از مجموعهٔ وأظلمت المدينة (اكتملت السلسلة) · درس 5 از 8

وأظلمت المدينة | الحلقة (6) | آخر الصلوات، والوصية بالصلاة

◉ 0 بازدید ⏱ 10:29 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:02 بسم الله الرحمن الرحیم و شهر تاریک شد.
0:08 آخرین نماز و امر به نماز
0:22 پیامبر صلی الله علیه و آله برای امامت مسلمانان در نماز آخرت بیرون می رود.
0:33 آخرین دعای پیامبر صلی الله علیه و آله برای مسلمانان است
0:40 آخرین آیات از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تلاوت می شود
0:47 به روایت ام الفضل بنت الحارث
0:51 گفت: خدا از او راضی باشد
0:54 شنیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله در مراکش می خواند
0:59 به رسم مرسل
1:02 بعد از آن چه برای ما دعا کرد
1:05 تا اینکه خدا او را برد
1:08 این آخرین نماز او با مسلمین علیهم السلام بود
1:15 در روایت ترمذی از ام الفضل آمده است
1:19 از حال خود رضی الله عنه تعریف کرد که برای نماز بیرون رفت
1:25 او گفت
1:26 رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی ما بیرون آمد
1:31 او در زمان بیماری خود سربند بسته است
1:34 فصل مراکش
1:37 پس مرسلات را خواند
1:39 پس از آن نماز را نخواند تا اینکه خداوند متعال را ملاقات کرد
1:45 پیغمبر صلی الله علیه و آله سنگینی می کند
1:49 او علاقه مند به دعا برای مسلمانان است
1:53 عبید الله بن عبدالله بن عتبه گفت
1:57 بر عایشه وارد شدم
2:00 پس گفتم
2:01 از بیماری رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نمی گویید؟
2:07 او گفت بله
2:10 پس بگو پیامبر صلی الله علیه و آله
2:13 و او گفت
2:15 خاستگاه افراد
2:17 گفتیم نه
2:18 آنها منتظر شما هستند
2:21 او گفت
2:22 برای من آب بریز
2:25 او گفت
2:26 بنابراین ما انجام دادیم
2:28 پس غسل کرد
2:29 بنابراین لنو رفت
2:31 بیهوش شد
2:33 آنگاه از خواب بیدار شد و گفت صلی الله علیه و آله و سلم
2:38 خاستگاه افراد
2:40 گفتیم نه
2:41 منتظر تو هستند ای رسول خدا
2:45 او گفت
2:46 برای من آب بریز
2:49 او گفت
2:50 پس نشست و غسل کرد
2:53 سپس لنو رفت
2:55 بیهوش شد
2:57 بعد از خواب بیدار شد و گفت
3:00 خاستگاه افراد
3:02 گفتیم نه
3:03 منتظر تو هستند ای رسول خدا
3:07 و او گفت
3:08 برای من آب بریز
3:11 پس نشست و غسل کرد
3:14 سپس لنو رفت
3:16 بیهوش شد
3:18 بعد از خواب بیدار شد و گفت
3:21 خاستگاه افراد
3:23 گفتیم نه
3:24 منتظر تو هستند ای رسول خدا
3:28 مردم در مسجد نشسته اند
3:30 منتظر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای نماز عصر آخرت هستند
3:38 پیامبر صلی الله علیه و آله نزد ابوبکر فرستاد تا مردم را به نماز بخواند
3:45 رسول خدا نزد او آمد و فرمود
3:48 رسول خدا صلی الله علیه و آله شما را به امامت مردم در نماز امر می کند
3:55 ابوبکر گفت
3:57 او مرد مهربانی بود
4:00 ای عمر
4:01 با مردم دعا کن
4:03 عمر به او گفت
4:05 شما سزاوارتر از این هستید
4:08 ابوبکر در آن روزها نماز می خواند
4:12 و در رمانی دیگر
4:14 عایشه رضی الله عنها می گوید
4:18 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله بیمار شد، بیمار شد و درگذشت.
