1 00:00:01,360 --> 00:00:04,360 توقف کنید 2 00:00:04,360 --> 00:00:12,240 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 3 00:00:12,240 --> 00:00:16,239 یک چالش جدید از طرف من 4 00:00:16,239 --> 00:00:22,219 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 5 00:00:22,219 --> 00:00:24,219 از مردم شهر 6 00:00:24,219 --> 00:00:26,219 یکی از بهترین اعراب 7 00:00:26,219 --> 00:00:29,219 مردان آن کمک و توله سگ فرستادند 8 00:00:29,219 --> 00:00:32,219 شجاعت و جسارت 9 00:00:32,219 --> 00:00:35,859 مرگبارترین آنها در زمان جاهلیت بود 10 00:00:35,859 --> 00:00:38,859 من با سپاه مشرکان در جنگ احد شرکت کردم 11 00:00:38,859 --> 00:00:42,859 سپس پس از خروج آنان از جنگ به اسلام گروید 12 00:00:42,859 --> 00:00:45,859 این اولین صحنه ای بود که به عنوان یک مسلمان شاهد آن بودم 13 00:00:45,859 --> 00:00:48,859 شرکت بیر مائونا 14 00:00:48,859 --> 00:00:50,859 جایی که حوازین به مسلمانان خیانت کرد 15 00:00:50,859 --> 00:00:53,859 بنابراین همه آنها را کشتند 16 00:00:53,859 --> 00:00:55,859 و مصادف با این حادثه 17 00:00:55,859 --> 00:00:57,859 از آنجا گذشتم 18 00:00:57,859 --> 00:01:00,859 منذر بن عقبه رضی الله عنه و من 19 00:01:00,859 --> 00:01:03,859 ما به پرندگانی که در آسمان پرواز می کردند نگاه کردیم 20 00:01:04,859 --> 00:01:06,859 پس گفتیم 21 00:01:06,859 --> 00:01:09,859 پرندگان باید روی چیزی شناور باشند 22 00:01:09,859 --> 00:01:12,859 پس عجله کردیم ببینیم قضیه چیه 23 00:01:12,859 --> 00:01:15,859 ما همراهان خود را در رختخواب خود دراز کشیده بودند 24 00:01:15,859 --> 00:01:18,859 و مشرکان خیانتکار در اطرافشان 25 00:01:18,859 --> 00:01:21,859 پس فرود آمدیم و با مردم جنگیدیم 26 00:01:21,859 --> 00:01:24,859 و اما صاحب انذار 27 00:01:24,859 --> 00:01:26,859 او کشته شد 28 00:01:26,859 --> 00:01:28,859 همانطور که برای من 29 00:01:28,859 --> 00:01:30,859 عامر بن طفیل مرا اسیر کرد 30 00:01:30,859 --> 00:01:32,859 سپس مرا در ازای یک غلام آزاد کرد 31 00:01:32,859 --> 00:01:34,859 روی مادرش بود 32 00:01:34,859 --> 00:01:36,900 پس به شهر برگشتم 33 00:01:36,900 --> 00:01:39,900 و نظر اصحاب مقتول 34 00:01:39,900 --> 00:01:41,900 موذی گری من را رها نمی کند 35 00:01:41,900 --> 00:01:45,540 وقتی به شهر نزدیک شدم 36 00:01:45,540 --> 00:01:47,540 دو مرد اهل هوازین پیدا کردم 37 00:01:47,540 --> 00:01:50,540 پس خواستم از مسلمانان انتقام بگیرم 38 00:01:50,540 --> 00:01:52,540 که خائنانه کشته شدند 39 00:01:52,540 --> 00:01:55,540 پس با هم زیر سایه درختی پایین رفتیم 40 00:01:55,540 --> 00:01:58,540 وقتی خوابشان برد، آنها را کشتم 41 00:01:58,540 --> 00:02:01,540 از پیامبر با آنها عهد بسته بود 42 00:02:01,540 --> 00:02:03,540 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 43 00:02:03,540 --> 00:02:05,700 من در مورد آن نمی دانستم 44 00:02:05,700 --> 00:02:08,699 پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم 45 00:02:08,699 --> 00:02:10,699 پس اینو بهش گفتم 46 00:02:10,699 --> 00:02:13,699 علی از کشتن آنها خجالت کشید 47 00:02:13,699 --> 00:02:15,699 بعد ببخشید 48 00:02:15,699 --> 00:02:18,699 دستور پرداخت دیه این دو مرده را صادر کرد 49 00:02:18,699 --> 00:02:23,370 رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا فرستاد 50 00:02:23,370 --> 00:02:26,370 به Negus در حبشه 51 00:02:26,370 --> 00:02:28,370 با دو کتاب برایش نوشت 52 00:02:28,370 --> 00:02:30,370 در یکی از آنها 53 00:02:30,370 --> 00:02:34,370 که او را به عقد ام حبیبه رضی الله عنه در آورد 54 00:02:34,370 --> 00:02:36,370 و در دیگری 55 00:02:36,370 --> 00:02:40,370 او از او می خواهد که بقیه مسلمانانی را که دارد برایش بیاورد 56 00:02:40,370 --> 00:02:42,370 به سمتش رفتم 57 00:02:42,370 --> 00:02:44,370 آن دو کتاب را به او دادم 58 00:02:44,370 --> 00:02:46,370 پس آنها را خواند 59 00:02:46,370 --> 00:02:48,370 درود بر او باد 60 00:02:48,370 --> 00:02:53,370 سپس نغوس او را به عقد ام حبیبه رضی الله عنه درآورد 61 00:02:53,370 --> 00:02:57,620 همراهانش را با دو کشتی نزد او بردند 62 00:02:57,620 --> 00:02:59,620 من کی هستم؟ 63 00:02:59,620 --> 00:03:05,020 پاسخ 64 00:03:05,020 --> 00:03:09,020 عمر بن امیه الضمری رضی الله عنه 65 00:03:09,020 --> 00:03:16,199 توقف کنید 66 00:03:16,199 --> 00:03:21,199 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 67 00:03:21,199 --> 00:03:31,219 یک چالش جدید از طرف من 68 00:03:31,219 --> 00:03:34,219 من خادم پیامبر صلی الله علیه و آله هستم 69 00:03:34,219 --> 00:03:36,219 و پسر اربابش 70 00:03:36,219 --> 00:03:39,219 و محبتش رحمت الله علیه 71 00:03:39,219 --> 00:03:40,219 و پسر عشقش 72 00:03:40,219 --> 00:03:42,259 من قبل از مهاجرت به دنیا آمدم 73 00:03:42,259 --> 00:03:44,259 من زیر چتر اسلام زندگی کردم 74 00:03:44,259 --> 00:03:47,259 من در خانه نبوت بزرگ شدم 75 00:03:47,259 --> 00:03:54,060 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مرا بسیار دوست داشت 76 00:03:54,060 --> 00:03:58,060 او مرا می گرفت و الحسن رضی الله عنه را می برد 77 00:03:58,060 --> 00:04:00,060 و او می گوید 78 00:04:00,060 --> 00:04:02,060 خدایا من هر دوتاشونو دوست دارم 79 00:04:02,060 --> 00:04:04,060 من هر دو را دوست دارم 80 00:04:04,060 --> 00:04:10,150 او رضی الله عنه مرا بر ران خود می نشاند و برایم دعا می کرد. 81 00:04:10,150 --> 00:04:14,150 او اغلب مرا سوار بر اسب جلوی خود می برد 82 00:04:14,150 --> 00:04:17,149 خیلی از او مراقبت می کند 83 00:04:17,149 --> 00:04:20,149 یک روز دماغم جاری شد 84 00:04:20,149 --> 00:04:23,149 پس پیامبر صلی الله علیه و آله خواست 85 00:04:23,149 --> 00:04:27,149 با دست شریفش گناهکار را از من دور کند 86 00:04:27,149 --> 00:04:30,149 عایشه رضی الله عنها گفت 87 00:04:30,149 --> 00:04:35,149 بگذار پیچ ها را از او پاک کنم یا رسول الله 88 00:04:35,149 --> 00:04:38,180 ایشان رضی الله عنه فرمودند 89 00:04:38,180 --> 00:04:43,180 ای عایشه مرا دوست بدار