از مجموعهٔ حدث في رمضان (اكتملت السلسلة) · درس 6 از 8

حدث في رمضان | د. عبدالرحمن رأفت الباشا | ح (7) | سقوط المسجد الأقصى بايدي الصليبيين

◉ 0 بازدید ⏱ 12:55 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:04 انجمن مواضع تقدیم می کند
0:09 در انار اتفاق افتاد
0:12 نوشته عبدالرحمن رفعت الباشا
0:15 سقوط مسجد الاقصی به دست صلیبیون
0:22 در سال چهارصد و نود و دو هجری
0:27 جهان اسلام از این سر تا سر دیگر وحشت داشت
0:31 با اشغال دو قبله اول توسط صلیبیون
0:34 و سوم از حرمین شریفین
0:36 و سفر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
0:40 روز غم انگیزی برای مسلمانان بود
0:43 روزها به تلخی نمی گذرد
0:46 رویدادهای جدی یک خاطره را پاک نمی کنند
0:50 آیا کاخی با بنای رفیع دیده اید؟
0:53 ستون های ثابت
0:55 منیعه، پدر شوهر، پر از مردم و پر از زندگی
0:59 سپس به صورت دایره ای دور می زد
1:01 اتفاقاتی برایش افتاد
1:03 از ساکنانش بی بهره بود و از محافظانش بی بهره بود
1:07 بعد از اناس تنها شد
1:09 تلخ و در عین حال انسانی
1:11 باد در پهلوهایش زوزه می کشد
1:13 جغدها در بالکن های آن لانه می کنند
1:16 و مارها در تالارها و اتاق های آن ازدحام می کنند
1:20 این وضعیت در جهان اسلام بود
1:23 در اواخر قرن چهارم هجری قمری
1:26 خلیفه بغداد درها را به روی خود بست
1:31 از آنچه حاکمان درباره زندگی به او می اندازند راضی است
1:35 خلیفه قاهره درگیر خرافات بود
1:39 با آن ملکه ای برپا می کند و با آن تاج و تختی را حفظ می کند
1:42 مسلمانان در اختلافات غوطه ور بودند
1:45 مردم خدا را فراموش کردند و او آنها را فراموش کرد
1:49 و او را رها کردند
1:51 پس آنها را به دشمن خود و دشمنشان سپرد
1:54 این در مورد جهان اسلام بود
1:57 بزرگترین محرک پاپ
2:00 و امپراتور قسطنطنیه به کشورهای مسلمان حمله کرد
2:04 و هیجان جنگ های صلیبی
2:07 از زمانی که اسلام بر روی زمین پیدا شد حتی یک لحظه متوقف نشده است
2:12 بلکه مانند آتشی بود که در خاکستر کمین کرده بود
2:16 اگر باد مساعدی بر آن می وزد
2:19 شوید و آتش بزنید
2:21 اگر صلیبیان را به سمت شرق هل دهید
2:24 بغض در سینه اش می جوشد
2:27 و قلبش پر از بدخواهی است
2:29 به قلعه های مستحکم آگناسیا حمله کرد
2:32 سپس به معرات النعمان حمله کرد
2:36 شهر ابی الا
2:38 ساکنان دلیر معرات در برابر صلیبیون مقاومت کردند
2:42 مقاومت بیشتر از اندازه آنها
2:45 اما مهاجمان به زودی در شام شهر را اشغال کردند
2:49 پس صدای مؤذنان را از بالای مناره ها خاموش کردند
2:53 و شمشیر را بر گردن مردم بگذار
2:56 آنها هر مرد، هر زن و هر کودکی را کشتند
3:00 با صندل شروع به پا گذاشتن روی اجساد مردگان کردند
3:03 پس از پر کردن مسیرها و مسدود کردن مسیرها
3:07 ارتش صلیبی به راهپیمایی خود ادامه داد
3:10 شهرها و روستاها را درو می کند
3:13 سپس صلیبیان روی خود را به سمت اورشلیم برگرداندند
3:17 در دست فاطمیون بود
3:20 سپس جهان اسلام از این سر تا آن سر به وحشت افتاد
3:25 با اشغال دو قبله اول توسط صلیبیون
3:28 و سوم از حرمین شریفین
3:30 و سفر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
3:33 بدون هیچ مقاومتی
3:36 صلیبیون به مدت هفت روز به شهر صلح دادند
3:41 هر روز آن مانند صد سال از آن چیزی است که ما می شماریم
3:45 پس شمشیر بر گردن بگذارید
3:48 در خیابان ها خون ریختند
3:50 و اجساد قاتلان لالا را بیرون آوردند
3:53 و از آن گنبدهایی ساختند
3:56 وارد نقش شدند
3:58 آنها کسانی را که در آن بودند نفرین کردند
4:00 قصرها را اشغال کردند
4:02 آنها شکم ساکنان آن را در جستجوی دینارهای پنهان در روده هایشان باز کردند
4:07 سپس به مسجد الاقصی یورش بردند
