از مجموعهٔ رمضان أحداث وعبر (اكتملت السلسلة) · درس 8 از 20

رمضان أحداث وعبر | الحلقة (12) | معركة البويب

◉ 0 بازدید ⏱ 14:10 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:05 خلاصه کتاب
0:07 وقایع و درس های ماه مبارک رمضان
0:11 جنگ بویب
0:16 زمان در ماه رمضان
0:20 از سال سیزدهم هجری
0:23 موضوع برای مسلمانان شبه جزیره عربستان حل و فصل شد
0:30 پس از حذف نهضت ارتداد
0:33 که می خواست مردم را به قبل از اسلام برگرداند
0:38 خداوند متعال برای او خلیفه راشدین آماده کرد
0:42 ابوبکر صدیق رضی الله عنه
0:45 پس شعله آن را خاموش کرد
0:47 او با خرد بی بدیل خود سیل آن را متوقف کرد
0:50 و عزم قوی او
0:52 بنابراین مردم در اسلام ثابت قدم شدند
0:55 رویاهای مرتدین فرو ریخت
0:58 امید آنها نادیده گرفته شد
1:02 پس از کسب این پیروزی بزرگ برای مسلمانان
1:06 که منجر به ثبات داخلی شد
1:09 شما مسلمانان را در حال فتح شام و عراق می بینید
1:13 رهبر کارکشته اجازه خواست
1:16 المثنب بن حارثه الشیبانی
1:19 خلیفه ابوبکر رضی الله عنه هر دو راضی باشد
1:23 در حمله به عراق
1:25 که تحت کنترل پارسیان بود
1:28 دوست را پذیرفت که خدا از او راضی باشد
1:31 این درخواست رضایت است
1:34 پس نزد خالد بن ولید رضی الله عنه فرستاد
1:37 به او دستور می دهد که از جنوب عراق به عراق حمله کند
1:41 سپس آن را با دوتایی اضافه کرد
1:44 و فرمان ایاد بن غنمان
1:46 برای شروع فریاد از بالای عراق
1:49 این در آغاز سال دوازدهم هجری رخ داد
1:53 خالد با ده هزار رزمنده راهپیمایی کرد
1:57 مثنی با هشت هزار نفر به او پیوستند
2:01 آنها شروع به گیج شدن کردند
2:03 در آنجا با پارسیان آشنا شدند
2:06 آنها آنها را شکست دادند
2:09 سپس خالد عراق را ترک کرد
2:12 توسط شهر افتتاح شد
2:15 اما تحولات جاری در شام
2:18 به نمایندگی از جمعیت عظیم رومی
2:21 برای مبارزه با مسلمانان
2:23 ابوبکر را وادار کردم که نزد خالد بفرستد
2:26 او از او می خواهد که به سرعت به دمشق کمک کند
2:29 پس خالد رفت
2:31 او مثنی را در میان گروهی از مسلمانان عراق نگه داشت
2:35 پس المثنی در آنجا ماند
2:39 او حرکات بسیج فارس را حس کرد
2:43 پس با عجله خود را به شهر رساند
2:46 از خلیفه مسلمین کمک می خواهد
2:49 از او کمک خواستن
2:51 آمدنش در روزهای آخر بود
2:54 از زندگانی ابوبکر رضی الله عنه
2:57 او عمر الفاروق را جانشین صدیق منصوب کرد
3:00 به یاری المثنی
3:03 و بدون معطلی
3:05 عمر در اولین تصدی خلافت شتاب کرد
3:08 با کمک به ملت با گروهی از مسلمانان
3:11 به رهبری ابوعبید بن مسعود الثقفی
3:15 او با گروه خود به عراق رفت
3:18 آنها در نبرد پل با پارسیان آشنا شدند
3:21 که با شکست مسلمانان به پایان رسید
3:24 تعداد زیادی از آنها کشته شدند
3:27 در رأس آنها رهبر مسلمانان ابوعبید قرار دارد
3:31 این خبر به خلیفه عمر رسید
3:34 او دید که عراق به جمعیت زیادی نیاز دارد
3:38 به دلیل کثرت پارسیان
3:41 و استفاده آنها از فیل که اسب و شتر از آن فرار می کنند
3:46 عمر از قبایل کمک خواست
3:49 جمعیت زیادی به شهر آمدند
3:52 از نقاط مختلف شبه جزیره عربستان
3:56 عمر با این کمک، المثنی را به یاری المثنی هل داد
4:00 با این ترکیب مسلمانان در آل بویب جنگیدند
4:05 زمان و مکان برگزاری
4:09 این جنگ را جنگ بویب می نامند
4:13 نسبت به مکانی که در آن رخ داده است
4:17 البویب رودی است در عراق، محل کوفه
4:22 دهان او در جایگاه رزق است و از فرات می گیرد
4:26 این جنگ در ماه رمضان رخ داد
4:30 سیزده سال هجری قمری
4:34 در دستان نبرد
4:36 وقتی کمک به المثنی رسید
4:40 لشکر مسلمانان را کامل کنید
4:42 او برای رقابت با پارسیان کاملا آماده شد
