WEBVTT

00:00:01.360 --> 00:00:04.360
توقف کنید

00:00:04.360 --> 00:00:12.140
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:00:12.140 --> 00:00:16.140
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.140 --> 00:00:23.769
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:00:23.769 --> 00:00:26.899
بعد از فتح مکه اسلام آوردم

00:00:26.899 --> 00:00:29.899
من شاعری فصیح بودم

00:00:29.899 --> 00:00:31.899
و یک شوالیه شجاع

00:00:31.899 --> 00:00:34.899
یکی از سرسخت ترین و قدرتمندترین جنگجویان

00:00:34.899 --> 00:00:36.899
و عاشق جنگ

00:00:36.899 --> 00:00:39.899
ذکر نامم در میدان جنگ کافی بود

00:00:39.899 --> 00:00:43.899
ایجاد رعب و وحشت در دل دشمنان

00:00:43.899 --> 00:00:47.020
من رهبر محترم مردمم بودم

00:00:47.020 --> 00:00:49.020
ثروت گسترده

00:00:49.020 --> 00:00:51.020
هزار شتر داشتم

00:00:51.020 --> 00:00:54.020
و مادیانی از اسب عرب

00:00:54.020 --> 00:00:57.060
نام او مرکب است

00:00:57.060 --> 00:00:59.060
بنابراین من همه آن را ترک کردم

00:00:59.060 --> 00:01:03.060
او با پیامبر صلی الله علیه و آله همراهی کرد

00:01:03.060 --> 00:01:05.060
پس برای من دعا کرد

00:01:05.060 --> 00:01:08.060
آیا معامله من را از دست نمی دهید؟

00:01:08.060 --> 00:01:11.920
طلیحه بن خویلد مرتد نشد

00:01:11.920 --> 00:01:14.920
مردم عادی بنی اسد از او پیروی کردند

00:01:14.920 --> 00:01:18.920
پیامبر صلی الله علیه و آله مرا به سوی خود راهنمایی کرد

00:01:18.920 --> 00:01:21.920
برای ملاقات با او و دفع وسوسه او

00:01:21.920 --> 00:01:24.920
پس آماده شدم تا نزد او بروم

00:01:24.920 --> 00:01:27.920
وقتی قرار بود با طلیحه مسابقه بدم

00:01:27.920 --> 00:01:32.920
خبر رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله به من رسید

