از مجموعهٔ وأظلمت المدينة (اكتملت السلسلة)
· درس 2 از 2
وأظلمت المدينة | الحلقة (12) | البكاء من الفراق
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:02
بسم الله الرحمن الرحیم
0:06
و شهر تاریک شد
0:19
گریه از جدایی
0:27
اصحاب قبل از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله گریه کردند
0:32
زمانی که او علائم مرگ و علائم آن را نشان داد
0:38
انصار گریه کردند که بیماری او را از دیدن او باز داشت.
0:46
فاطمه و عایشه و بقیه مسلمانان گریه کردند
0:51
ابوبکر هنگام بوسیدن پیامبر صلی الله علیه و آله گریه کرد
0:59
اشک های ابن عباس مانند مروارید جاری شد
1:03
هرگاه از پیامبر صلی الله علیه و آله یاد شود
1:08
ام ایمن هنگامی که آن دو صحابه به دیدار او رفتند گریه کرد و هر دو به گریه افتادند
1:17
بر چهره نمازگزاران هنوز مروارید چیده شده است
1:23
هرگاه از پیامبر صلی الله علیه و آله یاد شود
1:29
پس دوستان چطور بودند؟
1:32
از مکان ها و مکان هایی که با او زندگی می کردند می گذرند
1:38
ابوبکر رضی الله عنه پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله به عمر گفت.
1:47
ما را نزد ام ایمن ببرید تا او را ملاقات کنیم
1:51
رسول خدا صلی الله علیه و آله او را زیارت می کرد
1:57
وقتی به او رسید، گریه کرد
2:01
هر دو متاثر شدند و گریه کردند
2:04
او آنها را با او به گریه انداخت
2:08
ابوبکر روزی بر منبر می رود
2:12
او حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله را به یاد می آورد
2:17
در آنها با گفتن
2:21
گفت: می دانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در سال اول چه کرد.
2:30
بعد گریه کرد، بعد تکرار کرد، بعد گریه کرد
2:35
سپس آن را تکرار کرد و گریست
2:39
ابن عباس رضی الله عنه گفت: پنجشنبه چیست؟
2:47
سپس گریست تا اشک هایش خیس از سنگریزه شد
2:51
پس گفتم: ای ابن عباس، پنجشنبه چیست؟
2:57
گفت درد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شدید شد
3:04
و در روایتی سپس اشک خود را جاری کرد
3:09
تا اینکه روی گونه هایش دیدم که شبیه سیستمی از مروارید بود
3:16
آیا سیستم از مروارید بریده شده است؟
3:20
چشم و دل نمازگزاران می گوید
3:24
پدر و مادرم فدای تو باد ای رسول خدا
3:28
بلکه با هر آنچه در عالم هستی محبوب خداست
3:35
و شهر تاریک شد