WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.390
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.390 --> 00:00:06.389
راه من برای ملاقات با آنها حذف شده است

00:00:06.389 --> 00:00:09.189
و برای گوشت آنها کفر است

00:00:09.189 --> 00:00:11.689
ای نسل هدایت طلب

00:00:11.689 --> 00:00:14.390
از جدم بر ما نازل شده است

00:00:14.390 --> 00:00:15.689
من در راه ملاقات با آنها هستم

00:00:15.689 --> 00:00:17.690
انجمن مواضع خشنود است

00:00:17.690 --> 00:00:19.690
به شما ارائه شود

00:00:19.690 --> 00:00:22.190
تصاویری از زندگی صحابه

00:00:22.190 --> 00:00:25.719
اید الرحمن رفاه الپاشا

00:00:25.719 --> 00:00:28.719
خدا رحمتش کند

00:00:28.719 --> 00:00:31.719
ابو ایو بن الانصاری

00:00:31.719 --> 00:00:33.840
خداوند از او راضی باشد

00:00:46.020 --> 00:00:48.020
این همراه بزرگ

00:00:48.020 --> 00:00:51.020
نام او خالد بن زید بن کلیب است

00:00:51.020 --> 00:00:53.020
از بن النجار

00:00:53.020 --> 00:00:55.520
و اما کنیه او ابو ایوب

00:00:55.520 --> 00:00:58.520
و اما نسب او به انصار می رسد

00:00:58.520 --> 00:01:01.020
کدام یک از ما مسلمانان؟

00:01:01.020 --> 00:01:04.019
ابا عیو بن الانصاری معلوم نیست

00:01:04.019 --> 00:01:07.019
خداوند یاد خود را در میان شکست خوردگان برانگیخته است

00:01:07.019 --> 00:01:09.019
بالاترین ارزش آن در رویاها

00:01:09.019 --> 00:01:13.019
هنگامی که خانه خود را بر همه خانه های مسلمانان برگزید

00:01:13.019 --> 00:01:15.519
پیامبر اکرم در آنجا نازل شود

00:01:15.519 --> 00:01:18.519
زمانی که به عنوان مهاجر وارد شهر شد

00:01:18.519 --> 00:01:21.019
این به اندازه کافی باعث افتخار او شد

00:01:21.019 --> 00:01:24.519
و نزول رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:01:24.519 --> 00:01:26.519
در خانه ابو ایوب

00:01:26.519 --> 00:01:28.519
داستانی که دوست دارد تکرار شود

00:01:28.519 --> 00:01:31.019
تکرارش خوشمزه است

00:01:31.019 --> 00:01:33.519
دلیلش این است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:01:33.519 --> 00:01:35.519
وقتی به شهر رسید

00:01:35.519 --> 00:01:37.519
دل خانواده اش پذیرفت

00:01:37.519 --> 00:01:40.519
سخاوتمندانه ترین چیزی که یک مهاجر دریافت می کند

00:01:40.519 --> 00:01:43.019
و چشمانشان به او چرخید

00:01:43.019 --> 00:01:46.519
با اشتیاق عاشق به معشوق منتقل می شود

00:01:46.519 --> 00:01:48.519
دلشان را به روی او باز کردند

00:01:48.519 --> 00:01:51.019
برای اقامت در سویدا

00:01:51.019 --> 00:01:54.019
درهای خانه هایشان را به روی او باز کردند

00:01:54.019 --> 00:01:57.019
برای ماندن در عزیزترین خانه

00:01:57.019 --> 00:02:00.519
اما رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:02:00.519 --> 00:02:03.519
او در قبا در حومه شهر درگذشت

00:02:03.519 --> 00:02:05.519
چهار روز

00:02:05.519 --> 00:02:08.520
در جریان آن مسجد خود را که اولین مسجد بود بنا کرد

00:02:08.520 --> 00:02:10.520
مبانی تقوا

00:02:10.520 --> 00:02:13.520
سپس سوار بر شترش رفت

00:02:13.520 --> 00:02:16.520
سادات یثرب در راه توقف کرد

00:02:16.520 --> 00:02:18.520
همه می خواهند برنده شوند

00:02:18.520 --> 00:02:22.520
به احترام نزول رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:02:22.520 --> 00:02:23.520
در خانه اش

