1 00:00:00,000 --> 00:00:03,390 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:03,390 --> 00:00:06,389 راه من برای ملاقات با آنها حذف شده است 3 00:00:06,389 --> 00:00:09,189 و برای گوشت آنها کفر است 4 00:00:09,189 --> 00:00:11,689 ای نسل هدایت طلب 5 00:00:11,689 --> 00:00:14,390 از جدم بر ما نازل شده است 6 00:00:14,390 --> 00:00:15,689 من در راه ملاقات با آنها هستم 7 00:00:15,689 --> 00:00:17,690 انجمن مواضع خشنود است 8 00:00:17,690 --> 00:00:19,690 به شما ارائه شود 9 00:00:19,690 --> 00:00:22,190 تصاویری از زندگی صحابه 10 00:00:22,190 --> 00:00:25,719 اید الرحمن رفاه الپاشا 11 00:00:25,719 --> 00:00:28,719 خدا رحمتش کند 12 00:00:28,719 --> 00:00:31,719 ابو ایو بن الانصاری 13 00:00:31,719 --> 00:00:33,840 خداوند از او راضی باشد 14 00:00:46,020 --> 00:00:48,020 این همراه بزرگ 15 00:00:48,020 --> 00:00:51,020 نام او خالد بن زید بن کلیب است 16 00:00:51,020 --> 00:00:53,020 از بن النجار 17 00:00:53,020 --> 00:00:55,520 و اما کنیه او ابو ایوب 18 00:00:55,520 --> 00:00:58,520 و اما نسب او به انصار می رسد 19 00:00:58,520 --> 00:01:01,020 کدام یک از ما مسلمانان؟ 20 00:01:01,020 --> 00:01:04,019 ابا عیو بن الانصاری معلوم نیست 21 00:01:04,019 --> 00:01:07,019 خداوند یاد خود را در میان شکست خوردگان برانگیخته است 22 00:01:07,019 --> 00:01:09,019 بالاترین ارزش آن در رویاها 23 00:01:09,019 --> 00:01:13,019 هنگامی که خانه خود را بر همه خانه های مسلمانان برگزید 24 00:01:13,019 --> 00:01:15,519 پیامبر اکرم در آنجا نازل شود 25 00:01:15,519 --> 00:01:18,519 زمانی که به عنوان مهاجر وارد شهر شد 26 00:01:18,519 --> 00:01:21,019 این به اندازه کافی باعث افتخار او شد 27 00:01:21,019 --> 00:01:24,519 و نزول رسول خدا صلی الله علیه و آله 28 00:01:24,519 --> 00:01:26,519 در خانه ابو ایوب 29 00:01:26,519 --> 00:01:28,519 داستانی که دوست دارد تکرار شود 30 00:01:28,519 --> 00:01:31,019 تکرارش خوشمزه است 31 00:01:31,019 --> 00:01:33,519 دلیلش این است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 32 00:01:33,519 --> 00:01:35,519 وقتی به شهر رسید 33 00:01:35,519 --> 00:01:37,519 دل خانواده اش پذیرفت 34 00:01:37,519 --> 00:01:40,519 سخاوتمندانه ترین چیزی که یک مهاجر دریافت می کند 35 00:01:40,519 --> 00:01:43,019 و چشمانشان به او چرخید 36 00:01:43,019 --> 00:01:46,519 با اشتیاق عاشق به معشوق منتقل می شود 37 00:01:46,519 --> 00:01:48,519 دلشان را به روی او باز کردند 38 00:01:48,519 --> 00:01:51,019 برای اقامت در سویدا 39 00:01:51,019 --> 00:01:54,019 درهای خانه هایشان را به روی او باز کردند 40 00:01:54,019 --> 00:01:57,019 برای ماندن در عزیزترین خانه 41 00:01:57,019 --> 00:02:00,519 اما رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 42 00:02:00,519 --> 00:02:03,519 او در قبا در حومه شهر درگذشت 43 00:02:03,519 --> 00:02:05,519 چهار روز 44 00:02:05,519 --> 00:02:08,520 در جریان آن مسجد خود را که اولین مسجد بود بنا کرد 45 00:02:08,520 --> 00:02:10,520 مبانی تقوا 46 00:02:10,520 --> 00:02:13,520 سپس سوار بر شترش رفت 47 00:02:13,520 --> 00:02:16,520 سادات یثرب در راه توقف کرد 48 00:02:16,520 --> 00:02:18,520 همه می خواهند برنده شوند 49 00:02:18,520 --> 