4:10 وارد پناهگاه امن او شدند
4:12 هفتاد هزار نامحلول
4:15 از جمله آنها عالم عبادت است
4:17 و با زاهد ملاقات کن
4:19 زن و نوزاد
4:22 با اسب های خود وارد مسجدالحرام شدند
4:25 خوشه هایش درختان را زیر پا می گذاشت
4:28 پاهایش غرق خون بود
4:31 سپس اشیای قیمتی در الاقصی را غارت کردند
4:34 از جمله غارت کردند
4:37 ریه های چتر دریایی ساخته شده از نقره خالص و طلای خالص
4:42 سپس پادگانی را در شهر غمگین ترک کردند
4:46 آنها برای فتح شهرها و تخریب قلعه ها به راه افتادند
4:50 مسلمانان به شرق و غرب زمین روی آوردند
4:54 به خلیفه فاطمی مصر
4:56 صاحب بیت القدس
4:58 شاید آن را از دست اشغالگران نجات دهد
5:01 و آن را از پلیدی غاصبانش پاک کن
5:04 او را مطیع وزیرش یافتند
5:06 و وزیرش مشکوک است
5:08 آنها هیئتی شامل قاضی ابوسعید الحراوی فرستادند
5:13 به خلیفه بغداد
5:15 هیئت به دیوان خلیفه رسید
5:18 خبرهایی دیدند که اشک در چشمانشان جاری شد
5:21 پلک ها را آزار می دهد و دل ها را آزار می دهد
5:24 روز جمعه به مسجد رفتند
5:27 گریه می کردند و کمک می کردند و گریه می کردند
5:30 آنها به مردم اشاره کردند که بر مسلمانانی که در ماه رمضان روزه می گرفتند چه گذشت
5:35 چه کسانی مردان را کشتند، زنان را اسیر کردند و پول را غارت کردند
5:39 اما خلیفه بغداد
5:42 او درمانده و در قصر خود محبوس بود
5:46 در آن
5:48 مسلمانان توجه خود را به دو خلیفه معطوف کردند
5:51 کسانی که در قاهره و بغداد روی تشک های براق نشسته اند
5:55 و شروع کردند به افق کشورهای مسلمان نگاه می کنند
6:00 شاید ستاره ای به آنها نشان دهد تا در تاریکی ترین شب آنها را راهنمایی کند
6:05 پس خداوند صلاح الدین را به آنها وحی کرد
6:09 ابن نجم الدین ایوب
6:11 و برای صلاح الدین
6:13 بیوگرافی درخشانی مثل ما
6:15 روشن مثل ماه کامل
6:17 راه را برای کسانی که می خواهند مسیر را طی کنند روشن می کند
6:21 صلاح الدین متوجه شد
6:23 آن خیر در امت محمد صلی الله علیه و آله است
6:28 عمر بالقوه در هسته بذر
6:31 او آب تازه می خواهد
6:34 خاک خوب و نور روشن
6:37 برای بیدار شدن از رکود آن
6:39 زمین پر از رشد و بخشش است
6:42 صلاح الدین کلید گشایش قلب ملت خود را می دانست
6:47 پس دستش را روی آن گذاشت
6:49 او به طرز ماهرانه ای آن را در قلب او مدیریت کرد
6:52 آن را باز کرد و از وسیع ترین درهای آن وارد شد
6:57 آن کلید، کلید دین است
7:01 او به اصل سلطنت نمونه اعتقاد داشت
7:04 او قانون خدا را بزرگ کرد
7:06 او به دستورات او عمل می کرد و از نواهی او دوری می جست
7:09 به ندرت گروهی از مردم در دعایش به او گوش می دادند
7:14 روزه ای را بدون ادای آن از دست نمی داد
7:17 و اما زکات در تمام عمرش به حد نصاب نرسید
7:22 صلاح الدین دل به پرورش و مبارزه نمی بست
7:26 بلکه به او امانت مبارزه و جهاد داده شد
7:29 او یک ربع قرن از عمر خود را سپری کرد
7:32 او فقط یک سقف کوچک داشت
7:35 بلکه اقامتگاه دائمی او یا سوار بر اسب بود
7:39 یا چادری در فضای باز برای او برپا شده است
7:42 او توانست بیشترین تأثیر را بر مردم خود بگذارد
7:46 پس فقها و علما با او جنگیدند
7:49 نویسندگان، شاعران و معلمان
7:52 سپس پسران و زنان
7:55 خداوند مردم را دسته دسته نزد صلاح الدین فرستاد تا از او حمایت کنند و او را فدیه دهند
8:01 و اگر دعوت به جهاد کرد
8:03 داوطلبان به میل خود نزد او آمدند
8:07 و آزادی مطلق آنها
8:09 هر کدام به اندازه کافی غذا حمل می کردند
8:13 اکثریت سربازان او داوطلب بودند
8:16 کسانی که برای ثواب و شهادت خدا آمده بودند
8:21 این یک دلیل بزرگ برای پیروزی های او بود
8:26 صلاح الدین به ارزش ثروت انسانی در ستایش پادشاهی ها و پیروزی در جنگ ها پی برد
