1 00:00:00,000 --> 00:00:03,000 بسم الله الرحمن الرحیم 2 00:00:15,320 --> 00:00:18,320 انجمن مواضع خشنود است 3 00:00:18,320 --> 00:00:22,320 تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم 4 00:00:22,320 --> 00:00:25,320 نوشته عبدالرحمن رفعت الباشا 5 00:00:25,320 --> 00:00:27,350 خدا رحمتش کند 6 00:00:27,350 --> 00:00:32,179 عدی بن حاتم از الطای 7 00:00:32,179 --> 00:00:34,179 خداوند از او راضی باشد 8 00:00:46,229 --> 00:00:48,229 در سال نهم هجری 9 00:00:48,229 --> 00:00:52,229 یکی از پادشاهان عرب اسلام را پس از بیگانگی محکوم کرد 10 00:00:52,229 --> 00:00:56,229 و از ایمان، رویگردانی و طردی نیست 11 00:00:56,229 --> 00:01:01,229 او پس از امتناع رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را اطاعت کرد 12 00:01:01,229 --> 00:01:04,230 آن عدی بن حاتم از الطائی است 13 00:01:04,230 --> 00:01:07,230 که نمونه ای از سخاوت پدرش است 14 00:01:07,230 --> 00:01:10,260 عدی ریاست جمهوری را از پدرش به ارث برد 15 00:01:10,260 --> 00:01:13,260 ملکه اش زیر پا گذاشته شد 16 00:01:13,260 --> 00:01:16,260 یک چهارم غنایم را بر او تحمیل کرد 17 00:01:16,260 --> 00:01:18,260 افسار را به او سپردم 18 00:01:18,260 --> 00:01:22,260 و هنگامی که پیامبر اکرم دعوت به هدایت و حق را داد 19 00:01:22,260 --> 00:01:25,260 اعراب محله به محله او را محکوم کردند 20 00:01:25,260 --> 00:01:29,260 عدی ندای پیامبر صلی الله علیه و آله را دید 21 00:01:29,260 --> 00:01:33,260 رهبری که در شرف نابودی رهبری اوست 22 00:01:33,260 --> 00:01:37,260 رهبری منجر به عزل رهبری او می شود 23 00:01:37,260 --> 00:01:40,260 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشت 24 00:01:40,260 --> 00:01:43,260 او بسیار دشمن است و او را نمی شناسد 25 00:01:43,260 --> 00:01:47,260 و قبل از اینکه او را ببیند از او متنفر بود 26 00:01:47,260 --> 00:01:51,260 او نزدیک به 20 سال با اسلام دشمنی کرد 27 00:01:52,260 --> 00:01:56,260 تا اینکه خداوند سینه او را برای دعوت به هدایت و حقیقت گشود 28 00:01:56,260 --> 00:02:00,390 مسلمان شدن عدی بن حاتم داستانی فراموش نشدنی دارد 29 00:02:00,390 --> 00:02:03,390 بگذارید این را به خود مرد بسپاریم که داستانش را بگوید 30 00:02:03,390 --> 00:02:07,390 بهتر است و روایتش سزاوارتر است 31 00:02:07,390 --> 00:02:12,389 عدی گفت: هیچ مرد عربی قویتر از من نیست. 32 00:02:12,389 --> 00:02:15,389 کراهت نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله 33 00:02:15,389 --> 00:02:17,389 وقتی در موردش شنیدم 34 00:02:17,389 --> 00:02:19,389 تو مرد شریفی بودی 35 00:02:19,389 --> 00:02:21,389 و من مسیحی بودم 36 00:02:21,389 --> 00:02:24,389 و من در میان مردم خود در میدان راه می رفتم 37 00:02:24,389 --> 00:02:26,389 بنابراین من یک چهارم غنایم آنها را می گیرم 38 00:02:26,389 --> 00:02:29,389 همانطور که دیگر پادشاهان عرب انجام دادند 39 00:02:29,389 --> 00:02:33,389 وقتی خبر رسول خدا صلی الله علیه و آله را شنیدم 40 00:02:33,389 --> 00:02:34,389 