که من او را دوست دارم 90 00:04:43,180 --> 00:04:46,920 و من سیاه پوست بودم 91 00:04:46,920 --> 00:04:48,920 پدرم سفید پوست بود 92 00:04:48,920 --> 00:04:54,920 آنچه مردم را نسبت به صحت نسب من نزد پدرم رضی الله عنهم شک می کرد 93 00:04:54,920 --> 00:04:57,920 برای تفاوت رنگ پوستمان 94 00:04:57,920 --> 00:05:02,920 یک روز با پدرم خوابیدم و سرمان را با عبا پوشاندیم 95 00:05:02,920 --> 00:05:05,920 پاهایمان را آشکار کردیم 96 00:05:05,920 --> 00:05:10,920 سپس مجاز المدلجی، قائف از کنار ما گذشت 97 00:05:10,920 --> 00:05:15,920 گفت بعضی از این پاها مال بعضی دیگر است 98 00:05:15,920 --> 00:05:18,920 وقتی شباهت بین آنها را دید 99 00:05:18,920 --> 00:05:23,980 پیامبر صلی الله علیه و آله از این امر بسیار خرسند شد 100 00:05:23,980 --> 00:05:27,980 تا اینکه بر عایشه رضی الله عنها وارد شد 101 00:05:27,980 --> 00:05:33,980 اسرار چهره اش از گفتار قائف از شادی و بشارت می درخشید 102 00:05:33,980 --> 00:05:39,750 و سخنان کسانی را که بدون آگاهی درباره ما صحبت کردند، رد کنیم 103 00:05:39,750 --> 00:05:44,750 امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه روزی نشست. 104 00:05:44,750 --> 00:05:48,750 وجوه بیت المال بین مسلمانان تقسیم می شود 105 00:05:48,750 --> 00:05:51,750 پس به پسرش عبدالله سهم داد 106 00:05:51,750 --> 00:05:53,750 بعد نوبت من شد 107 00:05:53,750 --> 00:05:58,750 پس عمر دو برابر آنچه به پسرش عبدالله داده بود به من داد 108 00:05:58,750 --> 00:06:01,750 عبدالله از پدرش پرسید و او گفت 109 00:06:01,750 --> 00:06:03,750 چرا او را بر من ترجیح دادی؟ 110 00:06:03,750 --> 00:06:07,750 با رسول خدا صلی الله علیه و آله شهادت دادم 111 00:06:07,750 --> 00:06:09,750 مگر اینکه شهادت دهد 112 00:06:09,750 --> 00:06:12,779 عمر جواب او را داد و گفت: 113 00:06:12,779 --> 00:06:17,779 پسرم او نزد رسول خدا از تو عزیزتر بود 114 00:06:17,779 --> 00:06:22,879 و پدرش نزد رسول خدا از پدرت محبوبتر بود 115 00:06:22,879 --> 00:06:29,420 پس محبت رسول خدا صلی الله علیه و آله را بر محبت خود ترجیح دادم 116 00:06:29,420 --> 00:06:34,420 اصحاب مقام مرا نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می دانستند 117 00:06:34,420 --> 00:06:41,420 پس وقتی خواستند در مورد زنی که دزدی کرده بود نزد رسول خدا شفاعت کنند 118 00:06:41,420 --> 00:06:44,420 نزد من آمدند تا او را شفاعت کنم 119 00:06:44,420 --> 00:06:49,420 شاید رسول خدا صلی الله علیه و آله از من بپذیرد 120 00:06:49,420 --> 00:06:52,420 وقتی در این مورد با او صحبت کردم 121 00:06:52,420 --> 00:06:56,420 چهره رسول خدا صلی الله علیه و آله رنگ پرید 122 00:06:56,420 --> 00:06:58,420 و او گفت 123 00:06:58,420 --> 00:07:02,420 آیا در مورد یکی از حدود خدا با من صحبت می کنی؟ 124 00:07:02,420 --> 00:07:04,420 پس ترسیدم و گفتم 125 00:07:04,420 --> 00:07:07,420 برای من آمرزش بخواه ای رسول خدا 126 00:07:07,420 --> 00:07:09,550 وقتی عصر شد 127 00:07:09,550 --> 00:07:14,550 رسول خدا صلی الله علیه و آله سخنرانی کرد 128 00:07:14,550 --> 00:07:17,550 خداوند را آن گونه که شایسته او بود ستایش کرد 129 00:07:17,550 --> 00:07:18,550 سپس گفت 130 00:07:18,550 --> 00:07:20,550 در مورد بعد 131 00:07:20,550 --> 00:07:23,550 او مردم قبل از شما را نابود کرد 132 00:07:23,550 --> 00:07:28,550 اگر بزرگواری از آنها دزدی می کرد، او را رها می کردند 133 00:07:28,550 --> 00:07:30,550 و اگر ضعیف در میان آنها دزدی کند 134 00:07:30,550 --> 00:07:33,550 برایش مجازات تعیین کردند 135 00:07:33,550 --> 00:07:36,550 سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست 136 00:07:36,550 --> 00:07:39,550 اگر فاطمه بنت محمد دزدی می کرد 137 00:07:39,550 --> 00:07:41,550 دستش قطع می شد 138 00:07:41,550 --> 00:07:45,579 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد 139 00:07:45,579 --> 00:07:47,579 با اون زن 140 00:07:47,579 --> 00:07:50,290 پس دستش را قطع کرد 141 00:07:50,290 --> 00:07:52,290 کتیبه حلقه من بود 142 00:07:52,290 --> 00:07:54,290 محبت رسول خدا 143 00:07:54,290 --> 00:07:56,509 من کی هستم؟ 144 00:07:56,509 --> 00:08:05,779 پاسخ 145 00:08:05,779 --> 00:08:07,779 اسامه بن زید بن حارثه 146 00:08:07,779 --> 00:08:10,779 خداوند از هر دوی آنها راضی باشد 147 00:08:10,779 --> 00:08:19,939 توقف کنید 148 00:08:19,939 --> 00:08:24,939 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 149 00:08:24,939 --> 00:08:30,860 چالش جدید 150 00:08:30,860 --> 00:08:34,649 من کی هستم؟ 151 00:08:34,649 --> 00:08:36,649 من از اصحاب عالم هستم 152 00:08:36,649 --> 00:08:38,649 از قبیله دوس 153 00:08:38,649 --> 00:08:40,649 من به عنوان یک یتیم بزرگ شدم 154 00:08:40,649 --> 00:08:42,649 بیچاره مهاجرت کرد 155 00:08:42,649 --> 00:08:44,649 من یک چوپان اجیر بودم 156 00:08:44,649 --> 00:08:46,649 در ازای غذای روزانه 157 00:08:46,649 --> 00:08:48,679 بورا را می شناختم 158 00:08:48,679 --> 00:08:50,679 من آن را حمل می کردم 159 00:08:50,679 --> 00:08:52,679 من از او مراقبت می کنم و با او بازی می کنم 160 00:08:52,679 --> 00:08:54,679 بنابراین شروع کردم به تماس با او 161 00:08:54,679 --> 00:08:56,679 بنابراین نام مستعار من غالب شد 162 00:08:56,679 --> 00:08:59,100 به نام من 163 00:08:59,100 --> 00:09:01,100 به دست آن صحابی بزرگوار اسلام آوردم 164 00:09:01,100 --> 00:09:03,100 الطفیل بن عمر 165 00:09:03,100 --> 00:09:05,100 خداوند از او راضی باشد 166 00:09:05,100 --> 00:09:07,100 در دوره بین 167 00:09:07,100 --> 00:09:09,100 عهدنامه حدیبیه و فتح خیبر 168 00:09:09,100 --> 00:09:11,100 این شهر برای مهاجران فراهم می کرد 169 00:09:11,100 --> 00:09:13,100 و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 170 00:09:13,100 --> 00:09:15,100 در خیبر 171 00:09:15,100 --> 00:09:17,580 داشتم به مامانم زنگ میزدم 172 00:09:17,580 --> 00:09:19,580 به اسلام 173 00:09:19,580 --> 00:09:21,580 او از انجام این کار خودداری می کند 174 00:09:21,580 --> 00:09:23,580 بنابراین یک روز به او زنگ زدم 175 00:09:23,580 --> 00:09:25,580 او با من عصبانی شد 176 00:09:25,580 --> 00:09:27,580 و مرا به سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله گوش فرا دادی 177 00:09:27,580 --> 00:09:29,580 از چیزی که متنفرم 178 00:09:29,580 --> 00:09:31,830 پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم 179 00:09:31,830 --> 00:09:33,830 و من گریه می کنم 180 00:09:33,830 --> 00:09:35,830 پس گفتم 181 00:09:35,830 --> 00:09:37,830 ای رسول خدا 182 00:09:37,830 --> 00:09:39,830 به مادرم زنگ می زدم 183 00:09:39,830 --> 00:09:41,830 به اسلام 184 00:09:41,830 --> 00:09:43,830 پس من را رد می کنی 185 00:09:43,830 --> 00:09:45,830 پس امروز بهش زنگ زدم 186 00:09:45,830 --> 00:09:47,830 او با من عصبانی شد 187 00:09:47,830 --> 00:09:49,830 و مرا در خود شنیدی 188 00:09:49,830 --> 00:09:51,830 از چیزی که متنفرم 189 00:09:51,830 --> 00:09:53,830 پس از خدا می خواهم که او را هدایت کند 190 00:09:53,830 --> 00:09:55,830 برای اسلام 191 00:09:55,830 --> 00:09:57,830 پیامبر صلی الله علیه و آله لبخند زد 192 00:09:57,830 --> 00:09:59,830 او را صدا زد 193 00:09:59,830 --> 00:10:02,059 پس رفتم بیرون 194 00:10:02,059 --> 00:10:04,059 شادی از او 195 00:10:04,059 --> 00:10:06,059 وقتی به خانه آمدم 196 00:10:06,059 --> 00:10:08,059 در را بسته دیدم 197 00:10:08,059 --> 00:10:10,059 و مادرم صدای پاهایم را شنید 198 00:10:10,059 --> 00:10:12,059 و او گفت 199 00:10:12,059 --> 00:10:14,059 جای تو پسر 200 00:10:14,059 --> 00:10:16,059 صدای قلع و قمع آب را شنیدم 201 00:10:16,059 --> 00:10:18,059 پس مادرم حمام کرد 202 00:10:18,059 --> 00:10:20,059 زرهش را پوشید 203 00:10:20,059 --> 00:10:22,059 سپس در را باز کردم 204 00:10:22,059 --> 00:10:24,059 او گفت 205 00:10:24,059 --> 00:10:26,059 من شهادت می دهم که خدایی وجود ندارد 206 00:10:26,059 --> 00:10:28,059 جز خدا 207 00:10:28,059 --> 00:10:30,059 من شهادت می دهم که محمد 208 00:10:30,059 --> 00:10:32,059 بنده و رسول او 209 00:10:32,059 --> 00:10:34,059 من خوشحال نبودم 210 00:10:34,059 --> 00:10:36,059 پس نزد رسول خدا برگشتم 211 00:10:36,059 --> 00:10:38,059 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 212 00:10:38,059 --> 00:10:40,059 و من از خوشحالی گریه می کنم 213 00:10:40,059 --> 00:10:42,149 همونطور که قبلا اومدی 214 00:10:42,149 --> 00:10:44,149 کمی گریه کردن 215 00:10:44,149 --> 00:10:46,149 از غم 216 00:10:46,149 --> 00:10:48,149 پس گفتم یا رسول الله 217 00:10:48,149 --> 00:10:50,149 آبشیر پاسخ داده است 218 00:10:50,149 --> 00:10:52,149 خدا تو را صدا زد 219 00:10:52,149 --> 00:10:54,149 مادرم اسلام را هدایت کرد 220 00:10:54,149 --> 00:10:56,179 پس خدا را شکر 221 00:10:56,179 --> 00:10:58,179 او را تحسین کرد 222 00:10:58,179 --> 00:11:00,440 گفت خوبه 223 00:11:00,440 --> 00:11:02,440 پس گفتم یا رسول الله 224 00:11:02,440 --> 00:11:04,440 من به خدا دعا می کنم 225 00:11:04,440 --> 00:11:06,440 برای دوست داشتن من و مادرم 226 00:11:06,440 --> 00:11:08,440 به بندگان باوفایش 227 00:11:08,440 --> 00:11:10,440 و او آنها را دوست دارد 228 00:11:10,440 --> 00:11:12,440 به ما 229 00:11:12,440 --> 00:11:14,440 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند 230 00:11:14,440 --> 00:11:16,539 خدایا عشق 231 00:11:16,539 --> 00:11:18,539 این بنده شماست 232 00:11:18,539 --> 00:11:20,539 و مادرش به بندگانت 233 00:11:20,539 --> 00:11:22,539 مؤمنان 234 00:11:22,539 --> 00:11:24,700 و هر دو را دوست داشت 235 00:11:24,700 --> 00:11:26,700 هیچ مؤمنی وجود ندارد 236 00:11:26,700 --> 00:11:28,700 او مرا می شنود یا می بیند 237 00:11:28,700 --> 00:11:30,700 جز دوست داشتن من 238 00:11:30,700 --> 00:11:33,049 من کی هستم؟ 239 00:11:33,049 --> 00:11:40,970 پاسخ 240 00:11:40,970 --> 00:11:42,970 ابوهریره 241 00:11:42,970 --> 00:11:44,970 عبدالرحمن بن صخرالدوسی 242 00:11:44,970 --> 00:11:46,970 خداوند از او راضی باشد 243 00:11:46,970 --> 00:11:55,820 توقف کنید 244 00:11:55,820 --> 00:11:57,879 و شما می دانید 245 00:11:57,879 --> 00:11:59,879 بر صحابه و علما 246 00:11:59,879 --> 00:12:01,879 و پرچم ها 247 00:12:01,879 --> 00:12:06,730 چالش جدید 248 00:12:06,730 --> 00:12:08,730 من کی هستم؟ 249 00:12:08,730 --> 00:12:12,299 من یک زن اتیوپیایی هستم 250 00:12:12,299 --> 00:12:14,299 استاد پیامبر 251 00:12:14,299 --> 00:12:16,299 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 252 00:12:16,299 --> 00:12:18,299 او مرا از پدرم به ارث برده است 253 00:12:18,299 --> 00:12:20,299 وقتی مادرش فوت کرد 254 00:12:20,299 --> 00:12:22,299 بلند شدم 255 00:12:22,299 --> 00:12:24,299 او را بزرگ کنید و از او مراقبت کنید 256 00:12:24,299 --> 00:12:26,299 حتی با من تماس گرفت 257 00:12:26,299 --> 00:12:28,419 ای ملت 258 00:12:28,419 --> 00:12:30,419 و او در مورد من صحبت می کرد 259 00:12:30,419 --> 00:12:32,419 این بقیه اعضای خانواده هستند 260 00:12:32,419 --> 00:12:34,419 خانه من و او 261 00:12:34,419 --> 00:12:36,419 مامان پشت مامان 262 00:12:36,419 --> 00:12:38,460 بعد منو آزاد کن واسه چی 263 00:12:38,460 --> 00:12:40,460 با خدیجه رضی الله عنه ازدواج کرد 264 00:12:40,460 --> 00:12:42,460 درباره او 265 00:12:42,460 --> 00:12:44,460 من در کنار او ماندم و همیشه در خدمت او بودم 266 00:12:44,460 --> 00:12:46,460 عمرش رضی الله عنه 267 00:12:46,460 --> 00:12:48,460 پس من آن زن بودم 268 00:12:48,460 --> 00:12:50,460 تنها کسی که 269 00:12:50,460 --> 00:12:52,460 او با پیامبر صلی الله علیه و آله همراهی کرد 270 00:12:52,460 --> 00:12:54,460 از روز 271 00:12:54,460 --> 00:12:56,460 تولدش تا امروز 272 00:12:56,460 --> 00:12:59,159 مرگ او 273 00:12:59,159 --> 00:13:01,159 اولین مردم به اسلام گرویدند 274 00:13:01,159 --> 00:13:03,159 سپس به تنهایی مهاجرت کرد 275 00:13:03,159 --> 00:13:05,159 به شهر 276 00:13:05,159 --> 00:13:07,159 وقتی نزدیک روحم بودم 277 00:13:07,159 --> 00:13:09,159 در حال روزه تشنه بودم 278 00:13:09,159 --> 00:13:11,159 و نه یک مرد نابینا 279 00:13:11,159 --> 00:13:13,159 از تشنگی خسته شده بودم 280 00:13:13,159 --> 00:13:15,159 و تصمیم گرفتم بمیرم 281 00:13:15,159 --> 00:13:17,159 پس روی زمین دراز کشیدم 282 00:13:17,159 --> 00:13:19,159 سپس چشمانم را باز کردم 283 00:13:19,159 --> 00:13:21,159 بنابراین من در یک سطل آب بودم 284 00:13:21,159 --> 00:13:23,159 از بهشت نزد من فرود می آید 285 00:13:23,159 --> 00:13:25,159 بنابراین آن را گرفتم 286 00:13:25,159 --> 00:13:27,159 بنابراین من حتی از آن نوشیدند 287 00:13:27,159 --> 00:13:29,159 من روایت کردم 288 00:13:29,159 --> 00:13:31,159 بعد از آن چه اتفاقی برای من افتاد؟ 