WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.000
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:15.580 --> 00:00:17.579
انجمن مواضع خشنود است

00:00:17.579 --> 00:00:21.579
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم

00:00:21.579 --> 00:00:24.579
نوشته عبدالرحمن رفعت الباشا

00:00:25.579 --> 00:00:26.609
خدا رحمتش کند

00:00:29.850 --> 00:00:35.039
ابوبصیر عتبة بن آسید رضی الله عنه

00:00:51.590 --> 00:00:53.590
در سال ششم هجری

00:00:53.590 --> 00:00:57.590
رسول خدا صلی الله علیه و آله از مدینه خارج شد

00:00:57.590 --> 00:01:00.590
هزار و پانصد نفر از یارانش

00:01:00.590 --> 00:01:03.590
صورتشان را به سمت مسجد جامع برمی گردانند

00:01:03.590 --> 00:01:05.590
می خواهند عمره را انجام دهند

00:01:05.590 --> 00:01:08.590
همین که قریش از آنها با خبر شد

00:01:08.590 --> 00:01:12.590
تا اینکه تصمیم گرفت از ورود آنها به مکه جلوگیری کند

00:01:12.590 --> 00:01:15.590
مهم نیست چقدر گران است

00:01:15.590 --> 00:01:18.590
اما او تصمیم گرفت که صلح کند

00:01:18.590 --> 00:01:21.659
اگر راهی برای آشتی پیدا کردی

00:01:21.659 --> 00:01:24.659
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به خبر رسید

00:01:24.659 --> 00:01:26.659
منطقه حدیبیه

00:01:26.659 --> 00:01:28.659
یک مرحله دور از مکه

00:01:28.659 --> 00:01:30.659
و به آنجا راه افتاد

00:01:30.659 --> 00:01:34.659
سفیران بین او و قریش رفت و آمد کردند

00:01:34.659 --> 00:01:38.659
دو تیم عقب نشینی کردند و مدت ها با هم مذاکره کردند

00:01:38.659 --> 00:01:40.659
تا اینکه سهیل بن عمر آمد

00:01:40.659 --> 00:01:42.659
سفیری برای مشرکان

00:01:42.659 --> 00:01:46.659
با رسول خدا صلی الله علیه و آله صلح کرد

00:01:46.659 --> 00:01:49.659
سپس به شهر باز خواهد گشت

00:01:49.659 --> 00:01:52.659
عمره خود را به سال آینده موکول کند

00:01:52.659 --> 00:01:55.659
مشروط بر اینکه بدون سلاح وارد مکه شود

00:01:55.659 --> 00:01:59.659
او و کسانی که با او هستند پس از سه روز آن را ترک کنند

00:01:59.659 --> 00:02:02.659
و باید بین مسلمانان و قریش صلح برقرار شود

00:02:02.659 --> 00:02:04.659
مدت ده سال

00:02:04.659 --> 00:02:07.659
که طی آن صلح بین دو گروه حاکم است

00:02:07.659 --> 00:02:10.659
پس موضوع برای مسلمانان بزرگ بود

00:02:10.659 --> 00:02:13.659
دفع آنها توسط مشرکان دشوار بود

00:02:13.659 --> 00:02:16.659
اینجا بیت الله الحرام است

00:02:16.659 --> 00:02:19.659
و این قرارداد را با قریش منعقد کند

00:02:19.659 --> 00:02:23.780
کار بر دل اصحاب بزرگوار دشوارتر شد

00:02:23.780 --> 00:02:28.780
سهیل بن عمر شرط کرد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:02:28.780 --> 00:02:32.780
هر که از قریش نزد مسلمانان بیاید مؤمن است

00:02:32.780 --> 00:02:34.780
از یک مرد یا یک زن

00:02:34.780 --> 00:02:38.780
رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را به قریش برگرداند

00:02:38.780 --> 00:02:41.780
و هر که از مسلمانان نزد قریش آمد

00:02:41.780 --> 00:02:43.780
مرتد از اسلام

00:02:43.780 --> 00:02:47.780
آن را به پیامبر صلی الله علیه و آله پس ندادند

00:02:47.780 --> 00:02:51.780
که باعث خشم عمر بن خطاب رضی الله عنه شد

00:02:51.780 --> 00:02:53.780
پس به طرف دوست پرید و گفت

00:02:53.780 --> 00:02:55.780
ای ابوبکر

00:02:55.780 --> 00:02:57.780
گفت بله

00:02:57.780 --> 00:03:00.780
گفت: مگر محمد رسول خدا نیست؟

00:03:00.780 --> 00:03:02.780
گفت بله

00:03:02.780 --> 00:03:05.780
گفت مگر ما مسلمان نیستیم؟

00:03:05.780 --> 00:03:06.780
گفت بله

00:03:06.780 --> 00:03:09.780
گفت مگر مشرک نیست؟

00:03:09.780 --> 00:03:11.780
گفت بله

00:03:11.780 --> 00:03:15.780
فرمود: علی در دین ما اعطاکننده دنیاست

00:03:15.780 --> 00:03:18.780
ابوبکر با قاطعیت گفت

00:03:18.780 --> 00:03:22.780
ای عمر به فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم عمل کن