00:02:22,520 به احترام نزول رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 50 00:02:22,520 --> 00:02:23,520 در خانه اش 51 00:02:23,520 --> 00:02:25,520 شتر را رهگیری می کردند 52 00:02:25,520 --> 00:02:27,520 استاد پشت سر استاد 53 00:02:27,520 --> 00:02:29,520 و می گویند 54 00:02:29,520 --> 00:02:31,520 با ما بمان ای رسول خدا 55 00:02:31,520 --> 00:02:34,520 از نظر تعداد، تعداد و قدرت 56 00:02:34,520 --> 00:02:37,520 به آنها می گوید که او را ترک کنند 57 00:02:37,520 --> 00:02:39,520 به او دستور داده شده است 58 00:02:39,520 --> 00:02:42,520 شتر همچنان به سمت مقصد می رود 59 00:02:42,520 --> 00:02:44,520 به دنبال چشم 60 00:02:44,520 --> 00:02:46,520 و دلها از آن پر می شود 61 00:02:46,520 --> 00:02:48,520 اگر از خانه ای رد شود 62 00:02:48,520 --> 00:02:50,520 ناراحتی خانواده اش 63 00:02:50,520 --> 00:02:52,520 مستاصل شدند 64 00:02:52,520 --> 00:02:55,520 در حالی که امید در روح پیروانشان می درخشد 65 00:02:55,520 --> 00:02:59,520 شتر همچنان همین طور است 66 00:02:59,520 --> 00:03:01,520 و مردم به دنبال آن می روند 67 00:03:01,520 --> 00:03:03,520 آنها مشتاق آن هستند 68 00:03:03,520 --> 00:03:06,520 برای شناختن خوشبخت ها و خوش شانس ها 69 00:03:06,520 --> 00:03:08,520 تا اینکه به یک میدان رسیدم 70 00:03:08,520 --> 00:03:11,520 پاکسازی در مقابل خانه ابوایوب الانصاری 71 00:03:11,520 --> 00:03:13,520 و من در آن برکت یافتم 72 00:03:13,520 --> 00:03:16,520 اما رسول صلی الله علیه و آله و سلم 73 00:03:16,520 --> 00:03:18,520 از آن پایین نیامد 74 00:03:18,520 --> 00:03:20,520 طولی نکشید که محکم ایستاد 75 00:03:20,520 --> 00:03:22,520 و شروع کرد به راه رفتن 76 00:03:22,520 --> 00:03:24,520 و رسول افسار او را آزاد کرد 77 00:03:24,520 --> 00:03:26,520 بعد خیلی دوام نیاورد 78 00:03:26,520 --> 00:03:28,520 که برگشت 79 00:03:28,520 --> 00:03:30,520 او در اولین نعمت خود برکت یافت 80 00:03:30,520 --> 00:03:32,520 در آن 81 00:03:32,520 --> 00:03:34,520 فؤاد ابی ایوب سرشار از شادی بود 82 00:03:34,520 --> 00:03:36,520 الانصاری 83 00:03:36,520 --> 00:03:38,520 به سوی رسول خدا شتافت 84 00:03:38,520 --> 00:03:40,520 درود خدا بر او باد 85 00:03:40,520 --> 00:03:42,520 از آن استقبال می کند 86 00:03:42,520 --> 00:03:44,520 وسایلش را در دستانش حمل کرد 87 00:03:44,520 --> 00:03:46,520 گویی آنچه او حمل می کند 88 00:03:46,520 --> 00:03:48,520 تمام گنج های دنیا 89 00:03:48,520 --> 00:03:50,520 و او را به خانه اش برد 90 00:03:50,520 --> 00:03:52,520 خانه ابوایوب بود 91 00:03:52,520 --> 00:03:54,520 از یک لایه تشکیل شده است 92 00:03:54,520 --> 00:03:56,520 بالای آن یک اتاق زیر شیروانی است 93 00:03:56,520 --> 00:03:58,520 پس اتاق زیر شیروانی را از اموالش پاک کرد 94 00:03:58,520 --> 00:04:00,520 و لذت خانواده اش 95 00:04:00,520 --> 00:04:02,520 رسول خدا در آنجا نازل شود 96 00:04:02,520 --> 00:04:04,520 اما پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 97 00:04:04,520 --> 00:04:06,520 او را تحت تأثیر قرار داد 98 00:04:06,520 --> 00:04:08,520 لایه پایین 99 00:04:08,520 --> 00:04:10,520 ابو ایوب فرمان او را اطاعت کرد 100 00:04:10,520 --> 00:04:12,520 و من آن را