از مجموعهٔ صور من حياة الصحابيات (اكتملت السلسلة)
· درس 2 از 8
صور من حياة الصحابيات - الحلقة (2) - صفية بنت عبدالمطلب رضي الله عنها
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:15
انجمن مواضع خشنود است
0:17
به شما ارائه شود
0:19
تصاویری از زندگی همراهان زن
0:22
نوشته دکتر عبدالرحمن رأفت الباشا
0:26
خدا رحمتش کند
0:28
صفیه بنت عبدالمطلب
0:33
خداوند از او راضی باشد
0:47
این بانوی بزرگوار و هوشیار کیست؟
0:52
که مردها قبلاً آنها را در نظر می گرفتند
0:55
از این همراه دلاور
0:58
اولین زنی که در اسلام مشرک را کشت؟
1:02
از این زن مصمم
1:04
که اولین پارس را برای مسلمانان ایجاد کرد
1:07
برای رضای خدا شمشیر بکش
1:10
او صفیه بنت عبدالمطلب است
1:13
هاشمی قرشی
1:15
عمه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
1:19
جلال صفیه بنت عبدالمطلب را از هر سو احاطه کرد
1:24
پدرش عبدالمطلب بن هاشم است
1:27
جد پیامبر و پیشوای قریش
1:30
و اربابش مطیع است
1:32
مادرش حله بنت وهب است
1:34
خواهر آمنه بنت وهب، مادر پیامبر
1:38
شوهر اولش، الحارث بن حرب
1:41
برادر ابوسفیان بن حرب
1:43
رهبر بنی امیه
1:45
او پس از او درگذشت
1:47
شوهر دوم او عوام بن خویلد است
1:51
برادر خدیجه بنت خویلد
1:53
بانوی زنان عرب در دوران جاهلیت
1:56
اولین مادران مؤمنان به اسلام
1:59
این بنا توسط زبیر بن العوام ساخته شده است
2:02
شاگردان من رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
2:05
آیا این افتخار دور است؟
2:07
افتخاری که ارواح غیر از شرف ایمان آرزوی آن را دارند
2:11
شوهرش العوام بن خویلد درگذشت
2:15
او یک فرزند خردسال از او باقی گذاشت
2:18
او زبیر است
2:19
او در زبری و صلابت بزرگ شد
2:22
او را با سوارکاری و جنگ پرورش داد
2:25
من آن را یک بازی برای تیز کردن تیرها و تعمیر کمان کردم
2:29
او را به هر شکل ترسناکی پرتاب می کرد
2:33
و او را در هر خطری قرار دهید
2:35
اگر او را ببیند، مردد یا تردید می کند
2:38
او را به شدت کتک زد
2:40
حتی یکی از عموهایش او را به خاطر این موضوع سرزنش می کرد
2:44
جایی که به او گفت
2:46
اینجوری یه پسر رو میزنه
2:48
تو او را با نفرت زدی نه با مادر
2:52
لرزید و گفت:
2:54
هر کی میگه ازش متنفرم دروغ میگه
2:57
اما من او را زدم تا جواب بدهد
3:00
ارتش شکست خورده و غارت می آورد
3:03
و هنگامی که خداوند پیامبرش را با دین هدایت و حق فرستاد
3:07
او را بیم دهنده و بشارتی برای مردم فرستاد
3:10
به او دستور داد که از نزدیکانش شروع کند
3:13
مجموعه بنی عبدالمطلب
3:15
زنان، مردان، پیر و جوانشان
3:19
خطاب به آنها گفت:
3:22
ای فاطمه دختر محمد
3:24
ای صفیه دختر عبدالمطلب
3:27
ای فرزندان عبدالمطلب
3:29
من از خدا برای شما چیزی ندارم
3:32
سپس آنها را به ایمان به خدا دعوت کرد
3:35
خوش شانس بودند که پیام او را باور کردند
3:38
پس نور الهی را از میان آنان بپذیر
3:42
آن که از سن خود روی برگرداند همان است که روی برگرداند
3:44
او صفیه دختر عبدالمطلب بود
3:47
در نسل اول مؤمنان
3:52
سپس صفیه جلال را از اندام خود جمع کرد
3:56
من به شما پاداش خواهم داد و اسلام را جلال خواهم داد
3:59
صفیه بنت عبدالمطلب به موکب نور پیوست
4:03
او و پسرش زبیر بن العوام
4:06
