1 00:00:00,000 --> 00:00:04,000 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:04,000 --> 00:00:13,300 محمد رسول خداست 3 00:00:13,300 --> 00:00:18,489 خلاصه ای از سیره پیامبر 4 00:00:18,489 --> 00:00:28,140 نوشته شیخ موسی بل راشد العظمی رحمه الله 5 00:00:28,140 --> 00:00:33,299 تهاجم میمون یا جنگل 6 00:00:33,299 --> 00:00:36,299 جنگ ذی قَرد بعد از حدیبیه اتفاق افتاد 7 00:00:36,299 --> 00:00:40,299 سه روز قبل از جنگ خیبر به نظر صحیح 8 00:00:40,299 --> 00:00:43,299 همانطور که در صحیح مسلم ثابت شده است 9 00:00:43,299 --> 00:00:46,299 از سلمه بن الاکوا رضی الله عنه 10 00:00:46,299 --> 00:00:48,299 او قهرمان این تهاجم است 11 00:00:48,299 --> 00:00:49,299 او گفت 12 00:00:49,299 --> 00:00:54,299 با رسول خدا صلی الله علیه و آله به حدیبیه آمدیم. 13 00:00:54,299 --> 00:00:56,299 ما هزار و چهارصد نفریم 14 00:00:56,299 --> 00:00:59,299 سپس خبر غزوه ذو قَرد را آورد 15 00:00:59,299 --> 00:01:04,299 با رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه بازگشتند 16 00:01:04,299 --> 00:01:06,299 سپس گفت 17 00:01:06,299 --> 00:01:09,299 به خدا فقط سه شب ماندیم 18 00:01:09,299 --> 00:01:15,299 تا اینکه با رسول خدا صلی الله علیه و آله به خیبر رفتیم 19 00:01:15,299 --> 00:01:17,459 امام بیهقی فرمودند 20 00:01:17,459 --> 00:01:19,459 که در آن شکی نیست 21 00:01:19,459 --> 00:01:22,459 بعد از حدیبیه بود 22 00:01:22,459 --> 00:01:25,459 و حدیث سلمه بن الاکوا رضی الله عنه 23 00:01:25,459 --> 00:01:27,459 او چنین می گوید 24 00:01:27,459 --> 00:01:29,459 امام ابن قیم گفت 25 00:01:29,459 --> 00:01:33,459 آنها شامل گروهی از مردم بودند که می جنگیدند و راهپیمایی می کردند 26 00:01:33,459 --> 00:01:36,459 ذکر کردند که قبل از حدیبیه بوده است 27 00:01:36,459 --> 00:01:41,890 دلیل این تهاجم 28 00:01:41,890 --> 00:01:44,459 آن دو شيخ در صحيح خود روايت كرده اند 29 00:01:44,459 --> 00:01:46,459 تلفظ برای مسلمان است 30 00:01:46,459 --> 00:01:49,459 از سلمه بن الاکوا رضی الله عنه 31 00:01:49,459 --> 00:01:50,459 او گفت 32 00:01:50,459 --> 00:01:53,459 قبل از تماس اول رفتم 33 00:01:53,459 --> 00:01:56,459 یعنی قبل از اذان دادن 34 00:01:56,459 --> 00:02:02,459 واکسن رسول خدا صلی الله علیه و آله با میمون چرا می کرد. 35 00:02:02,459 --> 00:02:03,459 او گفت 36 00:02:03,459 --> 00:02:08,460 پسری از عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه با من ملاقات کرد 37 00:02:08,460 --> 00:02:09,460 و او گفت 38 00:02:09,460 --> 00:02:14,460 واکسن رسول خدا صلی الله علیه و آله را زدم 39 00:02:14,460 --> 00:02:15,460 پس گفتم 40 00:02:15,460 --> 00:02:17,460 چه کسی آن را گرفت؟ 