در جایی که دوست دارم قرار دادم 101 00:04:12,520 --> 00:04:14,620 و وقتی شب فرا رسید 102 00:04:14,620 --> 00:04:16,620 رسول خدا را پناه داد 103 00:04:16,620 --> 00:04:18,620 و سلام بر بالینش 104 00:04:18,620 --> 00:04:20,620 ابو ایوب بالا رفت 105 00:04:20,620 --> 00:04:22,620 و او را به اتاق زیر شیروانی ازدواج کرد 106 00:04:22,620 --> 00:04:24,620 به محض اینکه بسته شدند 107 00:04:24,620 --> 00:04:26,620 حتی درب او 108 00:04:26,620 --> 00:04:28,620 ابو ایوب رو به همسرش کرد 109 00:04:28,620 --> 00:04:30,620 گفت و می گوید 110 00:04:30,620 --> 00:04:32,620 چی ساختیم؟ 111 00:04:32,620 --> 00:04:34,620 آیا او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است؟ 112 00:04:34,620 --> 00:04:36,620 پایین 113 00:04:36,620 --> 00:04:38,620 آیا ما بالاتر از او هستیم؟ 114 00:04:38,620 --> 00:04:40,620 من بالاتر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم راه می روم 115 00:04:40,620 --> 00:04:42,620 من از پیامبر حمایت خواهم کرد 116 00:04:42,620 --> 00:04:44,620 و مکاشفه 117 00:04:44,620 --> 00:04:46,620 اگر چنین است، مال اوست 118 00:04:46,620 --> 00:04:48,620 چون 119 00:04:48,620 --> 00:04:50,620 به دست این زوج افتاد 120 00:04:50,620 --> 00:04:52,620 آنها نمی دانند چه کار می کنند 121 00:04:52,620 --> 00:04:54,620 و او زندگی نکرد 122 00:04:54,620 --> 00:04:56,620 هر دو کمی احساس آرامش می کردند 123 00:04:56,620 --> 00:04:58,620 مگر زمانی که طرف شد 124 00:04:58,620 --> 00:05:00,620 کنار اتاق زیر شیروانی 125 00:05:00,620 --> 00:05:02,620 که از رسول خدا بالاتر نمی رود 126 00:05:02,620 --> 00:05:04,620 خدا رحمتش کند و درود فرستد 127 00:05:04,620 --> 00:05:06,620 و تعهد او تزلزل نمی کند 128 00:05:06,620 --> 00:05:08,620 به جز آنچه در لبه ها قابل مشاهده است 129 00:05:08,620 --> 00:05:10,620 دور از هم 130 00:05:10,620 --> 00:05:12,649 در مورد وسط 131 00:05:12,649 --> 00:05:14,649 وقتی ابوایوب شد 132 00:05:14,649 --> 00:05:16,649 به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گفت 133 00:05:16,649 --> 00:05:18,649 قسم می خورم که نیست 134 00:05:18,649 --> 00:05:20,649 با این چشمک زدیم 135 00:05:20,649 --> 00:05:22,649 امشب نه من 136 00:05:22,649 --> 00:05:24,779 نه ام ایوب 137 00:05:24,779 --> 00:05:26,779 فرمود صلی الله علیه و آله و سلم 138 00:05:26,779 --> 00:05:28,779 چرا اینطوریه ابو؟ 139 00:05:28,779 --> 00:05:30,779 ایوب گفت 140 00:05:30,779 --> 00:05:32,779 گفتم پشت یک خانه بودم 141 00:05:32,779 --> 00:05:34,779 شما زیر دست او هستید 142 00:05:34,779 --> 00:05:36,779 و اگر حرکت کنم 143 00:05:36,779 --> 00:05:38,779 خاک بر سرت ریخت و به تو آسیب زد 144 00:05:38,779 --> 00:05:40,779 سپس من 145 00:05:40,779 --> 00:05:42,779 بین تو و وحی قرار گرفتم 146 00:05:42,779 --> 00:05:44,779 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود 147 00:05:44,779 --> 00:05:46,779 و صلح 148 00:05:46,779 --> 00:05:48,779 سلام بر تو ای ابو ایوب 149 00:05:48,779 --> 00:05:50,779 او با ما مهربان تر است 150 00:05:50,779 --> 00:05:52,779 در پایین بودن 151 00:05:52,779 --> 00:05:54,779 به خاطر تعداد زیاد افرادی که ما را فریب می دهند 152 00:05:54,779 --> 