WEBVTT

00:00:02.319 --> 00:00:06.629
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:06.629 --> 00:00:08.630
و شهر تاریک شد

00:00:08.630 --> 00:00:20.719
نشانه هایی که نشان می دهد زمان او نزدیک است

00:00:20.719 --> 00:00:23.719
خداوند او را بیامرزد و درود فرستد

00:00:23.719 --> 00:00:34.880
متوالی از نشانه های رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:00:34.880 --> 00:00:39.070
آیات قرآن به وضوح و صریح نازل شده است

00:00:39.070 --> 00:00:44.070
از مرگش می گوید که درود خدا بر او باد

00:00:44.070 --> 00:00:46.390
خداوند متعال فرمود

00:00:46.390 --> 00:00:58.450
تو مرده ای و آنها مرده اند

00:00:58.450 --> 00:01:00.609
و حق تعالی فرمود

00:01:00.609 --> 00:01:06.609
محمد فقط یک فرستاده است

00:01:06.609 --> 00:01:12.609
پیش از او فرستادگان از دنیا رفته بودند

00:01:12.609 --> 00:01:17.959
اگر بمیرد یا کشته شود

00:01:17.959 --> 00:01:24.959
روی پاشنه ات چرخیدی

00:01:24.959 --> 00:01:31.340
و هر که بر پاشنه خود بچرخد

00:01:31.340 --> 00:01:36.340
هیچ چیز به خدا آسیب نمی رساند

00:01:37.340 --> 00:01:45.340
و خداوند به شکرگزاران پاداش خواهد داد

00:01:45.340 --> 00:01:48.819
سپس قول خداوند متعال نازل شد

00:01:48.819 --> 00:01:56.620
اگر نصرت و فتح خداوند فرا رسد

00:01:56.620 --> 00:02:04.159
برخی از صحابه متوجه شدند که عمر پیامبر صلی الله علیه و آله است.

00:02:04.159 --> 00:02:08.219
ابن عباس رضی الله عنه روایت کرده است:

00:02:08.219 --> 00:02:11.219
عمر بن خطاب رضی الله عنه بود

00:02:11.219 --> 00:02:15.219
عبدالله بن عباس رضی الله عنه به من نزدیک می شود

00:02:15.219 --> 00:02:19.509
عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه به او گفت

00:02:19.509 --> 00:02:22.509
ما بچه هایی مثل او داریم

00:02:22.509 --> 00:02:26.639
گفت جایی که یاد گرفت

00:02:26.639 --> 00:02:30.770
عمر بن عباس از این آیه پرسید

00:02:30.770 --> 00:02:34.800
اگر نصرت و فتح خداوند فرا رسد

00:02:34.800 --> 00:02:42.900
گفت آری رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم او را به او یاد می دهم.

00:02:42.900 --> 00:02:48.120
او گفت: من فقط چیزی را می دانم که او می داند.

00:02:48.120 --> 00:02:51.340
ابن عباس گفت

00:02:51.340 --> 00:02:57.340
من برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سوگواری کردم که نازل شد

00:02:57.340 --> 00:03:00.759
ام سلمه روایت می کند که گفت:

00:03:01.759 --> 00:03:06.759
او قبل از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:03:06.759 --> 00:03:08.759
او خیلی می گوید

00:03:08.759 --> 00:03:11.759
خدایا منزه و ستایش تو

00:03:11.759 --> 00:03:14.759
از تو طلب مغفرت و توبه برای تو دارم

00:03:14.759 --> 00:03:18.080
عرض کردم یا رسول الله

00:03:18.080 --> 00:03:21.080
میبینم که خیلی حرف میزنی

00:03:21.080 --> 00:03:24.080
خدایا منزه و ستایش تو

00:03:24.080 --> 00:03:27.080
از تو طلب مغفرت و توبه برای تو دارم

00:03:27.080 --> 00:03:29.270
و او گفت

00:03:29.270 --> 00:03:31.270
یه چیزی سفارش دادم

00:03:31.270 --> 00:03:33.270
فقر

00:03:33.270 --> 00:03:37.909
اگر نصرت و فتح خداوند فرا رسد

00:03:37.909 --> 00:03:43.909
از نشانه هایی است که حکایت از نزدیک شدن به مرگ او رضی الله عنه دارد

00:03:43.909 --> 00:03:50.909
مخالفت جبرئیل با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دو بار در قرآن آمده است.

00:03:50.909 --> 00:03:56.909
در پایان ماه مبارک رمضان، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شاهد آن بود

00:03:56.909 --> 00:04:01.139
فاطمه رضی الله عنه می فرماید:

00:04:01.139 --> 00:04:05.139
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به من اعتماد کرد

00:04:05.139 --> 00:04:10.139
جبرئیل هر سال با من درباره قرآن بحث می کرد

00:04:10.139 --> 00:04:14.139
او دو بار در سال با من مخالفت کرد

00:04:14.139 --> 00:04:18.550
تا وقتم نرسد او را نمی بینم

00:04:18.550 --> 00:04:20.550
از جمله آن نشانه ها

00:04:20.550 --> 00:04:29.000
آنچه در توالی نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پیش از رحلت آن حضرت گذشت؟

00:04:29.000 --> 00:04:31.000
بخاری روایت کرده است

00:04:31.000 --> 00:04:35.000
از انس بن مالک رضی الله عنه

00:04:35.000 --> 00:04:39.000
خداوند متعال پیش از مرگ رسولش را پیروی کرد

00:04:39.000 --> 00:04:43.000
تا زمانی که از دنیا رفت هیچ وحی نشد

00:04:43.000 --> 00:04:49.220
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا رفت

00:04:49.220 --> 00:04:53.509
از همین رو ایشان رضی الله عنه شروع کردند

00:04:53.509 --> 00:04:57.509
صاحبان خود را برای این لحظات شدید آماده می کند

00:04:57.509 --> 00:05:00.509
تا این حادثه آنها را غافلگیر نکند

00:05:00.509 --> 00:05:03.509
آنها شوکه شده و آسیب دیده اند

00:05:03.509 --> 00:05:08.120
در روز حجة الوداع به آنها گفت

00:05:08.120 --> 00:05:12.120
شاید بعد از امسال نبینمت

00:05:12.120 --> 00:05:18.339
پیامبر صلی الله علیه و آله بعد از حجه الوداع زنده نماند

00:05:18.339 --> 00:05:22.540
به جز هشتاد و یک روز

00:05:22.540 --> 00:05:24.660
ابن جریج گفت

00:05:24.660 --> 00:05:27.660
پیامبر صلی الله علیه و آله ماند

00:05:27.660 --> 00:05:30.660
بعد از این که این آیه نازل شد

00:05:30.660 --> 00:05:33.730
هشتاد و یک شب

00:05:33.730 --> 00:05:35.110
گفتنش

00:05:35.110 --> 00:05:40.110
امروز دین شما را برای شما کامل کردم

00:05:40.110 --> 00:05:47.470
پیامبر صلی الله علیه و آله مهربان بود

00:05:47.470 --> 00:05:52.939
در اطلاع اصحاب از نزدیک شدن به مرگش

00:05:52.939 --> 00:05:57.939
رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نزدیک است

00:05:57.939 --> 00:06:03.160
او شروع به یادآوری به همراهان خود می کند که مرگ او نزدیک است

00:06:03.160 --> 00:06:07.160
و این تمام چیزی بود که از او رضی الله عنه شنیدند

00:06:07.160 --> 00:06:10.160
برخی از این صحبت ها

00:06:10.160 --> 00:06:13.740
آنها به گریه افتادند

00:06:13.740 --> 00:06:19.740
از ابومویبه، بنده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید.

00:06:19.740 --> 00:06:25.740
رسول خدا صلی الله علیه و آله در شب بیهوش شد

00:06:25.740 --> 00:06:26.740
و او گفت

00:06:26.740 --> 00:06:28.740
ای ابومویهبه

00:06:28.740 --> 00:06:33.829
به من امر شده است که برای اهل بقیع استغفار کنم.

00:06:33.829 --> 00:06:35.990
پس با او بیرون رفتم

00:06:35.990 --> 00:06:39.180
تا اینکه به بقیع رسیدیم.

00:06:39.180 --> 00:06:43.180
دستانش را بلند کرد و برای مدت طولانی برایشان طلب بخشش کرد

00:06:43.180 --> 00:06:45.250
سپس گفت

00:06:45.250 --> 00:06:48.250
باشد که آنچه را که برای شما آسان شده است

00:06:48.250 --> 00:06:51.250
مردم چه شده اند

00:06:51.250 --> 00:06:55.339
محاکمه ها مانند یک شب تاریک فرا رسیده است

00:06:55.339 --> 00:06:59.339
آخرین مورد اول را دنبال می کند

00:06:59.339 --> 00:07:02.439
آخرت بدتر از اولی است

00:07:02.439 --> 00:07:05.699
ای ابومویهبه

00:07:05.699 --> 00:07:10.730
کلید گنج های جهان به من داده شده است

00:07:10.730 --> 00:07:12.730
و جاودانگی در آن

00:07:12.730 --> 00:07:14.730
بعد بهشت

00:07:14.730 --> 00:07:16.819
بنابراین من بین آن را انتخاب کردم

00:07:16.819 --> 00:07:19.819
بین ملاقات پروردگارم و بهشت

00:07:19.819 --> 00:07:22.050
پس گفتم

00:07:22.050 --> 00:07:24.050
ای رسول خدا

00:07:24.050 --> 00:07:26.050
پدر و مادرم فدای تو باد

00:07:26.050 --> 00:07:31.050
پس کلید گنج های این دنیا و جاودانگی در آن را بردار

00:07:31.050 --> 00:07:33.050
بعد بهشت

00:07:33.050 --> 00:07:35.240
و او گفت

00:07:35.240 --> 00:07:37.269
سوگند، ابومویحیبه

00:07:37.269 --> 00:07:41.269
دیدار با پروردگارم و بهشت را انتخاب کردم

00:07:41.269 --> 00:07:46.620
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت

00:07:47.620 --> 00:07:49.850
وقتی شد

00:07:49.850 --> 00:07:54.850
با درد او شروع شد که خدا او را در آن گرفت

00:07:54.850 --> 00:07:58.199
و او رضی الله عنه

00:07:58.199 --> 00:08:05.199
در این مدت بارها به آنها تذکر می دهد و به آنها توصیه می کند که در دین خود خوب باشند

00:08:05.199 --> 00:08:10.519
معاذ بن جبل رضی الله عنه روایت کرده که گفت

00:08:10.519 --> 00:08:16.680
زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله او را به یمن فرستاد

00:08:16.680 --> 00:08:22.680
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با او بیرون رفت تا او را نصیحت کند

00:08:22.680 --> 00:08:24.680
و معاذ سوار است

00:08:24.680 --> 00:08:30.810
رسول خدا صلی الله علیه و آله زیر شتر خود راه می رفت

00:08:30.810 --> 00:08:33.809
وقتی حرفش تمام شد گفت:

00:08:33.809 --> 00:08:35.899
ای معز

00:08:35.899 --> 00:08:40.970
شاید بعد از این یک سال من را نبینی

00:08:40.970 --> 00:08:46.259
یا شاید از کنار این مسجد یا قبر من می گذری

00:08:46.259 --> 00:08:53.799
معاذ از طمع فراق پیامبر صلی الله علیه و آله گریه کرد

00:08:53.799 --> 00:08:57.799
گویی من در او بودم، رضی الله عنه

00:08:57.799 --> 00:09:04.090
او با مهربانی به آنها می گوید که با این دستورات با آنها وداع کنند

00:09:04.090 --> 00:09:07.090
ابوداود روایت کرده است

00:09:07.090 --> 00:09:10.090
از العرباد بن سریه گفت:

00:09:10.090 --> 00:09:16.220
رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی ما را به نماز اقامه کرد

00:09:16.220 --> 00:09:21.220
سپس نزد ما آمد و خطبه ای شیوا برای ما بیان کرد

00:09:21.220 --> 00:09:26.220
چشم ها اشک می ریزد و دل ها می لرزد

00:09:26.220 --> 00:09:28.440
شخصی گفت:

00:09:28.440 --> 00:09:30.440
ای رسول خدا

00:09:30.440 --> 00:09:35.019
این خطبه خداحافظی است

00:09:35.019 --> 00:09:36.019
بنابراین

00:09:36.019 --> 00:09:41.179
آنها که خدا از آنها راضی باشد به عظمت فاجعه پی بردند

00:09:41.179 --> 00:09:46.340
زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله است

00:09:46.340 --> 00:09:53.340
این را از طریقی که حضرت رضی الله عنه به ایشان وصیت کرد می دانستند

00:09:53.340 --> 00:09:55.340
و خطبه فصیح

00:09:55.340 --> 00:10:02.659
از این رو پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یاران خود را به دیدار او تشویق کرد

00:10:02.659 --> 00:10:05.659
و زیاد باهاش نشستن

00:10:05.659 --> 00:10:10.779
چنانکه ابوهریره رضی الله عنه روایت کرده است، گفت

00:10:10.779 --> 00:10:14.779
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:10:14.779 --> 00:10:17.909
سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست

00:10:17.909 --> 00:10:22.909
روزی بر یکی از شما خواهد آمد و مرا نخواهد دید

00:10:22.909 --> 00:10:30.009
بعد چون مرا از خانواده و پولش نزد آنها محبوبتر می بیند

00:10:30.009 --> 00:10:33.259
النووی اظهار نظر کرد

00:10:33.259 --> 00:10:35.259
هدف حدیث

00:10:35.259 --> 00:10:41.259
ایشان را به پایبندی به مجلس بزرگوارش رضی الله عنه دعوت کرد

00:10:42.549 --> 00:10:46.549
ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت می کند

00:10:46.549 --> 00:10:51.549
از پیامبر صلی الله علیه و آله حدیث دیگر

00:10:51.549 --> 00:10:58.549
نشان دهنده روش پیامبر صلی الله علیه و آله در آماده سازی یارانش است

00:10:58.549 --> 00:11:02.549
با توجه به خبر رحلت ایشان رضی الله عنه

00:11:02.549 --> 00:11:10.059
گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله بر منبر نشست

00:11:10.059 --> 00:11:19.059
عبدالله گفت: خداوند به او اختیار داد که گل دنیا را به او بدهد و آنچه داشت

00:11:19.059 --> 00:11:22.220
بنابراین آنچه را که داشت انتخاب کرد

00:11:22.220 --> 00:11:25.419
ابوبکر گریه کرد و گریه کرد

00:11:25.419 --> 00:11:31.669
گفت ما پدران و مادران خود را فدای تو می کنیم.

00:11:31.669 --> 00:11:38.990
گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مختار بود.

00:11:38.990 --> 00:11:42.990
ابوبکر به ما خبر داد

00:11:42.990 --> 00:11:45.340
ابن حجر گفت

00:11:45.340 --> 00:11:52.340
گویی ابوبکر نمادی را که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشان داده بود، فهمید

00:11:52.340 --> 00:11:57.340
از شواهدی که وی در هنگام بیماری مرگ خود به این موضوع اشاره کرده است

00:11:57.340 --> 00:12:01.409
از او احساس کرد که خودش را می خواهد

00:12:01.409 --> 00:12:03.409
پس گریه کرد

00:12:03.409 --> 00:12:08.139
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون می آید

00:12:09.139 --> 00:12:13.139
زیارت قبور شهدا در احد

00:12:13.139 --> 00:12:17.139
گویی با زنده و مرده خداحافظی می کند

00:12:17.139 --> 00:12:22.340
قال عُقبه بن عامر رضی الله عنه

00:12:22.340 --> 00:12:28.559
رسول خدا صلی الله علیه و آله برای کشته شدگان احد دعا کرد

00:12:28.559 --> 00:12:30.559
هشت سال بعد

00:12:30.559 --> 00:12:34.659
مثل سپرده گذار برای زنده و مرده

00:12:34.659 --> 00:12:37.750
سپس بر منبر آمد و گفت

00:12:37.750 --> 00:12:40.850
من در دستان تو هستم

00:12:40.850 --> 00:12:43.879
من بر شما شاهد هستم

00:12:43.879 --> 00:12:46.879
قرار شما در Basin است

00:12:46.879 --> 00:12:51.139
و من از این موقعیت به او نگاه می کنم

00:12:51.139 --> 00:12:56.139
و من نمی ترسم که دیگران را با دیگران شریک گردانید

00:12:56.139 --> 00:13:02.169
اما من می ترسم که شما با دنیا رقابت کنید

00:13:03.169 --> 00:13:04.519
او گفت

00:13:04.519 --> 00:13:12.519
آخرین نگاهی که نگاه کرد به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:13:12.519 --> 00:13:18.220
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله بر زنانش وارد می شود

00:13:18.220 --> 00:13:24.220
او علائم شکایت از بیماری را نشان می دهد که در آن دستگیر شده است

00:13:24.220 --> 00:13:29.669
از اسماء بنت امیس رضی الله عنه می فرماید:

00:13:29.669 --> 00:13:37.669
اولین چیزی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از آن شکایت کرد در خانه میمونه بود.

