توقف کنید با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد یک چالش جدید از طرف من من شاعر رسول خدا صلی الله علیه و آله و اصحاب او هستم من استاد شاعران مؤمنم و حامی روح القدس جبرئیل علیه السلام است من انصاری از بنی النجار هستم عموهای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شصت سال قبل از اسلام در مدینه به دنیا آمد من شصت سال در اسلام زندگی کردم وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه آمد قریش او را با شاعران خود املا کردند رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود من آنها را تشویق می کنم اما می ترسم که مرا به آنها آلوده کنند پس به او گفتم: سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد. من تو را از آنها می کشم، یک مو از خمیر بردار طنز آنها رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود من شفا یافته و بهبود یافته ام رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود آه بلندی کشیدم برای آنها از پرتاب تیر شدیدتر است پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مسجد برای من منبر می گذارد پس من از او دفاع خواهم کرد و از او دفاع خواهم کرد و رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید خداوند از طریق جبرئیل روح القدس از شما حمایت می کند من از رسولش دفاع نکردم مقوقیس پادشاه مصر دو کنیز را به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هدیه کرد. آنها ماریا و خواهرش سیرین هستند پس پیامبر صلی الله علیه و آله ماریه را نزد خود نگاه داشت خواهرش را به من داد پس با من مسلمان شد بنابراین او را آزاد کردم و با او ازدواج کردم او عبدالرحمن را به دنیا آورد او پسر من عبدالرحمن شد و فرزند رسول خدا، ابراهیم پسر عمویش روزی عمر بن خطاب رضی الله عنه از من گذشت من در مسجد شعر می خوانم مثل منکر با پهلویش متوجه من شد پس به او گفتم من در این مسجد آواز می خواندم و از تو بهتر بود عمر گفت: راست می گویی. با جان و زبانم با رسول خدا صلی الله علیه و آله مبارزه کردم. من با او شاهد همه تهاجمات بودم من خیلی وقت است که ترسو نبوده ام همانطور که در مورد من شایعه شده است من را سه نفر بر شاعران ترجیح دادند من در زمان جاهلیت شاعر انصار بودم شاعر پیامبر صلی الله علیه و آله در نبوت و شاعر تمام یمن در اسلام من کی هستم؟ انشاالله