00:05:56,779 ابو ایوب گفت 153 00:05:56,779 --> 00:05:58,779 پس فرمان رسول خدا را انجام دادم 154 00:05:58,779 --> 00:06:00,779 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد 155 00:06:00,779 --> 00:06:02,779 تا اینکه یک شب سرد شد 156 00:06:02,779 --> 00:06:04,779 کوزه ما شکست 157 00:06:04,779 --> 00:06:06,779 و آب آن را بریزید 158 00:06:06,779 --> 00:06:08,779 در اتاق زیر شیروانی 159 00:06:08,779 --> 00:06:10,779 پس من و ام ایوب به سوی آب رفتیم 160 00:06:10,779 --> 00:06:12,779 و ما آن را نداریم 161 00:06:12,779 --> 00:06:14,779 به جز گل تاج خروس ما بودیم 162 00:06:14,779 --> 00:06:16,779 ما آن را لحاف درست می کنیم 163 00:06:16,779 --> 00:06:18,779 و ما را با آن آب را خشک کرد 164 00:06:18,779 --> 00:06:20,779 از ترس رسیدن 165 00:06:20,779 --> 00:06:22,779 به رسول خدا صلی الله علیه و آله 166 00:06:24,779 --> 00:06:26,779 وقتی صبح شد 167 00:06:26,779 --> 00:06:28,779 بر رسول خدا صلي الله عليه و آله رسيدم 168 00:06:28,779 --> 00:06:30,779 و درود خدا بر او باد 169 00:06:30,779 --> 00:06:32,779 و گفتم: پدر و مادرم فدای تو باد. 170 00:06:32,779 --> 00:06:34,779 از بودن متنفرم 171 00:06:34,779 --> 00:06:36,779 بالاتر از شما 172 00:06:36,779 --> 00:06:38,779 و زیر من باشی 173 00:06:38,779 --> 00:06:40,779 بعد خبر کوزه را به او گفتم 174 00:06:40,779 --> 00:06:42,779 بنابراین او به من پاسخ داد 175 00:06:42,779 --> 00:06:44,779 و به سمت اتاق زیر شیروانی رفت 176 00:06:44,779 --> 00:06:46,779 من و مادرم رفتیم پایین 177 00:06:46,779 --> 00:06:48,779 کار پایین 178 00:06:48,779 --> 00:06:50,779 پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم برقرار کرد 179 00:06:50,779 --> 00:06:52,779 در خانه ابو ایوب 180 00:06:52,779 --> 00:06:54,779 حدود هفت ماه 181 00:06:54,779 --> 00:06:56,810 تا اینکه ساخته شد 182 00:06:56,810 --> 00:06:58,810 در مسجد او در زمین باز 183 00:06:58,810 --> 00:07:00,810 که در آن شتر برکت داد 184 00:07:00,810 --> 00:07:02,810 بنابراین به اتاق ها نقل مکان کرد 185 00:07:02,810 --> 00:07:04,810 که در اطراف مسجد ساخته شده است 186 00:07:04,810 --> 00:07:06,810 برای او و همسرانش 187 00:07:06,810 --> 00:07:08,810 با ابوایوب همسایه شد 188 00:07:08,810 --> 00:07:10,810 من به آنها افتخار می کنم 189 00:07:10,810 --> 00:07:12,810 از دو همسایه 190 00:07:12,810 --> 00:07:14,810 من عاشق ابو ایوب هستم 191 00:07:14,810 --> 00:07:16,810 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 192 00:07:16,810 --> 00:07:18,810 برای عشق 193 00:07:18,810 --> 00:07:20,810 او صاحب قلب و ذهنش بود 194 00:07:20,810 --> 00:07:22,810 من پیامبر اکرم را دوست دارم 195 00:07:22,810 --> 00:07:24,810 ابو ایوب برای عشق 196 00:07:24,810 --> 00:07:26,810 هر که بین خود و او هزینه را بردارد 197 00:07:26,810 --> 00:07:28,810 و به او نگاه کن 198 00:07:28,810 --> 00:07:30,810 به خانه ابو ایوب 199 00:07:30,810 --> 00:07:32,810 انگار خانه اوست 200 00:07:32,810 --> 00:07:34,810 ابن عباس گفت: 201 00:07:34,810 --> 00:07:36,810 ابوبکر رفت 202 00:07:36,810 --> 00:07:38,810 در هنگام هجرت خداوند از او راضی باشد 203 00:07:38,810 --> 00:07:40,810 به مسجد 204 00:07:40,810 --> 00:07:42,810 عمر رضی الله عنه او را دید 205 00:07:42,810 --> 00:07:44,810 گفت: ای ابوبکر 206 00:07:44,810 --> 00:07:46,810 چه چیزی تو را در این ساعت بیرون آورد؟ 