از مجموعهٔ رمضان أحداث وعبر (اكتملت السلسلة) · درس 16 از 23

رمضان أحداث وعبر | الحلقة (21) | فتح مدينة عمورية

◉ 0 بازدید ⏱ 14:25 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:05 خلاصه کتاب
0:07 وقایع و درس های ماه مبارک رمضان
0:11 افتتاح شهر آموریا
0:18 روز ششم ماه مبارک رمضان
0:21 در سال دویست و بیست و سه هجری
0:25 قدرت شر خیر و افراد آن را نابود نمی کند و با آن مبارزه نمی کند
0:33 او هر زمان که فرصت پیدا کند رنگ های رنگارنگی روی آنها ایجاد می کند
0:38 او هیچ محدودیتی ندارد که او را از هوس های شیطانی اش باز دارد
0:43 هیچ قانونی قابل اجرا وجود ندارد که آن را از دکترین آسیب و حمله باز دارد
0:49 فقط قدرت اهل حقیقت می تواند او را از تجاوز باز دارد
0:53 و شر مهاجمان آنها را دفع کرد
0:57 و توانایی آنها برای متوقف کردن آن نیروی ناعادلانه
1:00 با عوامل بازدارنده ای که دارند و مهاجمان را دفع می کنند
1:06 و هنگامی که مسلمانان به دین خود پایبند بودند
1:10 مربوط به عقده های غرور
1:13 با در نظر گرفتن دلایل قدرت
1:16 در دل دشمنانشان اعتبار داشتند
1:19 از تعرض آنها به آنها جلوگیری کنید
1:22 برچسب های آنها شرم آور است
1:24 وقتی شروع به ترک دین خدا کردند
1:27 آنها به دنیا دلبسته اند
1:29 افق جلال را به تأخیر اندازد
1:31 دشمن هر کاری می خواست با آنها کرد
1:34 این در مورد آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند صادق است
1:39 در حدیث ثوبان بنده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم.
1:44 او گفت
1:46 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
1:50 ملت ها از هر افقی در شرف فراخواندن شما هستند
1:54 همانطور که غذا روی کاسه اش می خورد
1:58 او گفت
2:00 گفتیم یا رسول الله
2:02 آن روز افراد کمی ما را باور کردند
2:05 او گفت
2:06 در آن روز شما بسیار خواهید بود
2:09 اما شما مثل تفاله سیل خواهید بود
2:13 ترس را از دل دشمنت دور می کنی
2:17 و در دلهای شما ضعف قرار می دهد
2:20 او گفت
2:21 گفتیم
2:22 ضعف چیست؟
2:24 او گفت
2:25 عشق به زندگی و نفرت از مرگ
2:29 در دوران شکوه، ملت یک تن بود
2:34 اگر یکی از اعضا از آن شکایت کند
2:36 بقیه بدنش روی او فرو ریخت
2:39 هر که مورد هجوم کافران مسلمانان قرار گیرد
2:44 مسلمانان از آن متجاوز انتقام گرفتند
2:47 و هر که آنها را فریاد زد، او را اجابت کردند
2:50 و هر کس از آنان کمک بخواهد، او را یاری خواهند کرد
2:53 و امروز
2:54 بدن ملت تکه تکه شد
2:58 یک قسمت درد دیگری را احساس نمی کند
3:01 در اشتیاق به او کمک نمی کند
3:03 در نیازش به او کمک نمی کند
3:06 چند بار تماس های کسانی که به دنبال کمک هستند را شنیده ایم؟
3:11 و صدای شکنجه شدگان
3:13 چوب لباسی آنهایی که می گویند چقدر خشن است؟
3:16 و اسلام
3:18 و مسلمانان
3:20 و برادران
3:24 اما خلیفه عباسی المعتصم بالله
3:27 و کسانی که با او بودند در آن زمان مسلمان بودند
