از مجموعهٔ صور من حياة الصحابيات (اكتملت السلسلة)
· درس 2 از 3
صور من حياة الصحابيات - الحلقة (3) - فاطمة الزهراء رضي الله عنها
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:15
انجمن مواضع خشنود است
0:17
به شما ارائه شود
0:19
تصاویری از زندگی همراهان زن
0:22
نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت الباشا
0:26
خدا رحمتش کند
0:31
فاطمه الزهری
0:33
خداوند از او راضی باشد
0:48
داستان زندگی فاطمه الزهری
0:54
فصلی درخشان از سیره رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
1:00
تصویری فوق العاده از زندگی بیت نبوت
1:05
نمونه شگفت انگیزی از اینکه اصحاب بزرگوار چگونه بودند
1:09
فاطمه زهری رضی الله عنه به دنیا آمد
1:13
سالی که کعبه ساخته شد
1:15
پنج سال قبل از بعثت محمدی
1:19
در مورد مادرش سیده رزن
1:22
عقل عاقل را به دودمان شریف گرد آوردم
1:26
علاوه بر این، موجودات با فضیلت نیز شامل می شدند
1:29
و ثروت هنگفت
1:31
در زمان جاهلیت، او را پاک نامیده می کردند
1:34
او را معشوقه زنان قریش می نامند
1:37
من به رسول خدا صلی الله علیه و آله ایمان آوردم
1:41
هنگامی که مردم به او کافر شدند
1:43
و وقتی مردم به او دروغ می گفتند او را باور کردم
1:46
هنگامی که مردم او را از آن محروم کردند، او را با پول خود دلداری داد
1:49
خداوند این بانوی ارجمند و درخشان را دوست داشت
1:54
با خلقت زیبایی که او را دوست داشت
1:57
و با توجه به اتیل
1:59
و پول کلان
2:01
این مادر فاطمه الزهرا(س) است
2:04
و اما پدرش، او سرور فرستادگان است
2:07
و خاتم النبیین
2:09
و در برابر صالحان
2:12
من با این نسب شریف بزرگترم
2:15
این پدر بزرگ یک پدر است
2:18
فاطمه الزهرا آخرین فرزند پدر و مادرش بود
2:22
و آخرین فرزند در لطافت و فروتنی در نوسان است
2:27
در پاکت گرما و عشق گنجانده شده است
2:30
پس فاطمه ریحانا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
2:36
او راضی است اگر شما راضی باشید
2:38
او عصبانی می شود اگر شما عصبانی شوید
2:40
اما مهربانی والدین
2:43
او معشوق را از تعلیم و تربیت باز نداشت
2:47
آماده سازی آنها برای قبول مسئولیت ها
2:50
نقل شده که او به تنهایی کارهای خانه اش را انجام می داد
2:55
در بیشتر روزهایش هیچ کس به او کمک نمی کند
2:58
و زخمهای پدرش را در جنگ احد می بست.
3:05
وقتی الزهرا به سن زن رسید
3:09
توجه به او جلب می شود
3:11
از جمله سخنان او ابوبکر و عمر بود
3:15
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به آنها پاسخی سخاوتمندانه داد
3:21
انگار می خواست با او برهنه شود، خدا از او راضی باشد
3:26
در سال هشتم هجری
3:29
علی بن ابی طالب با فاطمه الزهرا نامزد کرد
3:33
رسول خدا صلی الله علیه و آله چه سریع به درخواست او پاسخ داد
3:38
علی با افتخار به سجده افتاد و خدا را شکر کرد
3:41
وقتی سر از سجده بلند کرد
3:44
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود
3:48
خداوند به شما و شما برکت دهد
3:51
پدربزرگتون شاد باشه
3:53
و من از تو خوبی های زیادی بیرون می کنم
3:56
قرارداد فاطمه الزهرا با علی بن ابی طالب سخت بود
4:02
ابوبکر، عمر و عثمان
4:05
طلحه و زبیر از مهاجران بودند
4:08
و تعداد مشابهی از طرفداران
4:11
و هنگامی که مردم بر صندلی های خود نشستند
4:14
فرمود صلی الله علیه و آله و سلم
4:16
حمد و ستایش مخصوص خداوند است که به لطف او ستوده شده است
4:19
بت به قدرتش
4:22
خداوند متعال قرابت را نسب متأخر قرار داد
4:27
فرض شده است
4:29
و قاضی منصف
4:31
و یک کالای جامع
4:33
یا با آن رحم ها را بشکند
4:35
و آنام او را ملزم کرد
4:37
خداوند متعال فرمود
4:39
اوست که انسانها را از آب آفرید
4:45
پس آن را نسب و ازدواج کرد
4:49
و پروردگارت توانا است
4:53
شهادت می دهم که فاطمه را به ازدواج علی درآوردم
4:56
بر 400 مثقال نقره
4:59
