1 00:00:01,360 --> 00:00:12,140 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید 2 00:00:12,140 --> 00:00:16,140 یک چالش جدید از طرف من 3 00:00:16,140 --> 00:00:22,539 من از اصحاب بزرگ انصار هستم 4 00:00:22,539 --> 00:00:25,539 از بنی حارثه از اوس 5 00:00:25,539 --> 00:00:28,539 نام من در زمان جاهلیت عبدالعزه بود 6 00:00:28,539 --> 00:00:33,670 پس پیامبر صلی الله علیه و آله نام مرا تغییر داد 7 00:00:33,670 --> 00:00:36,670 او با ورود اسلام به مدینه به اسلام گروید 8 00:00:36,670 --> 00:00:42,670 من از معدود کسانی بودم که قبل از اسلام می توانستم به خوبی به زبان عربی بنویسم 9 00:00:42,670 --> 00:00:46,859 من و ابوبردا رضی الله عنه بودیم 10 00:00:46,859 --> 00:00:51,859 ما بتهای قوم خود بنی حارثه را بعد از اسلام آوردن می شکنیم 11 00:00:51,859 --> 00:00:56,759 از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود 12 00:00:56,759 --> 00:01:00,820 هر که برای رضای خدا پاهایش خاکی باشد 13 00:01:00,820 --> 00:01:03,820 خداوند او را از آتش جهنم منع کرد 14 00:01:03,820 --> 00:01:05,819 پس من مشتاق جهاد بودم 15 00:01:05,819 --> 00:01:11,819 من شاهد همه صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم 16 00:01:11,819 --> 00:01:17,019 پیامبر صلی الله علیه و آله نیز مرا با گروهی از انصار فرستاد 17 00:01:17,019 --> 00:01:21,019 برای ترور کعب بن الاشرف یهودی 18 00:01:21,019 --> 00:01:26,019 که به پیامبر صلی الله علیه و آله و اصحاب او آزار می رساند 19 00:01:26,019 --> 00:01:30,400 پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 20 00:01:30,400 --> 00:01:37,400 دو خلیفه عمر بن خطاب و عثمان بن عفان رضی الله عنه مرا گرفتند. 21 00:01:37,400 --> 00:01:40,400 جمع آوری پول های خیریه 22 00:01:40,400 --> 00:01:46,500 خلیفه عثمان بن عفان رضی الله عنه یک بار به دیدار من آمد 23 00:01:46,500 --> 00:01:49,500 او مرا بیهوش یافت 24 00:01:49,500 --> 00:01:53,500 وقتی از خواب بیدار شدم به من گفت: خودت را چگونه می یابی؟ 25 00:01:53,500 --> 00:01:59,500 گفتم خوب، همه ی امورمان را خوب یافتیم 26 00:01:59,500 --> 00:02:03,500 جز ذهن هایی که بین ما و کارگران از بین رفت 27 00:02:03,500 --> 00:02:06,500 ما به سختی توانستیم از شر آن خلاص شویم 28 00:02:06,500 --> 00:02:11,590 منظورم این بود که به خلیفه رضی الله عنه بگویم 29 00:02:11,590 --> 00:02:16,590 ما اوضاع و احوال خود را خوب و درست دیدیم 30 00:02:16,590 --> 00:02:20,590 به جز برخی از افراد با ذهن فاسد 31 00:02:20,590 --> 00:02:24,590 چه کسانی واسطه بین ما و شاهزادگان بودند 32 00:02:24,590 --> 00:02:28,590 آنها به ما آسیب رساندند و مدیریت ما را خراب کردند 33 00:02:28,590 --> 00:02:34,590 ما جز به سختی نتوانستیم از شر آسیب و نفوذ آنها خلاص شویم 34 00:02:34,590 --> 00:02:38,229 هفتاد سال در شهر زندگی کردم 35 00:02:38,229 --> 00:02:42,229 مرگ من در سال سی و چهار بود 36 00:02:42,229 --> 00:02:46,229 علی عثمان رضی الله عنه دعا کرد 37 00:02:46,229 --> 00:02:50,389 مرا در بقیع دفن کردند، پس من کیستم؟ 38 00:03:03,460 --> 00:03:07,460 وقتی قسمت بعدی میاد انشالله