WEBVTT

00:00:00.020 --> 00:00:04.019
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:04.019 --> 00:00:09.460
انجمن مواضع تقدیم می کند

00:00:09.460 --> 00:00:12.460
در ماه رمضان اتفاق افتاد

00:00:12.460 --> 00:00:15.779
اید الرحمن رفاه الپاشا

00:00:15.779 --> 00:00:18.980
تولد یک دنیای جدید

00:00:18.980 --> 00:00:23.839
از شر شیطان ملعون به خدا پناه می برم

00:00:23.839 --> 00:00:26.839
بسم الله الرحمن الرحیم

00:00:26.839 --> 00:00:31.839
ماه رمضانی که قرآن در آن نازل شده است

00:00:31.839 --> 00:00:37.840
هدایت برای بشر و دلایل روشن هدایت و ملاک

00:00:37.840 --> 00:00:42.840
در ماه رمضان، سیزده سال قبل از هجرت

00:00:42.840 --> 00:00:46.840
به احتمال زیاد در بیست و چهارم همین ماه مبارک

00:00:46.840 --> 00:00:52.840
این سیاره زمین از شگفت انگیزترین لحظه زندگی خود لذت برد

00:00:52.840 --> 00:00:55.840
او شاهد بزرگترین تصادفی بود که روی کمرش رخ داد

00:00:55.840 --> 00:01:00.939
این حادثه تفاوتی را در تاریخ کل بشریت رقم زد

00:01:00.939 --> 00:01:04.939
نوید تولد دنیایی جدید بود

00:01:04.939 --> 00:01:09.219
در این روز، با شکوه ترین روز تمام ابدیت

00:01:09.219 --> 00:01:15.219
خدای بزرگ و توانا و متکبر و صاحب ملک را ترجیح دهید

00:01:15.219 --> 00:01:19.219
از این سیاره کوچک زمین لذت ببرید

00:01:19.219 --> 00:01:21.219
او را با افتخار متمایز کرد

00:01:21.219 --> 00:01:25.219
پس رسولی از میان خلق برگزید

00:01:25.219 --> 00:01:28.219
آیات خدا را بر او بخواند

00:01:28.219 --> 00:01:31.219
به او کتاب و حکمت می آموزد

00:01:31.219 --> 00:01:34.219
او را از تاریکی به نور می آورد

00:01:34.219 --> 00:01:38.219
و راه خدای توانا و ستوده را در پیش خواهد گرفت

00:01:38.219 --> 00:01:40.290
و برای این روز باشکوه

00:01:40.290 --> 00:01:43.290
داستانی که برای همیشه باقی می ماند

00:01:43.290 --> 00:01:46.290
حک شده در حافظه زمان

00:01:46.290 --> 00:01:53.290
این داستان از زمانی شروع می شود که محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب انزوا را انتخاب کرد

00:01:53.290 --> 00:01:55.290
هوای آزاد را دوست داشت

00:01:55.290 --> 00:02:00.290
هیچ چیز را بیشتر از تنهایی دوست نداشت

00:02:00.290 --> 00:02:04.290
با غذا به غار حیره می آمد

00:02:04.290 --> 00:02:09.289
در شبها کسانی که تعدادشان کم است عبادت و عبادت می کنند

00:02:09.289 --> 00:02:13.289
حتی اگر آذوقه اش تمام شود و در حسرت خانواده اش باشد

00:02:13.289 --> 00:02:17.289
او نزد همسرش خدیجه بنت خویلد بازگشت

00:02:17.289 --> 00:02:19.289
پس برای یک سفر جدید آماده شوید

00:02:20.289 --> 00:02:23.289
به خلوت و عبادت خود باز می گردد

00:02:23.289 --> 00:02:29.509
و انشاءالله راه را برای روح پیامبر گرامیش صلی الله علیه و آله و سلم هموار کند.

