توقف کنید با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد یک چالش جدید از طرف من من از مهاجران و از بزرگ ترین اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم. من در گذشته مسلمان شدم من اولین کسی بودم که به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سلام کردم. پیامبر صلی الله علیه و آله به من دستور داد که به سوی قوم خود بازگردم و آنان را به اسلام دعوت کنم در میان آنان ماندم تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه هجرت کرد پس من به همراه قوم خود که اسلام آورده بودند به او پیوستم من شاهد نبرد خندق و صحنه های بعد از او بودم من در جنگ حنین پرچمدار قوم خود بودم هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی تبوک حرکت کرد کاری کن که مرد از او عقب بیفتد می گویند یا رسول الله فلانی رها کرده است پس او رضی الله عنه می فرماید: «او را رها کن». اگر خیری در آن باشد، خداوند آن را به شما خواهد رساند در غیر این صورت، خداوند شما را از شر آن خلاص کند در حالی که با لشکر راه می رفتم، شترم سرعتم را کم کرد من به خاطر او عقب افتادم و مردم در مورد من همان چیزی را گفتند که در مورد بازماندگان می گفتند و اما من وقتی به خاطر شتر دیر آمدم از او پیاده شدم چمدانم را برداشتم و پشتم گذاشتم بیرون رفتم تا رسول خدا صلی الله علیه و آله را هر چه خواست رسول خدا صلی الله علیه و آله در برخی از خانه های خود اقامت گزید مرد مسلمانی نگاه کرد و گفت یا رسول الله این مردی است که در جاده راه می رود رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند فلانی باش و مرا به نامم صدا کن وقتی مردم به من نگاه کردند گفتند یا رسول الله فلانی است رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند رحمه الله تنها راه می رود، تنها می میرد و تنها زنده می شود و آنچه پیغمبر صلی الله علیه و آله به او فرمود اتفاق افتاد پس از شرکت در فتوحات اسلامی در عصر ابوبکر و عمر از خلافت عثمان رضی الله عنه آمدند از امیرالمؤمنین عثمان رضی الله عنه اجازه خواستم برای حرکت به سوی ربذه، به من اجازه داد بنابراین من در آنجا تنها زندگی کردم وقتی مرگ به سراغم آمد، وصیتم را به همسرم و خادمم دادم پس به آنها گفتم: «اگر توبه کردم، مرا بشوی و کفن کن و در راه بگذار». اولین گروهی که از کنار تو می گذرند، به آنها بگو: این فلان است صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بنابراین آنها این کار را با من کردند سپس گروهی از مردم کوفه را دید که از جمله آنها عبدالله بن مسعود رضی الله عنه بود پس پرسیدند این مرده کیست؟ پس بهشون بگو ابن مسعود رضی الله عنه گریه کرد گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله راست گفت آنجا که در مورد او گفت خدا رحمتش کند تنها راه می رود و تنها می میرد و او به تنهایی فرستاده می شود او و همراهانش برای من دعا کردند و مرا با خود متحد کرد پس من کیستم؟ پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد وقتی قسمت بعدی میاد انشالله بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند یادشان بر ما بلند باد رفتند و از من سؤال کردند آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟ آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند و دنیای رویاها برایشان زیبا شد