289 00:13:31,159 --> 00:13:33,159 من تمام عمرم تشنه بودم 290 00:13:33,159 --> 00:13:35,259 و روزه می گرفتم 291 00:13:35,259 --> 00:13:37,259 در یک روز گرم 292 00:13:37,259 --> 00:13:39,259 من احساس تشنگی نمی کنم 293 00:13:39,259 --> 00:13:41,899 پیامبر به من مژده داد 294 00:13:41,899 --> 00:13:43,899 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 295 00:13:43,899 --> 00:13:45,899 در بهشت 296 00:13:45,899 --> 00:13:47,899 گفت: راز او کیست؟ 297 00:13:47,899 --> 00:13:49,899 برای ازدواج با یک زن 298 00:13:49,899 --> 00:13:51,899 از اهل بهشت 299 00:13:51,899 --> 00:13:53,899 سی و یک نفر با این یکی ازدواج می کند 300 00:13:53,899 --> 00:13:55,899 به من اشاره کرد 301 00:13:55,899 --> 00:13:57,899 پس زید بن حارثه با من ازدواج کرد 302 00:13:57,899 --> 00:13:59,899 خداوند از او راضی باشد 303 00:13:59,899 --> 00:14:01,899 او اسامه را به دنیا آورد 304 00:14:01,899 --> 00:14:03,899 محبت رسول خدا 305 00:14:03,899 --> 00:14:06,340 و پسر عشقش 306 00:14:06,340 --> 00:14:08,340 من با بیست زن بیرون رفتم 307 00:14:08,340 --> 00:14:10,340 به جنگ احد 308 00:14:10,340 --> 00:14:12,340 و زخم را التیام بخشد 309 00:14:12,340 --> 00:14:14,340 وقتی دیدم 310 00:14:14,340 --> 00:14:16,340 مردانی که از جنگ فرار می کنند 311 00:14:16,340 --> 00:14:18,340 باعث شد خاک را بکنم 312 00:14:18,340 --> 00:14:20,340 در چهره کسانی که فرار می کنند 313 00:14:20,340 --> 00:14:22,340 تعدادی از آنها را ارائه می کنم 314 00:14:22,340 --> 00:14:24,340 پس به او می گویم 315 00:14:24,340 --> 00:14:26,340 دوک را بردارید و شمشیر خود را بگیرید 316 00:14:26,340 --> 00:14:28,340 از پیامبر دفاع کرد 317 00:14:28,340 --> 00:14:30,340 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 318 00:14:30,340 --> 00:14:32,409 آن روز با شمشیر 319 00:14:32,409 --> 00:14:34,409 فرمن بن العرقه 320 00:14:34,409 --> 00:14:36,409 با یک تیر 321 00:14:36,409 --> 00:14:38,409 پس مرا زد 322 00:14:38,409 --> 00:14:40,409 یک فلش 323 00:14:40,409 --> 00:14:42,409 آن را به سعد بن ابی داد 324 00:14:42,409 --> 00:14:44,409 وقاص رضی الله عنه 325 00:14:44,409 --> 00:14:46,409 به او گفت آن را دور بریز 326 00:14:46,409 --> 00:14:48,409 سعد به او شلیک کرد 327 00:14:48,409 --> 00:14:50,409 پس او را زد 328 00:14:50,409 --> 00:14:52,409 کافر روی سرش چرخید 329 00:14:52,409 --> 00:14:54,409 پیامبر خندید 330 00:14:54,409 --> 00:14:56,409 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 331 00:14:56,409 --> 00:14:58,409 او را برش داد 332 00:14:58,409 --> 00:15:00,789 سعد 333 00:15:00,789 --> 00:15:02,789 او همچنین از نمایش دفاع کرده است 334 00:15:02,789 --> 00:15:04,789 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 335 00:15:04,789 --> 00:15:06,980 در واقعه الفک 336 00:15:06,980 --> 00:15:08,980 وقتی پیامبر از من پرسید 337 00:15:08,980 --> 00:15:10,980 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 338 00:15:10,980 --> 00:15:12,980 از عایشه رضی الله عنها 339 00:15:12,980 --> 00:15:14,980 به او گفتم 340 00:15:14,980 --> 00:15:16,980 خدای نکرده صوتی و تصویری 341 00:15:16,980 --> 00:15:18,980 که می دانستم 342 00:15:18,980 --> 00:15:20,980 یا هیچ وقت بهش فکر نکردم 343 00:15:20,980 --> 00:15:23,850 جز خوب 344 00:15:23,850 --> 00:15:25,850 و چون من یک زن اتیوپیایی هستم 345 00:15:25,850 --> 00:15:27,850 من در تلفظ خوب نبودم 346 00:15:27,850 --> 00:15:29,850 چند نامه 347 00:15:29,850 --> 00:15:31,850 گفتنش برایم سخت است 348 00:15:31,850 --> 00:15:33,850 درود و رحمت خدا بر شما باد 349 00:15:33,850 --> 00:15:35,850 و نعمت های او 350 00:15:35,850 --> 00:15:37,850 نه صلح 351 00:15:37,850 --> 00:15:39,850 یا السلام علیکم 352 00:15:39,850 --> 00:15:41,850 پس پیامبر به من اجازه داد 353 00:15:41,850 --> 00:15:43,850 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 354 00:15:43,850 --> 00:15:45,850 برای گفتن صلح 355 00:15:45,850 --> 00:15:48,139 فقط 356 00:15:48,139 --> 00:15:50,139 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 357 00:15:50,139 --> 00:15:52,139 او با من می خندد و با من شوخی می کند 358 00:15:52,139 --> 00:15:54,139 و از آن 359 00:15:54,139 --> 00:15:56,139 یه بار بهش گفتم 360 00:15:56,139 --> 00:15:58,139 مرا حمل کن 361 00:15:58,139 --> 00:16:00,139 و او گفت 362 00:16:00,139 --> 00:16:02,139 من تو را سوار بر پسر شتر می کنم 363 00:16:02,139 --> 00:16:04,139 پس به او گفتم 364 00:16:04,139 --> 00:16:06,139 ای رسول خدا 365 00:16:06,139 --> 00:16:08,139 او نمی تواند مرا تحمل کند و من او را نمی خواهم 366 00:16:08,139 --> 00:16:10,139 لبخندی زد و گفت 367 00:16:10,139 --> 00:16:12,139 من تو را حمل نمی کنم 368 00:16:12,139 --> 00:16:14,139 جز پسر شتر 369 00:16:14,139 --> 00:16:16,139 بنابراین من او را ترک کردم 370 00:16:16,139 --> 00:16:18,139 به من زنگ زد و گفت 371 00:16:18,139 --> 00:16:20,139 آیا به شتر پاسخ می دهی؟ 372 00:16:20,139 --> 00:16:22,139 به جز شتر 373 00:16:22,139 --> 00:16:24,840 و با پیامبر رفتار کردم 374 00:16:24,840 --> 00:16:26,840 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 375 00:16:26,840 --> 00:16:28,840 رفتار مادر با پسرش 376 00:16:28,840 --> 00:16:30,840 گاهی مجبورش می کنم 377 00:16:30,840 --> 00:16:32,840 تا چیزی که می خورم بخورم 378 00:16:32,840 --> 00:16:34,840 و اغلب 379 00:16:34,840 --> 00:16:36,840 من بخاطر گریه اش گریه نکردم 380 00:16:36,840 --> 00:16:38,840 سلام و درود بر او باد 381 00:16:38,840 --> 00:16:41,190 و بعد از مرگ 382 00:16:41,190 --> 00:16:43,190 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 383 00:16:43,190 --> 00:16:45,190 ابوبکر نزد من آمد 384 00:16:45,190 --> 00:16:47,190 و عمر رضی الله عنه از هر دو 385 00:16:47,190 --> 00:16:49,190 به من سر می زنند 386 00:16:49,190 --> 00:16:51,190 وقتی آنها را دیدم 387 00:16:51,190 --> 00:16:53,190 من گریه کردم و او گفت 388 00:16:53,190 --> 00:16:55,190 چه چیزی باعث گریه شما می شود؟ 389 00:16:55,190 --> 00:16:57,190 نمی دانی؟ 390 00:16:57,190 --> 00:16:59,190 آنچه خدا دارد خوب است 391 00:16:59,190 --> 00:17:01,190 به رسولش گفتم: 392 00:17:01,190 --> 00:17:03,190 من می دانم که رسول خدا 393 00:17:03,190 --> 00:17:05,190 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 394 00:17:05,190 --> 00:17:07,190 خوب شده است 395 00:17:07,190 --> 00:17:09,190 از آنچه در آن بود 396 00:17:09,190 --> 00:17:11,259 اما من گریه می کنم 397 00:17:11,259 --> 00:17:13,259 چون وحی دارد 398 00:17:13,259 --> 00:17:15,259 بریده از آسمان 399 00:17:15,259 --> 00:17:17,450 آنها را به گریه انداخت 400 00:17:17,450 --> 00:17:19,450 بنابراین او گرفت 401 00:17:19,450 --> 00:17:21,450 او مرا با من به گریه می اندازد 402 00:17:21,450 --> 00:17:23,740 من کی هستم؟ 403 00:17:23,740 --> 00:17:32,299 پاسخ 404 00:17:32,299 --> 00:17:34,299 ام ایمن 405 00:17:34,299 --> 00:17:36,299 استخر حبشی 406 00:17:36,299 --> 00:17:45,940 خدا رحمتش کنه 407 00:17:45,940 --> 00:17:48,460 توقف کنید 408 00:17:48,460 --> 00:17:50,460 و شما می دانید 409 00:17:50,460 --> 00:17:52,460 بر صحابه و علما 410 00:17:52,460 --> 00:17:57,299 و پرچم ها 411 00:17:57,299 --> 00:17:59,299 چالش جدید 412 00:17:59,299 --> 00:18:04,119 من کی هستم؟ 413 00:18:04,119 --> 00:18:06,119 من از مردم عبدالقیس هستم 414 00:18:06,119 --> 00:18:08,250 از مردم بحرین 415 00:18:08,250 --> 00:18:10,250 من با مردمم ارائه کردم 416 00:18:10,250 --> 00:18:12,250 در سال هشتم هجری 417 00:18:12,250 --> 00:18:14,250 و در سرم بود 418 00:18:14,250 --> 00:18:16,309 چیزی که من در مورد آن می دانستم 419 00:18:16,309 --> 00:18:18,309 پیامبر مرا ستود 420 00:18:18,309 --> 00:18:20,309 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 421 00:18:20,309 --> 00:18:22,309 برخی از خصوصیاتی که او به من داد 422 00:18:22,309 --> 00:18:25,180 خدا رحمتش کنه 423 00:18:25,180 --> 00:18:27,180 رسول خدا نوشت 424 00:18:27,180 --> 00:18:29,180 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 425 00:18:29,180 --> 00:18:31,180 به ما مردم بحرین 426 00:18:31,180 --> 00:18:33,180 بیست باید به او تقدیم شود 427 00:18:33,180 --> 00:18:35,180 مردی از ما 428 00:18:35,180 --> 00:18:37,240 در سال فتح به او تقدیم کردیم 429 00:18:37,240 --> 00:18:39,240 و رسول خدا نگاه کرد 430 00:18:39,240 --> 00:18:41,240 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 431 00:18:41,240 --> 00:18:43,240 به افق 432 00:18:43,240 --> 00:18:45,240 صبح رسیدن ما 433 00:18:45,240 --> 00:18:47,240 و او گفت 434 00:18:47,240 --> 00:18:49,240 آنها مجبور به پذیرش اسلام نشدند 435 00:18:49,240 --> 00:18:51,240 و بالغ شده اند 436 00:18:51,240 --> 00:18:53,240 مسافران غذای خود را صرف کردند 437 00:18:53,240 --> 00:18:55,240 با دوستشون 438 00:18:55,240 --> 00:18:57,240 علامت گذاری کنید 439 00:18:57,240 --> 00:18:59,240 خدایا عبدالقیس را ببخش 440 00:18:59,240 --> 00:19:01,240 نه بیا پیش من 441 00:19:01,240 --> 00:19:03,240 از من پول می خواهند 442 00:19:03,240 --> 00:19:05,240 آنها بهترین مردم شرق هستند 443 00:19:05,240 --> 00:19:08,009 وقتی رسیدیم 444 00:19:08,009 --> 00:19:10,009 شهر سریعتر است 445 00:19:10,009 --> 00:19:12,009 یاران من در پرهیز از ارواح 446 00:19:12,009 --> 00:19:14,009 آنها شتر و دیگران دارند 447 00:19:14,009 --> 00:19:16,009 و شروع به مسابقه کردند 448 00:19:16,009 --> 00:19:18,009 تا دیدار با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 449 00:19:18,009 --> 00:19:20,009 و دستش را ببوس 450 00:19:20,009 --> 00:19:22,009 و با او بیعت کن 451 00:19:22,009 --> 00:19:24,039 و او گفت 452 00:19:24,039 --> 00:19:26,039 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 453 00:19:26,039 --> 00:19:28,039 خوش آمدید 454 00:19:28,039 --> 00:19:30,039 آری مردم عبدالقیس 455 00:19:30,039 --> 00:19:32,099 همانطور که برای من 456 00:19:32,099 --> 00:19:34,099 فیلم سریعتر 457 00:19:34,099 --> 00:19:36,099 بلکه منتظر ماندم تا منطقی پیدا کنم 458 00:19:36,099 --> 00:19:38,099 رفتن من 459 00:19:38,099 --> 00:19:40,099 سپس بهترین لباس هایم را پوشیدم 460 00:19:40,099 --> 00:19:42,099 بعد آماده شدم 461 00:19:42,099 --> 00:19:44,099 نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم 462 00:19:44,099 --> 00:19:46,099 او به من گفت 463 00:19:46,099 --> 00:19:48,099 در تو 464 00:19:48,099 --> 00:19:50,099 دو خصلت که خداوند دوست دارد 465 00:19:50,099 --> 00:19:52,099 و رسولش 466 00:19:52,099 --> 00:19:54,200 رویا و منیت 467 00:19:54,200 --> 00:19:56,200 پس گفتم یا رسول الله 468 00:19:56,200 --> 00:19:58,200 من ایجاد می کنم 469 00:19:58,200 --> 00:20:00,200 آنها مادر خدا را دارند 470 00:20:00,200 --> 00:20:02,200 او مرا روی آنها گذاشت 471 00:20:02,200 --> 00:20:04,200 گفت: بلکه خدایا. 