من از او متنفر بودم 41 00:02:34,389 --> 00:02:37,389 و هنگامى كه كارش بزرگ شد و گرفتارى او شديد شد 42 00:02:37,389 --> 00:02:42,389 و لشکرها و تیپ های او برخاستند و در سرزمین عرب به راه افتادند 43 00:02:42,389 --> 00:02:45,389 به پسری از خودم گفتم که از چیزی مراقبت می کند 44 00:02:45,389 --> 00:02:47,389 برام مهم نیست 45 00:02:47,389 --> 00:02:51,389 برای من یک شتر چاق آماده کن که راندن آن آسان باشد 46 00:02:51,389 --> 00:02:53,389 و به من ببند 47 00:02:53,389 --> 00:02:57,389 اگر در مورد ارتش محمد یا یکی از گروهان او شنیدید 48 00:02:57,389 --> 00:02:59,389 شما این کشور را زیر سلطه خود درآورده اید 49 00:02:59,389 --> 00:03:01,460 پس به من خبر بده 50 00:03:01,460 --> 00:03:02,460 و فردا هم همینطور 51 00:03:02,460 --> 00:03:05,460 پسرم اومد پیشم و گفت 52 00:03:05,460 --> 00:03:06,460 اوه مولای من 53 00:03:06,460 --> 00:03:08,460 چیزی که قرار بود بسازید 54 00:03:08,460 --> 00:03:11,460 اگر اسب های محمد زمین تو را زیر پا بگذارند 55 00:03:11,460 --> 00:03:13,460 پس همین الان درستش کن 56 00:03:13,460 --> 00:03:14,460 پس گفتم 57 00:03:14,460 --> 00:03:16,460 و وقتی مادرت تو را داغدار کرد 58 00:03:16,460 --> 00:03:17,460 و او گفت 59 00:03:17,460 --> 00:03:21,460 من بنرهایی را دیده ام که در سراسر کشور پرسه می زنند 60 00:03:21,460 --> 00:03:22,460 بنابراین در مورد او پرسیدم 61 00:03:22,460 --> 00:03:25,460 پس به من گفتند: اینها لشکریان محمدی هستند 62 00:03:25,460 --> 00:03:27,460 پس به او گفتم 63 00:03:27,460 --> 00:03:30,460 شترهایی را که به تو دستور دادم برای من آماده کن 64 00:03:30,460 --> 00:03:32,460 و او را به من نزدیک کرد 65 00:03:32,460 --> 00:03:34,460 بعد برای ساعتم بلند شدم 66 00:03:34,460 --> 00:03:39,460 بنابراین از خانواده و فرزندانم خواستم که سرزمینی را که دوست داشتیم ترک کنند 67 00:03:39,460 --> 00:03:42,460 و من شروع کردم به راه رفتن به سمت شام 68 00:03:42,460 --> 00:03:45,460 برای پیوستن به خانواده مذهبی ام، مسیحیان 69 00:03:45,460 --> 00:03:47,460 و بین آنها فرود آی 70 00:03:47,460 --> 00:03:51,460 این باعث شد عجله کنم تا همه خانواده ام را بررسی کنم 71 00:03:51,460 --> 00:03:53,460 وقتی از جاهای خطرناک گذشتم 72 00:03:53,460 --> 00:03:55,460 خانواده ام را چک کردم 73 00:03:55,460 --> 00:03:59,460 سپس خواهری را در زادگاهمان نجد گذاشتم 74 00:03:59,460 --> 00:04:02,460 با کسانی که آنجا ماندند 75 00:04:02,460 --> 00:04:06,460 هیچ راهی برای بازگشت به آن وجود نداشت 76 00:04:06,460 --> 00:04:09,460 پس با کسانی که همراهم بودند رفتم تا به شام رسیدم 77 00:04:09,460 --> 00:04:12,460 من آنجا در میان مردمم زندگی کردم 78 00:04:12,460 --> 00:04:13,460 در مورد خواهرم 79 00:04:13,460 --> 00:04:17,459 اتفاقی که برای او افتاد همان چیزی بود که من انتظار داشتم و از آن می ترسیدم 80 00:04:17,459 --> 00:04:20,459 زمانی که در شام بودم به من رسید 81 00:04:20,459 --> 00:04:23,459 اسب های محمد به خانه های ما هجوم بردند 