41 00:02:17,460 --> 00:02:18,460 او گفت 42 00:02:18,460 --> 00:02:19,460 دو جلد 43 00:02:19,460 --> 00:02:20,460 او گفت 44 00:02:20,460 --> 00:02:22,460 او سه فریاد زد 45 00:02:22,460 --> 00:02:24,460 اوه صبح 46 00:02:24,460 --> 00:02:28,460 پس آنچه را که بین دو شهر مدینه بود شنیدم 47 00:02:28,460 --> 00:02:32,590 سپس با عجله روی صورتم دویدم تا اینکه آنها را با میمون گرفتار کردم 48 00:02:32,590 --> 00:02:35,719 و به عبارت دیگر در صحیح مسلم 49 00:02:35,719 --> 00:02:36,719 او گفت 50 00:02:36,719 --> 00:02:38,719 سلام خدا از او راضی باشد 51 00:02:38,719 --> 00:02:43,719 رسول خدا صلی الله علیه و آله او را با رباح بازگرداند 52 00:02:43,719 --> 00:02:47,719 بنده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 53 00:02:47,719 --> 00:02:48,719 و من با او هستم 54 00:02:48,719 --> 00:02:51,719 با مادیان رنگ پریده با او بیرون رفتم 55 00:02:51,719 --> 00:02:53,719 با پشت صداش می کنم 56 00:02:53,719 --> 00:02:55,780 وقتی شدیم 57 00:02:55,780 --> 00:03:01,780 پس عبدالرحمن فزاری به پشت رسول خدا صلی الله علیه و آله حمله کرد. 58 00:03:01,780 --> 00:03:05,780 تمام گروه بر او خشمگین شدند و چوپان او را کشتند 59 00:03:05,780 --> 00:03:07,879 پس گفتم ای رباح 60 00:03:07,879 --> 00:03:09,879 این اسب را بردار 61 00:03:09,879 --> 00:03:12,879 طلحه بن عبیدالله به او خبر داد 62 00:03:12,879 --> 00:03:19,879 رسول خدا صلی الله علیه و آله از هجوم مشرکان به قصر او خبر داد. 63 00:03:19,879 --> 00:03:26,930 تعقیب سلامه رضی الله عنه غطافان 64 00:03:26,930 --> 00:03:29,699 سلامه رضی الله عنه گفت 65 00:03:29,699 --> 00:03:33,699 سپس با شمشیر و زره به دنبال مردم رفتم 66 00:03:33,699 --> 00:03:36,699 بنابراین شروع کردم به دور انداختن آنها و عقیم کردنشان 67 00:03:36,699 --> 00:03:39,699 این زمانی است که درختان زیادی وجود دارد 68 00:03:39,699 --> 00:03:41,699 اگر به فارس برگردد 69 00:03:41,699 --> 00:03:44,699 او را در ریشه درختی نشستم 70 00:03:44,699 --> 00:03:45,699 بعد انداختم 71 00:03:45,699 --> 00:03:49,699 فارس مرا نمی پذیرفت مگر اینکه از او آبروریزی می کردم 72 00:03:49,699 --> 00:03:52,699 بنابراین در حالی که می گفتم شروع به پرتاب آنها کردم 73 00:03:52,699 --> 00:03:54,699 من پسر العکوعی هستم 74 00:03:54,699 --> 00:03:56,699 امروز روز شیردهی من است 75 00:03:56,699 --> 00:03:58,699 او به یکی از آنها پیوست 76 00:03:58,699 --> 00:04:01,699 پس او را در حالی که بر شتر خود بود انداختم 77 00:04:02,699 --> 00:04:04,699 تیر من به مرد می افتد 78 00:04:04,699 --> 00:04:06,699 تا اینکه شانه اش صاف شد 79 00:04:06,699 --> 00:04:07,699 پس گفتم 80 00:04:07,699 --> 00:04:08,699 آن را بگیرید 81 00:04:08,699 --> 00:04:10,699 من پسر العکوعی هستم 82 00:04:10,699 --> 00:04:12,699 امروز روز شیردهی منه 83 00:04:12,699 --> 00:04:14,699 اگر در میان درختان هستید 84 00:04:14,699 --> 00:04:16,699 من آنها را با تیر سوزاندم 85 00:04:16,699 --> 00:04:20,699 اگر چین ها باریک شوند، به بالای کوه می روید 86 00:04:20,699 --> 00:04:22,699 آنها را با سنگ جدا کنید 87 00:04:22,699 --> 00:04:25,699 این هنوز کار من و آنهاست 88 00:04:25,699 --> 00:04:27,699 دنبالشان می روم و می لرزم 89 00:04:27,699 --> 00:04:33,699 تا اینکه خداوند از پشت رسول خدا صلی الله علیه و آله چیزی خلق نکرد 90 00:04:33,699 --> 00:04:36,699 جز اینکه او را پشت سر گذاشتم 91 00:04:36,699 --> 00:04:39,699 بنابراین او را از دست آنها نجات دادم 92 00:04:39,699 --> 00:04:44,699 سپس به پرتاب آنها ادامه دادم تا اینکه بیش از سی نیزه پرتاب کردند 93 00:04:44,699 --> 00:04:48,699 و بیش از سی مورد اهانت را کم اهمیت می دانند 94 00:04:48,699 --> 00:04:51,699 آنها هیچ کدام از آن را دریافت نمی کنند 95 00:04:51,699 --> 00:04:53,699 جز اینکه روی آن سنگ گذاشته بودند 96 00:04:54,699 --> 00:04:58,699 در راه رسول خدا صلی الله علیه و آله جمع آوری شد 97 00:04:58,699 --> 00:05:01,699 حتی اگر در طول زمان گسترش یابد 98 00:05:01,699 --> 00:05:04,699 عیینه بن بدر فزاری نزد آنها آمد 99 00:05:04,699 --> 00:05:06,699 آنها را گسترش دهید 100 00:05:06,699 --> 00:05:08,699 آنها در یک چین محکم قرار دارند 101 00:05:08,699 --> 00:05:10,699 سپس از کوه بالا رفتم 102 00:05:10,699 --> 00:05:12,699 من بالاتر از آنها هستم 103 00:05:12,699 --> 00:05:14,699 اوینا گفت 104 00:05:14,699 --> 00:05:16,699 این چیه که من میبینم؟ 105 00:05:16,699 --> 00:05:17,699 گفتند 106 00:05:17,699 --> 00:05:19,699 اینجوری پیداش کردیم 107 00:05:19,699 --> 00:05:21,699 یعنی شدت 108 00:05:21,699 --> 00:05:24,699 تا الان خیلی خوش گذشت 109 00:05:24,699 --> 00:05:27,699 و همه چیز را به دست خودمان بگیریم 110 00:05:27,699 --> 00:05:29,699 و آن را پشت سرش بگذار 111 00:05:29,699 --> 00:05:31,699 اوینا گفت 112 00:05:31,699 --> 00:05:34,699 اگر نبود که این شخص می بیند که پشت سرش مطالبه ای هست 113 00:05:34,699 --> 00:05:36,699 او شما را ترک کرد 114 00:05:36,699 --> 00:05:39,699 بگذار برخی از شما پیش او بیایند 115 00:05:39,699 --> 00:05:42,699 پس گروهی چهار نفره نزد او برخاستند 116 00:05:42,699 --> 00:05:44,699 پس از کوه بالا رفتند 117 00:05:44,699 --> 00:05:46,699 وقتی صدایشان را به گوششان رساندم 118 00:05:46,699 --> 00:05:47,699 گفتم 119 00:05:47,699 --> 00:05:49,699 منو میشناسی؟ 120 00:05:50,699 --> 00:05:51,699 گفتم 121 00:05:51,699 --> 00:05:53,699 من پسر العکوه هستم 122 00:05:53,699 --> 00:05:55,699 و چه کسی چهره محمد را گرامی داشت 123 00:05:55,699 --> 00:05:57,699 خدا رحمتش کند و درود فرستد 124 00:05:57,699 --> 00:05:59,699 او از من از تو نمی خواهد 125 00:05:59,699 --> 00:06:01,699 مردی متوجه من می شود 126 00:06:01,699 --> 00:06:03,699 من آن را نمی خواهم و دلم برایش تنگ شده است 127 00:06:03,699 --> 00:06:08,060 خروج رسول 128 00:06:08,060 --> 00:06:10,060 خدا رحمتش کند و درود فرستد 129 00:06:10,060 --> 00:06:12,060 به درخواست مردم 130 00:06:12,060 --> 00:06:14,639 وقتی به رسول خدا رسید 131 00:06:14,639 --> 00:06:16,639 خدا رحمتش کند و درود فرستد 132 00:06:16,639 --> 00:06:18,639 سیه سلامه بن الاکوا 133 00:06:18,639 --> 00:06:20,639 خداوند از او راضی باشد 134 00:06:21,639 --> 00:06:23,639 هراس هراس 135 00:06:23,639 --> 00:06:25,639 اسب ها پراکنده شدند 136 00:06:25,639 --> 00:06:26,639 به رسول خدا 137 00:06:26,639 --> 00:06:28,639 خدا رحمتش کند و درود فرستد 138 00:06:35,639 --> 00:06:38,639 مقداد بن عمر 139 00:06:38,639 --> 00:06:39,639 خداوند از او راضی باشد 140 00:06:39,639 --> 00:06:41,639 سپس او اولین شوالیه بود 141 00:06:41,639 --> 00:06:43,639 نزد رسول خدا توقف کرد 142 00:06:43,639 --> 00:06:45,639 خدا رحمتش کند و درود فرستد 143 00:06:45,639 --> 00:06:48,639 پس از مقداد از انصار 144 00:06:48,639 --> 00:06:50,639 و سعد بن زید 145 00:06:50,639 --> 00:06:52,639 و عوسید بن ضحیر 146 00:06:52,639 --> 00:06:54,639 و عکاشه بن محسن 147 00:06:54,639 --> 00:06:56,639 محرز بن ندله 148 00:06:56,639 --> 00:06:58,639 و ابو قتاده 149 00:06:58,639 --> 00:07:00,639 الحارث بن ربیع 150 00:07:00,639 --> 00:07:02,639 و ابوعیاش عبید بن زید 151 00:07:02,639 --> 00:07:04,639 بن السامیت 152 00:07:04,639 --> 00:07:06,639 خداوند از همه آنها راضی باشد 153 00:07:06,670 --> 00:07:08,670 دور هم جمع نشدند 154 00:07:08,670 --> 00:07:10,670 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 155 00:07:10,670 --> 00:07:12,670 به آنها دستور داد 156 00:07:12,670 --> 00:07:14,670 سعد بن زید رضی الله عنه 157 00:07:14,670 --> 00:07:16,670 سپس گفت 158 00:07:16,670 --> 00:07:18,670 به دنبال مردم بروید 159 00:07:18,670 --> 00:07:20,670 تا اینکه در میان مردم به تو ملحق شوم 160 00:07:20,670 --> 00:07:22,670 سلامه گفت 161 00:07:22,670 --> 00:07:24,670 خداوند از او راضی باشد 162 00:07:24,670 --> 00:07:26,670 من هنوز روی صندلی خودم نشستم 163 00:07:26,670 --> 00:07:28,670 تا اینکه به فاورس نگاه کردم 164 00:07:28,670 --> 00:07:30,670 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 165 00:07:30,670 --> 00:07:32,670 آنها به درختان نفوذ می کنند 166 00:07:32,670 --> 00:07:34,670 و اگر اولین آنها 167 00:07:34,670 --> 00:07:36,670 آکرومیون آکرومیون 168 00:07:36,670 --> 00:07:38,670 او محرز بن ندله است 169 