WEBVTT

00:00:00.020 --> 00:00:03.740
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.740 --> 00:00:13.050
محمد رسول خداست

00:00:13.050 --> 00:00:17.769
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:00:17.769 --> 00:00:23.120
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی

00:00:23.120 --> 00:00:25.120
خدا حفظش کنه

00:00:25.120 --> 00:00:35.270
سعد بن معاذ رضی الله عنه مجروح شد

00:00:35.270 --> 00:00:39.270
درگیری بین مسلمانان و کفار ادامه یافت

00:00:39.270 --> 00:00:43.270
حبان بن الارقه با تیری به او شلیک کرد

00:00:43.270 --> 00:00:47.270
پس سعد بن معاذ رضی الله عنه مجروح شد

00:00:47.270 --> 00:00:51.369
سرمه سیاهرگی است در وسط بازو

00:00:51.369 --> 00:00:57.369
امام احمد در مسند خود و ابن حبان در صحیح خود به سند حسنه روایت کرده اند.

00:00:57.369 --> 00:01:00.369
قال عایشه رضی الله عنها

00:01:00.369 --> 00:01:04.370
روز خندق بیرون رفتم و مردم را دنبال کردم

00:01:04.370 --> 00:01:07.370
پس صدای زمین را پشت سرم شنیدم

00:01:07.370 --> 00:01:09.370
یعنی احساس زمین

00:01:09.370 --> 00:01:14.370
پس برگشتم و سعد بن معاذ رضی الله عنه را دیدم

00:01:14.370 --> 00:01:17.370
با او برادرزاده اش حارث بن اوس بود

00:01:17.370 --> 00:01:19.370
او یک مگافون در دست دارد

00:01:19.370 --> 00:01:21.370
یعنی سپر حمل می کند

00:01:21.370 --> 00:01:24.370
گفت و روی زمین نشست

00:01:24.370 --> 00:01:28.400
سعد با سپری آهنین از آنجا گذشت

00:01:28.400 --> 00:01:30.400
اندامش بیرون آمده است

00:01:31.400 --> 00:01:34.400
من از اندام سعد می ترسم

00:01:34.400 --> 00:01:38.400
او یکی از بزرگترین و بلندقدترین افراد بود

00:01:38.400 --> 00:01:40.400
گفت: خدا از او راضی باشد

00:01:40.400 --> 00:01:44.400
مردی از مشرکان سعد را تیرباران کرد

00:01:44.400 --> 00:01:46.400
او را ابن العرقه می گویند

00:01:46.400 --> 00:01:48.400
با تیرش به او شلیک کرد

00:01:48.400 --> 00:01:49.400
و به او گفت

00:01:49.400 --> 00:01:52.400
بگیر و من پسر عرقه هستم

00:01:52.400 --> 00:01:55.750
مچ پایش را زخمی کرد و آن را قطع کرد

00:01:55.750 --> 00:02:01.750
امام احمد در مسند خود و ترمذی در جامع خود با سند صحیح نقل کرده اند.

00:02:01.750 --> 00:02:05.750
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت

00:02:05.750 --> 00:02:10.750
سعد بن معاذ رضی الله عنه سنگ را در روز احزاب پرتاب کرد.

00:02:10.750 --> 00:02:12.750
مچ پایش را بریدند

00:02:12.750 --> 00:02:17.780
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله او را با آتش شکست داد

00:02:17.780 --> 00:02:20.780
یعنی او را با آتش سوزاند تا خونش را قطع کند

00:02:20.780 --> 00:02:22.780
دستش ورم کرد

00:02:22.780 --> 00:02:23.780
پس او را ترک کرد

00:02:23.780 --> 00:02:25.780
بنابراین او خونریزی کرد

00:02:25.780 --> 00:02:28.780
دوباره آن را گرفت و دستش ورم کرد

00:02:28.780 --> 00:02:30.780
وقتی او آن را دید

00:02:30.780 --> 00:02:32.780
گفت خدا از او راضی باشد

00:02:32.780 --> 00:02:35.780
خدایا من را رها نکن

00:02:35.780 --> 00:02:38.780
تا چشمانم به بنی قریده خشنود شود

00:02:38.780 --> 00:02:40.780
پس عرق او را نگه دارید

00:02:40.780 --> 00:02:46.780
قطره ای نیفتاد تا به حکم سعد بن معاذ فرود آمدند

00:02:46.780 --> 00:02:50.849
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد

00:02:50.849 --> 00:02:54.849
تا سعد بن معاذ رضی الله عنه را به مسجد ببرند

00:02:54.849 --> 00:02:56.849
برای درمان آن

00:02:56.849 --> 00:02:58.849
انشالله زودتر برگرده

00:02:58.849 --> 00:03:02.039
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند

00:03:02.039 --> 00:03:06.039
قال عایشه رضی الله عنها

00:03:06.039 --> 00:03:09.039
سعد در روز خندق مجروح شد

00:03:09.039 --> 00:03:11.039
مردی از قریش او را انداخت

00:03:11.039 --> 00:03:14.039
او را هیبان بن الارقه می نامند

00:03:14.039 --> 00:03:16.039
در الاخال انداخت

00:03:16.039 --> 00:03:19.039
پس پیغمبر صلی الله علیه و آله را زد

00:03:19.039 --> 00:03:23.039
چادر در مسجد برای بازگشت او به زودی

00:03:23.039 --> 00:03:30.569
درگیری ها ادامه دارد و نماز ترک می شود

00:03:30.569 --> 00:03:34.430
چرا مشرکان مدت زیادی ماندند؟

00:03:34.430 --> 00:03:37.430
قول دادند از فردا شروع کنند

00:03:37.430 --> 00:03:41.430
یعنی قرار گذاشتند اول روز پیاده روی کنند

00:03:41.430 --> 00:03:44.500
پس شروع به بسیج یاران خود کردند

00:03:44.500 --> 00:03:48.500
گردان های خود را در هر طرف سنگر پراکنده کردند

00:03:48.500 --> 00:03:52.500
به سمت گنبد پیامبر صلی الله علیه و آله هدایت شدند

00:03:52.500 --> 00:03:54.500
یک گردان سنگین

00:03:54.500 --> 00:03:57.500
شامل خالد بن الولد است

00:03:57.500 --> 00:04:00.500
صحابه رضی الله عنه با آنها مقابله کردند

00:04:00.500 --> 00:04:03.500
و در آن روز با آنان جنگیدند

00:04:03.500 --> 00:04:05.500
به رنگ شب

00:04:05.500 --> 00:04:08.500
یعنی مدت طولانی تا شب

00:04:08.500 --> 00:04:12.500
آنها نمی توانند از جای خود حرکت کنند

00:04:12.500 --> 00:04:15.500
رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز نماز نمی خواند

00:04:16.500 --> 00:04:19.500
اصحابش هم نماز عصر را نمی خوانند

00:04:19.500 --> 00:04:21.500
و در برخی از رمان ها

00:04:21.500 --> 00:04:25.500
نماز ظهر و عصر و مغرب به وقت

00:04:25.500 --> 00:04:29.620
سپس مشرکان به خانه ها و اردوگاه های خود رفتند

00:04:29.620 --> 00:04:32.620
بعد از آن روز دعوا نشد

00:04:32.620 --> 00:04:35.620
تا اینکه مشرکان رفتند

00:04:35.620 --> 00:04:39.620
اما شبانه به پیشتازان زنگ نزدند

00:04:39.620 --> 00:04:41.620
آنها می خواهند حمله کنند

00:04:41.620 --> 00:04:44.689
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند

00:04:44.689 --> 00:04:48.689
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهم گفت

00:04:48.689 --> 00:04:51.689
عمر بن الخطاب رضی الله عنه

00:04:51.689 --> 00:04:55.689
روز خندق پس از غروب خورشید فرا رسید

00:04:55.689 --> 00:04:58.689
پس شروع به دشنام دادن به کفار قریش کرد

00:04:58.689 --> 00:05:01.689
گفت یا رسول الله

00:05:01.689 --> 00:05:03.689
من به سختی نماز عصر را خوانده بودم

00:05:03.689 --> 00:05:06.689
تا اینکه آفتاب نزدیک بود غروب کند

00:05:06.689 --> 00:05:10.689
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:05:10.689 --> 00:05:12.689
قسم می خورم که نمازش را نخواندم