82 00:04:23,459 --> 00:04:27,459 خواهرم را در میان اسیری که برده بود بردند 83 00:04:27,459 --> 00:04:29,459 او را به یثرب بردند 84 00:04:29,459 --> 00:04:35,459 در آنجا او را با اسیران در انباری در درب مسجد گذاشتند 85 00:04:35,459 --> 00:04:38,459 پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از آن گذشت 86 00:04:38,459 --> 00:04:40,459 پس نزد او برخاست و گفت 87 00:04:40,459 --> 00:04:42,459 ای رسول خدا 88 00:04:42,459 --> 00:04:45,459 پدر فوت کرد و تازه وارد غایب بود 89 00:04:45,459 --> 00:04:48,459 چه کسی بهتر از خدا بهتر از شماست؟ 90 00:04:48,459 --> 00:04:51,459 گفت: چه کسی نزد تو آمد؟ 91 00:04:51,459 --> 00:04:54,459 گفت: عدی بن حاتم 92 00:04:54,459 --> 00:04:58,490 فرمود: گریزان از خدا و رسولش 93 00:04:58,490 --> 00:05:03,490 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت و او را رها کرد 94 00:05:03,490 --> 00:05:05,490 وقتی فردا بود 95 00:05:05,490 --> 00:05:09,490 از کنارش رد شد و دیروز همان را به او گفت 96 00:05:09,490 --> 00:05:11,490 همان چیزی را که گفت به او گفت 97 00:05:11,490 --> 00:05:13,519 وقتی پس فردا بود 98 00:05:13,519 --> 00:05:16,519 از کنارش گذشت و او از او ناامید شد 99 00:05:16,519 --> 00:05:18,519 او چیزی نگفت 100 00:05:18,519 --> 00:05:20,519 مردی پشت سرش به او اشاره کرد 101 00:05:20,519 --> 00:05:23,519 برو پیشش و باهاش حرف بزن 102 00:05:23,519 --> 00:05:25,519 پس در مقابل او ایستاد و گفت 103 00:05:25,519 --> 00:05:27,519 ای رسول خدا 104 00:05:27,519 --> 00:05:30,519 پدر فوت کرد و تازه وارد غایب بود 105 00:05:30,519 --> 00:05:33,519 چه کسی بهتر از خدا بهتر از شماست؟ 106 00:05:33,519 --> 00:05:35,519 گفت: من این کار را کردم. 107 00:05:35,519 --> 00:05:37,519 و او گفت 108 00:05:37,519 --> 00:05:40,519 من می خواهم به خانواده ام در دمشق بپیوندم 109 00:05:40,519 --> 00:05:42,519 و او گفت 110 00:05:42,519 --> 00:05:44,519 اما عجله نکنید 111 00:05:44,519 --> 00:05:47,519 تا زمانی که کسی را پیدا کنید که از بین مردم خود به او اعتماد دارید 112 00:05:47,519 --> 00:05:49,519 برای رسیدن به شما در شام 113 00:05:49,519 --> 00:05:52,519 اگر اعتماد به نفس پیدا کردید به من اطلاع دهید 114 00:05:52,519 --> 00:05:55,519 هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از دنيا رفت 115 00:05:55,519 --> 00:05:59,519 او در مورد مردی که به او گفته بود با او صحبت کند پرسید 116 00:05:59,519 --> 00:06:01,519 بنابراین به او گفته شد 117 00:06:01,519 --> 00:06:03,519 او وری بن ابی طالب است 118 00:06:03,519 --> 00:06:05,519 خداوند بر او بدرخشد 119 00:06:05,519 --> 00:06:09,519 سپس در آنجا ماند تا کسی که به او اعتماد داشت به میان آنها رسید 120 00:06:09,519 --> 00:06:13,519 پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد 121 00:06:13,519 --> 00:06:14,519 او گفت 122 00:06:14,519 --> 00:06:16,519 ای رسول خدا 123 00:06:16,519 --> 00:06:18,519 گروهی از مردم من آمدند 124 00:06:18,519 --> 00:06:20,519 من هیچ اعتمادی به آنها ندارم 125 00:06:20,519 --> 00:06:24,519 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را پوشاند 126 00:06:24,519 --> 00:06:27,519 شتری به او داد تا حمل کند 127 00:06:27,519 --> 00:06:30,519 او به اندازه کافی نگهداری کرد 128 00:06:30,519 --> 00:06:32,519 پس با گروه بیرون رفتم 129 00:06:32,519 --> 00:06:34,519 عدی گفت 130 00:06:34,519 --> 00:06:37,519 سپس ما را وادار کرد که از اخبار آن نفس بکشیم 131 00:06:37,519 --> 00:06:39,519 منتظر رسیدنش هستیم 132 00:06:39,519 --> 00:06:43,519 ما به سختی می توانیم آنچه را که از قبر او با محمد به ما گفته شد باور کنیم 133 00:06:43,519 --> 00:06:46,519 و مهربانی او با او تمام این مهربانی است 134 00:06:46,519 --> 00:06:49,519 با آنچه نسبت به او داشتم 135 00:06:49,519 --> 00:06:52,519 به خدا من پیش خانواده ام هستم 136 00:06:52,519 --> 00:06:56,519 زنی را دیدم که با هوده به سمت ما می رفت 137 00:06:56,519 --> 00:06:57,519 پس گفتم 138 00:06:57,519 --> 00:06:59,519 دختر حاتم 139 00:06:59,519 --> 00:07:01,519 پس اوست 140 00:07:01,519 --> 00:07:03,519 وقتی بالای سر ما ایستادی 141 00:07:03,519 --> 00:07:05,519 او آن را به من گفت 142 00:07:05,519 --> 00:07:07,519 تحریم ناعادلانه 143 00:07:07,519 --> 00:07:10,519 شما در کنار خانواده و فرزندتان پناه گرفتید 144 00:07:10,519 --> 00:07:13,519 بقیه پدرت و عورتت را گذاشتی 145 00:07:13,519 --> 00:07:14,519 پس گفتم 146 00:07:14,519 --> 00:07:16,519 بله برادرم 147 00:07:16,519 --> 00:07:18,519 جز خوب چیزی نگو 148 00:07:18,519 --> 00:07:21,519 سعی کردم راضیش کنم تا اینکه راضی شد 149 00:07:21,519 --> 00:07:23,519 خبرش را به من گفت 150 00:07:23,519 --> 00:07:26,519 بنابراین، همانطور که برای من در نظر گرفته شده است 151 00:07:26,519 --> 00:07:27,519 پس بهش گفتم 152 00:07:27,519 --> 00:07:30,519 او زنی مصمم و معقول بود 153 00:07:30,519 --> 00:07:32,519 نظرت در مورد مرد چیه؟ 154 00:07:33,519 --> 00:07:36,519 یعنی محمد صلی الله علیه و آله و سلم 155 00:07:36,519 --> 00:07:37,519 و او گفت 156 00:07:37,519 --> 00:07:40,519 می بینم به خدا به سرعت به او می رسی 157 00:07:40,519 --> 00:07:42,519 اگر پیامبر باشد 158 00:07:42,519 --> 00:07:44,519 فیضش بر او پیشی گیرد 159 00:07:44,519 --> 00:07:46,519 حتی اگر پادشاه باشد 160 00:07:46,519 --> 00:07:49,519 تا زمانی که خودت هستی، از سوی او تحقیر نمی شوی 161 00:07:49,519 --> 00:07:50,620 عدی گفت 162 00:07:50,620 --> 00:07:52,620 بنابراین دستگاهم را آماده کردم 163 00:07:52,620 --> 00:07:58,620 ادامه دادم تا اینکه در مدینه به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیدم 164 00:07:58,620 --> 00:08:00,620 بدون امنیت و کتاب 165 00:08:00,620 --> 00:08:03,620 شنیدم که گفت 166 00:08:03,620 --> 00:08:07,620 امیدوارم خداوند دست آدی را در دست من بگذارد 167 00:08:07,620 --> 00:08:09,620 پس در حالی که در مسجد بود بر او وارد شدم 168 00:08:09,620 --> 00:08:11,620 پس به او سلام کردم 169 00:08:11,620 --> 00:08:12,620 و او گفت 170 00:08:12,620 --> 00:08:14,620 از مرد 171 00:08:14,620 --> 00:08:15,620 پس گفتم 172 00:08:15,620 --> 00:08:17,620 عدی بن حاتم 173 00:08:17,620 --> 00:08:19,620 بنابراین او در برابر من ایستاد 174 00:08:19,620 --> 00:08:22,620 دستم را گرفت و به خانه اش برد 175 00:08:22,620 --> 00:08:25,620 به خدا او مرا به خانه برد 176 00:08:25,620 --> 00:08:28,620 من یک زن بزرگ و ضعیف پیدا کردم 177 00:08:28,620 --> 00:08:31,620 و با او یک پسر کوچک است 178 00:08:31,620 --> 00:08:32,620 بنابراین متوقف شدم 179 00:08:32,620 --> 00:08:35,620 وقتی نیاز داشت شروع به صحبت با او کرد 180 00:08:35,620 --> 00:08:39,620 تا برآورده شدن حاجاتشان نزد آنان ماند 181 00:08:39,620 --> 00:08:40,620 و من ایستاده ام 182 00:08:40,620 --> 00:08:42,620 پس با خودم گفتم 183 00:08:42,620 --> 00:08:44,620 به خدا این پادشاه نیست 184 00:08:44,620 --> 00:08:49,620 بعد دست و سرم را گرفت تا آمدیم خانه اش 185 00:08:49,620 --> 00:08:51,620 بالشی از آدم گرفت 186 00:08:51,620 --> 00:08:53,620 لوا پر شده 187 00:08:53,620 --> 00:08:55,620 پس آن را به طرف من پرت کرد 188 00:08:55,620 --> 00:08:56,620 و او گفت 189 00:08:56,620 --> 00:08:58,620 روی این بنشین 190 00:08:58,620 --> 00:09:00,620 پس از او خجالت کشیدم و گفتم 191 00:09:00,620 --> 00:09:02,620 بلکه روی آن بنشینید 192 00:09:02,620 --> 00:09:03,620 و او گفت 193 00:09:03,620 --> 00:09:05,620 اما تو 194 00:09:05,620 --> 00:09:07,620 پس رعایت کردم و روی آن نشستم 195 00:09:07,620 --> 00:09:11,620 پیامبر صلی الله علیه و آله بر زمین نشست 196 00:09:11,620 --> 00:09:14,620 چون کس دیگری در خانه نبود 197 00:09:14,620 --> 00:09:16,620 پس با خودم گفتم 198 00:09:16,620 --> 00:09:19,620 به خدا این دستور پادشاه نیست 199 00:09:19,620 --> 00:09:21,620 بعد رو به من کرد و گفت 200 00:09:21,620 --> 00:09:24,620 ادی بن حاتم چی؟ 201 00:09:24,620 --> 00:09:26,620 راکوزیا نبود 202 00:09:26,620 --> 00:09:29,620 او از دینی بین مسیحیت و صبائیت پیروی می کند 203 00:09:29,620 --> 00:09:31,620 گفتم بله 204 00:09:31,620 --> 00:09:32,620 و او گفت 205 00:09:32,620 --> 00:09:35,620 با مردمت تو یه میدان راه نمیرفتی؟ 206 00:09:35,620 --> 00:09:39,620 پس آنچه را که در دینت برای تو جایز نیست از آنان می گیری 207 00:09:39,620 --> 00:09:41,620 گفتم بله 208 00:09:41,620 --> 00:09:43,620 می دانستم که او پیامبری مبعوث است 209 00:09:43,620 --> 00:09:45,649 بعد به من گفت 210 00:09:45,649 --> 00:09:47,649 شاید تو آدی 211 00:09:47,649 --> 00:09:50,649 این فقط شما را از ورود به این دین باز می دارد 212 00:09:50,649 --> 00:09:53,649 آنچه شما به عنوان نیاز و فقر مسلمین می بینید 213 00:09:53,649 --> 00:09:57,649 به خدا پول نزد آنها سرازیر می شود 214 00:09:57,649 --> 00:10:00,649 بنابراین کسی نیست که آن را بگیرد 215 00:10:00,649 --> 00:10:02,649 شاید تو آدی 216 00:10:02,649 --> 00:10:05,649 این فقط شما را از ورود