WEBVTT

00:00:00.460 --> 00:00:08.580
قصص انبیاء، قصص انبیاء علیهم السلام

00:00:08.580 --> 00:00:13.679
دعای خداوند با آرامش همراه است

00:00:13.679 --> 00:00:19.219
به نفع همه موجودات

00:00:19.219 --> 00:00:24.480
اولوآزمین از جایگاه بالایی برخوردارند

00:00:24.480 --> 00:00:29.480
داستان یوسف علیه السلام

00:00:29.480 --> 00:00:34.140
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:34.140 --> 00:00:37.390
الحمدلله پروردگار جهانیان است

00:00:37.390 --> 00:00:40.390
درود و درود بر پیامبر ما محمد

00:00:40.390 --> 00:00:44.390
و بر همه خانواده و یارانش

00:00:44.390 --> 00:00:46.390
و بعد از

00:00:46.390 --> 00:00:49.869
خداوند ممکن است پس از آن دو چیز پراکنده را با هم جمع کند

00:00:49.869 --> 00:00:53.869
آنها به شدت فکر می کنند که ملاقات نخواهند کرد

00:00:53.869 --> 00:00:56.189
این خانه مناسب است

00:00:56.189 --> 00:01:03.189
عنوانی برای مرحله جدید زندگی پیامبر خدا یوسف علیه السلام باشد

00:01:03.189 --> 00:01:06.219
پس از آزمایشاتی که او پشت سر گذاشت

00:01:06.219 --> 00:01:09.219
از شب های تنهایی گودال

00:01:09.219 --> 00:01:11.219
به شب های تاریک زندان

00:01:11.219 --> 00:01:15.219
و روزهای پر رونق قصر

00:01:15.219 --> 00:01:18.219
و لحظات ویرانگر نزاع

00:01:18.219 --> 00:01:21.260
اینجا یوسف علیه السلام است

00:01:21.260 --> 00:01:24.260
او بر تخت خزانه های مصر می نشیند

00:01:24.260 --> 00:01:27.260
بزرگترین اقتصاد منطقه را اداره می کند

00:01:27.260 --> 00:01:29.260
با آنچه خدا می داند

00:01:29.260 --> 00:01:32.260
و با مهارت اداری نبوی

00:01:32.260 --> 00:01:34.260
الهی

00:01:34.260 --> 00:01:36.260
او حافظ و داناست

00:01:36.260 --> 00:01:41.730
پس از پایان هفت سال رفاه

00:01:41.730 --> 00:01:44.730
که یوسف لوازم را در آن نگهداری می کرد

00:01:44.730 --> 00:01:48.730
و در صورت نیاز غذا را در گوش او فرو کنید

00:01:48.730 --> 00:01:51.760
هفت سال لاغر آمد

00:01:51.760 --> 00:01:53.760
و غذای کمتری

00:01:53.760 --> 00:01:56.760
قحطی کشورها را فرا گرفت

00:01:56.760 --> 00:02:00.819
کاروان های تجار از همه جا می آمدند

00:02:00.819 --> 00:02:02.819
برای تامین مواد غذایی

00:02:02.819 --> 00:02:04.819
از بازار شلوغ مصر

00:02:04.819 --> 00:02:08.889
پس از خشکسالی در کل کشور

00:02:08.889 --> 00:02:10.889
یوسف علیه السلام بود

00:02:10.889 --> 00:02:14.889
تا جایی که ممکن است خزانه اش را به روی همه باز می کند

00:02:14.889 --> 00:02:17.889
به هر کس باری از شتر او داده می شود

00:02:17.889 --> 00:02:21.949
به طوری که غذا بتواند همه دانش آموزان را در خود جای دهد