207 00:07:46,810 --> 00:07:48,810 او گفت 208 00:07:48,810 --> 00:07:50,810 هیچ چیز مرا بیرون نمی کشد مگر آنچه پیدا می کنم 209 00:07:50,810 --> 00:07:52,810 از گرسنگی شدید 210 00:07:52,810 --> 00:07:54,810 عمر گفت 211 00:07:54,810 --> 00:07:56,810 و به خدا سوگند مرا بیرون نگذاشت 212 00:07:56,810 --> 00:07:58,810 غیر از این 213 00:07:58,810 --> 00:08:00,810 در حالی که آنها چنین هستند 214 00:08:00,810 --> 00:08:02,810 هنگامی که رسول خدا بر ضد آنان بیرون آمد 215 00:08:02,810 --> 00:08:04,810 خدا رحمتش کند و درود فرستد 216 00:08:04,810 --> 00:08:06,810 و او گفت 217 00:08:06,810 --> 00:08:08,810 چه چیزی تو را در این ساعت بیرون آورد؟ 218 00:08:08,810 --> 00:08:10,810 گفت: سوگند 219 00:08:10,810 --> 00:08:12,810 ما فقط چیزی را که پیدا کردیم بیرون آوردیم 220 00:08:12,810 --> 00:08:14,810 در شکم ما از گرسنگی شدید 221 00:08:14,810 --> 00:08:16,810 عرض کرد سلام الله علیه 222 00:08:16,810 --> 00:08:18,810 و من و چه کسی 223 00:08:18,810 --> 00:08:20,810 روح من در دست اوست 224 00:08:20,810 --> 00:08:22,810 هیچ چیز دیگری من را بیرون نمی آورد 225 00:08:22,810 --> 00:08:24,810 با من بلند شو 226 00:08:24,810 --> 00:08:26,810 پس رفتند 227 00:08:26,810 --> 00:08:28,810 پس به درگاه ابوایوب آمدند 228 00:08:28,810 --> 00:08:30,810 خداوند از او راضی باشد 229 00:08:30,810 --> 00:08:32,809 ابو ایوب وارد می شد 230 00:08:32,809 --> 00:08:34,809 هر روز به رسول خدا 231 00:08:34,809 --> 00:08:36,809 غذا 232 00:08:36,809 --> 00:08:38,809 اگر سرعتش کم شود و نیامد 233 00:08:38,809 --> 00:08:40,809 به او در زمان مقرر 234 00:08:40,809 --> 00:08:42,809 او را به خانواده اش بدهید 235 00:08:42,809 --> 00:08:44,809 وقتی به در رسیدند 236 00:08:44,809 --> 00:08:46,809 ام ایوب نزد آنها بیرون آمد 237 00:08:46,809 --> 00:08:48,809 او گفت سلام 238 00:08:48,809 --> 00:08:50,809 پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود 239 00:08:50,809 --> 00:08:52,809 ابو ایوب کجاست؟ 240 00:08:52,809 --> 00:08:54,809 پس ابوایوب شنید 241 00:08:54,809 --> 00:08:56,809 صدای پیامبر 242 00:08:56,809 --> 00:08:58,809 او در یک درخت نخل نزدیک کار می کرد 243 00:08:58,809 --> 00:09:00,809 پس سریع آمد 244 00:09:00,809 --> 00:09:02,809 او می گوید سلام 245 00:09:02,809 --> 00:09:04,809 سوگند به رسول خدا و همراهانش 246 00:09:04,809 --> 00:09:06,809 سپس به دنبالش گفت 247 00:09:06,809 --> 00:09:08,809 ای پیامبر خدا 248 00:09:08,809 --> 00:09:10,809 این زمان نیست 249 00:09:10,809 --> 00:09:12,809 شما وارد آن شوید 250 00:09:12,809 --> 00:09:14,809 فرمود صلی الله علیه و آله و سلم 251 00:09:14,809 --> 00:09:16,809 حق با شماست 252 00:09:16,809 --> 00:09:18,809 ابو ایوب به نخل هایش 253 00:09:18,809 --> 00:09:20,809 ساقه ای را از آن جدا کرد 254 00:09:20,809 --> 00:09:22,809 حاوی خرما و رطب و بصر است 255 00:09:22,809 --> 00:09:24,809 فرمود صلی الله علیه و آله و سلم 256 00:09:24,809 --> 00:09:26,809 چیزی که من می خواستم 257 00:09:26,809 --> 00:09:28,809 اینو قطع کن 258 00:09:28,809 --> 00:09:30,809 برای ما قرار نگرفتی؟ 