از مجموعهٔ حدث في رمضان (اكتملت السلسلة) · درس 1 از 4

حدث في رمضان | د. عبدالرحمن رأفت الباشا | ح (2) | أعظم مؤتمر للشورى عرفه تاريخ الإسلام

◉ 0 بازدید ⏱ 12:59 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:04 انجمن مواضع تقدیم می کند
0:09 در رمده اتفاق افتاد که رحمان رحمت باشی را شمرد.
0:16 بزرگترین کنفرانس شورا در تاریخ اسلام
0:21 در سال دوم هجرت
0:25 و در ماه مبارک رمضان
0:28 عقد رسول خدا صلی الله علیه و آله
0:31 خطرناک ترین کنفرانس شورا در تاریخ مسلمانان
0:36 این یک کنفرانس تاریخی بزرگ است
0:39 داستانی که در خاطره زمان فراموش نخواهد شد
0:43 در اوایل پاییز سال دوم هجری
0:47 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش می دانستند
0:51 ابوسفیان بن حرب مکه را به مقصد شام ترک کرد
0:55 در تجارت بزرگ
0:58 پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عجله کرد
1:01 دویست رزمنده از یارانش
1:04 برای رهگیری کاروان
1:06 اما ابوسفیان توانست زنده بماند
1:09 او به راه خود به سمت شام ادامه داد
1:12 مسلمانان همچنان در انتظار بازگشت کاروان بودند
1:16 با قلب های هوشیار و چشمانی باز
1:19 تا اینکه خبر قطعی به آنها رسید
1:22 با بازگشت ابوسفیان از شام
1:25 در رأس کاروانی که شامل هزار شتر است
1:28 شترها به عنوان گرانبهاترین گنجینه های شام مورد احترام بودند
1:32 چیزی که قریش آن را دوست دارد و آن را تحسین می کند
1:35 این یک فرصت طلایی است
1:39 این به مسلمانان این امکان را می دهد که انتقام پول مهاجران را بگیرند
1:43 که کفار در پی هجرت آن را از قریش مصادره کردند
1:47 و به دست آوردن آنچه مطابق با ثروت است
1:50 که در مکه به هنگام خروج از خانه هایشان به جا گذاشتند
1:54 آنان با دین خود به سوی خدا و رسولش گریختند
1:58 سپس این به آنها اجازه حمله می دهد
2:01 اردوگاه تله یک ضربه اقتصادی ویرانگر بود
2:05 پول این کاروان وقف نبود
2:08 تنها بر ثروتمندان، اما برای رضای خدا بود
2:11 برای مردم چیز کمی نبود
2:15 اما هزار جمله بارگذاری شده بود
2:18 با بهترین واردات از حجاز از شام
2:21 با این قافله بزرگ نبود
2:25 به جز چهل مرد که مسئول حفظ آن هستند
2:29 و از آن محافظت می کنند
2:31 رسول خدا صلی الله علیه و آله بسیج نشد
2:35 او همه دوستانش را مجبور نکرد که با او بیرون بروند
2:39 بلکه توسل او به آنها بیشتر یک تشویق بود
2:43 و به تایید نزدیک تر است
2:45 دیگر چیزی به آنها نگفت
2:48 این کاروان قریش است که پول آنها در آن است
2:52 پس به سوی آن برو، شاید خداوند به تو آزادی عطا کند
2:56 پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله عقب ماند
3:00 چه کسانی پشت سر گذاشتند و چه کسانی از او پیروی کردند
3:04 بدون انکار کسانی که جا مانده اند
3:07 تصرف کاروان قریش چه بود؟
3:10 او به یک ارتش بزرگ و یک تجمع بزرگ نیاز دارد
3:13 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رفت
3:16 سیصد و هفده مرد از یارانش
3:20 در میان آنها دویست و سی و یک نفر از انصار بودند
3:24 هشتاد و شش مرد مهاجر بودند
3:28 هفتاد شتر و سوار همراه داشتند
3:32 به ازای هر سه یا چهار شتر به نوبت حرکت می کنند
3:37 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
3:40 با مرثد بن ابی مرثد یک شتر سوار شد
3:45 و على بن ابى طالب رضى الله عنهم
3:49 شریک رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خواست
3:53 با واگذاری سهم خود در شتر سواری برای او
3:57 به او گفت: ای رسول خدا از تو دور می شویم.