00:02:21.949 --> 00:02:24.949
برادران یوسف از سرزمین فلسطین آمدند

00:02:24.949 --> 00:02:27.949
پس از آن که از بازار مصر شنیدند

00:02:27.949 --> 00:02:31.949
آنها می خواهند مانند دیگران پول را بگیرند

00:02:31.949 --> 00:02:34.949
خدا می خواهد برادران ظالم را جمع کند

00:02:34.949 --> 00:02:36.949
با برادر مظلومشان

00:02:36.949 --> 00:02:41.050
بعد از سالها دوری و دوری

00:02:41.050 --> 00:02:43.050
هنگامی که بر او وارد شدند

00:02:43.050 --> 00:02:46.050
چشمش به چشمانشان افتاد

00:02:46.050 --> 00:02:47.050
آنها را بشناسید

00:02:47.050 --> 00:02:51.050
حافظه اش او را به سال ها پیش برد

00:02:51.050 --> 00:02:54.080
حیله گری و ظلم آنها را به خاطر بسپار

00:02:54.080 --> 00:02:57.080
خشکی و درشتی آنها

00:02:57.080 --> 00:02:59.080
و آنها بسیارند

00:02:59.080 --> 00:03:02.080
اما آنها منکر او بودند

00:03:02.080 --> 00:03:05.080
او را نشناختند

00:03:05.080 --> 00:03:06.080
فراموشش کردند

00:03:06.080 --> 00:03:09.080
اما مظلومان فراموش نمی کنند

00:03:09.080 --> 00:03:13.009
یوسف علیه السلام آنها را پذیرفت

00:03:13.009 --> 00:03:15.009
با اخلاق بزرگسالی

00:03:15.009 --> 00:03:17.009
او هویت خود را فاش نکرد

00:03:17.009 --> 00:03:20.009
گذشته را به آنها یادآوری نکرد

00:03:20.009 --> 00:03:23.069
روزها برای آن کافی است

00:03:23.069 --> 00:03:26.069
به آنها احترام بگذارید و با آنها مهربان باشید

00:03:26.069 --> 00:03:28.069
از آنها در مورد شرایط آنها پرسید

00:03:28.069 --> 00:03:31.069
و شرایط مردم سخاوتمندی که پشت سر گذاشتند

00:03:31.069 --> 00:03:34.199
در سرزمین مبارک فلسطین

00:03:34.199 --> 00:03:38.199
سپس غذایى را که سهمشان بود به آنها داد

00:03:38.199 --> 00:03:40.199
و به او گفتند

00:03:40.199 --> 00:03:43.199
ما را نیز به پدر و برادرمان ارث بده

00:03:43.199 --> 00:03:46.199
آنها نتوانستند با ما بیایند

00:03:46.199 --> 00:03:49.199
پدرشان خود را از حضور معذور کرد

00:03:49.199 --> 00:03:51.199
و به آنها سهم داد

00:03:51.199 --> 00:03:53.199
اما او به آنها گفت

00:03:53.199 --> 00:03:56.199
دفعه بعد برادرت را بیاور

00:03:56.199 --> 00:03:59.199
سهم شما و آن را به شما می دهم

00:03:59.199 --> 00:04:02.199
آیا مهربانی من را نسبت به خود و دیگران نمی بینید؟

00:04:02.199 --> 00:04:05.199
این برای شما شرط است

00:04:05.199 --> 00:04:08.199
اگر دفعه بعد برای من نیاوردی

00:04:08.199 --> 00:04:11.199
از حضور دریغ نکنید

00:04:11.199 --> 00:04:14.199
من هیچی برات ندارم

00:04:14.199 --> 00:04:17.199
به کشور من یا بازار من نزدیک نشوید

00:04:17.199 --> 00:04:20.199
این پیام مقاله بود

00:04:20.199 --> 00:04:23.199
حرف ها محکم است و امر محکم

00:04:23.199 --> 00:04:26.199
اما دل از اشتیاق و اشتیاق می سوزد

00:04:26.199 --> 00:04:29.199
برای ملاقات با پدر شفیق

00:04:29.199 --> 00:04:33.449
و برادر کامل

00:04:33.449 --> 00:04:36.449
یوسف علیه السلام ترسید که برنگردند

00:04:36.449 --> 00:04:39.449
از احوال، فقر و نیازشان می دانست

00:04:39.449 --> 00:04:42.449
او می ترسید که آنها کمبود کالا را داشته باشند

00:04:42.449 --> 00:04:45.449
که با آن غذا می خرند

00:04:45.449 --> 00:04:48.449
آنها نمی توانند دوباره بیایند

00:04:48.449 --> 00:04:51.449
به بندگانش گفت

00:04:51.449 --> 00:04:54.449
کالاهایی را که آورده بودند برایشان بردند

00:04:54.449 --> 00:04:57.449
بدون اینکه بدانند آن را در کیفشان بگذارند

00:04:57.449 --> 00:05:00.449
شاید وقتی به خانه برگردند آن را ببینند

00:05:00.449 --> 00:05:03.449
و دوباره برمی گردند

00:05:03.449 --> 00:05:06.449
و ارزش غذای آنها را بگیرید

00:05:06.449 --> 00:05:09.449
که از پول خودم گرفتند

00:05:09.449 --> 00:05:12.449
یوسف سخاوتمند است

00:05:12.449 --> 00:05:15.449
او ارزش غذا را از برادرانش نمی گرفت

00:05:15.449 --> 00:05:18.449
که با خود حمل می کردند

00:05:18.449 --> 00:05:21.449
این رفتار بدی است که از پدر و برادرانش بگیرد

00:05:21.449 --> 00:05:24.449
پول برای غذا

00:05:24.449 --> 00:05:27.449
پس به آنها احترام بگذارید و با سوء استفاده روبرو شوید