3:30 امروز مثل ما نبودند
3:33 و فتح عموریا برای آنها یادآوری خوبی بود
3:37 جوانمردی و حسادت آنها در پیشانی زمان جاودانه می شود
3:41 میراث آنها با غرور فراوان در طول نسل‌ها منتقل شده است
3:48 فتح آموریا و تاریخ آن
3:51 آموریا
3:53 کشوری در سرزمین روم
3:55 گفته شد
3:56 او آموریا بنت الروم نام داشت
3:59 ابن الیوس بن شم بن نوح علیه السلام
4:03 این شهر در فریجیا در آسیای صغیر است
4:08 در دوره هلنیستی تأسیس شد
4:11 در امپراتوری بیزانس شکوفا شد
4:14 پس از حمله خلیفه عباسی معتصم خلیفه شد
4:20 بقایای آن در نزدیکی روستای هیسارکوی قرار دارد
4:24 در استان افیون ترکیه
4:27 در ششم ماه مبارک رمضان افتتاح و وارد شد
4:32 در سال دویست و بیست و سه هجری
4:36 دلیل فتح آموریا
4:40 این دلیل فتح بزرگ بود
4:43 پادشاه رومیان نوفل پسر میخائیل است
4:47 صد هزار بیرون آمد
4:49 او به زاپاترا رسید
4:51 او مردان داخل آن را کشت
4:54 او به فرزندان و زنان توهین کرد
4:57 شهر ویران شد، یعنی آنچه ویران شد
5:00 او به مردم مالاتیا و دیگر قلعه های مسلمانان یورش برد
5:05 و توهین به زنان مسلمان
5:07 و همین امر در مورد مسلمانانی که تحت کنترل او قرار گرفتند نیز صدق می کند
5:11 و چشمانشان سوزش داشت
5:13 و بینی و گوش آنها را برید
5:17 ابراهیم بن مهدی در این باره می گوید
5:20 ای خدای حسود من زجر کشیدم پس انتقام بگیر
5:25 زنان مورد تعرض قرار می گیرند و هیچ کس آنها را مرتکب نمی شود
5:29 مردان به اجساد کشته شده او حمله کردند
5:33 قصاص و غارت فرزندانش چیست؟
5:38 نامه ای در اداره پست از مرز روم به معتصم رسید
5:43 اشاره شد که شاه روم به جنبه هایی از اسلام دست زد
5:47 دستش را به چند روستا دراز کرد
5:50 و گروهی از آنها را اسیر کرد
5:53 و او جزو گروه بود
5:56 زن هاشمی
5:58 و او فریاد زد و اعتراض کرد
6:03 موضع خلیفه معتصم در مورد واقعه
6:07 هنگامی که معتصم این سخنرانی بزرگ را دریافت کرد
6:11 بزرگترین و والاترین
6:13 غم انگیز ترین و مهمترین چیز
6:15 پس با آمادگی و اثربخشی عالی برای آن آماده شوید
6:19 نه با حرف و تلگراف تقبیح
6:24 مورخان ذکر کرده اند
6:26 پادشاه روم نامه ای به معتصم فرستاد و او را تهدید کرد
6:31 معتصم عصبانی شد
6:34 و جوابش را دستور داد
6:36 پس جواب را برای او نوشت
6:38 چند تا از کتاب هایی که نوشتند او را راضی نکرد
6:41 کتابی را که در آن بود پاره کرد
6:44 دستور داد پشت قسمتی از آن را بنویسند
6:48 بسم الله الرحمن الرحیم
6:51 پاسخ آن چیزی است که می بینید، نه آنچه می خوانید
6:55 و کفار خواهند دانست که پشت خانه کیست
6:59 و همین الان آماده شو
7:01 ستاره شناسان مانع او شدند
7:03 به او گفتند که فال بد است
7:07 به آنها گفت
7:08 او نسبت به آنها احساس بدی دارد نه ما
7:11 روز او گذشت و سربازان او را تعقیب کردند
7:15 در مورد زن
7:17 در حالی که روی تختش بود به او پاسخ داد
7:20 شما اینجا هستید، اینجا هستید