به این دین باز می دارد 217 00:10:05,649 --> 00:10:09,649 آنچه می بینید کمبود مسلمانان و فراوانی دشمنان آنهاست 218 00:10:09,649 --> 00:10:12,649 به خدا سوگند به زودی خبر آن زن را خواهید شنید 219 00:10:12,649 --> 00:10:15,649 او قادسیه را بر شتر خود رها می کند 220 00:10:15,649 --> 00:10:18,649 تا زمانی که به این خانه سر بزنید 221 00:10:18,649 --> 00:10:20,649 از کسی جز خدا نترسید 222 00:10:20,649 --> 00:10:24,649 شاید مانع ورود شما به این دین باشد 223 00:10:24,649 --> 00:10:28,649 می بینید که پادشاه و مرجع مال غیر مسلمانان است 224 00:10:28,649 --> 00:10:30,649 و به خدا سوگند 225 00:10:30,649 --> 00:10:34,649 به زودی از قصرهای سفید از سرزمین بابل خواهید شنید 226 00:10:34,649 --> 00:10:36,649 به روی آنها باز شد 227 00:10:36,649 --> 00:10:38,649 و گنج های کسر بن هرمز 228 00:10:38,649 --> 00:10:40,649 مال آنها شده است 229 00:10:40,649 --> 00:10:42,679 پس گفتم 230 00:10:42,679 --> 00:10:44,679 گنجینه های کسر بن هرمز 231 00:10:44,679 --> 00:10:46,679 و او گفت بله 232 00:10:46,679 --> 00:10:48,679 گنجینه های کسر بن هرمز 233 00:10:48,679 --> 00:10:50,679 عدی گفت 234 00:10:50,679 --> 00:10:54,679 سپس به حق شهادت داد و اسلام آورد 235 00:10:54,679 --> 00:10:58,679 عمر عدی بن حاتم رضی الله عنه مدتها بود 236 00:10:58,679 --> 00:11:00,679 و او می گفت 237 00:11:00,679 --> 00:11:02,679 دو به دست آمده است 238 00:11:02,679 --> 00:11:04,679 سومی باقی ماند 239 00:11:04,679 --> 00:11:07,679 و به خدا قسم باید وجود داشته باشد 240 00:11:07,679 --> 00:11:12,679 زنی را دیدم که بر شتر خود از قادسیه خارج شد 241 00:11:12,679 --> 00:11:16,679 تا به این خانه نرسید از هیچ چیز نترسید 242 00:11:16,679 --> 00:11:21,679 من اولین اسبی بودم که به گنجینه کسر یورش بردم و آنها را بردم 243 00:11:21,679 --> 00:11:25,679 به خدا قسم سومی خواهد آمد 244 00:11:25,679 --> 00:11:31,679 خداوند اراده کرد که قول پدرش صلی الله علیه و آله محقق شود 245 00:11:31,679 --> 00:11:37,679 سومی در زمان خلیفه زاهد و عبادت کننده عمر بن عبدالعزیز بود 246 00:11:37,679 --> 00:11:40,679 جایی که پول سرازیر مسلمانان شد 247 00:11:40,679 --> 00:11:43,679 تا اینکه او صدای منادی خود را صدا زد 248 00:11:43,679 --> 00:11:47,679 هر که از مسلمانان فقیر زکات بگیرد 249 00:11:47,679 --> 00:11:49,679 او کسی را پیدا نکرد 250 00:11:49,679 --> 00:11:53,679 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم راست گفت 251 00:11:53,679 --> 00:11:57,679 عدی بن حاتم به سوگند خود وفا کرد 252 00:11:57,679 --> 00:12:00,769 شما ایمان آوردید در حالی که آنها کافر شدند 253 00:12:00,769 --> 00:12:02,769 وقتی تکذیب کردند فهمیدم 254 00:12:02,769 --> 00:12:04,769 و وقتی به من خیانت کردند من مردم 255 00:12:04,769 --> 00:12:07,769 و وقتی برگشتند آمد 256 00:12:07,769 --> 00:12:10,149 عمر بن الخطاب 257 00:12:15,730 --> 00:12:17,730 مرا به گریه انداخت 258 00:12:17,730 --> 00:12:19,730 در ستایش آنها ذن هستند؟