4:46 فرماندهی عمومی او المثنی بن حارثه بود
4:50 وقتی ایرانیان از این آمادگی شنیدند
4:55 لشکری به رهبری مهران الحمدانی فرستادند
4:59 هنگامی که مسلمانان در جنگ پل شکست خوردند
5:03 آن اسب به آنها طمع داشت
5:06 با این تصور که مسلمانان از باخت قبلی ضعیف شده اند
5:11 در مورد مسلمانان
5:13 شور و شوق آنها برای جنگ بویب تشدید شد
5:16 به عنوان انتقام شکست خود در یک مسابقه
5:19 علاوه بر سپاهی که از شهر آمده بود
5:23 المثنی از قبایل عرب در عراق کمک گرفت
5:27 ما هم مثل قبیله من ببر و فتح می کنیم
5:30 آنها مسیحی بودند
5:32 و می خواستند بجنگند
5:35 پیروزی اعراب بر ایرانیان
5:37 لشکر مسلمانان در ساحل غربی رود فرات اردو زدند
5:42 در حالی که سپاه پارس اردو زد
5:45 در ساحل شرقی
5:47 سپاه پارس در سه رده آمد
5:51 با هر ردیف یک فیل
5:53 و پایشان جلوی فیلشان است
5:56 و زجل دارند
5:58 سپس مهران نزد المثنی فرستاد و از او سؤال کرد
6:02 یا از ما عبور کنی
6:04 یا ما به سمت شما می رویم
6:07 المثنی پاسخ داد
6:09 عبور می کنی
6:11 پس به سوی آنها رفتند
6:13 این نقشه حکیمانه المثنی است
6:16 او از درس بریج او بهره برد
6:20 و چون زمان رمضان بود
6:24 المثنی تصمیم گرفت که مسلمانان را افطار کند
6:28 برای آنها قوی تر باشیم
6:30 پس آخرین آنها افطار کردند
6:33 المثنی لشکر را بسیج کرد
6:35 او آن را بر روی هر یک از پرچم های شاهزادگان قبایل عبور داد
6:41 از آنها محافظت می کند و از آنها می خواهد که تلاش کنند، صبر کنند و سکوت کنند
6:46 و همه می گویند
6:48 امیدوارم امروز مردم جلوی شما نیایند
6:53 به خدا امروز هیچ چیز برای خودم خوشحالم نمی کند
6:56 جز این که برای مردم عادی شما خوشحالم
7:00 اینطوری جوابش را می دهند
7:03 در گفتار و کردار از خودش منصف تر است
7:06 هیچ کس نتوانست در گفتار یا عمل او را مورد انتقاد قرار دهد
7:11 و در قب جریر بن عبدالله البجلی رضی الله عنه در نسل او.
7:16 و گروهی از رهبران مسلمان
7:20 المثنی به آنها گفت
7:22 سه تای بزرگ را بزرگ می کنم
7:25 بنابراین آنها آماده شدند
7:27 وقتی بچه چهارم پیر می شود، باردار می شوند
7:30 سخنان او را با شنیدن و اطاعت و پذیرش پاسخ دادند
7:35 جلسه خونین
7:39 وقتی المثنی تکبیر گفت، اول تکبیر گفت
7:42 فرصت ها به سوی آنها هجوم آوردند
7:44 پس حمل کردند تا آن را بستند
7:47 آنها به شدت جنگیدند
7:50 مثنی در برخی از درجات بنی عجل نقص دید
7:54 پس مردی را نزد آنان فرستاد و گفت:
7:57 شاهزاده سلام خود را برای شما می خواند و به شما می گوید
8:01 امروز اعراب را رسوا نکنید
8:04 بنابراین تعدیل کردند
8:06 وقتی این را از آنها دید، خوشش آمد و خندید
8:10 و به مردم پیغام داد و گفت:
8:13 ای مسلمانان آداب و رسوم شماست
8:16 از خدا حمایت کن و او هم از تو حمایت خواهد کرد
8:20 و مثنی و مسلمین از خداوند برای پیروزی و پیروزی دعا کنند
8:25 زمانی که جنگ برای مدت طولانی ادامه داشت
8:28 المثنی گروهی از یاران قهرمان خود را گرد آورد تا از پشت او محافظت کنند
8:33 مهران را متهم کرد
8:35 آن را از جایش برداشت تا وارد ساختمان شد
8:39 سپس با آنها درآمیختند و دو دل به هم پیوستند
8:43 گرد و غبار بلند شد و جنگل ها جنگیدند
8:47 آنها نمی توانند خود را وقف پیروزی شاهزاده خود کنند
8:51 برای مسلمانان و مشرکان
8:54 پسری مسیحی از بنی تغلب او را حمل کرد
8:57 پس مهران را کشت و بر اسبش سوار شد
9:00 و گفته شد
9:02 المضر بن حسن بن دیرار به الظبی حمله کرد و او را با چاقو زد
9:07 جلیر بن عبدالله البجلی سرش را بریدند
9:11 و دل مسلمانان، دل مشرکان را به درد می آورد
9:15 مسعود برادر المثنی در آن روز مجروح شد
9:19 و گروهی از بزرگان مسلمان
9:22 وقتی مسعود مجروح شد، دان را با او گذاشت
9:26 و او گفت
9:28 و عهد بکر
9:30 پرچمت را بلند کن، خدا تو را بلند کند
9:33 از مرگ من نگران نباش
9:36 المثنی به آنها گفته بود
9:39 اگه دیدی ما زدیم
9:41 تظاهر به آنچه هستی نکن
9:44 به خطوط خود بچسبید
9:47 و ترانه های آنهایی که در کنارت هستند را بخوان
9:50 وقتی مسلمانان المثنی را دیدند
9:52 دل را برانداخت و اهل آن را نابود کرد
9:55 کارهایی که مسلمانان از آن دوری می کنند، ثابت شده است که مشرکان انجام می دهند
10:00 و شروع کردند به پشت کردن غیر عرب ها
10:04 المثنی و مسلمانان برای پیروزی خود شروع به دعا کردند
10:09 یک نفر را برایشان می فرستد تا نق بزند و به آنها بگوید
10:13 عادات شما در امثال شماست
10:16 از خدا حمایت کن و او هم از تو حمایت خواهد کرد
10:19 تا اینکه پارسیان را شکست دادند
10:21 مغ ها وقتی مقاومتشان ضعیف شد فرار کردند
10:25 مسلمانان روی شانه هایشان زانو زدند و آنها را با فاصله از هم جدا کردند
10:30 المثنی بن حارثه پیش از او به پل رسید
10:33 روی آن ایستاد تا اسب از عبور آن جلوگیری کند
10:37 تا مسلمانان بتوانند آنها را کنترل کنند
10:40 پس بقیه آن روز و آن شب بر دوش سوار شدند
10:46 در آن روز آنها را کشت
10:49 بسیاری در رودخانه غرق شدند
10:53 نتایج نبرد
10:55 این نبرد برای ایرانیان درد بزرگی بود
10:59 شادی بزرگی برای مسلمانان
11:02 نتایج آن مقدمه پیروزی بزرگ بر ایرانیان بود
11:07 نتایج نبرد است
11:10 اولا
11:11 سردار ایرانی، ماهران، کشته شد
11:14 و تعداد زیادی از سربازان و رهبران او
11:17 اما تعداد قابل توجهی از مسلمانان کشته شدند
11:22 چهار هزار تخمین زده شد
11:25 اما در مقایسه با کشتن ایرانی ها عدد کمی است
11:29 دوما
11:32 این پیروزی مسلمانان را به ادامه حضور در عراق تشویق کرد
11:36 و بعد از آن به فتوحات جدید پیشرفت کنید
11:40 این نبرد مقدمه پیروزی مسلمانان حسیب بر ایرانیان در القادسیه بود.
11:48 سوم
11:50 چرا ایرانیان مشرک این شکست هولناک را متحمل شدند؟
11:54 اشراف ایرانی بر سر تعدادی از تغییرات رهبری توافق کردند
12:00 بنابراین آنها شروع به منزوی کردن پادشاه سابق خود کردند
12:03 پوران دیخت
12:04 پادشاه جدیدی از سلسله کسری منصوب شد
12:09 او یزدگرد بن شهریار بن کسری است
12:13 پادشاه جدیدی از سلسله کسری منصوب شد
12:17 او یزدگرد بن شهریار بن کسری است
12:21 این پادشاه جدید رهبری ارتش عمومی را تغییر داد
12:26 پس او را به راستان سپرد
12:29 او را مأمور کرد که در آینده با مسلمانان بجنگد
12:33 چهارم
12:34 غنایم فراوانی که مسلمانان از پارسیان به دست آوردند
12:39 در این رویداد درس هایی وجود دارد
12:43 اولا
12:44 شکست یک باخت نهایی نیست
12:48 بلکه درس ارزشمندی است که اشتباهات را آشکار می کند
12:52 برای جلوگیری از در آینده
12:54 بدین ترتیب، المثنی از درس پل بهره مند شد
12:58 در مویب پیروز شد
13:00 دوما
13:02 تکبر منجر به شکست می شود
13:05 عاقل هر چقدر هم که دشمنش را شکست دهد
13:08 در دورهای بعدی از او کمک نخواهید
13:11 او هرگز فراموش نمی کند که جنگ یک بحث است
13:15 و این روزها
13:17 و ابدیت یک قلب است
13:20 سوم
13:21 مجاهد مخلص دنبال القاب نیست
13:25 او به دنبال شهرت و توجه به قهرمانی خود نیست
13:30 برای او کافی نیست که خدا او را بشناسد
13:33 حتی اگر انسان ها و بزرگانشان او را نشناسند
13:36 چهارم
13:38 نبرد فقط شجاعت نیست
13:41 بلکه آمادگی، برنامه ریزی و تاکتیک است
13:44 درایت و صبر
13:46 پنجم
13:49 اهمیت توسل به خداوند متعال
13:52 هنگام ملاقات با دشمنان
13:54 و عظمت تأثیر مناجاتش با خداوند متعال
13:57 و بر او توکل کن
14:01 وقایع و درس های ماه مبارک رمضان