WEBVTT

00:00:00.110 --> 00:00:03.509
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:03.509 --> 00:00:06.139
انجمن مواضع

00:00:06.139 --> 00:00:07.870
پیشبرد

00:00:07.870 --> 00:00:10.869
آن ده وعده بهشت را دادند

00:00:10.869 --> 00:00:15.820
سعید بن زید بن نفیل

00:00:15.820 --> 00:00:17.820
خداوند از او راضی باشد

00:00:31.519 --> 00:00:33.719
او زید بن عمر بن نفیل بود

00:00:33.719 --> 00:00:35.719
پدر مبارک

00:00:35.719 --> 00:00:39.719
وفادار به دین حضرت ابراهیم علیه السلام

00:00:39.719 --> 00:00:42.750
جایی که بت نمی پرستید

00:00:42.750 --> 00:00:45.750
او آنچه را که در بنای تاریخی ذبح شده است نمی خورد

00:00:45.750 --> 00:00:49.750
او منتظر بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:00:49.750 --> 00:00:52.750
پس به او ایمان می آورد و از او پیروی می کند

00:00:52.750 --> 00:00:54.750
خبر رسیده است

00:00:54.750 --> 00:00:57.750
که این زید به شام رفت

00:00:57.750 --> 00:00:59.850
از دین حق می پرسد

00:00:59.850 --> 00:01:01.850
او با یک دانشمند یهودی آشنا شد

00:01:01.850 --> 00:01:03.850
از او درباره دینشان پرسید

00:01:03.850 --> 00:01:04.849
و به او گفت

00:01:04.849 --> 00:01:07.849
من ممکن است دین شما را بپذیرم

00:01:07.849 --> 00:01:10.849
دانشمند یهودی گفت

00:01:10.849 --> 00:01:15.849
از دین ما پیروی مکن تا سهم خود را از خشم خدا دریافت کنی

00:01:15.849 --> 00:01:16.849
زید گفت

00:01:16.849 --> 00:01:19.849
من فقط از خشم خدا می گریزم

00:01:19.849 --> 00:01:23.849
من هرگز خشم خدا را تحمل نخواهم کرد

00:01:23.849 --> 00:01:25.849
و من می توانم آن را انجام دهم

00:01:25.849 --> 00:01:28.849
آیا می توانید مرا به شخص دیگری هدایت کنید؟

00:01:28.849 --> 00:01:29.849
او گفت

00:01:29.849 --> 00:01:33.849
فقط می دانم حنیف است

00:01:33.849 --> 00:01:34.849
زید گفت

00:01:34.849 --> 00:01:36.849
و حنیف چیست

00:01:36.849 --> 00:01:37.849
او گفت

00:01:37.849 --> 00:01:38.849
دین ابراهیم

00:01:38.849 --> 00:01:41.849
او نه یهودی بود و نه مسیحی

00:01:41.849 --> 00:01:45.040
فقط خدا پرستش می شود

00:01:45.040 --> 00:01:46.040
پس زید بیرون آمد

00:01:46.040 --> 00:01:49.040
او با یکی از علمای مسیحیان آشنا شد

00:01:49.040 --> 00:01:51.040
پس همین را ذکر کرد

00:01:51.040 --> 00:01:53.040
محقق مسیحی گفت

00:01:53.040 --> 00:01:55.040
شما از دین ما پیروی نمی کنید

00:01:55.040 --> 00:01:59.040
تا شما سهم خود را از لعنت خدا بردارید

00:01:59.040 --> 00:02:00.040
زید گفت

00:02:00.040 --> 00:02:03.040
من فقط از لعنت خدا فرار می کنم

00:02:03.040 --> 00:02:05.040
من تحمل لعنت خدا را ندارم

00:02:05.040 --> 00:02:08.039
و هیچ چیز از عصبانیت او هرگز اتفاق نیفتاد

00:02:08.039 --> 00:02:10.039
و من می توانم آن را انجام دهم

00:02:10.039 --> 00:02:13.039
آیا می توانید مرا به شخص دیگری هدایت کنید؟

00:02:13.039 --> 00:02:14.039
او گفت

00:02:14.039 --> 00:02:17.039
فقط می دانم حنیف است

00:02:17.039 --> 00:02:19.039
گفت: حنیف چیست؟

00:02:19.039 --> 00:02:20.039
او گفت

00:02:20.039 --> 00:02:22.039
دین ابراهیم

00:02:22.039 --> 00:02:25.039
او نه یهودی بود و نه مسیحی

00:02:25.039 --> 00:02:27.039
فقط خدا پرستش می شود

00:02:27.039 --> 00:02:31.229
وقتی زید دید که درباره ابراهیم علیه السلام چه گفتند