00:13:37.669 --> 00:13:41.990
بیماری او شدت گرفت تا اینکه بیهوش شد

00:13:41.990 --> 00:13:47.440
مسلم در مورد عایشه نیز چنین حدیثی را نقل کرده است

00:13:47.440 --> 00:13:50.700
حدیث زیر نشان می دهد

00:13:50.700 --> 00:13:56.700
چگونه بیماری پیامبر صلی الله علیه و آله در آن لحظات شدید شد؟

00:13:56.700 --> 00:14:04.700
همسرانش چگونه سعی کردند او را بیمار کنند یا از شدت بیماری او بکاهند؟

00:14:04.700 --> 00:14:09.139
اسماء بنت امیس رضی الله عنه می گوید:

00:14:09.139 --> 00:14:14.340
بیماری او شدت گرفت تا اینکه بیهوش شد

00:14:14.340 --> 00:14:15.659
او گفت

00:14:15.659 --> 00:14:20.659
پس زنانش درباره کشورش مشورت کردند و او را به دنیا آوردند

00:14:20.659 --> 00:14:23.879
وقتی بیدار شد گفت:

00:14:23.879 --> 00:14:27.879
این عمل زنانی است که ما از آنها آمده ایم

00:14:27.879 --> 00:14:30.879
به سرزمین حبشه اشاره کرد

00:14:30.879 --> 00:14:34.940
اسماء بنت عمیس از جمله آنها بود

00:14:34.940 --> 00:14:37.139
گفتند

00:14:37.139 --> 00:14:42.169
ما تو را متهم به پلورزی می کردیم یا رسول الله

00:14:42.169 --> 00:14:43.389
او گفت

00:14:43.389 --> 00:14:48.490
این بیماری است که خدا به من نمی داد

00:14:48.490 --> 00:14:53.649
هیچکس در خانه نمی ماند جز التد

00:14:53.649 --> 00:14:59.100
بخاری از عایشه رضی الله عنها خبر داد

00:14:59.100 --> 00:15:02.320
گفت: خدا از او راضی باشد

00:15:02.320 --> 00:15:05.320
در زمان بیماری او را نفرین کردیم

00:15:05.320 --> 00:15:09.350
پس شروع کرد به ما اشاره کرد که من را به دنیا نیاورید

00:15:09.350 --> 00:15:11.350
پس گفتیم

00:15:11.350 --> 00:15:14.350
بیزاری بیمار از دارو

00:15:14.350 --> 00:15:17.450
وقتی بیدار شد گفت:

00:15:17.450 --> 00:15:20.610
آیا شما را منع نکردم که مرا به دنیا نیاورید؟

00:15:21.769 --> 00:15:22.769
گفتیم

00:15:22.769 --> 00:15:25.769
بیزاری بیمار از دارو

00:15:25.769 --> 00:15:27.860
و او گفت

00:15:27.860 --> 00:15:33.860
هیچکس جز من در خانه نمی ماند که من تماشا می کنم

00:15:33.860 --> 00:15:35.860
به جز عباس

00:15:35.860 --> 00:15:39.409
او به شما شهادت نداد

00:15:39.409 --> 00:15:43.409
عایشه مادر مؤمنان رضی الله عنها روایت می کند

00:15:43.409 --> 00:15:48.409
شکایت دیگری بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد

00:15:48.409 --> 00:15:52.860
پس از بازگشت از تشییع جنازه چند تن از دوستانش

00:15:52.860 --> 00:15:55.860
عایشه رضی الله عنها می گوید

00:15:55.860 --> 00:16:03.860
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روزی از تشییع جنازه بقیع نزد من بازگشت.

00:16:03.860 --> 00:16:07.860
او متوجه شد که من سردرد دارم

00:16:07.860 --> 00:16:09.860
و من می گویم

00:16:09.860 --> 00:16:11.860
و سرش

00:16:11.860 --> 00:16:14.179
او گفت

00:16:14.179 --> 00:16:17.179
بلکه من عایشه دو سر او هستم

00:16:17.179 --> 00:16:19.399
او گفت

00:16:19.399 --> 00:16:21.399
اگر قبل از من بمیری به دردت نمی خورد

00:16:21.399 --> 00:16:24.399
پس شما را شستم و کفن کردم

00:16:24.399 --> 00:16:27.399
بر تو نماز خواندم و تو را دفن کردم

00:16:27.399 --> 00:16:29.659
و او گفت

00:16:29.659 --> 00:16:32.659
به خدا قسم اگر این کار را می کردم با تو خوب می شدم

00:16:32.659 --> 00:16:34.659
به خانه ام برمی گشتم

00:16:34.659 --> 00:16:38.659
بنابراین من در آنجا با تعدادی از همسران شما ازدواج کردم

00:16:38.659 --> 00:16:40.009
او گفت

00:16:40.009 --> 00:16:45.009
رسول خدا صلی الله علیه و آله لبخند زد

00:16:45.009 --> 00:16:49.039
سپس از دردی که در آن مرده بود رنج می برد

00:16:49.039 --> 00:16:54.460
و اما بیماری ایشان رضی الله عنه و شدت آن

00:16:54.460 --> 00:16:59.519
در اینجا حدیث عایشه و ابوسعید و ابن مسعود آمده است

00:16:59.519 --> 00:17:03.840
عایشه رضی الله عنها گفت

00:17:03.840 --> 00:17:11.940
من دردمندتر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ندیدم

00:17:11.940 --> 00:17:14.380
و اما حدیث ابوسعید

00:17:14.380 --> 00:17:22.380
برخی از مصائب پیامبر صلی الله علیه و آله را در آن لحظات نشان دادیم

00:17:22.380 --> 00:17:24.829
ابوسعید گفت

00:17:24.829 --> 00:17:30.859
بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدم و حالش بد شد

00:17:30.859 --> 00:17:33.150
بنابراین دستم را روی او گذاشتم

00:17:33.150 --> 00:17:38.150
آن را در دستانم روی لحاف پیدا کردم

00:17:38.150 --> 00:17:41.279
پس گفتم یا رسول الله

00:17:41.279 --> 00:17:43.279
چقدر برات سخته

00:17:43.279 --> 00:17:46.500
گفت ما هم هستیم

00:17:46.500 --> 00:17:51.500
مصیبت ما را ضعیف می کند و پاداش ما را ضعیف می کند

00:17:51.500 --> 00:17:56.240
عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت

00:17:56.240 --> 00:18:01.339
در زمان بیماری به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم

00:18:01.339 --> 00:18:05.339
او به شدت بیمار است

00:18:05.339 --> 00:18:11.940
بیماری بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هر چه بیشتر شد

00:18:11.940 --> 00:18:18.940
منتظر روزی با عایشه رضی الله عنها است و از آن می پرسد

00:18:18.940 --> 00:18:22.940
احادیث نیز در بند زیر آمده است

00:18:22.940 --> 00:18:31.380
شیر دادن به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در خانه همسرانش

00:18:31.380 --> 00:18:35.380
منتظر خانه عایشه بود

00:18:35.380 --> 00:18:40.359
عایشه رضی الله عنها می گوید

00:18:40.359 --> 00:18:44.549
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:18:44.549 --> 00:18:48.549
از بیماری خود می پرسید که در آن مرد

00:18:48.549 --> 00:18:52.549
می گوید فردا کجا خواهم بود

00:18:52.549 --> 00:18:55.900
او روز عایشه را می خواهد

00:18:55.900 --> 00:18:59.900
بنابراین همسرانش به او اجازه دادند تا هر کجا که می خواهد باشد

00:18:59.900 --> 00:19:03.000
در خانه عایشه بود

00:19:03.000 --> 00:19:06.450
تا اینکه اون موقع فوت کرد

00:19:06.450 --> 00:19:08.450
و در روایت ابوداود

00:19:08.450 --> 00:19:15.609
طریقه ای که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از زنان اجازه می گرفت

00:19:15.609 --> 00:19:17.900
عایشه گفت

00:19:17.900 --> 00:19:22.900
رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی زنان مبعوث شد

00:19:22.900 --> 00:19:24.900
یعنی بیماریش

00:19:24.900 --> 00:19:26.900
پس دور هم جمع شدند

00:19:26.900 --> 00:19:28.900
و او گفت

00:19:28.900 --> 00:19:32.960
من لیاقت رفتن بین شما را ندارم

00:19:32.960 --> 00:19:37.960
اگر فکر می کنی به من اجازه می دهی، پس با عایشه خواهم بود

00:19:37.960 --> 00:19:39.960
شما انجام دادید

00:19:39.960 --> 00:19:42.500
پس به او اجازه داد

00:19:42.500 --> 00:19:44.660
عایشه گفت

00:19:44.660 --> 00:19:49.730
روزی که به خانه من آمد فوت کرد

00:19:49.730 --> 00:19:51.730
پس خدا او را گرفت

00:19:51.730 --> 00:19:55.730
سرش بین گردن من و گردن من است

00:19:55.730 --> 00:20:01.140
آب دهانم رضی الله عنه از راهش خالی بود

00:20:01.140 --> 00:20:05.140
عایشه را دردناک توصیف می کنند

00:20:05.140 --> 00:20:12.140
پس پیامبر صلی الله علیه و آله از خانه من به میمونه به خانه او منتقل شد

00:20:12.140 --> 00:20:14.339
بنابراین او می گوید

00:20:14.339 --> 00:20:20.430
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله سنگین شد و دردش شدید شد

00:20:20.430 --> 00:20:24.430
از شوهرش اجازه گرفت که در خانه من مریض باشد

00:20:24.430 --> 00:20:26.720
پس به او اجازه داد

00:20:26.720 --> 00:20:31.720
پس پیامبر صلی الله علیه و آله بین دو مرد بیرون آمد

00:20:31.720 --> 00:20:34.779
پاهایش از کشاله ران عبور کرد

00:20:34.779 --> 00:20:37.779
بین عباس و مردی دیگر

00:20:37.779 --> 00:20:41.200
در روایت مسلم

00:20:41.200 --> 00:20:44.200
عن عبید الله بن عبدالله بن عتبه

00:20:44.200 --> 00:20:48.200
آنچه عایشه گفت را به او گفتم

00:20:48.200 --> 00:20:55.390
اولین چیزی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از خانه من شکایت کرد، میمونه بود.

00:20:55.390 --> 00:20:59.390
پس از همسرش اجازه خواست تا در خانه او مریض شود

00:20:59.390 --> 00:21:01.390
و به او اجازه داد

00:21:01.390 --> 00:21:05.650
پس بیرون رفت و فضل بن عباس را به او نشان داد

00:21:05.650 --> 00:21:08.650
او را به مرد دیگری نشان می دهد

00:21:08.650 --> 00:21:12.970
او در حال نوشتن با پاهایش در کف دست است

00:21:12.970 --> 00:21:14.970
عبیدالله گفت

00:21:14.970 --> 00:21:17.970
پس موضوع را به ابن عباس گفتم

00:21:17.970 --> 00:21:18.970
و او گفت

00:21:18.970 --> 00:21:23.970
میدونی اون مردی که اسم عایشه رو نبرده کیه؟

00:21:23.970 --> 00:21:24.970
او علی است

00:21:24.970 --> 00:21:27.349
ابن حجر گفت

00:21:27.349 --> 00:21:29.349
ابن الطین گفت

00:21:29.349 --> 00:21:33.349
یعنی از مقدار چیزی که تا آن روز باقی می ماند می پرسد

00:21:33.349 --> 00:21:37.380
زیرا فرد بیمار با عده ای از خانواده خود همنشینی پیدا می کند

00:21:37.380 --> 00:21:41.150
چیزی که بعضی ها پیدا نمی کنند

00:21:41.150 --> 00:21:47.150
حدیث سنگین وزن پیامبر صلی الله علیه و آله را در آن روز بیان کرد

00:21:47.150 --> 00:21:54.150
تا او رضی الله عنه بین خانه و همسرش راه نرود.

00:21:54.150 --> 00:21:57.569
و شوهرانش شروع به پرستاری از او کردند

00:21:57.569 --> 00:22:01.569
او را بیمار می کند و مسلمانان او را بیمار می کنند

00:22:01.569 --> 00:22:06.569
آنها از فرا رسیدن این لحظات سخت می ترسند

00:22:06.569 --> 00:22:13.789
این عادت ایشان رضی الله عنه قبل از این زمان بیماری بود

00:22:13.789 --> 00:22:16.789
برای خودش دعا کند و او را ارتقا دهد

00:22:16.789 --> 00:22:21.859
چنانکه عایشه رضی الله عنها توضیح داد گفت

00:22:21.859 --> 00:22:26.859
هرگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله شکایت می کرد

00:22:26.859 --> 00:22:30.859
جن گیر را برای خودش می خواند و دماغش را می زند

00:22:30.859 --> 00:22:34.980
گفت وقتی دردش شدید شد

00:22:34.980 --> 00:22:41.980
آن را می خواندم و با دست راستم نوازشش می کردم به امید برکتش

00:22:41.980 --> 00:22:45.500
گویا او رضی الله عنه

00:22:45.500 --> 00:22:53.500
در آن هنگام حتی قادر به تلاوت برای خود رضی الله عنه نبود

00:22:53.500 --> 00:22:57.819
و در پرستاری او رضی الله عنه

00:22:57.819 --> 00:23:01.819
عایشه رضی الله عنها این خبر را نقل می کند

00:23:01.819 --> 00:23:04.819
به روایت عروه

00:23:04.819 --> 00:23:08.230
عروة بن الزبیر می گوید:

00:23:08.230 --> 00:23:15.259
عایشه رضی الله عنها گفت که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:23:15.259 --> 00:23:19.259
گفت بعد از اینکه وارد خانه شد و دردش شدید شد

00:23:19.259 --> 00:23:25.299
هفت پوست آب که شیرین نشده بود بر من ریختند

00:23:25.299 --> 00:23:28.299
شاید بتوانم آن را به مردم بسپارم

00:23:28.299 --> 00:23:36.329
گفت: پس او را در وان حفصه همسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشستیم.

00:23:36.329 --> 00:23:40.460
سپس از همان محل نزدیک شروع به ریختن آب روی او کردیم

00:23:40.460 --> 00:23:46.460
تا اینکه با دست شروع کرد به ما اشاره کرد که این کار را کردیم

00:23:47.549 --> 00:23:52.549
گفت: آنگاه رضی الله عنه به سوی مردم بیرون رفت

00:23:52.549 --> 00:23:55.549
با آنان دعا کرد و خطاب به آنان کرد

00:23:55.549 --> 00:24:01.900
آن کلمات در آن دقایق ارزشمند چه بود؟

00:24:01.900 --> 00:24:09.900
که در آن پیامبر صلی الله علیه و آله به گرانبهاترین سکوی دلهای مؤمنان عروج می کند.

00:24:09.900 --> 00:24:12.900
برای آخرین بار

00:24:12.900 --> 00:24:17.700
آخرین خطبه های نبوی

00:24:17.700 --> 00:24:24.670
ابن عباس رضی الله عنه می گوید:

00:24:24.670 --> 00:24:30.990
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در هنگام بیماری بیرون رفت و در اثر آن درگذشت.

00:24:30.990 --> 00:24:35.990
با یک پتو، او را با یک نوار تیره بسته بودند

00:24:35.990 --> 00:24:39.019
تا اینکه روی منبر نشست

00:24:39.019 --> 00:24:42.019
خدا را شکر و حمد کرد

00:24:42.019 --> 00:24:46.019
سپس درباره آنچه در ادامه می آید گفت

00:24:46.019 --> 00:24:48.119
مردم زیادند

00:24:48.119 --> 00:24:51.119
و انصار کم هستند

00:24:51.119 --> 00:24:56.119
به طوری که آنها برای مردم مانند نمک در غذا هستند

00:24:56.119 --> 00:25:02.470
هر کس از شما مأمور انجام کاری شود، آن کار به عده ای زیان می رساند و به نفع برخی دیگر است

00:25:02.470 --> 00:25:05.470
از خیرشان قبول کند

00:25:05.470 --> 00:25:08.470
و متجاوزین خود را می بخشد

00:25:08.470 --> 00:25:14.759
آخرین جلسه ای بود که پیامبر صلی الله علیه و آله در آن نشستند

00:25:14.759 --> 00:25:19.299
ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت می کند

00:25:19.299 --> 00:25:26.299
حدیثی که مشتمل بر بخشی از خطبه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در آن روز است.