00:02:29.509 --> 00:02:33.509
برای دریافت سخنان سنگینی که به او خواهد رسید

00:02:33.509 --> 00:02:36.580
پس با دید صادقانه شروع کرد

00:02:36.580 --> 00:02:41.580
رؤیایی نمی دید مگر اینکه مانند طلوع فجر باشد

00:02:41.580 --> 00:02:45.900
و تا زمانی که خدا خواست همینطور ماند

00:02:45.900 --> 00:02:48.900
و وقتی برای نیازهایش بیرون رفت

00:02:48.900 --> 00:02:51.900
آنقدر دور که خانه های مکه پشیمان شدند

00:02:51.900 --> 00:02:56.900
و منظورم تا زمانی است که به صخره هایش و اعماق دره هایش منتهی شود

00:02:56.900 --> 00:03:00.900
بدون گفتن از کنار سنگ و درخت نمی گذرد

00:03:00.900 --> 00:03:03.900
سلام بر تو ای رسول خدا

00:03:03.900 --> 00:03:06.900
سلام بر تو ای رسول خدا

00:03:06.900 --> 00:03:13.930
به اطرافش، سمت راست، چپ و پشت سرش نگاه می کند

00:03:13.930 --> 00:03:16.930
او جز درخت و سنگ چیزی نمی بیند

00:03:16.930 --> 00:03:19.930
رسول خدا صلی الله علیه و آله ماند

00:03:19.930 --> 00:03:24.930
او هم می بیند و می شنود تا زمانی که خدا بخواهد بماند

00:03:24.930 --> 00:03:29.150
این عادتش بود که رمضان آمد

00:03:29.150 --> 00:03:32.150
تمام ماه را در غار حرّا بگذرانند

00:03:32.150 --> 00:03:34.150
خسته و خمیده

00:03:34.150 --> 00:03:38.150
حتی وقتی ماهش را تمام کرد و کنارش رفت

00:03:38.150 --> 00:03:42.150
او قبل از ورود به خانه با کعبه شروع می کند

00:03:42.150 --> 00:03:46.150
سپس هفت بار طواف می کند یا هر چه خدا بخواهد

00:03:46.150 --> 00:03:49.150
سپس به خانه و خانواده اش برمی گردد

00:03:49.150 --> 00:03:53.379
در ماه رمضان، سیزده سال قبل از هجرت

00:03:53.379 --> 00:03:57.379
او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:03:57.379 --> 00:04:00.379
در ماه رمضان طبق معمول می رود

00:04:00.379 --> 00:04:04.379
سپس حقیقت ناگهان به او رسید در حالی که در غاری آزاد بود

00:04:04.379 --> 00:04:08.379
پادشاه نزد او آمد و گفت بخوان

00:04:08.379 --> 00:04:11.439
فرمود صلی الله علیه و آله و سلم

00:04:11.439 --> 00:04:13.439
من اهل مطالعه نیستم

00:04:14.439 --> 00:04:16.569
پس پادشاه او را گرفت

00:04:16.569 --> 00:04:19.569
آن را فشار داد تا به نقطه تلاش رسید

00:04:19.569 --> 00:04:22.569
سپس او را فرستاد و گفت بخوان

00:04:22.569 --> 00:04:25.569
گفت: من اهل مطالعه نیستم.

00:04:25.569 --> 00:04:28.699
پس گرفت و بار دوم آن را پوشاند

00:04:28.699 --> 00:04:31.699
تا اینکه به نقطه تلاش رسید

00:04:31.699 --> 00:04:34.699
سپس آن را فرستاد و گفت: بخوان.

00:04:34.699 --> 00:04:37.730
گفت: من اهل مطالعه نیستم.

00:04:37.730 --> 00:04:40.889
پس آن را گرفت و برای بار سوم پوشاند

00:04:40.889 --> 00:04:42.889
تا اینکه به نقطه تلاش رسید

00:04:42.889 --> 00:04:45.889
سپس او را فرستاد و به او گفت

00:04:45.889 --> 00:04:49.889
بخوان به نام پروردگارت که آفرید

00:04:49.889 --> 00:04:52.889
انسان از لخته آفریده شده است

00:04:52.889 --> 00:04:55.889
بخوان که پروردگارت کریم ترین است

00:04:55.889 --> 00:04:58.889
که با قلم درس می داد

00:04:58.889 --> 00:05:02.889
آنچه را که نمی دانست به انسان آموخت

00:05:02.889 --> 00:05:05.139
در آن

00:05:05.139 --> 00:05:08.139
رسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشت

00:05:08.139 --> 00:05:10.139
به همسرش خدیجه

00:05:10.139 --> 00:05:13.139
دلش از وحشت آنچه دید می لرزید

00:05:13.139 --> 00:05:15.139
و شدت آنچه شنید

00:05:15.139 --> 00:05:18.430
وحشت و لرزش را بیشتر کرد

00:05:18.430 --> 00:05:21.430
به سختی به وسط کوه رسیده بود

00:05:21.430 --> 00:05:25.430
تا اینکه صدایی از آسمان شنید که می گفت

00:05:25.430 --> 00:05:26.430
ای محمد

00:05:26.430 --> 00:05:28.430
تو رسول خدا هستی

00:05:28.430 --> 00:05:30.430
و من جبرئیل هستم

00:05:30.430 --> 00:05:33.430
سرش را به سوی آسمان بلند کرد تا ببیند

00:05:33.430 --> 00:05:37.430
سپس جبرئیل به صورت مردی با پاهای روشن ظاهر شد

00:05:37.430 --> 00:05:39.430
در افق آسمان

00:05:39.430 --> 00:05:41.430
و او می گوید

00:05:41.430 --> 00:05:43.430
تو رسول خدا هستی

00:05:43.430 --> 00:05:45.430
و من جبرئیل هستم

00:05:45.430 --> 00:05:47.529
نگاهش را متوقف کرد

00:05:47.529 --> 00:05:50.529
نه پیشرفت می کند و نه عقب می ماند

00:05:50.529 --> 00:05:54.529
و روی از او به سوی آفاق آسمان برگرداند

00:05:54.529 --> 00:05:57.529
به هیچ یک از جنبه های آن نگاه نمی کند

00:05:57.529 --> 00:06:00.620
جز اینکه او آن را اینگونه می دید

00:06:00.620 --> 00:06:03.620
سپس جبرئیل از رسول خدا خارج شد

00:06:03.620 --> 00:06:06.620
رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت

00:06:06.620 --> 00:06:07.620
به خانواده اش

00:06:07.620 --> 00:06:11.910
پیامبر صلی الله علیه و آله برگشت

00:06:11.910 --> 00:06:13.910
به همسرش خدیجه

00:06:13.910 --> 00:06:16.910
حرکاتش که می گوید می لرزد

00:06:16.910 --> 00:06:18.910
به من پیوستند، به من پیوستند

00:06:18.910 --> 00:06:23.170
او را در آغوش گرفتند تا ترسش را از دست داد

00:06:23.170 --> 00:06:26.170
رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود

00:06:26.170 --> 00:06:28.170
خدیجه الخبر

00:06:28.170 --> 00:06:29.170
و او گفت

00:06:29.170 --> 00:06:31.170
برای خودم ترسیدم

00:06:31.170 --> 00:06:33.170
به او گفت

00:06:33.170 --> 00:06:34.170
نه

00:06:34.170 --> 00:06:35.170
موعظه کن

00:06:35.170 --> 00:06:38.170
به خدا سوگند خداوند هرگز شما را رسوا نخواهد کرد

00:06:38.170 --> 00:06:40.170
به رحم خواهی رسید

00:06:40.170 --> 00:06:42.170
و صحبت را باور کنید

00:06:42.170 --> 00:06:44.170
و از مهمان قدردانی کنید

00:06:44.170 --> 00:06:47.389
به معاونین راست منصوب شد

00:06:47.389 --> 00:06:51.389
خدیجه به همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله به راه افتاد

00:06:51.389 --> 00:06:54.389
تا اینکه کاغذ ابن نوفل آمد

00:06:54.389 --> 00:06:57.389
او مردی بود که در دوران پیش از اسلام به مسیحیت گرویده بود