اگر به آن راضی باشد بر اساس سنت موجود است
5:02
و تکلیف واجب
5:04
پس خداوند آنها را گرد هم آورد
5:06
و بر آنها مبارک باد
5:08
و فرزندانشان برکت یافتند
5:10
این را می گویم و از خداوند متعال طلب مغفرت می کنم
5:14
بانوی زنان مسلمان ازدواج کرد
5:17
به خانه شوهرش
5:19
او هیچ وسیله دیگری به جز تخت مشروط نداشت
5:23
و یک بالش ساخته شده از انسان پر از فیبر
5:26
و نورا از آدم
5:28
یک پوست آب و یک غربال
5:30
یک لبو و یک لیوان است
5:32
و رهوان و جرتان
5:35
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله طاقت نیاورد
5:38
صبر در حالی که زهرا از او دور بود
5:41
تصمیم گرفت او را در کنار خود بچرخاند
5:44
در مجاورت آن خانه های حارثه بن النعمان قرار داشت
5:48
پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
5:52
گفت به من خبر داده که می خواهی فاطمه را به تو بسپاری
5:57
اینها خانه های من هستند
5:59
نزدیکترین خانه به بن النجار به شماست
6:02
اما من و اموالم از آن خدا و رسولش هستیم
6:06
به خدا، ای رسول خدا
6:09
بابت پولی که از من میگیری
6:11
من تو را بیشتر از هر کس دیگری دوست دارم
6:14
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
6:18
حق با شماست انشالله
6:21
سپس فاطمه را به کنار خود چرخاند
6:24
در یکی از خانه های حارثه رضی الله عنه ساکن شد
6:29
از آنجایی که الزهرا در کنار پدرش ساکن شد
6:33
هر روز صبح به خانه او می آمد
6:36
بعد زنگ زدم برای سحر
6:38
خانه تبا را به خانه او می برد و می گفت:
6:42
سلام بر شما ای اهل بیت و شما را به پاکی کامل پاک گرداند
6:46
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
6:50
اگر از سفر آمده بود
6:52
از مسجد شروع کرد و در آنجا دو رکعت نماز خواند
6:55
سپس به خانه فاطمه می رود
6:57
سپس مدت اقامت طولانی خواهد شد
6:59
سپس به خانه های زنانش می آید
7:02
از محمد بن قیس روایت شده است
7:04
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
7:07
یک بار به مسافرت رفته بود
7:10
و با او علی بن ابی طالب است
7:12
پس فاطمه رضی الله عنه چنین کرد
7:15
در غیاب آنها دو دستبند و یک گردنبند و دو گوشواره داشتند
7:19
پرده ای روی در خانه گذاشته بودند
7:22
این به خاطر آمدن پدر و همسرش است
7:25
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
7:28
وارد او شد
7:30
یارانش بدون اینکه متوجه شوند دم در ایستادند
7:33
باید بمانند یا بروند؟
7:35
چون مدت زیادی آنجا ماند
7:37
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
7:41
خشم را در چهره اش می دید
7:43
تا اینکه روی منبر نشست
7:45
سپس فاطمه (س) متوجه شد که خداوند بر او باد
7:49
او این کار را با دیدن دستبند، گردنبند، گوشواره و ژاکت انجام داد
7:55
گوشواره، گردنبند و دستبندهایش را درآورد
7:59
و پرده را پایین انداختم
8:01
برای رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستادم
8:05
به کسی که آن را برای او آورد گفت
8:08
به رسول بگو
8:10
دخترت به تو سلام می کند
8:12
او به شما می گوید این کار را برای رضای خدا انجام دهید
8:16
وقتی نزد او آمد، گفت:
8:18
او این کار را کرد، باشد که پدرش به او فدیه دهد
8:21
دنیا نه از محمد است و نه از آل محمد
8:25
حتی اگر دنیا در نظر خدا به اندازه بال پشه خوب بود
8:30
به کافری از آن نمی نوشد
8:33
سپس خانه فاطمه الزهرا (س) است
8:36
او به زودی دارای فرزندان خوب شد
8:39
پدر و مادر بزرگوار الحسن و الحسین و محسن را به دنیا آوردند
8:44
و زینب و مادرت سیر
8:47
شادی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از آنان بسیار بود
8:52
روایت شده که وقتی حسن بازگشت
8:55
پدر و مادرش او را حرب صدا می زدند
8:58
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و فرمود
9:02
آرون پسر منه
9:04
اسم چی گذاشتی
9:06
گفتند جنگ
9:08
گفت: بلکه خوب است.
