
ابوطلحه گفت

00:09:50.879 --> 00:09:52.639
ای مادر سلیم

00:09:52.639 --> 00:09:57.039
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمدند

00:09:57.039 --> 00:09:59.799
ما چیزی نداریم که به آنها غذا بدهیم

00:09:59.799 --> 00:10:01.080
و او گفت

00:10:01.080 --> 00:10:03.879
خدا و رسولش بهتر می دانند

00:10:03.919 --> 00:10:09.799
پس ابوطلحه به راه افتاد تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را ملاقات کرد

00:10:09.799 --> 00:10:15.120
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و ابوطلحه با او آمدند

00:10:15.120 --> 00:10:18.879
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:10:18.879 --> 00:10:21.080
آیا ام ام سلیم؟

00:10:21.080 --> 00:10:22.559
چی داری؟

00:10:22.559 --> 00:10:25.080
پس آن نان را آورد

00:10:25.080 --> 00:10:29.200
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد

00:10:29.200 --> 00:10:30.399
Ffft

00:10:30.399 --> 00:10:33.460
مادرش سلیم عکا را فشار داد و خون او را ساخت

00:10:34.139 --> 00:10:39.259
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هر چه می خواست در این باره بگوید

00:10:40.019 --> 00:10:41.019
سپس گفت

00:10:41.019 --> 00:10:42.960
سپس برای ده

00:10:42.960 --> 00:10:44.100
پس به آنها اجازه داد

00:10:44.580 --> 00:10:47.360
پس خوردند تا سیر شدند و بعد رفتند

00:10:47.759 --> 00:10:48.620
سپس گفت

00:10:49.200 --> 00:10:50.340
سپس برای ده

00:10:50.879 --> 00:10:51.820
پس به آنها اجازه داد

00:10:52.399 --> 00:10:54.980
پس خوردند تا خورد و بعد رفتند

00:10:55.940 --> 00:10:56.700
و او گفت

00:10:57.019 --> 00:10:58.059
سپس برای ده

00:10:58.679 --> 00:10:59.600
پس به آنها اجازه داد

00:10:59.600 --> 00:11:02.960
خوردند تا سیر شدند و بعد رفتند

00:11:02.960 --> 00:11:06.159
سپس به ده گفت

00:11:06.159 --> 00:11:08.559
پس همه مردم خوردند

00:11:08.559 --> 00:11:12.000
مردم هفتاد هشتاد مرد بودند

00:11:12.000 --> 00:11:16.100
از ابوهریره رضی الله عنه گفت

00:11:16.100 --> 00:11:18.820
جنگ تبوک چه زمانی بود؟

00:11:18.820 --> 00:11:21.139
مردم گرسنه بودند

00:11:21.139 --> 00:11:23.460
گفتند یا رسول الله

00:11:23.460 --> 00:11:26.740
اگر اجازه بدهید، آب آشامیدنی خود را قربانی می کنیم

00:11:26.740 --> 00:11:28.980
پس خوردیم و خود را مسح کردیم

00:11:29.730 --> 00:11:31.970
گفت انجامش بده

00:11:31.970 --> 00:11:34.210
عمر آمد و گفت

00:11:34.210 --> 00:11:35.809
ای رسول خدا

00:11:35.809 --> 00:11:38.210
ظهر هیجان زده شوید

00:11:38.210 --> 00:11:41.330
اما من آنها را به لطف تدارکاتشان دعوت می کنم

00:11:41.330 --> 00:11:44.129
سپس برای برکات آنها دعا کنید

00:11:44.129 --> 00:11:47.840
شاید خداوند این را نعمتی قرار دهد

00:11:47.840 --> 00:11:51.279
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد

00:11:51.279 --> 00:11:53.039
بیرون می رویم و استراحت می کنیم

00:11:53.039 --> 00:11:56.559
تدارکات آنها را صدا زد و آورد

00:11:56.799 --> 00:11:59.759
پس مرد شروع کرد به آوردن مشتی خرما

00:11:59.759 --> 00:12:01.840
دیگری با کسری است

00:12:01.840 --> 00:12:06.080
تا اینکه توافق بر سر برخی از آنها آسان بود

00:12:06.080 --> 00:12:09.919
پس دعا کرد که او را برکت دهند و سپس فرمود

00:12:09.919 --> 00:12:12.480
در کاسه های خود ببرید

00:12:12.480 --> 00:12:14.720
پس آن را در ظروف خود بردند

00:12:14.720 --> 00:12:17.600
حتی در سربازی دیگ باقی نگذاشتند

00:12:17.600 --> 00:12:19.279
تا اینکه پر کردند

00:12:19.279 --> 00:12:21.360
و خوردند تا سیر شدند

00:12:21.360 --> 00:12:23.340
و فیض لطف او

00:12:23.419 --> 00:12:27.259
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:12:27.259 --> 00:12:30.139
شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست

00:12:30.139 --> 00:12:32.379
و من رسول خدا هستم

00:12:32.379 --> 00:12:35.740
هیچ بنده ای بدون شک خدا را ملاقات نمی کند

00:12:35.740 --> 00:12:38.590
او را از بهشت مسدود می کنند

00:12:38.590 --> 00:12:42.750
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت

00:12:42.750 --> 00:12:46.269
با پیامبر صلی الله علیه و آله راه افتادیم

00:12:46.269 --> 00:12:49.309
تا اینکه به وادی افیه رفتیم

00:12:49.389 --> 00:12:54.350
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رفت تا راحت شود

00:12:54.350 --> 00:12:57.549
پس با نوشیدن آب به دنبال او رفتم

00:12:57.549 --> 00:13:00.830
نگاه کرد و چیزی ندید که او را بپوشاند

00:13:00.830 --> 00:13:04.269
و در ساحل دره دو درخت بود

00:13:04.269 --> 00:13:06.750
پس نزد یکی از آنها رفت

00:13:06.750 --> 00:13:09.389
پس یکی از شاخه های آن را گرفت

00:13:09.389 --> 00:13:13.549
گفت: به خواست خدا نجات خواهم یافت.

00:13:13.549 --> 00:13:18.509
پس او را مانند شتر خراشیده ای که پیشوا می سازد با او هدایت کردند

00:13:18.590 --> 00:13:22.429
حتی اگر در وسط بین آنها باشد

00:13:22.429 --> 00:13:25.070
در مورد بین آنها و گفت

00:13:25.070 --> 00:13:27.950
کاری که باید بکنم انشالله

00:13:27.950 --> 00:13:29.950
بنابراین آنها ملاقات کردند

00:13:29.950 --> 00:13:31.950
جابر گفت

00:13:31.950 --> 00:13:33.950
جابر گفت

00:13:33.950 --> 00:13:35.950
بنابراین برای گرفتن آن بیرون رفتم

00:13:35.950 --> 00:13:37.950
بنابراین آنها ملاقات کردند

00:13:37.950 --> 00:13:39.950
بنابراین آنها ملاقات کردند

00:13:39.950 --> 00:13:41.950
بنابراین آنها ملاقات کردند

00:13:41.950 --> 00:13:44.049
بنابراین آنها ملاقات کردند

00:13:44.049 --> 00:13:46.049
بنابراین آنها ملاقات کردند

00:13:46.129 --> 00:13:48.129
جابر گفت

00:13:48.129 --> 00:13:50.129
بنابراین برای گرفتن آن بیرون رفتم

00:13:50.129 --> 00:13:53.220
از ترس اینکه به من احساس نزدیکی و دوری کند

00:13:53.220 --> 00:13:55.220
پس نشستم و با خودم حرف زدم

00:13:55.220 --> 00:13:57.220
بعد به خودم آمدم

00:13:57.220 --> 00:14:02.659
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم که نزدیک می شود

00:14:02.659 --> 00:14:05.700
و اینک دو درخت از هم جدا شدند

00:14:05.700 --> 00:14:09.700
هر یک از آنها روی یک پا ایستاده بودند

00:14:09.700 --> 00:14:14.659
رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم که ایستاده و ایستاده است