00:07:38,670 --> 00:07:40,670 خداوند از او راضی باشد 170 00:07:40,670 --> 00:07:42,670 پس از او ابوقتاده 171 00:07:42,670 --> 00:07:44,670 شوالیه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 172 00:07:44,670 --> 00:07:46,670 با الگو گرفتن از ابوقتاده 173 00:07:46,670 --> 00:07:48,670 مقداد بن عمر 174 00:07:48,670 --> 00:07:50,670 خداوند از او راضی باشد 175 00:07:50,670 --> 00:07:52,670 او گفت 176 00:07:52,670 --> 00:07:54,670 و مشرکان روی برگرداندند 177 00:07:54,670 --> 00:07:56,670 پس از کوه پایین آمدم 178 00:07:56,670 --> 00:07:58,670 بنابراین او افسار یک مادیان را به دست گرفت 179 00:07:58,670 --> 00:08:00,670 آکرومیون 180 00:08:00,670 --> 00:08:02,670 و به او گفتم ای اخرم 181 00:08:02,670 --> 00:08:04,670 پس مردم 182 00:08:04,670 --> 00:08:06,670 یعنی مواظبشون باش 183 00:08:06,670 --> 00:08:08,670 من مطمئن نیستم که آنها شما را قطع کنند 184 00:08:08,670 --> 00:08:10,670 پس ادامه بده 185 00:08:10,670 --> 00:08:12,670 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 186 00:08:12,670 --> 00:08:14,670 و او گفت 187 00:08:14,670 --> 00:08:16,670 اوه سلام 188 00:08:16,670 --> 00:08:18,670 اگر به خدا ایمان دارید 189 00:08:18,670 --> 00:08:20,670 و روز دیگر 190 00:08:20,670 --> 00:08:22,670 و می دانید که بهشت واقعی است 191 00:08:22,670 --> 00:08:24,670 و آتش واقعی است 192 00:08:24,670 --> 00:08:26,670 بین من و شهادت راه حلی نیست 193 00:08:26,670 --> 00:08:28,670 او گفت 194 00:08:28,670 --> 00:08:30,670 بنابراین اجازه دادم اسبش مهار شود 195 00:08:30,670 --> 00:08:32,669 به عبدالرحمن می پیوندد 196 00:08:32,669 --> 00:08:34,669 بن عینا 197 00:08:34,669 --> 00:08:36,669 عبدالرحمن با او همدردی می کند 198 00:08:36,669 --> 00:08:38,669 دو بار با هم مخالفت کردند 199 00:08:38,669 --> 00:08:40,669 پس اخرم را به عبدالرحمن بست 200 00:08:40,669 --> 00:08:42,669 عبدالرحمن او را با چاقو زد 201 00:08:42,669 --> 00:08:44,669 پس او را کشت 202 00:08:44,669 --> 00:08:46,669 عبدالرحمن رو به اسب کرد 203 00:08:46,669 --> 00:08:48,669 آکرومیون 204 00:08:48,669 --> 00:08:50,669 سپس ابو قتاده رضی الله عنه به او ملحق شد 205 00:08:50,669 --> 00:08:52,669 با عبدالرحمن 206 00:08:52,669 --> 00:08:54,669 دو بار با هم مخالفت کردند 207 00:08:54,669 --> 00:08:56,669 پس ابوقتاده را کشت 208 00:08:56,669 --> 00:08:58,669 ابو قتاده او را کشت 209 00:08:58,669 --> 00:09:00,700 ابوقتاده مسلمان شد 210 00:09:00,700 --> 00:09:02,700 روی آکرومیون 211 00:09:02,700 --> 00:09:04,700 بعد رفتم بیرون 212 00:09:04,700 --> 00:09:06,700 دشمن در پی مردم 213 00:09:06,700 --> 00:09:08,700 حتی ابرهایی که می بینم 214 00:09:08,700 --> 00:09:10,700 