00:02:31.229 --> 00:02:35.229
دستانش را به سوی آسمان بلند کرد و گفت

00:02:35.229 --> 00:02:40.229
خدایا، گویا به دین ابراهیم هستم

00:02:40.229 --> 00:02:44.810
زید پشت به کعبه کرد و گفت:

00:02:44.810 --> 00:02:46.810
ای مردم قریش!

00:02:46.810 --> 00:02:50.810
به خدا سوگند هیچ یک از شما جز من از دین ابراهیم پیروی نمی کنید

00:02:50.810 --> 00:02:54.000
زید رحمه الله

00:02:54.000 --> 00:02:56.000
یحیی المواعده

00:02:56.000 --> 00:03:00.000
او به مرد می گوید که اگر می خواهد دخترش را بکشد

00:03:00.000 --> 00:03:02.000
او را نکش

00:03:02.000 --> 00:03:04.000
من به اندازه کافی به شما لوازم می دهم

00:03:04.000 --> 00:03:06.000
پس آن را از او می گیرد

00:03:06.000 --> 00:03:08.000
تا زمانی که بزرگ شود از او مراقبت می کند

00:03:08.000 --> 00:03:11.000
سپس به پدرش می گوید

00:03:11.000 --> 00:03:13.000
اگر بخواهید می توانم آن را به شما پرداخت کنم

00:03:13.000 --> 00:03:16.000
در صورت تمایل، مفاد آن برای شما کافی است

00:03:16.000 --> 00:03:20.699
زید با محمد صلی الله علیه و آله ملاقات کرد

00:03:20.699 --> 00:03:22.699
قبل از ماموریت

00:03:22.699 --> 00:03:25.699
پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم

00:03:25.699 --> 00:03:28.699
یک وعده غذایی اما او از خوردن آن امتناع کرد

00:03:28.699 --> 00:03:30.699
سپس آن را به زید تقدیم کردم

00:03:30.699 --> 00:03:33.699
از آن هم نخورد

00:03:33.699 --> 00:03:38.699
من آنچه را که در بناهای خود ذبح می کنید، نخواهم خورد

00:03:38.699 --> 00:03:42.699
من چیزی نمی خورم جز آنچه نام خدا در آن ذکر شده است

00:03:42.699 --> 00:03:44.740
و او می گفت

00:03:44.740 --> 00:03:46.740
چت توسط خداوند ساخته شده است

00:03:46.740 --> 00:03:49.740
و از آسمان برای آن آبی نازل کرد

00:03:49.740 --> 00:03:51.740
و برای آن از زمین رشد کنید

00:03:51.740 --> 00:03:56.409
سپس آن را به نامی غیر از خدا ذبح می کنید

00:03:56.409 --> 00:03:59.409
از پیامبر صلی الله علیه و آله سؤال شد

00:03:59.409 --> 00:04:01.409
از زید بن عمر بن نفیل

00:04:01.409 --> 00:04:03.409
و او گفت

00:04:03.409 --> 00:04:06.409
در روز قیامت امت واحده زنده می شود

00:04:06.409 --> 00:04:08.409
او همچنین گفت

00:04:08.409 --> 00:04:10.409
وارد بهشت شدم

00:04:10.409 --> 00:04:14.409
زید بن عمر بن نفیل را دو برج دیدم

00:04:14.409 --> 00:04:18.660
زید بن عمر، پدر سعید درگذشت

00:04:18.660 --> 00:04:21.660
قبل از بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله

00:04:21.660 --> 00:04:24.529
در پنج سال

00:04:24.529 --> 00:04:26.529
در این خانه

00:04:26.529 --> 00:04:29.529
و در محدوده این محیط حنیفی

00:04:29.529 --> 00:04:33.529
سعید بن زید رضی الله عنه متولد و بزرگ شد

00:04:33.529 --> 00:04:37.589
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله مبعوث شد

00:04:37.589 --> 00:04:42.589
عجیب نبود که سعید یکی از اولین کسانی بود که به اسلام گروید

00:04:42.589 --> 00:04:46.589
پس از سیزده مرد مسلمان شد

00:04:46.589 --> 00:04:49.589
قبل از اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شود

00:04:49.589 --> 00:04:51.720
دارالارقم

00:04:51.720 --> 00:04:54.720
با سعید بن زید رضی الله عنه ازدواج کرد

00:04:54.720 --> 00:04:57.720
از دختر عمویش فاطمه بنت الخطاب

00:04:57.720 --> 00:04:59.720
خواهرم عمر

00:04:59.720 --> 00:05:01.720
او نیز به اسلام گروید

00:05:01.720 --> 00:05:06.720
اسلام آوردن آنها قبل از مسلمان شدن عمر بن خطاب رضی الله عنه بوده است.

00:05:06.720 --> 00:05:12.720
ابتدا اسلام آوردن خود را از ترس عمر از او پنهان کردند

00:05:12.720 --> 00:05:16.720
وقتی عمر از مسلمان شدن پسر عمویش سعید باخبر شد

00:05:16.720 --> 00:05:21.720
شروع به آزار و بند آوردن او کرد تا اینکه او را از این دین برگرداند

00:05:21.720 --> 00:05:24.720
سعید بعد از آن می گفت

00:05:24.720 --> 00:05:26.720
قسم می خورم که منو دیدی

00:05:26.720 --> 00:05:32.709
عمر قبل از مسلمان شدن، معتقد به اسلام بود

00:05:32.709 --> 00:05:37.709
سعید بن زید رضی الله عنه از سران صحابه بود

00:05:37.709 --> 00:05:39.709
از اولین مهاجران

00:05:39.709 --> 00:05:43.709
سعید از مسلمان شدنش خوشحال بود

00:05:43.709 --> 00:05:47.709
ظاهر دینی است که پدرش در جستجوی آن بود

00:05:47.709 --> 00:05:50.709
از بدو مسلمان شدنش رضی الله عنه

00:05:50.709 --> 00:05:54.709
بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در اکثر اوقات لازم است

00:05:54.709 --> 00:05:57.709
با او در تمام فتوحاتش شرکت داشت

00:05:57.709 --> 00:06:02.709
به جز جنگ بدر که اولین جنگ اسلام است

00:06:02.709 --> 00:06:05.709
جایی که پیامبر صلی الله علیه و آله او را مبعوث کرد

00:06:05.709 --> 00:06:09.709
با طلحه بن عبیدالله رضی الله عنه هر دو

00:06:09.709 --> 00:06:12.709
تا اخبار قریش را حس کنم

00:06:12.709 --> 00:06:17.709
وقتی برگشت، دید که مسلمانان به سوی بدر رفته اند

00:06:17.709 --> 00:06:20.709
برای دنبال کردن آنها آماده شوید

00:06:20.709 --> 00:06:25.709
در بازگشت از جنگ با پیامبر صلی الله علیه و آله ملاقات کرد

00:06:25.709 --> 00:06:28.709
این باعث ناراحتی هر دوی آنها شد

00:06:28.709 --> 00:06:31.709
اما پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:06:31.709 --> 00:06:33.709
آنها را طوری بشمار که گویا شاهد آن بوده اند

00:06:33.709 --> 00:06:36.709
پس با تیر آنها را زد و به آنها پاداش داد

00:06:36.709 --> 00:06:40.709
گویی در جنگ با صحابه شرکت کرده بود

00:06:40.709 --> 00:06:44.029
سعید بن زید رضی الله عنه را توصیف می کند

00:06:44.029 --> 00:06:47.029
شرکت او در جنگ یرموک

00:06:47.029 --> 00:06:51.029
در زمان خلیفه عمر فاروق رضی الله عنه

00:06:51.029 --> 00:06:53.029
سعید می گوید

00:06:53.029 --> 00:06:55.029
وقتی روز یرموک بود

00:06:55.029 --> 00:07:00.029
بیست و چهار هزار نفر بودیم یا بیشتر

00:07:00.029 --> 00:07:03.029
پس رومیان با صد و بیست هزار نفر نزد ما بیرون آمدند

00:07:03.029 --> 00:07:06.029
با قدم های سنگین به ما نزدیک شدند

00:07:06.029 --> 00:07:10.029
گویی کوه هایی هستند که با دستان نامرئی حرکت می کنند