00:03:22.780 --> 00:03:25.780
شهادت می دهم که او رسول خداست

00:03:25.780 --> 00:03:26.780
عمر گفت

00:03:26.780 --> 00:03:29.780
شهادت می دهم که او رسول خداست

00:03:29.780 --> 00:03:34.009
سپس عمر نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفت و گفت

00:03:34.009 --> 00:03:36.009
ای پیامبر خدا

00:03:36.009 --> 00:03:38.009
آیا تو رسول خدا نیستی؟

00:03:38.009 --> 00:03:40.009
گفت بله

00:03:40.009 --> 00:03:43.009
گفت: مگر ما مسلمان نیستیم؟

00:03:43.009 --> 00:03:44.009
گفت بله

00:03:44.009 --> 00:03:47.009
گفت مگر مشرک نیست؟

00:03:47.009 --> 00:03:49.009
گفت بله

00:03:49.009 --> 00:03:53.009
فرمود: علی در دین ما اعطاکننده دنیاست

00:03:53.009 --> 00:03:55.009
فرمود صلی الله علیه و آله و سلم

00:03:55.009 --> 00:03:58.009
من بنده خدا و رسولش هستم

00:03:58.009 --> 00:04:00.009
از دستور او سرپیچی نمی کنم

00:04:00.009 --> 00:04:03.009
خداوند هرگز مرا ضایع نخواهد کرد

00:04:03.009 --> 00:04:04.009
عمر گفت

00:04:04.009 --> 00:04:08.009
بعد از آن به صدقه و روزه ادامه دادم

00:04:08.009 --> 00:04:09.009
من دعا می کنم و آزاد می شوم

00:04:09.009 --> 00:04:13.009
ترس از حرف هایی که آن روز زدم

00:04:13.009 --> 00:04:17.009
حتی امیدوار بودم که خدا مرا ببخشد

00:04:17.009 --> 00:04:22.009
زمانی که قرارداد بین پیامبر صلی الله علیه و آله و قریش بسته شد

00:04:22.009 --> 00:04:27.009
رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه بازگشت

00:04:27.009 --> 00:04:31.009
اما او به سختی در آن استقرار کمی

00:04:31.009 --> 00:04:36.009
تا اینکه عهدش رضی الله عنه و عهد و پیمانش برملا شد

00:04:36.009 --> 00:04:39.009
امتحان سختی به خاطر ابوبصیر

00:04:39.009 --> 00:04:41.009
عتبه بن اوسید

00:04:41.009 --> 00:04:43.009
قهرمان داستان ما

00:04:43.009 --> 00:04:45.009
بگذار او حرف بزند

00:04:45.009 --> 00:04:47.009
تا داستان هیجان انگیزش را تعریف کند

00:04:47.009 --> 00:04:49.100
ابوبصیر گفت

00:04:49.100 --> 00:04:53.170
من مردی ضعیف مؤمن بودم

00:04:53.170 --> 00:04:56.170
چون در مکه طایفه ای نداشتم که از من محافظت کند

00:04:56.170 --> 00:04:58.170
یا مردانی که به من کمک می کنند

00:04:58.170 --> 00:05:02.170
قریش بر من شکنجه کرده بودند

00:05:02.170 --> 00:05:05.170
چون دینش را ترک کردم

00:05:05.170 --> 00:05:07.170
و بت هایش را رد می کنم

00:05:07.170 --> 00:05:10.170
زمانی که مسلمانان شروع به هجرت به مدینه کردند

00:05:10.170 --> 00:05:12.170
قریش مرا زندانی کردند

00:05:12.170 --> 00:05:15.170
او به من اجازه نداد با مهاجران مهاجرت کنم

00:05:15.170 --> 00:05:20.170
او مرا در آتش خشم و نفرت خود به حال خود رها کرد

00:05:20.170 --> 00:05:25.170
همه آن چه بر رسول خدا صلی الله علیه و آله گذشت

00:05:25.170 --> 00:05:27.170
در یک نبرد یا تهاجم

00:05:27.170 --> 00:05:31.170
از من و برادران مظلومم انتقام گرفتی

00:05:31.170 --> 00:05:34.170
کسانی را که او زندانی کرد، سخت ترین انتقام را خواهد گرفت