من پیامبر صلی الله علیه و آله را دوست دارم 215 00:09:10,700 --> 00:09:12,700 هیچی 216 00:09:12,700 --> 00:09:14,700 آنها قبل از غروب خورشید ظاهر می شوند 217 00:09:14,700 --> 00:09:16,700 به مردمی که چیزی دارند 218 00:09:16,700 --> 00:09:18,700 به او میمون می گویند 219 00:09:18,700 --> 00:09:20,700 می خواستند مشروب بخورند 220 00:09:20,700 --> 00:09:22,700 از او، پس مرا دیدند 221 00:09:22,700 --> 00:09:24,700 دشمن پشت سرشان 222 00:09:24,700 --> 00:09:26,700 پس با او مهربان بودند 223 00:09:26,700 --> 00:09:28,700 آنها در چین توسط چین تشدید شدند 224 00:09:28,700 --> 00:09:30,700 با نثر 225 00:09:30,700 --> 00:09:32,700 و خورشید غروب کرد 226 00:09:32,700 --> 00:09:34,700 سپس یک مرد را بگیرید و به او شلیک کنید 227 00:09:34,700 --> 00:09:36,700 پس گفتم بگیر 228 00:09:36,700 --> 00:09:38,700 آرنج 229 00:09:38,700 --> 00:09:40,700 امروز روز کودک است 230 00:09:40,700 --> 00:09:42,700 و او گفت 231 00:09:42,700 --> 00:09:44,700 آه از دست دادن مادرم 232 00:09:44,700 --> 00:09:46,700 آرنج قرقره 233 00:09:46,700 --> 00:09:48,700 یعنی شما هستید که ما را دنبال کردید 234 00:09:48,700 --> 00:09:50,700 فردا همین روز 235 00:09:50,700 --> 00:09:52,700 گفتم بله 236 00:09:52,700 --> 00:09:54,700 یعنی یک دشمن و خودش 237 00:09:54,700 --> 00:09:56,700 همونی بود که با توپ پرت کردم 238 00:09:56,700 --> 00:09:58,700 سپس یک تیر دیگر به دنبال آن آمد 239 00:09:58,700 --> 00:10:00,700 یک تیر به آن چسبیده است 240 00:10:00,700 --> 00:10:02,700 آنها دو اسب را پشت سر می گذارند 241 00:10:02,700 --> 00:10:04,700 بنابراین آنها را آوردم 242 00:10:04,700 --> 00:10:06,700 به رسول خدا صلی الله علیه و آله 243 00:10:06,700 --> 00:10:08,700 او روی آب است 244 00:10:08,700 --> 00:10:10,700 که من آنها را از شر آن آزاد کردم 245 00:10:10,700 --> 00:10:12,700 با یک میمون 246 00:10:12,700 --> 00:10:14,700 پس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم 247 00:10:14,700 --> 00:10:16,700 در پانصد 248 00:10:16,700 --> 00:10:18,700 و اگر بلال 249 00:10:18,700 --> 00:10:20,700 ما بخشهایی از آنچه را که شما باقی گذاشتید ذبح کردیم 250 00:10:20,700 --> 00:10:22,700 برای رسول خدا کباب می کند 251 00:10:22,700 --> 00:10:24,700 خدا رحمتش کند و درود فرستد 252 00:10:24,700 --> 00:10:26,700 از جگر و قوزش 253 00:10:26,700 --> 00:10:28,700 پس نزد رسول خدا آمدم 254 00:10:28,700 --> 00:10:30,700 خدا رحمتش کند و درود فرستد 255 00:10:30,700 --> 00:10:32,700 پس گفتم یا رسول الله 256 00:10:32,700 --> 00:10:40,779 خدایا از من بگذر تا از میان اصحابت صد نفر را انتخاب کنم و سپس با زور وحشیانه بر کفار حمله کنم و دیگر چیزی باقی نماند. 