7:23 زنگ زد
7:25 او برخاست و بر حیوان خود سوار شد
7:28 او یک شال و یک ریل آهنی را که در آن شنل خود بود پنهان کرد
7:33 و سربازان را جمع کنید
7:35 قاضی بغداد، عبدالرحمن بن اسحاق را آوردند
7:39 و نزد او ابن سهل بود
7:41 در سیصد و سی مورد
7:44 پس من بر آنها به زیان هایی که متحمل شده اند گواهی می دهم
7:48 دو سوم برای پسرش
7:50 و سومی برای وفادارانش
7:52 و سومی برای رضای خدا
7:54 جریان جنگ و فتح شهر
7:58 هنگامی که معتصم به دروازه های شهر رسید
8:02 برج های آن را بین رهبرانش تقسیم کرد
8:05 هر کدام برج آن شدند
8:09 با توجه به تعداد یارانش و تعداد کم آنها
8:13 هر فرمانده بین دو تا بیست برج داشت
8:18 و مردم آموریا می گیرند
8:21 معتصم در مقابل مکانی که به آن هدایت شده بود اردو زد
8:26 برخی از مسلمانانی که در آنجا بودند او را به آن راهنمایی کردند
8:30 او در میان آنها به مسیحیت گرویده بود و با آنها ازدواج کرده بود
8:34 وقتی امیرالمؤمنین و مسلمین دید...
8:38 به اسلام بازگشت
8:40 نزد خلیفه رفت و اسلام آورد
8:43 و او را از جایی در دیوار آگاه کن
8:45 در اثر سیل ویران شد
8:47 ساختمان ضعیفی بدون پی ساخته شد
8:51 پادشاه روم به فرماندار آموریا نامه نوشته بود
8:55 برای ساختن آن مکان
8:57 التوانی در میان آنها افتاد
9:00 این راه خوبی برای ورود مسلمانان به آموریا بود
9:05 معتصم در اطراف امریه منجنیق برپا کرد
9:09 این اولین محل دیوار آن بود که تخریب شد
9:13 آنجا جایی است که زندانی به آنها نشان داد
9:17 بنابراین مردم کشور پیشقدم شدند
9:20 آنها آن را با چوب های بزرگ و مجاور خراب کردند
9:23 بنابراین منجنیق روی او فشار آورد
9:26 بنابراین سپرهایی را روی آن قرار دادند
9:29 برای برگرداندن تیزی سنگ
9:31 او چیزی نخواند
9:33 دیوار آن طرف فرو ریخت و از هم پاشید
9:37 وقتی معتصم عمق سنگر و بلندی دیوارش را دید
9:42 من از منجنیق برای مقاومت در برابر دیوار استفاده می کنم
9:46 در حالی که مردم روی پل آسیب دیده بودند
9:49 منجنیق آن مکان شرم آور را ویران کرد
9:53 وقتی چه بین دو برج افتاد
9:56 مردم صدای غرش بزرگی را شنیدند
9:59 کسانی که آن را ندیده بودند فکر می کردند که همینطور است
10:01 رومیان ناگهان به مسلمانان حمله کردند
10:05 معتصم شخصی را فرستاد تا مردم را صدا بزند
10:08 اما این سقوط دیوار است
10:11 مسلمانان از این امر بسیار خوشحال شدند
10:15 اما این چیزی نبود که تخریب شد
10:18 اسب ها و مردان در صورت ورود می توانند وارد شوند
10:21 محاصره قوی است
10:23 رومیان هر برج دیوار را تعیین کردند
10:27 امیر از او محافظت می کند
10:29 آن شاهزاده که طرفش نابود شد، ضعیف شد
10:32 از دیوار برای مقاومت در برابر محاصره ای که با آن روبروست
10:36 پس نزد مناتس، فرماندار رومی آموریا رفت
10:41 از او کمک خواست
10:43 هیچ یک از رومیان حاضر نشد به او کمک کند
10:46 گفتند: آنچه را که بر عهده ما گذاشته شده است، رها نمی کنیم.