00:14:14.659 --> 00:14:18.659
با سرش اینجوری راست و چپ گفت

00:14:18.659 --> 00:14:21.230
برای نگاه کردن به اطراف

00:14:21.230 --> 00:14:24.750
از ابن عمر رضی الله عنهم گفت

00:14:24.750 --> 00:14:29.389
در سفری با رسول خدا صلی الله علیه و آله بودیم

00:14:29.389 --> 00:14:31.389
سپس بادیه نشینان من پذیرفتند

00:14:31.389 --> 00:14:33.389
وقتی به او نزدیکتر شدیم

00:14:33.389 --> 00:14:36.750
رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود

00:14:36.750 --> 00:14:38.750
جایی که شما می خواهید

00:14:38.750 --> 00:14:40.750
به خانواده ام گفت

00:14:40.750 --> 00:14:42.750
او گفت

00:14:42.750 --> 00:14:44.750
خدای خوبی داری؟

00:14:44.750 --> 00:14:46.750
چیست؟

00:14:46.750 --> 00:14:48.750
او گفت

00:14:48.750 --> 00:14:52.750
تو گواهی می دهی که معبودی جز خدای یکتا و بدون شریک نیست

00:14:52.750 --> 00:14:54.750
و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست

00:14:54.750 --> 00:14:56.750
او گفت

00:14:56.750 --> 00:14:58.750
آیا کسی هست که شاهد سخنان شما باشد؟

00:14:58.750 --> 00:15:00.750
او گفت

00:15:00.750 --> 00:15:02.750
این درخت

00:15:02.750 --> 00:15:06.750
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله او را صدا زد

00:15:06.750 --> 00:15:08.750
در ساحل دره است

00:15:08.750 --> 00:15:10.750
پس آمدی تا زمین را گونه خود کنی

00:15:10.750 --> 00:15:12.750
بنابراین او در دستان او ایستاد

00:15:12.750 --> 00:15:14.750
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:15:14.750 --> 00:15:16.750
پس او را سه بار به شهادت رساند

00:15:16.750 --> 00:15:18.750
شهادت دادم که همان طور بود که او گفت

00:15:18.750 --> 00:15:20.750
سپس او

00:15:20.750 --> 00:15:22.750
او به لانه خود بازگشت

00:15:22.750 --> 00:15:24.750
بادیه نشینان برگشتند

00:15:24.750 --> 00:15:26.750
به مردمش گفت

00:15:26.750 --> 00:15:28.750
اگر دنبال من بیایند، آنها را برای شما خواهم آورد

00:15:28.750 --> 00:15:30.750
در غیر این صورت به شما برمی گردم

00:15:30.750 --> 00:15:33.230
و من با تو بودم

00:15:33.230 --> 00:15:37.230
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت

00:15:37.230 --> 00:15:41.230
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:15:41.230 --> 00:15:43.230
او روز جمعه بیدار بود

00:15:43.230 --> 00:15:45.230
به درخت یا نخل

00:15:45.230 --> 00:15:47.230
زن انصار گفت

00:15:47.230 --> 00:15:49.230
ای رسول خدا

00:15:49.230 --> 00:15:51.230
آیا ما به شما سکوی نمی دهیم؟

00:15:51.230 --> 00:15:53.230
او گفت

00:15:53.230 --> 00:15:55.230
اگر دوست دارید

00:15:55.230 --> 00:15:57.230
پس برای او منبری درست کردند

00:15:57.230 --> 00:15:59.230
وقتی جمعه بود

00:15:59.230 --> 00:16:01.230
رانده به منبر

00:16:01.230 --> 00:16:03.230
درخت نخل فریاد زد

00:16:03.230 --> 00:16:05.230
پسر در حال فریاد

00:16:05.230 --> 00:16:07.230
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد

00:16:07.230 --> 00:16:09.230
پس آن را به او اضافه کرد

00:16:09.230 --> 00:16:11.230
اوه، پسر ناله کرد

00:16:11.230 --> 00:16:13.230
چه کسی زندگی می کند

00:16:13.230 --> 00:16:15.230
او گفت

00:16:15.230 --> 00:16:17.230
با شنیدن صدایش گریه می کرد

00:16:17.230 --> 00:16:19.299
اونوقت کی بهش اشاره کرد؟

00:16:19.299 --> 00:16:21.299
عن انس رضی الله عنه

00:16:21.299 --> 00:16:23.299
جابر بن عبدالله را شنید

00:16:23.299 --> 00:16:25.299
او می گوید

00:16:25.299 --> 00:16:27.299
مسقف مسجد روی کنده بود

00:16:27.299 --> 00:16:29.299
از درختان خرما

00:16:29.299 --> 00:16:31.299
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:16:31.299 --> 00:16:33.299
اگر نامزد کند