00:05:34.170 --> 00:05:37.170
سپس مورد غفلت قریش قرار گرفتم

00:05:37.170 --> 00:05:39.170
بنابراین من از آن استفاده کردم

00:05:39.170 --> 00:05:44.170
من با دینم به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله گریختم

00:05:44.170 --> 00:05:49.170
من فقط اندکی از عهدنامه حدیبیه می دانم

00:05:49.170 --> 00:05:51.170
ابوبصیر گفت

00:05:51.170 --> 00:05:54.170
بنابراین به سمت شهر حرکت کردم

00:05:54.170 --> 00:05:58.170
در حسرت دیدار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم لبریز شده ام

00:05:58.170 --> 00:06:02.170
من آرزو دارم با مسلمانان زندگی کنم

00:06:02.170 --> 00:06:05.170
همین که پا به شهر گذاشتم

00:06:05.170 --> 00:06:09.170
چشمانم با دیدن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روشن شد

00:06:09.170 --> 00:06:14.170
تا اینکه قریش نامه ای برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرستادند

00:06:14.170 --> 00:06:16.170
با مردی از بنی عامر

00:06:16.170 --> 00:06:18.170
و پول از طرفدارانش

00:06:18.170 --> 00:06:21.170
از پیامبر صلی الله علیه و آله بخواهید

00:06:21.170 --> 00:06:23.170
تا مرا به او برگرداند

00:06:23.170 --> 00:06:25.170
طبق شرایط تسویه حساب

00:06:25.170 --> 00:06:27.170
ابوبصیر گفت

00:06:27.170 --> 00:06:32.170
انتظار نداشتم که رسول خدا صلی الله علیه و آله به من امر کند

00:06:32.170 --> 00:06:35.170
بازگشت به رنجی که در آن بودم

00:06:35.170 --> 00:06:37.170
و به اسارت قریش برگرد

00:06:37.170 --> 00:06:41.170
بعد از اینکه خودم و دینم از آنها جان سالم به در بردم

00:06:41.170 --> 00:06:44.170
اما رسول صلی الله علیه و آله و سلم

00:06:44.170 --> 00:06:46.170
رو به من کرد و گفت

00:06:46.170 --> 00:06:48.170
ای ابوبصیر!

00:06:48.170 --> 00:06:53.170
آنچه از عهد آموخته اید به این مردم دادیم

00:06:53.170 --> 00:06:55.170
در دین ما خیانت شایسته نیست

00:06:55.170 --> 00:07:01.170
و خداوند برای شما و کسانی که با شما ستمدیدند آسایش و راه نجات قرار می دهد

00:07:01.170 --> 00:07:03.170
پس به سراغ مردم خود بروید

00:07:03.170 --> 00:07:05.170
پس گفتم یا رسول الله

00:07:05.170 --> 00:07:07.170
آیا مرا به مشرکان برمی گردانی؟

00:07:07.170 --> 00:07:09.170
آنها مرا مجذوب دینم می کنند

00:07:09.170 --> 00:07:12.199
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:07:12.199 --> 00:07:14.199
ای ابوبصیر!

00:07:14.199 --> 00:07:15.199
برو

00:07:15.199 --> 00:07:17.199
برای خداوند متعال

00:07:17.199 --> 00:07:22.199
او برای شما و کسانی که با شما ستمدیده اند، آسایش و راه نجاتی فراهم می کند