00:07:10.029 --> 00:07:15.029
اسقف ها، پدرسالاران و کشیشان از مقابل آنها راه می رفتند

00:07:15.029 --> 00:07:17.029
آنها صلیب حمل می کنند

00:07:17.029 --> 00:07:19.029
با صدای بلند نماز می خوانند

00:07:19.029 --> 00:07:22.029
ارتش آن را پشت سر آنها تکرار می کند

00:07:22.029 --> 00:07:25.029
و دارای سقوطی مانند سقوط رعد است

00:07:25.029 --> 00:07:29.290
وقتی مسلمانان آنها را در این حالت دیدند

00:07:29.290 --> 00:07:31.290
هاله آنها فراوانی آنهاست

00:07:31.290 --> 00:07:34.290
و مقداری از ترسشان در دلهایشان آمیخته شد

00:07:34.290 --> 00:07:38.449
سپس ابوعبیده رضی الله عنه برخاست

00:07:38.449 --> 00:07:42.449
مردم را خطاب قرار داد و آنها را به مبارزه دعوت کرد

00:07:42.449 --> 00:07:45.449
مردی از صف مسلمین بیرون آمد

00:07:45.449 --> 00:07:47.449
به ابوعبیده گفت

00:07:47.449 --> 00:07:51.449
من تصمیم گرفته ام که موضوع ساعت را برآورده کنم

00:07:51.449 --> 00:07:55.449
آیا پیامی برای فرستادن به رسول خدا دارید؟

00:07:55.449 --> 00:07:58.449
ابوعبیده گفت بله

00:07:58.449 --> 00:08:01.449
باشد که آن را از من و مسلمانان بخوانید

00:08:01.449 --> 00:08:03.449
و به او می گوید

00:08:03.449 --> 00:08:05.449
ای رسول خدا

00:08:05.449 --> 00:08:09.449
ما آنچه را که پروردگارمان به ما وعده داده بود حق یافتیم

00:08:09.449 --> 00:08:11.480
سعید گفت

00:08:11.480 --> 00:08:13.480
به محض شنیدن حرفش

00:08:13.480 --> 00:08:16.480
او را دیدم که موهایش را بو می کند

00:08:16.480 --> 00:08:19.480
او به دیدار دشمنان خدا می رود

00:08:19.480 --> 00:08:21.480
تا اینکه به زمین خورد

00:08:21.480 --> 00:08:23.480
و زانو زدم

00:08:23.480 --> 00:08:25.480
و من نیزه ام را دریانوردی کردم

00:08:25.480 --> 00:08:29.480
اولین شوالیه ای را که به ما نزدیک شد چاقو زدم

00:08:29.480 --> 00:08:31.480
سپس بر دشمن ثابت کرد

00:08:31.480 --> 00:08:35.480
خدا تمام ترس را از دلم گرفته است

00:08:35.480 --> 00:08:38.480
مردم علیه رومیان قیام کردند

00:08:38.480 --> 00:08:40.480
و همچنان با آنها می جنگند

00:08:40.480 --> 00:08:45.220
تا اینکه خداوند نصرت مؤمنان را مقرر فرمود

00:08:45.220 --> 00:08:48.220
و چون مرگ فرا رسید، خلیفه راشدین

00:08:48.220 --> 00:08:51.220
عمر بن الخطاب رضی الله عنه

00:08:51.220 --> 00:08:54.220
وی از میان اصحاب شش نفر را برای مجلس شورا انتخاب کرد

00:08:54.220 --> 00:08:57.220
انتخاب خلیفه از میان آنان

00:08:57.220 --> 00:09:01.220
سعید بن زید رضی الله عنه در میان آنان نبود

00:09:01.220 --> 00:09:04.220
با اینکه از مهم ترین اصحاب بود

00:09:04.220 --> 00:09:08.220
زیرا اثری از عشق در او باقی نمانده است

00:09:08.220 --> 00:09:11.220
چون شوهر خواهرش و پسر عمویش است

00:09:11.220 --> 00:09:14.220
حتی اگر آن را در میان اهل مجلس شورا ذکر کرده باشد

00:09:14.220 --> 00:09:19.220
شاید عده‌ای فکر می‌کردند که او به دلیل نزدیکی به او او را دوست دارد

00:09:19.220 --> 00:09:21.220
یا شاید داره از سعید تعریف می کنه

00:09:21.220 --> 00:09:26.220
جانشینی خلافت به دلیل خویشاوندی او با عمر رضی الله عنه

00:09:26.220 --> 00:09:29.220
پس عمر رضی الله عنه خواست

00:09:29.220 --> 00:09:31.220
برای بستن این در

00:09:31.220 --> 00:09:33.220
او آن را با آنها ذکر نکرد

00:09:33.220 --> 00:09:36.950
او سعید بن زید رضی الله عنه بود

00:09:36.950 --> 00:09:38.950
دعوت پاسخ داده می شود

00:09:38.950 --> 00:09:41.950
او داستان های معروفی در این باره دارد

00:09:41.950 --> 00:09:44.950
از جمله عروه بن طویس است

00:09:44.950 --> 00:09:48.950
او ادعا کرد که او یک قطعه از زمین خود را گرفته است

00:09:48.950 --> 00:09:52.950
او موضوع خود را به امیر وقت شهر تسلیم کرد

00:09:52.950 --> 00:09:56.049
سعید رضی الله عنه گفت

00:09:56.049 --> 00:09:59.049
تا بتوانم زمین او را بگیرم

00:09:59.049 --> 00:10:03.049
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود

00:10:03.049 --> 00:10:07.049
هر که یک وجب زمین را بدون حق خود بگیرد

00:10:07.049 --> 00:10:11.049
خداوند در روز قیامت او را با هفت زمین احاطه می کند

00:10:11.049 --> 00:10:15.049
بگذار بیاید و آنچه را که حقش است ببرد

00:10:15.049 --> 00:10:17.179
سپس دستانش را بالا برد و گفت

00:10:17.179 --> 00:10:20.179
وای خدا اگه دروغ باشه

00:10:20.179 --> 00:10:23.179
او را نکش تا بینایی اش کور شود

00:10:23.179 --> 00:10:26.179
و مرده اش را در آن بگذار

00:10:26.179 --> 00:10:29.179
پس برگشتند و این را به او گفتند

00:10:29.179 --> 00:10:33.179
او آمد و آنچه را که ادعا کرد حقش بود گرفت

00:10:33.179 --> 00:10:35.179
و سازه ای در آن ساخت

00:10:35.179 --> 00:10:39.179
بعد از آن مدت کوتاهی نماند تا اینکه نابینا شد

00:10:39.179 --> 00:10:43.179
یک روز او برای قدم زدن در زمین خود بیرون رفت

00:10:43.179 --> 00:10:45.179
او در چاه افتاد

00:10:45.179 --> 00:10:47.179
او مرده شد

00:10:47.179 --> 00:10:50.909
او سعید بن زید رضی الله عنه بود

00:10:50.909 --> 00:10:53.909
بنده ای وارسته، پاک و پنهان

00:10:53.909 --> 00:10:55.909
همانطور که خداوند متعال دوست دارد

00:10:55.909 --> 00:10:58.909
دوست نداشت ظاهر شود

00:10:58.909 --> 00:11:01.909
او ولایت را دوست ندارد و به دنبال آن نیست

00:11:01.909 --> 00:11:05.980
روزی با جمعی از یارانش صحبت کرد و گفت:

00:11:05.980 --> 00:11:09.980
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:11:09.980 --> 00:11:11.980
ده در بهشت