4:01 گفت: صلوات الله علیه
4:05 تو قوی تر از من نیستی
4:08 من از نظر ثواب از تو ثروتمندتر نیستم
4:11 نپذیرفت جز اینکه سهم خود را از شتر سواری داشته باشد
4:15 به عنوان سهم هر یک از آنها
4:19 ابوسفیان می دانست که محمد و یارانش نزد او رفته اند
4:23 پس رسولی به مکه فرستاد و از او کمک خواست
4:27 او از او می خواهد که کاروان را نجات دهد و آن را از افتادن به دست مسلمانان حفظ کند
4:34 به محض اینکه رسول ابوسفیان به مکه رسید
4:37 تا اینکه بر بلندای تپه های آن بر پشت شترش ایستاد
4:41 ردای خود را برگرداند و ردای خود را پاره کرد
4:44 و با صدای بلند شروع به داد و فریاد کرد
4:47 ای قوم قریش ظالم ظالم
4:51 پول شما نزد ابوسفیان است
4:54 محمد و یارانش آن را به او عرضه کردند
4:57 من نمی بینم که شما متوجه آن هستید
4:59 البدر البدر و الغوث الغوث
5:04 همه قبایل قریش به کمک ابوسفیان آمدند
5:08 مشرکان در این امر فرصتی برای حذف محمد و دین محمدی دیدند
5:15 برای ملاقات با رسول خدا صلی الله علیه و آله آماده شدند
5:19 سپاهی بزرگ که شامل سران و سران قریش بود
5:24 او بزرگان مکه و قهرمانان آن را ستود
5:27 افراد مرفه در تهیه آن شرکت کردند
5:30 و مردان فقیر به او عنایت کرد
5:33 سپس لشکر بزرگ به سوی بدر به راه افتادند
5:38 برای نجات کاروان از دست محمد
5:41 اسلام را از بین می برد و مسلمانان را می کشد
5:45 ابوسفیان به بدر بسیار نزدیک شد
5:49 لشکر مسلمانان در آنجا اردو زده بودند
5:53 در حالی که با سایه خود به دنبال مرگ بود
5:56 مردی به نام مجدی بن عمر آن را دید
5:59 از او درباره سپاه محمد پرسید
6:02 مجدی به ابوسفیان گفت
6:05 من هرگز روی این زمین روی چیزی که انکار می‌کنم ایستاده‌ام
6:09 جز اینکه دو مرد را دیدم
6:11 شتران خود را در کنار این تپه استراحت دادند
6:15 سپس از آن آب گرفتند
6:17 و در این راه قدم گذاشتند
6:20 ابوسفیان به آب و هوای رحلتین شتافت
6:23 و مقداری از باقی مانده آنها را بخورید
6:26 تکه ها را با دستانش پیچید
6:29 او حفره های خرما را در آن یافت
6:31 فرمود: اینها علوفه یثرب و پروردگار کعبه هستند
6:36 او یقین داشت که آن دو نفر از یاران محمد هستند
6:40 سپس ابوسفیان از کاروان منحرف شد
6:44 از طریق رسول خدا صلی الله علیه و آله
6:47 و دوستانش
6:49 و راه رفتن را آسان کرد
6:51 تا اینکه از منطقه خطر عبور کرد
6:54 به جایی رسید که دست محمد و یارانش به او نمی رسید
6:59 سپس ابوسفیان را نزد قریش فرستادند
7:02 او را از زنده ماندن کاروان آگاه می کند
7:04 او به او توصیه می کند که به جایی که از آنجا آمده برگردد
7:07 و عدم مقابله با جنگ مسلمانان
7:10 اما ابوجهل رضی الله عنه
7:14 او از قبول نصایح ابوسفیان خودداری کرد
7:17 او اصرار داشت که به راه رفتن ادامه دهد
7:19 تا اینکه با محمد و یارانش ملاقات می کند
7:22 رسول خدا صلی الله علیه و آله را می شناخت
7:25 کاروان ابوسفیان در امان ماند
7:28 چیزی خطرناک تر از آن به او رسیده است
7:31 او فهمید که سپاه مکه به رهبری ابوجهل است
7:35 مصمم به دیدار با مسلمانان
7:38 مصمم به مبارزه با آنها
7:40 و بقای کاروان
7:42 او را از ادامه خزیدن باز نمی دارد
7:44 به بدر و ظلم به مسلمانان
7:47 رسول خدا صلی الله علیه و آله خود را یافت
7:50 او موظف است تصمیم قاطعی بگیرد
7:53 یا با یارانش به یثرب باز می گردد
7:57 که تعداد آنها افزایش نمی یابد
7:59 کمی بیش از سیصد
8:02 ترک لشکر مشرکان که در سرزمین ها پرسه می زنند
8:06 او در مقابل قبایل مهاجم قدرت خود را نشان می دهد
8:09 بین مکه و مدینه
8:11 یا با لشکر مشرکان می جنگد
8:14 بزرگ با ارتش کوچکش
8:16 با این حال، اتخاذ چنین تصمیمی خطرناک است
8:19 باید کنفرانس بزرگی باشد
8:22 ارتش و رهبران آن در آن شرکت می کنند
8:25 مسلمانان با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون نشدند
8:29 جز برای تصرف یک کاروان
8:32 تعداد مادرشوهرش از چهل مرد بیشتر نیست