00:06:57.389 --> 00:06:59.389
او کتاب عربی را نوشت

00:06:59.389 --> 00:07:02.389
کتاب های عبری کتاب مقدس

00:07:02.389 --> 00:07:05.389
او پیرمردی بود که نابینا بود

00:07:05.389 --> 00:07:08.490
خدیجه به او گفت

00:07:08.490 --> 00:07:09.490
یعنی پسر عمو

00:07:09.490 --> 00:07:11.490
از برادرزاده ات بشنو

00:07:11.490 --> 00:07:12.680
ورقا گفت

00:07:12.680 --> 00:07:15.680
برادرزاده من، چه می بینی؟

00:07:15.680 --> 00:07:20.779
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آنچه را دید به او گفت

00:07:20.779 --> 00:07:22.779
ورقه گفت

00:07:22.779 --> 00:07:25.810
این شریعت است که بر موسی نازل شد

00:07:25.810 --> 00:07:28.810
ای کاش یک تنه جوان در آن بود

00:07:28.810 --> 00:07:32.810
کاش زنده بودم وقتی مردمت تو را بیرون کردند

00:07:32.810 --> 00:07:36.839
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:07:36.839 --> 00:07:38.839
یا مدیرانشان

00:07:38.839 --> 00:07:39.839
ورقا گفت

00:07:39.839 --> 00:07:40.839
بله

00:07:40.839 --> 00:07:45.839
زیرا هیچکس جز عدی آنچه را که شما آورده اید نیاورده است

00:07:45.839 --> 00:07:47.839
و اگر روزت مرا گرفت

00:07:47.839 --> 00:07:50.839
من یک پیروزی قاطع به شما می دهم

00:07:50.839 --> 00:07:53.029
سپس وحی در پی می آید

00:07:53.029 --> 00:07:58.029
رسول خدا صلی الله علیه و آله به پروردگارش ایمان دارد

00:07:58.029 --> 00:08:01.029
اعتقاد به آنچه از آن حاصل شده است

00:08:01.029 --> 00:08:04.029
خانه روح قادر است آنچه را که خداوند حمل کرده است تحمل کند

00:08:04.029 --> 00:08:07.029
آیا مردم راضی هستند یا ناراضی؟

00:08:07.029 --> 00:08:09.029
نبوت بارهایی دارد

00:08:09.029 --> 00:08:12.029
او نمی تواند بلند شود و تحمل حمل آن را ندارد

00:08:12.029 --> 00:08:15.029
جز آنهایی که قدرت و اراده دارند

00:08:15.029 --> 00:08:20.290
خدیجه بنت خویلد عادل و پاک به خدا ایمان آورد

00:08:20.290 --> 00:08:25.290
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آنچه را که از جانب پروردگارش آمده بود تصدیق کرد

00:08:25.290 --> 00:08:32.320
بدین ترتیب خداوند بار پاسخ پیامبرش و انکار خدا را بر دوش او کم کرد

00:08:32.320 --> 00:08:37.509
سپس وحی از رسول خدا صلی الله علیه و آله ناپدید شد

00:08:37.509 --> 00:08:41.509
جبرئیل سرعت او را کم کرد و دیگر نیامد

00:08:41.509 --> 00:08:44.509
او از این موضوع به شدت ناراحت شد

00:08:44.509 --> 00:08:47.509
او به شدت از آن رنج می برد

00:08:47.509 --> 00:08:50.509
تا اینکه زمین به آنچه استقبال کرد تنگ شد

00:08:50.509 --> 00:08:54.509
این چیزی بود که بر درد و غم او افزود

00:08:54.509 --> 00:08:57.509
مشرکان او را مسخره کردند و او را مسخره کردند

00:08:57.509 --> 00:09:02.509
و گفتند پروردگارش با او خداحافظی کرد و کم سخن گفت

00:09:02.509 --> 00:09:05.509
از قطع وحی به شدت ناراحت شد

00:09:05.509 --> 00:09:09.509
گاهی به کوه ثبیر می رفت

00:09:09.509 --> 00:09:12.509
و بار دیگر به هیرا

00:09:12.509 --> 00:09:15.509
نزدیک است خودش را از ارتفاع زیاد پرتاب کند

00:09:15.509 --> 00:09:20.509
هر گاه به بالای کوهی می رسید، خود را از آن به پایین می انداخت

00:09:20.509 --> 00:09:23.509
جبرئیل علیه السلام بر او ظاهر شد

00:09:23.509 --> 00:09:28.509
گفت: ای محمد، تو واقعاً رسول خدا هستی.

