WEBVTT

00:00:00.400 --> 00:00:03.399
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.399 --> 00:00:08.400
بهترین نمونه ها و موضع گیری های قرن ها

00:00:08.400 --> 00:00:13.400
اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد

00:00:13.400 --> 00:00:15.400
انجمن مواضع

00:00:15.400 --> 00:00:17.399
پیشبرد

00:00:17.399 --> 00:00:21.429
تصاویری از زندگی فالوورها

00:00:21.429 --> 00:00:26.460
نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت الباشا

00:00:26.460 --> 00:00:30.929
خدا رحمتش کند

00:00:30.929 --> 00:00:32.929
طاووس بن کیسان

00:00:32.929 --> 00:00:34.929
خدا رحمتش کند

00:00:43.020 --> 00:00:47.020
با پنجاه ستاره هدایت نورانی شد

00:00:47.020 --> 00:00:51.020
سنت بر او چیره شد و نور بر او جاری شد

00:00:51.020 --> 00:00:54.020
در دلش نور و در زبانش نور است

00:00:54.020 --> 00:00:57.020
و نور در دستانش جستجو می کند

00:00:57.020 --> 00:01:04.140
وی با پنجاه نفر از مشاهیر مکتب محمدی صلی الله علیه و آله فارغ التحصیل شد

00:01:04.140 --> 00:01:10.140
پس تصویری است از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله.

00:01:10.140 --> 00:01:13.140
در صلابت ایمان و اخلاص لحن

00:01:13.140 --> 00:01:18.140
تعالی بر کرامات دنیوی و وقف برای جلب رضایت خداوند

00:01:18.140 --> 00:01:20.140
و گفتن حرف حق

00:01:20.140 --> 00:01:24.140
مهم نیست که حرف حقیقت چقدر گران است

00:01:24.140 --> 00:01:29.140
مکتب محمدیه به او آموخت که دین نصیحت است

00:01:29.140 --> 00:01:35.140
نصیحت از آن خدا و کتابش و رسولش صلی الله علیه و آله است

00:01:35.140 --> 00:01:38.140
و ائمه مسلمین و عوام آنها

00:01:38.140 --> 00:01:44.140
تجربه او را به این واقعیت هدایت کرد که همه عدالت از حاکم شروع می شود

00:01:44.140 --> 00:01:46.140
و با او تمام می شود

00:01:46.140 --> 00:01:49.140
اگر چوپان با چوپان آشتی کرد

00:01:49.140 --> 00:01:52.180
و همچنین خراب، خراب

00:01:52.180 --> 00:01:57.180
آن ذکوان بن کیسان ملقب به طاووس است

00:01:57.180 --> 00:02:02.180
لقبی است که به او داده اند چون طاووس فقها بوده است

00:02:02.180 --> 00:02:05.180
و کسى که در زمان خود پیش از آنان آمد

00:02:05.180 --> 00:02:09.520
طاووس بن کیسان اهل یمن بود

00:02:09.520 --> 00:02:12.520
دولت در آن زمان در یمن بود

00:02:12.520 --> 00:02:17.520
نوشته محمد بن یوسف الثقفی برادر حجاج بن یوسف

00:02:17.520 --> 00:02:21.520
حجاج او را به عنوان فرماندار فرستاد

00:02:21.520 --> 00:02:26.520
پس از آنکه اقتدارش زیاد شد، قوتش بیشتر شد و اعتبارش افزایش یافت

00:02:26.520 --> 00:02:30.520
تأثیر حذف وی در نهضت عبدالله بن الزبیر

00:02:30.520 --> 00:02:37.520
محمد بن یوسف بسیاری از اعمال بد برادرش حجاج را در خود جمع کرد