4:25 پس در نماز شرکت کردم
4:27 پس اجازه داد
4:28 و او گفت
4:30 به ابوبکر بگو مردم را به نماز امامت کند
4:34 بنابراین به او گفته شد
4:36 ابوبکر مردی سرسخت است
4:39 اگر به جای شما می ایستاد، نمی توانست مردم را به نماز اقامه کند
4:45 و او تکرار کرد
4:46 پس آن را به او برگرداندند
4:48 بار سوم را تکرار کرد و گفت
4:51 اگر از یاران یوسف بودند
4:54 به ابوبکر بگو مردم را به نماز امامت کند
4:59 پس ابوبکر بیرون رفت و نماز خواند
5:03 در روایت ابوموسی آمده است
5:05 اعلام یک بیانیه مبهم
5:08 و او گفت
5:10 پیامبر صلی الله علیه و آله بیمار شد
5:14 بیماری او تشدید شد
5:16 و او گفت
5:18 به ابوبکر بگو مردم را به نماز امامت کند
5:22 عایشه گفت
5:24 او مرد مهربانی است
5:27 اگر او جای شما را بگیرد
5:29 او نمی توانست مردم را به نماز هدایت کند
5:33 او گفت
5:34 به ابوبکر بگو مردم را به نماز امامت کند
5:38 بنابراین او برگشت
5:39 و او گفت
5:41 به ابوبکر بگو مردم را به نماز امامت کند
5:45 اگر از یاران یوسف بودند
5:48 رسول خدا نزد او آمد
5:51 او در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله مردم را به نماز اقامه کرد
5:57 انس بن مالک می گوید:
5:59 برخی از اتفاقاتی که در آن دوره برای آنها افتاد
6:02 از اخبار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
6:07 و او می گوید
6:08 ابوبکر در درد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای آنها دعا می کرد که در این درد از دنیا رفت.
6:17 تا اینکه دوشنبه شد
6:20 در صفوف نماز هستند
6:23 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله پرده اتاق را باز کرد و به ما نگاه کرد
6:29 طوری ایستاده که گویی صورتش یک تکه قرآن است
6:34 بعد می خندی و می خندی
6:37 به ما الهام شد که با دیدن پیامبر صلی الله علیه و آله مسحور شادی شویم
6:44 ابوبکر روی پاشنه های خود برگشت تا به خط رسید
6:49 او گمان کرد که پیامبر صلی الله علیه و آله برای نماز بیرون می رود
6:55 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به ما اشاره کرد
7:00 نمازت را تمام کن و حجابت را فرو بند
7:05 در روایتی از ابن عباس رضی الله عنه می فرماید
7:10 رسول خدا صلی الله علیه و آله پرده را نازل کرد
7:15 مردم پشت سر ابوبکر صف کشیده بودند
7:19 و او گفت
7:21 مردم
7:23 هیچ اثری از نبوت باقی نمانده است
7:27 به جز دید خوب
7:29 مسلمان آن را می بیند یا برای او می بیند
7:33 همانا من از تلاوت قرآن در حال زانو و سجده نهی شده ام
7:39 در مورد تعظیم
7:41 پس خداوند را در او ستایش کردند
7:43 در مورد سجده
7:45 پس برای نماز تلاش کن
7:48 باشد که او به شما پاسخ دهد
7:52 عایشه درباره دعای پیامبر صلی الله علیه و آله در آن دوران با ما صحبت کرد
7:58 بنابراین او می گوید
8:00 که باهاش رفت
8:02 تا خدا را ملاقات نکرد، آن را ترک نکرد
8:06 خدای تعالی را نیافت تا اینکه از دعای خود خسته شد
8:11 بسیاری از نمازهایش را نشسته می خواند
8:15 یعنی دو رکعت بعد از نماز عصر
8:19 پیامبر صلی الله علیه و آله آنها را به نماز می خواند
8:23 آنها را در مسجد نمی خواند
8:26 از ترس اینکه بار ملتش را سنگین کند
8:30 او آنچه را برای آنها آسان بود دوست داشت
8:34 روایتی از عایشه به روایت بخاری
8:38 پیامبر صلی الله علیه و آله پشت سر ابوبکر نشسته نماز خوانده بود
8:46 او گفت
8:48 پیامبر صلی الله علیه و آله سبکی در خود یافت
8:53 پس بیرون رفت و بین دو مرد ایستاد
8:57 انگار می دیدم پاهایش از درد از کنارم رد می شود
9:02 ابوبکر می خواست دیر شود
9:05 سپس پیامبر صلی الله علیه و آله به او اشاره کرد که جای تو را بگیر
9:11 سپس او را نزد او آوردند و در کنار او نشستند
9:16 عروة بر عایشه گفت
9:19 رسول خدا صلی الله علیه و آله سبکی در خود یافت، بیرون رفت
9:26 سپس ابوبکر مردم را رهبری کرد
9:29 وقتی ابوبکر او را دید، عقب ماند
9:33 همانطور که هستی به او اشاره کرد
9:37 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله در کنار ابوبکر نشست
9:45 ابوبکر با دعای رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز می خواند.
9:51 مردم با دعای ابوبکر نماز می خوانند
9:56 و در روایت ترمذی
9:58 عایشه رضی الله عنها گفت
10:02 رسول خدا صلی الله علیه و آله دعا کرد
10:05 او در حین بیماری جانشین ابوبکر شد و در آن هنگام نشسته درگذشت
10:13 و شهر تاریک شد