00:05:27.449 --> 00:05:30.449
برادرانش با او مهربانانه رفتار کردند

00:05:30.449 --> 00:05:34.949
برادران نزد پدر بازگشتند

00:05:34.949 --> 00:05:37.949
گفتند غذا گرفتیم

00:05:37.949 --> 00:05:40.949
آنچه امسال نیاز داریم

00:05:40.949 --> 00:05:43.949
اما ما غذا نمی گیریم

00:05:43.949 --> 00:05:46.949
سال بعد مگر اینکه ما برویم

00:05:46.949 --> 00:05:49.949
برادرمان بن یمین با ماست

00:05:49.949 --> 00:05:52.949
این برای ما شرط است

00:05:52.949 --> 00:05:56.139
پس او را با ما بفرست تا از او محافظت کنیم

00:05:56.139 --> 00:05:59.139
او زخمی شد که بعد از مدت ها خوب نشد

00:05:59.139 --> 00:06:02.139
پدرشان را کشتند

00:06:02.139 --> 00:06:05.139
با درد به آنها گفت

00:06:05.139 --> 00:06:08.139
چگونه می توانم با بن یامین به شما اعتماد کنم؟

00:06:08.139 --> 00:06:11.139
قبلاً برادرش یوسف را به تو سپرده بودم

00:06:11.139 --> 00:06:14.139
صداقتمو از دست دادی

00:06:14.139 --> 00:06:17.139
من او را با شما نمی فرستم

00:06:17.139 --> 00:06:20.139
خداوند او را با حفظش حفظ کند

00:06:20.139 --> 00:06:23.139
او برادرش و ما را از گرسنگی محافظت می کند

00:06:23.139 --> 00:06:26.139
او مهربان ترین رحم کنندگان است

00:06:26.139 --> 00:06:29.139
سکوت کردند و او نتوانست

00:06:29.139 --> 00:06:32.139
پاسخ دادن با چیزی مقصر است

00:06:32.139 --> 00:06:35.980
حجتش ضعیف است برادران فتح

00:06:35.980 --> 00:06:38.980
وسایلشان برای تامین معیشتشان

00:06:38.980 --> 00:06:41.980
که از مصر آوردند

00:06:41.980 --> 00:06:44.980
پولشان را که برای خریدن غذا استفاده می کردند

00:06:44.980 --> 00:06:47.980
به آنها پاسخ داده اند

00:06:47.980 --> 00:06:50.980
آنها خوشحال شدند و با خوشحالی نزد پدر آمدند

00:06:50.980 --> 00:06:53.980
و به او گفتند

00:06:53.980 --> 00:06:56.980
بابا ما بیشتر از این چی میخوایم

00:06:56.980 --> 00:06:59.980
غذا آوردیم

00:06:59.980 --> 00:07:02.980
این کالاها به ما بازگردانده شده است

00:07:02.980 --> 00:07:05.980
این از لطف وزیر به ما است

00:07:05.980 --> 00:07:08.980
حالا این تمام چیزی است که ما می خواهیم

00:07:08.980 --> 00:07:11.980
پس با برادرمان می رویم

00:07:11.980 --> 00:07:14.980
بنابراین ما آبجو را برای همه ما و خانواده هایمان می آوریم