8:36 سپس ناگهان تغییر کرد
8:39 به رویارویی با لشکر لجاب به رهبری لجاجت
8:43 نفرت او را برانگیخته است
8:45 او توسط چالش هدایت می شود
8:47 به احتمال زیاد اواسط ماه مبارک رمضان
8:51 این یک گره روی شن مربع است
8:54 بر دوش وادی دفران
8:56 بزرگترین کنفرانس شورا در تاریخ اسلام
9:00 تا بزرگترین امری را که در سحرگاه اذان به مسلمانان عرضه می شود قطع کند
9:05 او اولین سخنران کنفرانس جدی بود
9:09 ابوبکر صدیق رضی الله عنه
9:12 گفت بهتر است
9:14 سپس فاروق عمر بن الخطاب رضی الله عنه از او پیروی کرد
9:18 بنابراین او صحبت کرد و خوب عمل کرد
9:20 سپس مقداد بن عمر رضی الله عنه از آنان پیروی کرد
9:24 گفت یا رسول الله
9:27 برو وقتی خدا تو را دید
9:29 ما با شما هستیم
9:31 به خدا سوگند آنچه بنی اسرائیل به موسی گفتند به شما نمی گوییم
9:35 تو و پروردگارت برو و بجنگ
9:38 اینجا نشسته ایم
9:40 اما ما به شما می گوییم
9:42 تو و پروردگارت برو و بجنگ
9:45 ما با شما مبارزیم
9:48 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مقاله ایشان را تفسیر کردند
9:53 اما او همچنان می خواست از دیگران بشنود
9:56 حتی یک انصار در میان سخنرانان نبود
10:01 رسول خدا صلی الله علیه و آله بدون آنها در این مورد تصمیم نمی گرفت
10:07 این به این دلیل است که اکثریت ارتش او را آنها تشکیل می دهند
10:11 آنها کسانی هستند که بار جنگ را بر دوش خود خواهند برد
10:16 سپس هنگامى كه با رسول صلى الله عليه و آله و سلم در مانع دوم بيعت كرد.
10:22 آنها متعهد شدند که از او در برابر آنچه از خود، فرزندان و خانواده هایشان محافظت می کنند محافظت کنند
10:28 قول ندادند بیرون از خانه با او دعوا کنند
10:32 انصار متوجه شدند که رسول خدا صلی الله علیه و آله می خواهد مشرکان را ملاقات کند.
10:39 و نمی خواهد در این مورد جز با نظر آنها تصمیم بگیرد
10:43 سپس سرورشان سعد بن معاذ برخاست و با کلمات قاطع و محکم اعلام کرد
10:49 انصار تصمیم گرفتند با پیامبرشان نبرد کنند
10:53 رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا خطاب می کرد
10:58 ای رسول خدا به تو ایمان آوردیم و به تو ایمان آوردیم
11:02 شهادت می دهیم که آنچه آورده ای حق است
11:06 ما عهد و پیمان خود را به شما دادیم که بشنوید و اطاعت کنید
11:11 پس ای رسول خدا هر وقت خواستم برو جلو
11:14 سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد
11:16 اگر این دریا را به ما نشان دهید با شما وارد آن می شویم
11:20 حتی یک مرد در میان ما عقب نمانده بود
11:23 ما از اینکه فردا دشمنمان با ما ملاقات کند متنفر نیستیم
11:27 یا رسول الله ما در جنگ صبوریم
11:30 وقتی ملاقات می کنید صادق باشید
11:32 شاید خداوند چیزی را به شما نشان دهد که چشمان شما را خوشایند کند
11:36 لطفا با برکت خداوند ما را راهنمایی کنید
11:39 این کلمات قاطعانه موضوع را تعیین کردند
11:43 در چهره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ظاهر شد
11:47 لذت و انسان
11:49 به سپاه اسلام دستور داد تا به دیدار دشمن خدا و دشمن او بروند
11:54 سپس خطاب به مسلمانان فرمود:
11:57 راه بروید و موعظه کنید
11:59 خداوند متعال یکی از دو گروه را به من وعده داده است
12:03 به خدا به کشتی گیر مردم نگاه می کنم
12:07 لشکر به سوی بدر حرکت کردند
12:11 در آنجا دو گروه با هم آشنا شدند
12:14 مجموعه ای کوچک به دلیل حجم و تعداد
12:17 بسیار با ایمان و یقین او
12:20 گردهمایی بزرگ و فراوان
12:24 اندک با ناباوری و ناسپاسی او
12:27 جنگ عبرت بین این دو گروه درگرفت
12:31 که در آن مؤمنان از ایمان خود دفاع کردند
12:34 مشرکان در آنجا برای کفر خود جنگیدند
12:37 تا اینکه خداوند نصرت و غنائم را برای سربازانش مقدر کرد
12:41 به جندالله و العزه نامه نوشت
12:44 ناامیدی و شکست
12:47 و خداوند به کسانی که او را یاری می کنند کمک کند
12:50 خداوند توانا و توانا است