00:02:23.520 --> 00:02:25.520
شتر را رهگیری می کردند

00:02:25.520 --> 00:02:27.520
استاد پشت سر استاد

00:02:27.520 --> 00:02:29.520
و می گویند

00:02:29.520 --> 00:02:31.520
با ما بمان ای رسول خدا

00:02:31.520 --> 00:02:34.520
از نظر تعداد، تعداد و قدرت

00:02:34.520 --> 00:02:37.520
به آنها می گوید که او را ترک کنند

00:02:37.520 --> 00:02:39.520
به او دستور داده شده است

00:02:39.520 --> 00:02:42.520
شتر همچنان به سمت مقصد می رود

00:02:42.520 --> 00:02:44.520
به دنبال چشم

00:02:44.520 --> 00:02:46.520
و دلها از آن پر می شود

00:02:46.520 --> 00:02:48.520
اگر از خانه ای رد شود

00:02:48.520 --> 00:02:50.520
ناراحتی خانواده اش

00:02:50.520 --> 00:02:52.520
مستاصل شدند

00:02:52.520 --> 00:02:55.520
در حالی که امید در روح پیروانشان می درخشد

00:02:55.520 --> 00:02:59.520
شتر همچنان همین طور است

00:02:59.520 --> 00:03:01.520
و مردم به دنبال آن می روند

00:03:01.520 --> 00:03:03.520
آنها مشتاق آن هستند

00:03:03.520 --> 00:03:06.520
برای شناختن خوشبخت ها و خوش شانس ها

00:03:06.520 --> 00:03:08.520
تا اینکه به یک میدان رسیدم

00:03:08.520 --> 00:03:11.520
پاکسازی در مقابل خانه ابوایوب الانصاری

00:03:11.520 --> 00:03:13.520
و من در آن برکت یافتم

00:03:13.520 --> 00:03:16.520
اما رسول صلی الله علیه و آله و سلم

00:03:16.520 --> 00:03:18.520
از آن پایین نیامد

00:03:18.520 --> 00:03:20.520
طولی نکشید که محکم ایستاد

00:03:20.520 --> 00:03:22.520
و شروع کرد به راه رفتن

00:03:22.520 --> 00:03:24.520
و رسول افسار او را آزاد کرد

00:03:24.520 --> 00:03:26.520
بعد خیلی دوام نیاورد

00:03:26.520 --> 00:03:28.520
که برگشت

00:03:28.520 --> 00:03:30.520
او در اولین نعمت خود برکت یافت

00:03:30.520 --> 00:03:32.520
در آن

00:03:32.520 --> 00:03:34.520
فؤاد ابی ایوب سرشار از شادی بود

00:03:34.520 --> 00:03:36.520
الانصاری

00:03:36.520 --> 00:03:38.520
به سوی رسول خدا شتافت

00:03:38.520 --> 00:03:40.520
درود خدا بر او باد

00:03:40.520 --> 00:03:42.520
از آن استقبال می کند

00:03:42.520 --> 00:03:44.520
وسایلش را در دستانش حمل کرد

00:03:44.520 --> 00:03:46.520
گویی آنچه او حمل می کند

00:03:46.520 --> 00:03:48.520
تمام گنج های دنیا

00:03:48.520 --> 00:03:50.520
و او را به خانه اش برد

00:03:50.520 --> 00:03:52.520
خانه ابوایوب بود

00:03:52.520 --> 00:03:54.520
از یک لایه تشکیل شده است

00:03:54.520 --> 00:03:56.520
بالای آن یک اتاق زیر شیروانی است

00:03:56.520 --> 00:03:58.520
پس اتاق زیر شیروانی را از اموالش پاک کرد

00:03:58.520 --> 00:04:00.520
و لذت خانواده اش

00:04:00.520 --> 00:04:02.520
رسول خدا در آنجا نازل شود

00:04:02.520 --> 00:04:04.520
اما پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:04:04.520 --> 00:04:06.520
او را تحت تأثیر قرار داد

