از مجموعهٔ مسك الخطاب (اكتملت السلسلة)
· درس 5 از 38
مسك الخطاب (7) - أترضاه لأمك؟
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
در وسعت خدا، شادی در سینه ها جاری می شود
0:11
قرب او را به رحمان بیشتر کن
0:15
مسجد محمد بن عبدالعزیز آل موسی
0:18
به زیبایی ارائه شده است
0:21
نامه را نگه دارید
0:24
نوشته شیخ اسامه بحر که خداوند او را حفظ کند
0:27
هر کس خدا را اطاعت کند در شیرین ترین احساس حلول می کند
0:35
برای مادرت قبول میکنی؟
0:37
اینها دستورات پیامبر صلی الله علیه و آله است
0:44
مرد جوانی آمد و از او اجازه خواست تا زنا کند
0:48
جرم سنگینی است
0:51
جامعه را تا سر حد مرگ می زند
0:54
جلب توجه می کند
0:56
کاری که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم انجام داد
0:59
با تحریک حس حسادت در این جوان
1:04
همانطور که او حسود است
1:06
دیگران هم حسودی می کنند
1:09
این اولین داروی چنین گناهی است
1:13
از طریق ایمان بسیار زیاد و غیرت فعال
1:16
انسان در مقابل این حرام ها می ایستد و زیر پا نمی گذارد
1:21
از ابوامامه رضی الله عنه می فرماید
1:24
جوانی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت:
1:29
ای رسول خدا
1:31
به من اجازه بده که زنا کنم
1:33
سپس مردم به او نزدیک شدند و او را سرزنش کردند
1:36
گفتند مه مه
1:39
رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود
1:43
او را اضافه کنید
1:44
به زودی به او نزدیک شدیم
1:46
گفت و نشست
1:48
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
1:51
برای مادرت دوست داری؟
1:54
گفت نه به خدا
1:56
خداوند مرا فدیه تو قرار دهد
1:58
او گفت
1:59
مردم هم آن را برای مادرشان دوست ندارند
2:03
او گفت
2:04
برای دخترت دوست داری؟
2:06
او گفت
2:07
نه به خدا قسم یا رسول الله
2:09
خداوند مرا فدیه تو قرار دهد
2:11
او گفت
2:12
مردم هم آن را برای دخترانشان دوست ندارند
2:16
او گفت
2:17
برای خواهرت دوست داری؟
2:19
او گفت
2:20
نه، قسم می خورم
2:22
خداوند مرا فدیه تو قرار دهد
2:25
او گفت
2:26
و مردم آن را برای خواهران خود دوست دارند
2:30
او گفت
2:31
برای عمه ات دوست داری؟
2:33
او گفت
2:34
نه، قسم می خورم
2:36
خداوند مرا فدیه تو قرار دهد
2:38
او گفت
2:39
و مردم آن را برای خاله های خود دوست دارند
2:43
او گفت
2:44
برای عمه ات دوست داری؟
2:46
او گفت
2:47
نه، قسم می خورم
2:49
خداوند مرا فدیه تو قرار دهد
2:51
او گفت
2:52
اما مردم آن را برای خاله های خود دوست دارند
2:55
گفت پس دست بر او گذاشت و گفت
2:59
خدایا گناهش را ببخش و دلش را پاکیزه و عفتش را حفظ کن
3:05
پس از آن فتا به چیزی توجه نکرد
3:09
امروز ما به این تربیت نبوی نیاز داریم
3:14
با ظهور وسوسه ها و سهولت در لغزش در منجلاب شهوات
3:20
در حدیث آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
3:25
خداوند از جوانی که صبر ندارد تعجب می کند
3:30
یعنی تمایلی به میل ندارد
3:33
این یکی از موارد نادری است که می توان جوانی را پیدا کرد که در برابر وسوسه ثابت قدم باشد
3:38
این سخت است
3:40
پس خداوند متعال از جوانی که در حرام فرو نمی رود در شگفت است
3:46
از این رو، او سزاوار جوانی استوار و صبور در عصر وسوسه است
3:51
یکی از آن هفت نفری باشد که خداوند در زیر سایه خود آنها را گمراه می کند
3:56
روزی که سایه ای جز سایه او نخواهد بود
3:59
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
4:02
مرد جوانی از طرف زنی با مقام و زیبایی دعوت شد
4:06
گفت: من از خدا می ترسم.
4:09
پس با جوانان مهربان باشید
4:11
درک فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله
4:15
توصیه های خوبی به جوانان کرد
4:18
و تا عفت در عصر وسوسه ترور نشود
4:21
بیایید جوانان را به نیمه دینی تشویق کنیم
4:24
از والدین بخواهیم که امور ازدواج را تسهیل کنند
4:28
قبل از عبور از خطوط قرمز، هر فرد ضعیفی مجذوب خود می شود
4:33
حرام اتفاق می افتد
4:35
هیچکس مادرش را قبول ندارد
4:38
هیچ کس او را برای کل جامعه راضی نمی کند
4:46
بزرگترین شادی در سینه هاست
4:50
نزدیکی خود را به رحمان بیشتر کن
4:54
تا شما را خوشحال کند
4:58
روح را به پروردگارت وصل کن
5:02
و اطراف را پر از نور کنید
5:06
هر کس خدا را اطاعت کند
5:10
در شیرین ترین احساس ذوب می شود
5:14
تاریکی، سپس روشنایی
5:18
و بعد از او زندگی کرد
5:22
اگر خدا چیزی را بخواهد، به شما می گوید، اتفاق می افتد