صور من حياة الصحابيات - الحلقة (3) - فاطمة الزهراء رضي الله عنها

◉ 0 بازدید ⏱ 12:57 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:15 انجمن مواضع خشنود است
0:17 به شما ارائه شود
0:19 تصاویری از زندگی همراهان زن
0:22 نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت الباشا
0:26 خدا رحمتش کند
0:31 فاطمه الزهری
0:33 خداوند از او راضی باشد
0:48 داستان زندگی فاطمه الزهری
0:54 فصلی درخشان از سیره رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
1:00 تصویری فوق العاده از زندگی بیت نبوت
1:05 نمونه شگفت انگیزی از اینکه اصحاب بزرگوار چگونه بودند
1:09 فاطمه زهری رضی الله عنه به دنیا آمد
1:13 سالی که کعبه ساخته شد
1:15 پنج سال قبل از بعثت محمدی
1:19 در مورد مادرش سیده رزن
1:22 عقل عاقل را به دودمان شریف گرد آوردم
1:26 علاوه بر این، موجودات با فضیلت نیز شامل می شدند
1:29 و ثروت هنگفت
1:31 در زمان جاهلیت، او را پاک نامیده می کردند
1:34 او را معشوقه زنان قریش می نامند
1:37 من به رسول خدا صلی الله علیه و آله ایمان آوردم
1:41 هنگامی که مردم به او کافر شدند
1:43 و وقتی مردم به او دروغ می گفتند او را باور کردم
1:46 هنگامی که مردم او را از آن محروم کردند، او را با پول خود دلداری داد
1:49 خداوند این بانوی ارجمند و درخشان را دوست داشت
1:54 با خلقت زیبایی که او را دوست داشت
1:57 و با توجه به اتیل
1:59 و پول کلان
2:01 این مادر فاطمه الزهرا(س) است
2:04 و اما پدرش، او سرور فرستادگان است
2:07 و خاتم النبیین
2:09 و در برابر صالحان
2:12 من با این نسب شریف بزرگترم
2:15 این پدر بزرگ یک پدر است
2:18 فاطمه الزهرا آخرین فرزند پدر و مادرش بود
2:22 و آخرین فرزند در لطافت و فروتنی در نوسان است
2:27 در پاکت گرما و عشق گنجانده شده است
2:30 پس فاطمه ریحانا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
2:36 او راضی است اگر شما راضی باشید
2:38 او عصبانی می شود اگر شما عصبانی شوید
2:40 اما مهربانی والدین
2:43 او معشوق را از تعلیم و تربیت باز نداشت
2:47 آماده سازی آنها برای قبول مسئولیت ها
2:50 نقل شده که او به تنهایی کارهای خانه اش را انجام می داد
2:55 در بیشتر روزهایش هیچ کس به او کمک نمی کند
2:58 و زخمهای پدرش را در جنگ احد می بست.
3:05 وقتی الزهرا به سن زن رسید
3:09 توجه به او جلب می شود
3:11 از جمله سخنان او ابوبکر و عمر بود
3:15 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به آنها پاسخی سخاوتمندانه داد
3:21 انگار می خواست با او برهنه شود، خدا از او راضی باشد
3:26 در سال هشتم هجری
3:29 علی بن ابی طالب با فاطمه الزهرا نامزد کرد
3:33 رسول خدا صلی الله علیه و آله چه سریع به درخواست او پاسخ داد
3:38 علی با افتخار به سجده افتاد و خدا را شکر کرد
3:41 وقتی سر از سجده بلند کرد
3:44 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود
3:48 خداوند به شما و شما برکت دهد
3:51 پدربزرگتون شاد باشه
3:53 و من از تو خوبی های زیادی بیرون می کنم
3:56 قرارداد فاطمه الزهرا با علی بن ابی طالب سخت بود
4:02 ابوبکر، عمر و عثمان
4:05 طلحه و زبیر از مهاجران بودند
4:08 و تعداد مشابهی از طرفداران
4:11 و هنگامی که مردم بر صندلی های خود نشستند
4:14 فرمود صلی الله علیه و آله و سلم
4:16 حمد و ستایش مخصوص خداوند است که به لطف او ستوده شده است
4:19 بت به قدرتش
4:22 خداوند متعال قرابت را نسب متأخر قرار داد
4:27 فرض شده است
4:29 و قاضی منصف
4:31 و یک کالای جامع
4:33 یا با آن رحم ها را بشکند
4:35 و آنام او را ملزم کرد
4:37 خداوند متعال فرمود
4:39 اوست که انسانها را از آب آفرید
4:45 پس آن را نسب و ازدواج کرد
4:49 و پروردگارت توانا است
4:53 شهادت می دهم که فاطمه را به ازدواج علی درآوردم
4:56 بر 400 مثقال نقره
4:59 اگر به آن راضی باشد بر اساس سنت موجود است