00:01:32.920 --> 00:01:35.920
پس من و کسانی که همراهم بودند به شهر بازگشتیم

00:01:35.920 --> 00:01:40.719
وقتی خلیفه ابوبکر رضی الله عنه آماده شد

00:01:40.719 --> 00:01:43.719
ارتش برای مبارزه با مرتدان

00:01:43.719 --> 00:01:47.719
پرچم را خالد بن الولد رضی الله عنه در دست داشت

00:01:47.719 --> 00:01:50.719
به او دستور داد تا بسوی بزخا حرکت کند

00:01:50.719 --> 00:01:54.719
به دیدار مرتدان از اسد و غطافان

00:01:54.719 --> 00:01:58.719
من یکی از شاهزادگان سرباز این ارتش بودم

00:01:58.719 --> 00:02:01.719
پس با مرتدان قوم خود جنگیدم

00:02:01.719 --> 00:02:04.719
تا اینکه طلحه شکست خورد

00:02:04.719 --> 00:02:07.780
اسد و غطفان اسلام آوردند

00:02:07.780 --> 00:02:10.780
او خالد بن ولید رضی الله عنه بود

00:02:10.780 --> 00:02:13.780
به شدت به من بستگی دارد

00:02:13.780 --> 00:02:16.780
در فتوحات او در شام

00:02:16.780 --> 00:02:19.780
آنقدر که نفر دوم ارتش شدم

00:02:19.780 --> 00:02:24.539
بعد از خالد رضی الله عنه

00:02:24.539 --> 00:02:27.539
و در جنگ اجنادین

00:02:27.539 --> 00:02:31.539
تعداد رومیان سه برابر تعداد مسلمانان بود

00:02:31.539 --> 00:02:34.539
نود هزار رزمنده بودند

00:02:34.539 --> 00:02:37.539
در حالی که تعداد مسلمانان

00:02:37.539 --> 00:02:40.580
نزدیک به سی هزار جنگجو

00:02:40.580 --> 00:02:43.580
او در این نبرد شجاعت نادری از خود نشان داد

00:02:43.580 --> 00:02:46.580
باعث یک قتل بزرگ شد

00:02:46.580 --> 00:02:49.580
در ردیف رومیان

00:02:49.580 --> 00:02:52.580
موازنه نبرد به نفع مسلمانان تغییر کرد

00:02:52.580 --> 00:02:55.830
در طول نبرد

00:02:55.830 --> 00:02:58.830
زره و پیراهنم را در آوردم

00:02:58.830 --> 00:03:01.900
چون می‌توانم به سرعت حرکت کنم

00:03:01.900 --> 00:03:04.900
به محض اینکه دشمنان مرا با سینه برهنه دیدند

00:03:04.900 --> 00:03:07.900
حتی می خواستند مرا بکشند

00:03:07.900 --> 00:03:10.900
و از من استراحت کن

00:03:10.900 --> 00:03:13.900
سی سرباز دورم را گرفته بودند

00:03:13.900 --> 00:03:16.900
تعدادی از آنها را کشتم و بقیه فرار کردند

00:03:16.900 --> 00:03:19.900
بنابراین آنها به من یک نام مستعار دادند

00:03:19.900 --> 00:03:23.060
شیطان سینه برهنه است

00:03:23.060 --> 00:03:26.060
سپس به فرمانده رومی واردان حمله کرد

00:03:26.060 --> 00:03:29.060
و وقتی دید که به سمتش می روم

00:03:29.060 --> 00:03:32.060
او می دانست که من شیطان سینه برهنه هستم

00:03:32.060 --> 00:03:35.060
او از من شنیده بود

00:03:35.060 --> 00:03:38.060
دوئل محکمی بین ما شکل گرفت

00:03:38.060 --> 00:03:41.060
پس با نیزه او را زدم

00:03:41.060 --> 00:03:44.060
نیزه ام سینه اش را سوراخ کرد

00:03:44.060 --> 00:03:47.060
او به کشتن او ادامه داد تا اینکه سرش را برید

00:03:47.060 --> 00:03:50.060
سر او را به مسلمانان وعده دادم

00:03:50.060 --> 00:03:53.060
سپس اگر از اردوگاه مسلمانان طلاق گرفته باشد

00:03:54.060 --> 00:03:57.060
خدا بزرگ است

00:03:57.060 --> 00:04:01.590
دشمن شکست خورد

00:04:01.590 --> 00:04:04.590
و در جنگ مرجد هاشور

00:04:04.590 --> 00:04:07.590
با یکی از رهبران رومی آشنا شدم

00:04:07.590 --> 00:04:10.590
نام او پل است

00:04:10.590 --> 00:04:13.590
او می خواست انتقام دوستش واردان را بگیرد

00:04:13.590 --> 00:04:16.589
بنابراین دوئل بین ما آغاز شد

00:04:16.589 --> 00:04:19.620
بنابراین او را زدم تا اینکه افتاد

00:04:19.620 --> 00:04:22.620
پس شمشیر خود را بلند کردم تا او را بکشم

00:04:22.620 --> 00:04:25.620
و او گفت

00:04:25.620 --> 00:04:28.620
ای خالد مرا بکش

00:04:28.620 --> 00:04:31.620
و اجازه نده این منو بکشه

00:04:31.620 --> 00:04:34.620
خالد رضی الله عنه به او گفت

00:04:34.620 --> 00:04:38.069
بلکه تو و رومیان را کشت

00:04:38.069 --> 00:04:45.069
من کی هستم؟

00:04:45.069 --> 00:04:48.069
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید

00:04:48.069 --> 00:04:51.300
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد

00:04:51.300 --> 00:04:54.300
وقتی قسمت بعدی میاد

00:04:54.300 --> 00:04:57.300
انشاالله
