WEBVTT

00:00:01.360 --> 00:00:12.140
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید

00:00:12.140 --> 00:00:16.140
یک چالش جدید از طرف من

00:00:16.140 --> 00:00:23.800
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از انصار هستم

00:00:23.800 --> 00:00:27.859
من از اولین مردم مدینه بودم که اسلام آوردم

00:00:27.859 --> 00:00:31.859
شاهد فروش اول و دوم عقبه بود

00:00:31.859 --> 00:00:37.899
من شاهد همه صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم

00:00:37.899 --> 00:00:39.899
و در جنگ بدر

00:00:39.899 --> 00:00:42.899
این اولین نگرانی من در این حمله بود

00:00:42.899 --> 00:00:47.899
انتقام رسول خدا صلی الله علیه و آله از ابوجهل

00:00:47.899 --> 00:00:51.899
که در مکه او را لعن و آزار می کرد

00:00:51.899 --> 00:00:57.820
در روز بدر در میدان جنگ ایستادم

00:00:57.820 --> 00:01:00.820
من یک مرد جوان هستم

00:01:00.820 --> 00:01:04.819
در کنار صحابی عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه

00:01:04.819 --> 00:01:07.819
از او درباره ابوجهل پرسیدم

00:01:07.819 --> 00:01:09.819
جایی که من او را نمی شناختم

00:01:09.819 --> 00:01:13.849
گفت: چه حاجت داری؟

00:01:13.849 --> 00:01:19.849
گفتم شنیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله را لعن کرده است

00:01:19.849 --> 00:01:21.849
سوگند به کسی که جان من در دست اوست

00:01:21.849 --> 00:01:25.849
اگر او را ببینم سیاهی او از سیاهی من جدا نمی شود

00:01:25.849 --> 00:01:29.879
تا زمانی که سریعترین در میان ما بمیرد

00:01:29.879 --> 00:01:32.879
برادرم آن طرف کنارش ایستاد

00:01:32.879 --> 00:01:35.879
همان طور که من گفتم به او گفت

00:01:35.879 --> 00:01:39.099
فقط مدت کوتاهی ماندیم

00:01:39.099 --> 00:01:44.099
تا اینکه ابن عوف ابوجهل را در مردم مانند کوهی بزرگ دید

00:01:44.099 --> 00:01:46.099
او به ما گفت

00:01:46.099 --> 00:01:49.099
این دوست شماست که در مورد او می پرسید

00:01:49.099 --> 00:01:52.140
پس مثل دو شاهین نزد او رفتیم

00:01:52.140 --> 00:01:55.140
و من با شمشیر به او حمله کردم

00:01:55.140 --> 00:01:57.140
وقتی گرفتمش

00:01:57.140 --> 00:01:59.140
ضربه بزرگی به او وارد شد

00:01:59.140 --> 00:02:03.140
پایش به همراه نیمی از پایش پرید

00:02:03.140 --> 00:02:06.140
برادرم هم او را محکم زد

00:02:06.140 --> 00:02:09.139
تا اینکه آن را روی زمین مستقر کردیم

00:02:09.139 --> 00:02:13.259
سپس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفتیم

00:02:13.259 --> 00:02:16.259
هر دوی ما ادعا می کنیم که او او را کشته است

00:02:16.259 --> 00:02:19.259
ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:02:19.259 --> 00:02:22.259
شمشیرهایت را پاک کردی؟

00:02:22.259 --> 00:02:24.259
گفتیم نه

00:02:24.259 --> 00:02:26.259
به دو شمشیر نگاه کرد

00:02:26.259 --> 00:02:27.259
و او گفت

00:02:27.259 --> 00:02:29.259
هر دوی شما او را کشتید

00:02:29.259 --> 00:02:35.219
سپس عکرمه بن ابی جهل مرا در جنگ دید

00:02:35.219 --> 00:02:38.219
ضربه ای به شانه ام زد

00:02:38.219 --> 00:02:41.219
دستم را از روی مفصل شانه انداخت

00:02:41.219 --> 00:02:46.219
با این حال دستم به پوست پهلوم چسبیده بود

00:02:46.219 --> 00:02:51.219
من تمام روزهایم را جنگیده ام و آنها را پشت سرم می کشم

00:02:51.219 --> 00:02:53.219
وقتی به من صدمه زد

00:02:53.219 --> 00:02:55.219
پایم را روی آن گذاشتم

00:02:55.219 --> 00:03:00.219
کشش دادم تا قطعش کردم و بعد انداختمش دور

00:03:00.219 --> 00:03:02.219
و من مبارزه را کامل کردم

00:03:02.219 --> 00:03:04.219
در مورد برادرم

00:03:04.219 --> 00:03:07.219
در جریان جنگ کشته شد

00:03:07.219 --> 00:03:09.539
من کی هستم؟