00:05:12.689 --> 00:05:14.689
بنابراین به باتان رفتیم

00:05:14.689 --> 00:05:18.689
پس او برای نماز وضو گرفت و ما برای آن وضو گرفتیم

00:05:18.689 --> 00:05:21.689
فصل بعد از ظهر پس از غروب خورشید

00:05:21.689 --> 00:05:24.689
سپس نماز مغرب را خواند

00:05:24.689 --> 00:05:27.850
آن دو شيخ در صحيح خود نقل كرده اند

00:05:27.850 --> 00:05:29.850
تلفظ برای مسلمان است

00:05:29.850 --> 00:05:33.850
قال علی بن ابی طالب رضی الله عنه

00:05:33.850 --> 00:05:38.850
رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز احزاب فرمودند

00:05:38.850 --> 00:05:41.850
ما را از نماز وسط منحرف کردند

00:05:41.850 --> 00:05:43.850
نماز عصر

00:05:43.850 --> 00:05:47.850
خداوند خانه ها و قبرهای آنان را پر از آتش کرد

00:05:47.850 --> 00:05:50.850
سپس بین دو نماز عصر آن را خواند

00:05:50.850 --> 00:05:52.910
بین مغرب و عشا

00:05:52.910 --> 00:05:55.910
امام احمد در مسند خود روایت کرده است

00:05:55.910 --> 00:05:58.910
با سلسله انتقال معتبر طبق شرایط مسلم

00:05:58.910 --> 00:06:02.910
از ابوسعید خدری رضی الله عنه گفت

00:06:02.910 --> 00:06:05.910
روز خندق ما را از خواندن نماز باز داشتند

00:06:05.910 --> 00:06:09.910
تا بعد از غروب آفتاب تا اعماق شب بود

00:06:10.910 --> 00:06:13.910
این را خداوند متعال می فرماید

00:06:13.910 --> 00:06:16.910
خداوند مؤمنان را از جنگ بس است

00:06:16.910 --> 00:06:19.910
خداوند قوی و توانا است

00:06:19.910 --> 00:06:25.910
گفت پس رسول خدا صلی الله علیه و آله بلال را صدا زد

00:06:25.910 --> 00:06:27.910
نماز ظهر را خواند

00:06:27.910 --> 00:06:30.910
جداش کن و خوب دعا کن

00:06:30.910 --> 00:06:33.910
نمازش را هم سر وقت خواند

00:06:33.910 --> 00:06:36.910
سپس دستور داد نماز عصر را برپا دارد

00:06:36.910 --> 00:06:39.910
جداش کن و خوب دعا کن

00:06:39.910 --> 00:06:42.910
نمازش را هم سر وقت خواند

00:06:42.910 --> 00:06:45.910
سپس دستور داد نماز مغرب را بخواند

00:06:45.910 --> 00:06:48.910
آن را هم جدا کنید

00:06:48.910 --> 00:06:51.910
گفت قبل از اینکه خدا نازل شود

00:06:51.910 --> 00:06:55.910
در نماز خوف، روی پا یا زانو

00:06:55.910 --> 00:06:58.910
امام نووی فرمودند

00:06:58.910 --> 00:07:01.910
بدانید که این حدیث در اینجا اتفاق افتاده است

00:07:01.910 --> 00:07:03.910
و در بخاری

00:07:03.910 --> 00:07:06.910
نماز مغفول نماز ظهر بود

00:07:06.910 --> 00:07:09.910
به نظر می رسد که او چیز دیگری را از دست نداده است

00:07:09.910 --> 00:07:12.910
در مد، ظهر و بعدازظهر است

00:07:12.910 --> 00:07:15.910
و در دیگران

00:07:15.910 --> 00:07:18.910
چهار نماز آخر است

00:07:18.910 --> 00:07:21.910
ظهر و عصر و مغرب و عشا

00:07:21.910 --> 00:07:24.910
تا اینکه رنگ شب از بین رفت

00:07:24.910 --> 00:07:27.939
و راه ترکیب این روایات

00:07:27.939 --> 00:07:30.939
نبرد خندق روزها ادامه داشت

00:07:30.939 --> 00:07:33.939
این چند روز بود

00:07:33.939 --> 00:07:36.939
این در برخی از آنها صادق است

00:08:02.350 --> 00:08:05.769
و من حرکت کردم

00:08:05.769 --> 00:08:09.500
با بقیه

00:08:09.500 --> 00:08:12.500
او شفا داد