او همان رنجی را کشید که مسلمانان قبلی متحمل شدند
4:09
از ظلم و ستم و ظلم قریش
4:12
زمانی که خداوند به پیامبرش و مؤمنان همراه او اذن داد
4:16
با مهاجرت به شهر
4:18
آن بانوی هاشمی مکه را پشت سر گذاشت
4:21
با تمام ردپای خاطراتش
4:24
و انواع و اقسام شاهکارها و شاهکارها
4:27
صورتش را به سمت شهر چرخاند
4:30
هجرت با دین خود به سوی خدا و رسولش
4:33
اگرچه خانم بزرگ
4:36
در آن زمان او به 60 سالگی نزدیک می شد
4:41
در عرصه های جهادی مقام هایی داشت
4:45
تاریخ او را با زبانی تازه با تحسین و مرطوب از ستایش یاد می کند
4:51
از این موقعیت ها دو صحنه برای ما کافی است
4:55
اولی روز یکشنبه و دومی در روز خندق بود
4:59
در مورد آنچه در هر کسی بود
5:02
این است که او با سربازان مسلمان بیرون رفت
5:05
گروهی از زنان هستند که در راه خدا جهاد می کنند
5:09
پس آب برد و تشنگان را سیراب کرد
5:12
شما تیرها را تیز می کنید و کمان ها را تعمیر می کنید
5:16
اما هدف دیگری داشت
5:19
این است که نبرد را با تمام احساساتش پیش بینی کنیم
5:23
جای تعجب نیست
5:25
برادرزاده اش محمد رسول الله در صحن او بود
5:29
و برادرش حمزه بن عبدالمطلب اسدالله
5:33
فرزندش زبیر بن عوام از شاگردان پیامبر خدا است.
5:38
و در نبرد قبل از همه اینها و بالاتر از آن
5:42
سرنوشت اسلام که راغب پذیرفت
5:46
او به خاطر او هجرت کرد و به دنبال پاداش بود
5:49
به وسیله او راه بهشت را دیدم
5:52
وقتی دید که مسلمانان در معرض رسول خدا هستند
5:56
به جز تعدادی از آنها
5:58
مشرکان را دیدم که به پیامبر می رسند و او را هلاک می کنند
6:02
او پوست آب خود را به زمین انداخت
6:05
او مانند شیر شیری که به توله هایش حمله کردند غرش کرد
6:08
نیزه ای از دست یکی از شکست خوردگان ربوده شد
6:11
او شروع به شکستن صفوف با او کرد
6:14
با دندان هایش به صورت ها ضربه می زند
6:16
و بر مسلمانان نعره می زند و می گوید:
6:18
قرار بر این است که از رسول خدا شکست خوردی
6:22
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم او را دید
6:26
می ترسید برادرش حمزه را مرده ببیند
6:30
مشرکان زشت ترین وجه را به او دادند
6:33
او به پسرش الزبیر اشاره کرد و گفت:
6:36
زن، زبیر
6:39
الزبیر به او نزدیک شد و گفت
6:42
ای مادرش، به تو، ای مادرش
6:45
گفت: کنار، تو مادر نداری
6:48
گفت: رسول خدا به شما امر می کند که برگردید
6:52
گفت: چرا؟
6:55
شنیده ام که برادرم را مثله کرده است
6:58
و این در خداست
7:00
رسول به او فرمود
7:02
ولش کن زبیر
7:04
بنابراین او را رها کرد
7:06
و زمانی که نبرد به پایان رسید
7:09
صفیه برای برادرش حمزه برخاست
7:12
متوجه شدم شکمش پاره شده است
7:14
و جگرش را بیرون آوردم
7:16
بینی اش چروک شد و گوش هایش سفت شد
7:19
صورتش را تحریف کردند
7:21
پس از او طلب آمرزش کرد و گفت:
7:24
این در خداست
7:26
به خواست خدا راضی بودم
7:29
خداوند به ما صبر عطا خواهد کرد
7:31
و انشاءالله اجر خواهم داشت
7:33
این موضع صفیه بنت عبدالمطلب در روز یکشنبه بود
7:39
در مورد موقعیت او در روز خندق
7:41
داستان جالبی داره
7:43
حیله گری و هوش او
7:46
قدرت او شجاعت و اراده است
7:49
این خبر همانطور که در کتب تاریخ وعده داده شده است
7:53
رسم رسول خدا صلی الله علیه و آله بود
7:57