00:07:14.980 --> 00:07:17.980
ما از برادرمان در سفرمان محافظت می کنیم

00:07:17.980 --> 00:07:20.980
ما نیز بر حسب بار شتر او بر پیمانه می افزاییم

00:07:20.980 --> 00:07:23.980
این آسان و آسان برای کسب درآمد است

00:07:23.980 --> 00:07:26.980
آنها پدرشان را به این کار تشویق کردند

00:07:26.980 --> 00:07:29.980
پدر داغدار موافقت کرد

00:07:29.980 --> 00:07:32.980
اما برای آنها شرط است

00:07:32.980 --> 00:07:35.980
تا به او عهد و پیمان های تایید شده بدهند

00:07:36.980 --> 00:07:39.980
و آن را حفظ کنید

00:07:39.980 --> 00:07:43.069
مگر اینکه او را شکست دهند

00:07:43.069 --> 00:07:46.069
وقتی به او عهد و پیمان دادند

00:07:46.069 --> 00:07:49.069
به برادرشان بن یمینه اجازه داد تا با آنها برود

00:07:49.069 --> 00:07:52.459
به بازار مصر

00:07:52.459 --> 00:07:55.459
و ملاقات با وزیرش

00:07:55.459 --> 00:07:58.459
خداوند متعال فرمود

00:07:58.459 --> 00:08:01.459
برادران یوسف آمدند و بر او وارد شدند

00:08:01.459 --> 00:08:04.459
پس آنها را شناخت

00:08:05.459 --> 00:08:08.459
و هنگامی که آنها را آماده کرد

00:08:08.459 --> 00:08:11.459
با دستگاه آنها گفت

00:08:11.459 --> 00:08:14.459
برادرت را برای من بیاور

00:08:14.459 --> 00:08:17.459
از پدرت

00:08:17.459 --> 00:08:20.459
نمی بینی که من هستم؟

00:08:20.459 --> 00:08:23.459
پیمانه را کامل خواهم داد و من بهترین آن دو هستم

00:08:23.459 --> 00:08:26.459
اگر برای من نیاوردی

00:08:26.459 --> 00:08:29.459
من برای شما معیاری ندارم

00:08:29.459 --> 00:08:32.460
و نزدیک نشو

00:08:32.460 --> 00:08:35.460
گفتند شما را می بینیم

00:08:35.460 --> 00:08:38.460
از طرف او، پدرش و ما

00:08:38.460 --> 00:08:41.460
برای انجام دهندگان

00:08:41.460 --> 00:08:44.460
به پسرانش گفت بسازند

00:08:44.460 --> 00:08:47.460
اجناس آنها روی کیفشان است

00:08:47.460 --> 00:08:50.460
شاید او را بشناسند

00:08:50.460 --> 00:08:53.460
شاید او را بشناسند

00:08:53.460 --> 00:08:56.460
اگر به خانواده خود مراجعه کنند

00:08:56.460 --> 00:08:59.460
شاید برگردند

00:08:59.460 --> 00:09:02.460
وقتی نزد پدرشان برگشتند

00:09:02.460 --> 00:09:05.460
گفتند: پدر، منع

00:09:05.460 --> 00:09:08.460
بسه ما

00:09:08.460 --> 00:09:11.460
گفتند: پدر، منع

00:09:11.460 --> 00:09:14.460
ما به اندازه کافی داریم، پس با ما ارسال کنید

00:09:14.460 --> 00:09:17.460
داداش ما داریم حرف میزنیم

00:09:17.460 --> 00:09:20.460
و ما متعلق به او هستیم

00:09:20.460 --> 00:09:23.490
برای نگهبانان

00:09:23.490 --> 00:09:26.490
گفت: آیا به تو اعتماد داشت؟

00:09:26.490 --> 00:09:29.490
به جز این که من به شما اطمینان دادم

00:09:29.490 --> 00:09:32.490
قبلا روی برادرش

00:09:32.490 --> 00:09:35.490
خداوند بهترین حافظ است

00:09:35.490 --> 00:09:38.490
او مهربان ترین رحم کنندگان است

00:09:38.490 --> 00:09:41.490
و چرا

00:09:41.490 --> 00:09:44.490
وسایلشان را باز کردند و پیدا کردند

00:09:44.490 --> 00:09:47.490
کالاهایشان به آنها بازگردانده شد

00:09:47.490 --> 00:09:50.490
گفتند: پدر، ما نمی خواهیم

00:09:50.490 --> 00:09:53.490
این کالای ماست

00:09:53.490 --> 00:09:56.490
او به ما پاسخ داد

00:09:56.490 --> 00:09:59.490
و ما از مردم خود محافظت می کنیم

00:09:59.490 --> 00:10:02.490
و ما از برادرمان محافظت می کنیم

00:10:02.490 --> 00:10:05.490
و وزن شتر را زیاد می کنیم

00:10:05.490 --> 00:10:08.490
این یک معیار آسان است

00:10:08.490 --> 00:10:11.490
گفت من او را با شما نمی فرستم

00:10:11.490 --> 00:10:14.490
تا زمانی که سندی به شما داده شود

00:10:14.490 --> 00:10:17.490
از خدا خواهش میکنم بیا پیش من

00:10:17.490 --> 00:10:20.490
با آن

00:10:20.490 --> 00:10:23.490
جز اینکه در محاصره تو باشم

00:10:23.490 --> 00:10:26.490
وقتی نزد او آمدند

00:10:26.490 --> 00:10:29.490
سند آنها خدا گفته است

00:10:29.490 --> 00:10:32.490
همانطور که می گوییم عامل

00:10:32.490 --> 00:10:36.259
بعد وقتی تصمیم گرفت

00:10:36.259 --> 00:10:39.259
برادران در راهپیمایی به آنها گفت

00:10:39.259 --> 00:10:42.259
پدرشان یعقوب علیه السلام مرشد بود

00:10:42.259 --> 00:10:45.259
و حیف پسرم

00:10:45.259 --> 00:10:48.259
مصر چهار دروازه دارد

00:10:48.259 --> 00:10:51.259
و با تمام درها وارد شوید

00:10:51.259 --> 00:10:54.259
از یک در وارد نشوید

00:10:54.259 --> 00:10:57.259
می گفتند از چشم بد می ترسید

00:10:57.259 --> 00:11:00.259
آنها ده برادر هستند

00:11:00.259 --> 00:11:03.480
چهره آنها به نظر می رسد

00:11:03.480 --> 00:11:06.480
و چشم حق است

00:11:06.480 --> 00:11:09.480
اگر چیزی از قبل بود، چشم مقدم بر آن بود

00:11:09.480 --> 00:11:12.480
چنانکه ایشان رضی الله عنه فرمودند

00:11:12.480 --> 00:11:15.480
پس آنچه را که پدرشان از آنها خواست انجام دادند

00:11:15.480 --> 00:11:18.480
و همانطور که پدرشان به آنها دستور داده است وارد شوند