5:02 و تکلیف واجب
5:04 پس خداوند آنها را گرد هم آورد
5:06 و بر آنها مبارک باد
5:08 و فرزندانشان برکت یافتند
5:10 این را می گویم و از خداوند متعال طلب مغفرت می کنم
5:14 بانوی زنان مسلمان ازدواج کرد
5:17 به خانه شوهرش
5:19 او هیچ وسیله دیگری به جز تخت مشروط نداشت
5:23 و یک بالش ساخته شده از انسان پر از فیبر
5:26 و نورا از آدم
5:28 یک پوست آب و یک غربال
5:30 یک لبو و یک لیوان است
5:32 و رهوان و جرتان
5:35 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله طاقت نیاورد
5:38 صبر در حالی که زهرا از او دور بود
5:41 تصمیم گرفت او را در کنار خود بچرخاند
5:44 در مجاورت آن خانه های حارثه بن النعمان قرار داشت
5:48 پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
5:52 گفت به من خبر داده که می خواهی فاطمه را به تو بسپاری
5:57 اینها خانه های من هستند
5:59 نزدیکترین خانه به بن النجار به شماست
6:02 اما من و اموالم از آن خدا و رسولش هستیم
6:06 به خدا، ای رسول خدا
6:09 بابت پولی که از من میگیری
6:11 من تو را بیشتر از هر کس دیگری دوست دارم
6:14 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
6:18 حق با شماست انشالله
6:21 سپس فاطمه را به کنار خود چرخاند
6:24 در یکی از خانه های حارثه رضی الله عنه ساکن شد
6:29 از آنجایی که الزهرا در کنار پدرش ساکن شد
6:33 هر روز صبح به خانه او می آمد
6:36 بعد زنگ زدم برای سحر
6:38 خانه تبا را به خانه او می برد و می گفت:
6:42 سلام بر شما ای اهل بیت و شما را به پاکی کامل پاک گرداند
6:46 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
6:50 اگر از سفر آمده بود
6:52 از مسجد شروع کرد و در آنجا دو رکعت نماز خواند
6:55 سپس به خانه فاطمه می رود
6:57 سپس مدت اقامت طولانی خواهد شد
6:59 سپس به خانه های زنانش می آید
7:02 از محمد بن قیس روایت شده است
7:04 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
7:07 یک بار به مسافرت رفته بود
7:10 و با او علی بن ابی طالب است
7:12 پس فاطمه رضی الله عنه چنین کرد
7:15 در غیاب آنها دو دستبند و یک گردنبند و دو گوشواره داشتند
7:19 پرده ای روی در خانه گذاشته بودند
7:22 این به خاطر آمدن پدر و همسرش است
7:25 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد
7:28 وارد او شد
7:30 یارانش بدون اینکه متوجه شوند دم در ایستادند
7:33 باید بمانند یا بروند؟
7:35 چون مدت زیادی آنجا ماند
7:37 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
7:41 خشم را در چهره اش می دید
7:43 تا اینکه روی منبر نشست
7:45 سپس فاطمه (س) متوجه شد که خداوند بر او باد
7:49 او این کار را با دیدن دستبند، گردنبند، گوشواره و ژاکت انجام داد
7:55 گوشواره، گردنبند و دستبندهایش را درآورد
7:59 و پرده را پایین انداختم
8:01 برای رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستادم
8:05 به کسی که آن را برای او آورد گفت
8:08 به رسول بگو
8:10 دخترت به تو سلام می کند
8:12 او به شما می گوید این کار را برای رضای خدا انجام دهید
8:16 وقتی نزد او آمد، گفت:
8:18 او این کار را کرد، باشد که پدرش به او فدیه دهد
8:21 دنیا نه از محمد است و نه از آل محمد
8:25 حتی اگر دنیا در نظر خدا به اندازه بال پشه خوب بود
8:30 به کافری از آن نمی نوشد
8:33 سپس خانه فاطمه الزهرا (س) است
8:36 او به زودی دارای فرزندان خوب شد
8:39 پدر و مادر بزرگوار الحسن و الحسین و محسن را به دنیا آوردند
8:44 و زینب و مادرت سیر
8:47 شادی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از آنان بسیار بود
8:52 روایت شده که وقتی حسن بازگشت
8:55 پدر و مادرش او را حرب صدا می زدند
8:58 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و فرمود
9:02 آرون پسر منه
9:04 اسم چی گذاشتی
9:06 گفتند جنگ
9:08 گفت: بلکه خوب است.
