WEBVTT

00:00:01.360 --> 00:00:04.360
توقف کنید

00:00:04.360 --> 00:00:12.240
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:00:12.240 --> 00:00:16.239
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.239 --> 00:00:22.219
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:00:22.219 --> 00:00:24.219
از مردم شهر

00:00:24.219 --> 00:00:26.219
یکی از بهترین اعراب

00:00:26.219 --> 00:00:29.219
مردان آن کمک و توله سگ فرستادند

00:00:29.219 --> 00:00:32.219
شجاعت و جسارت

00:00:32.219 --> 00:00:35.859
مرگبارترین آنها در زمان جاهلیت بود

00:00:35.859 --> 00:00:38.859
من با سپاه مشرکان در جنگ احد شرکت کردم

00:00:38.859 --> 00:00:42.859
سپس پس از خروج آنان از جنگ به اسلام گروید

00:00:42.859 --> 00:00:45.859
این اولین صحنه ای بود که به عنوان یک مسلمان شاهد آن بودم

00:00:45.859 --> 00:00:48.859
شرکت بیر مائونا

00:00:48.859 --> 00:00:50.859
جایی که حوازین به مسلمانان خیانت کرد

00:00:50.859 --> 00:00:53.859
بنابراین همه آنها را کشتند

00:00:53.859 --> 00:00:55.859
و مصادف با این حادثه

00:00:55.859 --> 00:00:57.859
از آنجا گذشتم

00:00:57.859 --> 00:01:00.859
منذر بن عقبه رضی الله عنه و من

00:01:00.859 --> 00:01:03.859
ما به پرندگانی که در آسمان پرواز می کردند نگاه کردیم

00:01:04.859 --> 00:01:06.859
پس گفتیم

00:01:06.859 --> 00:01:09.859
پرندگان باید روی چیزی شناور باشند

00:01:09.859 --> 00:01:12.859
پس عجله کردیم ببینیم قضیه چیه

00:01:12.859 --> 00:01:15.859
ما همراهان خود را در رختخواب خود دراز کشیده بودند

00:01:15.859 --> 00:01:18.859
و مشرکان خیانتکار در اطرافشان

00:01:18.859 --> 00:01:21.859
پس فرود آمدیم و با مردم جنگیدیم

00:01:21.859 --> 00:01:24.859
و اما صاحب انذار

00:01:24.859 --> 00:01:26.859
او کشته شد

00:01:26.859 --> 00:01:28.859
همانطور که برای من

00:01:28.859 --> 00:01:30.859
عامر بن طفیل مرا اسیر کرد

00:01:30.859 --> 00:01:32.859
سپس مرا در ازای یک غلام آزاد کرد

00:01:32.859 --> 00:01:34.859
روی مادرش بود

00:01:34.859 --> 00:01:36.900
پس به شهر برگشتم

00:01:36.900 --> 00:01:39.900
و نظر اصحاب مقتول

00:01:39.900 --> 00:01:41.900
موذی گری من را رها نمی کند

00:01:41.900 --> 00:01:45.540
وقتی به شهر نزدیک شدم

00:01:45.540 --> 00:01:47.540
دو مرد اهل هوازین پیدا کردم

00:01:47.540 --> 00:01:50.540
پس خواستم از مسلمانان انتقام بگیرم

00:01:50.540 --> 00:01:52.540
که خائنانه کشته شدند

00:01:52.540 --> 00:01:55.540
پس با هم زیر سایه درختی پایین رفتیم

00:01:55.540 --> 00:01:58.540
وقتی خوابشان برد، آنها را کشتم

00:01:58.540 --> 00:02:01.540
از پیامبر با آنها عهد بسته بود

00:02:01.540 --> 00:02:03.540
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:02:03.540 --> 00:02:05.700
من در مورد آن نمی دانستم

00:02:05.700 --> 00:02:08.699
پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم

00:02:08.699 --> 00:02:10.699
پس اینو بهش گفتم

00:02:10.699 --> 00:02:13.699
علی از کشتن آنها خجالت کشید

00:02:13.699 --> 00:02:15.699
بعد ببخشید

00:02:15.699 --> 00:02:18.699
دستور پرداخت دیه این دو مرده را صادر کرد

00:02:18.699 --> 00:02:23.370
رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا فرستاد

00:02:23.370 --> 00:02:26.370
به Negus در حبشه

00:02:26.370 --> 00:02:28.370
با دو کتاب برایش نوشت

00:02:28.370 --> 00:02:30.370
در یکی از آنها

00:02:30.370 --> 00:02:34.370
که او را به عقد ام حبیبه رضی الله عنه در آورد

00:02:34.370 --> 00:02:36.370
و در دیگری

00:02:36.370 --> 00:02:40.370
او از او می خواهد که بقیه مسلمانانی را که دارد برایش بیاورد

00:02:40.370 --> 00:02:42.370
به سمتش رفتم

00:02:42.370 --> 00:02:44.370
آن دو کتاب را به او دادم

00:02:44.370 --> 00:02:46.370
پس آنها را خواند

00:02:46.370 --> 00:02:48.370
درود بر او باد

00:02:48.370 --> 00:02:53.370
سپس نغوس او را به عقد ام حبیبه رضی الله عنه درآورد

00:02:53.370 --> 00:02:57.620
همراهانش را با دو کشتی نزد او بردند

00:02:57.620 --> 00:02:59.620
من کی هستم؟

00:02:59.620 --> 00:03:05.020
پاسخ

00:03:05.020 --> 00:03:09.020
عمر بن امیه الضمری رضی الله عنه

00:03:09.020 --> 00:03:16.199
توقف کنید

00:03:16.199 --> 00:03:21.199
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:03:21.199 --> 00:03:31.219
یک چالش جدید از طرف من

00:03:31.219 --> 00:03:34.219
من خادم پیامبر صلی الله علیه و آله هستم

00:03:34.219 --> 00:03:36.219
و پسر اربابش

00:03:36.219 --> 00:03:39.219
و محبتش رحمت الله علیه

00:03:39.219 --> 00:03:40.219
و پسر عشقش

00:03:40.219 --> 00:03:42.259
من قبل از مهاجرت به دنیا آمدم

00:03:42.259 --> 00:03:44.259
من زیر چتر اسلام زندگی کردم

00:03:44.259 --> 00:03:47.259
من در خانه نبوت بزرگ شدم

00:03:47.259 --> 00:03:54.060
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مرا بسیار دوست داشت

00:03:54.060 --> 00:03:58.060
او مرا می گرفت و الحسن رضی الله عنه را می برد

00:03:58.060 --> 00:04:00.060
و او می گوید

00:04:00.060 --> 00:04:02.060
خدایا من هر دوتاشونو دوست دارم

00:04:02.060 --> 00:04:04.060
من هر دو را دوست دارم

00:04:04.060 --> 00:04:10.150
او رضی الله عنه مرا بر ران خود می نشاند و برایم دعا می کرد.