00:02:37.520 --> 00:02:41.520
اما او هیچ یک از ویژگی های خوب خود را نداشت

00:02:41.520 --> 00:02:46.860
در صبح یک روز سرد زمستانی

00:02:46.860 --> 00:02:49.860
طاووس بن کیسان بر او وارد شد

00:02:49.860 --> 00:02:51.860
و با او وهب بن منبیه بود

00:02:51.860 --> 00:02:54.900
وقتی دو صندلی آنها را با خودش گرفت

00:02:54.900 --> 00:02:58.900
طاووسی شروع به پند دادن، طمع و ترساندن او کرد

00:02:58.900 --> 00:03:01.900
مردم روبرویش نشسته اند

00:03:01.900 --> 00:03:04.900
فرماندار به یکی از نگهبانانش گفت

00:03:04.900 --> 00:03:07.900
ای پسر شن بیاور

00:03:07.900 --> 00:03:11.900
و آن را بر دوش ابو عبدالرحمن بگذار

00:03:11.900 --> 00:03:14.900
چمبرلن تصمیم گرفت سن تامین را طولانی کند

00:03:14.900 --> 00:03:17.900
آن را روی دوش طاووس انداخت

00:03:17.900 --> 00:03:20.900
طاووس در خطبه جاری بود

00:03:20.900 --> 00:03:23.900
در جواب شروع به حرکت دادن شانه هایش کرد

00:03:23.900 --> 00:03:26.900
تا اینکه تیل سان را از روی شانه هایش انداخت

00:03:26.900 --> 00:03:29.900
بلند شد و رفت

00:03:29.900 --> 00:03:32.990
محمد بن یوسف خشمگین شد

00:03:32.990 --> 00:03:35.990
در قرمزی چشمانش و صورت برافروخته اش مشخص بود

00:03:35.990 --> 00:03:38.990
با این حال او چیزی نگفت

00:03:38.990 --> 00:03:42.060
وقتی طاووس شد و همدمش

00:03:42.060 --> 00:03:44.060
خارج از شورا

00:03:44.060 --> 00:03:46.060
وهب به طاووس گفت

00:03:46.060 --> 00:03:48.060
به خدا ما در غنا بودیم

00:03:49.060 --> 00:03:52.060
در مورد عصبانی کردن او با ما

00:03:52.060 --> 00:03:55.060
اگر دم سان را از او بگیری چه ضرری به تو می رساند؟

00:03:55.060 --> 00:03:58.060
سپس آن را فروختم و قیمت آن را صدقه دادم

00:03:58.060 --> 00:04:01.090
بر فقرا و نیازمندان

00:04:01.090 --> 00:04:04.090
طاووس گفت: همان است که تو می گویی.