472 00:20:04,200 --> 00:20:06,200 او شما را روی آنها قرار داد 473 00:20:06,200 --> 00:20:08,230 پس گفتم ستایش 474 00:20:08,230 --> 00:20:10,230 به خدایی که مرا تشکیل داد 475 00:20:10,230 --> 00:20:12,230 بر دو ویژگی که دوست دارد 476 00:20:12,230 --> 00:20:14,230 خدا و رسولش 477 00:20:14,230 --> 00:20:17,130 مهمان نوازی بودیم 478 00:20:17,130 --> 00:20:19,130 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 479 00:20:19,130 --> 00:20:21,130 ده روز 480 00:20:21,130 --> 00:20:23,160 پس داشتم میپرسیدم 481 00:20:23,160 --> 00:20:25,160 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 482 00:20:25,160 --> 00:20:27,160 درباره فقه و قرآن 483 00:20:27,160 --> 00:20:29,160 و داشتم می آمدم 484 00:20:29,160 --> 00:20:31,160 ابی بن کعب رضی الله عنه 485 00:20:31,160 --> 00:20:33,160 او به من قرآن می آموزد 486 00:20:33,160 --> 00:20:35,380 و چه زمانی 487 00:20:35,380 --> 00:20:37,380 می خواستیم بریم 488 00:20:37,380 --> 00:20:39,380 فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 489 00:20:39,380 --> 00:20:41,380 به هیئت ما 490 00:20:41,380 --> 00:21:05,819 او به من هدایایی داد و مرا بر آن ها ترجیح داد، پس دوازده عقیه به من داد و این بیشترین چیزی بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله به هر یک از هیئت ها اجازه می داد، پس من کیستم؟ 491 00:21:05,819 --> 00:21:12,819 پاسخ هشدار دهنده اشاج عبدالقیس رضی الله عنه است 492 00:21:20,460 --> 00:21:35,339 توقف کنید و با اصحاب و علما و چهره ها آشنا شوید. یک چالش جدید من کی هستم؟ 493 00:21:35,339 --> 00:21:42,839 من از کوچکترین اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 494 00:21:42,839 --> 00:21:48,839 کنیه من ابوحفص است، دو سال قبل از هجرت در حبشه به دنیا آمدم 495 00:21:48,839 --> 00:22:00,970 من فرزندخوانده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم، چنانکه پس از ازدواج مادرم پس از وفات پدرم رضی الله عنه در حجره ایشان تربیت شدم. 496 00:22:00,970 --> 00:22:10,829 رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز عموی من است. او و پدرم برادران شیردهی هستند 497 00:22:10,829 --> 00:22:16,829 رسول خدا صلی الله علیه و آله در روزی که مادرم بود، نزد ما آمد. 498 00:22:16,829 --> 00:22:25,829 وقتی غذا سرو شد، با او به صرف غذا نشستم. چون سنم کم بود، آداب غذا خوردن نداشتم 499 00:22:25,829 --> 00:22:33,829 از هر طرف دیگ از اینجا و آنجا غذا می خوردم که رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود. 500 00:22:33,829 --> 00:22:47,930 معلم و مربی پسر نام خدای متعال را بخوان و با دست راستت و هر چه به دنبال تو می آید بخور و هنوز هم ذائقه من است. 501 00:22:47,930 --> 00:22:54,599 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و عبدالله بن زبیر مرا روز خندق قرار داد. 502 00:22:54,599 --> 00:23:00,660 با زن و بچه در حسن بن ثابت رضی الله عنه 503 00:23:00,660 --> 00:23:09,660 من و بن الزبیر به دیوار قلعه می‌آمدیم تا مسلمانان و قهرمانی‌های آنان را در میدان نبرد ببینیم. 504 00:23:09,660 --> 00:23:16,430 ابن الزبیر یک بار مرا بزرگ می کرد و من بار دیگر او را بزرگ می کردم 505 00:23:16,430 --> 00:23:25,430 امیرالمؤمنین عمر بن خطاب رضی الله عنه به فرزندش عبدالله سه هزار دینار از بیت المال داد. 506 00:23:25,430 --> 00:23:36,430 چهار هزار به من داد، پسرش عبدالله با او در این باره صحبت کرد و عمر به او گفت: مادری مانند مادرش به من بده. 507 00:23:36,430 --> 00:23:44,170 علی بن ابی طالب رضی الله عنه مدتی بحرین را تصرف کرد 508 00:23:44,170 --> 00:23:53,230 سپس مرا برکنار کرد و احضار کرد تا پس از آن به عراق همراهی کنم و در نامه اخراج آمد. 509 00:23:53,230 --> 00:24:00,230 در ادامه، من نعمان بن عجلان الزرقی را به عنوان فرماندار بحرین منصوب کردم. 510 00:24:00,230 --> 00:24:09,230 من دست تو را بدون توبیخ و سرزنش برداشتم زیرا وظیفه خود را به خوبی انجام دادی و امانت را به جا آوردی. 511 00:24:09,230 --> 00:24:18,519 پس من بدون شک، نه سرزنش، نه متهم و نه گناه می پذیرم، پس من کی هستم؟ 512 00:24:18,519 --> 00:24:41,799 جواب عمر بن ابی سلمه است که خدا از آن دو راضی باشد 513 00:24:41,799 --> 00:24:56,710 توقف کنید و با اصحاب و علما و چهره ها آشنا شوید. چالش جدید: من کی هستم؟ 514 00:24:56,710 --> 00:25:03,819 من از کوچکترین اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم 515 00:25:03,819 --> 00:25:11,819 بنده نافع بن عبدالحارث رضی الله عنه بودم پس مرا آزاد کرد و از وفاداران او شدم. 516 00:25:11,819 --> 00:25:16,500 من قرآن و علم را دوست داشتم و از آنها یاد گرفتم 517 00:25:16,500 --> 00:25:24,500 زمانی که عمر بن خطاب رضی الله عنه به خلافت رسید، نافع بن عبدالحارث را به فرمانداری مکه منصوب کرد. 518 00:25:24,500 --> 00:25:29,500 پس نافع به عصفان رفت و مرا جانشین خود در مکه قرار داد 519 00:25:29,500 --> 00:25:35,500 امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه در عصفان با او ملاقات کرد و به او گفت. 520 00:25:35,500 --> 00:25:40,500 چه کسی را جانشین اهل وادی یعنی مکه قرار دادی؟ 521 00:25:40,500 --> 00:25:45,500 گفت: من مردی از وفاداران ما را جانشین آنها قرار دادم. 522 00:25:45,500 --> 00:25:50,619 عمر گفت: بر آنها استادی گماشتم 523 00:25:50,619 --> 00:25:57,750 گفت من قاری کتاب الله تعالی و آگاه به فرایض دینی هستم 524 00:25:57,750 --> 00:26:04,819 عمر رضی الله عنه گفت: و اما پیامبر شما صلی الله علیه و آله فرمود. 525 00:26:04,819 --> 00:26:11,880 خداوند عده ای را با این کتاب بزرگ می کند و برخی دیگر را با آن نازل می کند 526 00:26:11,880 --> 00:26:19,880 عمر رضی الله عنه درباره من می گوید: این استاد از کسانی است که خداوند او را با قرآن برتری داده است. 527 00:26:19,880 --> 00:26:27,490 سپس وقتی به کوفه رفتم، در آنجا به مردم قرآن و علم آموختم 528 00:26:27,490 --> 00:26:33,490 من به جوانان توصیه می کردم که ازدواج کنند و شروع کنند و به آنها می گفتم 529 00:26:33,490 --> 00:26:42,349 مَثَل زن خوب برای مرد مانند تاجی است که بر سر پادشاه با طلا میخکوب شده باشد. 530 00:26:42,349 --> 00:26:48,349 سپس علی بن ابی طالب رضی الله عنه مرا به حکومت خراسان گماشت 531 00:26:48,349 --> 00:26:55,509 پس من به آنجا نقل مکان کردم و تا زمان مرگم آنجا ماندم، پس من کیستم؟ 