10:51 سپس معتصم دستور داد مسلمانان وارد کشور شوند
10:55 از آن روزنه ای که خالی از جنگنده بود
10:59 پس مسلمانان به سوی آن سوار شدند
11:01 بنابراین من رومی ها را مجبور کردم به آنها اشاره کنند
11:04 آنها نمی توانند از خود دفاع کنند
11:07 مسلمانان به آنها توجهی نکردند
11:10 سپس تکثیر شدند و به زور وارد کشور شدند
11:14 مسلمانان از آن پیروی می کنند و «الله اکبر» می گویند.
11:18 رومی ها از مکان های خود پراکنده شدند
11:21 بنابراین مسلمانان در هر کجا که آنها را یافتند شروع به کشتن آنها کردند
11:27 آنها آنها را در یک کلیسای عظیم خود جمع کردند
11:31 به زور بازش کردند
11:33 و کسانی را که در آن بودند کشتند
11:35 در کلیسا را آتش زدند
11:37 پس سوخت
11:39 آنها را به خاک سپرده بودند
11:41 سپس معتصم امر به امروریه کرد
11:44 تخریب و سوزانده شد
11:46 شش ماه پیش در ماه رمضان بر او نازل شد
11:51 پنجاه و پنج روز در آنجا ماند
11:55 زندانیان را نزد فرمانده پراکنده کردند
11:58 به سمت طرسوس راه افتاد
12:01 نتایج افتتاحیه آموریا
12:05 اول این نبرد و این فتح آشکار بود
12:10 پاسخی عملی به استکبار بیزانسی ها
12:14 بدین ترتیب عدالت برای مسلمانان و شهرهایشان محقق شد
12:18 به عنوان مجازات کاری که آن متجاوزان با آنها انجام دادند
12:23 کسانی که ابواسحق با کاری که کرد آنها را تأدیب کرد
12:27 رشته ای بزرگ که تا ابد باقی خواهد ماند
12:30 دوما
12:32 تعداد زیادی از مبارزان بیزانسی کشته شدند
12:36 و خانواده هایی مثل آنها
12:38 و غنیمت زیاد
12:41 سوم
12:44 نجات آن زن که از معتصم استغاثه می کرد، چنانکه گفته شد
12:49 ابن کثیر گفت
12:51 مسلمانان از امریه پولهای نامحدود و غیرقابل توصیفی گرفتند
12:57 بنابراین تا جایی که می توانستند از آن حمل کنند
13:00 معتصم دستور داد آنچه از آن باقی مانده سوزانده شود
13:04 و با سوزاندن منجنیق ها و تانک ها و ماشین های جنگی در آنجا
13:10 زیرا رومیان برای جنگیدن در هیچ یک از جنگهای مسلمانان با آن تقویت نخواهند شد
13:16 درس هایی از فتح آموریا
13:19 اولا
13:21 مسلمانان در امان و سربلند نخواهند ماند
13:24 حمله متجاوزان جز با قدرت آنها دفع خواهد شد
13:29 دوما
13:31 دشمن فقط زبان زور را بلد است
13:34 بدون آن فقط فساد فی الارض درک می شود
13:39 سوم
13:40 خداوند ممکن است از درون دشمن به مسلمانان دلیل بدهد
13:44 این پیروزی آنها بر او خواهد بود
13:47 چهارم
13:48 اگر چوپان عادل باشد خداوند به وسیله او مردم و کشور را اصلاح می کند
13:53 و دین به وسیله آن تجلیل می شود
13:55 و در ميان مسلمانان خير بود
13:58 پنجم
14:00 اگر مسلمان برجسته ای به گناه یا بدعت افتاد
14:05 این بدان معنا نیست که کار بزرگ او باید فراموش شود
14:09 به نفع اسلام و مسلمین بود
14:12 وقایع و درس های ماه مبارک رمضان