00:07:22.199 --> 00:07:24.360
ابوبصیر گفت

00:07:24.360 --> 00:07:26.360
پس با آن دو مرد راه افتادم

00:07:26.360 --> 00:07:29.360
حتی اگر در ذی الحلفه بودیم

00:07:29.360 --> 00:07:32.360
هفت مایل دورتر از شهر

00:07:32.360 --> 00:07:35.360
نشستیم تا کمی استراحت کنیم

00:07:35.360 --> 00:07:37.360
پس به قرشی گفتم

00:07:37.360 --> 00:07:40.360
این شمشیر تو را برادر بنی عامر تیز خواهم کرد

00:07:40.360 --> 00:07:42.360
و او گفت بله

00:07:42.360 --> 00:07:45.360
او شروع به گفتن از تجربیات کیت و کیت کرد

00:07:45.360 --> 00:07:48.360
حیرت خود را از او به او نشان دادم

00:07:48.360 --> 00:07:51.360
وقتی مرا دید از این شمشیر متحیر شد

00:07:51.360 --> 00:07:52.360
او گفت

00:07:52.360 --> 00:07:54.360
اگر خواستی نگاهش کن

00:07:54.360 --> 00:07:56.360
وقتی شمشیر در دستم بود

00:07:56.360 --> 00:07:58.360
با خودم گفتم

00:07:58.360 --> 00:08:01.360
مشرک مرا به مشرکان می رساند

00:08:01.360 --> 00:08:03.360
تا مرا از دینم وسوسه کند

00:08:03.360 --> 00:08:05.360
و بد عذاب را به من می چشانند

00:08:05.360 --> 00:08:09.360
به خدا سوگند تسلیم او نمی شوم و با او همراه نمی شوم

00:08:09.360 --> 00:08:13.360
رسول خدا صلی الله علیه و آله تبرئه شد

00:08:13.360 --> 00:08:15.360
وقتی مرا به او سپرد

00:08:15.360 --> 00:08:17.360
اگه بکشمش چی؟

00:08:17.360 --> 00:08:19.360
سپس شمشیر را بیرون آوردم

00:08:19.360 --> 00:08:22.360
با آن سرش را گاز گرفتم و او را کشتم

00:08:22.360 --> 00:08:26.360
وقتی خداوندی که با او بود مرگ او را دید

00:08:27.360 --> 00:08:29.360
وقتی دنبالش رفتم

00:08:29.360 --> 00:08:31.360
چون هیچ علاقه ای به او نداشتم

00:08:31.360 --> 00:08:33.360
و به شهر رفت

00:08:33.360 --> 00:08:37.360
تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد

00:08:37.360 --> 00:08:39.360
در مسجد نشسته است

00:08:39.360 --> 00:08:44.360
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله او را در حال قیام دید

00:08:44.360 --> 00:08:45.360
او گفت

00:08:45.360 --> 00:08:47.360
این مرد وحشت زده است

00:08:47.360 --> 00:08:49.360
او ترسیده بود

00:08:49.360 --> 00:08:52.360
وقتی به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید

00:08:52.360 --> 00:08:53.360
او به او گفت

00:08:53.360 --> 00:08:54.360
وای بر تو!

00:08:54.360 --> 00:08:55.360
مال شما چیه؟

00:08:55.360 --> 00:08:56.360
او گفت

00:08:56.360 --> 00:08:58.360
دوستت دوست من را کشت

00:08:58.360 --> 00:09:00.389
ابوبصیر گفت

00:09:00.389 --> 00:09:03.389
به خدا آن مرد جای خود را ترک نکرد

00:09:03.389 --> 00:09:07.389
تا اینکه بر رسول خدا صلی الله علیه و آله ظاهر شد

00:09:07.389 --> 00:09:11.389
من شمشیر را که قرشی کشت

00:09:11.389 --> 00:09:12.389
و من گفتم

00:09:12.389 --> 00:09:14.389
ای رسول خدا

00:09:14.389 --> 00:09:16.389
شما به تعهد خود عمل کردید

00:09:16.389 --> 00:09:17.389
خداوند شما را حفظ کند

00:09:17.389 --> 00:09:19.389
گفت چگونه

00:09:19.389 --> 00:09:20.389
گفتم

00:09:20.389 --> 00:09:22.389
تو به قولت وفا کردی

00:09:22.389 --> 00:09:25.389
و مرا دست در دست هم به دست مردم سپردی

00:09:25.389 --> 00:09:28.389
سپس خودم از آنها پرهیز کردم

00:09:28.389 --> 00:09:30.389
و با دینم زنده ماندم

00:09:30.389 --> 00:09:33.460
از ترس اینکه مبادا مرا وسوسه کنند یا دستکاری کنند

00:09:33.460 --> 00:09:36.460
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روی آورد

00:09:36.460 --> 00:09:38.460
به کسانی که با او بودند و گفت

00:09:38.460 --> 00:09:41.460
وای بر مادرش از خشم جنگ

00:09:41.460 --> 00:09:43.460
اگر مردها همراهش بود

00:09:43.460 --> 00:09:47.490
بنابراین، من خودم این مقاله را امضا کردم

00:09:47.490 --> 00:09:50.740
سپس من به دنبال ابوبصیر می گویم

00:09:50.740 --> 00:09:54.740
برای رسول خدا صلی الله علیه و آله ممکن نبود

00:09:54.740 --> 00:09:56.740
تا من را با او نگه دارد

00:09:56.740 --> 00:09:58.740
در وفای به عهدش

00:09:58.740 --> 00:10:01.740
بازگشت به نزد قریش در اختیار من نبود

00:10:01.740 --> 00:10:03.740
بعد از اینکه صاحبشون رو کشتم

00:10:03.740 --> 00:10:07.740
بنابراین ادامه دادم تا اینکه حمله به جادوگر دریا فرود آمد