00:09:28.509 --> 00:09:32.610
پس آرام می گیرد و خود را آرام می کند

00:09:32.610 --> 00:09:34.610
او از عزم خود برمی گردد

00:09:34.610 --> 00:09:38.830
در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

00:09:38.830 --> 00:09:41.830
در برخی از راه خود را به آن کوه ها

00:09:41.830 --> 00:09:45.830
او از بریده شدن از وحی رنج می برد، همان چیزی که از آن رنج می برد

00:09:45.830 --> 00:09:49.830
خود او آنچه را که به او گفته بود به او گفت

00:09:49.830 --> 00:09:51.830
وقتی آسودگی به او رسید

00:09:51.830 --> 00:09:54.830
صدایی از بهشت شنید

00:09:54.830 --> 00:09:58.830
او رضی الله عنه در حالی که از صدا بهت زده ایستاد ایستاد

00:09:58.830 --> 00:10:00.830
سپس سرش را بلند کرد

00:10:00.830 --> 00:10:04.830
سپس جبرئیل بر تختی بین آسمان و زمین بود

00:10:04.830 --> 00:10:07.830
به قول خودش پاهای ضربدری

00:10:07.830 --> 00:10:11.830
ای محمد، تو واقعاً رسول خدا هستی

00:10:11.830 --> 00:10:13.830
و من جبرئیل هستم

00:10:13.830 --> 00:10:17.830
سپس جبرئیل نزد او آمد و گفت:

00:10:17.830 --> 00:10:21.830
و صبح و شب که هوا تاریک است

00:10:21.830 --> 00:10:25.830
پروردگارت نه تو را رها کرده و نه سرخ کرده است

00:10:25.830 --> 00:10:30.830
آخرت برای تو بهتر از آخرت است

00:10:30.830 --> 00:10:34.830
و پروردگارت به تو عطا می کند و تو راضی می شوی

00:10:34.830 --> 00:10:38.830
آیا تو را یتیم نیافت و پناه گرفت؟

00:10:38.830 --> 00:10:45.830
و تو را گمشده یافت و راهنمایی کرد

00:10:45.830 --> 00:10:50.830
او تو را عضوی از خانواده یافت و تو را غنی کرد

00:10:50.830 --> 00:10:54.830
در مورد یتیم شکست نخورید

00:10:54.830 --> 00:10:59.830
در مورد سوال کننده هم ناامید نشوید

00:10:59.830 --> 00:11:05.830
و اما از فضل پروردگارت سخن بگو

00:11:05.830 --> 00:11:10.149
این سوره حکایت از لطافت داشت

00:11:10.149 --> 00:11:12.149
و دمی از رحمت

00:11:12.149 --> 00:11:14.149
و صمیمیت زیاد

00:11:14.149 --> 00:11:19.149
بر رسول اکرم صلی الله علیه و آله طواف می کند

00:11:19.149 --> 00:11:23.149
این دست مهربان بود که درد او را پاک کرد

00:11:23.149 --> 00:11:27.149
سرمایی از اطمینان و یقین بر او جاری شد

00:11:27.149 --> 00:11:33.340
علیرغم آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله با آن روبرو بود

00:11:33.340 --> 00:11:36.340
به دلیل شدت وحی و تأثیر آن بر او

00:11:36.340 --> 00:11:39.340
دلش برایش تنگ شده بود و منتظرش بود

00:11:39.340 --> 00:11:42.409
از ابوعروه الداوسی می‌گوید:

00:11:42.409 --> 00:11:46.409
دیدم که وحی بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل می شود