00:25:26.299 --> 00:25:28.720
گفت خدا از او راضی باشد

00:25:28.720 --> 00:25:34.880
رسول خدا صلی الله علیه و آله خطاب به مردم فرمود

00:25:34.880 --> 00:25:41.140
خداوند بهترین بنده بین دنیا و آنچه که دارد است

00:25:41.140 --> 00:25:45.299
پس آن بنده آنچه را که خدا دارد انتخاب کرد

00:25:45.299 --> 00:25:49.710
گفت پس ابوبکر گریست

00:25:49.710 --> 00:25:57.710
وقتی به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم درباره عبدالخیر گفت، از گریه او شگفت زده شدیم.

00:25:57.710 --> 00:26:04.000
رسول خدا صلی الله علیه و آله حق انتخاب داشت

00:26:04.000 --> 00:26:08.579
ابوبکر داناترین ما بود

00:26:08.579 --> 00:26:12.740
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:26:12.740 --> 00:26:18.740
کسانی که شرکت و پول او را به من اعتماد کردند ابوبکر بودند

00:26:18.740 --> 00:26:25.059
اگر غیر از پروردگارم دوستی می گرفتم، ابوبکر را می گرفتم

00:26:25.059 --> 00:26:30.059
اما برادری و محبت اسلام

00:26:30.059 --> 00:26:38.660
در مسجد جز در ابوبکر دری باقی نمانده است

00:26:38.660 --> 00:26:44.660
ابن حجر در شرح حدیث عایشه درباره ریختن ظروف هفتگانه گفته است

00:26:44.660 --> 00:26:49.660
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در دوران بیماری به تبلیغ پرداخت

00:26:49.660 --> 00:26:52.660
حدیث را ذکر کرد و گفت

00:26:52.660 --> 00:26:57.660
اگر دوستی می گرفتم، ابوبکر را می گرفتم

00:26:57.660 --> 00:27:04.200
روزهای آخر در خانه عایشه

00:27:04.200 --> 00:27:11.920
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله به خانه خود باز می گردد

00:27:11.920 --> 00:27:14.920
آن را عایشه رضی الله عنها روایت کرده است

00:27:14.920 --> 00:27:20.920
زهر آن زن یهودی را در روز خیبر یافت

00:27:20.920 --> 00:27:24.400
عایشه رضی الله عنها می گوید

00:27:24.400 --> 00:27:31.529
پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم از بیماری خود که بر اثر آن درگذشت می فرمود

00:27:31.529 --> 00:27:38.690
آه عایشه هنوز هم درد غذایی که در خیبر خوردم را حس می کنم

00:27:38.690 --> 00:27:44.750
این زمانی است که من در اثر آن سم پارگی آئورت پیدا کردم

00:27:44.750 --> 00:27:47.259
ابن حجر گفت

00:27:47.259 --> 00:27:53.299
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سه سال بعد از آن زندگی کرد

00:27:53.299 --> 00:27:57.420
تا اینکه دردی داشت که گرفتارش شد

00:27:57.420 --> 00:27:59.420
و او آن را گفت

00:27:59.420 --> 00:28:06.519
هنوز هم برای رنج غذایی که در خیبر خوردم، شمارشی پیدا می کنم

00:28:06.519 --> 00:28:11.519
تا اینکه زمان شکستن آئورت فرا رسید

00:28:11.519 --> 00:28:14.680
این عرق در پشت است

00:28:14.680 --> 00:28:18.680
ایشان رضی الله عنه به شهادت رسیدند

00:28:18.680 --> 00:28:22.680
ابن مسعود نیز به این سوگند یاد کرد

00:28:22.680 --> 00:28:27.380
سپس ام مبشر وارد می شود و می گوید:

00:28:27.380 --> 00:28:30.380
پدر و مادرم فدای رسول خدا باد

00:28:30.380 --> 00:28:33.480
خودت را به چه متهم می کنی؟

00:28:33.480 --> 00:28:39.609
من فقط آن غذایی را که در خیبر با شما خورده اند متهم می کنم

00:28:39.609 --> 00:28:44.609
فرزندش پیش از پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفت

00:28:44.609 --> 00:28:46.609
و او گفت

00:28:46.609 --> 00:28:49.609
من شخص دیگری را متهم نمی کنم

00:28:49.609 --> 00:28:52.609
زمان شکستن آئورت من است

00:28:52.609 --> 00:28:58.119
درد بر پیامبر صلی الله علیه و آله تشدید می شود

00:28:58.119 --> 00:29:03.119
چنان که عایشه و ابن عباس رضی الله عنها نقل می کنند

00:29:03.119 --> 00:29:05.150
او گفت

00:29:05.150 --> 00:29:09.150
وقتی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد

00:29:09.150 --> 00:29:14.150
شروع کرد به انداختن خامیسه روی صورتش

00:29:14.150 --> 00:29:18.599
اگر غمگین است، باید آن را از صورت خود باز کند

00:29:18.599 --> 00:29:24.599
مردم به زیارت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می آمدند

00:29:24.599 --> 00:29:27.730
سپس آن عزیز عزیز وارد می شود

00:29:27.730 --> 00:29:29.730
مهر سیفلیس

00:29:29.730 --> 00:29:36.759
بیشتر مردم از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم متأثر هستند

00:29:36.759 --> 00:29:39.210
عایشه می گوید

00:29:39.210 --> 00:29:44.339
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فاطمه سلام الله علیها را بگذار

00:29:44.339 --> 00:29:47.339
در شکایت خود که در آن دستگیر شده است

00:29:47.339 --> 00:29:51.400
چیزی به او گفت و او گریه کرد

00:29:51.400 --> 00:29:53.400
سپس او را صدا کرد

00:29:53.400 --> 00:29:57.400
چیزی به او گفت و او خندید

00:29:57.400 --> 00:29:59.430
بنابراین در مورد آن سؤال کردیم

00:29:59.430 --> 00:30:01.430
و او گفت

00:30:01.430 --> 00:30:05.430
پیامبر صلی الله علیه و آله با من راه افتاد

00:30:05.430 --> 00:30:09.430
او از دردی که در آن جان باخته است رنج می برد

00:30:09.430 --> 00:30:11.430
پس گریه کردم

00:30:11.430 --> 00:30:13.690
سپس مرا پیاده کرد

00:30:13.690 --> 00:30:17.690
بنابراین او به من گفت که من اولین نفر از خانواده او هستم که او را دنبال می کنم

00:30:17.690 --> 00:30:19.690
من خندیدم

00:30:19.690 --> 00:30:25.849
فاطمه وقتی می‌فهمد که او اولین کسی است که از خانواده‌اش پیروی می‌کند، می‌خندد

00:30:25.849 --> 00:30:28.039
بخند تا به ما یاد بده

00:30:28.039 --> 00:30:31.039
مرگ مهمتر از زندگی است

00:30:31.039 --> 00:30:34.039
بدون همراهی پیام و پیام آور

00:30:34.039 --> 00:30:37.839
انس بن مالک شرح می دهد

00:30:37.839 --> 00:30:41.839
آخرین روزهای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:30:41.839 --> 00:30:43.839
وقتی برای نماز بیرون رفت

00:30:43.839 --> 00:30:45.839
و او می گوید

00:30:45.839 --> 00:30:50.029
رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت

00:30:50.029 --> 00:30:53.029
در طول بیماری که در آن درگذشت

00:30:53.029 --> 00:30:55.029
تکیه بر اسامه

00:30:55.029 --> 00:30:58.029
پوشیدن لباس نخی

00:30:58.029 --> 00:31:01.029
با مردم نماز می خواند

00:31:01.029 --> 00:31:04.279
آخرین نماز

00:31:04.279 --> 00:31:07.309
و امر به نماز

00:31:07.309 --> 00:31:13.539
پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون می آید

00:31:13.539 --> 00:31:17.539
تا آخرین نماز خود را به مسلمانان بخواند

00:31:17.539 --> 00:31:24.900
آخرین دعای پیامبر صلی الله علیه و آله برای مسلمانان است

00:31:24.900 --> 00:31:30.960
آخرین آیات از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تلاوت می شود

00:31:30.960 --> 00:31:34.960
به روایت ام الفضل بنت الحارث

00:31:34.960 --> 00:31:38.180
گفت: خدا از او راضی باشد

00:31:38.180 --> 00:31:43.220
شنیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله در مراکش می خواند

00:31:43.220 --> 00:31:46.220
با پیام های مرسوم

00:31:46.220 --> 00:31:49.250
بعد از آن چه برای ما دعا کرد

00:31:49.250 --> 00:31:52.250
تا اینکه خدا او را برد

00:31:52.250 --> 00:31:58.599
این آخرین نماز او با مسلمین علیهم السلام بود

00:31:58.599 --> 00:32:02.920
در روایت ترمذی از ام الفضل آمده است

00:32:02.920 --> 00:32:08.920
از حال خود رضی الله عنه تعریف کرد که برای نماز بیرون رفت

00:32:08.920 --> 00:32:11.140
او گفت

00:32:11.140 --> 00:32:15.240
رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی ما بیرون آمد

00:32:15.240 --> 00:32:19.240
او در زمان بیماری سربند می‌بست

00:32:19.240 --> 00:32:21.240
فصل مراکش

00:32:21.240 --> 00:32:23.240
پس مرسلات را خواند

00:32:23.240 --> 00:32:28.500
پس از آن نماز را نخواند تا اینکه خداوند متعال را ملاقات کرد

00:32:28.500 --> 00:32:32.849
پیغمبر صلی الله علیه و آله سنگینی می کند

00:32:32.849 --> 00:32:36.849
او علاقه مند به دعا برای مسلمانان است

00:32:36.849 --> 00:32:41.299
عبید الله بن عبدالله بن عتبه گفت

00:32:41.299 --> 00:32:43.390
بر عایشه وارد شدم

00:32:43.390 --> 00:32:45.390
پس گفتم

00:32:45.390 --> 00:32:51.390
از بیماری رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نمی گویید؟

00:32:52.460 --> 00:32:54.740
او گفت بله

00:32:54.740 --> 00:32:57.740
پس بگو پیامبر صلی الله علیه و آله

00:32:57.740 --> 00:32:59.740
و او گفت

00:32:59.740 --> 00:33:01.740
خاستگاه افراد

00:33:01.740 --> 00:33:03.740
گفتیم نه

00:33:03.740 --> 00:33:05.970
آنها منتظر شما هستند

00:33:05.970 --> 00:33:06.970
او گفت

00:33:06.970 --> 00:33:10.099
برای من آب بریز

00:33:10.099 --> 00:33:11.099
او گفت

00:33:11.099 --> 00:33:13.099
بنابراین ما انجام دادیم

00:33:13.099 --> 00:33:14.099
پس غسل کرد

00:33:14.099 --> 00:33:16.099
بنابراین لنو رفت

00:33:16.099 --> 00:33:18.259
بیهوش شد

00:33:18.259 --> 00:33:19.259
بعد از خواب بیدار شد

00:33:19.259 --> 00:33:20.259
و او گفت

00:33:20.259 --> 00:33:22.259
خاستگاه افراد

00:33:22.259 --> 00:33:24.259
گفتیم نه

00:33:24.259 --> 00:33:27.259
منتظر تو هستند ای رسول خدا

00:33:27.259 --> 00:33:28.259
او گفت

00:33:28.259 --> 00:33:31.349
برای من آب بریز

00:33:31.349 --> 00:33:33.349
او گفت

00:33:33.349 --> 00:33:35.450
پس نشست و غسل کرد

00:33:35.450 --> 00:33:37.450
سپس لنو رفت

00:33:37.450 --> 00:33:39.509
بیهوش شد

00:33:39.509 --> 00:33:41.509
بعد از خواب بیدار شد

00:33:41.509 --> 00:33:42.740
و او گفت

00:33:42.740 --> 00:33:44.740
خاستگاه افراد

00:33:44.740 --> 00:33:46.740
گفتیم نه

00:33:46.740 --> 00:33:48.740
آنها منتظر شما هستند

00:33:48.740 --> 00:33:50.740
ای رسول خدا

00:33:50.740 --> 00:33:51.930
و او گفت

00:33:51.930 --> 00:33:54.930
برای من آب بریز

00:33:54.930 --> 00:33:56.930
پس نشست و غسل کرد

00:33:56.930 --> 00:33:58.930
سپس لنو رفت

00:33:58.930 --> 00:34:00.930
بیهوش شد

00:34:00.930 --> 00:34:03.150
بعد از خواب بیدار شد

00:34:03.150 --> 00:34:04.150
و او گفت

00:34:04.150 --> 00:34:06.150
خاستگاه افراد

00:34:06.150 --> 00:34:08.150
گفتیم نه

00:34:08.150 --> 00:34:11.150
منتظر تو هستند ای رسول خدا

00:34:11.150 --> 00:34:14.250
مردم در مسجد نشسته اند

00:34:14.250 --> 00:34:18.250
منتظر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند

00:34:18.250 --> 00:34:21.250
برای نماز عصر آخرت

00:34:21.250 --> 00:34:24.659
پس پیامبر صلی الله علیه و آله را فرستاد

00:34:24.659 --> 00:34:26.659
به ابوبکر

00:34:26.659 --> 00:34:28.659
هدایت مردم به نماز

00:34:28.659 --> 00:34:30.860
رسول خدا نزد او آمد

00:34:30.860 --> 00:34:32.860
و او گفت

00:34:32.860 --> 00:34:35.860
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:34:35.860 --> 00:34:38.860
او به شما دستور می دهد که مردم را به نماز هدایت کنید

00:34:38.860 --> 00:34:40.860
ابوبکر گفت

00:34:40.860 --> 00:34:43.860
او مرد مهربانی بود

00:34:43.860 --> 00:34:45.860
ای عمر

00:34:45.860 --> 00:34:47.860
با مردم دعا کن

00:34:47.860 --> 00:34:49.860
عمر به او گفت

00:34:49.860 --> 00:34:51.860
شما سزاوارتر از این هستید

00:34:51.860 --> 00:34:53.980
ابوبکر نماز خواند

00:34:53.980 --> 00:34:55.980
آن روزها

00:34:55.980 --> 00:34:58.340
و در رمانی دیگر

00:34:58.340 --> 00:35:02.340
عایشه رضی الله عنها می گوید

00:35:02.340 --> 00:35:06.429
زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله بیمار شد

00:35:06.429 --> 00:35:09.429
بیماری او که در آن درگذشت

00:35:09.429 --> 00:35:11.500
پس در نماز شرکت کردم

00:35:11.500 --> 00:35:13.500
پس اجازه داد

00:35:13.500 --> 00:35:14.500
و او گفت

00:35:14.500 --> 00:35:16.500
مروه ابوبکر

00:35:16.500 --> 00:35:18.500
بگذار مردم را به نماز هدایت کند

00:35:18.500 --> 00:35:20.559
بنابراین به او گفته شد

00:35:20.559 --> 00:35:23.619
ابوبکر مردی سرسخت است

00:35:23.619 --> 00:35:25.619
اگر او جای شما را بگیرد

00:35:25.619 --> 00:35:29.619
او نمی توانست مردم را به نماز هدایت کند

00:35:29.619 --> 00:35:32.619
پس آن را به او برگرداندند

00:35:32.619 --> 00:35:34.619
پس سومی را تکرار کرد

00:35:34.619 --> 00:35:35.619
و او گفت

00:35:35.619 --> 00:35:38.659
اگر از یاران یوسف بودند

00:35:38.659 --> 00:35:40.659
مروه ابوبکر

00:35:40.659 --> 00:35:43.659
بگذار مردم را به نماز هدایت کند

00:35:43.659 --> 00:35:45.659
پس ابوبکر رفت

00:35:46.659 --> 00:35:50.010
در روایت ابوموسی آمده است

00:35:50.010 --> 00:35:53.010
اعلام یک بیانیه مبهم

00:35:53.010 --> 00:35:55.170
و او گفت

00:35:55.170 --> 00:35:58.170
پیامبر صلی الله علیه و آله بیمار شد

00:35:58.170 --> 00:36:00.170
بیماری او تشدید شد

00:36:00.170 --> 00:36:02.260
و او گفت

00:36:02.260 --> 00:36:04.260
مروه ابوبکر

00:36:04.260 --> 00:36:06.260
بگذار مردم را به نماز هدایت کند

00:36:06.260 --> 00:36:08.260
عایشه گفت

00:36:08.260 --> 00:36:11.300
او مرد مهربانی است

00:36:11.300 --> 00:36:13.300
اگر او جای شما را بگیرد

00:36:13.300 --> 00:36:17.300
او نمی توانست مردم را به نماز هدایت کند

00:36:17.300 --> 00:36:18.300
او گفت

00:36:18.300 --> 00:36:20.300
مروه ابوبکر

00:36:20.300 --> 00:36:22.300
بگذار مردم را به نماز هدایت کند

00:36:22.300 --> 00:36:24.300
بنابراین او برگشت

00:36:24.300 --> 00:36:25.300
و او گفت

00:36:25.300 --> 00:36:27.300
از ابوبکر بگذر

00:36:27.300 --> 00:36:29.300
بگذار مردم را به نماز هدایت کند

00:36:29.300 --> 00:36:32.300
اگر از یاران یوسف بودند

00:36:32.300 --> 00:36:35.550
رسول خدا نزد او آمد

00:36:35.550 --> 00:36:42.000
او در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله مردم را به نماز اقامه کرد