00:11:11.980 --> 00:11:13.980
ابوبکر در بهشت است

00:11:13.980 --> 00:11:15.980
و یک عمر در بهشت

00:11:15.980 --> 00:11:17.980
و عثمان و علی

00:11:17.980 --> 00:11:19.980
الزبیر و طلحه

00:11:19.980 --> 00:11:22.980
و عبدالرحمن و ابوعبیده

00:11:22.980 --> 00:11:24.980
و سعد بن ابی وقاص

00:11:24.980 --> 00:11:26.980
همه آنها در بهشت هستند

00:11:26.980 --> 00:11:28.980
پس این 9 تا بشمار

00:11:28.980 --> 00:11:30.980
در مورد دهم سکوت کرد

00:11:30.980 --> 00:11:32.980
و مردم گفتند

00:11:32.980 --> 00:11:34.980
تو را به درگاه خدا می خواهیم ای پدر یک چشم

00:11:34.980 --> 00:11:36.980
از دهم

00:11:36.980 --> 00:11:38.980
و او گفت

00:11:38.980 --> 00:11:40.980
و اما تو مرا به سوی خدا خواندی

00:11:40.980 --> 00:11:42.980
ابوالاعور در بهشت است

00:11:42.980 --> 00:11:44.980
منظورش خودشه

00:11:44.980 --> 00:11:48.980
زیرا ملقب به ابوالاعور بود

00:11:48.980 --> 00:11:53.460
سعید بن زید رضی الله عنه با عقیق مرد

00:11:53.460 --> 00:11:56.460
او را به شهر بردند و در آنجا دفن کردند

00:11:56.460 --> 00:12:00.460
این در سال 51 هجری قمری بود

00:12:00.460 --> 00:12:03.460
او چند ساله و 70 ساله است

00:12:03.460 --> 00:12:05.460
پس ابن عمر به سوی او سوار شد

00:12:05.460 --> 00:12:08.460
سعد بن ابی وقاص او را غسل داد

00:12:08.460 --> 00:12:12.460
در قبرش فرود آمد، خداوند از همه آنان راضی باشد

00:12:13.460 --> 00:12:15.740
یعنی سعید بن زید

00:12:15.740 --> 00:12:18.740
این گروهی از فضایل اوست

00:12:18.740 --> 00:12:20.740
و با او، خداوند از او راضی باشد

00:12:20.740 --> 00:12:22.740
بیوگرافی ده نفر را به پایان می رسانیم

00:12:22.740 --> 00:12:24.740
بهشت وعده داده شده

00:12:24.740 --> 00:12:27.740
بهترین قریش چه کسانی هستند؟

00:12:27.740 --> 00:12:30.740
و بهترین مهاجران سابق

00:12:30.740 --> 00:12:32.740
و بهترین بادریان

00:12:32.740 --> 00:12:34.740
و بهترین صاحبان درختان

00:12:34.740 --> 00:12:38.740
سروران این امت در دنیا و آخرت

00:12:38.740 --> 00:12:44.740
فضائل ایشان را ارائه کردیم که حکایت از مقام و منزلت ایشان داشت

00:12:44.740 --> 00:12:48.740
مسلمان باید اعتقاد راسخ داشته باشد

00:12:49.740 --> 00:12:53.740
آنها با چشمان خود از اهل بهشت هستند

00:12:53.740 --> 00:12:57.740
چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله این را فرمود

00:12:57.740 --> 00:13:00.740
که از روی اشتیاق حرف نمی زند

00:13:00.740 --> 00:13:03.740
چیزی جز وحی نازل شده نیست

00:13:03.740 --> 00:13:06.740
خداوند از ایشان راضی و خشنود باشد

00:13:06.740 --> 00:13:10.740
ستایش کنندگان را بخشید و آنها را پاک کرد

00:13:21.789 --> 00:13:24.789
در بهشت ابدی

00:13:24.789 --> 00:13:28.789
خورشید بر عزتشان افزود

00:13:28.789 --> 00:13:31.789
طلحه هستند

00:13:31.789 --> 00:13:33.789
و ابن عوف

00:13:33.789 --> 00:13:37.789
و الزبیر به

00:13:37.789 --> 00:13:39.789
ابی عبیده

00:13:39.789 --> 00:13:41.789
و آن دو غمگین

00:13:41.789 --> 00:13:44.789
و جانشین