532 00:26:55,509 --> 00:27:16,549 جواب عبدالرحمن بن ابزه رضی الله عنه است 533 00:27:16,549 --> 00:27:24,059 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 534 00:27:24,059 --> 00:27:30,910 یک چالش جدید از طرف من 535 00:27:30,910 --> 00:27:42,470 من از انصار و از بزرگان مدینه و استاد بنی سلامه هستم 536 00:27:42,470 --> 00:27:45,569 من آخرین نفر از انصار بودم که اسلام آوردم 537 00:27:45,569 --> 00:27:50,660 هنگامی که مصعب بن عمیر رضی الله عنه به عنوان فرستاده به مدینه آمد 538 00:27:50,660 --> 00:27:56,660 بیشتر مردم مدینه برای آموزش اسلام به مردمش اسلام آوردند 539 00:27:56,660 --> 00:28:07,660 پسران بنی سلمه از جمله معاذ بن جبل و پسرانم معاذ، معاذ و خلد همگی مسلمان شده بودند. 540 00:28:07,660 --> 00:28:12,460 در مورد من اسلام را قبول نداشتم 541 00:28:12,460 --> 00:28:22,460 بر اساس رسم پیش از اسلام، پیشوایان و بزرگان برای خود بت خاصی داشتند که در خانه های خود می پرستیدند. 542 00:28:22,460 --> 00:28:27,500 پس در خانه خود برای خود بت ساختم و آن را مناف نامیدم 543 00:28:27,500 --> 00:28:31,500 این پسرها با مادرشان هند بودند 544 00:28:31,500 --> 00:28:37,500 آنها می ترسند که من کافر بمیرم، هر چند از اسلام آنها اطلاعی نداشتم 545 00:28:37,500 --> 00:28:44,500 من از این می ترسم که پرستش خدایان را رها کنند و وارد اسلام شوند 546 00:28:44,500 --> 00:28:57,170 این فتیشیست ها به ترفندی متوسل شدند تا حماقت دلبستگی من به این بت هایی را که نه سودمند هستند و نه مضر به من نشان دهند. 547 00:28:57,170 --> 00:29:02,170 شب که می شد، وارد خانه بت می شدند 548 00:29:02,170 --> 00:29:09,170 او را می گیرند و در مدفوع تعفن و سر تعظیم می اندازند 549 00:29:09,170 --> 00:29:20,259 اگر صبح از خواب بیدار می شدم و بت خود را نمی یافتم، همه جا به دنبال آن می گشتم و از خانواده ام می پرسیدم: آیا خدای من را دیده اید؟ 550 00:29:20,259 --> 00:29:27,259 اگر او را در آن سوراخ پیدا می کردم و او را در آن حالت می دیدم، ناراحت می شدم 551 00:29:27,259 --> 00:29:33,259 پس آن را گرفت و شست و خوشبو کرد و در جای خود قرار داد 552 00:29:33,259 --> 00:29:38,490 سپس آنها به انجام آن هر شب برمی گردند 553 00:29:38,490 --> 00:29:47,619 روزی نزد معبودم مناف رفتم و گفتم: ای مناف یاد بگیر که دیگران جز تو چه می خواهند. 554 00:29:47,619 --> 00:29:57,619 آیا کسی را دارید که شما را محکوم کند؟ سپس شمشیر را به او گفتی و گفتی: «اگر خیری در توست، خودت را جبران کن». 555 00:29:57,619 --> 00:30:05,619 من بیرون رفتم و پسرها بلند شدند و شمشیر را گرفتند و بت را شکستند و به سگ مرده بستند. 556 00:30:05,619 --> 00:30:10,619 آنها نیرو را به چاه خشکی که حاوی خاک بود، انداختند 557 00:30:10,619 --> 00:30:18,619 وقتی از خواب بیدار شدم، خدای خود را پیدا نکردم، پس او را جستجو کردم و در آن چاه یافتم 558 00:30:18,619 --> 00:30:27,619 گفتم: به خدا اگر خدایی بودی، تو و سگ در وسط چاه قارن نبودی. 559 00:30:27,619 --> 00:30:31,710 من در آن زمان اسلام آوردم و مسلمان خوبی شدم 560 00:30:32,710 --> 00:30:38,450 قبل از اینکه مسلمان شوم، فردی سخاوتمند بودم 561 00:30:38,450 --> 00:30:42,450 اسلام بر کیفیت و سخاوت و شرافت من افزود 562 00:30:42,450 --> 00:30:46,450 اگر مردم به من مراجعه کنند و از من پول بخواهند 563 00:30:46,450 --> 00:30:54,019 گفتم این همه پول را بردارید چون فردا برمی گردد 564 00:30:54,019 --> 00:30:59,019 رسول خدا صلی الله علیه و آله از گروهی از قوم من پرسید 565 00:30:59,019 --> 00:31:03,019 به آنها گفت: ای بنی سلمه مولای شما کیست؟ 566 00:31:03,019 --> 00:31:08,019 گفتند که الجد بن قیس از پول خود بخیل است 567 00:31:08,019 --> 00:31:15,059 صلوات الله علیه فرمود: چه رنجی از بخل بدتر است؟ 568 00:31:15,059 --> 00:31:21,279 بلکه استاد فرفری سفیدت به من اشاره کرد 569 00:31:21,279 --> 00:31:23,279 من کی هستم؟ 570 00:31:23,279 --> 00:31:34,009 جواب عمر بن الجموح رضی الله عنه است 571 00:31:34,009 --> 00:31:52,019 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 572 00:31:52,019 --> 00:31:58,900 یک چالش جدی برای اینکه من هستم 573 00:31:58,900 --> 00:32:08,460 من از مادران مؤمنان و همسر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هستم. 574 00:32:08,460 --> 00:32:15,460 من دختر سید بنی المصطلق هستم که به سخاوت و عبادت مشهورم. 575 00:32:15,460 --> 00:32:21,460 من شیرین و مهربانم، هیچ کس مرا نمی بیند اما دوستم دارد 576 00:32:21,460 --> 00:32:30,230 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله بر مردم بنی المصطلق هجوم آورد و آنان را به اسارت گرفت. 577 00:32:30,230 --> 00:32:32,230 من بودم که گرفتمش 578 00:32:32,230 --> 00:32:37,329 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اسیران را تقسیم کرد 579 00:32:37,329 --> 00:32:42,329 به تیر ثابت بن قیس رضی الله عنه افتاد 580 00:32:42,329 --> 00:32:45,329 پس برای خودم نوشتم 581 00:32:45,329 --> 00:32:49,329 پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم 582 00:32:49,329 --> 00:32:52,329 در نوشتن از او کمک می خواهم 583 00:32:52,329 --> 00:32:57,390 وقتی بر درب اتاق عایشه ایستادم، خدا از او راضی باشد 584 00:32:57,390 --> 00:33:01,390 او مرا دید و دید که من شیرین و مهربان هستم 585 00:33:01,390 --> 00:33:05,390 بنابراین او به من حسادت می کرد و از من متنفر بود 586 00:33:05,390 --> 00:33:11,390 و دانستم که اگر بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شوم 587 00:33:11,390 --> 00:33:15,390 او زیبایی را در من خواهد دید که او دید 588 00:33:15,390 --> 00:33:17,420 پس به من اجازه ورود داد 589 00:33:17,420 --> 00:33:19,420 پس وارد او شدم 590 00:33:19,420 --> 00:33:21,420 و گفتم یا رسول الله 591 00:33:21,420 --> 00:33:23,420 من فلانی هستم 592 00:33:23,420 --> 00:33:25,420 دختر ارباب قومش 593 00:33:25,420 --> 00:33:30,420 من به مصیبتی مبتلا شده ام که بر تو پوشیده نیست 594 00:33:30,420 --> 00:33:33,420 به تیر ثابت بن قیس افتاد 595 00:33:33,420 --> 00:33:36,420 پس برای خودم نوشتم 596 00:33:36,420 --> 00:33:40,420 پس به نزد شما آمدم تا از شما برای نوشتن کمک بخواهم 597 00:33:40,420 --> 00:33:43,519 ایشان رضی الله عنه فرمودند 598 00:33:43,519 --> 00:33:46,519 آیا چیزی بهتر از این برای شما وجود دارد؟ 599 00:33:46,519 --> 00:33:50,549 گفتم: ای رسول خدا چیست؟ 600 00:33:50,549 --> 00:33:55,549 گفت: قرض تو را می دهم و با تو ازدواج می کنم. 601 00:33:55,549 --> 00:33:59,619 گفتم بله یا رسول الله 602 00:33:59,619 --> 00:34:02,619 گفت: پرداختی؟ 603 00:34:02,619 --> 00:34:04,619 اسم من برا بود 604 00:34:04,619 --> 00:34:08,619 پس پیامبر صلی الله علیه و آله نام مرا تغییر داد 605 00:34:08,619 --> 00:34:11,780 این خبر به گوش مردم رسید 606 00:34:11,780 --> 00:34:14,780 که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 607 00:34:14,780 --> 00:34:16,780 او با من ازدواج کرد 608 00:34:16,780 --> 00:34:18,780 و مردم گفتند 609 00:34:18,780 --> 00:34:22,780 خادمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 610 00:34:22,780 --> 00:34:26,780 پس اسیران را که در دست داشتند آزاد کردند 611 00:34:26,780 --> 00:34:31,809 او به خاطر صد نفر از خاندان ابن المصطلق آزاد شد 612 00:34:31,809 --> 00:34:33,809 مردم در مورد یک زن چه می دانند؟ 613 00:34:33,809 --> 00:34:38,610 بزرگترین نعمت برای مردمش از طرف من 614 00:34:38,610 --> 00:34:42,610 در عبادت و ذکر به کوشش معروف بودم 615 00:34:42,610 --> 00:34:43,610 یک روز 616 00:34:43,610 --> 00:34:48,610 رسول خدا صلی الله علیه و آله فردا مرا ترک کرد 617 00:34:48,610 --> 00:34:50,610 وقتی صبح رسید 618 00:34:50,610 --> 00:34:53,610 در حالی که در نماز هستم به یاد خدا هستم 619 00:34:53,610 --> 00:34:58,670 بعد بعد از قربان برگشت و من آنجا نشسته بودم 620 00:34:58,670 --> 00:35:00,670 و او گفت 621 00:35:00,670 --> 00:35:04,670 من هنوز همانی هستم که تو را ترک کردم 622 00:35:04,670 --> 00:35:06,699 گفتم بله 623 00:35:06,699 --> 00:35:09,739 ایشان رضی الله عنه فرمودند 624 00:35:09,739 --> 00:35:14,739 بعد از تو سه بار چهار کلمه گفتم 625 00:35:14,739 --> 00:35:17,739 اگر از امروز گفته ام را بسنجید 626 00:35:17,739 --> 00:35:19,800 اینجا گم شده 627 00:35:19,800 --> 00:35:21,800 سبحان الله و حمد لله 628 00:35:21,800 --> 00:35:23,800 تعداد خلقت او 629 00:35:23,800 --> 00:35:25,800 و خودش را راضی کرد 630 00:35:25,800 --> 00:35:27,800 وزن تخت او 631 00:35:27,800 --> 00:35:30,409 و مرکب کلامش 632 00:35:30,409 --> 00:35:34,409 پیامبر صلی الله علیه و آله در روز جمعه وارد شد 633 00:35:34,409 --> 00:35:36,409 من روزه هستم 634 00:35:36,409 --> 00:35:38,409 و او گفت 635 00:35:38,409 --> 00:35:39,409 دیروز سکوت کردم 636 00:35:39,409 --> 00:35:41,440 گفتم نه 637 00:35:41,440 --> 00:35:42,440 او گفت 638 00:35:42,440 --> 00:35:45,440 آیا می خواهید فردا روزه بگیرید؟ 639 00:35:45,440 --> 00:35:47,469 گفتم نه 640 00:35:47,469 --> 00:35:48,469 او گفت 641 00:35:48,469 --> 00:35:50,730 پس افطار کن 642 00:35:50,730 --> 00:35:59,159 من کی هستم؟ 643 00:35:59,159 --> 00:36:00,159 پاسخ 644 00:36:00,159 --> 00:36:02,159 مادر مؤمنان 645 00:36:02,159 --> 00:36:13,780 جویریه بنت الحارث رضی الله عنه 646 00:36:13,780 --> 00:36:16,849 توقف کنید 647 00:36:16,849 --> 00:36:20,849 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد 648 00:36:20,849 --> 00:36:31,219 یک چالش جدید از طرف من 649 00:36:31,219 --> 00:36:34,219 من از اساتید انصار هستم 650 00:36:34,219 --> 00:36:36,219 من در گذشته مسلمان شدم 651 00:36:36,219 --> 00:36:38,219 شاهد ماه کامل و احد بود 652 00:36:38,219 --> 00:36:43,380 صحنه ها همه با پیامبر صلی الله علیه و آله است 653 00:36:43,380 --> 00:36:46,380 در خواندن و نوشتن خوب بودم 654 00:36:46,380 --> 00:36:48,380 شنا و تیراندازی با کمان 655 00:36:48,380 --> 00:36:54,280 به این ترتیب، من در شمار مردان قرار گرفتم 656 00:36:54,280 --> 00:37:01,280 او در سرویس مخفی پیامبر صلی الله علیه و آله برای کشتن ابن ابی الحقیق شرکت کرد. 657 00:37:01,280 --> 00:37:05,280 چه کسی کفار را بر ضد مسلمانان می کرد 658 00:37:05,280 --> 00:37:11,920 رهبری این گروه را عبدالله بن عتیق رضی الله عنه بر عهده داشت 659 00:37:11,920 --> 00:37:15,920 زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دستگیر شد 660 00:37:15,920 --> 00:37:18,920 خانواده اش می خواستند او را بشویند 661 00:37:18,920 --> 00:37:24,920 ما انصار درب حجره پیامبر صلی الله علیه و آله گوش می دادیم 662 00:37:24,920 --> 00:37:25,920 و گفتیم 663 00:37:25,920 --> 00:37:27,920 خدا خداست 664 00:37:27,920 --> 00:37:29,920 ما عموهای مادرش هستیم 665 00:37:29,920 --> 00:37:31,920 بگذار برخی از ما بیاوریم 666 00:37:31,920 --> 00:37:35,920 یعنی در غسل او حاضر می شود رضی الله عنه 667 00:37:35,920 --> 00:37:39,920 سپس علی بن ابی طالب رضی الله عنه به سوی ما بیرون آمد 668 00:37:39,920 --> 00:37:41,920 و او گفت 669 00:37:41,920 --> 00:37:45,920 ای انصار از میان خود مردی انتخاب کن 670 00:37:45,920 --> 00:37:50,920 در غسل رسول خدا صلی الله علیه و آله شرکت کنیم 671 00:37:50,920 --> 00:37:54,920 پس با هم ملاقات کردیم و با هم مشورت کردیم 672 00:37:54,920 --> 00:37:57,920 بنابراین آنها من را از طرف خود انتخاب کردند 673 00:37:57,920 --> 00:38:02,920 به من اجازه دادند که با خانواده اش رضی الله عنه وارد شوم 674 00:38:02,920 --> 00:38:05,920 و در شستن آن شرکت کنید 675 00:38:05,920 --> 00:38:09,139 من آن افتخار را دریافت کردم 676 00:38:09,139 --> 00:38:13,139 من قوی بودم و دو شیشه آب در دست داشتم 677 00:38:13,139 --> 00:38:15,139 برایشان آب می بردم 678 00:38:15,139 --> 00:38:19,139 و بر او رضی الله عنه ریخت 679 00:38:19,139 --> 00:38:24,139 علی و عباس رضی الله عنهم او را ماساژ دهند 680 00:38:24,139 --> 00:38:28,369 وقتی او را دفن کردند درود خدا بر او باد 681 00:38:28,369 --> 00:38:33,369 من از کسانی بودم که با او در قبرش فرود آمدند 682 00:38:33,369 --> 00:38:36,369 و او را در آن قرار داد 683 00:38:36,369 --> 00:38:38,619 من کی هستم؟ 684 00:38:38,619 --> 00:38:46,119 پاسخ 685 00:38:46,119 --> 00:38:50,119 اوس بن خاولی رضی الله عنه