00:11:46.409 --> 00:11:48.409
و او بر کوه خود است

00:11:48.409 --> 00:11:51.409
بلند می شود و دستانش را می پیچد

00:11:51.409 --> 00:11:54.409
حتی فکر می کنم دستش در حال شکستن است

00:11:54.409 --> 00:11:56.409
شاید من برکت داشتم

00:11:56.409 --> 00:12:00.409
شاید او صاف ایستاده بود تا برای او راحت تر باشد

00:12:00.409 --> 00:12:02.409
از وزن وحی

00:12:02.409 --> 00:12:06.409
و مانند شتر از او نازل می شود

00:12:06.409 --> 00:12:11.820
وحی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد

00:12:11.820 --> 00:12:13.820
به دو روش متفاوت

00:12:13.820 --> 00:12:16.820
از حارث بن شام می‌گوید:

00:12:16.820 --> 00:12:18.820
ای رسول خدا

00:12:18.820 --> 00:12:20.820
چگونه وحی به شما می رسد؟

00:12:20.820 --> 00:12:23.820
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند

00:12:23.820 --> 00:12:27.820
گاهی مثل صدای زنگ به سراغم می آید

00:12:27.820 --> 00:12:29.820
او برای من سخت ترین است

00:12:29.820 --> 00:12:33.820
بعد من را ترک کرد و متوجه شدم چه گفته است

00:12:33.820 --> 00:12:37.820
گاهی پادشاه به من ظاهر می شود و با من صحبت می کند

00:12:37.820 --> 00:12:40.019
پس میفهمم چی میگه

00:12:40.019 --> 00:12:44.019
از عایشه رضی الله عنها روایت شده که گفت:

00:12:44.019 --> 00:12:48.019
رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدم

00:12:48.019 --> 00:12:52.019
وحی در روزی بسیار سرد بر او نازل می شود

00:12:52.019 --> 00:12:57.019
از او جدا می‌شود و پیشانی‌اش عرق می‌شود

00:12:57.019 --> 00:12:59.139
از ابن عباس گفته است:

00:12:59.139 --> 00:13:02.139
او پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود

00:13:02.139 --> 00:13:04.139
اگر وحی بر او نازل شد

00:13:04.139 --> 00:13:06.139
او به دلیل شدت این امر تحت درمان قرار می گیرد

00:13:06.139 --> 00:13:10.139
او را ملاقات می کرد و لب هایش را تکان می داد تا فراموشش نکند

00:13:10.139 --> 00:13:12.139
پس خداوند آن را بر او نازل کرد

00:13:31.139 --> 00:13:35.139
وحی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله گم شد

00:13:35.139 --> 00:13:38.139
سختی های راه را برای خود تامین می کند

00:13:38.139 --> 00:13:43.139
هر گاه خشم ناسپاسی او را فرا می گرفت به او روی می آوردند

00:13:43.139 --> 00:13:45.139
کمک از بهشت

00:13:45.139 --> 00:13:48.139
او با فریب، بدخواهی و آسیب مواجه است

00:13:48.139 --> 00:13:52.139
و راهنمایى که او را به راه راست هدایت کند

00:13:52.139 --> 00:13:54.240
این افشاگری ادامه یافت

00:13:54.240 --> 00:13:58.240
تا اینکه خداوند دین آنان را برای مسلمانان کامل کرد

00:13:58.240 --> 00:14:00.240
و نعمت خود را بر آنان تمام کرد

00:14:00.240 --> 00:14:03.240
او اسلام را به عنوان دین آنها تایید کرد

00:14:03.240 --> 00:14:08.240
و بر پیامبرشان صلی الله علیه و آله مسلط شد

00:14:08.240 --> 00:14:11.500
خداوند از طرف ما به پیامبر ما محمد پاداش دهد

00:14:11.500 --> 00:14:14.500
و انسانیت بهترین پاداش است

00:14:14.500 --> 00:14:16.529
او پیام را حمل کرد

00:14:16.529 --> 00:14:18.529
امانت را ادا کرد

00:14:18.529 --> 00:14:20.529
ملت را نصیحت کرد

00:14:20.529 --> 00:14:24.529
راضی و راضی به نزد پروردگارش رفت