8:33 او در هر کشوری جستجو کرد
8:35 در مصر
8:36 در شام
8:37 در حجاز
8:39 در یمن
8:40 در بغداد
8:41 در تمام کشورهای مسلمان
8:44 درباره افرادی که در سیاست صلاحیت دارند
8:47 در علم
8:48 در جنگ ها
8:49 در هنر
8:50 در ادبیات
8:52 او آنها را از هر کشوری جمع آوری کرد
8:54 او از هر کشور یک کشور خاص داشت
8:57 و از سراسر مصر، یک حمایت و یک دوست وجود دارد
9:00 این یکی از پیشگامان صلاح الدین است
9:03 صلاح الدین آگاه ترین و صادق ترین علما را برگزید
9:09 و از دعا به آنها فهم دین می دهد
9:12 در میان مهندسان داناترین در هنر و پرانرژی هستند
9:17 در میان فرستادگان، آنان را از امور آگاه ساخت و از آنان راز داشت
9:22 سپس صفات قهرمانی را داشت
9:26 سلامتی و بیماری او را تنها نگذاشت
9:30 و روزهای پیروزی و شکست او
9:32 و موضوع من سخت و آسان است
9:35 زمانی بود که گرما داغ شد
9:37 بوی تعفن تشدید شد
9:39 مرگ از هر سو او را احاطه کرده بود
9:42 او در صفوف سربازانش پرسه می زند
9:44 دستش را دراز می کند تا با مرگ دست بدهد
9:47 سپس مرگ از او روی برگرداند
9:49 با این خصوصیات
9:51 صلاح الدین سربازان مسلمان را از پیروزی به پیروزی به پیروزی رهبری کرد
9:57 و از این طریق
9:59 او توانست شرم را که بر مسلمانان وارد شده بود از بین ببرد
10:03 از زمانی که صلیبیون اورشلیم را اشغال کردند
10:06 اواسط ماه رجب
10:08 سال 583 ه
10:12 لشکریان مسلمان به رهبری صلاح الدین بیت المقدس را محاصره کردند
10:16 غل و زنجیر به مچ دست متصل می شود
10:18 آنها از هر طرف، دور دیوارهایش را برپا کردند
10:22 و شمشیرهای خدا را بکشید
10:24 نوشیدن از خون دشمنان خدا
10:27 فرانک ها از آنچه دیدند وحشت کردند
10:30 و خداوند رعب و وحشت را در دلهایشان افکند
10:33 این فقط یک تور صادقانه است
10:36 تا اینکه پدرسالار ظاهر شد و به دنبال امنیت برای خود و مردمش بود
10:40 صلاح الدین درخواست او را پذیرفت
10:43 فرانک ها خود را قطع کردند
10:45 برای هر مرد ده دینار بپردازد
10:48 برای هر زن پنج عدد
10:51 برای هر کودک دو دینار
10:53 این برای کسانی است که می خواهند خود را بازخرید کنند
10:56 هر که نتواند دیه بدهد زندانی می شود
10:59 و صبح جمعه
11:02 بیست و هفتم رجب
11:04 سال 583 ه
11:08 مسلمانان با تشویق بلند وارد بیت المقدس شدند
11:12 زبانشان پر از دعا است
11:15 صدایشان با سپاس و حمد به سوی خداوند بلند می شود
11:19 و صلیب بزرگ پایین آمد
11:21 که بر روی قبه الصخره بنا شده است
11:24 تصاویری که بر دیوارهای مسجد حک شده بود پاک شد
11:29 پنجره ها از مناره های آن برداشته شد
11:33 صدای اذان از بالای مناره ها می آمد
11:36 صدای مؤذنان با تلاوت قرآن آمیخته شد
11:41 او منبری را که ملک العدل نورالدین زنگی ساخته بود از حلب آورد
11:48 و نذر او به اورشلیم وقتی باز شود
11:51 در اولین جمعه در اورشلیم برگزار شد
11:54 پس از اینکه گردهمایی بیش از نود سال متوقف شد
11:58 خطبه جمعه توسط قاضی محی الدین بن الزکی ایراد شد
12:02 خطبه او را خطبه فتح نامیدند
12:05 خطیب و نویسنده آن را جمع آوری کردند
12:08 همه حمدهای دیگر قرآن
12:12 و وقتی نمازم تمام شد
12:14 صلاح الدین نشسته بود و تبریک مسلمانان را برای فتح روشن پذیرفت
12:20 صلاح الدین بر مسلمانان مبارک باد
12:23 فتح واضح صلاح الدین را تبریک می گویم
12:27 و از خدا می خواهم که مسلمانان را با روزی دیگر مانند روز فتح گرامی بدار
12:33 شرم را پاک می کنند و قلاب را برمی دارند
12:37 آنها اورشلیم دزدیده شده را پس می گیرند و پناهگاه غصب شده را نجات می دهند
12:42 بدین ترتیب چشم فاتح اول عمر بن الخطاب شناخته شد
12:47 روح فاتح دوم، صلاح الدین، برآورده شد