00:10:07.740 --> 00:10:12.740
در مسیری که قریش با شام تجارت می کردند

00:10:12.740 --> 00:10:14.740
و من آنجا ماندم

00:10:14.740 --> 00:10:17.899
سپس مسلمانان زندانی به زودی شنیدند

00:10:17.899 --> 00:10:21.899
در مکه آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره من فرمود

00:10:21.899 --> 00:10:23.899
وای بر مادرش از خشم جنگ

00:10:23.899 --> 00:10:25.899
اگر مردها همراهش بود

00:10:25.899 --> 00:10:29.899
بنابراین آنها یک به یک شروع کردند به سراغ من آمدند

00:10:29.899 --> 00:10:33.899
تا اینکه به حدود هفتاد نفر رسیدیم

00:10:33.899 --> 00:10:36.899
اولین مورد از اینها خروج من بود

00:10:36.899 --> 00:10:39.899
ابوجندل بن سهیل بن عمر

00:10:39.899 --> 00:10:43.899
پس راه تجارت را برای قریش قطع کردیم

00:10:43.899 --> 00:10:46.899
ما هیچ یک از آنها را شکست نخواهیم داد مگر اینکه ما را بکشند

00:10:46.899 --> 00:10:50.899
هیچ کاروانی از کنار ما نگذشت که ما آنها را نبردیم

00:10:50.899 --> 00:10:52.899
کمک های ما افزایش یافته است

00:10:52.899 --> 00:10:54.899
و چنگال ما قوی است

00:10:54.899 --> 00:10:56.899
و در حلقوم قریش شدیم

00:10:56.899 --> 00:10:58.899
تختش را زیر پا گذاشت

00:10:58.899 --> 00:11:00.899
و ما رعب و وحشت را در کاروان های آن گسترش دادیم

00:11:00.899 --> 00:11:03.899
تا اینکه خسته شدیم

00:11:03.899 --> 00:11:06.970
و او از ترفندهای موضوع ما آگاه بود

00:11:06.970 --> 00:11:10.970
پس به رسول خدا صلی الله علیه و آله نوشتم

00:11:10.970 --> 00:11:13.970
او با شکمش از او می خواهد که ما را به حضور خود دعوت کند

00:11:13.970 --> 00:11:17.970
او به او اعلام می کند که از وضعیت خود در مورد ما صرف نظر کرده است

00:11:17.970 --> 00:11:21.970
ابوجندل صحابی ابوبصیر گفت

00:11:21.970 --> 00:11:23.970
و ما هم همینطور

00:11:23.970 --> 00:11:27.970
نامه رسول خدا صلی الله علیه و آله به دست ما رسیده است

00:11:27.970 --> 00:11:30.970
او ما را دعوت می کند که نزد او بیاییم

00:11:30.970 --> 00:11:33.970
در آن زمان برادرم ابوبصیر بود

00:11:33.970 --> 00:11:35.970
بیمار، بیمار، در حال مرگ

00:11:35.970 --> 00:11:41.000
پس نامه رسول خدا صلی الله علیه و آله را به او دادم

00:11:41.000 --> 00:11:44.000
آن را روی لب هایش برد و بوسید

00:11:44.000 --> 00:11:47.000
آن گاه به قول خودش روحش جاری شد

00:11:47.000 --> 00:11:53.000
درباره من سلام بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بخوانید

00:11:53.000 --> 00:11:56.190
پس آنجا گرد و غبارش را به او نشان دادیم

00:11:56.190 --> 00:12:00.190
ما به رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم پیوستیم

00:12:00.190 --> 00:12:04.350
خداوند از هوادار جنگ ابوبصیر راضی باشد

00:12:04.350 --> 00:12:07.350
او برای رضای خدا به عنوان یک شکنجه گر زندگی کرد

00:12:07.350 --> 00:12:11.350
در راه خدا هم بی خانمان مرد

00:12:11.350 --> 00:12:18.190
وای بر مادرش از خشم جنگ

00:12:18.190 --> 00:12:21.259
اگر مردها همراهش بود

00:12:21.259 --> 00:12:24.289
محمد رسول خداست