00:16:33.299 --> 00:16:35.299
به سمت تنه آن بلند می شود

00:16:35.299 --> 00:16:37.330
وقتی برای او منبر درست کردند

00:16:37.330 --> 00:16:39.330
و این بود

00:16:39.330 --> 00:16:41.330
بنابراین ما به آن تنه گوش دادیم

00:16:41.330 --> 00:16:43.330
صدایی مثل صدای باجگیر

00:16:43.330 --> 00:16:45.330
تا اینکه پیامبر آمد

00:16:45.330 --> 00:16:47.330
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:16:47.330 --> 00:16:49.330
پس دستش را روی آن گذاشت

00:16:49.330 --> 00:16:51.779
پس آرام شدم

00:16:51.779 --> 00:16:53.779
از جابر بن سمره رضی الله عنه

00:16:53.779 --> 00:16:55.779
او گفت

00:16:55.779 --> 00:16:57.779
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:16:57.779 --> 00:16:59.779
من نمی دانم

00:16:59.779 --> 00:17:01.779
سنگی در مکه

00:17:01.779 --> 00:17:03.779
او به من سلام کرد

00:17:03.779 --> 00:17:05.779
قبل از اینکه بفرستم

00:17:05.779 --> 00:17:08.130
من الان او را می شناسم

00:17:08.130 --> 00:17:10.130
از انس بن مالک رضی الله عنه

00:17:10.130 --> 00:17:12.130
او گفت

00:17:12.130 --> 00:17:14.130
خاندان بیت انصار بودند

00:17:14.130 --> 00:17:16.130
آنها احکامی دارند که بر اساس آنها وضع می کنند

00:17:16.130 --> 00:17:18.130
و برایشان سخت است

00:17:18.130 --> 00:17:20.130
از ظهور آنها جلوگیری کرد

00:17:20.130 --> 00:17:22.130
و انصار

00:17:22.130 --> 00:17:24.130
نزد رسول خدا آمدند

00:17:24.130 --> 00:17:26.130
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:17:26.130 --> 00:17:28.130
و گفتند

00:17:28.130 --> 00:17:30.130
ما شتری داشتیم که مرا فراموش کرد

00:17:30.130 --> 00:17:32.130
روی او و آن

00:17:32.130 --> 00:17:34.130
برای ما سخت بود و ما را از این کار باز داشت

00:17:34.130 --> 00:17:36.130
محصولات تشنه بودند

00:17:36.130 --> 00:17:38.130
و درختان خرما

00:17:38.130 --> 00:17:40.130
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:17:40.130 --> 00:17:42.130
به دوستانش

00:17:42.130 --> 00:17:44.130
بلند شو

00:17:44.130 --> 00:17:46.130
پس وارد دیوار شد و شتر رو به روی او بود

00:17:46.130 --> 00:17:48.130
پس پیامبر راه افتاد

00:17:48.130 --> 00:17:50.130
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:17:50.130 --> 00:17:52.130
انصار گفتند

00:17:52.130 --> 00:17:54.130
ای رسول خدا

00:17:54.130 --> 00:17:56.130
تبدیل شده است

00:17:56.130 --> 00:17:58.130
مثل سگ سگ

00:17:58.130 --> 00:18:00.130
ما برای شما از آمدن او می ترسیم

00:18:00.130 --> 00:18:02.130
و او گفت

00:18:02.130 --> 00:18:04.130
من با آن مشکلی ندارم

00:18:04.130 --> 00:18:06.130
وقتی شتر نگاه کرد

00:18:06.130 --> 00:18:08.130
به رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:18:08.130 --> 00:18:10.130
من آن را قبول دارم

00:18:10.130 --> 00:18:12.130
تا اینکه افتاد

00:18:12.130 --> 00:18:14.130
در دستانش سجده می کند

00:18:14.130 --> 00:18:16.130
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را گرفت