00:11:18.480 --> 00:11:21.480
تا از خداوند بهره مند شوند

00:11:21.480 --> 00:11:24.480
اگر قدر آنها را بداند

00:11:24.480 --> 00:11:27.480
با این حال حاجتی را که در جان پدر بود برآوردند

00:11:27.480 --> 00:11:30.480
او علیه السلام عالم است

00:11:30.480 --> 00:11:33.480
خدا به او یاد داد

00:11:33.480 --> 00:11:37.309
افراد زیادی آن را نمی دانند

00:11:37.309 --> 00:11:40.309
وقتی دوباره به سرزمین مصر رسیدند

00:11:40.309 --> 00:11:43.309
یوسف علیه السلام آنان را احضار کرد

00:11:44.309 --> 00:11:47.309
و هر دو را در یک خانه بسازید

00:11:47.309 --> 00:11:50.309
برادرشان بنیامین از آنها جدا ماند

00:11:50.309 --> 00:11:53.309
هنگامی که به مکان های خود رفتند

00:11:53.309 --> 00:11:56.309
یوسف برادرش را بدون اطلاع آنها نزد خود برد

00:11:56.309 --> 00:11:59.309
یک دمام به آن اضافه کنید

00:11:59.309 --> 00:12:02.309
برادر عزیز، برادر

00:12:02.309 --> 00:12:05.309
خودش را معرفی کرد و گفت:

00:12:05.309 --> 00:12:08.309
من برادرت یوسف هستم

00:12:08.309 --> 00:12:11.309
ناامید و غمگین نباش

00:12:12.309 --> 00:12:15.409
سپس با او در مورد روشی به توافق رسید

00:12:15.409 --> 00:12:18.409
در مصر نزد او می ماند

00:12:18.409 --> 00:12:21.409
پس یوسف برای پادشاه مصر ساع تعیین کرد

00:12:21.409 --> 00:12:25.210
برادرش رفت و رفت

00:12:25.210 --> 00:12:28.210
روز بعد، برادران آماده شدند

00:12:28.210 --> 00:12:31.210
رفتند و خواستند برگردند

00:12:31.210 --> 00:12:34.210
بعد از اینکه پولشان را گرفتند

00:12:34.210 --> 00:12:37.210
سپس منادی آنها را صدا زد

00:12:37.210 --> 00:12:40.210
ای کاروان کاروان!

00:12:40.210 --> 00:12:43.210
سلام همسفران

00:12:43.210 --> 00:12:46.399
شما دزد هستید

00:12:46.399 --> 00:12:49.399
برادران از این اتهام تعجب کردند

00:12:49.399 --> 00:12:52.429
گفتند شاید در این موضوع سردرگمی وجود داشته باشد

00:12:52.429 --> 00:12:55.429
پس نزد تماس گیرنده آمدند و به او گفتند

00:12:55.429 --> 00:12:58.429
چه چیزی را از دست می دهید؟

00:12:58.429 --> 00:13:01.460
گفت: تاج شاه را از دست می دهیم.

