WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.520
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.520 --> 00:00:12.900
محمد رسول است

00:00:12.900 --> 00:00:17.980
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:00:17.980 --> 00:00:22.899
نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی

00:00:22.899 --> 00:00:24.899
خدا حفظش کنه

00:00:24.899 --> 00:00:30.820
جاده به شهر

00:00:30.820 --> 00:00:35.869
حکیم در المستدرک با سند حسنه روایت کرده است

00:00:35.869 --> 00:00:38.869
قال عایشه رضی الله عنها

00:00:38.869 --> 00:00:41.869
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون آمد

00:00:41.869 --> 00:00:45.869
از غار به خدای متعال به عنوان مهاجر

00:00:45.869 --> 00:00:48.869
ابوبکر و عامر بن فهیره همراه او بودند

00:00:48.869 --> 00:00:51.869
میردیفه ابوبکر جانشین او شد

00:00:51.869 --> 00:00:54.869
و عبدالله بن عریقات اللیثی

00:00:54.869 --> 00:00:57.869
پس آنها را از مکه پایین آورد

00:00:57.869 --> 00:01:00.869
سپس با آنها رفت تا با آنها فرود آمد

00:01:00.869 --> 00:01:03.869
در ساحل زیر اسفان

00:01:03.869 --> 00:01:06.870
سپس آنها را به ته امگ برد

00:01:06.870 --> 00:01:10.870
سپس پس از عبور از جاده از جاده گذشت

00:01:10.870 --> 00:01:13.870
سپس خزرها با آنها رفتند

00:01:13.870 --> 00:01:16.870
سپس اجازه داد که آنها را از یکدیگر جدا کنند

00:01:16.870 --> 00:01:18.870
سپس یک سیم کشید

00:01:18.870 --> 00:01:21.870
سپس به آنها اجازه داد که سوار دکه ماساژ شوند

00:01:21.870 --> 00:01:25.870
سپس مادلاجه با آنان وارد شد

00:01:25.870 --> 00:01:28.900
سپس آنها را با سیم وزنی استفاده کرد

00:01:28.900 --> 00:01:31.900
سپس با شکم وزن دار ساخته شده از دو شاخه

00:01:31.900 --> 00:01:34.900
سپس با شکم سفت

00:01:34.900 --> 00:01:37.900
سپس کریکت را گرفت

00:01:37.900 --> 00:01:40.900
سپس نردبانی از شکم دشمنان مدلاجا برداشت

00:01:40.900 --> 00:01:43.900
بعد بی ادبی را کم می کنم

00:01:43.900 --> 00:01:46.900
سپس لنگش فروکش کرد

00:01:46.900 --> 00:01:49.900
سپس خندق سمت راست رکبه را گرفت

00:01:49.900 --> 00:01:52.900
سپس شکم ریم افتاد

00:01:52.900 --> 00:01:57.890
قبا نزد بنی عمر بن عوف آمد

00:01:57.890 --> 00:02:00.890
اتفاقاتی که در راه افتاد

00:02:00.890 --> 00:02:04.500
برای رسول خدا صلی الله علیه و آله اتفاق افتاد

00:02:04.500 --> 00:02:07.500
و چه کسی رویدادهایی دارد

00:02:07.500 --> 00:02:10.500
آنها در راه هجرت به شهر پیامبر بودند

00:02:10.500 --> 00:02:13.500
اینطور است

00:02:13.500 --> 00:02:16.500
امام بخاری در صحیح خود روایت کرده است

00:02:16.500 --> 00:02:19.500
از انس بن مالک رضی الله عنه گفت

00:02:19.500 --> 00:02:22.500
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمد

00:02:22.500 --> 00:02:25.500
به مدینه که محله ابوبکر است

00:02:25.500 --> 00:02:28.500
ابوبکر شیخی است که می داند

00:02:28.500 --> 00:02:31.500
و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:02:31.500 --> 00:02:34.500
جوانی که نمی داند

00:02:34.500 --> 00:02:37.500
گفت: آن مرد با ابوبکر ملاقات می کند

00:02:37.500 --> 00:02:40.500
می گوید: ای ابوبکر

00:02:40.500 --> 00:02:43.500
این مرد در دست شما کیست؟

00:02:43.500 --> 00:02:46.500
پس این مرد می گوید

00:02:46.500 --> 00:02:49.500
گفت مرا به راه هدایت کن

00:02:49.500 --> 00:02:52.500
کامپیوتر فکر می کند که به معنای مسیر است

00:02:52.500 --> 00:02:55.500
بلکه به معنای راه خیر است

00:02:55.500 --> 00:03:00.259
چوپان در حال آب دادن به شیر

00:03:00.259 --> 00:03:03.639
آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند

00:03:03.639 --> 00:03:06.639
تلفظ بخاری است

00:03:06.639 --> 00:03:09.639
عن البراء بن عازب رضی الله عنهم گفت

00:03:09.639 --> 00:03:12.639
ابوبکر رضی الله عنه آن را خرید

00:03:12.639 --> 00:03:15.639
از یک نفر با سیزده درهم خروج می کنند

00:03:15.639 --> 00:03:18.639
ابوبکر گفت

00:03:18.639 --> 00:03:21.639
لذاب که خداوند از هر دو راضی باشد

00:03:21.639 --> 00:03:24.639
البراء گذشت، او را به خروج من ببرند

00:03:24.639 --> 00:03:27.639
عذاب گفت نه

00:03:27.639 --> 00:03:30.639
تا اینکه در مورد چگونگی شما و رسول خدا صحبت کردیم

00:03:30.639 --> 00:03:33.639
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:03:33.639 --> 00:03:36.639
هنگامی که تو و مشرکان مکه را ترک کردی

00:03:36.639 --> 00:03:39.639
آنها از شما درخواست می کنند. گفت خدا از او راضی باشد

00:03:39.639 --> 00:03:42.639
از مکه حرکت کردیم

00:03:42.639 --> 00:03:45.639
بنابراین ما زنده شدیم یا شب را ترک کردیم

00:03:45.639 --> 00:03:48.639
و امروز تا زمانی که ما ظاهر شویم

00:03:48.639 --> 00:03:51.639
ظهر بلند شد

00:03:51.639 --> 00:03:53.639
پس نگاه می کنم ببینم چه کسی گمراه شده است

00:03:53.639 --> 00:03:56.639
پس به او پناه بردم

00:03:56.639 --> 00:03:59.639
و همچنین سنگی که به آن آمدی

00:03:59.639 --> 00:04:02.639
بنابراین او به بقیه سرگردان خود نگاه کرد و آن را تعمیر کرد

00:04:02.639 --> 00:04:05.639
سپس برای پیامبر صلی الله علیه و آله بستری ساختم

00:04:05.639 --> 00:04:08.639
بعد به او گفتم

00:04:08.639 --> 00:04:11.639
دراز بکش ای پیامبر خدا

00:04:11.639 --> 00:04:14.639
پس پیامبر صلی الله علیه و آله دراز کشید

00:04:14.639 --> 00:04:17.639
بعد شروع کردم به نگاه کردن به اطرافم

00:04:17.639 --> 00:04:20.639
آیا من کسی را از درخواست می بینم؟

00:04:20.639 --> 00:04:23.639
گوسفندش را به سمت صخره می راند

00:04:23.639 --> 00:04:26.639
او همان چیزی را که ما می خواستیم می خواست

00:04:26.639 --> 00:04:28.639
پس از او پرسیدم و به او گفتم

00:04:28.639 --> 00:04:30.639
تو کی هستی پسر

00:04:30.639 --> 00:04:33.639
به مردی از قریش گفت

00:04:33.639 --> 00:04:36.639
اسمش را گذاشت و من او را شناختم

00:04:36.639 --> 00:04:39.639
گفتم: گوسفندت شیر دارد؟

00:04:39.639 --> 00:04:41.639
گفت بله

00:04:41.639 --> 00:04:44.639
گفتم برای ما شیر دوشی؟

00:04:44.639 --> 00:04:46.639
گفت بله

00:04:46.639 --> 00:04:49.639
پس به او دستور دادم که گوسفندی را از گوسفندانش دستگیر کند

00:04:49.639 --> 00:04:52.639
سپس به او دستور داد که پستان او را گردگیری کند

00:04:52.639 --> 00:04:55.639
سپس دستور دادم با من دست بدهد

00:04:55.639 --> 00:04:57.639
اینجوری گفت

00:04:57.639 --> 00:05:00.639
با دست دیگرش زد

00:05:00.639 --> 00:05:03.639
یک تکه شیر به من دوشید

00:05:03.639 --> 00:05:05.639
یعنی کمی شیر

00:05:05.639 --> 00:05:09.639
برای رسول خدا صلی الله علیه و آله ساخته شد

00:05:09.639 --> 00:05:12.639
پارچه ای روی دهانش گذاشته شد

00:05:12.639 --> 00:05:15.639
پس روی شیر ریختم تا زیرش خنک بشه

00:05:15.639 --> 00:05:19.639
پس او را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بردم

00:05:19.639 --> 00:05:22.639
با او موافق بودم که از خواب بیدار شده است

00:05:22.639 --> 00:05:25.699
گفتم: بنوش یا رسول الله.

00:05:25.699 --> 00:05:28.699
پس نوشید تا سیر شد

00:05:28.699 --> 00:05:32.699
سپس گفتم: وقت رفتن است یا رسول الله.

00:05:32.699 --> 00:05:34.699
گفت بله

00:05:34.699 --> 00:05:37.699
بنابراین در حالی که مردم به دنبال ما بودند به راه افتادیم

00:05:37.699 --> 00:05:42.629
خلاصه ای از سیره پیامبر

00:05:43.629 --> 00:05:48.629
حسرت دو جهان برای یکدیگر طولانی است

00:05:48.629 --> 00:05:55.920
اشتیاق برای تو محدودیتی ندارد

00:05:55.920 --> 00:06:02.500
ان شاءالله به محض این که ندای بلند شد به شما برکت دهد

00:06:02.500 --> 00:06:11.620
و حرکت شما با بقیه لب است