00:36:42.000 --> 00:36:44.000
انس بن مالک می گوید:

00:36:44.000 --> 00:36:47.000
برخی از اتفاقاتی که در آن دوره برای آنها افتاد

00:36:47.000 --> 00:36:51.000
از اخبار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:36:51.000 --> 00:36:53.130
و او می گوید

00:36:53.130 --> 00:36:55.130
ابوبکر

00:36:55.130 --> 00:37:00.130
در درد پیامبر صلی الله علیه و آله برای آنها دعا می کرد

00:37:00.130 --> 00:37:02.130
که در آن فوت کرد

00:37:02.130 --> 00:37:05.130
تا اینکه دوشنبه شد

00:37:05.130 --> 00:37:08.420
آنها در صف نماز هستند

00:37:08.420 --> 00:37:11.420
پیامبر صلی الله علیه و آله نازل کرد

00:37:11.420 --> 00:37:14.420
در طول دوره اتاق او به ما نگاه می کند

00:37:14.420 --> 00:37:19.539
طوری ایستاده که گویی صورتش یک تکه قرآن است

00:37:19.539 --> 00:37:21.639
بعد می خندد

00:37:21.639 --> 00:37:28.639
به ما الهام شد که با دیدن پیامبر صلی الله علیه و آله مسحور شادی شویم

00:37:28.639 --> 00:37:33.960
ابوبکر روی پاشنه های خود برگشت تا به خط رسید

00:37:33.960 --> 00:37:36.960
او گمان می کرد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:37:36.960 --> 00:37:40.409
برو به نماز

00:37:40.409 --> 00:37:44.409
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به ما اشاره کرد

00:37:44.409 --> 00:37:47.409
تا نمازت تمام شود

00:37:47.409 --> 00:37:49.409
و پرده را پایین انداخت

00:37:49.409 --> 00:37:54.820
در روایتی از ابن عباس رضی الله عنه می فرماید

00:37:54.820 --> 00:37:59.949
رسول خدا صلی الله علیه و آله پرده را نازل کرد

00:37:59.949 --> 00:38:02.949
مردم پشت سر ابوبکر صف کشیده بودند

00:38:02.949 --> 00:38:05.019
و او گفت

00:38:05.019 --> 00:38:07.110
مردم

00:38:07.110 --> 00:38:11.110
او دیگر منادی نبوت نیست

00:38:11.110 --> 00:38:14.110
به جز دید خوب

00:38:14.110 --> 00:38:17.110
مسلمان آن را می بیند یا برای او می بیند

00:38:17.110 --> 00:38:23.300
همانا من از تلاوت قرآن در حال زانو و سجده نهی شده ام

00:38:23.300 --> 00:38:25.429
در مورد تعظیم

00:38:25.429 --> 00:38:28.429
پس خداوند را در او ستایش کردند

00:38:28.429 --> 00:38:30.429
در مورد سجده

00:38:30.429 --> 00:38:32.429
پس برای نماز تلاش کن

00:38:32.429 --> 00:38:36.880
باشد که او به شما پاسخ دهد

00:38:36.880 --> 00:38:42.880
عایشه از دعای پیامبر صلی الله علیه و آله در آن دوران برای ما گفت

00:38:42.880 --> 00:38:44.940
بنابراین او می گوید

00:38:44.940 --> 00:38:46.940
که باهاش رفت

00:38:46.940 --> 00:38:51.199
تا خدا را ملاقات نکرد، آن را ترک نکرد

00:38:51.199 --> 00:38:56.389
خدای تعالی را نیافت تا اینکه از دعای خود خسته شد

00:38:56.389 --> 00:39:00.389
بسیاری از نمازهایش را نشسته می خواند

00:39:00.389 --> 00:39:03.679
یعنی دو رکعت بعد از نماز عصر

00:39:03.679 --> 00:39:08.679
پیامبر صلی الله علیه و آله آنها را به نماز می خواند

00:39:08.679 --> 00:39:11.679
آنها را در مسجد نمی خواند

00:39:11.679 --> 00:39:14.679
از ترس اینکه بار ملتش را سنگین کند

00:39:14.679 --> 00:39:19.130
او آنچه را برای آنها آسان بود دوست داشت

00:39:19.130 --> 00:39:23.159
روایتی از عایشه به روایت بخاری

00:39:23.159 --> 00:39:26.159
که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:39:26.159 --> 00:39:30.159
پشت سر ابوبکر نشسته نماز خوانده بود

00:39:30.159 --> 00:39:32.480
او گفت

00:39:32.480 --> 00:39:37.480
پیامبر صلی الله علیه و آله سبکی در خود یافت

00:39:37.480 --> 00:39:41.670
پس بیرون رفت و بین دو مرد ایستاد

00:39:41.670 --> 00:39:46.929
انگار می دیدم پاهایش از درد از کنارم رد می شود

00:39:46.929 --> 00:39:49.989
ابوبکر می خواست دیر شود

00:39:49.989 --> 00:39:56.309
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله به او اشاره کرد که جای تو را بگیر

00:39:56.309 --> 00:40:00.309
سپس او را نزد او آوردند و در کنار او نشستند

00:40:00.309 --> 00:40:02.820
عروة بر عایشه گفت

00:40:02.820 --> 00:40:08.980
رسول خدا صلی الله علیه و آله سبکی در خود یافت

00:40:08.980 --> 00:40:09.980
پس بیرون رفت

00:40:09.980 --> 00:40:13.980
سپس ابوبکر مردم را رهبری کرد

00:40:13.980 --> 00:40:17.980
وقتی ابوبکر او را دید، عقب ماند

00:40:17.980 --> 00:40:22.139
همانطور که هستی به او اشاره کرد

00:40:22.139 --> 00:40:29.139
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله در کنار ابوبکر نشست

00:40:29.139 --> 00:40:36.269
ابوبکر با دعای رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز می خواند.

00:40:36.269 --> 00:40:40.269
مردم با دعای ابوبکر نماز می خوانند

00:40:40.269 --> 00:40:42.559
و در روایت ترمذی

00:40:42.559 --> 00:40:46.719
عایشه رضی الله عنها گفت

00:40:46.719 --> 00:40:55.719
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در هنگام بیماری پشت سر ابوبکر نماز می خواند که در آن هنگام نشسته درگذشت.

00:40:55.719 --> 00:41:04.940
مردن و اراده

00:41:04.940 --> 00:41:09.940
اصحاب متوجه شدند که گرم ترین و آخرین لحظه است

00:41:09.940 --> 00:41:13.159
اینجا عباس بن عبدالمطلب است

00:41:13.159 --> 00:41:20.159
به علی گفت که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در شرف مرگ است

00:41:20.159 --> 00:41:22.699
به روایت ابن عباس

00:41:22.699 --> 00:41:26.699
علی بن ابی طالب رضی الله عنه

00:41:26.699 --> 00:41:33.699
از محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خارج شد در حالی که از دنیا رفت.

00:41:33.699 --> 00:41:35.900
و مردم گفتند

00:41:35.900 --> 00:41:37.900
یا ابوالحسن

00:41:37.900 --> 00:41:42.900
چگونه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شد؟

00:41:42.900 --> 00:41:45.119
و او گفت

00:41:45.119 --> 00:41:48.119
خدا را شکر که بی گناه شد

00:41:48.119 --> 00:41:53.380
پس عباس بن عبدالمطلب دست او را گرفت و به او گفت

00:41:53.380 --> 00:41:57.500
به خدا بعد از سه روز نوکر چوبی

00:41:57.500 --> 00:42:03.570
به خدا قسم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را می بینم

00:42:03.570 --> 00:42:07.570
او از این درد خواهد مرد

00:42:07.570 --> 00:42:12.659
من چهره بنی عبدالمطلب را هنگام مرگ می شناسم

00:42:12.659 --> 00:42:17.760
ما را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله ببر

00:42:17.760 --> 00:42:22.110
اجازه بدهید از او درباره این موضوع بپرسیم

00:42:22.110 --> 00:42:25.110
اگر در درون ما باشد، آن را می دانیم

00:42:25.110 --> 00:42:30.110
اگر شخص دیگری باشد به او یاد می دهیم و به ما توصیه می کند

00:42:30.110 --> 00:42:32.300
علی گفت

00:42:32.300 --> 00:42:38.300
به خدا قسم از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم درخواست کردیم

00:42:38.300 --> 00:42:43.300
پس هر کس آن را دریغ کند مردم پس از او آن را به او نمی دهند

00:42:43.300 --> 00:42:51.010
به خدا سوگند من از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم درخواست نمی کنم

00:42:51.010 --> 00:42:57.010
عبدالرحمن بن ابی بکر بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد می شود

00:42:57.010 --> 00:43:03.010
آنقدر سنگين شدند كه حضرت صلي الله عليه و آله نتوانست حرف بزند

00:43:03.010 --> 00:43:05.230
عایشه گفت

00:43:05.230 --> 00:43:11.360
عبدالرحمن بن ابی بکر با سیواک که با آن نشسته بود وارد شد

00:43:11.360 --> 00:43:16.619
رسول خدا صلی الله علیه و آله به او نگاه کرد

00:43:16.619 --> 00:43:21.679
به او گفت: ای عبدالرحمن این سیواک را به من بده.

00:43:21.679 --> 00:43:26.710
به من داد و من به او دادم و بعد جویدم

00:43:26.710 --> 00:43:31.739
پس آن را به رسول خدا صلی الله علیه و آله دادم

00:43:31.739 --> 00:43:35.739
بنابراین او را در حالی که به سینه ام تکیه داده بود بردم

00:43:35.739 --> 00:43:39.159
داستان دیگر ظاهر می شود

00:43:39.159 --> 00:43:44.159
حال پیامبر صلی الله علیه و آله در آن زمان چگونه بود؟

00:43:44.159 --> 00:43:46.539
عایشه گفت

00:43:46.539 --> 00:43:51.739
علی عبدالرحمن با سیواک در دست وارد شد

00:43:51.739 --> 00:43:56.829
من یاور رسول خدا صلی الله علیه و آله هستم

00:43:56.829 --> 00:43:59.829
دیدم که به او نگاه می کند

00:43:59.829 --> 00:44:02.929
می دانستم که او سیواک را دوست دارد

00:44:02.929 --> 00:44:05.929
پس گفتم برات میگیرم

00:44:05.929 --> 00:44:10.250
سرش را به نشانه تبریک تکان داد

00:44:10.250 --> 00:44:13.409
بنابراین آن را گرفتم و بدتر شد

00:44:13.409 --> 00:44:16.409
و من گفتم: "اشکال نداره."

00:44:16.409 --> 00:44:19.570
سرش را به نشانه تبریک تکان داد

00:44:19.570 --> 00:44:21.570
آن را سنگ چخماق بزنید

00:44:21.570 --> 00:44:27.019
پس گرایش بر پیامبر صلی الله علیه و آله ظاهر شد

00:44:27.019 --> 00:44:32.019
او رضی الله عنه تصمیم گرفت برای صحابه نامه بنویسد

00:44:32.019 --> 00:44:36.019
پس از او هرگز گمراه نخواهد شد

00:44:36.019 --> 00:44:38.239
ابن عباس گفت

00:44:38.239 --> 00:44:42.239
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد

00:44:42.239 --> 00:44:44.239
مردانی در خانه هستند

00:44:44.239 --> 00:44:48.269
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

00:44:48.269 --> 00:44:51.269
آیا می توانم برای شما کتاب بنویسم؟

00:44:51.269 --> 00:44:54.429
پس از او گمراه نخواهید شد

00:44:54.429 --> 00:44:56.429
برخی از آنها گفتند

00:44:56.429 --> 00:44:59.429
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:44:59.429 --> 00:45:01.429
درد بر او چیره شد

00:45:01.429 --> 00:45:03.429
و شما قرآن دارید

00:45:03.429 --> 00:45:06.429
کتاب خدا ما را بس است

00:45:06.429 --> 00:45:09.590
اهل خانه با هم مخالفت کردند و نزاع کردند

00:45:09.590 --> 00:45:11.590
برخی از آنها می گویند

00:45:11.590 --> 00:45:16.590
بیایید تا برای شما کتابی بنویسد که پس از آن گمراه نشوید

00:45:16.590 --> 00:45:20.780
برخی از آنها چیز دیگری می گویند

00:45:20.780 --> 00:45:23.780
وقتی حرف و اختلافشان را زیاد کردند

00:45:23.780 --> 00:45:27.780
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:45:27.780 --> 00:45:30.170
بلند شو

00:45:30.170 --> 00:45:33.170
داستان کتاب روز پنجشنبه اتفاق افتاد

00:45:33.170 --> 00:45:37.170
قبل از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:45:37.170 --> 00:45:39.170
در چهار روز

00:45:39.170 --> 00:45:43.170
به روایت سعید بن جبیر

00:45:43.170 --> 00:45:44.170
او گفت

00:45:44.170 --> 00:45:46.170
ابن عباس گفت

00:45:46.170 --> 00:45:48.170
روز پنجشنبه

00:45:48.170 --> 00:45:50.170
و پنجشنبه چیست؟

00:45:50.170 --> 00:45:55.199
درد رسول خدا صلی الله علیه و آله شدت گرفت

00:45:55.199 --> 00:45:57.199
و او گفت

00:45:57.199 --> 00:46:00.199
پیش من بیا تا برایت نامه بنویسم

00:46:00.199 --> 00:46:04.579
پس از او هرگز گمراه نخواهی شد

00:46:04.579 --> 00:46:07.579
و به گفته بخاری در کتاب «جهاد».

00:46:07.579 --> 00:46:09.579
ابن عباس گفت

00:46:09.579 --> 00:46:10.579
روز پنجشنبه

00:46:10.579 --> 00:46:13.579
و پنجشنبه چیست؟

00:46:13.579 --> 00:46:17.579
سپس گریه کرد تا اینکه اشک هایش سرخ شد

00:46:17.579 --> 00:46:19.679
و او گفت

00:46:19.679 --> 00:46:25.679
رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز پنج شنبه درد شدیدی داشت

00:46:25.679 --> 00:46:27.679
و او گفت

00:46:27.679 --> 00:46:31.739
برای من نامه بیاور تا برایت بنویسم

00:46:31.739 --> 00:46:34.739
پس از او هرگز گمراه نخواهی شد

00:46:34.739 --> 00:46:36.840
پس با هم دعوا کردند

00:46:36.840 --> 00:46:40.840
با پیامبر نباید اختلاف کرد

00:46:40.840 --> 00:46:43.030
و او گفت

00:46:43.030 --> 00:46:47.030
رسول خدا صلی الله علیه و آله را ترک کرد

00:46:47.030 --> 00:46:49.260
او گفت

00:46:49.260 --> 00:46:50.260
اجازه بده

00:46:50.260 --> 00:46:55.260
آنچه در آن هستم بهتر از آن چیزی است که تو مرا به آن فرا می خوانی

00:46:55.260 --> 00:46:58.539
پس از مرگش سه چیز را وصیت کرد

00:46:58.539 --> 00:47:02.900
مشرکان را از جزیرة العرب بیرون کنید

00:47:02.900 --> 00:47:07.929
من به همان شکلی که به آنها اجازه می دادم، اجازه می دهم

00:47:07.929 --> 00:47:09.929
و سومی را فراموش کردم

00:47:09.929 --> 00:47:14.630
طلحه بن مسریف روایت کرده که گفت:

00:47:14.630 --> 00:47:18.630
از عبدالله بن ابی عوفه رضی الله عنه پرسیدم

00:47:18.630 --> 00:47:23.630
آیا پیامبر صلی الله علیه و آله توصیه کرده است؟

00:47:23.630 --> 00:47:25.820
و او گفت نه

00:47:25.820 --> 00:47:26.820
پس گفتم

00:47:26.820 --> 00:47:29.820
وصیت نامه بر مردم چگونه نوشته شد؟

00:47:29.820 --> 00:47:32.949
یا دستور دادند وصیت کردند

00:47:32.949 --> 00:47:33.949
او گفت

00:47:33.949 --> 00:47:36.949
کتاب خدا را توصیه کرد

00:47:36.949 --> 00:47:43.340
عایشه نظر عبدالله بن ابی عوفه رضی الله عنها بود

00:47:43.340 --> 00:47:50.429
رسول خدا صلی الله علیه و آله امر خاصی را سفارش نکرده است

