از مجموعهٔ وأظلمت المدينة (اكتملت السلسلة)
· درس 11 از 12
وأظلمت المدينة | الحلقة (11) | غسل النبي صلى الله عليه وسلم وتكفينه والصلاة عليه ودفنه
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:02
بسم الله الرحمن الرحیم
0:06
و شهر تاریک شد
0:08
پیامبر صلی الله علیه و آله غسل کرد
0:22
او را کفن کردند و بر او نماز خواندند و دفن کردند
0:28
اصحاب از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله در شگفت شدند
0:33
آنها هیچ سرنخی نداشتند که چه کنند
0:39
آنها از مرگ او شوکه شدند
0:41
اخبار بزرگتر از بزرگانشان است
0:45
این عمر رضی الله عنه است
0:48
همانطور که چندی پیش با ما رد شد
0:51
از قبل نگو
0:54
ابوبکر گریه می کرد
0:56
او حقیقت را به تنهایی تحمل می کند
0:59
او آن را تحمل می کند و مردم را تحمل می کند
1:04
رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت
1:09
رویدادها مملو از مردم شریف است
1:13
این شهر همچنان حاوی نفاق و مردمانش است
1:18
مردم در جهل تازه وارد هستند
1:22
قاعده و بار آن چیست؟
1:25
شنیدن و اطاعت عادت ندارد
1:29
قبل از اینکه خداوند دین جدید را به آنها برکت دهد
1:34
اصحاب رضی الله عنه مشغول بودند
1:37
چرا مردم در مقابل یک مرد صف می کشند؟
1:41
برایشان دعا می کند
1:44
بر اساس نیاز مسلمانان است
1:48
آنها را در یک دل و یک کلمه متحد می کند
1:53
صحابه آن موضوع را تمام کردند
1:57
سپس رو به رسول خدا صلی الله علیه و آله کرد
2:02
برای شستن او کفن کنید و دفن کنید
2:07
حقیقت تلخ اجتناب ناپذیر است
2:11
اصحاب در امر غسل و دفن او سردرگم شدند
2:17
عایشه رضی الله عنها می گوید
2:22
وقتی می خواستند پیامبر صلی الله علیه و آله را بشویند
2:27
گفتند: به خدا سوگند ما نمی دانیم.
2:31
لباس رسول خدا صلی الله علیه و آله را از تن در می آوریم
2:36
همانطور که مردگان خود را برهنه می کنیم
2:39
یا با لباسش بشوریم؟
2:42
زمانی که اختلاف نظر داشتند
2:44
خدا آنها را بخواباند
2:47
حتی هیچکدام مرد نیستند
2:50
به جز چانه روی سینه اش
2:53
سپس یک سخنران از کنار خانه با آنها صحبت کرد
2:57
آنها نمی دانند او کیست
2:59
اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله را غسل دادند
3:03
و لباسش را پوشیده است
3:05
پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتند
3:10
پس او را با پیراهن شستند
3:13
روی پیراهن آب می ریزند
3:17
بدون دست با پیراهن می مالند
3:21
عایشه رضی الله عنها می گفت:
3:26
اگر به امورم رسیدگی می کردم، بر نمی گشتم
3:30
هیچ کس جز زنانش آن را نشوید
3:33
علی بن ابی طالب رضی الله عنه روایت کرده که فرمود
3:39
رسول خدا صلی الله علیه و آله را غسل دادم
3:44
پس رفتم ببینم چی مرده
3:48
من چیزی ندیدم
3:50
خوب بود خدا رحمتش کند
3:55
زنده و مرده
3:57
و دفن و دفن او بدون مردم چهار است
4:02
علی، عباس، الفضل و صالح
4:07
بنده ای از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
4:12
و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حدی داشت
4:17
و آجر را روی آن ریخت
4:21
عایشه رضی الله عنها گفت
4:24
رسول خدا صلی الله علیه و آله کفن شد
4:28
با سه لباس سفید
4:33
از کرسف نه پیراهن دارد و نه عمامه
4:39
برای مردم گیج کننده است که او رضی الله عنه
4:43
کفن در تگرگ یمن
4:46
دسته یا جوهر است
4:50
عایشه گفت
4:52
من سرد آمده ام
4:54
اما آن را برگرداندند و او را در آن کفن نکردند
4:59
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد
5:03
با کت و شلوار یمنی
5:05
متعلق به عبدالله بن ابی بکر بود
5:09
سپس آن را برداشتم
5:11
عبدالله بن ابی بکر آن را گرفت
5:14
گفت قفلش کن
5:17
تا اینکه خودم را در آن کفن کنم
5:21
از این رو به عایشه آنچه را ذکر کردند ذکر کردند
5:26
او آن را تکذیب کرد و گفت
5:28
در مورد حله
5:30
این یک شبهه در بین مردم نسبت به آن بود
5:34
برای دفن او خریداری شد
5:38
بنابراین کت و شلوار را ترک کردم
5:40
ترمذی گفت
5:42
در کفن پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده است
5:46
روایات مختلف
5:48
و حدیث عایشه
5:50
معتبرترین احادیث منقول در مورد کفن پیامبر صلی الله علیه و آله
5:57
مردم برای دعا برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آماده شدند
6:05
دعای وداع است
6:08
این ملتی است که در اثر رحلت پیامبرش محمد صلی الله علیه و آله داغدار شد
6:17
مردم به گونه ای برای او دعا می کردند که کسی نتواند آنها را رهبری کند
6:24
گفتند: چگونه بر او نماز بخوانیم؟
6:28
گفت: نامه و نامه بیاور.