257 00:10:40,779 --> 00:10:48,139 در میان آنها یک خبرچین هم بود، اما من او را کشتم. سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: مگر نه؟ 258 00:10:48,139 --> 00:10:55,659 چون این کار را کردی سلامه گفتی آری سوگند به آن که تو را گرامی داشت و رسول خدا صلی الله علیه و آله خندید. 259 00:10:55,659 --> 00:11:02,970 درود خدا بر او باد تا اینکه صورتش را در نور آتش دیدم، سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند. 260 00:11:02,970 --> 00:11:10,610 خدا رحمتش کند و درود فرستد. آنها اکنون در سرزمین غطافان زندگی می کنند، پس مردی از غطافان آمد 261 00:11:10,610 --> 00:11:19,649 گفت: از کنار یکی به نام الغطفانی گذشتند و او برای آنها هویج ذبح کرد. گفت: وقتی آنها را گرفتند. 262 00:11:19,649 --> 00:11:27,769 با خاراندن پوست او، گرد و غبار دیدند، پس او را رها کردند و ربا گرفتند. وقتی بیدار شدیم گفت 263 00:11:27,769 --> 00:11:35,049 رسول خدا صلی الله علیه و آله بهترین شوالیه امروز ما ابوقتاده و خیر است. 264 00:11:35,049 --> 00:11:41,649 مردان ما سالم بودند، پس رسول خدا صلی الله علیه و آله تیری به من داد. 265 00:11:41,649 --> 00:11:48,169 آن مرد و شوالیه با هم، سپس مرا پس از خود به الادابه برد 266 00:11:49,129 --> 00:11:55,610 هنگامی که بین ما و او نزدیک به ذهوه بود و در میان مردم مردی از اهل بیت بود 267 00:11:55,610 --> 00:12:03,129 الانصار هرگز فریاد نمی زد که آیا مسابقه ای هست؟ به جز مردی که مسابقه می دهد 268 00:12:03,129 --> 00:12:09,690 به مدینه رفت و این را بارها تکرار کرد در حالی که من از رسول خدا صلی الله علیه و آله پیروی می کردم. 269 00:12:09,690 --> 00:12:17,129 مردوی رضی الله عنه به او گفت: آیا سخاوتمندان را گرامی نمیداری و از بزرگواران نمی ترسی؟ 270 00:12:17,129 --> 00:12:25,889 گفت: نه، مگر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم. پس گفتم: ای رسول خدا، پدرم فدایت شود. 271 00:12:25,889 --> 00:12:33,210 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود تو و مادرم با آن مرد مسابقه بدهیم. 272 00:12:33,210 --> 00:12:42,649 اگر خواستی گفتم من می روم پیش تو و او از شتر پرید، یعنی پرید و پرید و من پریدم. 273 00:12:43,649 --> 00:12:51,049 پس شتر را رها کردم، سپس یکی دو شرف به آن چسباندم، یعنی مرا نگاه داشتند 274 00:12:51,049 --> 00:13:00,250 سپس دویدم تا به او برسم، پس با دستم بین شانه هایش لمس کردم و گفتم: «از تو پیشی گرفتم». 275 00:13:00,250 --> 00:13:09,889 به خدا قسم یا کلمه ای شبیه آن، خندید و گفت: فکر کنم از مدینه آمده است. 276 00:13:09,889 --> 00:13:15,159 خلاصه ای از سیره پیامبر 277 00:13:15,159 --> 00:13:28,750 اگر دو جهان برای مدت طولانی آرزوی همدیگر را دارند، پس اشتیاق برای شما نامحدود است 278 00:13:28,750 --> 00:13:44,120 ان شاءالله به محض رفع تماس و انجام عمل شما با بقیه