00:18:16.130 --> 00:18:18.130
با پیشانی اش

00:18:18.130 --> 00:18:20.130
تحقیر آمیزترین چیزی که تا به حال بوده است

00:18:20.130 --> 00:18:22.160
تا اینکه واردش بشم

00:18:22.160 --> 00:18:24.160
در محل کار

00:18:24.160 --> 00:18:26.160
یارانش به او گفتند

00:18:26.160 --> 00:18:28.160
ای رسول خدا

00:18:28.160 --> 00:18:30.160
این جانور معنا ندارد

00:18:30.160 --> 00:18:32.160
برایت سجده کرد

00:18:32.160 --> 00:18:34.160
ما سزاوارتریم که بر تو سجده کنیم

00:18:34.160 --> 00:18:36.160
و او گفت

00:18:36.160 --> 00:18:38.160
برای انسان مناسب نیست

00:18:38.160 --> 00:18:40.160
برای انسان سجده کردن

00:18:40.160 --> 00:18:42.160
حتی اگر برای انسان مفید باشد

00:18:42.160 --> 00:18:44.160
برای انسان سجده کردن

00:18:44.160 --> 00:18:46.160
به زن دستور داده شد که برای شوهرش سجده کند

00:18:46.160 --> 00:18:48.160
کسی که حق بزرگی بر او دارد

00:18:48.160 --> 00:18:50.160
سوگند به کسی که جان من در دست اوست

00:18:50.160 --> 00:18:52.160
اگر پای او بود

00:18:52.160 --> 00:18:54.160
تا محل اتصال سر او زخم وجود دارد

00:18:54.160 --> 00:18:56.160
چرک و چرک تراوش می کند

00:18:56.160 --> 00:18:58.160
سپس به او سلام کردم

00:18:58.160 --> 00:19:00.160
شما آنچه را که درست بود انجام ندادید

00:19:00.160 --> 00:19:02.829
از ابوسعید خدری

00:19:02.829 --> 00:19:04.829
خداوند از او راضی باشد

00:19:04.829 --> 00:19:06.829
او گفت

00:19:06.829 --> 00:19:08.829
به جز یک گرگ در چت

00:19:08.829 --> 00:19:10.829
بنابراین او آن را گرفت

00:19:10.829 --> 00:19:12.829
چوپان آن را خواست و از او ربود

00:19:12.829 --> 00:19:14.829
پس گرگ روی دمش نشست

00:19:14.829 --> 00:19:16.829
و او گفت

00:19:16.829 --> 00:19:18.829
آیا از خدا نمی ترسی؟

00:19:18.829 --> 00:19:20.829
رزق و روزی ام را می گیری

00:19:20.829 --> 00:19:22.829
خدا او را به من برساند

00:19:22.829 --> 00:19:24.829
چوپان گفت

00:19:24.829 --> 00:19:26.829
عجب

00:19:26.829 --> 00:19:28.829
محمد صلی الله علیه و آله و سلم

00:19:28.829 --> 00:19:30.829
کلمات انسانی با من صحبت می کنند

00:19:30.829 --> 00:19:32.829
گرگ به او گفت

00:19:32.829 --> 00:19:34.829
آیا چیزی شگفت انگیز به شما نگویم؟

00:19:34.829 --> 00:19:36.829
از آن

00:19:36.829 --> 00:19:38.829
محمد صلی الله علیه و آله و سلم

00:19:38.829 --> 00:19:40.829
یثرب

00:19:40.829 --> 00:19:42.930
اخبار مردم را می گوید

00:19:42.930 --> 00:19:44.930
موارد فوق

00:19:44.930 --> 00:19:46.930
او گفت

00:19:46.930 --> 00:19:48.930
پس چوپان با گوسفندانش آمد

00:19:48.930 --> 00:19:50.930
تا اینکه وارد شهر شد

00:19:50.930 --> 00:19:52.930
آن را به گوشه ای منتقل کردند

00:19:52.930 --> 00:19:54.930
از زوایای آن

00:19:54.930 --> 00:19:56.930
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:19:56.930 --> 00:19:58.930
پس بهش بگو

00:19:58.930 --> 00:20:00.930
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد

00:20:00.930 --> 00:20:02.930
فنودی

00:20:02.930 --> 00:20:04.930
دعا جهانی است

00:20:04.930 --> 00:20:06.930
سپس بیرون رفت و به چوپان گفت

00:20:06.930 --> 00:20:08.930
به آنها بگویید

00:20:08.930 --> 00:20:10.930
پس چوپان آنچه را که شنید به آنها گفت

00:20:10.930 --> 00:20:12.960
از گرگ

00:20:12.960 --> 00:20:14.960
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:20:14.960 --> 00:20:16.960
باور کن

00:20:16.960 --> 00:20:18.960
سوگند به کسی که جان من در دست اوست

00:20:18.960 --> 00:20:20.960
قیامت نمی آید تا اینکه

00:20:20.960 --> 00:20:22.960
جانوران وحشی با انسان صحبت می کنند

00:20:22.960 --> 00:20:24.960
مرد با شیرینی تازیانه اش حرف می زند

00:20:24.960 --> 00:20:26.960
و بند کفشش

00:20:26.960 --> 00:20:28.960
و ران او به او می گوید که چه

00:20:28.960 --> 00:20:30.960
جدیدترین خانواده بعد از او

00:20:30.960 --> 00:20:33.660
از سلمه بن الاکوا

00:20:33.660 --> 00:20:35.660
گفت خداوند از او راضی باشد

00:20:35.660 --> 00:20:37.660
مردی خورد

00:20:37.660 --> 00:20:39.660
با رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:20:39.660 --> 00:20:41.660
در سمت چپ او

00:20:41.660 --> 00:20:43.660
او رضی الله عنه به او گفت

00:20:43.660 --> 00:20:45.660
با دست راست بخور

00:20:45.660 --> 00:20:47.660
او گفت

00:20:47.660 --> 00:20:49.660
من نمی توانم

00:20:49.660 --> 00:20:51.660
گفت: نه نمی توانم.

00:20:51.660 --> 00:20:53.660
فقط تکبر مانع او می شود

00:20:53.660 --> 00:20:55.660
او گفت

00:20:55.660 --> 00:20:57.660
آن را تا دهانش بلند نکرد

00:20:57.660 --> 00:21:00.210
از انس بن مالک

00:21:00.210 --> 00:21:02.210
گفت خداوند از او راضی باشد

00:21:02.210 --> 00:21:04.210
او یک مرد بود

00:21:04.210 --> 00:21:06.210
به پیامبر صلی الله علیه و آله می نویسد

00:21:06.210 --> 00:21:08.210
و این بود

00:21:08.210 --> 00:21:10.210
بقره را خواند

00:21:10.210 --> 00:21:12.210
و خاندان عمران

00:21:12.210 --> 00:21:14.210
هرگاه مردی سوره بقره را می خواند

00:21:14.210 --> 00:21:16.210
و خاندان عمران در میان ما سرافرازند

00:21:16.210 --> 00:21:18.210
او رسول خدا بود

00:21:18.210 --> 00:21:20.210
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:21:20.210 --> 00:21:22.210
به او دیکته می کند

00:21:22.210 --> 00:21:24.210
بخشنده، مهربان

00:21:24.210 --> 00:21:26.210
پس مرد با علم می نویسد

00:21:26.210 --> 00:21:28.210
عاقل

00:21:28.210 --> 00:21:30.210
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله به او می فرماید

00:21:30.210 --> 00:21:32.210
فلان و فلان را بنویس

00:21:32.210 --> 00:21:34.210
او گفت

00:21:34.210 --> 00:21:36.210
هرجوری میخوای بنویس

00:21:36.210 --> 00:21:38.210
و علم او به او حکم می کند

00:21:38.210 --> 00:21:40.210
عاقل است و می نویسد

00:21:40.210 --> 00:21:42.210
شنوا و بینا

00:21:42.210 --> 00:21:44.210
می گوید: بنویس.