6:33
از این در وارد می شدند و بر آن نماز می خواندند
6:39
سپس از در دیگر بیرون می روند
6:43
ابن کثیر گفت
6:45
و این عمل است
6:47
فقط بر او نماز میخوانند و کسی آنها را بر او نماز نمیخواند
6:53
موضوعی است که به اتفاق آرا مورد توافق است و مورد مناقشه نیست
6:58
اینجا شب است که شهر را با اشک می پوشاند
7:02
ریش و گونه ها را خیس می کند
7:05
این فاطمه همسر پیامبر صلی الله علیه و آله است
7:11
گریه می کند و برای رسول خدا پدرش عزاداری می کند
7:15
اینها مادران مؤمنان هستند
7:19
پیامبر عزیز گریه می کند
7:23
به یک واقعیت بزرگ تبدیل شده است
7:27
رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت
7:32
آیا ام سلمه رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله را پذیرفت؟
7:39
آیا باورتان می شود که بعد از آن روز او را نبیند؟
7:45
و پسرهای کوچک خوابیدند
7:48
و زیباترین اشک ها بقیه مردم هستند
7:52
شهر در غم غمگینی پوشیده شده بود
7:56
و دلها شکست
7:59
و ببین، در شب
8:02
با صدای زنگ نقشه بردار و مانیتور قطع می شود
8:07
در اینجا تبرها به زمین برخورد می کنند
8:10
شامل مولای پسر آدم شود
8:14
محمد صلی الله علیه و آله و سلم
8:18
آیا ام سلمه به رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله اعتقاد دارد؟
8:26
ام سلمه گفت
8:28
من به رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله اعتقاد نداشتم
8:34
تا اینکه صدای واعظ را شنیدم
8:38
آن سحر روز چهارم بود
8:41
به روایت عایشه رضی الله عنها
8:46
ایشان رضی الله عنه را در محلی که دستگیر کردند به خاک سپردند
8:52
ابوبکر رضی الله عنه گفت
8:56
چیزی از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فراموش کرده بودم
9:03
او گفت
9:05
خداوند پیامبری نگرفته است
9:07
مگر در جایی که دوست دارد دفن شود
9:13
هنگام دفن آن حضرت زیر نظر رسول خدا صلی الله علیه و آله قرار گرفت
9:19
تاج خروس قرمز
9:22
شقران رضی الله عنه گفت
9:25
به خدا قسم مخمل را زیر دست رسول خدا صلی الله علیه و آله در قبر انداختم.
9:34
در مورد لهد و شق اختلاف داشتند
9:37
تا اینکه در این باره صحبت کردند و صدایشان بلند شد
9:42
عمر گفت
9:44
در حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چه زنده و چه مرده سر و صدا نکنید.
9:51
یا کلمه ای شبیه آن
9:54
بنابراین آنها به اختلاف و الحاد فرستاده شدند
9:58
بعد اون یکی اومد
10:00
برای رسول خدا صلی الله علیه و آله عزاداری کرد و سپس به خاک سپرده شد.
10:07
سنت شد و یارانش از او الگو گرفتند
10:11
سعد بن ابی القص رضی الله عنه گفت
10:16
منو به کسی محدود کن
10:19
و بر روی آجر بنای تاریخی گذاشتند
10:22
همان گونه که با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شد
10:27
قبر بود
10:29
طبق حدیث ابن عباس رضی الله عنه هر دو
10:33
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
10:38
قبر برای ماست و سختی برای دیگران
10:42
جابر بن عبدالله رضی الله عنه گفت
10:48
پیامبر صلی الله علیه و آله ملحد است
10:52
و آجر روی آن ریخته شد
10:56
رسول خدا صلی الله علیه و آله به خاک سپرده شد
11:00
خاک بر سرش ریختند
11:03
قبر او تقریباً یک دهانه از روی زمین بلند شده بود
11:07
انس گفت
11:10
ما دست خود را از پیامبر صلی الله علیه و آله برنداشتیم
11:16
تا اینکه ما قلب خود را انکار کردیم
11:19
این را ابی بن کعب تأیید کرده است
11:22
او در توضیح آن گفت:
11:25
ما با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستیم
11:29
اما صورت ما یکی است
11:33
وقتی او مرد، ما این گونه و آن گونه به نظر می رسیدیم
11:39
انس بن مالک به خانه فاطمه رضی الله عنه زیارت می کند
11:45
گفت: وقتی او را دفن کردیم رضی الله عنه
11:52
از کنار خانه فاطمه گذشتم
11:55
ای انس خشنود شد که بر رسول خدا صلی الله علیه و آله خاک بریزی.
12:04
به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اصرار کردند که خاک بریزد
12:10
جدایی رخ داد و ازدواج به هم خورد
12:15
و خرابه های شهر تاریک شد
12:18
چنانکه انس بن مالک رضی الله عنه می فرماید
12:23
روزی که او مرد، همه چیز از او تیره تر شد
12:32
ایشان رضی الله عنه در شصت و سه سالگی درگذشت
12:38
غیر از این گفته شد
12:40
ترمذی از ابن عباس روایت کرده است
12:44
پیامبر صلی الله علیه و آله در شصت و پنج سالگی از دنیا رفت
12:51
همچنین از ابن عباس نقل شده است که او رضی الله عنه در شصت و سه سالگی درگذشت.
13:01
ابن حجر گفت
13:03
اکثریت قبول دارند که سن ایشان رضی الله عنه در هنگام وفات شصت و سه سال بوده است.
13:12
و شهر تاریک شد