00:47:50.429 --> 00:47:52.530
و او گفت

00:47:52.530 --> 00:47:54.530
در مورد شیرها گفت

00:47:54.530 --> 00:48:00.530
به عایشه اشاره کردند که علی رضی الله عنه وصی است

00:48:00.530 --> 00:48:02.530
و او گفت

00:48:02.530 --> 00:48:04.530
کی توصیه کرد؟

00:48:04.530 --> 00:48:07.559
او را به سینه ام تکیه دادم

00:48:07.559 --> 00:48:09.559
یا اون گفت

00:48:09.559 --> 00:48:10.559
سنگ من

00:48:10.559 --> 00:48:12.590
پس او خواستار ظلم شد

00:48:12.590 --> 00:48:15.780
او در دامان من زن شد

00:48:15.780 --> 00:48:18.780
من احساس نمی کردم که او مرده است

00:48:18.780 --> 00:48:21.780
کی توصیه کرد؟

00:48:21.780 --> 00:48:28.260
رسول خدا صلی الله علیه و آله در آن لحظات سخت بود

00:48:28.260 --> 00:48:31.260
او از اضطراب شدید رنج می برد

00:48:31.260 --> 00:48:34.260
به روایت عایشه و ابن عباس

00:48:34.260 --> 00:48:38.420
از عایشه و ابن عباس فرمود:

00:48:38.420 --> 00:48:43.579
وقتی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد

00:48:43.579 --> 00:48:47.579
شروع کرد به انداختن خامیسه روی صورتش

00:48:47.579 --> 00:48:49.579
اگر او غمگین است

00:48:49.579 --> 00:48:51.579
صورتش را آشکار کرد

00:48:51.579 --> 00:48:54.619
و او چنین می گوید

00:48:54.619 --> 00:48:58.619
لعنت خدا بر یهود و مسیحیان باد

00:48:58.619 --> 00:49:02.619
قبور پیامبرانشان را مسجد می گرفتند

00:49:02.619 --> 00:49:05.869
مراقب کارهایی که انجام می دهند باشید

00:49:05.869 --> 00:49:07.869
عایشه گفت

00:49:07.869 --> 00:49:10.869
اگر نبود قبرش برجسته می شد

00:49:10.869 --> 00:49:13.869
می ترسید از آن به عنوان مسجد استفاده شود

00:49:13.869 --> 00:49:16.219
اسامه بن زید نقل می کند

00:49:16.219 --> 00:49:20.219
ماجرای عقد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

00:49:20.219 --> 00:49:22.219
تیپ تهاجم او

00:49:22.219 --> 00:49:24.380
و او می گوید

00:49:24.380 --> 00:49:28.380
زمانی که بر رسول خدا صلی الله علیه و آله تکلیف شد

00:49:28.380 --> 00:49:32.639
مردم سقوط کردند و شهر سقوط کرد

00:49:32.639 --> 00:49:36.639
پس بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدم

00:49:36.639 --> 00:49:40.699
زنگ زد و او حرفی نزد

00:49:40.699 --> 00:49:43.699
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:49:43.699 --> 00:49:47.699
دست هایش را روی من می گذارد و آنها را بلند می کند

00:49:47.699 --> 00:49:50.699
پس فهمیدم که برایم دعا می کند

00:49:50.699 --> 00:49:54.309
از ام سلمه رضی الله عنه

00:49:54.309 --> 00:49:58.309
که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:49:58.309 --> 00:50:02.440
او در هنگام بیماری می گفت که در آن مرده است

00:50:02.440 --> 00:50:06.440
دعا و آنچه که دست راست شما دارد

00:50:06.440 --> 00:50:12.889
به گفتنش ادامه می دهد تا زبانش پر شود

00:50:12.889 --> 00:50:16.980
در روایت انس بن مالک فرمود:

00:50:16.980 --> 00:50:21.980
عموماً دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله بود

00:50:21.980 --> 00:50:23.980
وقتی مرگ به سراغش آمد

00:50:23.980 --> 00:50:27.110
خودش را غرغره می کند

00:50:27.110 --> 00:50:31.110
دعا و آنچه که دست راست شما دارد

00:50:31.110 --> 00:50:34.590
ذکوان، خدمتکار عایشه، نقل می کند

00:50:34.590 --> 00:50:39.590
عایشه رضی الله عنها می گفت:

00:50:39.590 --> 00:50:42.590
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:50:42.590 --> 00:50:45.590
گوشه ای در دستانش بود

00:50:45.590 --> 00:50:48.590
یا جعبه ای حاوی چیزی

00:50:48.590 --> 00:50:50.820
عمر شک دارد

00:50:50.820 --> 00:50:53.820
بنابراین او شروع به گذاشتن دست خود در آب کرد

00:50:53.820 --> 00:50:56.820
صورتش را با آن پاک می کند و می گوید

00:50:56.820 --> 00:50:59.820
خدایی جز خدا نیست

00:50:59.820 --> 00:51:02.820
مرگ مستی دارد

00:51:02.820 --> 00:51:06.880
بعد دستش را بلند کرد و شروع کرد به گفتن

00:51:06.880 --> 00:51:09.940
در بالا رفیق

00:51:09.940 --> 00:51:15.940
تا اینکه گرفت و دستش رضی الله عنه کج شد

00:51:15.940 --> 00:51:20.389
از جمله مواردی که پیامبر صلی الله علیه و آله به آن مبتلا شد

00:51:20.389 --> 00:51:22.389
در دستان مرگ او

00:51:22.389 --> 00:51:25.389
آنچه از عبدالرحمن بن عوف نقل شده است

00:51:25.389 --> 00:51:27.550
او گفت

00:51:27.550 --> 00:51:31.550
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفت

00:51:31.550 --> 00:51:33.550
گفتند

00:51:33.550 --> 00:51:36.550
ای رسول خدا، حسنا

00:51:36.550 --> 00:51:38.619
او گفت

00:51:38.619 --> 00:51:43.619
من به شما دو مهاجر اول را توصیه می کنم

00:51:43.619 --> 00:51:46.710
و بعد از آنها فرزندانشان

00:51:46.710 --> 00:51:48.710
مگر اینکه انجام دهید

00:51:48.710 --> 00:51:52.940
هیچ مبادله و عدالتی از شما پذیرفته نمی شود

00:51:52.940 --> 00:51:58.940
عایشه سعی می کند پیامبر صلی الله علیه و آله را دلداری دهد

00:51:58.940 --> 00:52:02.320
پس جن گیر بر او خوانده می شود

00:52:02.320 --> 00:52:05.320
عروة بن الزبیر روایت می کند که گفت:

00:52:05.320 --> 00:52:09.320
عایشه رضی الله عنها به من گفت

00:52:09.320 --> 00:52:14.320
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله شکایت کرد

00:52:14.320 --> 00:52:18.320
او خود را با جن گیری نفرین کرد

00:52:18.320 --> 00:52:20.320
با دستش پاکش کرد

00:52:20.320 --> 00:52:24.349
وقتی از دردی که در آن جان باخت شکایت کرد

00:52:24.349 --> 00:52:28.349
او با جن گیری شروع به تخلیه نفس کرد

00:52:28.349 --> 00:52:30.349
که داشت نفس میکشید

00:52:30.349 --> 00:52:35.349
و از طرف او دست پیامبر صلی الله علیه و آله را مسح کن

00:52:35.349 --> 00:52:40.900
با تشدید بیماری برای پیامبر صلی الله علیه و آله

00:52:40.900 --> 00:52:42.900
فاطمه گریه می کند

00:52:42.900 --> 00:52:45.900
چنانکه انس بن مالک نقل می کند

00:52:45.900 --> 00:52:48.280
انس گفت

00:52:48.280 --> 00:52:52.280
زمانی که پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم سنگینی می کرد

00:52:52.280 --> 00:52:54.280
او را وادار کرد که خودش را بپوشاند

00:52:54.280 --> 00:52:57.469
فاطمه سلام الله علیها فرمود

00:52:57.469 --> 00:53:00.659
و ناراحتی پدرش

00:53:00.659 --> 00:53:02.659
به او گفت

00:53:02.659 --> 00:53:07.369
پدرت دیگر مضطرب نخواهد شد

00:53:07.369 --> 00:53:12.369
مادر مؤمنان صفیه رضی الله عنه گیج شد

00:53:12.369 --> 00:53:15.369
سپس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد

00:53:15.369 --> 00:53:18.369
ناراحتم از بیماریش و چه بلایی سرش آمده است

00:53:18.369 --> 00:53:21.369
چنانکه زید بن اسلم نقل می کند

00:53:21.369 --> 00:53:23.369
و او می گوید

00:53:23.369 --> 00:53:27.500
همسران پیامبر صلی الله علیه و آله جمع شدند

00:53:27.500 --> 00:53:30.500
در طول بیماری که در آن درگذشت

00:53:30.500 --> 00:53:33.500
و همسرانش نزد او جمع شدند

00:53:33.500 --> 00:53:36.719
صفیه بنت حوی گفت:

00:53:36.719 --> 00:53:39.820
به خدا سوگند ای پیامبر خدا

00:53:39.820 --> 00:53:43.940
کاش اونی که تو رو ساخت مال من باشه

00:53:43.940 --> 00:53:46.940
پس همسرانش به او چشمکی زدند

00:53:46.940 --> 00:53:49.070
و او گفت

00:53:49.070 --> 00:53:51.170
آدامس جویدن

00:53:51.170 --> 00:53:53.170
بنابراین ما از هر چیزی گفتیم

00:53:53.170 --> 00:53:55.230
و او گفت

00:53:55.230 --> 00:53:57.230
چه کسی به شما چشمکی زد؟

00:53:57.230 --> 00:54:00.230
قسم می خورم که او صادق است

00:54:00.230 --> 00:54:03.679
گویی خدا از او راضی بود

00:54:03.679 --> 00:54:07.679
از فراقش غمگین شدم

00:54:07.679 --> 00:54:11.840
چنان که ذیب روایت می کند می گوید:

00:54:11.840 --> 00:54:13.840
وقتی آمد

00:54:13.840 --> 00:54:16.840
یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله

00:54:16.840 --> 00:54:18.840
صفیه گفت

00:54:18.840 --> 00:54:20.840
ای رسول خدا

00:54:20.840 --> 00:54:25.869
هر یک از زنان شما خانواده ای دارد که باید به آنها مراجعه کنید

00:54:25.869 --> 00:54:28.900
و خانواده ام را تخلیه کردی

00:54:28.900 --> 00:54:31.900
اگر این اتفاق افتاده است، پس برای چه کسی؟

00:54:31.900 --> 00:54:34.099
او گفت

00:54:34.099 --> 00:54:39.369
به علی بن ابی طالب

00:54:39.369 --> 00:54:46.219
آخرین زمزمه های نبوی

00:54:46.219 --> 00:54:48.219
این آخرین لحظات است

00:54:48.219 --> 00:54:51.219
آسمان از زمین بریده شده است

00:54:51.219 --> 00:54:54.440
و موجودات تنها می روند

00:54:54.440 --> 00:54:58.440
شما بدون پیامبر و رسول با حوادث روبرو می شوید

00:54:58.440 --> 00:55:04.730
مردم پیامبران و فرستادگانی داشتند که بر آنان حکومت و هدایت می کردند

00:55:04.730 --> 00:55:08.889
امروز آخرین پیام اومد

00:55:08.889 --> 00:55:10.889
و پیامبر خاتم

00:55:10.889 --> 00:55:13.889
بعد از او پیامبری نیست

00:55:13.889 --> 00:55:19.500
ام ایمن جوجه کشی پیامبر صلی الله علیه و آله است

00:55:19.500 --> 00:55:23.500
این قطع ارتباط بین آسمان و زمین است

00:55:23.500 --> 00:55:27.590
و این اسکیزوفرنی شروع شده است

00:55:27.590 --> 00:55:32.590
مگر اینکه التزام به قرآن و سنت رویکرد امت باشد

00:55:32.590 --> 00:55:36.590
مسیر او در یک مسیر طولانی و طولانی است

00:55:37.260 --> 00:55:41.260
انس بن مالک رضی الله عنه روایت کرده که گفت

00:55:41.260 --> 00:55:49.519
ابوبکر رضی الله عنه پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله به عمر گفت.

00:55:49.519 --> 00:55:53.519
ما را نزد ام ایمن ببرید تا او را ملاقات کنیم

00:55:53.519 --> 00:55:58.519
رسول خدا صلی الله علیه و آله او را زیارت می کرد

00:55:58.519 --> 00:56:02.650
وقتی کارمان تمام شد، او گریه کرد

00:56:02.650 --> 00:56:06.809
به او گفت: چه چیزی تو را به گریه می‌اندازد؟

00:56:06.809 --> 00:56:11.809
آنچه خدا دارد برای رسولش صلی الله علیه و آله بهتر است

00:56:11.809 --> 00:56:13.940
و او گفت

00:56:13.940 --> 00:56:23.030
گریه نمی کنم اگر ندانم آنچه نزد خداست برای رسول خدا صلی الله علیه و آله بهتر است.

00:56:23.030 --> 00:56:28.030
اما من گریه می کنم که وحی از بهشت قطع شده است

00:56:28.030 --> 00:56:31.099
هر دو متاثر شدند و گریه کردند

00:56:31.099 --> 00:56:34.099
با او شروع به گریه کردند

00:56:34.099 --> 00:56:39.670
با عایشه مادر مؤمنان دیدار داریم

00:56:39.670 --> 00:56:43.670
چنان که او از اهل بیت او بیشتر خبر مرگ او را نقل می کرد

00:56:43.670 --> 00:56:48.670
شاهد گرم ترین و جدیدترین شرایط است

00:56:48.670 --> 00:56:50.829
بنابراین او می گوید

00:56:50.829 --> 00:56:57.059
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمودند و درست است

00:56:57.059 --> 00:57:00.179
هیچ پیامبری دستگیر نشد

00:57:00.179 --> 00:57:04.179
تا اینکه جایگاه خود را در بهشت می بیند

00:57:04.179 --> 00:57:07.179
سپس او زندگی می کند یا یک انتخاب دارد

00:57:07.179 --> 00:57:10.380
شکایتی نکرد و دستگیر شد

00:57:10.380 --> 00:57:13.380
سرش روی ران عایشه بود

00:57:13.380 --> 00:57:15.380
بیهوش شد

00:57:15.380 --> 00:57:17.469
وقتی از خواب بیدار شد

00:57:17.469 --> 00:57:20.469
یک نفر به پشت بام خانه نگاه کرد

00:57:20.469 --> 00:57:22.539
سپس گفت

00:57:22.539 --> 00:57:26.570
خدایا در بالاترین همنشین

00:57:26.570 --> 00:57:28.630
پس گفتم

00:57:28.630 --> 00:57:30.630
پس او ما را انتخاب نمی کند

00:57:30.630 --> 00:57:37.019
پس دانستم که حدیثی که به ما می گوید درست است

00:57:37.019 --> 00:57:40.590
در روایت مسلم فرمود:

00:57:40.590 --> 00:57:47.940
این آخرین سخنی بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود

00:57:47.940 --> 00:57:49.940
گفتنش

00:57:49.940 --> 00:57:53.070
خدایا برترین همراه

00:57:53.070 --> 00:57:56.869
خدایا برترین همراه

00:57:56.869 --> 00:57:58.869
آخرین زمزمه ها

00:57:58.869 --> 00:58:01.869
اما حرف آخر

00:58:01.869 --> 00:58:06.869
راه را برای هر مسلمانی که راه خدا را دنبال می کند ترسیم می کند

00:58:06.869 --> 00:58:10.099
حرف آخر است

00:58:10.099 --> 00:58:14.190
یا عبد با همنشین برتر است

00:58:14.190 --> 00:58:18.190
یا پست ترین همراه را انتخاب می کند

00:58:18.190 --> 00:58:21.219
آیا آنها برابر هستند؟

00:58:21.219 --> 00:58:24.510
خدایا برترین همراه

00:58:24.510 --> 00:58:28.510
تا پیامبر صلی الله علیه و آله امت خود را تعلیم دهد

00:58:28.510 --> 00:58:32.510
او در سخت ترین و سنگین ترین لحظات خود است

00:58:32.510 --> 00:58:35.510
حتی اگر عمر طولانی باشد

00:58:35.510 --> 00:58:37.510
از آن به تلخی لذت ببرید

00:58:37.510 --> 00:58:39.510
تا پایان

00:58:39.510 --> 00:58:42.579
پس با همنشین برتر باشید

00:58:42.579 --> 00:58:46.800
خدایا برترین همراه

00:58:46.800 --> 00:58:50.800
تا زمانی که آنجا هستید، مرگ شما را فرا خواهد گرفت

00:58:50.800 --> 00:58:53.800
در راه رسیدن به یاران برتر

00:58:53.800 --> 00:58:57.929
پس به یاری خداوند متعال خواهید بود

00:58:57.929 --> 00:59:05.929
با کسانی که خداوند در میان انبیا برکت داده است

00:59:05.929 --> 00:59:14.929
و صالحان و شهدا و صالحان

00:59:14.929 --> 00:59:23.019
و آن ها همراهان خوبی هستند

00:59:23.019 --> 00:59:31.070
از آخرین سخنانی که پیامبر صلی الله علیه و آله در حال مرگ زمزمه کرد.