9:10
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرزندان فاطمه را متنعم کرد
9:16
آنها را نوازش می کند، نوازش می کند و با آنها می رقصد
9:20
شاید یکی از آنها در حال نماز بر دوش او سوار شد
9:24
در نمازش وقت می گذارد
9:26
سجده اش را طولانی می کند
9:28
تا او را از قایقش تکان ندهد
9:31
رسمش بود که رضی الله عنه شب را در خانه فاطمه بسر برد.
9:36
هر از چند گاهی
9:38
او خودش در حالی که پدر و مادرشان نشسته اند به فرزندانش خدمت می کند
9:43
یک شب شنید که حسن برای باران دعا می کرد
9:48
پس او رضی الله عنه به جایگاه خود رفت
9:52
بنابراین شروع به فشردن آن در فنجان کرد
9:54
حسین دستش را دراز کرد تا آب بگیرد
9:57
پس او را از آن دور کرد و به کارهای نیک پرداخت
10:00
فاطمه گفت
10:02
انگار دوستت داشت
10:04
فرمود صلی الله علیه و آله و سلم
10:07
اما اول آب گرفت
10:09
فاطمه خدا از او راضی باشد
10:12
اگر بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شوید
10:16
دستش را گرفت و از او استقبال کرد
10:19
و او را وادار به نشستن در شورای خود کرد
10:21
و وقتی وارد او شد
10:23
برخاست و از او استقبال کرد
10:26
دستش را گرفت و بوسید
10:29
پس در هنگام بیماری بر او وارد شد که در آن مرد
10:32
پس به او نزدیک شد و او گریه کرد
10:35
سپس به سمت او برگشت و او خندید
10:38
عایشه آن را دید
10:41
با خودش گفت
10:43
من فکر می کردم این زن برتر از زنان دیگر است
10:46
پس او یکی از آنهاست
10:49
در حالی که گریه می کند، می خندد
10:54
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا رفت
10:58
از او در این مورد پرسیدم
11:00
گفت: او به من اعتماد کرد و به من گفت که مرده است
11:04
پس گریه کردم
11:06
سپس به من اعتماد کرد که من اولین نفر از خانواده او هستم که به او پیوستم
11:10
من خندیدم
11:12
فاطمه پس از وفات پدرش صلی الله علیه و آله و سلم چندان درنگ نکرد
11:17
بعد از چند ماه دنبالش رفتم
11:20
می گفتند شش، سه یا دو بود
11:24
در روایات متفاوت است
11:27
در رمضان سال 11 هجری قمری
11:30
فاطمه الزهرا(س) دعوت پروردگارش را اجابت کرد
11:34
او از پیوستن به پدرش خوشحال بود
11:37
وقتی مرگ سراغش آمد
11:39
او مراقب شستن خود با دست بود
11:42
او به دوستش اسماء بنت عمیس گفت
11:46
بعد از اینکه او شما را غسل داد، بهترین کار ممکن را انجام داد
11:49
ای ملت
11:51
با لباس نو بیا
11:53
پس آن را پوشید و سپس گفت
11:55
من شسته ام
11:57
اجازه نده کسی کف دست ما را برای من آشکار کند
12:00
سپس او لبخند زد
12:02
بعد از مرگ پدرش لبخند نزد
12:05
فقط یک ساعت بعد درگذشت
12:08
خداوند ریحانه رسول الله صلی الله علیه و آله را بیامرزد
12:13
رحمت گسترده
12:15
در ماه رمضان نزد علی رفت
12:18
او را نیز در ماه رمضان به بهشت بردند
12:22
فاطمه الزهری رضی الله عنه
12:30
ریحانه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم