از مجموعهٔ وأظلمت المدينة (اكتملت السلسلة)
· درس 9 از 11
وأظلمت المدينة | الحلقة (10) | أثر وفاته صلى الله عليه وسلم على الصحابة رضي الله عنهم
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:02
بسم الله الرحمن الرحیم
0:06
و شهر تاریک شد
0:19
تأثير رحلت ايشان رضي الله عنه
0:23
بر صحابه که خداوند از آنان راضی باشد
0:29
روح پاک عروج می کند
0:33
عایشه را نخواهی یافت که خدا از او راضی باشد
0:36
بهتر از بوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
0:41
چون روحش قبض شود سلام و درود بر او باد
0:46
می گوید خدا از او راضی باشد
0:49
وقتی خودش را ترک کرد
0:51
من تا به حال رایحه ای دلپذیرتر پیدا نکرده ام
0:55
چنین روح خوبی
0:58
این بوی خوشمزه
1:01
روح محمد صلی الله علیه و آله است
1:06
مهربان بود رضی الله عنه
1:12
فاطمه عزادار پدرش است
1:15
پدر
1:17
او به تماس او پاسخ داد
1:20
پدر
1:22
از باغ بهشت جایگاه اوست
1:25
پدر
1:27
بر جبرئیل سوگواری می کنیم
1:30
و پدرش
1:33
او به تماس او پاسخ داد
1:36
و پدرش
1:38
از پروردگارش آنچه در پایین است
1:41
و پدرش
1:44
به جنت الفردوس منزلگاهش
1:47
و پدرش
1:49
بر جبرئیل سوگواری می کنیم
1:52
جای زخم به دوستان نشت می کند
1:57
و در مورد آن زمزمه می کنند
1:59
و اخبار را تحت فشار قرار می دهند
2:01
آنها نمی خواهند او را باور کنند
2:04
پیامبر صلی الله علیه و آله نمی میرد
2:08
خبر دسیسه منافقین است
2:11
هرکس مدعی مرگ پیامبر صلی الله علیه و آله باشد، باید محاکمه شود
2:17
عایشه رضی الله عنها می گوید
2:21
یک روز سرش روی شانه من بود
2:26
سرش به سمت من کج شد
2:30
بنابراین فکر کردم او چیزی از سر من می خواهد
2:34
اسپرم سرد از دهانش بیرون آمد
2:38
بنابراین در سوراخ گلویم افتادم
2:41
پوستم گزگز شد
2:44
فکر کردم بیهوش شده
2:47
به او لباس پوشیدم
2:50
سپس عمر و مغیره بن شعبه آمدند
2:54
پس اجازه خواست و من به آنها اجازه دادم
2:58
به سمت حجاب کشیده شدم
3:01
عمر به او نگاه کرد و گفت
3:04
وای غش کردم
3:06
چه سخت است وهم رسول خدا
3:09
خدا رحمتش کند و درود فرستد
3:12
سپس او برخاست
3:14
وقتی به در نزدیک شدند
3:17
المغیره گفت
3:19
ای عمر رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت
3:26
عایشه نمی خواهد باور کند که او رضی الله عنه فوت کرده است
3:32
وقتی سرش رضی الله عنه به سمت سرش خم شد
3:38
پس از انتخاب پروردگارش تکیه می کند
3:41
بعد از اینکه او زمزمه می کند
3:43
در بالا رفیق
3:46
و بعد از اینکه او هم زمزمه کرد
3:49
پس او ما را انتخاب نمی کند
3:52
با وجود این همه خواننده
3:56
اما او نمی خواهد باور کند که او رضی الله عنه فوت کرده است
4:04
عمر رضی الله عنه به زیارت پیامبر صلی الله علیه و آله می آید
4:11
او را مرده می بیند
4:13
همه نشانه ها این را نشان می دهد
4:17
اما او این ایده را پیش می برد و در مورد غش کردن خیال پردازی می کند
4:22
وای غش کردم
4:24
رسول خدا صلی الله علیه و آله چه سخت غش کرد
4:30
عمر با هر کس آن را زمزمه کند اعلام جنگ می کند
4:35
پس اونی که اینو اعلام میکنه چی؟
4:38
هنگامی که مغیره بن شعبه رضی الله عنه می فرماید:
4:43
که رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا رفت
4:48
عمر که از طوفان آشفته شده بود با او روبرو می شود
4:52
دروغ گفتم
4:53
بلکه شما مردی هستید که احساس وسوسه می کنید
4:57
سپس عمر رضی الله عنه از دنیا رفت
5:00
مردم درباره رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله زمزمه کردند
5:06
چقدر سریع گفت
5:09
به خدا قسم رسول خدا صلی الله علیه و آله نمرده است
5:14
به خدا هیچ اتفاقی برای من نمی افتد جز این
5:19
خدا او را بفرستد
5:22
بگذار دست و پای مردان را قطع کنند
5:26
بعد می گوید
5:28
رسول خدا صلی الله علیه و آله نمی میرد
5:33
تا اینکه خداوند متعال منافقان را نابود کند
5:38
از عمر به چیزی مربوط به پیامبر صلی الله علیه و آله تعبیر شده است