00:59:31.070 --> 00:59:36.070
آنچه را انس بن مالک رضی الله عنه روایت کرده است، گفت

00:59:36.070 --> 00:59:41.199
آخرین وصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله بود

00:59:41.199 --> 00:59:44.199
آن را در سینه اش غرغره می کند

00:59:44.199 --> 00:59:47.199
و زبانش از آن لبریز نمی شد

00:59:47.199 --> 00:59:49.199
دعای نماز

00:59:49.199 --> 00:59:54.230
در آنچه در اختیار دارید از خدا بترسید

00:59:54.230 --> 00:59:59.579
در روایت دیگری از عایشه رضی الله عنها می فرماید:

00:59:59.579 --> 01:00:02.809
این یکی از نعمت های خداوند بر من است

01:00:02.809 --> 01:00:08.809
رسول خدا صلی الله علیه و آله در خانه من وفات یافت

01:00:08.809 --> 01:00:12.809
و در روزگار من و بین جادوی من و آزادی من

01:00:12.809 --> 01:00:17.969
و خداوند به هنگام مرگش آب دهان مرا با آب دهان او در هم آمیخت

01:00:17.969 --> 01:00:22.059
عبدالرحمن با سیواک در دست وارد شد

01:00:22.059 --> 01:00:27.130
من یاور رسول خدا صلی الله علیه و آله هستم

01:00:27.130 --> 01:00:30.190
دیدم که به او نگاه می کند

01:00:30.190 --> 01:00:33.260
می دانستم که او سیواک را دوست دارد

01:00:33.260 --> 01:00:36.349
پس گفتم برات میگیرم

01:00:36.349 --> 01:00:39.380
سرش را به نشانه بله تکان داد

01:00:39.380 --> 01:00:41.380
پس خوردمش

01:00:41.380 --> 01:00:43.380
برای او شدیدتر شد

01:00:43.380 --> 01:00:47.510
و من گفتم: "اشکال نداره."

01:00:47.510 --> 01:00:50.510
سرش را به نشانه بله تکان داد

01:00:50.510 --> 01:00:53.510
فلینت به او دستور داد

01:00:53.510 --> 01:00:57.510
در دستان او کاسه ای حاوی آب است

01:00:57.510 --> 01:01:00.639
بنابراین او شروع به گذاشتن دست خود در آب کرد

01:01:00.639 --> 01:01:04.639
صورتش را با آنها پاک می کند و می گوید

01:01:04.639 --> 01:01:07.639
خدایی جز خدا نیست

01:01:07.639 --> 01:01:10.639
مرگ مستی دارد

01:01:10.639 --> 01:01:15.900
در روایت حکیم از قاسم بن محمد آمده است

01:01:15.900 --> 01:01:17.900
داشت اتفاق می افتاد

01:01:17.900 --> 01:01:20.900
کلام الله مجید را تلاوت کرد

01:01:20.900 --> 01:01:29.150
درد مرگ با حقیقت آمد

01:01:29.150 --> 01:01:37.280
این همان چیزی است که شما از آن منحرف می شدید

01:01:37.280 --> 01:01:40.460
سپس گفت

01:01:40.460 --> 01:01:46.500
عایشه، مادر مؤمنان رضی الله عنها به من گفت:

01:01:46.500 --> 01:01:50.500
رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم

01:01:51.500 --> 01:01:55.500
او یک فنجان آب در آن دارد

01:01:55.500 --> 01:01:58.500
دستش را داخل لیوان می کند

01:01:58.500 --> 01:02:02.500
بعد صورتش را با آب پاک می کند و می گوید

01:02:02.500 --> 01:02:07.559
خدایا کمکم کن در سختی مرگ

01:02:07.559 --> 01:02:09.750
عایشه گفت

01:02:09.750 --> 01:02:17.780
دردی را برای کسی سختتر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ندیده ام

01:02:23.309 --> 01:02:30.099
عباده بن السامط رضی الله عنه روایت می کند

01:02:30.099 --> 01:02:34.099
که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند

01:02:34.099 --> 01:02:40.289
کسی که لقاء الله را دوست دارد دیدار با خدا را نیز دوست دارد

01:02:40.289 --> 01:02:43.800
از عایشه رضی الله عنها

01:02:43.800 --> 01:02:47.800
ایشان رضی الله عنه فرمودند

01:02:47.800 --> 01:02:51.900
هیچ پیامبری دستگیر نشد

01:02:51.900 --> 01:02:54.900
تا اینکه جایگاه خود را در بهشت می بیند

01:02:54.900 --> 01:02:58.440
از ابومویبه رضی الله عنه

01:02:58.440 --> 01:03:03.440
یکی از بنده های رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت

01:03:03.440 --> 01:03:08.440
رسول خدا صلی الله علیه و آله در شب بیهوش شد

01:03:08.440 --> 01:03:10.440
و او گفت

01:03:10.440 --> 01:03:12.440
ای ابومویهبه

01:03:12.440 --> 01:03:17.500
به من امر شده است که برای اهل بقیع استغفار کنم.

01:03:17.500 --> 01:03:21.659
پس با او بیرون رفتم تا به بقیع رسیدیم.

01:03:22.659 --> 01:03:26.659
دستانش را بلند کرد و برای مدت طولانی برایشان طلب بخشش کرد

01:03:26.659 --> 01:03:28.760
سپس گفت

01:03:28.760 --> 01:03:34.760
باشد که آنچه شما برای شما آسان تر از آنچه مردم شده اند

01:03:34.760 --> 01:03:39.980
آزمایش ها مانند تکه های یک شب تاریک از راه رسیده است

01:03:39.980 --> 01:03:42.980
آخرین مورد اول را دنبال می کند

01:03:42.980 --> 01:03:46.980
آخرت بدتر از اولی است

01:03:46.980 --> 01:03:49.500
ای ابومویهبه

01:03:50.619 --> 01:03:56.619
کلید گنج های این دنیا و جاودانگی در آن به من داده شده است

01:03:56.619 --> 01:03:58.849
بعد بهشت

01:03:58.849 --> 01:04:00.849
بنابراین من بین آن را انتخاب کردم

01:04:00.849 --> 01:04:04.849
بین ملاقات پروردگارم و بهشت

01:04:04.849 --> 01:04:06.010
پس گفتم

01:04:06.010 --> 01:04:08.010
ای رسول خدا

01:04:08.010 --> 01:04:11.010
پدر و مادرم فدای تو باد

01:04:11.010 --> 01:04:17.010
پس کلیدهای گنج های دنیا و جاودانگی در آن و سپس بهشت را بردار

01:04:17.010 --> 01:04:19.139
و او گفت

01:04:19.139 --> 01:04:22.139
سوگند، ابومویحیبه

01:04:22.139 --> 01:04:26.139
من ملاقات با پروردگارم و بهشت را انتخاب کردم

01:04:26.139 --> 01:04:31.619
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت

01:04:31.619 --> 01:04:33.840
وقتی شد

01:04:33.840 --> 01:04:39.610
با درد او شروع شد که خدا او را در آن گرفت

01:04:39.610 --> 01:04:41.610
دوشنبه میاد

01:04:41.610 --> 01:04:47.800
سنگین ترین روزهای خاطره ملت برای ملت

01:04:47.800 --> 01:04:51.800
روزی که پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفت

01:04:51.800 --> 01:04:56.960
روزی که تصمیم گرفت به سمت رفیق بالا حرکت کند

01:04:56.960 --> 01:05:00.409
دوشنبه میاد

01:05:00.409 --> 01:05:05.630
در حالی که مسلمانان در نماز صبح روز دوشنبه هستند

01:05:05.630 --> 01:05:08.630
ابوبکر برایشان دعا می کند

01:05:08.630 --> 01:05:14.659
هیچ کس جز رسول خدا صلی الله علیه و آله آنها را غافلگیر نکرد

01:05:14.659 --> 01:05:18.789
پوشش اتاق عایشه آشکار شد

01:05:18.789 --> 01:05:22.789
در حالی که در صفوف نماز بودند به آنها نگاه کرد

01:05:22.789 --> 01:05:26.300
بعد می خندد

01:05:26.300 --> 01:05:30.300
ابوبکر روی پاشنه های خود برگشت تا به خط رسید

01:05:30.300 --> 01:05:35.530
او گمان می کرد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

01:05:35.530 --> 01:05:38.880
می خواهد برای نماز برود بیرون

01:05:38.880 --> 01:05:42.880
مسلمانان می ترسند در نمازشان وسوسه شوند

01:05:42.880 --> 01:05:48.139
خوشا به حال رسول خدا صلی الله علیه و آله

01:05:48.139 --> 01:05:54.139
رسول خدا صلی الله علیه و آله با دست به آنها اشاره کرد

01:05:54.139 --> 01:05:57.389
تا نمازت تمام شود

01:05:57.389 --> 01:06:01.710
سپس وارد اتاق شد و پرده را پایین آورد

01:06:01.710 --> 01:06:04.710
آخرین لبخند بود

01:06:04.710 --> 01:06:07.710
آخرین روز دنیا بود

01:06:07.710 --> 01:06:10.710
و روز اول آخرت

01:06:10.710 --> 01:06:14.710
همانطور که می گفت خدا از او راضی باشد

01:06:14.710 --> 01:06:19.940
او رضی الله عنه در خانه من درگذشت

01:06:19.940 --> 01:06:23.940
و در روزگار من و بین جادوی من و آزادی من

01:06:23.940 --> 01:06:30.320
و خداوند به هنگام مرگش آب دهان مرا با آب دهان او در هم آمیخت

01:06:30.320 --> 01:06:34.320
علی عبدالرحمن با سیواک در دست وارد شد

01:06:34.320 --> 01:06:39.349
من یاور رسول خدا صلی الله علیه و آله هستم

01:06:39.349 --> 01:06:42.510
دیدم که به او نگاه می کند

01:06:42.510 --> 01:06:45.510
می دانستم که او سیواک را دوست دارد

01:06:45.510 --> 01:06:48.639
پس گفتم برات میگیرم

01:06:48.639 --> 01:06:52.800
سرش را به نشانه تبریک تکان داد

01:06:52.800 --> 01:06:54.860
پس خوردمش

01:06:54.860 --> 01:06:56.860
برای او شدیدتر شد

01:06:56.860 --> 01:06:59.900
و من گفتم: "اشکال نداره."

01:06:59.900 --> 01:07:03.019
سرش را به نشانه تبریک تکان داد

01:07:03.019 --> 01:07:05.019
آن را سنگ چخماق بزنید

01:07:05.019 --> 01:07:09.440
بنابراین او به بهترین شکلی که منتظر بود منتظر آن بود

01:07:09.440 --> 01:07:12.440
سپس آن را به من داد

01:07:12.440 --> 01:07:16.500
بعد دستش را بلند کرد و شروع کرد به گفتن

01:07:16.500 --> 01:07:19.500
در بالا رفیق

01:07:19.500 --> 01:07:24.539
تا اینکه گرفت و دستش رضی الله عنه کج شد

01:07:24.539 --> 01:07:28.539
سپس رضی الله عنه فوت کرد

01:07:28.539 --> 01:07:35.340
خدا رحمتش کند به سوی بالاترین همنشین حرکت می کند

01:07:35.340 --> 01:07:39.400
خوب زنده و خوب مرده

01:07:39.400 --> 01:07:42.559
اون دوشنبه بود

01:07:42.559 --> 01:07:47.559
سیاه ترین روزها برای مسلمانان

01:07:47.559 --> 01:07:50.559
دوشنبه

01:07:50.559 --> 01:07:52.880
و جهان ساکت می شود

01:07:52.880 --> 01:07:54.880
او در جهان هستی ساکن است

01:07:54.880 --> 01:07:56.880
و صداها آرام می شوند

01:07:56.880 --> 01:07:59.880
و خبر بهشت قطع می شود

01:07:59.880 --> 01:08:05.909
جبرئیل قضیه عزیز را متوقف می کند

01:08:05.909 --> 01:08:08.909
رویداد مهم رخ می دهد

01:08:08.909 --> 01:08:12.909
با رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

01:08:12.909 --> 01:08:15.070
اصحاب گریه می کنند

01:08:15.070 --> 01:08:17.069
و عمر مجازات می شود

01:08:17.069 --> 01:08:20.069
مرگ به واقعیت تبدیل می شود

01:08:20.069 --> 01:08:26.390
و تمام خانه های شهر طعم تلخ مرگ را چشیدند

01:08:26.390 --> 01:08:35.520
همه عزیزان سعی می کنند خبر رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را از افکار خود بیرون کنند.

01:08:35.520 --> 01:08:41.520
باور نمی کنند که او رضی الله عنه فوت کرده باشد

01:08:41.520 --> 01:08:47.279
تأثير رحلت ايشان رضي الله عنه

01:08:47.279 --> 01:08:51.279
بر صحابه که خداوند از آنان راضی باشد

01:08:51.279 --> 01:08:58.310
روح پاک عروج می کند

01:08:58.310 --> 01:09:01.310
عایشه را نخواهی یافت که خدا از او راضی باشد

01:09:01.310 --> 01:09:06.310
بهتر از بوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

01:09:06.310 --> 01:09:11.310
چون روحش قبض شود سلام و درود بر او باد

01:09:11.310 --> 01:09:14.659
می گوید خدا از او راضی باشد

01:09:14.659 --> 01:09:16.859
وقتی خودش را ترک کرد

01:09:16.859 --> 01:09:20.859
من تا به حال رایحه ای دلپذیرتر پیدا نکرده ام

01:09:20.859 --> 01:09:23.920
چنین روح خوبی

01:09:23.920 --> 01:09:27.020
این بوی خوشمزه

01:09:27.020 --> 01:09:32.020
روح محمد صلی الله علیه و آله است

01:09:32.020 --> 01:09:37.239
مهربان بود رضی الله عنه

01:09:37.239 --> 01:09:40.590
فاطمه عزادار پدرش است

01:09:40.590 --> 01:09:45.659
ای پدر، او دعوت خدا را اجابت کرد

01:09:45.659 --> 01:09:51.010
ای پدر، جایگاه او از بهشت بهشت است

01:09:51.010 --> 01:09:56.170
پدر، به جبرئیل عزادار او هستیم

01:09:56.170 --> 01:10:01.520
ای پدر، او دعوت خدا را اجابت کرد

01:10:01.520 --> 01:10:06.710
ای پدر، از جانب پروردگارش آنچه در پایین است

01:10:06.710 --> 01:10:11.899
ای پدر به بهشت بهشت که جایگاه اوست

01:10:11.899 --> 01:10:17.029
پدر، به جبرئیل عزادار او هستیم

01:10:17.029 --> 01:10:21.609
جای زخم به دوستان نشت می کند

01:10:21.609 --> 01:10:23.609
و در مورد آن زمزمه می کنند

01:10:23.609 --> 01:10:25.609
و اخبار را تحت فشار قرار می دهند

01:10:25.609 --> 01:10:28.609
آنها نمی خواهند او را باور کنند

01:10:28.609 --> 01:10:32.859
پیامبر صلی الله علیه و آله نمی میرد

01:10:32.859 --> 01:10:36.859
خبر دسیسه منافقین است

01:10:36.859 --> 01:10:42.859
هرکس مدعی مرگ پیامبر صلی الله علیه و آله باشد، باید محاکمه شود