9:10 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرزندان فاطمه را متنعم کرد
9:16 آنها را نوازش می کند، نوازش می کند و با آنها می رقصد
9:20 شاید یکی از آنها در حال نماز بر دوش او سوار شد
9:24 در نمازش وقت می گذارد
9:26 سجده اش را طولانی می کند
9:28 تا او را از قایقش تکان ندهد
9:31 رسمش بود که رضی الله عنه شب را در خانه فاطمه بسر برد.
9:36 هر از چند گاهی
9:38 او خودش در حالی که پدر و مادرشان نشسته اند به فرزندانش خدمت می کند
9:43 یک شب شنید که حسن برای باران دعا می کرد
9:48 پس او رضی الله عنه به جایگاه خود رفت
9:52 بنابراین شروع به فشردن آن در فنجان کرد
9:54 حسین دستش را دراز کرد تا آب بگیرد
9:57 پس او را از آن دور کرد و به کارهای نیک پرداخت
10:00 فاطمه گفت
10:02 انگار دوستت داشت
10:04 فرمود صلی الله علیه و آله و سلم
10:07 اما اول آب گرفت
10:09 فاطمه خدا از او راضی باشد
10:12 اگر بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شوید
10:16 دستش را گرفت و از او استقبال کرد
10:19 و او را وادار به نشستن در شورای خود کرد
10:21 و وقتی وارد او شد
10:23 برخاست و از او استقبال کرد
10:26 دستش را گرفت و بوسید
10:29 پس در هنگام بیماری بر او وارد شد که در آن مرد
10:32 پس به او نزدیک شد و او گریه کرد
10:35 سپس به سمت او برگشت و او خندید
10:38 عایشه آن را دید
10:41 با خودش گفت
10:43 من فکر می کردم این زن برتر از زنان دیگر است
10:46 پس او یکی از آنهاست
10:49 در حالی که گریه می کند، می خندد
10:54 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا رفت
10:58 از او در این مورد پرسیدم
11:00 گفت: او به من اعتماد کرد و به من گفت که مرده است
11:04 پس گریه کردم
11:06 سپس به من اعتماد کرد که من اولین نفر از خانواده او هستم که به او پیوستم
11:10 من خندیدم
11:12 فاطمه پس از وفات پدرش صلی الله علیه و آله و سلم چندان درنگ نکرد
11:17 بعد از چند ماه دنبالش رفتم
11:20 می گفتند شش، سه یا دو بود
11:24 در روایات متفاوت است
11:27 در رمضان سال 11 هجری قمری
11:30 فاطمه الزهرا(س) دعوت پروردگارش را اجابت کرد
11:34 او از پیوستن به پدرش خوشحال بود
11:37 وقتی مرگ سراغش آمد
11:39 او مراقب شستن خود با دست بود
11:42 او به دوستش اسماء بنت عمیس گفت
11:46 بعد از اینکه او شما را غسل داد، بهترین کار ممکن را انجام داد
11:49 ای ملت
11:51 با لباس نو بیا
11:53 پس آن را پوشید و سپس گفت
11:55 من شسته ام
11:57 اجازه نده کسی کف دست ما را برای من آشکار کند
12:00 سپس او لبخند زد
12:02 بعد از مرگ پدرش لبخند نزد
12:05 فقط یک ساعت بعد درگذشت
12:08 خداوند ریحانه رسول الله صلی الله علیه و آله را بیامرزد
12:13 رحمت گسترده
12:15 در ماه رمضان نزد علی رفت
12:18 او را نیز در ماه رمضان به بهشت بردند
12:22 فاطمه الزهری رضی الله عنه
12:30 ریحانه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم