توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید یک چالش جدید از طرف من من از صحابه جوان و پسر عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستم. و شبیه او در میان مردم مادرم ام الفضل لبابه بنت الحارث هلالیه است او اولین زنی بود که بعد از خدیجه رضی الله عنه اسلام آورد مادرم در خواب دید که در خانه ما یکی از اعضای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است. من از آن وحشت کردم پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد بنابراین من آن را به او اشاره کردم گفت خوبه فاطمه پسری به دنیا می آورد پس از شیر این پسر او را روزی خواهی کرد فاطمه رضی الله عنه حسن را به دنیا آورد پس مادرم به او داد و من به او شیر دادم من برادر شیرده حسن بن علی هستم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یک بار مرا پشت سر خود هدایت کرد من با عبدالله بن جعفر بازی می کردم وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله بر حیوانی گذشت به ابن جعفر اشاره کرد و گفت: این را برای من بیاور پس آن را جلوی او بگذارید بعد به من اشاره کرد و گفت این را برای من حمل کن پس من را پشت سر او بگذار رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز فتح وارد مکه شد. سال هشتم پس از هجرت مرا در دستانش بر آن مرحوم حمل کرد و اعتبار پشت سر او آمد او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود مرا با برادرانم جمع می کند دست هایش را دراز می کند و دراز می کند و می گوید هر که پیش از من بیاید فلان را می گیرد ما برای در آغوش گرفتن او مسابقه می دادیم که خدا رحمتش کند این افتخار خدا برای من است من آخرین نفری بودم که با رسول خدا صلی الله علیه و آله ارتباط برقرار کردم در غسل و دفن او شرکت کردم من کوچکترین فردی بودم که وارد قبر او شدم من آخرین نفری بودم که از آن خارج شدم من آخرین نفری هستم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را در این دنیا رها کردم من کی هستم؟