01:10:42.859 --> 01:10:47.180
عایشه رضی الله عنها می گوید

01:10:47.180 --> 01:10:51.380
یک روز سرش روی شانه من بود

01:10:51.380 --> 01:10:55.380
سرش به سمت من کج شد

01:10:55.380 --> 01:10:59.500
بنابراین فکر کردم او چیزی از سر من می خواهد

01:10:59.500 --> 01:11:03.600
اسپرم سرد از دهانش بیرون آمد

01:11:03.600 --> 01:11:06.600
بنابراین در سوراخ گلویم افتادم

01:11:06.600 --> 01:11:09.699
پوستم گزگز شد

01:11:09.699 --> 01:11:12.699
فکر کردم بیهوش شده

01:11:12.699 --> 01:11:15.699
به او لباس پوشیدم

01:11:15.699 --> 01:11:19.890
سپس عمر و مغیره بن شعبه آمدند

01:11:19.890 --> 01:11:21.890
پس اجازه بگیرید

01:11:21.890 --> 01:11:23.890
بنابراین به آنها اجازه دادم

01:11:23.890 --> 01:11:26.890
و حجاب به سمت من کشیده شد

01:11:26.890 --> 01:11:30.050
عمر به او نگاه کرد و گفت

01:11:30.050 --> 01:11:32.050
و بیهوش شد

01:11:32.050 --> 01:11:38.140
رسول خدا صلی الله علیه و آله چه سخت غش کرد

01:11:38.140 --> 01:11:40.180
سپس او برخاست

01:11:40.180 --> 01:11:43.180
وقتی به در نزدیک شدند

01:11:43.180 --> 01:11:45.180
المغیره گفت

01:11:45.180 --> 01:11:51.619
ای عمر رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت

01:11:51.619 --> 01:11:57.619
عایشه نمی خواهد باور کند که او رضی الله عنه فوت کرده است

01:11:57.619 --> 01:12:03.750
وقتی سرش رضی الله عنه به سمت سرش خم شد

01:12:03.750 --> 01:12:06.750
پس از انتخاب پروردگارش تکیه می کند

01:12:06.750 --> 01:12:08.750
بعد از اینکه او زمزمه می کند

01:12:08.750 --> 01:12:11.750
در بالا رفیق

01:12:11.750 --> 01:12:14.779
و بعد از اینکه او هم زمزمه کرد

01:12:14.779 --> 01:12:17.779
پس او ما را انتخاب نمی کند

01:12:17.779 --> 01:12:21.100
با وجود این همه خواننده

01:12:21.100 --> 01:12:28.100
اما او نمی خواهد باور کند که او رضی الله عنه فوت کرده است

01:12:28.100 --> 01:12:35.390
عمر رضی الله عنه به زیارت پیامبر صلی الله علیه و آله می آید

01:12:35.390 --> 01:12:38.390
او را مرده می بیند

01:12:38.390 --> 01:12:42.460
همه نشانه ها این را نشان می دهد

01:12:42.460 --> 01:12:47.460
اما او این ایده را پیش می برد و توهم غش کردن را دارد

01:12:47.460 --> 01:12:49.489
و بیهوش شد

01:12:49.489 --> 01:12:55.489
چقدر سخت است فریب رسول خدا صلی الله علیه و آله

01:12:55.489 --> 01:13:00.939
عمر با هر کس آن را زمزمه کند اعلام جنگ می کند

01:13:00.939 --> 01:13:03.939
پس اونی که اینو اعلام میکنه چی؟

01:13:03.939 --> 01:13:08.130
هنگامی که مغیره بن شعبه رضی الله عنه می فرماید:

01:13:08.130 --> 01:13:13.130
که رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا رفت

01:13:13.130 --> 01:13:17.189
عمر که از طوفان آشفته شده بود با او روبرو می شود

01:13:17.189 --> 01:13:19.189
دروغ گفتم

01:13:19.189 --> 01:13:22.189
بلکه شما مردی هستید که احساس وسوسه می کنید

01:13:22.189 --> 01:13:25.420
سپس عمر رضی الله عنه از دنیا رفت

01:13:25.420 --> 01:13:31.420
مردم درباره رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله زمزمه کردند

01:13:31.420 --> 01:13:34.479
چقدر سریع گفت

01:13:34.479 --> 01:13:40.510
به خدا قسم رسول خدا صلی الله علیه و آله نمرده است

01:13:40.510 --> 01:13:44.510
به خدا هیچ اتفاقی برای من نمی افتد جز این

01:13:44.510 --> 01:13:47.510
خدا او را بفرستد

01:13:47.510 --> 01:13:51.510
بگذار دست و پای مردان را قطع کنند

01:13:51.510 --> 01:13:53.829
بعد می گوید

01:13:53.829 --> 01:13:58.829
رسول خدا صلی الله علیه و آله نمی میرد

01:13:58.829 --> 01:14:03.829
تا اینکه خداوند متعال منافقان را نابود کند

01:14:03.829 --> 01:14:08.899
از عمر به چیزی مربوط به پیامبر صلی الله علیه و آله تعبیر شده است

01:14:08.899 --> 01:14:11.899
برای آنچه بر موسی علیه السلام گذشت

01:14:11.899 --> 01:14:14.899
از خروج تا وقت معین پروردگارش

01:14:14.899 --> 01:14:16.899
و او می گوید

01:14:16.899 --> 01:14:24.899
من نشنیدم کسی بگوید که محمد صلی الله علیه و آله مرده است

01:14:24.899 --> 01:14:29.899
محمد صلی الله علیه و آله نمرده است

01:14:29.899 --> 01:14:35.899
اما پروردگارش همانگونه که به سوی موسی مبعوث شد، به سوی او فرستاد

01:14:35.899 --> 01:14:39.899
چهل شب نزد قومش ماند

01:14:39.899 --> 01:14:43.279
هر چه عمر می گوید

01:14:43.279 --> 01:14:46.279
بلکه شما مردی هستید که احساس وسوسه می کنید

01:14:46.279 --> 01:14:51.439
بگذار دست و پای مردان را قطع کنند

01:14:51.439 --> 01:14:56.659
تا خداوند منافقان را هلاک نکند نمی میرد

01:14:56.659 --> 01:15:01.890
پروردگارش همان گونه که برای موسی فرستاد، نزد او فرستاد

01:15:01.890 --> 01:15:05.050
هر چه عمر می گوید

01:15:05.050 --> 01:15:10.050
اما او حقیقت دردناک را نخواهد گفت

01:15:10.050 --> 01:15:13.529
تا اینکه ابوبکر آمد

01:15:13.529 --> 01:15:17.850
او از خانه اش در سنه به اسبی نزدیک شد

01:15:17.850 --> 01:15:20.850
تا اینکه پایین آمد و وارد مسجد شد

01:15:20.850 --> 01:15:23.850
او با مردم صحبت نکرد

01:15:23.850 --> 01:15:28.850
تا اینکه بر عایشه رضی الله عنها وارد شد

01:15:28.850 --> 01:15:32.850
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تیمم کرد

01:15:32.850 --> 01:15:36.850
او در لباسی لکه دار پیچیده شده است

01:15:36.850 --> 01:15:38.850
او چهره ای را نشان داد

01:15:38.850 --> 01:15:43.880
سپس بر او تکیه داد و او را بوسید و گریست

01:15:43.880 --> 01:15:47.880
سپس گفت: پدر و مادرم فدای تو باد

01:15:47.880 --> 01:15:52.880
به خدا سوگند خداوند دو مرگ را برای شما جمع نمی کند

01:15:52.880 --> 01:15:55.979
و اما مرگی که برای تو نوشته شد

01:15:55.979 --> 01:15:57.979
او درگذشت

01:15:57.979 --> 01:16:05.520
سپس فرمود: ما از آن خداییم و به سوی او باز خواهیم گشت

01:16:05.520 --> 01:16:10.649
رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت

01:16:10.649 --> 01:16:15.060
سپس سر نزد او آمد و آن را برگرداند

01:16:15.060 --> 01:16:19.060
پیشانی اش را بوسید و بعد گفت

01:16:19.060 --> 01:16:21.060
چه پیامبری

01:16:21.060 --> 01:16:23.260
سپس سرش را بلند کرد

01:16:23.260 --> 01:16:25.260
سپس آن را پیچاندیم

01:16:25.260 --> 01:16:29.260
پیشانی اش را بوسید و بعد گفت

01:16:29.260 --> 01:16:31.260
و صفیه

01:16:31.260 --> 01:16:35.289
بعد سرش را بلند کرد و کج کرد

01:16:35.289 --> 01:16:38.289
پیشانی اش را بوسید و گفت

01:16:38.289 --> 01:16:40.289
دوست

01:16:40.289 --> 01:16:45.289
رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت

01:16:45.289 --> 01:16:48.510
پس به مسجد رفت

01:16:48.510 --> 01:16:50.510
عمر با مردم صحبت می کند

01:16:50.510 --> 01:16:53.510
گفت: بنشین.

01:16:53.510 --> 01:16:56.510
عمر از نشستن امتناع کرد

01:16:56.510 --> 01:16:59.510
گفت: بنشین.

01:16:59.510 --> 01:17:01.510
از نشستن امتناع کرد

01:17:01.510 --> 01:17:04.510
پس ابوبکر شهادت داد

01:17:04.510 --> 01:17:08.670
پس مردم به او روی آوردند و عمر را ترک کردند

01:17:08.670 --> 01:17:11.670
گفت: ای مردم!

01:17:11.670 --> 01:17:15.670
کدام یک از شما محمد را می پرستد؟

01:17:15.670 --> 01:17:18.670
محمد مرده

01:17:18.670 --> 01:17:21.770
و هر که خدا را عبادت کند

01:17:21.770 --> 01:17:25.800
زیرا خداوند زنده است و نمی میرد

01:17:25.800 --> 01:17:29.960
خداوند متعال فرمود

01:17:29.960 --> 01:17:32.960
و چه محمدی

01:17:32.960 --> 01:17:36.960
جز یک پیام رسان

01:17:36.960 --> 01:17:40.960
قبل از او از دنیا رفته بود

01:17:40.960 --> 01:17:43.250
رسولان

01:17:43.250 --> 01:17:46.250
اگر مرد

01:17:46.250 --> 01:17:49.250
یا کشته شده

01:17:49.250 --> 01:17:52.250
تو به من تبدیل شدی

01:17:52.250 --> 01:17:55.539
باسن تو

01:17:55.539 --> 01:17:58.539
و چه کسی می چرخد؟

01:17:58.539 --> 01:18:01.539
روی پاشنه هایش

01:18:01.539 --> 01:18:06.539
و هر کس به هر نحوی خدا را آزار دهد

01:18:06.539 --> 01:18:14.619
و خداوند به شکرگزاران پاداش خواهد داد

01:18:14.619 --> 01:18:16.619
ابن عباس گفت

01:18:16.619 --> 01:18:19.619
به خدا قسم که مردم

01:18:19.619 --> 01:18:23.619
نمی دانستند که خداوند متعال

01:18:23.619 --> 01:18:25.619
این آیه نازل شد

01:18:25.619 --> 01:18:28.689
مگر زمانی که ابوبکر آن را خواند

01:18:28.689 --> 01:18:32.939
پس همه مردم آن را از او دریافت کردند

01:18:32.939 --> 01:18:37.359
او نشنید که کسی آن را بخواند

01:18:37.359 --> 01:18:39.359
عمر گفت

01:18:39.359 --> 01:18:44.359
به خدا سوگند من فقط خواندن آن را از ابوبکر شنیدم

01:18:44.359 --> 01:18:49.390
بنابراین نازا شدم تا اینکه پاهایم نتوانست مرا تحمل کند

01:18:49.390 --> 01:18:54.460
با شنیدن خواندنش روی زمین افتادم

01:18:54.460 --> 01:19:00.810
متوجه شدم پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفته است

01:19:00.810 --> 01:19:02.810
عایشه گفت

01:19:02.810 --> 01:19:09.029
در نامزدی آنها خطبه ای نبود جز اینکه به نفع خدا بود

01:19:09.029 --> 01:19:12.029
عمر مردم را ترسانده است

01:19:12.029 --> 01:19:15.029
همانا در میان آنها نفاق است

01:19:15.029 --> 01:19:18.220
خداوند به آنها پاسخ داد

01:19:18.220 --> 01:19:22.220
سپس ابوبکر مردم را هدایت کرد

01:19:22.220 --> 01:19:25.220
حقوقی که به آنها تعلق می گیرد را به آنها نشان دهید

01:19:25.220 --> 01:19:28.449
و بیرون رفتند و آن را تلاوت کردند

01:19:28.449 --> 01:19:35.449
محمد جز فرستاده ای نیست و پیش از او نیز فرستادگانی از دنیا رفته اند

01:19:35.449 --> 01:19:41.510
اگر بمیرد یا کشته شود، شما به عقب برگردید

01:19:41.510 --> 01:19:48.510
هر کس پاشنه خود را بچرخاند به خدا ضرری نمی رساند

01:19:48.510 --> 01:19:51.510
و خداوند به شکرگزاران پاداش خواهد داد

01:19:51.510 --> 01:19:58.340
عمر در آن زمان معتقد بود که محمد مرده است

01:19:58.340 --> 01:20:02.340
ام سلمه هنوز ایمان نیاورده است

01:20:02.340 --> 01:20:11.600
گفت: من به رحلت رسول خدا ایمان نیاوردم تا اینکه وعاظ را شنیدم

01:20:13.779 --> 01:20:17.779
پیامبر صلی الله علیه و آله غسل کرد

01:20:17.779 --> 01:20:21.779
او را کفن کردند و بر او نماز خواندند و دفن کردند

01:20:21.779 --> 01:20:29.539
اصحاب از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله در شگفت شدند

01:20:29.539 --> 01:20:35.659
آنها هیچ سرنخی نداشتند که باید چه کار کنند

01:20:35.659 --> 01:20:42.210
آنها از مرگ او شوکه شدند، زیرا خبر بدتر از بزرگان آنها بود

01:20:42.210 --> 01:20:47.210
این عمر رضی الله عنه است که چندی پیش با ما گذشت

01:20:47.210 --> 01:20:50.369
از قبل نگو

01:20:50.369 --> 01:20:56.460
ابوبکر می گوید در حالی که گریه می کند و حق را به تنهایی تحمل می کند

01:20:56.460 --> 01:21:00.819
او آن را تحمل می کند و مردم را تحمل می کند

01:21:00.819 --> 01:21:06.390
رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت

01:21:06.390 --> 01:21:10.390
رویدادها مملو از مردم شریف است

01:21:10.390 --> 01:21:14.579
این شهر همچنان حاوی نفاق و مردمانش است

01:21:14.579 --> 01:21:18.649
مردم در جهل تازه وارد هستند

01:21:18.649 --> 01:21:21.739
و چه هزاران حکم دردناک

01:21:21.739 --> 01:21:24.739
شنیدن و اطاعت عادت ندارد

01:21:24.739 --> 01:21:30.260
قبل از اینکه خداوند دین جدید را به آنها برکت دهد

01:21:30.260 --> 01:21:37.260
اصحاب رضی الله عنه مشغول صف آرایی مردم در اطراف یک نفر بودند

01:21:37.260 --> 01:21:40.260
برایشان دعا می کند

01:21:40.260 --> 01:21:44.260
بر اساس نیاز مسلمانان است

01:21:44.260 --> 01:21:49.899
آنها را در یک دل و یک کلمه متحد می کند

01:21:49.899 --> 01:21:52.899
صحابه آن موضوع را تمام کردند

01:21:52.899 --> 01:21:57.899
سپس رو به رسول خدا صلی الله علیه و آله کرد

01:21:57.899 --> 01:22:01.899
برای شستن او کفن کنید و دفن کنید

01:22:01.899 --> 01:22:07.500
حقیقت تلخ اجتناب ناپذیر است

01:22:07.500 --> 01:22:13.600
اصحاب در امر غسل و دفن او سردرگم شدند

01:22:13.600 --> 01:22:16.600
عایشه رضی الله عنها می گوید

01:22:16.600 --> 01:22:21.760
وقتی می خواستند پیامبر صلی الله علیه و آله را بشویند

01:22:21.760 --> 01:22:25.760
گفتند: به خدا سوگند ما نمی دانیم.

01:22:25.760 --> 01:22:33.760
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را همانگونه که مردگان خود را برهنه می کنیم.