259 00:09:30,809 --> 00:09:32,809 گفت یا رسول الله 260 00:09:32,809 --> 00:09:34,809 من عاشق خوردن بودم 261 00:09:34,809 --> 00:09:36,809 از تاریخ، تاریخ و اسرار 262 00:09:36,809 --> 00:09:38,809 و ذبح خواهم کرد 263 00:09:38,809 --> 00:09:40,809 به شما هم 264 00:09:40,809 --> 00:09:42,809 فرمود: اگر ذبح می کنی، ذبح نکن 265 00:09:42,809 --> 00:09:44,809 با شیر 266 00:09:44,809 --> 00:09:46,809 این ابو ایوب جدی است 267 00:09:46,809 --> 00:09:48,809 پس او را ذبح کرد و گفت: 268 00:09:48,809 --> 00:09:50,809 برای همسرش من او را دوست دارم 269 00:09:50,809 --> 00:09:52,809 و برای ما و شما بپزید 270 00:09:52,809 --> 00:09:54,809 من در مورد نان می دانم 271 00:09:54,809 --> 00:09:56,809 نیمی از بچه را گرفت و پخت 272 00:09:56,809 --> 00:09:58,809 و به نیمه دوم رفت 273 00:09:58,809 --> 00:10:00,809 پس او را بریان کردند و سپس 274 00:10:00,809 --> 00:10:02,809 غذا پخته و پخته شده است 275 00:10:02,809 --> 00:10:04,809 به دست پیامبر و دوستم 276 00:10:04,809 --> 00:10:06,809 قاصد تکه ای برداشت 277 00:10:06,809 --> 00:10:08,809 از برج جدی و قرار دادن آن 278 00:10:08,809 --> 00:10:10,809 در یک نان او گفت 279 00:10:10,809 --> 00:10:12,809 ای ابو ایوب 280 00:10:12,809 --> 00:10:14,809 این قطعه را آغاز کنید 281 00:10:14,809 --> 00:10:16,809 به فاطمه، او 282 00:10:16,809 --> 00:10:18,809 از اون موقع اینجوری صدمه ندیدم 283 00:10:18,809 --> 00:10:20,809 روزهای ولما 284 00:10:20,809 --> 00:10:22,809 خوردند و سیر شدند 285 00:10:22,809 --> 00:10:24,809 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند 286 00:10:24,809 --> 00:10:26,809 نان 287 00:10:26,809 --> 00:10:28,809 و گوشت و خرما 288 00:10:28,809 --> 00:10:30,809 و آسان و خیس 289 00:10:30,809 --> 00:10:32,809 سپس چشمانش اشک در آمد 290 00:10:32,809 --> 00:10:34,809 گفت و کی 291 00:10:34,809 --> 00:10:36,809 روح من در دست اوست 292 00:10:36,809 --> 00:10:38,809 این سعادت است 293 00:10:38,809 --> 00:10:40,809 از شما در روز قیامت درباره او سؤال می شود 294 00:10:40,809 --> 00:10:42,809 اگه اتفاقا اینجوری شدی 295 00:10:42,809 --> 00:10:44,809 بنابراین شما آن را با دستان خود می زنید 296 00:10:44,809 --> 00:10:46,809 پس بگو 297 00:10:46,809 --> 00:10:48,809 به نام خدا 298 00:10:48,809 --> 00:10:50,809 اگر راضی هستید بگویید: 299 00:10:50,809 --> 00:10:52,809 الحمدلله که هست 300 00:10:52,809 --> 00:10:54,809 ما راضی و خوشبخت بودیم 301 00:10:54,809 --> 00:10:56,809 برای ما بهتر است 302 00:10:56,809 --> 00:10:58,809 آنگاه رسول خدا برخاست و با خدا دعا کرد 303 00:10:58,809 --> 00:11:00,809 و درود خدا بر او باد 304 00:11:00,809 --> 00:11:02,809 به ابو ایوب گفت 305 00:11:02,809 --> 00:11:04,809 ایتنا فردا 306 00:11:04,809 --> 00:11:06,809 و سلام و درود بر او باد 307 00:11:06,809 --> 00:11:08,809 هیچ کس آن را نمی سازد 308 00:11:08,809 --> 00:11:10,809 اما من دوست دارم به او جایزه بدهم 309 00:11:10,809 --> 00:11:12,809 روی آن 310 00:11:12,809 --> 00:11:14,809 اما ابوایوب گوش نکرد 311 00:11:14,809 --> 00:11:16,809 که 312 00:11:16,809 --> 