00:13:01.460 --> 00:13:04.460
این سکه گران و قیمتی است

00:13:04.460 --> 00:13:07.460
هر کس خودش به این فکر افتاد

00:13:07.460 --> 00:13:10.460
او علاوه بر سهم خود، بار شتر هم دارد

00:13:10.460 --> 00:13:13.460
من این را به او تضمین می کنم

00:13:13.460 --> 00:13:16.720
برادران با اطمینان پاسخ دادند

00:13:16.720 --> 00:13:19.720
به خدا می دانستی که ما نیامده ایم

00:13:19.720 --> 00:13:22.720
بیایید فساد را در زمین گسترش دهیم

00:13:22.720 --> 00:13:25.720
شما این را از وضعیت ما آموختید

00:13:25.720 --> 00:13:28.720
می گفتند دهانشان را می بندند

00:13:28.720 --> 00:13:31.720
شترهایشان در حال راه رفتن بین مزارع

00:13:31.720 --> 00:13:34.720
و باغهای مصر را که از آنها نخورید

00:13:35.720 --> 00:13:38.720
آنها مقاله خود را با تکذیب کامل تایید کردند

00:13:38.720 --> 00:13:41.820
برای دزدی به آنها گفت

00:13:41.820 --> 00:13:44.820
اگر دزد یکی از شما باشد مجازاتش چیست؟

00:13:44.820 --> 00:13:47.879
و تو دروغگو بودی

00:13:47.879 --> 00:13:50.879
او تماس گیرنده را مسئول Sa' می خواست

00:13:50.879 --> 00:13:53.879
تحت هدایت یوسف علیه السلام

00:13:53.879 --> 00:13:56.879
تا مجازات دزد ثابت شود

00:13:56.879 --> 00:13:59.879
از آنها مطابق قانونشان

00:13:59.879 --> 00:14:02.879
این است که دزد برده شود

00:14:02.879 --> 00:14:05.980
برخلاف قالون الممالک در مصر

00:14:05.980 --> 00:14:08.980
دزد را کتک می زنند و زندانی می کنند

00:14:08.980 --> 00:14:11.980
بنابراین او آن را با آنها جبران کرد

00:14:11.980 --> 00:14:14.980
و گفتند

00:14:14.980 --> 00:14:17.980
ثواب هر که با او صاع پیدا کند

00:14:17.980 --> 00:14:20.980
تا با شما مهربان بمانم

00:14:20.980 --> 00:14:23.980
همه آنها با این حکم تحمیل شده بودند

00:14:23.980 --> 00:14:26.980
سپس بازرسی شروع شد

00:14:26.980 --> 00:14:29.980
در وسایل همه برادران کاروان

00:14:30.980 --> 00:14:33.980
تا به آن مشکوک نشوند

00:14:33.980 --> 00:14:36.980
سپس وقتی به وسایل بن یمین رسید

00:14:36.980 --> 00:14:39.980
یک sa' از آن استخراج کنید

00:14:39.980 --> 00:14:42.980
پس به دست همه برادران افتاد

00:14:42.980 --> 00:14:45.980
نقشه یوسف علیه السلام محقق شد

00:14:45.980 --> 00:14:48.980
این از توطئه خداوند متعال علیه اوست

00:14:48.980 --> 00:14:51.980
پس بن یمین را گرفتند

00:14:51.980 --> 00:14:54.980
از دست برادرانش

00:14:54.980 --> 00:14:58.200
برای ماندن در مصر

00:14:59.200 --> 00:15:02.200
و وقتی وارد شدند

00:15:02.200 --> 00:15:05.200
به یوسف پناه بردند

00:15:05.200 --> 00:15:08.200
برادرش

00:15:08.200 --> 00:15:11.389
گفت من برادرت هستم

00:15:11.389 --> 00:15:14.389
از آنچه بودند ناامید نشوید

00:15:14.389 --> 00:15:17.389
آنها کار می کنند

00:15:17.389 --> 00:15:20.389
وقتی آنها را آماده کرد

00:15:20.389 --> 00:15:23.389
با دستگاه آنها آبیاری کرد

00:15:23.389 --> 00:15:26.389
برادرش از دنیا رفت

00:15:27.389 --> 00:15:30.389
سپس مؤذنى اذان گفت

00:15:30.389 --> 00:15:33.389
ای کاروان تو هستی

00:15:33.389 --> 00:15:36.389
برای دزدها

00:15:36.389 --> 00:15:39.389
گفتند و به آنها نزدیک شدند

00:15:39.389 --> 00:15:42.389
چه چیزی را از دست می دهید؟

00:15:42.389 --> 00:15:45.389
گفتند تاج شاه را از دست می دهیم

00:15:45.389 --> 00:15:48.389
و برای چه کسی آورده است؟

00:15:48.389 --> 00:15:51.389
بار یک شتر

00:15:51.389 --> 00:15:54.389
و برای چه کسی آورده است؟

00:15:54.389 --> 00:15:57.389
بار یک شتر

00:15:57.389 --> 00:16:00.389
و من در او پیشوا هستم

00:16:00.389 --> 00:16:03.389
گفتند: به خدا سوگند آموخته ای.

00:16:03.389 --> 00:16:06.389
ما نیامده ایم که فساد را در زمین گسترش دهیم

00:16:06.389 --> 00:16:09.389
ما دزد نبودیم

00:16:09.389 --> 00:16:12.389
گفتند: ثواب او چیست؟

00:16:12.389 --> 00:16:15.389
اگر شما هستید

00:16:15.389 --> 00:16:18.389
دروغگوها

00:16:18.389 --> 00:16:21.389
گفتند ثوابش از طرف است

00:16:21.389 --> 00:16:24.389
سفر او پاداش اوست

00:16:24.389 --> 00:16:27.389
ستمکاران را این گونه پاداش می دهیم

00:16:27.389 --> 00:16:30.389
پس شروع کرد

00:16:30.389 --> 00:16:33.389
با کاسه هایشان جلوی کاسه برادرش

00:16:33.389 --> 00:16:36.389
سپس آن را استخراج کنید

00:16:36.389 --> 00:16:39.389
از دیگ برادرش

00:16:39.389 --> 00:16:42.389
تقریبا انجام دادیم

00:16:42.389 --> 00:16:45.389
به یوسف

00:16:45.389 --> 00:16:48.389
برادرش را بدهکار نمی کرد

00:16:48.389 --> 00:16:51.389
ما آن را ترک نمی کنیم مگر اینکه او بخواهد

00:16:51.389 --> 00:16:54.649
خدایا

00:16:54.649 --> 00:16:57.649
ما درجه از

00:16:57.649 --> 00:17:00.649
نشاسته می کنیم

00:17:00.649 --> 00:17:03.649
و بالاتر از همه

00:17:03.649 --> 00:17:08.089
او از من شناخت دارد

00:17:08.089 --> 00:17:11.089
برادران نزد من آمدند

00:17:11.089 --> 00:17:14.089
یوسف الوزیر

00:17:14.089 --> 00:17:17.089
آنها به او گفتند و از آنچه بر برادرشان گذشت عذرخواهی کردند

00:17:17.089 --> 00:17:20.089
قبلا یک برادر را از او دزدیده بود

00:17:20.089 --> 00:17:23.089
منظورشان برادرشان یوسف است

00:17:23.089 --> 00:17:26.089
وقتی جوان بود

00:17:26.089 --> 00:17:29.089
او یک بت را دزدید و آن را شکست

00:17:29.089 --> 00:17:32.089
یا به او دروغ گفته اند

00:17:32.089 --> 00:17:35.089
و حسادت تا امروز در جانشان باقی مانده است

00:17:35.089 --> 00:17:38.089
یوسف علیه السلام با خود گفت

00:17:38.089 --> 00:17:41.089
تو در بدترین جا هستی

00:17:41.089 --> 00:17:45.500
خدا بهتر می داند که شما چه چیزی را توصیف می کنید

00:17:45.500 --> 00:17:48.500
شر برادران آنها را به پدرشان وعده داد

00:17:48.500 --> 00:17:51.500
سختی شرایط را احساس کردند

00:17:51.500 --> 00:17:54.500
به یوسف علیه السلام گفتند

00:17:54.500 --> 00:17:57.500
اوه عزیزم

00:17:57.500 --> 00:18:00.500
این پسر یک پسر خیلی پیر دارد

00:18:00.500 --> 00:18:03.500
طاقت جدایی از او را ندارد

00:18:03.500 --> 00:18:06.500
او با او مهربان بود و یکی از ما جای او را گرفت

00:18:06.500 --> 00:18:09.660
ما تو را یکی از نیکوکاران می‌بینیم

00:18:09.660 --> 00:18:12.660
یوسف علیه السلام فرمود

00:18:13.660 --> 00:18:16.660
اگر این کار را بکنیم بی انصافیم

00:18:16.660 --> 00:18:19.910
برادران با او تلاش کردند

00:18:19.910 --> 00:18:22.910
اما تلاش آنها ناموفق بود

00:18:22.910 --> 00:18:25.910
وقتی کار به حد ناامیدی رسید، مستاصل شدند

00:18:25.910 --> 00:18:28.910
اگر به تنهایی منزوی شوند

00:18:28.910 --> 00:18:31.910
با صدای ضعیفی بین خود زمزمه می کنند

00:18:31.910 --> 00:18:34.940
و بزرگترشان گفت

00:18:34.940 --> 00:18:37.940
نمیدونستی پدرت؟

00:18:37.940 --> 00:18:40.940
او از شما عهد و پیمان گرفته است

00:18:40.940 --> 00:18:43.940
حالا چطور با او ملاقات خواهید کرد؟

00:18:43.940 --> 00:18:46.940
جنایت قبلی داری

00:18:46.940 --> 00:18:49.940
در ضایع کردن برادرش یوسف

00:18:49.940 --> 00:18:52.940
اینو فراموش کردی؟

00:18:52.940 --> 00:18:55.940
در مورد من، نمی توانم به عقب برگردم

00:18:55.940 --> 00:18:58.940
به پدرم اینطوری

00:18:58.940 --> 00:19:01.940
من هرگز این سرزمین مصر را ترک نخواهم کرد

00:19:01.940 --> 00:19:04.940
مگر اینکه پدرم آن را به قلب من بفرستد

00:19:04.940 --> 00:19:07.940
یا خدا مرا قضاوت می کند که برادرم را برگردانم

00:19:08.940 --> 00:19:12.619
برگردید برادران من

00:19:12.619 --> 00:19:15.619
به پدرم گفتند چه اتفاقی افتاده است

00:19:15.619 --> 00:19:18.619
و حقیقت را بگو

00:19:18.619 --> 00:19:21.619
به او بگو پسرت دزدی کرده است

00:19:21.619 --> 00:19:24.619
ما فقط آنچه را که شاهد بودیم به شما گفتیم

00:19:24.619 --> 00:19:27.619
و اگر ما را باور ندارید

00:19:27.619 --> 00:19:30.619
پس از مردم مصر بپرسید که ما با چه کسانی بودیم؟

00:19:30.619 --> 00:19:33.619
یا از اهل کاروان که با ما بودند بپرسید

00:19:33.619 --> 00:19:36.619
ما در آنچه می گوییم صادق هستیم

00:19:36.619 --> 00:19:39.900
پس به فلسطین بازگشتند

00:19:39.900 --> 00:19:42.900
آنها به پدرشان گفتند که در مصر چه بر سرشان آمده است

00:19:42.900 --> 00:19:45.900
یعقوب علیه السلام فرمود

00:19:45.900 --> 00:19:48.900
بلکه چیزی زیبا برای روح شما ساخته ام

00:19:48.900 --> 00:19:51.900
و باورش کن

00:19:51.900 --> 00:19:55.000
این کاری است که یوسف علیه السلام کرد

00:19:55.000 --> 00:19:58.000
سپس یعقوب شروع به صبر با خود کرد

00:19:58.000 --> 00:20:01.000
می گوید صبر زیباست

00:20:01.000 --> 00:20:04.000
برای هیچ موجودی شکی نیست

00:20:04.000 --> 00:20:07.000
خداوند همه آنها را به من برساند

00:20:07.000 --> 00:20:10.000
یوسف و برادرش بن یمین

00:20:10.000 --> 00:20:13.000
و برادر بزرگشون

00:20:13.000 --> 00:20:16.450
خداوند بر هر چیزی تواناست

00:20:16.450 --> 00:20:19.509
خداوند متعال فرمود

00:20:19.509 --> 00:20:22.509
گفتند ای عزیز

00:20:22.509 --> 00:20:25.509
او یک پدر دارد

00:20:25.509 --> 00:20:28.509
یک پیرمرد بزرگ

00:20:28.509 --> 00:20:31.509
یک پیرمرد بزرگ

00:20:31.509 --> 00:20:34.509
گفتم خدایا

00:20:34.509 --> 00:20:37.930
گرفتن

00:20:37.930 --> 00:20:40.930
به جز اونایی که پیدا کردیم

00:20:40.930 --> 00:20:43.930
لذت ما با اوست

00:20:43.930 --> 00:20:46.930
به جز اونایی که پیدا کردیم

00:20:46.930 --> 00:20:49.930
لذت ما با اوست

00:20:49.930 --> 00:20:52.930
به راستی که ما ستمکاریم

00:20:52.930 --> 00:20:55.930
وقتی ناامید شدند

00:20:55.930 --> 00:20:59.660
نجد را از او نجات دادند

00:20:59.660 --> 00:21:02.660
بزرگترشان گفت: آیا یاد نگرفتی؟

00:21:02.660 --> 00:21:05.660
که پدرت

00:21:05.660 --> 00:21:08.660
از شما گرفته شده است

00:21:08.660 --> 00:21:11.660
محضری

00:21:11.660 --> 00:21:14.660
از شما گرفته شده است

00:21:14.660 --> 00:21:17.660
مورد اعتماد خداوند

00:21:17.660 --> 00:21:20.660
و قبل از اینکه جواب بدی

00:21:20.660 --> 00:21:23.660
در یوسف، من ترک نمی کنم

00:21:23.660 --> 00:21:26.660
زمین حتی مرا بهانه می گیرد

00:21:26.660 --> 00:21:29.660
پدرم یا خدا برای من حکومت می کند

00:21:29.660 --> 00:21:32.660
او بهترین حاکمان است

00:21:32.660 --> 00:21:35.660
بازگشت به

00:21:35.660 --> 00:21:38.660
پدرت بگو ای پدر ما

00:21:38.660 --> 00:21:41.700
پسرت دزدی کرد

00:21:41.700 --> 00:21:44.700
پس بگو ای پدر ما

00:21:44.700 --> 00:21:47.700
پسرت دزدی کرد

00:21:47.700 --> 00:21:50.700
و آنچه ما شاهد آن بودیم

00:21:50.700 --> 00:21:53.700
به جز آنچه می دانیم

00:21:53.700 --> 00:21:56.700
و ما غیب نبودیم

00:21:56.700 --> 00:21:59.700
نگهبانان

00:21:59.700 --> 00:22:02.700
و از روستایی که در آن بودیم بپرسید

00:22:02.700 --> 00:22:05.700
در آنجا و کاروانی که روبروی ما بود

00:22:05.700 --> 00:22:08.700
در او و ما

00:22:08.700 --> 00:22:11.700
صادقانه بگویم

00:22:11.700 --> 00:22:14.700
گفت: بلکه من از تو پرسیدم.

00:22:14.700 --> 00:22:17.700
خودتون یه سفارش

00:22:17.700 --> 00:22:20.700
پس صبر زیباست

00:22:20.700 --> 00:22:23.700
خدا به من بیاید

00:22:23.700 --> 00:22:26.700
با همه آنها

00:22:26.700 --> 00:22:30.910
او دانا و حکیم است

00:22:30.910 --> 00:22:35.289
و برای یک سوال کننده

00:22:35.289 --> 00:22:38.289
تا بپرسم جوزف چطور خواهد بود؟

00:22:38.289 --> 00:22:41.289
درود بر او که با پدرم چنین کاری بکنم

00:22:41.289 --> 00:22:44.289
چرا درباره او به پدرش نگفت؟

00:22:44.289 --> 00:22:47.289
چرا برادرش را با علمش زندانی کرد؟

00:22:47.289 --> 00:22:50.289
پدرش برایش سخت می دید

00:22:50.289 --> 00:22:53.289
این نافرمانی و قطع پیوندهای خویشاوندی است

00:22:53.289 --> 00:22:56.349
و عدم دلسوزی

00:22:56.349 --> 00:22:59.349
جواب این را خدا داناتر است

00:22:59.349 --> 00:23:02.349
او این کار را به دستور خداوند متعال انجام داد

00:23:02.349 --> 00:23:05.349
به او دستور داد تا بر مصیبتش بیفزاید

00:23:05.349 --> 00:23:08.349
یعقوب علیه السلام

00:23:08.349 --> 00:23:11.349
پاداش او دو برابر خواهد شد

00:23:11.349 --> 00:23:15.759
او را به صفوف پدرانش ملحق می کند

00:23:15.759 --> 00:23:18.759
بقیه صحبت ها انشاالله

00:23:18.759 --> 00:23:21.759
و خدا داناتر است

00:23:21.759 --> 00:23:24.759
الحمدلله پروردگار جهانیان است

00:23:24.759 --> 00:23:27.759
خداوند بر پیامبر ما محمد صلوات بفرستد

00:23:27.759 --> 00:23:32.519
و بر همه خانواده و یارانش

00:23:32.519 --> 00:23:35.519
با داستان انبیا بودی

00:23:35.519 --> 00:23:46.900
خدا رسید