01:22:33.760 --> 01:22:36.760
یا با لباسش بشوریم؟

01:22:36.760 --> 01:22:38.859
زمانی که اختلاف نظر داشتند

01:22:38.859 --> 01:22:41.859
خدا آنها را بخواباند

01:22:41.859 --> 01:22:48.020
حتی یک مرد هم در میان آنها نیست مگر چانه بر سینه اش

01:22:48.020 --> 01:22:52.050
سپس یک سخنران از کنار خانه با آنها صحبت کرد

01:22:52.050 --> 01:22:55.050
آنها نمی دانند او کیست

01:22:55.050 --> 01:23:00.050
پیامبر صلی الله علیه و آله لباس او را شست

01:23:00.050 --> 01:23:05.340
پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتند

01:23:05.340 --> 01:23:09.340
پس او را با پیراهن شستند

01:23:09.340 --> 01:23:12.340
روی پیراهن آب می ریزند

01:23:12.340 --> 01:23:17.340
بدون دست با پیراهن می مالند

01:23:17.340 --> 01:23:21.460
عایشه رضی الله عنها می گفت:

01:23:21.460 --> 01:23:25.560
اگر به امورم رسیدگی می کردم، بر نمی گشتم

01:23:25.560 --> 01:23:29.560
هیچ کس جز زنانش آن را نشوید

01:23:29.560 --> 01:23:35.140
علی بن ابی طالب رضی الله عنه روایت کرده که فرمود

01:23:35.140 --> 01:23:39.329
رسول خدا صلی الله علیه و آله را غسل دادم

01:23:39.329 --> 01:23:43.329
پس رفتم ببینم چی مرده

01:23:43.329 --> 01:23:45.329
من چیزی ندیدم

01:23:45.329 --> 01:23:52.329
زنده و مرده بود، رضی الله عنه

01:23:52.329 --> 01:23:57.579
و دفن و دفن او بدون مردم چهار است

01:23:57.579 --> 01:24:02.779
علی، عباس، الفضل و صالح

01:24:02.779 --> 01:24:06.779
بنده ای از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

01:24:06.779 --> 01:24:12.000
و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حدی داشت

01:24:12.000 --> 01:24:16.000
و آجر را روی آن ریخت

01:24:16.000 --> 01:24:20.159
عایشه رضی الله عنها گفت

01:24:20.159 --> 01:24:24.220
رسول خدا صلی الله علیه و آله کفن شد

01:24:24.220 --> 01:24:28.220
با سه لباس سفید

01:24:28.220 --> 01:24:34.289
از کرسف نه پیراهن دارد و نه عمامه

01:24:34.289 --> 01:24:38.579
برای مردم گیج کننده است که او رضی الله عنه

01:24:38.579 --> 01:24:41.579
کفن در تگرگ یمن

01:24:41.579 --> 01:24:44.739
دسته یا جوهر است

01:24:44.739 --> 01:24:46.859
عایشه گفت

01:24:46.859 --> 01:24:49.060
من سرد آمده ام

01:24:49.060 --> 01:24:54.060
اما آن را برگرداندند و او را در آن کفن نکردند

01:24:54.060 --> 01:24:58.439
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد

01:24:58.439 --> 01:25:01.439
با کت و شلوار یمنی

01:25:01.439 --> 01:25:04.439
متعلق به عبدالله بن ابی بکر بود

01:25:04.439 --> 01:25:07.439
سپس آن را برداشتم

01:25:07.439 --> 01:25:10.760
پس عبدالله بن ابی بکر آن را گرفت

01:25:10.760 --> 01:25:13.760
گفت قفلش کن

01:25:13.760 --> 01:25:17.760
تا اینکه خودم را در آن کفن کنم

01:25:17.760 --> 01:25:22.109
از این رو به عایشه آنچه را ذکر کردند ذکر کردند

01:25:22.109 --> 01:25:24.109
او آن را تکذیب کرد و گفت

01:25:24.109 --> 01:25:26.140
در مورد حله

01:25:26.140 --> 01:25:30.140
این یک شبهه در بین مردم نسبت به آن بود

01:25:30.140 --> 01:25:34.140
برای دفن او خریداری شد

01:25:34.140 --> 01:25:36.140
بنابراین کت و شلوار را ترک کردم

01:25:36.140 --> 01:25:38.500
ترمذی گفت

01:25:38.500 --> 01:25:42.590
در کفن پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده است

01:25:42.590 --> 01:25:44.590
روایات مختلف

01:25:44.590 --> 01:25:46.720
و حدیث عایشه

01:25:46.720 --> 01:25:53.720
معتبرترین احادیث منقول در مورد کفن پیامبر صلی الله علیه و آله

01:25:55.100 --> 01:26:02.390
مردم برای دعا برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آماده شدند

01:26:02.390 --> 01:26:05.550
دعای وداع است

01:26:05.550 --> 01:26:13.550
این ملتی است که در اثر رحلت پیامبرش محمد صلی الله علیه و آله داغدار شد

01:26:13.550 --> 01:26:20.100
مردم به گونه ای برای او دعا می کردند که کسی نتواند آنها را رهبری کند

01:26:20.100 --> 01:26:24.739
گفتند: چگونه بر او نماز بخوانیم؟

01:26:24.739 --> 01:26:29.930
گفت: نامه و نامه بیاور.

01:26:29.930 --> 01:26:34.930
از این در وارد می شدند و بر آن نماز می خواندند

01:26:34.930 --> 01:26:37.930
سپس از در دیگر بیرون می روند

01:26:37.930 --> 01:26:40.569
ابن کثیر گفت

01:26:40.569 --> 01:26:42.630
و این عمل است

01:26:42.630 --> 01:26:48.630
فقط بر او نماز می‌خوانند و کسی آنها را بر او نماز نمی‌خواند

01:26:48.630 --> 01:26:52.630
موضوعی است که به اتفاق آرا مورد توافق است و مورد مناقشه نیست

01:26:52.630 --> 01:26:57.180
اینجا شبی است که شهر را با اشک می پوشاند

01:26:57.180 --> 01:27:00.369
ریش و گونه ها را مرطوب می کند

01:27:00.369 --> 01:27:06.659
این فاطمه همسر پیامبر صلی الله علیه و آله است

01:27:06.659 --> 01:27:10.659
گریه می کند و برای رسول خدا پدرش عزاداری می کند

01:27:10.659 --> 01:27:14.010
اینها مادران مؤمنان هستند

01:27:14.010 --> 01:27:18.010
پیامبر عزیز گریه می کند

01:27:18.010 --> 01:27:22.329
به یک واقعیت بزرگ تبدیل شده است

01:27:22.329 --> 01:27:27.329
رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت

01:27:27.329 --> 01:27:33.970
آیا ام سلمه رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله را پذیرفت؟

01:27:33.970 --> 01:27:40.130
آیا باورتان می شود که بعد از آن روز او را نبیند؟

01:27:40.130 --> 01:27:43.739
و پسرهای کوچک خوابیدند

01:27:43.739 --> 01:27:47.800
بقیه مردم اشک ریختند

01:27:47.800 --> 01:27:51.899
شهر در غم غمگینی پوشیده شده بود

01:27:51.899 --> 01:27:54.899
و دلها شکست

01:27:54.899 --> 01:28:02.090
و در شب با صدای زنگ پاک کن و هرالدری او را قطع کرد

01:28:02.090 --> 01:28:05.539
در اینجا تبرها به زمین برخورد می کنند

01:28:05.539 --> 01:28:09.539
شامل مولای پسر آدم شود

01:28:09.539 --> 01:28:13.539
محمد صلی الله علیه و آله و سلم

01:28:13.539 --> 01:28:20.819
آیا ام سلمه به رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله اعتقاد دارد؟

01:28:20.819 --> 01:28:23.270
ام سلمه گفت

01:28:23.270 --> 01:28:29.529
من به رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله اعتقاد نداشتم

01:28:29.529 --> 01:28:33.529
تا اینکه صدای واعظ را شنیدم

01:28:33.529 --> 01:28:36.619
آن سحر روز چهارم بود

01:28:36.619 --> 01:28:41.619
به روایت عایشه رضی الله عنها

01:28:41.619 --> 01:28:47.880
ایشان رضی الله عنه را در محلی که دستگیر کردند به خاک سپردند

01:28:47.880 --> 01:28:51.140
ابوبکر رضی الله عنه گفت

01:28:51.140 --> 01:28:58.199
چیزی از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فراموش کرده بودم

01:28:58.199 --> 01:29:02.619
گفت: خداوند پیامبری نگرفته است

01:29:02.619 --> 01:29:07.619
مگر در جایی که دوست دارد دفن شود

01:29:07.619 --> 01:29:14.380
هنگام دفن آن حضرت زیر نظر رسول خدا صلی الله علیه و آله قرار گرفت

01:29:14.380 --> 01:29:16.380
تاج خروس قرمز

01:29:16.380 --> 01:29:19.670
شقران رضی الله عنه گفت

01:29:19.670 --> 01:29:28.800
به خدا قسم مخمل را زیر دست رسول خدا صلی الله علیه و آله در قبر انداختم.

01:29:28.800 --> 01:29:32.340
در مورد لهد و شق اختلاف داشتند

01:29:32.340 --> 01:29:37.340
تا اینکه در این باره صحبت کردند و صدایشان بلند شد

01:29:37.340 --> 01:29:39.539
عمر گفت

01:29:39.600 --> 01:29:46.600
در حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چه زنده و چه مرده سر و صدا نکنید.

01:29:46.600 --> 01:29:49.600
یا کلمه ای شبیه آن

01:29:49.600 --> 01:29:52.789
بنابراین آنها به اختلاف و الحاد فرستاده شدند

01:29:52.789 --> 01:29:55.789
بعد اون یکی اومد

01:29:55.789 --> 01:30:01.890
برای رسول خدا صلی الله علیه و آله عزاداری کرد و سپس به خاک سپرده شد.

01:30:01.890 --> 01:30:06.979
سنت شد و یارانش از او الگو گرفتند

01:30:06.979 --> 01:30:11.430
سعد بن ابی القص رضی الله عنه گفت

01:30:11.430 --> 01:30:13.430
منو به کسی محدود کن

01:30:13.430 --> 01:30:16.430
و بر روی آجر بنای تاریخی گذاشتند

01:30:16.430 --> 01:30:21.430
همان گونه که با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شد

01:30:21.430 --> 01:30:23.819
قبر بود

01:30:23.819 --> 01:30:27.819
طبق حدیث ابن عباس رضی الله عنه هر دو

01:30:27.819 --> 01:30:32.819
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود

01:30:32.819 --> 01:30:36.979
قبر برای ماست و سختی برای دیگران

01:30:36.979 --> 01:30:42.199
جابر بن عبدالله رضی الله عنه گفت

01:30:42.199 --> 01:30:47.199
پیامبر صلی الله علیه و آله ملحد است

01:30:47.199 --> 01:30:50.199
و آجر روی آن ریخته شد

01:30:50.199 --> 01:30:55.710
رسول خدا صلی الله علیه و آله به خاک سپرده شد

01:30:55.710 --> 01:30:58.710
خاک بر سرش ریختند

01:30:58.710 --> 01:31:02.710
قبر او تقریباً یک دهانه از روی زمین بلند شده بود

01:31:02.710 --> 01:31:05.319
انس گفت

01:31:05.319 --> 01:31:10.350
ما دست خود را از پیامبر صلی الله علیه و آله برنداشتیم

01:31:10.350 --> 01:31:14.350
تا اینکه ما قلب خود را انکار کردیم

01:31:14.350 --> 01:31:17.640
این را ابی بن کعب تأیید کرده است

01:31:17.640 --> 01:31:19.640
او در توضیح آن گفت:

01:31:19.640 --> 01:31:24.800
ما با رسول خدا صلی الله علیه و آله بودیم

01:31:24.800 --> 01:31:27.800
اما صورت ما یکی است

01:31:27.800 --> 01:31:32.960
وقتی او مرد، ما این گونه و آن گونه به نظر می رسیدیم

01:31:32.960 --> 01:31:39.859
انس بن مالک به خانه فاطمه رضی الله عنه زیارت می کند

01:31:39.859 --> 01:31:46.109
گفت: وقتی او را دفن کردیم رضی الله عنه

01:31:46.109 --> 01:31:49.140
از کنار خانه فاطمه گذشتم

01:31:49.140 --> 01:31:52.340
گفت: انس

01:31:52.340 --> 01:32:00.340
خاک بر سر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خشنود شد.

01:32:00.340 --> 01:32:06.779
به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اصرار کردند که خاک بریزد

01:32:06.779 --> 01:32:08.850
و جدایی رخ داد

01:32:08.850 --> 01:32:10.850
و گره شکست

01:32:10.850 --> 01:32:14.850
و خرابه های شهر تاریک شد

01:32:14.850 --> 01:32:20.069
چنانکه انس بن مالک رضی الله عنه می فرماید

01:32:20.069 --> 01:32:27.100
روزی که او مرد، همه چیز از او تیره تر شد

01:32:27.100 --> 01:32:33.869
ایشان رضی الله عنه در شصت و سه سالگی درگذشت

01:32:33.869 --> 01:32:35.869
غیر از این گفته شد

01:32:35.869 --> 01:32:39.100
ترمذی از ابن عباس روایت کرده است

01:32:39.100 --> 01:32:46.130
پیامبر صلی الله علیه و آله در شصت و پنج سالگی از دنیا رفت

01:32:46.130 --> 01:32:49.159
از ابن عباس نیز نقل شده است

01:32:49.159 --> 01:32:56.159
او رضی الله عنه در شصت و سه سالگی از دنیا رفت

01:32:56.159 --> 01:32:58.579
ابن حجر گفت

01:32:58.579 --> 01:33:04.640
اکثریت قبول دارند که سن ایشان رضی الله عنه در زمان وفات بوده است

01:33:04.640 --> 01:33:08.640
او شصت و سه سال داشت

01:33:08.640 --> 01:33:13.529
گریه از جدایی

01:33:13.529 --> 01:33:23.140
یاران شما قبل از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

01:33:23.140 --> 01:33:29.140
زمانی که نشانه های مرگ و نشانه های آن را نشان داد

01:33:29.140 --> 01:33:37.359
انصار گریه کردند که بیماری او را از دیدن او باز داشت.

01:33:37.359 --> 01:33:42.520
فاطمه و عایشه و بقیه مسلمانان گریه کردند

01:33:42.520 --> 01:33:50.060
ابوبکر هنگام بوسیدن پیامبر صلی الله علیه و آله گریه کرد

01:33:50.060 --> 01:33:54.319
اشک های ابن عباس مانند مروارید جاری شد

01:33:54.319 --> 01:33:59.319
هرگاه از پیامبر صلی الله علیه و آله یاد شود

01:33:59.319 --> 01:34:07.829
ام ایمن هنگامی که آن دو صحابه به دیدار او رفتند گریه کرد و هر دو به گریه افتادند

01:34:07.829 --> 01:34:15.220
بر چهره نمازگزاران هنوز مروارید چیده شده است

01:34:15.220 --> 01:34:20.220
هرگاه از پیامبر صلی الله علیه و آله یاد شود

01:34:20.220 --> 01:34:23.409
پس دوستان چطور بودند؟

01:34:23.409 --> 01:34:30.409
از مکان ها و مکان هایی که با او زندگی می کردند می گذرند

01:34:30.409 --> 01:34:39.140
ابوبکر رضی الله عنه پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله به عمر گفت.

01:34:39.140 --> 01:34:43.270
ما را نزد ام ایمن ببرید تا او را ملاقات کنیم

01:34:43.270 --> 01:34:49.270
رسول خدا صلی الله علیه و آله او را زیارت می کرد

01:34:49.270 --> 01:34:53.340
وقتی به او رسید، گریه کرد

01:34:53.340 --> 01:34:56.340
هر دو متاثر شدند و گریه کردند

01:34:56.340 --> 01:35:00.399
او آنها را با او به گریه انداخت

01:35:00.399 --> 01:35:04.909
ابوبکر روزی بر منبر می رود

01:35:04.909 --> 01:35:09.909
او حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله را به یاد می آورد

01:35:09.909 --> 01:35:13.140
در آنها با گفتن

01:35:13.140 --> 01:35:22.359
گفت: می دانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در سال اول چه کرد.

01:35:22.359 --> 01:35:24.489
بعد گریه کردند

01:35:24.489 --> 01:35:27.520
سپس آن را پس گرفت و گریه کردند

01:35:27.520 --> 01:35:30.520
سپس آن را پس گرفت و گریه کردند

01:35:30.520 --> 01:35:34.869
ابن عباس رضی الله عنه گفت

01:35:34.869 --> 01:35:38.899
در روز پنجشنبه و پنجشنبه

01:35:38.899 --> 01:35:43.899
سپس گریست تا اشک هایش خیس از سنگریزه شد

01:35:43.899 --> 01:35:48.130
پس گفتم: ای ابن عباس، پنجشنبه چیست؟

01:35:48.130 --> 01:35:55.189
گفت درد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شدید شد

01:35:55.189 --> 01:35:57.510
و در یک رمان

01:35:57.510 --> 01:36:00.609
سپس اشک هایش را جاری کرد

01:36:00.609 --> 01:36:06.609
تا اینکه روی گونه اش دیدم که شبیه سیستمی از مروارید بود

01:36:06.609 --> 01:36:11.180
آیا سیستم از مروارید بریده شده است؟

01:36:11.180 --> 01:36:15.340
چشم و دل نمازگزاران می گوید

01:36:15.340 --> 01:36:19.340
پدر و مادرم فدای تو باد ای رسول خدا

01:36:19.340 --> 01:36:24.380
بلکه با هر آنچه در عالم هستی محبوب خداست

01:36:24.380 --> 01:36:29.869
و شهر تاریک شد