00:11:18,809 عمر رضی الله عنه به او گفت 313 00:11:18,809 --> 00:11:20,809 پیامبر صلی الله علیه و آله است 314 00:11:20,809 --> 00:11:22,809 و او به شما فرمان می دهد 315 00:11:22,809 --> 00:11:24,809 فردا بیام پیشش پدر 316 00:11:24,809 --> 00:11:26,809 ایوب گفت: ابو 317 00:11:26,809 --> 00:11:28,809 ایوب گوش داد و اطاعت کرد 318 00:11:28,809 --> 00:11:30,809 به رسول خدا 319 00:11:30,809 --> 00:11:32,809 وقتی فردا بود 320 00:11:32,809 --> 00:11:34,809 ابو ایوب درباره او نزد پیامبر رفت 321 00:11:34,809 --> 00:11:36,809 دعا و آرامش 322 00:11:36,809 --> 00:11:38,809 از دختری به او گفت که به او خدمت می کرد 323 00:11:38,809 --> 00:11:40,809 و به او گفت 324 00:11:40,809 --> 00:11:42,809 با او خوب رفتار کن پدر 325 00:11:42,809 --> 00:11:44,809 ایوب، ما آن را ندیده ایم 326 00:11:44,809 --> 00:11:46,809 به جز خوب تا زمانی که طول بکشد 327 00:11:46,809 --> 00:11:48,809 ما عاد ابو را داریم 328 00:11:48,809 --> 00:11:50,809 کار به خانه اش و با او 329 00:11:50,809 --> 00:11:52,809 نوزاد، وقتی او را دید 330 00:11:52,809 --> 00:11:54,809 ام ایوب گفت 331 00:11:54,809 --> 00:11:56,809 این برای کیست پدر؟ 332 00:11:56,809 --> 00:11:58,809 ایوب به ما گفت 333 00:11:58,809 --> 00:12:00,809 رسول خدا آن را به ما داد 334 00:12:00,809 --> 00:12:02,809 خدا رحمتش کند و درود فرستد 335 00:12:02,809 --> 00:12:04,809 و او گفت 336 00:12:04,809 --> 00:12:06,809 من آن را از یک بخشنده موعظه می کنم 337 00:12:06,809 --> 00:12:08,809 و او نسبت به آن سخاوتمندتر از کسی است که آن را عطا می کند 338 00:12:08,809 --> 00:12:10,809 و او گفت 339 00:12:10,809 --> 00:12:12,809 به خوبی به ما توصیه کرد 340 00:12:12,809 --> 00:12:14,809 و او گفت 341 00:12:14,809 --> 00:12:16,809 و چگونه آن را انجام دهیم؟ 342 00:12:16,809 --> 00:12:18,809 ما به وصیت رسول خدا عمل می کنیم 343 00:12:18,809 --> 00:12:20,809 خدا رحمتش کند و درود فرستد 344 00:12:20,809 --> 00:12:22,809 گفت: به خدا نه. 345 00:12:22,809 --> 00:12:24,809 من وصیت رسول خدا را می یابم 346 00:12:24,809 --> 00:12:26,809 بهتر از 347 00:12:26,809 --> 00:12:28,809 تا او را آزاد کند 348 00:12:28,809 --> 00:12:30,809 گفت: من به سوی تو هدایت شدم. 349 00:12:30,809 --> 00:12:32,809 درست است، شما موفق هستید 350 00:12:32,809 --> 00:12:34,809 سپس او را آزاد کرد 351 00:12:34,809 --> 00:12:36,870 اینم چندتا عکس از زندگی 352 00:12:36,870 --> 00:12:38,870 ابو ایوب الانصاری 353 00:12:38,870 --> 00:12:40,870 در نردبان او 354 00:12:40,870 --> 00:12:42,870 اگه تونستی توقف کن 355 00:12:42,870 --> 00:12:44,870 چند عکس از زندگی او در دوران جنگ 356 00:12:44,870 --> 00:12:46,870 تعجب می دیدم 357 00:12:46,870 --> 00:12:48,870 ابو ایوب زندگی کرد 358 00:12:48,870 --> 00:12:50,870 خداوند در تمام عمر از او راضی باشد 359 00:12:50,870 --> 00:12:52,870 حتی تهاجمی 360 00:12:52,870 --> 00:12:54,870 گفته شد که او عقب نمانده است 361 00:12:54,870 --> 00:12:56,870 درباره تهاجم مسلمانان 362 00:12:56,870 --> 00:12:58,870 از زمان پیامبر 363 00:12:58,870 --> 00:13:00,870 تا زمان معاویه 364 00:13:00,870 --> 00:13:02,870 مگر اینکه سرش شلوغ باشه 365 00:13:02,870 --> 00:13:04,870 درباره