00:21:44.210 --> 00:21:46.240
چگونه می خواهید

00:21:46.240 --> 00:21:48.240
گفت پس بپوش

00:21:48.240 --> 00:21:50.240
پس به مشرکان پیوست

00:21:50.240 --> 00:21:52.240
به مشرکان گفت

00:21:52.240 --> 00:21:54.240
من به شما اطلاع می دهم

00:21:54.240 --> 00:21:56.240
با محمد

00:21:56.240 --> 00:21:58.240
و من نمی نوشتم

00:21:58.240 --> 00:22:00.240
به جز هر چیزی که شما بخواهید

00:22:00.240 --> 00:22:02.240
پس آن مرد مرد

00:22:02.240 --> 00:22:04.240
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:22:04.240 --> 00:22:06.240
زمین

00:22:06.240 --> 00:22:08.240
قبولش نکن

00:22:08.240 --> 00:22:10.240
انس گفت

00:22:10.240 --> 00:22:12.240
ابوطلحه به من گفت

00:22:12.240 --> 00:22:14.240
او به سرزمینی که در آن مرده بود آمد

00:22:14.240 --> 00:22:16.240
اون مرد

00:22:16.240 --> 00:22:18.240
مطرود

00:22:18.240 --> 00:22:20.240
ابوطلحه گفت

00:22:20.240 --> 00:22:22.240
مشکل این مرد چیست؟

00:22:22.240 --> 00:22:24.240
گفتند دفنش کردیم

00:22:24.240 --> 00:22:26.240
بارها و بارها قبول نکرد

00:22:26.240 --> 00:22:29.099
زمین هم همینطور

00:22:29.099 --> 00:22:31.099
شواهد نبوت او

00:22:31.099 --> 00:22:33.099
در ام آباد چه بر او گذشت

00:22:33.099 --> 00:22:35.099
وقتی از او پرسید

00:22:35.099 --> 00:22:37.099
این چت چیه مادر؟

00:22:37.099 --> 00:22:39.099
معبد او گفت

00:22:39.099 --> 00:22:41.099
تلاش پشت سر گذاشت

00:22:41.099 --> 00:22:43.099
در مورد گوسفند گفت

00:22:43.099 --> 00:22:45.099
شیر داخلش هست؟

00:22:45.099 --> 00:22:47.099
او گفت

00:22:47.099 --> 00:22:49.099
او بیشتر از این استرس دارد

00:22:49.099 --> 00:22:51.099
گفت: اجازه می دهی؟

00:22:51.099 --> 00:22:53.099
برای شیر دادن به او

00:22:53.099 --> 00:22:55.099
به پدرم بله گفت

00:22:55.099 --> 00:22:57.099
تو و مامانم اگه دیدی

00:22:57.099 --> 00:22:59.099
دوشید، پس دوشید

00:22:59.099 --> 00:23:01.099
بنابراین او آن را فراخواند

00:23:01.099 --> 00:23:03.099
با دستش پستانش را پاک کرد

00:23:03.099 --> 00:23:05.099
خدا را صدا زد و صدا زد

00:23:05.099 --> 00:23:07.099
او آن را در گوسفند خود دارد

00:23:07.099 --> 00:23:09.099
من از او تعجب کردم

00:23:09.099 --> 00:23:11.099
برگشتم و نشخوار کردم

00:23:11.099 --> 00:23:13.099
او با ما تماس گرفت

00:23:13.099 --> 00:23:15.099
حبس حتی با ادویه

00:23:15.099 --> 00:23:17.099
سپس به آن آب داد تا اینکه

00:23:17.099 --> 00:23:19.099
آن موقع روایت کردم

00:23:19.099 --> 00:23:21.099
اصحابش آن را سیراب کردند تا خشک شود

00:23:21.099 --> 00:23:23.099
سپس آخرین آنها نوشیدند

00:23:23.099 --> 00:23:25.099
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:23:25.099 --> 00:23:27.230
اینها تعدادی هستند

00:23:27.230 --> 00:23:29.230
معجزات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:23:29.230 --> 00:23:31.230
متن می

00:23:31.230 --> 00:23:33.230
امام نووی با توضیح ایشان

00:23:33.230 --> 00:23:35.230
به روایت صحیح امام مسلم

00:23:35.230 --> 00:23:37.230
اون معجزات

00:23:37.230 --> 00:23:39.230
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:23:39.230 --> 00:23:41.230
بیش از

00:23:41.230 --> 00:23:43.230
2200

00:23:43.230 --> 00:23:45.259
گنجینه های بیوگرافی