00:04:06.520 --> 00:04:08.520
لایه پایین

00:04:08.520 --> 00:04:10.520
ابو ایوب فرمان او را اطاعت کرد

00:04:10.520 --> 00:04:12.520
و من آن را در جایی که دوست دارم قرار دادم

00:04:12.520 --> 00:04:14.620
و وقتی شب فرا رسید

00:04:14.620 --> 00:04:16.620
رسول خدا را پناه داد

00:04:16.620 --> 00:04:18.620
و سلام بر بالینش

00:04:18.620 --> 00:04:20.620
ابو ایوب بالا رفت

00:04:20.620 --> 00:04:22.620
و او را به اتاق زیر شیروانی ازدواج کرد

00:04:22.620 --> 00:04:24.620
به محض اینکه بسته شدند

00:04:24.620 --> 00:04:26.620
حتی درب او

00:04:26.620 --> 00:04:28.620
ابو ایوب رو به همسرش کرد

00:04:28.620 --> 00:04:30.620
گفت و می گوید

00:04:30.620 --> 00:04:32.620
چی ساختیم؟

00:04:32.620 --> 00:04:34.620
آیا او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است؟

00:04:34.620 --> 00:04:36.620
پایین

00:04:36.620 --> 00:04:38.620
آیا ما بالاتر از او هستیم؟

00:04:38.620 --> 00:04:40.620
من بالاتر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم راه می روم

00:04:40.620 --> 00:04:42.620
من از پیامبر حمایت خواهم کرد

00:04:42.620 --> 00:04:44.620
و مکاشفه

00:04:44.620 --> 00:04:46.620
اگر چنین است، مال اوست

00:04:46.620 --> 00:04:48.620
چون

00:04:48.620 --> 00:04:50.620
به دست این زوج افتاد

00:04:50.620 --> 00:04:52.620
آنها نمی دانند چه کار می کنند

00:04:52.620 --> 00:04:54.620
و او زندگی نکرد

00:04:54.620 --> 00:04:56.620
هر دو کمی احساس آرامش می کردند

00:04:56.620 --> 00:04:58.620
مگر زمانی که طرف شد

00:04:58.620 --> 00:05:00.620
کنار اتاق زیر شیروانی

00:05:00.620 --> 00:05:02.620
که از رسول خدا بالاتر نمی رود

00:05:02.620 --> 00:05:04.620
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:05:04.620 --> 00:05:06.620
و تعهد او تزلزل نمی کند

00:05:06.620 --> 00:05:08.620
به جز آنچه در لبه ها قابل مشاهده است

00:05:08.620 --> 00:05:10.620
دور از هم

00:05:10.620 --> 00:05:12.649
در مورد وسط

00:05:12.649 --> 00:05:14.649
وقتی ابوایوب شد

00:05:14.649 --> 00:05:16.649
به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گفت

00:05:16.649 --> 00:05:18.649
قسم می خورم که نیست

00:05:18.649 --> 00:05:20.649
با این چشمک زدیم

00:05:20.649 --> 00:05:22.649
امشب نه من

00:05:22.649 --> 00:05:24.779
نه ام ایوب

00:05:24.779 --> 00:05:26.779
فرمود صلی الله علیه و آله و سلم

00:05:26.779 --> 00:05:28.779
چرا اینطوریه ابو؟

00:05:28.779 --> 00:05:30.779
ایوب گفت

00:05:30.779 --> 00:05:32.779
گفتم پشت یک خانه بودم

00:05:32.779 --> 00:05:34.779
شما زیر دست او هستید

00:05:34.779 --> 00:05:36.779
و اگر حرکت کنم

00:05:36.779 --> 00:05:38.779
خاک بر سرت ریخت و به تو آسیب زد

00:05:38.779 --> 00:05:40.779
سپس من

00:05:40.779 --> 00:05:42.779
بین تو و وحی قرار گرفتم

00:05:42.779 --> 00:05:44.779
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود

00:05:44.779 --> 00:05:46.779
و صلح

00:05:46.779 --> 00:05:48.779
سلام بر تو ای ابو ایوب

00:05:48.779 --> 00:05:50.779
او با ما مهربان تر است

00:05:50.779 --> 00:05:52.779
در پایین بودن

00:05:52.779 --> 00:05:54.779
به خاطر تعداد زیاد افرادی که ما را فریب می دهند

00:05:54.779 --> 00:05:56.779
ابو ایوب گفت

00:05:56.779 --> 00:05:58.779
پس فرمان رسول خدا را انجام دادم

00:05:58.779 --> 00:06:00.779
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:06:00.779 --> 00:06:02.779
تا اینکه یک شب سرد شد