او با دیگری 366 00:13:04,870 --> 00:13:06,870 این آخرین فتح او بود 367 00:13:06,870 --> 00:13:08,870 وقتی معاویه لشکری آماده کرد 368 00:13:08,870 --> 00:13:10,870 به رهبری پسرش یزید 369 00:13:10,870 --> 00:13:12,870 برای فتح قسطنطنیه 370 00:13:12,870 --> 00:13:14,870 ابو ایوب بود 371 00:13:14,870 --> 00:13:16,870 در آن زمان او پیرمردی بود 372 00:13:16,870 --> 00:13:18,870 ما خیلی پیر شدیم 373 00:13:18,870 --> 00:13:20,870 او حدود هشتاد سال سن دارد 374 00:13:20,870 --> 00:13:22,870 این مانع او نشد 375 00:13:22,870 --> 00:13:24,870 از قرار گرفتن در زیر یک روایت 376 00:13:24,870 --> 00:13:26,870 افزایش و افزایش 377 00:13:26,870 --> 00:13:28,870 جلبک دریایی مهاجم است 378 00:13:28,870 --> 00:13:30,870 به خاطر خدا 379 00:13:30,870 --> 00:13:32,870 اما همین چند وقت پیش بود 380 00:13:32,870 --> 00:13:34,870 در مبارزه با دشمن 381 00:13:34,870 --> 00:13:36,870 تا اینکه ابوایوب بیمار شد 382 00:13:36,870 --> 00:13:38,870 بیماری که او را دور نگه داشت 383 00:13:38,870 --> 00:13:40,870 به مبارزه ادامه بده 384 00:13:40,870 --> 00:13:42,870 یزید آمد تا او را برگرداند 385 00:13:42,870 --> 00:13:44,870 از او پرسید: چیزی لازم داری؟ 386 00:13:44,870 --> 00:13:46,870 ای ابو ایوب 387 00:13:46,870 --> 00:13:48,870 گفت: درباره من بخوان. 388 00:13:48,870 --> 00:13:50,870 درود بر سربازان مسلمان 389 00:13:50,870 --> 00:13:52,870 و به آنها بگویید 390 00:13:52,870 --> 00:13:54,870 ابو ایوب تو را نصیحت می کند 391 00:13:54,870 --> 00:13:56,870 در زمین اغراق کردن 392 00:13:56,870 --> 00:13:58,870 تا دورترین حد 393 00:13:58,870 --> 00:14:00,870 و آن را با خود حمل کنید 394 00:14:00,870 --> 00:14:02,870 و او را در زیر خاک دفن کنید 395 00:14:02,870 --> 00:14:04,870 پاهای شما در 396 00:14:04,870 --> 00:14:07,000 دیوارهای قسطنطنیه 397 00:14:07,000 --> 00:14:09,000 نفس پاکش را دمید 398 00:14:09,000 --> 00:14:11,129 سربازان پاسخ دادند 399 00:14:11,129 --> 00:14:13,129 مسلمانان برای آرزو 400 00:14:13,129 --> 00:14:15,129 صحابی رسول خدا 401 00:14:15,129 --> 00:14:17,129 خدا رحمتش کند و درود فرستد 402 00:14:17,129 --> 00:14:19,129 به سربازان دشمن حمله کردند 403 00:14:19,129 --> 00:14:21,129 توپ پشت توپ 404 00:14:21,129 --> 00:14:23,129 تا اینکه به دیوارها رسیدند 405 00:14:23,129 --> 00:14:25,129 قسطنطنیه و حمل می کنند 406 00:14:25,129 --> 00:14:27,129 ابو ایوب با آنهاست 407 00:14:27,129 --> 00:14:29,129 و آنجا 408 00:14:29,129 --> 00:14:31,129 برای او قبری حفر کردند 409 00:14:31,129 --> 00:14:33,259 و او را در آن پنهان کنید 410 00:14:33,259 --> 00:14:35,259 خداوند ابو ایوب را بیامرزد 411 00:14:35,259 --> 00:14:37,259 الانصاری 412 00:14:37,259 --> 00:14:39,259 او حاضر به مردن نشد 413 00:14:39,259 --> 00:14:41,259 بر پشت شاهین ها 414 00:14:41,259 --> 00:14:43,259 یک مهاجم به خاطر 415 00:14:43,259 --> 00:14:45,259 خدا و قانون او 416 00:14:45,259 --> 00:14:47,259 نزدیک به هشتاد 417 00:14:47,259 --> 00:14:49,379 ابو ایوب 418 00:14:49,379 --> 00:14:51,379 الانصاری راضی است 419 00:14:51,379 --> 00:14:53,379 خدا رحمتش کند 420 00:14:53,379 --> 00:14:55,379 پلک زیر دیوارهای قسطنطنیه