5:43
برای آنچه بر موسی علیه السلام گذشت
5:47
از خروج تا وقت معین پروردگارش
5:50
و او می گوید
5:51
من نشنیدم کسی بگوید که محمد صلی الله علیه و آله مرده است
5:59
محمد صلی الله علیه و آله نمرده است
6:04
اما پروردگارش همانگونه که به سوی موسی مبعوث شد، به سوی او فرستاد
6:10
چهل شب نزد قومش ماند
6:14
هر چه عمر می گوید
6:18
بلکه شما مردی هستید که احساس وسوسه می کنید
6:21
بگذار دست و پای مردان را قطع کنند
6:26
تا خداوند منافقان را هلاک نکند نمی میرد
6:31
پروردگارش همان گونه که برای موسی فرستاد، نزد او فرستاد
6:36
هر چه عمر می گوید
6:40
اما او حقیقت دردناک را نخواهد گفت
6:45
تا اینکه ابوبکر آمد
6:48
او از خانه اش در سنه به اسبی نزدیک شد
6:53
تا اینکه پایین آمد و وارد مسجد شد
6:56
او با مردم صحبت نکرد
6:58
تا اینکه بر عایشه رضی الله عنها وارد شد
7:03
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تیمم کرد
7:08
او در جامه ای از جوهر پوشیده شده است
7:11
او چهره ای را نشان داد
7:13
سپس بر او تکیه داد و او را بوسید و گریست
7:18
سپس گفت: پدر و مادرم فدای تو باد
7:22
به خدا سوگند خداوند دو مرگ را برای شما جمع نمی کند
7:28
و اما مرگی که برای تو نوشته شد
7:31
او درگذشت
7:33
سپس گفت
7:35
ما از خداییم و به سوی او باز خواهیم گشت
7:40
رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت
7:46
سپس سر نزد او آمد و آن را برگرداند
7:50
پیشانی اش را بوسید و بعد گفت
7:54
چه پیامبری
7:56
سپس سرش را بلند کرد
7:58
سپس آن را پیچاندیم
8:00
پیشانی اش را بوسید و بعد گفت
8:04
و صفیه
8:06
بعد سرش را بلند کرد و کج کرد
8:10
پیشانی اش را بوسید و گفت
8:13
دوست
8:15
رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت
8:20
پس به مسجد رفت
8:22
عمر با مردم صحبت می کند
8:25
و او گفت
8:26
بشین
8:28
عمر از نشستن امتناع کرد
8:31
و او گفت
8:32
بشین
8:34
از نشستن امتناع کرد
8:36
پس ابوبکر شهادت داد
8:38
پس مردم به او روی آوردند و عمر را ترک کردند
8:42
و او گفت
8:44
مردم
8:46
کدام یک از شما محمد را می پرستد؟
8:49
محمد مرده
8:52
و هر که خدا را عبادت کند
8:55
زیرا خداوند زنده است و نمی میرد
8:59
خداوند متعال فرمود
9:03
و چه محمدی
9:06
جز یک پیام رسان
9:09
قبل از او از دنیا رفته بود
9:14
رسولان
9:17
اگر بمیرد
9:20
یا کشته شده
9:23
تو به من تبدیل شدی
9:26
باسن تو
9:29
و چه کسی می چرخد؟
9:33
روی پاشنه هایش
9:35
هیچ چیز به خدا آسیب نمی رساند
9:41
و خداوند به شکرگزاران پاداش خواهد داد
9:48
ابن عباس گفت
9:50
به خدا قسم که مردم
9:53
نمی دانستند که خداوند متعال
9:57
این آیه نازل شد
9:59
مگر زمانی که ابوبکر آن را خواند
10:02
پس همه مردم آن را از او دریافت کردند
10:07
او نشنید که کسی آن را بخواند
10:11
عمر گفت
10:13
به خدا سوگند من فقط خواندن آن را از ابوبکر شنیدم
10:18
بنابراین نازا شدم تا اینکه پاهایم نتوانست مرا تحمل کند
10:23
با شنیدن خواندنش روی زمین افتادم
10:28
فهمیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفته است
10:35
عایشه گفت
10:37
در نامزدی آنها خطبه ای نبود جز اینکه به نفع خدا بود
10:43
عمر مردم را ترسانده و نفاق در آنها نهفته است
10:49
خداوند به آنها پاسخ داد
10:52
سپس ابوبکر مردم را هدایت کرد
10:56
و آنان را از حقوقی که بر آن ها بود آگاه ساخت
10:59
و بیرون رفتند و آن را تلاوت کردند
11:02
محمد جز فرستاده ای نیست و پیش از او نیز فرستادگانی از دنیا رفته اند
11:09
اگر بمیرد یا کشته شود، شما به عقب برگردید
11:15
هر کس پاشنه خود را بچرخاند به خدا ضرری نمی رساند
11:22
و خداوند به شکرگزاران پاداش خواهد داد
11:25
عمر در آن زمان معتقد بود که محمد مرده است
11:32
ام سلمه هنوز ایمان نیاورده است
11:36
گفت: من به رحلت رسول خدا ایمان نیاوردم تا اینکه وعاظ را شنیدم
11:46
و شهر تاریک شد