اگر او قصد دارد یکی از حملات را انجام دهد
8:00
قرار دادن زنان و کودکان در قلعه ها
8:03
از ترس اینکه به شهر آسیبی برساند
8:05
در غیاب مادرشوهرش رفت
8:08
وقتی روز خندق بود
8:10
زن و عمه اش را ساخت
8:12
و گروهی از زنان مسلمان
8:15
در قلعه لحسن بن ثابت
8:17
او آن را از پدرانش به ارث برده است
8:19
یکی از مستحکم ترین قلعه های شهر بود
8:21
مصونیت و دست نیافتنی ترین
8:24
در حالی که مسلمانان بودند
8:26
آنها در لبه های سنگر مستقر هستند
8:28
مقابله با قریش و یارانشان
8:31
به زن و بچه مشغول بودند
8:34
با مبارزه با دشمن
8:36
صفیه بنت عبدالمطلب دید
8:38
روحی که در تاریکی سحر حرکت می کند
8:41
بنابراین من با دقت به او گوش دادم
8:43
و به او بینایی داد
8:45
اگر یهودی بود به دژ می رفت
8:48
دور او راه می رفت و اخبار را بررسی می کرد
8:52
جاسوسی از کسانی که در آن هستند
8:54
سپس متوجه شدم که او برای قوم خود منصوب شده است
8:57
او آمد تا بفهمد آیا مردانی در قلعه هستند یا خیر
8:59
آنها از کسانی که در آن هستند دفاع می کنند
9:01
یا داخل دیوارهایش نیست؟
9:03
غیر از زنان و کودکان
9:06
با خودش گفت
9:08
یهودیان بنی قریده
9:09
بین خودشان جدا شدند
9:11
بین رسول خدا عهد و پیمانی بود
9:13
آنها از قریش و یارانشان حمایت کردند
9:15
بر مسلمانان
9:17
بین ما و آنها نیست
9:19
یکی از مسلمانان از ما دفاع می کند
9:21
و رسول خدا و کسانی که با او هستند
9:23
در گلوی دشمن مستقر هستند
9:26
اگر دشمن خدا بتواند انتقال دهد
9:28
برای قوم او حقیقت امر ماست
9:31
راههای زنان یهودی
9:33
و ثروت را بدزدند
9:35
برای مسلمانان مصیبت بود
9:38
سپس نقاب خود را برداشت
9:41
روی سرش پیچید
9:43
لباسش را درآورد
9:45
بنابراین آن را دور کمرش محکم کرد
9:47
ستونی را روی خودش گرفت
9:50
به سمت دروازه قلعه رفتم
9:52
بنابراین او را با ناله و ظرافت قطع کرد
9:55
و انتظار را از آن عبور دهید
9:57
دشمن خدا هوشیار و احتیاط است
10:00
حتی اگر مطمئن باشید که فردا
10:02
در موقعیتی که بتواند
10:04
کمپین سختی علیه او راه اندازی شد
10:08
با میله به سرش زد
10:10
پس او را به زمین انداخت
10:12
سپس ضربه اول را تقویت کردم
10:14
تا دوم و سوم
10:16
تا اینکه تمومش کردم
10:18
نفسش بین دو طرفم قطع شد
10:21
بعد با عجله به سمتش رفتم
10:23
با چاقویی که همراهش بود سر او را برید
10:26
سر از بالای دژ پرتاب شد
10:29
او شروع به غلتیدن از دامنه های آن کرد
10:32
تا اینکه در دست یهودیان مستقر شد
10:34
که در زیر کمین بودند
10:37
وقتی یهودیان سر دوست خود را دیدند
10:40
به هم گفتند
10:42
آموخته ایم که محمد
10:44
او زنان را ترک نمی کرد
10:46
و کودکان بدون محافظ
10:48
سپس به عقب برگشتند
10:50
خداوند از صفیه بنت عبدالمطلب راضی باشد
10:54
مصداق تحقیر زنان مسلمان بود
10:58
او تنها یکی خود را بزرگ کرد
11:00
بنابراین من تحصیلات خوبی داشتم
11:02
برادرش مجروح شد
11:04
پس با او صبور بودم
11:06
او توسط سختی آزمایش شد
11:08
من در او زنی مصمم، عاقل و شجاع یافتم
11:13
سپس تاریخ در درخشان ترین صفحات آن نوشته شد
11:17
صفیه دختر عبدالمطلب است
11:20
او اولین زنی بود که در اسلام یک مشرک را کشت
11:24
صفیه اولین زنی بود که در دفاع از دین خدا مشرکی را کشت