00:06:02.779 --> 00:06:04.779
کوزه ما شکست

00:06:04.779 --> 00:06:06.779
و آب آن را بریزید

00:06:06.779 --> 00:06:08.779
در اتاق زیر شیروانی

00:06:08.779 --> 00:06:10.779
پس من و ام ایوب به سوی آب رفتیم

00:06:10.779 --> 00:06:12.779
و ما آن را نداریم

00:06:12.779 --> 00:06:14.779
به جز گل تاج خروس ما بودیم

00:06:14.779 --> 00:06:16.779
ما آن را لحاف درست می کنیم

00:06:16.779 --> 00:06:18.779
و ما را با آن آب را خشک کرد

00:06:18.779 --> 00:06:20.779
از ترس رسیدن

00:06:20.779 --> 00:06:22.779
به رسول خدا صلی الله علیه و آله

00:06:24.779 --> 00:06:26.779
وقتی صبح شد

00:06:26.779 --> 00:06:28.779
بر رسول خدا صلي الله عليه و آله رسيدم

00:06:28.779 --> 00:06:30.779
و درود خدا بر او باد

00:06:30.779 --> 00:06:32.779
و گفتم: پدر و مادرم فدای تو باد.

00:06:32.779 --> 00:06:34.779
از بودن متنفرم

00:06:34.779 --> 00:06:36.779
بالاتر از شما

00:06:36.779 --> 00:06:38.779
و زیر من باشی

00:06:38.779 --> 00:06:40.779
بعد خبر کوزه را به او گفتم

00:06:40.779 --> 00:06:42.779
بنابراین او به من پاسخ داد

00:06:42.779 --> 00:06:44.779
و به سمت اتاق زیر شیروانی رفت

00:06:44.779 --> 00:06:46.779
من و مادرم رفتیم پایین

00:06:46.779 --> 00:06:48.779
کار پایین

00:06:48.779 --> 00:06:50.779
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم برقرار کرد

00:06:50.779 --> 00:06:52.779
در خانه ابو ایوب

00:06:52.779 --> 00:06:54.779
حدود هفت ماه

00:06:54.779 --> 00:06:56.810
تا اینکه ساخته شد

00:06:56.810 --> 00:06:58.810
در مسجد او در زمین باز

00:06:58.810 --> 00:07:00.810
که در آن شتر برکت داد

00:07:00.810 --> 00:07:02.810
بنابراین به اتاق ها نقل مکان کرد

00:07:02.810 --> 00:07:04.810
که در اطراف مسجد ساخته شده است

00:07:04.810 --> 00:07:06.810
برای او و همسرانش

00:07:06.810 --> 00:07:08.810
با ابوایوب همسایه شد

00:07:08.810 --> 00:07:10.810
من به آنها افتخار می کنم

00:07:10.810 --> 00:07:12.810
از دو همسایه

00:07:12.810 --> 00:07:14.810
من عاشق ابو ایوب هستم

00:07:14.810 --> 00:07:16.810
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:07:16.810 --> 00:07:18.810
برای عشق

00:07:18.810 --> 00:07:20.810
او صاحب قلب و ذهنش بود

00:07:20.810 --> 00:07:22.810
من پیامبر اکرم را دوست دارم

00:07:22.810 --> 00:07:24.810
ابو ایوب برای عشق

00:07:24.810 --> 00:07:26.810
هر که بین خود و او هزینه را بردارد

00:07:26.810 --> 00:07:28.810
و به او نگاه کن

00:07:28.810 --> 00:07:30.810
به خانه ابو ایوب

00:07:30.810 --> 00:07:32.810
انگار خانه اوست

00:07:32.810 --> 00:07:34.810
ابن عباس گفت:

00:07:34.810 --> 00:07:36.810
ابوبکر رفت

00:07:36.810 --> 00:07:38.810
در هنگام هجرت خداوند از او راضی باشد

00:07:38.810 --> 00:07:40.810
به مسجد

00:07:40.810 --> 00:07:42.810
عمر رضی الله عنه او را دید

00:07:42.810 --> 00:07:44.810
گفت: ای ابوبکر

00:07:44.810 --> 00:07:46.810
چه چیزی تو را در این ساعت بیرون آورد؟

00:07:46.810 --> 00:07:48.810
او گفت

00:07:48.810 --> 00:07:50.810
هیچ چیز مرا بیرون نمی کشد مگر آنچه پیدا می کنم

00:07:50.810 --> 00:07:52.810
از گرسنگی شدید

00:07:52.810 --> 00:07:54.810
عمر گفت

00:07:54.810 --> 00:07:56.810
و به خدا سوگند مرا بیرون نگذاشت

00:07:56.810 --> 00:07:58.810
غیر از این

00:07:58.810 --> 00:08:00.810
در حالی که آنها چنین هستند

00:08:00.810 --> 00:08:02.810
هنگامی که رسول خدا بر ضد آنان بیرون آمد

00:08:02.810 --> 00:08:04.810
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:08:04.810 --> 00:08:06.810
و او گفت

00:08:06.810 --> 00:08:08.810
چه چیزی تو را در این ساعت بیرون آورد؟

00:08:08.810 --> 00:08:10.810
گفت: سوگند

00:08:10.810 --> 00:08:12.810
ما فقط چیزی را که پیدا کردیم بیرون آوردیم

00:08:12.810 --> 00:08:14.810
در شکم ما از گرسنگی شدید

00:08:14.810 --> 00:08:16.810
عرض کرد سلام الله علیه

00:08:16.810 --> 00:08:18.810
و من و چه کسی

00:08:18.810 --> 00:08:20.810
روح من در دست اوست

00:08:20.810 --> 00:08:22.810
هیچ چیز دیگری من را بیرون نمی آورد

00:08:22.810 --> 00:08:24.810
با من بلند شو

00:08:24.810 --> 00:08:26.810
پس رفتند

00:08:26.810 --> 00:08:28.810
پس به درگاه ابوایوب آمدند

00:08:28.810 --> 00:08:30.810
خداوند از او راضی باشد

00:08:30.810 --> 00:08:32.809
ابو ایوب وارد می شد

00:08:32.809 --> 00:08:34.809
هر روز به رسول خدا

00:08:34.809 --> 00:08:36.809
غذا

00:08:36.809 --> 00:08:38.809
اگر سرعتش کم شود و نیامد

00:08:38.809 --> 00:08:40.809
به او در زمان مقرر

00:08:40.809 --> 00:08:42.809
او را به خانواده اش بدهید

00:08:42.809 --> 00:08:44.809
وقتی به در رسیدند

00:08:44.809 --> 00:08:46.809
ام ایوب نزد آنها بیرون آمد

00:08:46.809 --> 00:08:48.809
او گفت سلام

00:08:48.809 --> 00:08:50.809
پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود

00:08:50.809 --> 00:08:52.809
ابو ایوب کجاست؟

00:08:52.809 --> 00:08:54.809
پس ابوایوب شنید

00:08:54.809 --> 00:08:56.809
صدای پیامبر

00:08:56.809 --> 00:08:58.809
او در یک درخت نخل نزدیک کار می کرد

00:08:58.809 --> 00:09:00.809
پس سریع آمد

00:09:00.809 --> 00:09:02.809
او می گوید سلام

00:09:02.809 --> 00:09:04.809
سوگند به رسول خدا و همراهانش

00:09:04.809 --> 00:09:06.809
سپس به دنبالش گفت

00:09:06.809 --> 00:09:08.809
ای پیامبر خدا

00:09:08.809 --> 00:09:10.809
این زمان نیست

00:09:10.809 --> 00:09:12.809
شما وارد آن شوید

00:09:12.809 --> 00:09:14.809
فرمود صلی الله علیه و آله و سلم

00:09:14.809 --> 00:09:16.809
حق با شماست

00:09:16.809 --> 00:09:18.809
ابو ایوب به نخل هایش

00:09:18.809 --> 00:09:20.809
ساقه ای را از آن جدا کرد

00:09:20.809 --> 00:09:22.809
حاوی خرما و رطب و بصر است

00:09:22.809 --> 00:09:24.809
فرمود صلی الله علیه و آله و سلم

00:09:24.809 --> 00:09:26.809
چیزی که من می خواستم

00:09:26.809 --> 00:09:28.809
اینو قطع کن

00:09:28.809 --> 00:09:30.809
برای ما قرار نگرفتی؟

00:09:30.809 --> 00:09:32.809
گفت یا رسول الله

00:09:32.809 --> 00:09:34.809
من عاشق خوردن بودم

00:09:34.809 --> 00:09:36.809
از تاریخ، تاریخ و اسرار

00:09:36.809 --> 00:09:38.809
و ذبح خواهم کرد

00:09:38.809 --> 00:09:40.809
به شما هم

00:09:40.809 --> 00:09:42.809
فرمود: اگر ذبح می کنی، ذبح نکن

00:09:42.809 --> 00:09:44.809
با شیر

00:09:44.809 --> 00:09:46.809
این ابو ایوب جدی است

00:09:46.809 --> 00:09:48.809
پس او را ذبح کرد و گفت:

00:09:48.809 --> 00:09:50.809
برای همسرش من او را دوست دارم

00:09:50.809 --> 00:09:52.809
و برای ما و شما بپزید

00:09:52.809 --> 00:09:54.809
من در مورد نان می دانم

00:09:54.809 --> 00:09:56.809
نیمی از بچه را گرفت و پخت

00:09:56.809 --> 00:09:58.809
و به نیمه دوم رفت

00:09:58.809 --> 00:10:00.809
پس او را بریان کردند و سپس

00:10:00.809 --> 00:10:02.809
غذا پخته و پخته شده است

00:10:02.809 --> 00:10:04.809
به دست پیامبر و دوستم

00:10:04.809 --> 00:10:06.809
قاصد تکه ای برداشت

00:10:06.809 --> 00:10:08.809
از برج جدی و قرار دادن آن

00:10:08.809 --> 00:10:10.809
در یک نان او گفت

00:10:10.809 --> 00:10:12.809
ای ابو ایوب

00:10:12.809 --> 00:10:14.809
این قطعه را آغاز کنید

00:10:14.809 --> 00:10:16.809
به فاطمه، او

00:10:16.809 --> 00:10:18.809
از اون موقع اینجوری صدمه ندیدم

00:10:18.809 --> 00:10:20.809
روزهای ولما

00:10:20.809 --> 00:10:22.809
خوردند و سیر شدند

00:10:22.809 --> 00:10:24.809
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:10:24.809 --> 00:10:26.809
نان

00:10:26.809 --> 00:10:28.809
و گوشت و خرما

00:10:28.809 --> 00:10:30.809
و آسان و خیس

00:10:30.809 --> 00:10:32.809
سپس چشمانش اشک در آمد

00:10:32.809 --> 00:10:34.809
گفت و کی

00:10:34.809 --> 00:10:36.809
روح من در دست اوست

00:10:36.809 --> 00:10:38.809
این سعادت است

00:10:38.809 --> 00:10:40.809
از شما در روز قیامت درباره او سؤال می شود

00:10:40.809 --> 00:10:42.809
اگه اتفاقا اینجوری شدی

00:10:42.809 --> 00:10:44.809
بنابراین شما آن را با دستان خود می زنید

00:10:44.809 --> 00:10:46.809
پس بگو

00:10:46.809 --> 00:10:48.809
به نام خدا

00:10:48.809 --> 00:10:50.809
اگر راضی هستید بگویید:

00:10:50.809 --> 00:10:52.809
الحمدلله که هست

00:10:52.809 --> 00:10:54.809
ما راضی و خوشبخت بودیم

00:10:54.809 --> 00:10:56.809
برای ما بهتر است

00:10:56.809 --> 00:10:58.809
آنگاه رسول خدا برخاست و با خدا دعا کرد

00:10:58.809 --> 00:11:00.809
و درود خدا بر او باد

00:11:00.809 --> 00:11:02.809
به ابو ایوب گفت

00:11:02.809 --> 00:11:04.809
ایتنا فردا

00:11:04.809 --> 00:11:06.809
و سلام و درود بر او باد

00:11:06.809 --> 00:11:08.809
هیچ کس آن را نمی سازد

00:11:08.809 --> 00:11:10.809
اما من دوست دارم به او جایزه بدهم

00:11:10.809 --> 00:11:12.809
روی آن

00:11:12.809 --> 00:11:14.809
اما ابوایوب گوش نکرد

00:11:14.809 --> 00:11:16.809
که

00:11:16.809 --> 00:11:18.809
عمر رضی الله عنه به او گفت

00:11:18.809 --> 00:11:20.809
پیامبر صلی الله علیه و آله است

00:11:20.809 --> 00:11:22.809
و او به شما فرمان می دهد

00:11:22.809 --> 00:11:24.809
فردا بیام پیشش پدر

00:11:24.809 --> 00:11:26.809
ایوب گفت: ابو

00:11:26.809 --> 00:11:28.809
ایوب گوش داد و اطاعت کرد

00:11:28.809 --> 00:11:30.809
به رسول خدا

00:11:30.809 --> 00:11:32.809
وقتی فردا بود

00:11:32.809 --> 00:11:34.809
ابو ایوب درباره او نزد پیامبر رفت

00:11:34.809 --> 00:11:36.809
دعا و آرامش

00:11:36.809 --> 00:11:38.809
از دختری به او گفت که به او خدمت می کرد

00:11:38.809 --> 00:11:40.809
و به او گفت

00:11:40.809 --> 00:11:42.809
با او خوب رفتار کن پدر

00:11:42.809 --> 00:11:44.809
ایوب، ما آن را ندیده ایم

00:11:44.809 --> 00:11:46.809
به جز خوب تا زمانی که طول بکشد

00:11:46.809 --> 00:11:48.809
ما عاد ابو را داریم

00:11:48.809 --> 00:11:50.809
کار به خانه اش و با او

00:11:50.809 --> 00:11:52.809
نوزاد، وقتی او را دید

00:11:52.809 --> 00:11:54.809
ام ایوب گفت

00:11:54.809 --> 00:11:56.809
این برای کیست پدر؟

00:11:56.809 --> 00:11:58.809
ایوب به ما گفت

00:11:58.809 --> 00:12:00.809
رسول خدا آن را به ما داد

00:12:00.809 --> 00:12:02.809
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:12:02.809 --> 00:12:04.809
و او گفت

00:12:04.809 --> 00:12:06.809
من آن را از یک بخشنده موعظه می کنم

00:12:06.809 --> 00:12:08.809
و او نسبت به آن سخاوتمندتر از کسی است که آن را عطا می کند

00:12:08.809 --> 00:12:10.809
و او گفت

00:12:10.809 --> 00:12:12.809
به خوبی به ما توصیه کرد

00:12:12.809 --> 00:12:14.809
و او گفت

00:12:14.809 --> 00:12:16.809
و چگونه آن را انجام دهیم؟

00:12:16.809 --> 00:12:18.809
ما به وصیت رسول خدا عمل می کنیم

00:12:18.809 --> 00:12:20.809
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:12:20.809 --> 00:12:22.809
گفت: به خدا نه.

00:12:22.809 --> 00:12:24.809
من وصیت رسول خدا را می یابم

00:12:24.809 --> 00:12:26.809
بهتر از

00:12:26.809 --> 00:12:28.809
تا او را آزاد کند

00:12:28.809 --> 00:12:30.809
گفت: من به سوی تو هدایت شدم.

00:12:30.809 --> 00:12:32.809
درست است، شما موفق هستید

00:12:32.809 --> 00:12:34.809
سپس او را آزاد کرد

00:12:34.809 --> 00:12:36.870
اینم چندتا عکس از زندگی

00:12:36.870 --> 00:12:38.870
ابو ایوب الانصاری

00:12:38.870 --> 00:12:40.870
در نردبان او

00:12:40.870 --> 00:12:42.870
اگه تونستی توقف کن

00:12:42.870 --> 00:12:44.870
چند عکس از زندگی او در دوران جنگ

00:12:44.870 --> 00:12:46.870
تعجب می دیدم

00:12:46.870 --> 00:12:48.870
ابو ایوب زندگی کرد

00:12:48.870 --> 00:12:50.870
خداوند در تمام عمر از او راضی باشد

00:12:50.870 --> 00:12:52.870
حتی تهاجمی

00:12:52.870 --> 00:12:54.870
گفته شد که او عقب نمانده است

00:12:54.870 --> 00:12:56.870
درباره تهاجم مسلمانان

00:12:56.870 --> 00:12:58.870
از زمان پیامبر

00:12:58.870 --> 00:13:00.870
تا زمان معاویه

00:13:00.870 --> 00:13:02.870
مگر اینکه سرش شلوغ باشه

00:13:02.870 --> 00:13:04.870
درباره او با دیگری

00:13:04.870 --> 00:13:06.870
این آخرین فتح او بود

00:13:06.870 --> 00:13:08.870
وقتی معاویه لشکری آماده کرد

00:13:08.870 --> 00:13:10.870
به رهبری پسرش یزید

00:13:10.870 --> 00:13:12.870
برای فتح قسطنطنیه

00:13:12.870 --> 00:13:14.870
ابو ایوب بود

00:13:14.870 --> 00:13:16.870
در آن زمان او پیرمردی بود

00:13:16.870 --> 00:13:18.870
ما خیلی پیر شدیم

00:13:18.870 --> 00:13:20.870
او حدود هشتاد سال سن دارد

00:13:20.870 --> 00:13:22.870
این مانع او نشد

00:13:22.870 --> 00:13:24.870
از قرار گرفتن در زیر یک روایت

00:13:24.870 --> 00:13:26.870
افزایش و افزایش

00:13:26.870 --> 00:13:28.870
جلبک دریایی مهاجم است

00:13:28.870 --> 00:13:30.870
به خاطر خدا

00:13:30.870 --> 00:13:32.870
اما همین چند وقت پیش بود

00:13:32.870 --> 00:13:34.870
در مبارزه با دشمن

00:13:34.870 --> 00:13:36.870
تا اینکه ابوایوب بیمار شد

00:13:36.870 --> 00:13:38.870
بیماری که او را دور نگه داشت

00:13:38.870 --> 00:13:40.870
به مبارزه ادامه بده

00:13:40.870 --> 00:13:42.870
یزید آمد تا او را برگرداند

00:13:42.870 --> 00:13:44.870
از او پرسید: چیزی لازم داری؟

00:13:44.870 --> 00:13:46.870
ای ابو ایوب

00:13:46.870 --> 00:13:48.870
گفت: درباره من بخوان.

00:13:48.870 --> 00:13:50.870
درود بر سربازان مسلمان

00:13:50.870 --> 00:13:52.870
و به آنها بگویید

00:13:52.870 --> 00:13:54.870
ابو ایوب تو را نصیحت می کند

00:13:54.870 --> 00:13:56.870
در زمین اغراق کردن

00:13:56.870 --> 00:13:58.870
تا دورترین حد

00:13:58.870 --> 00:14:00.870
و آن را با خود حمل کنید

00:14:00.870 --> 00:14:02.870
و او را در زیر خاک دفن کنید

00:14:02.870 --> 00:14:04.870
پاهای شما در

00:14:04.870 --> 00:14:07.000
دیوارهای قسطنطنیه

00:14:07.000 --> 00:14:09.000
نفس پاکش را دمید

00:14:09.000 --> 00:14:11.129
سربازان پاسخ دادند

00:14:11.129 --> 00:14:13.129
مسلمانان برای آرزو

00:14:13.129 --> 00:14:15.129
صحابی رسول خدا

00:14:15.129 --> 00:14:17.129
خدا رحمتش کند و درود فرستد

00:14:17.129 --> 00:14:19.129
به سربازان دشمن حمله کردند

00:14:19.129 --> 00:14:21.129
توپ پشت توپ

00:14:21.129 --> 00:14:23.129
تا اینکه به دیوارها رسیدند

00:14:23.129 --> 00:14:25.129
قسطنطنیه و حمل می کنند

00:14:25.129 --> 00:14:27.129
ابو ایوب با آنهاست

00:14:27.129 --> 00:14:29.129
و آنجا

00:14:29.129 --> 00:14:31.129
برای او قبری حفر کردند

00:14:31.129 --> 00:14:33.259
و او را در آن پنهان کنید

00:14:33.259 --> 00:14:35.259
خداوند ابو ایوب را بیامرزد

00:14:35.259 --> 00:14:37.259
الانصاری

00:14:37.259 --> 00:14:39.259
او حاضر به مردن نشد

00:14:39.259 --> 00:14:41.259
بر پشت شاهین ها

00:14:41.259 --> 00:14:43.259
یک مهاجم به خاطر

00:14:43.259 --> 00:14:45.259
خدا و قانون او

00:14:45.259 --> 00:14:47.259
نزدیک به هشتاد

00:14:47.259 --> 00:14:49.379
ابو ایوب

00:14:49.379 --> 00:14:51.379
الانصاری راضی است

00:14:51.379 --> 00:14:53.379
خدا رحمتش کند

00:14:53.379 --> 00:14:55.379
پلک زیر دیوارهای قسطنطنیه