00:04:04.090 --> 00:04:07.090
اگر نترسیدم که علما بگویند

00:04:07.090 --> 00:04:10.090
پس از من آنچه را که گرفته شده از شما می گیریم

00:04:10.090 --> 00:04:13.090
طاووس پس هیچ کاری نمی کنند

00:04:13.090 --> 00:04:17.339
آنچه شما می گویید را گرفتند

00:04:17.339 --> 00:04:20.339
زمانی که محمد بن یوسف خواست پاسخ دهد

00:04:20.339 --> 00:04:23.339
طاووس سنگی جایی است که از آن آمده است

00:04:23.339 --> 00:04:26.339
پس یکی از تله هایش را برایش گذاشت

00:04:26.339 --> 00:04:29.339
بسته ای حاوی 700 دینار تهیه کرد

00:04:29.339 --> 00:04:32.339
رفتند و مرد باهوشی را انتخاب کردند

00:04:32.339 --> 00:04:35.339
از اطرافیانش و به او گفت

00:04:35.339 --> 00:04:38.339
این بسته را به طاووس ببرید

00:04:38.339 --> 00:04:41.339
گرفتن آن بر عهده ابن کیسان بود

00:04:41.339 --> 00:04:44.339
اگر از شما بگیرد

00:04:44.339 --> 00:04:47.339
گفتم: به تو دادم، لباس پوشاندم و نزدیکت کردم

00:04:47.339 --> 00:04:50.620
بنابراین مرد با بسته نرم افزاری بیرون آمد

00:04:50.620 --> 00:04:53.620
تا اینکه طاووسی به روستایی آمد

00:04:53.620 --> 00:04:56.620
او در نزدیکی صنعا زندگی می کرد

00:04:56.620 --> 00:04:59.620
به آن سرباز می گویند

00:04:59.620 --> 00:05:02.620
زمانی که زندگی و فراموشی داشت

00:05:02.620 --> 00:05:05.620
و به او گفت: ای ابو عبدالرحمن

00:05:05.620 --> 00:05:08.620
این هزینه ای است که شاهزاده فرستاده است

00:05:08.620 --> 00:05:11.620
به تو گفت

00:05:12.620 --> 00:05:15.620
او را از هر جهت فریب داد

00:05:15.620 --> 00:05:18.620
قبول کرد، اما نپذیرفت

00:05:18.620 --> 00:05:21.689
هر دلیلی برایش مطرح شد ولی او نپذیرفت

00:05:21.689 --> 00:05:24.689
چاره ای جز تملق نداشت

00:05:24.689 --> 00:05:27.689
طاووسی بی توجه بود و دسته را پرت کرد

00:05:27.689 --> 00:05:30.689
در دیوار خانه طاقچه ای بود

00:05:30.689 --> 00:05:33.689
نزد شاهزاده برگشت و گفت

00:05:33.689 --> 00:05:36.689
طاووس من بسته را گرفته است ای شاهزاده

00:05:36.689 --> 00:05:39.689
این را محمد بن یوسف توضیح داد

00:05:40.689 --> 00:05:43.689
وقتی چند روز گذشت،

00:05:43.689 --> 00:05:46.689
او دو نفر از دستیاران خود را فرستاد

00:05:46.689 --> 00:05:49.689
و با آنها مردی بود که او بسته را برای او برد

00:05:49.689 --> 00:05:52.689
دستور داد به او بگویند

00:05:52.689 --> 00:05:55.689
قاصد شاهزاده اشتباه کرد

00:05:55.689 --> 00:05:58.689
بنابراین او پول را به شما پرداخت و برای شخص دیگری ارسال شد

00:05:58.689 --> 00:06:01.689
ما آمده ایم آن را از شما پس بگیریم

00:06:01.689 --> 00:06:04.720
ما آن را به صاحبش می بریم

00:06:04.720 --> 00:06:07.720
طاووس گفت: من پول شاهزاده را نگرفتم.

00:06:07.720 --> 00:06:10.720
چیزی برای بازگشت به او

00:06:10.720 --> 00:06:13.720
گفتند: بلكه گرفتم.

00:06:13.720 --> 00:06:16.720
رو به مردی کرد که بسته را برایش حمل کرده بود

00:06:16.720 --> 00:06:19.720
به او گفت: آیا از تو چیزی گرفتم؟

00:06:19.720 --> 00:06:22.720
مرد وحشت کرد و گفت:

00:06:22.720 --> 00:06:25.720
نه، اما پول را گذاشتم

00:06:25.720 --> 00:06:28.750
این سوراخ از شما پنهان است

00:06:28.750 --> 00:06:31.750
طاووس گفت: زیر تو پنجره است.

00:06:31.750 --> 00:06:34.819
پس به آن نگاه کنید

00:06:35.819 --> 00:06:38.819
او بسته را همانطور که بود در آن یافت

00:06:38.819 --> 00:06:41.819
عنکبوت با تار او را زد

00:06:41.819 --> 00:06:44.819
پس آن را گرفت و نزد شاهزاده آورد

00:06:44.819 --> 00:06:49.259
گویی خدای متعال خواسته است

00:06:49.259 --> 00:06:52.259
انتقام گرفتن از محمد بن یوسف

00:06:52.259 --> 00:06:55.259
برای انجام این کار

00:06:55.259 --> 00:06:58.259
و قصاص خود را از یکی از مردم انجام دهد

00:06:58.259 --> 00:07:01.509
و ببینید، چگونه این اتفاق افتاد؟

00:07:01.509 --> 00:07:04.509
طاووس بن کیسان گفت:

00:07:04.509 --> 00:07:07.509
در حالی که برای چیزی در مکه هستم

00:07:07.509 --> 00:07:10.509
نزد حجاج بن یوسف ثقفی فرستاد

00:07:10.509 --> 00:07:13.579
وقتی وارد شدم از من استقبال کرد

00:07:13.579 --> 00:07:16.579
و صندلی من از او پایین تر است

00:07:16.579 --> 00:07:19.579
او یک بالش به من تعارف کرد و از من دعوت کرد که به آن تکیه کنم

00:07:19.579 --> 00:07:22.579
بعد شروع کرد به پرسیدن از من

00:07:22.579 --> 00:07:25.579
آنچه من در مورد مناسک حج دچار سردرگمی هستم

00:07:25.579 --> 00:07:28.579
و دیگران و همچنین ما

00:07:28.579 --> 00:07:31.579
حجاج صدای تلبیه را شنید که در اطراف خانه صحبت می کرد

00:07:31.579 --> 00:07:34.579
در جواب صدایش را بلند می کند

00:07:34.579 --> 00:07:37.579
لحنی دارد که دلها را می لرزاند

00:07:37.579 --> 00:07:40.579
علی با این فصاحت گفت

00:07:40.579 --> 00:07:43.579
پس آن را نزد او آورد

00:07:43.579 --> 00:07:46.579
به او گفت: آن مرد کیست؟

00:07:46.579 --> 00:07:49.579
گفت مسلمان است

00:07:49.579 --> 00:07:52.579
گفت: من در این مورد از تو نپرسیدم

00:07:52.579 --> 00:07:55.579
اما من از شما در مورد کشور پرسیدم

00:07:55.579 --> 00:07:58.579
فرمود: از مردم یمن

00:07:58.579 --> 00:08:01.579
چطور شاهزاده ات را ترک کردی؟

00:08:01.579 --> 00:08:04.610
منظورم برادرش است

00:08:04.610 --> 00:08:07.610
گفت: آن را بزرگ و سنگین گذاشتم

00:08:07.610 --> 00:08:10.610
لباس رکابی

00:08:10.610 --> 00:08:13.610
آبسه و لاگا

00:08:13.610 --> 00:08:16.610
گفت: در این مورد از تو نپرسیدم.

00:08:16.610 --> 00:08:19.610
گفت: از من پرسیدی که آیا؟

00:08:19.610 --> 00:08:22.610
گفت: از تو درباره رفتارش در میان شما پرسیدم

00:08:22.610 --> 00:08:25.610
گفت: او را ظالم و فريبكار گذاشتم

00:08:25.610 --> 00:08:28.610
مطیع مخلوق، نافرمان خالق

00:08:28.610 --> 00:08:31.800
صورت حجاج سرخ شد

00:08:31.800 --> 00:08:34.799
از یارانش شرمنده بود

00:08:34.799 --> 00:08:37.799
به مرد گفت

00:08:37.799 --> 00:08:40.799
چه چیزی باعث شد که در مورد او چه گفتید؟

00:08:40.799 --> 00:08:43.799
و شما می دانید که او از من کجاست

00:08:43.799 --> 00:08:46.799
گفت: فکر می کنی او در جای خود با توست؟

00:08:46.799 --> 00:08:49.799
مقام من نزد من عزیزتر از خداوند متعال است

00:08:49.799 --> 00:08:52.799
دارم میام خونه اش

00:08:52.799 --> 00:08:55.929
و دین او را قضاوت کنید

00:08:55.929 --> 00:08:58.929
حجاج سکوت کرد و جوابی نداد

00:08:58.929 --> 00:09:01.929
طاووس گفت

00:09:01.929 --> 00:09:04.929
سپس مرد انتقام گرفت

00:09:04.929 --> 00:09:07.960
بدون اینکه اجازه بگیرد یا اجازه بگیرد رفت

00:09:07.960 --> 00:09:10.960
به دنبالش بلند شدم و با خودم گفتم

00:09:10.960 --> 00:09:13.960
مرد خوب است

00:09:13.960 --> 00:09:16.960
پس از او پیروی کنید و قبل از ناپدید شدن او را شکست دهید

00:09:16.960 --> 00:09:19.960
از چشم تو، توده مردم

00:09:19.960 --> 00:09:22.960
به خدا سوگند به خانه آمد و به پرده های آن چسبید

00:09:22.960 --> 00:09:25.960
گونه اش را به دیوارش چسباند

00:09:25.960 --> 00:09:28.960
و او آن را گفت

00:09:28.960 --> 00:09:31.960
خدایا به تو پناه می برم و به تو پناه می برم

00:09:31.960 --> 00:09:34.960
خدایا خیالم را راحت کن

00:09:34.960 --> 00:09:37.960
به خیر و رضایت شما با ضمانت شما

00:09:37.960 --> 00:09:40.960
ماندوها برای جلوگیری از افراد خسیس

00:09:40.960 --> 00:09:43.960
ما به آنچه در دست مستضعفان است نیازمندیم

00:09:43.960 --> 00:09:46.960
خدایا از تو برای تسکین نزدیکت می خواهم

00:09:46.960 --> 00:09:49.960
و آشنای قدیمی شما

00:09:49.960 --> 00:09:52.960
و عادت نیک تو ای پروردگار جهانیان

00:09:52.960 --> 00:09:56.019
سپس موجی از مردم با او رفتند

00:09:56.019 --> 00:09:59.019
و من آن را از چشمانم پنهان کردم

00:09:59.019 --> 00:10:02.019
مطمئن بودم بعد از آن دیگر راهی برای ملاقات با او وجود ندارد

00:10:02.019 --> 00:10:05.220
در آستانه عرفات

00:10:05.220 --> 00:10:08.220
او را دیدم که با مردم چت می کرد

00:10:08.220 --> 00:10:11.220
پس به او نزدیک شدم و دیدم که می گوید

00:10:11.220 --> 00:10:14.220
خدایا اگر حج مرا قبول نکنی

00:10:14.220 --> 00:10:17.220
و من خسته و خسته هستم

00:10:17.220 --> 00:10:20.220
مرا از ثواب بدبختی محرومم مکن

00:10:20.220 --> 00:10:23.220
با اجازه دادن به شما که از من بپذیرید

00:10:23.220 --> 00:10:26.220
سپس به میان مردم رفت

00:10:26.220 --> 00:10:29.309
و تاریکی مرا فرا گرفت

00:10:29.309 --> 00:10:32.309
وقتی از ملاقاتش بدبخت شدم گفتم:

00:10:32.309 --> 00:10:35.309
خدایا طاعات و عباداتم را قبول کن

00:10:35.309 --> 00:10:38.309
و امید من و او را اجابت کن

00:10:38.309 --> 00:10:41.309
و پاهای من و او را در روزی که پاها می لغزند استوار کن

00:10:41.309 --> 00:10:44.309
با او در حوض الکوثری

00:10:44.309 --> 00:10:48.620
ای بخشنده ترین سخاوتمندان

00:10:48.620 --> 00:10:51.620
و هیچ ملاقات دیگری با مرید بزرگوار

00:10:51.620 --> 00:10:54.620
ذکوان بن کیسان ملقب به طاووس

00:10:54.620 --> 00:10:57.620
خداوند از او راضی و خشنود باشد

00:10:57.620 --> 00:11:04.850
و باغهای جاودان را سرای او قرار ده

00:11:04.850 --> 00:11:08.039
من هرگز کسی را ندیدم

00:11:08.039 --> 00:11:11.549
مثل طاووس بن کیسان

00:11:11.549 --> 00:11:16.860
عمر بن دینار

00:11:19.860 --> 00:11:22.860
می گوید اگر خواست یا گفت

00:11:22.860 --> 00:11:25.860
آنها اینجا بودند

00:11:25.860 --> 00:11:28.860
ابرهای زندگی ما را سیراب می کنند

00:11:28.860 --> 00:11:31.860
دهان او و در ما

00:11:31.860 --> 00:11:34.860
یادشان بزرگ است

00:11:34.860 --> 00:11:37.860
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند

00:11:37.860 --> 00:11:40.860
آیا آنها را دوست دارید؟

00:11:40.860 --> 00:11:43.860
آسمان ستاره و تپه ها

00:11:43.860 --> 00:11:46.860
زندگی را پر از غرور کردند

00:11:46.860 --> 00:11:49.860
با اعمالشان

00:11:49.860 --> 00:11:52.950
و جهان نفس برای آنها آشکار شده است
