از مجموعهٔ لقطات ونبضات (اكتملت السلسلة) · درس 23 از 32

لقطات ونبضات | مشاهد من السيرة بقلم أ. علي بن محمد القرني | ح (24) | مع الآلام فرح

◉ 0 بازدید ⏱ 4:51 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 شهادت می دهم که محمد رسول است
0:09 ضربات و نبض
0:14 صحنه هایی از سیره پیامبر در قرائت محمد
0:19 نوشته جناب علی بن محمد بن علی القرن
0:24 شهادت می دهم که محمد رسول است
0:52 ابوبکرین صدیق رفت
0:54 یک سال قبل از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
0:59 در تجارت به بصره
1:01 و با او نعیمان بن عمر انصاری است
1:05 و سویبیت بن حرمله
1:07 از جمله کسانی بودند که بدر را دیدند
1:10 سویبیت بن حرمله مسئول تدارکات بود
1:13 نعمان بن عمر شوخی می کرد
1:17 به سویبیت گفت به من غذا بده
1:21 گفت: تا ابوبکر بیاید به تو غذا نمی دهم.
1:26 نعمان به سویبیت گفت
1:28 اگر شما را عصبانی می کند
1:30 پس از کنار قومی گذشتند
1:32 نعمان به آنها گفت
1:35 از من برده می خرید
1:37 گفتند بله
1:39 گفت بنده ای است که حرف دارد
1:43 و داره بهت میگه
1:45 من برده نیستم
1:47 من پسر عمویش هستم
1:49 اگر این را به شما می گفت، او را ترک می کنید
1:52 آن را نخرید
1:54 و بنده من را فساد مکن
1:56 گفتند نه
1:58 بلکه ما آن را می خریم و به آنچه می گوید نگاه نمی کنیم
2:01 پس آن را به ده سکه از او خریدند
2:05 بعد آمدند او را ببرند
2:07 پس از آنها خودداری کنید
2:09 به گردنش عمامه انداختند
2:12 به آنها گفت
2:13 داره مسخره میکنه
2:15 بنده او نیستم
2:17 و گفتند
2:18 ما خبر شما را به ما گفته ایم
2:20 به سخنان او گوش ندادند
2:22 سپس ابوبکر آمد
2:24 بنابراین او داستان خود را گفت
2:26 پس از مردم پیروی کنید
2:28 بنابراین او به آنها گفت که شوخی می کند
2:30 هیادها به آنها پاسخ دادند
2:33 او از آنها یک تاب آورد
2:36 وقتی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند
2:40 بهش خبر بده
2:42 او و یارانش مدتی به آن خندیدند
2:47 بادیه نشینی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
2:51 پس وارد مسجد شد
2:53 و شترش باعث مرگش شد
2:56 برخی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
3:00 از نعمان بن عمر انصاری
3:03 اگر ذبحش کردی می توانیم بخوریم
3:06 ما به گوشت آمده ایم
3:09 رسول خدا صلی الله علیه و آله قیمت آن را جریمه کرد
3:14 پس آل نعمان او را ذبح کرد
3:17 سپس بادیه نشینان رفتند
3:19 او کوه خود را دید
3:21 او فریاد زد
3:22 و او را نازا گردان ای محمد
3:25 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون آمد و فرمود
3:29 چه کسی این کار را کرد؟
3:31 گفتند
3:32 اون امان
3:34 پس به دنبال او رفت و از او پرسید
3:36 او را در خانه دبعه بنت الزبیر بن عبدالمطلب یافت
3:41 او در یک گودال ناپدید شده بود
3:44 و درخت خرما و شاخه بر آن نهاد
3:47 مردی به او اشاره کرد
3:49 صدایش را بلند کرد و گفت
3:51 آنچه دیدم یا رسول الله
3:54 انگشتش را به جایی که بود نشان داد
3:57 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را بیرون آورد
4:02 صورتش با برگ های خرمایی که رویش ریخته بود دگرگون شد
4:06 و به او گفت
4:08 چه شد که کاری را که انجام دادید انجام دادید؟
4:10 او گفت
4:12 کسانی که تو را به سوی من راهنمایی کردند ای رسول خدا
4:15 آنها هستند که به من دستور دادند
4:18 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شروع به پاک کردن صورتش کرد و خندید
4:24 سپس رضی الله عنه او را جریمه کرد
4:29 این خبر را به شما گفتم
4:32 بدانی که با اشک لبخند هم هست
4:35 و با درد شادی است
4:38 و با زخم ها شوخی است