00:04:10.150 --> 00:04:14.150
او اغلب مرا سوار بر اسب جلوی خود می برد

00:04:14.150 --> 00:04:17.149
خیلی از او مراقبت می کند

00:04:17.149 --> 00:04:20.149
یک روز دماغم جاری شد

00:04:20.149 --> 00:04:23.149
پس پیامبر صلی الله علیه و آله خواست

00:04:23.149 --> 00:04:27.149
با دست شریفش گناهکار را از من دور کند

00:04:27.149 --> 00:04:30.149
عایشه رضی الله عنها گفت

00:04:30.149 --> 00:04:35.149
بگذار پیچ ها را از او پاک کنم یا رسول الله

00:04:35.149 --> 00:04:38.180
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:04:38.180 --> 00:04:43.180
ای عایشه مرا دوست بدار که من او را دوست دارم

00:04:43.180 --> 00:04:46.920
و من سیاه پوست بودم

00:04:46.920 --> 00:04:48.920
پدرم سفید پوست بود

00:04:48.920 --> 00:04:54.920
آنچه مردم را نسبت به صحت نسب من نزد پدرم رضی الله عنهم شک می کرد

00:04:54.920 --> 00:04:57.920
برای تفاوت رنگ پوستمان

00:04:57.920 --> 00:05:02.920
یک روز با پدرم خوابیدم و سرمان را با عبا پوشاندیم

00:05:02.920 --> 00:05:05.920
پاهایمان را آشکار کردیم

00:05:05.920 --> 00:05:10.920
سپس مجاز المدلجی، قائف از کنار ما گذشت

00:05:10.920 --> 00:05:15.920
گفت بعضی از این پاها مال بعضی دیگر است

00:05:15.920 --> 00:05:18.920
وقتی شباهت بین آنها را دید

00:05:18.920 --> 00:05:23.980
پیامبر صلی الله علیه و آله از این امر بسیار خرسند شد

00:05:23.980 --> 00:05:27.980
تا اینکه بر عایشه رضی الله عنها وارد شد

00:05:27.980 --> 00:05:33.980
اسرار چهره اش از گفتار قائف از شادی و بشارت می درخشید

00:05:33.980 --> 00:05:39.750
و سخنان کسانی را که بدون آگاهی درباره ما صحبت کردند، رد کنیم

00:05:39.750 --> 00:05:44.750
امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه روزی نشست.

00:05:44.750 --> 00:05:48.750
وجوه بیت المال بین مسلمانان تقسیم می شود

00:05:48.750 --> 00:05:51.750
پس به پسرش عبدالله سهم داد

00:05:51.750 --> 00:05:53.750
بعد نوبت من شد

00:05:53.750 --> 00:05:58.750
پس عمر دو برابر آنچه به پسرش عبدالله داده بود به من داد

00:05:58.750 --> 00:06:01.750
عبدالله از پدرش پرسید و او گفت

00:06:01.750 --> 00:06:03.750
چرا او را بر من ترجیح دادی؟

00:06:03.750 --> 00:06:07.750
با رسول خدا صلی الله علیه و آله شهادت دادم

00:06:07.750 --> 00:06:09.750
مگر اینکه شهادت دهد

00:06:09.750 --> 00:06:12.779
عمر جواب او را داد و گفت:

00:06:12.779 --> 00:06:17.779
پسرم او نزد رسول خدا از تو عزیزتر بود

00:06:17.779 --> 00:06:22.879
و پدرش نزد رسول خدا از پدرت محبوبتر بود

00:06:22.879 --> 00:06:29.420
پس محبت رسول خدا صلی الله علیه و آله را بر محبت خود ترجیح دادم

00:06:29.420 --> 00:06:34.420
اصحاب مقام مرا نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می دانستند

00:06:34.420 --> 00:06:41.420
پس وقتی خواستند در مورد زنی که دزدی کرده بود نزد رسول خدا شفاعت کنند

00:06:41.420 --> 00:06:44.420
نزد من آمدند تا او را شفاعت کنم

00:06:44.420 --> 00:06:49.420
شاید رسول خدا صلی الله علیه و آله از من بپذیرد

00:06:49.420 --> 00:06:52.420
وقتی در این مورد با او صحبت کردم

00:06:52.420 --> 00:06:56.420
چهره رسول خدا صلی الله علیه و آله رنگ پرید

00:06:56.420 --> 00:06:58.420
و او گفت

00:06:58.420 --> 00:07:02.420
آیا در مورد یکی از حدود خدا با من صحبت می کنی؟

00:07:02.420 --> 00:07:04.420
پس ترسیدم و گفتم

00:07:04.420 --> 00:07:07.420
برای من آمرزش بخواه ای رسول خدا

00:07:07.420 --> 00:07:09.550
وقتی عصر شد

00:07:09.550 --> 00:07:14.550
رسول خدا صلی الله علیه و آله سخنرانی کرد

00:07:14.550 --> 00:07:17.550
خداوند را آن گونه که شایسته او بود ستایش کرد

00:07:17.550 --> 00:07:18.550
سپس گفت

00:07:18.550 --> 00:07:20.550
در مورد بعد

00:07:20.550 --> 00:07:23.550
او مردم قبل از شما را نابود کرد

00:07:23.550 --> 00:07:28.550
اگر بزرگواری از آنها دزدی می کرد، او را رها می کردند

00:07:28.550 --> 00:07:30.550
و اگر ضعیف در میان آنها دزدی کند

00:07:30.550 --> 00:07:33.550
برایش مجازات تعیین کردند

00:07:33.550 --> 00:07:36.550
سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست

00:07:36.550 --> 00:07:39.550
اگر فاطمه بنت محمد دزدی می کرد

00:07:39.550 --> 00:07:41.550
دستش قطع می شد

00:07:41.550 --> 00:07:45.579
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد

00:07:45.579 --> 00:07:47.579
با اون زن

00:07:47.579 --> 00:07:50.290
پس دستش را قطع کرد

00:07:50.290 --> 00:07:52.290
کتیبه حلقه من بود

00:07:52.290 --> 00:07:54.290
محبت رسول خدا

00:07:54.290 --> 00:07:56.509
من کی هستم؟

00:07:56.509 --> 00:08:05.779
پاسخ

00:08:05.779 --> 00:08:07.779
اسامه بن زید بن حارثه

00:08:07.779 --> 00:08:10.779
خداوند از هر دوی آنها راضی باشد

00:08:10.779 --> 00:08:19.939
توقف کنید

00:08:19.939 --> 00:08:24.939
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:08:24.939 --> 00:08:30.860
چالش جدید

00:08:30.860 --> 00:08:34.649
من کی هستم؟

00:08:34.649 --> 00:08:36.649
من از اصحاب عالم هستم

00:08:36.649 --> 00:08:38.649
از قبیله دوس

00:08:38.649 --> 00:08:40.649
من به عنوان یک یتیم بزرگ شدم

00:08:40.649 --> 00:08:42.649
بیچاره مهاجرت کرد

00:08:42.649 --> 00:08:44.649
من یک چوپان اجیر بودم

00:08:44.649 --> 00:08:46.649
در ازای غذای روزانه

00:08:46.649 --> 00:08:48.679
بورا را می شناختم

00:08:48.679 --> 00:08:50.679
من آن را حمل می کردم

00:08:50.679 --> 00:08:52.679
من از او مراقبت می کنم و با او بازی می کنم

00:08:52.679 --> 00:08:54.679
بنابراین شروع کردم به تماس با او

00:08:54.679 --> 00:08:56.679
بنابراین نام مستعار من غالب شد

00:08:56.679 --> 00:08:59.100
به نام من

00:08:59.100 --> 00:09:01.100
به دست آن صحابی بزرگوار اسلام آوردم

00:09:01.100 --> 00:09:03.100
الطفیل بن عمر

00:09:03.100 --> 00:09:05.100
خداوند از او راضی باشد

00:09:05.100 --> 00:09:07.100
در دوره بین

00:09:07.100 --> 00:09:09.100
عهدنامه حدیبیه و فتح خیبر

00:09:09.100 --> 00:09:11.100
این شهر برای مهاجران فراهم می کرد

00:09:11.100 --> 00:09:13.100
و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:09:13.100 --> 00:09:15.100
در خیبر

00:09:15.100 --> 00:09:17.580
داشتم به مامانم زنگ میزدم

00:09:17.580 --> 00:09:19.580
به اسلام

00:09:19.580 --> 00:09:21.580
او از انجام این کار خودداری می کند

00:09:21.580 --> 00:09:23.580
بنابراین یک روز به او زنگ زدم

00:09:23.580 --> 00:09:25.580
او با من عصبانی شد

00:09:25.580 --> 00:09:27.580
و مرا به سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله گوش فرا دادی

00:09:27.580 --> 00:09:29.580
از چیزی که متنفرم

00:09:29.580 --> 00:09:31.830
پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم

00:09:31.830 --> 00:09:33.830
و من گریه می کنم

00:09:33.830 --> 00:09:35.830
پس گفتم

00:09:35.830 --> 00:09:37.830
ای رسول خدا

00:09:37.830 --> 00:09:39.830
به مادرم زنگ می زدم

00:09:39.830 --> 00:09:41.830
به اسلام

00:09:41.830 --> 00:09:43.830
پس من را رد می کنی

00:09:43.830 --> 00:09:45.830
پس امروز بهش زنگ زدم

00:09:45.830 --> 00:09:47.830
او با من عصبانی شد

00:09:47.830 --> 00:09:49.830
و مرا در خود شنیدی

00:09:49.830 --> 00:09:51.830
از چیزی که متنفرم

00:09:51.830 --> 00:09:53.830
پس از خدا می خواهم که او را هدایت کند

00:09:53.830 --> 00:09:55.830
برای اسلام

00:09:55.830 --> 00:09:57.830
پیامبر صلی الله علیه و آله لبخند زد

00:09:57.830 --> 00:09:59.830
او را صدا زد

00:09:59.830 --> 00:10:02.059
پس رفتم بیرون

00:10:02.059 --> 00:10:04.059
شادی از او

00:10:04.059 --> 00:10:06.059
وقتی به خانه آمدم

00:10:06.059 --> 00:10:08.059
در را بسته دیدم

00:10:08.059 --> 00:10:10.059
و مادرم صدای پاهایم را شنید

00:10:10.059 --> 00:10:12.059
و او گفت

00:10:12.059 --> 00:10:14.059
جای تو پسر

00:10:14.059 --> 00:10:16.059
صدای قلع و قمع آب را شنیدم

00:10:16.059 --> 00:10:18.059
پس مادرم حمام کرد

00:10:18.059 --> 00:10:20.059
زرهش را پوشید

00:10:20.059 --> 00:10:22.059
سپس در را باز کردم

00:10:22.059 --> 00:10:24.059
او گفت

00:10:24.059 --> 00:10:26.059
من شهادت می دهم که خدایی وجود ندارد

00:10:26.059 --> 00:10:28.059
جز خدا

00:10:28.059 --> 00:10:30.059
من شهادت می دهم که محمد

00:10:30.059 --> 00:10:32.059
بنده و رسول او

00:10:32.059 --> 00:10:34.059
من خوشحال نبودم

00:10:34.059 --> 00:10:36.059
پس نزد رسول خدا برگشتم

00:10:36.059 --> 00:10:38.059
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:10:38.059 --> 00:10:40.059
و من از خوشحالی گریه می کنم

00:10:40.059 --> 00:10:42.149
همونطور که قبلا اومدی

00:10:42.149 --> 00:10:44.149
کمی گریه کردن

00:10:44.149 --> 00:10:46.149
از غم

00:10:46.149 --> 00:10:48.149
پس گفتم یا رسول الله

00:10:48.149 --> 00:10:50.149
آبشیر پاسخ داده است

00:10:50.149 --> 00:10:52.149
خدا تو را صدا زد

00:10:52.149 --> 00:10:54.149
مادرم اسلام را هدایت کرد

00:10:54.149 --> 00:10:56.179
پس خدا را شکر

00:10:56.179 --> 00:10:58.179
او را تحسین کرد

00:10:58.179 --> 00:11:00.440
گفت خوبه

00:11:00.440 --> 00:11:02.440
پس گفتم یا رسول الله

00:11:02.440 --> 00:11:04.440
من به خدا دعا می کنم

00:11:04.440 --> 00:11:06.440
برای دوست داشتن من و مادرم

00:11:06.440 --> 00:11:08.440
به بندگان باوفایش

00:11:08.440 --> 00:11:10.440
و او آنها را دوست دارد

00:11:10.440 --> 00:11:12.440
به ما

00:11:12.440 --> 00:11:14.440
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:11:14.440 --> 00:11:16.539
خدایا عشق

00:11:16.539 --> 00:11:18.539
این بنده شماست

00:11:18.539 --> 00:11:20.539
و مادرش به بندگانت

00:11:20.539 --> 00:11:22.539
مؤمنان

00:11:22.539 --> 00:11:24.700
و هر دو را دوست داشت

00:11:24.700 --> 00:11:26.700
هیچ مؤمنی وجود ندارد

00:11:26.700 --> 00:11:28.700
او مرا می شنود یا می بیند

00:11:28.700 --> 00:11:30.700
جز دوست داشتن من

00:11:30.700 --> 00:11:33.049
من کی هستم؟

00:11:33.049 --> 00:11:40.970
پاسخ

00:11:40.970 --> 00:11:42.970
ابوهریره

00:11:42.970 --> 00:11:44.970
عبدالرحمن بن صخرالدوسی

00:11:44.970 --> 00:11:46.970
خداوند از او راضی باشد

00:11:46.970 --> 00:11:55.820
توقف کنید

00:11:55.820 --> 00:11:57.879
و شما می دانید

00:11:57.879 --> 00:11:59.879
بر صحابه و علما

00:11:59.879 --> 00:12:01.879
و پرچم ها

00:12:01.879 --> 00:12:06.730
چالش جدید

00:12:06.730 --> 00:12:08.730
من کی هستم؟

00:12:08.730 --> 00:12:12.299
من یک زن اتیوپیایی هستم

00:12:12.299 --> 00:12:14.299
استاد پیامبر

00:12:14.299 --> 00:12:16.299
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:12:16.299 --> 00:12:18.299
او مرا از پدرم به ارث برده است

00:12:18.299 --> 00:12:20.299
وقتی مادرش فوت کرد

00:12:20.299 --> 00:12:22.299
بلند شدم

00:12:22.299 --> 00:12:24.299
او را بزرگ کنید و از او مراقبت کنید

00:12:24.299 --> 00:12:26.299
حتی با من تماس گرفت

00:12:26.299 --> 00:12:28.419
ای ملت

00:12:28.419 --> 00:12:30.419
و او در مورد من صحبت می کرد

00:12:30.419 --> 00:12:32.419
این بقیه اعضای خانواده هستند

00:12:32.419 --> 00:12:34.419
خانه من و او

00:12:34.419 --> 00:12:36.419
مامان پشت مامان

00:12:36.419 --> 00:12:38.460
بعد منو آزاد کن واسه چی

00:12:38.460 --> 00:12:40.460
با خدیجه رضی الله عنه ازدواج کرد

00:12:40.460 --> 00:12:42.460
درباره او

00:12:42.460 --> 00:12:44.460
من در کنار او ماندم و همیشه در خدمت او بودم

00:12:44.460 --> 00:12:46.460
عمرش رضی الله عنه

00:12:46.460 --> 00:12:48.460
پس من آن زن بودم

00:12:48.460 --> 00:12:50.460
تنها کسی که

00:12:50.460 --> 00:12:52.460
او با پیامبر صلی الله علیه و آله همراهی کرد

00:12:52.460 --> 00:12:54.460
از روز

00:12:54.460 --> 00:12:56.460
تولدش تا امروز

00:12:56.460 --> 00:12:59.159
مرگ او

00:12:59.159 --> 00:13:01.159
اولین مردم به اسلام گرویدند

00:13:01.159 --> 00:13:03.159
سپس به تنهایی مهاجرت کرد

00:13:03.159 --> 00:13:05.159
به شهر

00:13:05.159 --> 00:13:07.159
وقتی نزدیک روحم بودم

00:13:07.159 --> 00:13:09.159
در حال روزه تشنه بودم

00:13:09.159 --> 00:13:11.159
و نه یک مرد نابینا

00:13:11.159 --> 00:13:13.159
از تشنگی خسته شده بودم

00:13:13.159 --> 00:13:15.159
و تصمیم گرفتم بمیرم

00:13:15.159 --> 00:13:17.159
پس روی زمین دراز کشیدم

00:13:17.159 --> 00:13:19.159
سپس چشمانم را باز کردم

00:13:19.159 --> 00:13:21.159
بنابراین من در یک سطل آب بودم

00:13:21.159 --> 00:13:23.159
از بهشت نزد من فرود می آید

00:13:23.159 --> 00:13:25.159
بنابراین آن را گرفتم

00:13:25.159 --> 00:13:27.159
بنابراین من حتی از آن نوشیدند

00:13:27.159 --> 00:13:29.159
من روایت کردم

00:13:29.159 --> 00:13:31.159
بعد از آن چه اتفاقی برای من افتاد؟

00:13:31.159 --> 00:13:33.159
من تمام عمرم تشنه بودم

00:13:33.159 --> 00:13:35.259
و روزه می گرفتم

00:13:35.259 --> 00:13:37.259
در یک روز گرم

00:13:37.259 --> 00:13:39.259
من احساس تشنگی نمی کنم

00:13:39.259 --> 00:13:41.899
پیامبر به من مژده داد

00:13:41.899 --> 00:13:43.899
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:13:43.899 --> 00:13:45.899
در بهشت

00:13:45.899 --> 00:13:47.899
گفت: راز او کیست؟

00:13:47.899 --> 00:13:49.899
برای ازدواج با یک زن

00:13:49.899 --> 00:13:51.899
از اهل بهشت

00:13:51.899 --> 00:13:53.899
سی و یک نفر با این یکی ازدواج می کند

00:13:53.899 --> 00:13:55.899
به من اشاره کرد

00:13:55.899 --> 00:13:57.899
پس زید بن حارثه با من ازدواج کرد

00:13:57.899 --> 00:13:59.899
خداوند از او راضی باشد

00:13:59.899 --> 00:14:01.899
او اسامه را به دنیا آورد

00:14:01.899 --> 00:14:03.899
محبت رسول خدا

00:14:03.899 --> 00:14:06.340
و پسر عشقش

00:14:06.340 --> 00:14:08.340
من با بیست زن بیرون رفتم

00:14:08.340 --> 00:14:10.340
به جنگ احد

00:14:10.340 --> 00:14:12.340
و زخم را التیام بخشد

00:14:12.340 --> 00:14:14.340
وقتی دیدم

00:14:14.340 --> 00:14:16.340
مردانی که از جنگ فرار می کنند

00:14:16.340 --> 00:14:18.340
باعث شد خاک را بکنم

00:14:18.340 --> 00:14:20.340
در چهره کسانی که فرار می کنند

00:14:20.340 --> 00:14:22.340
تعدادی از آنها را ارائه می کنم

00:14:22.340 --> 00:14:24.340
پس به او می گویم

00:14:24.340 --> 00:14:26.340
دوک را بردارید و شمشیر خود را بگیرید

00:14:26.340 --> 00:14:28.340
از پیامبر دفاع کرد

00:14:28.340 --> 00:14:30.340
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:14:30.340 --> 00:14:32.409
آن روز با شمشیر

00:14:32.409 --> 00:14:34.409
فرمن بن العرقه

00:14:34.409 --> 00:14:36.409
با یک تیر

00:14:36.409 --> 00:14:38.409
پس مرا زد

00:14:38.409 --> 00:14:40.409
یک فلش

00:14:40.409 --> 00:14:42.409
آن را به سعد بن ابی داد

00:14:42.409 --> 00:14:44.409
وقاص رضی الله عنه

00:14:44.409 --> 00:14:46.409
به او گفت آن را دور بریز

00:14:46.409 --> 00:14:48.409
سعد به او شلیک کرد

00:14:48.409 --> 00:14:50.409
پس او را زد

00:14:50.409 --> 00:14:52.409
کافر روی سرش چرخید

00:14:52.409 --> 00:14:54.409
پیامبر خندید

00:14:54.409 --> 00:14:56.409
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:14:56.409 --> 00:14:58.409
او را برش داد

00:14:58.409 --> 00:15:00.789
سعد

00:15:00.789 --> 00:15:02.789
او همچنین از نمایش دفاع کرده است

00:15:02.789 --> 00:15:04.789
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:15:04.789 --> 00:15:06.980
در واقعه الفک

00:15:06.980 --> 00:15:08.980
وقتی پیامبر از من پرسید

00:15:08.980 --> 00:15:10.980
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:15:10.980 --> 00:15:12.980
از عایشه رضی الله عنها

00:15:12.980 --> 00:15:14.980
به او گفتم

00:15:14.980 --> 00:15:16.980
خدای نکرده صوتی و تصویری

00:15:16.980 --> 00:15:18.980
که می دانستم

00:15:18.980 --> 00:15:20.980
یا هیچ وقت بهش فکر نکردم

00:15:20.980 --> 00:15:23.850
جز خوب

00:15:23.850 --> 00:15:25.850
و چون من یک زن اتیوپیایی هستم

00:15:25.850 --> 00:15:27.850
من در تلفظ خوب نبودم

00:15:27.850 --> 00:15:29.850
چند نامه

00:15:29.850 --> 00:15:31.850
گفتنش برایم سخت است

00:15:31.850 --> 00:15:33.850
درود و رحمت خدا بر شما باد

00:15:33.850 --> 00:15:35.850
و نعمت های او

00:15:35.850 --> 00:15:37.850
نه صلح

00:15:37.850 --> 00:15:39.850
یا السلام علیکم

00:15:39.850 --> 00:15:41.850
پس پیامبر به من اجازه داد

00:15:41.850 --> 00:15:43.850
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:15:43.850 --> 00:15:45.850
برای گفتن صلح

00:15:45.850 --> 00:15:48.139
فقط

00:15:48.139 --> 00:15:50.139
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:15:50.139 --> 00:15:52.139
او با من می خندد و با من شوخی می کند

00:15:52.139 --> 00:15:54.139
و از آن

00:15:54.139 --> 00:15:56.139
یه بار بهش گفتم

00:15:56.139 --> 00:15:58.139
مرا حمل کن

00:15:58.139 --> 00:16:00.139
و او گفت

00:16:00.139 --> 00:16:02.139
من تو را سوار بر پسر شتر می کنم

00:16:02.139 --> 00:16:04.139
پس به او گفتم

00:16:04.139 --> 00:16:06.139
ای رسول خدا

00:16:06.139 --> 00:16:08.139
او نمی تواند مرا تحمل کند و من او را نمی خواهم

00:16:08.139 --> 00:16:10.139
لبخندی زد و گفت

00:16:10.139 --> 00:16:12.139
من تو را حمل نمی کنم

00:16:12.139 --> 00:16:14.139
جز پسر شتر

00:16:14.139 --> 00:16:16.139
بنابراین من او را ترک کردم

00:16:16.139 --> 00:16:18.139
به من زنگ زد و گفت

00:16:18.139 --> 00:16:20.139
آیا به شتر پاسخ می دهی؟

00:16:20.139 --> 00:16:22.139
به جز شتر

00:16:22.139 --> 00:16:24.840
و با پیامبر رفتار کردم

00:16:24.840 --> 00:16:26.840
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:16:26.840 --> 00:16:28.840
رفتار مادر با پسرش

00:16:28.840 --> 00:16:30.840
گاهی مجبورش می کنم

00:16:30.840 --> 00:16:32.840
تا چیزی که می خورم بخورم

00:16:32.840 --> 00:16:34.840
و اغلب

00:16:34.840 --> 00:16:36.840
من بخاطر گریه اش گریه نکردم

00:16:36.840 --> 00:16:38.840
سلام و درود بر او باد

00:16:38.840 --> 00:16:41.190
و بعد از مرگ

00:16:41.190 --> 00:16:43.190
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:16:43.190 --> 00:16:45.190
ابوبکر نزد من آمد

00:16:45.190 --> 00:16:47.190
و عمر رضی الله عنه از هر دو

00:16:47.190 --> 00:16:49.190
به من سر می زنند

00:16:49.190 --> 00:16:51.190
وقتی آنها را دیدم

00:16:51.190 --> 00:16:53.190
من گریه کردم و او گفت

00:16:53.190 --> 00:16:55.190
چه چیزی باعث گریه شما می شود؟

00:16:55.190 --> 00:16:57.190
نمی دانی؟

00:16:57.190 --> 00:16:59.190
آنچه خدا دارد خوب است

00:16:59.190 --> 00:17:01.190
به رسولش گفتم:

00:17:01.190 --> 00:17:03.190
من می دانم که رسول خدا

00:17:03.190 --> 00:17:05.190
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:17:05.190 --> 00:17:07.190
خوب شده است

00:17:07.190 --> 00:17:09.190
از آنچه در آن بود

00:17:09.190 --> 00:17:11.259
اما من گریه می کنم

00:17:11.259 --> 00:17:13.259
چون وحی دارد

00:17:13.259 --> 00:17:15.259
بریده از آسمان

00:17:15.259 --> 00:17:17.450
آنها را به گریه انداخت

00:17:17.450 --> 00:17:19.450
بنابراین او گرفت

00:17:19.450 --> 00:17:21.450
او مرا با من به گریه می اندازد

00:17:21.450 --> 00:17:23.740
من کی هستم؟

00:17:23.740 --> 00:17:32.299
پاسخ

00:17:32.299 --> 00:17:34.299
ام ایمن

00:17:34.299 --> 00:17:36.299
استخر حبشی

00:17:36.299 --> 00:17:45.940
خدا رحمتش کنه

00:17:45.940 --> 00:17:48.460
توقف کنید

00:17:48.460 --> 00:17:50.460
و شما می دانید

00:17:50.460 --> 00:17:52.460
بر صحابه و علما

00:17:52.460 --> 00:17:57.299
و پرچم ها

00:17:57.299 --> 00:17:59.299
چالش جدید

00:17:59.299 --> 00:18:04.119
من کی هستم؟

00:18:04.119 --> 00:18:06.119
من از مردم عبدالقیس هستم

00:18:06.119 --> 00:18:08.250
از مردم بحرین

00:18:08.250 --> 00:18:10.250
من با مردمم ارائه کردم

00:18:10.250 --> 00:18:12.250
در سال هشتم هجری

00:18:12.250 --> 00:18:14.250
و در سرم بود

00:18:14.250 --> 00:18:16.309
چیزی که من در مورد آن می دانستم

00:18:16.309 --> 00:18:18.309
پیامبر مرا ستود

00:18:18.309 --> 00:18:20.309
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:18:20.309 --> 00:18:22.309
برخی از خصوصیاتی که او به من داد

00:18:22.309 --> 00:18:25.180
خدا رحمتش کنه

00:18:25.180 --> 00:18:27.180
رسول خدا نوشت

00:18:27.180 --> 00:18:29.180
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:18:29.180 --> 00:18:31.180
به ما مردم بحرین

00:18:31.180 --> 00:18:33.180
بیست باید به او تقدیم شود

00:18:33.180 --> 00:18:35.180
مردی از ما

00:18:35.180 --> 00:18:37.240
در سال فتح به او تقدیم کردیم

00:18:37.240 --> 00:18:39.240
و رسول خدا نگاه کرد

00:18:39.240 --> 00:18:41.240
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:18:41.240 --> 00:18:43.240
به افق

00:18:43.240 --> 00:18:45.240
صبح رسیدن ما

00:18:45.240 --> 00:18:47.240
و او گفت

00:18:47.240 --> 00:18:49.240
آنها مجبور به پذیرش اسلام نشدند

00:18:49.240 --> 00:18:51.240
و بالغ شده اند

00:18:51.240 --> 00:18:53.240
مسافران غذای خود را صرف کردند

00:18:53.240 --> 00:18:55.240
با دوستشون

00:18:55.240 --> 00:18:57.240
علامت گذاری کنید

00:18:57.240 --> 00:18:59.240
خدایا عبدالقیس را ببخش

00:18:59.240 --> 00:19:01.240
نه بیا پیش من

00:19:01.240 --> 00:19:03.240
از من پول می خواهند

00:19:03.240 --> 00:19:05.240
آنها بهترین مردم شرق هستند

00:19:05.240 --> 00:19:08.009
وقتی رسیدیم

00:19:08.009 --> 00:19:10.009
شهر سریعتر است

00:19:10.009 --> 00:19:12.009
یاران من در پرهیز از ارواح

00:19:12.009 --> 00:19:14.009
آنها شتر و دیگران دارند

00:19:14.009 --> 00:19:16.009
و شروع به مسابقه کردند

00:19:16.009 --> 00:19:18.009
تا دیدار با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:19:18.009 --> 00:19:20.009
و دستش را ببوس

00:19:20.009 --> 00:19:22.009
و با او بیعت کن

00:19:22.009 --> 00:19:24.039
و او گفت

00:19:24.039 --> 00:19:26.039
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:19:26.039 --> 00:19:28.039
خوش آمدید

00:19:28.039 --> 00:19:30.039
آری مردم عبدالقیس

00:19:30.039 --> 00:19:32.099
همانطور که برای من

00:19:32.099 --> 00:19:34.099
فیلم سریعتر

00:19:34.099 --> 00:19:36.099
بلکه منتظر ماندم تا منطقی پیدا کنم

00:19:36.099 --> 00:19:38.099
رفتن من

00:19:38.099 --> 00:19:40.099
سپس بهترین لباس هایم را پوشیدم

00:19:40.099 --> 00:19:42.099
بعد آماده شدم

00:19:42.099 --> 00:19:44.099
نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم

00:19:44.099 --> 00:19:46.099
او به من گفت

00:19:46.099 --> 00:19:48.099
در تو

00:19:48.099 --> 00:19:50.099
دو خصلت که خداوند دوست دارد

00:19:50.099 --> 00:19:52.099
و رسولش

00:19:52.099 --> 00:19:54.200
رویا و منیت

00:19:54.200 --> 00:19:56.200
پس گفتم یا رسول الله

00:19:56.200 --> 00:19:58.200
من ایجاد می کنم

00:19:58.200 --> 00:20:00.200
آنها مادر خدا را دارند

00:20:00.200 --> 00:20:02.200
او مرا روی آنها گذاشت

00:20:02.200 --> 00:20:04.200
گفت: بلکه خدایا.

00:20:04.200 --> 00:20:06.200
او شما را روی آنها قرار داد

00:20:06.200 --> 00:20:08.230
پس گفتم ستایش

00:20:08.230 --> 00:20:10.230
به خدایی که مرا تشکیل داد

00:20:10.230 --> 00:20:12.230
بر دو ویژگی که دوست دارد

00:20:12.230 --> 00:20:14.230
خدا و رسولش

00:20:14.230 --> 00:20:17.130
مهمان نوازی بودیم

00:20:17.130 --> 00:20:19.130
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:20:19.130 --> 00:20:21.130
ده روز

00:20:21.130 --> 00:20:23.160
پس داشتم میپرسیدم

00:20:23.160 --> 00:20:25.160
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:20:25.160 --> 00:20:27.160
درباره فقه و قرآن

00:20:27.160 --> 00:20:29.160
و داشتم می آمدم

00:20:29.160 --> 00:20:31.160
ابی بن کعب رضی الله عنه

00:20:31.160 --> 00:20:33.160
او به من قرآن می آموزد

00:20:33.160 --> 00:20:35.380
و چه زمانی

00:20:35.380 --> 00:20:37.380
می خواستیم بریم

00:20:37.380 --> 00:20:39.380
فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:20:39.380 --> 00:20:41.380
به هیئت ما

00:20:41.380 --> 00:21:05.819
او به من هدایایی داد و مرا بر آن ها ترجیح داد، پس دوازده عقیه به من داد و این بیشترین چیزی بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله به هر یک از هیئت ها اجازه می داد، پس من کیستم؟

00:21:05.819 --> 00:21:12.819
پاسخ هشدار دهنده اشاج عبدالقیس رضی الله عنه است

00:21:20.460 --> 00:21:35.339
توقف کنید و با اصحاب و علما و چهره ها آشنا شوید. یک چالش جدید من کی هستم؟

00:21:35.339 --> 00:21:42.839
من از کوچکترین اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:21:42.839 --> 00:21:48.839
کنیه من ابوحفص است، دو سال قبل از هجرت در حبشه به دنیا آمدم

00:21:48.839 --> 00:22:00.970
من فرزندخوانده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم، چنانکه پس از ازدواج مادرم پس از وفات پدرم رضی الله عنه در حجره ایشان تربیت شدم.

00:22:00.970 --> 00:22:10.829
رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز عموی من است. او و پدرم برادران شیردهی هستند

00:22:10.829 --> 00:22:16.829
رسول خدا صلی الله علیه و آله در روزی که مادرم بود، نزد ما آمد.

00:22:16.829 --> 00:22:25.829
وقتی غذا سرو شد، با او به صرف غذا نشستم. چون سنم کم بود، آداب غذا خوردن نداشتم

00:22:25.829 --> 00:22:33.829
از هر طرف دیگ از اینجا و آنجا غذا می خوردم که رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود.

00:22:33.829 --> 00:22:47.930
معلم و مربی پسر نام خدای متعال را بخوان و با دست راستت و هر چه به دنبال تو می آید بخور و هنوز هم ذائقه من است.

00:22:47.930 --> 00:22:54.599
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و عبدالله بن زبیر مرا روز خندق قرار داد.

00:22:54.599 --> 00:23:00.660
با زن و بچه در حسن بن ثابت رضی الله عنه

00:23:00.660 --> 00:23:09.660
من و بن الزبیر به دیوار قلعه می‌آمدیم تا مسلمانان و قهرمانی‌های آنان را در میدان نبرد ببینیم.

00:23:09.660 --> 00:23:16.430
ابن الزبیر یک بار مرا بزرگ می کرد و من بار دیگر او را بزرگ می کردم

00:23:16.430 --> 00:23:25.430
امیرالمؤمنین عمر بن خطاب رضی الله عنه به فرزندش عبدالله سه هزار دینار از بیت المال داد.

00:23:25.430 --> 00:23:36.430
چهار هزار به من داد، پسرش عبدالله با او در این باره صحبت کرد و عمر به او گفت: مادری مانند مادرش به من بده.

00:23:36.430 --> 00:23:44.170
علی بن ابی طالب رضی الله عنه مدتی بحرین را تصرف کرد

00:23:44.170 --> 00:23:53.230
سپس مرا برکنار کرد و احضار کرد تا پس از آن به عراق همراهی کنم و در نامه اخراج آمد.

00:23:53.230 --> 00:24:00.230
در ادامه، من نعمان بن عجلان الزرقی را به عنوان فرماندار بحرین منصوب کردم.

00:24:00.230 --> 00:24:09.230
من دست تو را بدون توبیخ و سرزنش برداشتم زیرا وظیفه خود را به خوبی انجام دادی و امانت را به جا آوردی.

00:24:09.230 --> 00:24:18.519
پس من بدون شک، نه سرزنش، نه متهم و نه گناه می پذیرم، پس من کی هستم؟

00:24:18.519 --> 00:24:41.799
جواب عمر بن ابی سلمه است که خدا از آن دو راضی باشد

00:24:41.799 --> 00:24:56.710
توقف کنید و با اصحاب و علما و چهره ها آشنا شوید. چالش جدید: من کی هستم؟

00:24:56.710 --> 00:25:03.819
من از کوچکترین اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم

00:25:03.819 --> 00:25:11.819
بنده نافع بن عبدالحارث رضی الله عنه بودم پس مرا آزاد کرد و از وفاداران او شدم.

00:25:11.819 --> 00:25:16.500
من قرآن و علم را دوست داشتم و از آنها یاد گرفتم

00:25:16.500 --> 00:25:24.500
زمانی که عمر بن خطاب رضی الله عنه به خلافت رسید، نافع بن عبدالحارث را به فرمانداری مکه منصوب کرد.

00:25:24.500 --> 00:25:29.500
پس نافع به عصفان رفت و مرا جانشین خود در مکه قرار داد

00:25:29.500 --> 00:25:35.500
امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه در عصفان با او ملاقات کرد و به او گفت.

00:25:35.500 --> 00:25:40.500
چه کسی را جانشین اهل وادی یعنی مکه قرار دادی؟

00:25:40.500 --> 00:25:45.500
گفت: من مردی از وفاداران ما را جانشین آنها قرار دادم.

00:25:45.500 --> 00:25:50.619
عمر گفت: بر آنها استادی گماشتم

00:25:50.619 --> 00:25:57.750
گفت من قاری کتاب الله تعالی و آگاه به فرایض دینی هستم

00:25:57.750 --> 00:26:04.819
عمر رضی الله عنه گفت: و اما پیامبر شما صلی الله علیه و آله فرمود.

00:26:04.819 --> 00:26:11.880
خداوند عده ای را با این کتاب بزرگ می کند و برخی دیگر را با آن نازل می کند

00:26:11.880 --> 00:26:19.880
عمر رضی الله عنه درباره من می گوید: این استاد از کسانی است که خداوند او را با قرآن برتری داده است.

00:26:19.880 --> 00:26:27.490
سپس وقتی به کوفه رفتم، در آنجا به مردم قرآن و علم آموختم

00:26:27.490 --> 00:26:33.490
من به جوانان توصیه می کردم که ازدواج کنند و شروع کنند و به آنها می گفتم

00:26:33.490 --> 00:26:42.349
مَثَل زن خوب برای مرد مانند تاجی است که بر سر پادشاه با طلا میخکوب شده باشد.

00:26:42.349 --> 00:26:48.349
سپس علی بن ابی طالب رضی الله عنه مرا به حکومت خراسان گماشت

00:26:48.349 --> 00:26:55.509
پس من به آنجا نقل مکان کردم و تا زمان مرگم آنجا ماندم، پس من کیستم؟

00:26:55.509 --> 00:27:16.549
جواب عبدالرحمن بن ابزه رضی الله عنه است

00:27:16.549 --> 00:27:24.059
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید

00:27:24.059 --> 00:27:30.910
یک چالش جدید از طرف من

00:27:30.910 --> 00:27:42.470
من از انصار و از بزرگان مدینه و استاد بنی سلامه هستم

00:27:42.470 --> 00:27:45.569
من آخرین نفر از انصار بودم که اسلام آوردم

00:27:45.569 --> 00:27:50.660
هنگامی که مصعب بن عمیر رضی الله عنه به عنوان فرستاده به مدینه آمد

00:27:50.660 --> 00:27:56.660
بیشتر مردم مدینه برای آموزش اسلام به مردمش اسلام آوردند

00:27:56.660 --> 00:28:07.660
پسران بنی سلمه از جمله معاذ بن جبل و پسرانم معاذ، معاذ و خلد همگی مسلمان شده بودند.

00:28:07.660 --> 00:28:12.460
در مورد من اسلام را قبول نداشتم

00:28:12.460 --> 00:28:22.460
بر اساس رسم پیش از اسلام، پیشوایان و بزرگان برای خود بت خاصی داشتند که در خانه های خود می پرستیدند.

00:28:22.460 --> 00:28:27.500
پس در خانه خود برای خود بت ساختم و آن را مناف نامیدم

00:28:27.500 --> 00:28:31.500
این پسرها با مادرشان هند بودند

00:28:31.500 --> 00:28:37.500
آنها می ترسند که من کافر بمیرم، هر چند از اسلام آنها اطلاعی نداشتم

00:28:37.500 --> 00:28:44.500
من از این می ترسم که پرستش خدایان را رها کنند و وارد اسلام شوند

00:28:44.500 --> 00:28:57.170
این فتیشیست ها به ترفندی متوسل شدند تا حماقت دلبستگی من به این بت هایی را که نه سودمند هستند و نه مضر به من نشان دهند.

00:28:57.170 --> 00:29:02.170
شب که می شد، وارد خانه بت می شدند

00:29:02.170 --> 00:29:09.170
او را می گیرند و در مدفوع تعفن و سر تعظیم می اندازند

00:29:09.170 --> 00:29:20.259
اگر صبح از خواب بیدار می شدم و بت خود را نمی یافتم، همه جا به دنبال آن می گشتم و از خانواده ام می پرسیدم: آیا خدای من را دیده اید؟

00:29:20.259 --> 00:29:27.259
اگر او را در آن سوراخ پیدا می کردم و او را در آن حالت می دیدم، ناراحت می شدم

00:29:27.259 --> 00:29:33.259
پس آن را گرفت و شست و خوشبو کرد و در جای خود قرار داد

00:29:33.259 --> 00:29:38.490
سپس آنها به انجام آن هر شب برمی گردند

00:29:38.490 --> 00:29:47.619
روزی نزد معبودم مناف رفتم و گفتم: ای مناف یاد بگیر که دیگران جز تو چه می خواهند.

00:29:47.619 --> 00:29:57.619
آیا کسی را دارید که شما را محکوم کند؟ سپس شمشیر را به او گفتی و گفتی: «اگر خیری در توست، خودت را جبران کن».

00:29:57.619 --> 00:30:05.619
من بیرون رفتم و پسرها بلند شدند و شمشیر را گرفتند و بت را شکستند و به سگ مرده بستند.

00:30:05.619 --> 00:30:10.619
آنها نیرو را به چاه خشکی که حاوی خاک بود، انداختند

00:30:10.619 --> 00:30:18.619
وقتی از خواب بیدار شدم، خدای خود را پیدا نکردم، پس او را جستجو کردم و در آن چاه یافتم

00:30:18.619 --> 00:30:27.619
گفتم: به خدا اگر خدایی بودی، تو و سگ در وسط چاه قارن نبودی.

00:30:27.619 --> 00:30:31.710
من در آن زمان اسلام آوردم و مسلمان خوبی شدم

00:30:32.710 --> 00:30:38.450
قبل از اینکه مسلمان شوم، فردی سخاوتمند بودم

00:30:38.450 --> 00:30:42.450
اسلام بر کیفیت و سخاوت و شرافت من افزود

00:30:42.450 --> 00:30:46.450
اگر مردم به من مراجعه کنند و از من پول بخواهند

00:30:46.450 --> 00:30:54.019
گفتم این همه پول را بردارید چون فردا برمی گردد

00:30:54.019 --> 00:30:59.019
رسول خدا صلی الله علیه و آله از گروهی از قوم من پرسید

00:30:59.019 --> 00:31:03.019
به آنها گفت: ای بنی سلمه مولای شما کیست؟

00:31:03.019 --> 00:31:08.019
گفتند که الجد بن قیس از پول خود بخیل است

00:31:08.019 --> 00:31:15.059
صلوات الله علیه فرمود: چه رنجی از بخل بدتر است؟

00:31:15.059 --> 00:31:21.279
بلکه استاد فرفری سفیدت به من اشاره کرد

00:31:21.279 --> 00:31:23.279
من کی هستم؟

00:31:23.279 --> 00:31:34.009
جواب عمر بن الجموح رضی الله عنه است

00:31:34.009 --> 00:31:52.019
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید

00:31:52.019 --> 00:31:58.900
یک چالش جدی برای اینکه من هستم

00:31:58.900 --> 00:32:08.460
من از مادران مؤمنان و همسر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هستم.

00:32:08.460 --> 00:32:15.460
من دختر سید بنی المصطلق هستم که به سخاوت و عبادت مشهورم.

00:32:15.460 --> 00:32:21.460
من شیرین و مهربانم، هیچ کس مرا نمی بیند اما دوستم دارد

00:32:21.460 --> 00:32:30.230
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله بر مردم بنی المصطلق هجوم آورد و آنان را به اسارت گرفت.

00:32:30.230 --> 00:32:32.230
من بودم که گرفتمش

00:32:32.230 --> 00:32:37.329
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اسیران را تقسیم کرد

00:32:37.329 --> 00:32:42.329
به تیر ثابت بن قیس رضی الله عنه افتاد

00:32:42.329 --> 00:32:45.329
پس برای خودم نوشتم

00:32:45.329 --> 00:32:49.329
پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم

00:32:49.329 --> 00:32:52.329
در نوشتن از او کمک می خواهم

00:32:52.329 --> 00:32:57.390
وقتی بر درب اتاق عایشه ایستادم، خدا از او راضی باشد

00:32:57.390 --> 00:33:01.390
او مرا دید و دید که من شیرین و مهربان هستم

00:33:01.390 --> 00:33:05.390
بنابراین او به من حسادت می کرد و از من متنفر بود

00:33:05.390 --> 00:33:11.390
و دانستم که اگر بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شوم

00:33:11.390 --> 00:33:15.390
او زیبایی را در من خواهد دید که او دید

00:33:15.390 --> 00:33:17.420
پس به من اجازه ورود داد

00:33:17.420 --> 00:33:19.420
پس وارد او شدم

00:33:19.420 --> 00:33:21.420
و گفتم یا رسول الله

00:33:21.420 --> 00:33:23.420
من فلانی هستم

00:33:23.420 --> 00:33:25.420
دختر ارباب قومش

00:33:25.420 --> 00:33:30.420
من به مصیبتی مبتلا شده ام که بر تو پوشیده نیست

00:33:30.420 --> 00:33:33.420
به تیر ثابت بن قیس افتاد

00:33:33.420 --> 00:33:36.420
پس برای خودم نوشتم

00:33:36.420 --> 00:33:40.420
پس به نزد شما آمدم تا از شما برای نوشتن کمک بخواهم

00:33:40.420 --> 00:33:43.519
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:33:43.519 --> 00:33:46.519
آیا چیزی بهتر از این برای شما وجود دارد؟

00:33:46.519 --> 00:33:50.549
گفتم: ای رسول خدا چیست؟

00:33:50.549 --> 00:33:55.549
گفت: قرض تو را می دهم و با تو ازدواج می کنم.

00:33:55.549 --> 00:33:59.619
گفتم بله یا رسول الله

00:33:59.619 --> 00:34:02.619
گفت: پرداختی؟

00:34:02.619 --> 00:34:04.619
اسم من برا بود

00:34:04.619 --> 00:34:08.619
پس پیامبر صلی الله علیه و آله نام مرا تغییر داد

00:34:08.619 --> 00:34:11.780
این خبر به گوش مردم رسید

00:34:11.780 --> 00:34:14.780
که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:34:14.780 --> 00:34:16.780
او با من ازدواج کرد

00:34:16.780 --> 00:34:18.780
و مردم گفتند

00:34:18.780 --> 00:34:22.780
خادمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:34:22.780 --> 00:34:26.780
پس اسیران را که در دست داشتند آزاد کردند

00:34:26.780 --> 00:34:31.809
او به خاطر صد نفر از خاندان ابن المصطلق آزاد شد

00:34:31.809 --> 00:34:33.809
مردم در مورد یک زن چه می دانند؟

00:34:33.809 --> 00:34:38.610
بزرگترین نعمت برای مردمش از طرف من

00:34:38.610 --> 00:34:42.610
در عبادت و ذکر به کوشش معروف بودم

00:34:42.610 --> 00:34:43.610
یک روز

00:34:43.610 --> 00:34:48.610
رسول خدا صلی الله علیه و آله فردا مرا ترک کرد

00:34:48.610 --> 00:34:50.610
وقتی صبح رسید

00:34:50.610 --> 00:34:53.610
در حالی که در نماز هستم به یاد خدا هستم

00:34:53.610 --> 00:34:58.670
بعد بعد از قربان برگشت و من آنجا نشسته بودم

00:34:58.670 --> 00:35:00.670
و او گفت

00:35:00.670 --> 00:35:04.670
من هنوز همانی هستم که تو را ترک کردم

00:35:04.670 --> 00:35:06.699
گفتم بله

00:35:06.699 --> 00:35:09.739
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:35:09.739 --> 00:35:14.739
بعد از تو سه بار چهار کلمه گفتم

00:35:14.739 --> 00:35:17.739
اگر از امروز گفته ام را بسنجید

00:35:17.739 --> 00:35:19.800
اینجا گم شده

00:35:19.800 --> 00:35:21.800
سبحان الله و حمد لله

00:35:21.800 --> 00:35:23.800
تعداد خلقت او

00:35:23.800 --> 00:35:25.800
و خودش را راضی کرد

00:35:25.800 --> 00:35:27.800
وزن تخت او

00:35:27.800 --> 00:35:30.409
و مرکب کلامش

00:35:30.409 --> 00:35:34.409
پیامبر صلی الله علیه و آله در روز جمعه وارد شد

00:35:34.409 --> 00:35:36.409
من روزه هستم

00:35:36.409 --> 00:35:38.409
و او گفت

00:35:38.409 --> 00:35:39.409
دیروز سکوت کردم

00:35:39.409 --> 00:35:41.440
گفتم نه

00:35:41.440 --> 00:35:42.440
او گفت

00:35:42.440 --> 00:35:45.440
آیا می خواهید فردا روزه بگیرید؟

00:35:45.440 --> 00:35:47.469
گفتم نه

00:35:47.469 --> 00:35:48.469
او گفت

00:35:48.469 --> 00:35:50.730
پس افطار کن

00:35:50.730 --> 00:35:59.159
من کی هستم؟

00:35:59.159 --> 00:36:00.159
پاسخ

00:36:00.159 --> 00:36:02.159
مادر مؤمنان

00:36:02.159 --> 00:36:13.780
جویریه بنت الحارث رضی الله عنه

00:36:13.780 --> 00:36:16.849
توقف کنید

00:36:16.849 --> 00:36:20.849
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد

00:36:20.849 --> 00:36:31.219
یک چالش جدید از طرف من

00:36:31.219 --> 00:36:34.219
من از اساتید انصار هستم

00:36:34.219 --> 00:36:36.219
من در گذشته مسلمان شدم

00:36:36.219 --> 00:36:38.219
شاهد ماه کامل و احد بود

00:36:38.219 --> 00:36:43.380
صحنه ها همه با پیامبر صلی الله علیه و آله است

00:36:43.380 --> 00:36:46.380
در خواندن و نوشتن خوب بودم

00:36:46.380 --> 00:36:48.380
شنا و تیراندازی با کمان

00:36:48.380 --> 00:36:54.280
به این ترتیب، من در شمار مردان قرار گرفتم

00:36:54.280 --> 00:37:01.280
او در سرویس مخفی پیامبر صلی الله علیه و آله برای کشتن ابن ابی الحقیق شرکت کرد.

00:37:01.280 --> 00:37:05.280
چه کسی کفار را بر ضد مسلمانان می کرد

00:37:05.280 --> 00:37:11.920
رهبری این گروه را عبدالله بن عتیق رضی الله عنه بر عهده داشت

00:37:11.920 --> 00:37:15.920
زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دستگیر شد

00:37:15.920 --> 00:37:18.920
خانواده اش می خواستند او را بشویند

00:37:18.920 --> 00:37:24.920
ما انصار درب حجره پیامبر صلی الله علیه و آله گوش می دادیم

00:37:24.920 --> 00:37:25.920
و گفتیم

00:37:25.920 --> 00:37:27.920
خدا خداست

00:37:27.920 --> 00:37:29.920
ما عموهای مادرش هستیم

00:37:29.920 --> 00:37:31.920
بگذار برخی از ما بیاوریم

00:37:31.920 --> 00:37:35.920
یعنی در غسل او حاضر می شود رضی الله عنه

00:37:35.920 --> 00:37:39.920
سپس علی بن ابی طالب رضی الله عنه به سوی ما بیرون آمد

00:37:39.920 --> 00:37:41.920
و او گفت

00:37:41.920 --> 00:37:45.920
ای انصار از میان خود مردی انتخاب کن

00:37:45.920 --> 00:37:50.920
در غسل رسول خدا صلی الله علیه و آله شرکت کنیم

00:37:50.920 --> 00:37:54.920
پس با هم ملاقات کردیم و با هم مشورت کردیم

00:37:54.920 --> 00:37:57.920
بنابراین آنها من را از طرف خود انتخاب کردند

00:37:57.920 --> 00:38:02.920
به من اجازه دادند که با خانواده اش رضی الله عنه وارد شوم

00:38:02.920 --> 00:38:05.920
و در شستن آن شرکت کنید

00:38:05.920 --> 00:38:09.139
من آن افتخار را دریافت کردم

00:38:09.139 --> 00:38:13.139
من قوی بودم و دو شیشه آب در دست داشتم

00:38:13.139 --> 00:38:15.139
برایشان آب می بردم

00:38:15.139 --> 00:38:19.139
و بر او رضی الله عنه ریخت

00:38:19.139 --> 00:38:24.139
علی و عباس رضی الله عنهم او را ماساژ دهند

00:38:24.139 --> 00:38:28.369
وقتی او را دفن کردند درود خدا بر او باد

00:38:28.369 --> 00:38:33.369
من از کسانی بودم که با او در قبرش فرود آمدند

00:38:33.369 --> 00:38:36.369
و او را در آن قرار داد

00:38:36.369 --> 00:38:38.619
من کی هستم؟

00:38:38.619 --> 00:38:46.119
پاسخ

00:38:46.119 --> 00:38:50.119
اوس بن خاولی رضی الله عنه
