از مجموعهٔ مسك الخطاب (اكتملت السلسلة) · درس 1 از 29

مسك الخطاب (1) غدا نلقى الأحبة

◉ 0 بازدید ⏱ 4:02 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 او مؤذن رسول خدا صلی الله علیه و آله است
0:06 او اولین کسی بود که در مسجد النبی صلی الله علیه و آله اذان را بلند کرد.
0:12 که در مدینه ساخته شد
0:15 حدود ده سال اذان را ادامه داد
0:20 صدای بلندش از مسجد بلند می شد
0:24 صدای او به یک دوره زمانی و از دست دادن مرتبط بود
0:29 و بلندی در رأس و زنگار در درجات جلال
0:33 صدای نور و رعد و برق
0:36 او حتی اذان بلال را به سختی به یاد می آورد
0:40 به جز دوره زمانی که به آن مرتبط است
0:44 زمان شکوه، عزت، دعوت و پیروزی است
0:48 زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
0:52 بلال از این موضوع متاثر شد
0:55 او پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله از اذان مجدد خودداری کرد
1:01 یا شاید روحش اجازه نمی دهد دوباره بایستد و اذان دهد
1:06 هرگاه به یاد برگزیده محبوب می افتد
1:10 آشفته بود، چشمانش آب گرفته بود و صدایش خشن
1:16 لذا بلال رضی الله عنه رفت
1:20 به ابوبکر رضی الله عنه
1:24 ای جانشین رسول خدا
1:26 از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
1:31 بهترین کار مؤمن جهاد در راه خداست
1:35 ابوبکر به او گفت
1:37 هر چه می خواهی بلال
1:39 گفت: می خواستم برای رضای خدا کار کنم تا بمیرم
1:45 ابوبکر گفت
1:47 چه کسی به ما اجازه می دهد؟
1:49 بلال رضی الله عنه گفت
1:51 چشمانش پر از اشک است
1:54 من بعد از رسول خدا به هیچکس اجازه نمی دهم
1:58 ابوبکر گفت
1:59 بلال بمان و به حرف ما گوش کن
2:02 بلال رضی الله عنه گفت
2:05 اگر مرا آزاد کردی تا مال تو باشم
2:08 بگذار آن چیزی باشد که تو میخواهی
2:10 حتی اگر مرا به خاطر خدا آزاد کردی
2:13 پس من و آنچه مرا به خاطر آن آزاد کردی رها کن
2:16 ابوبکر گفت
2:18 به خاطر خدا آزادت می کنم بلال
2:21 پس به شام سفر کرد که خدا از او راضی باشد
2:24 جایی که مرابوت و مجاهد ماند
2:27 سالها بعد
2:31 بلال رضی الله عنه پیامبر صلی الله علیه و آله را در خواب دید.
2:37 و او می گوید
2:39 بلال این حماقت چیست؟
2:42 آیا وقت آن نرسیده که به ما سر بزنید؟
2:45 پس غمگین به نظر برسید
2:47 پس سوار به شهر شد
2:49 قبور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
2:52 و با او شروع به گریه کرد و برایش متاسف شد
2:55 پس حسن و حسین پذیرفتند
2:58 پس شروع به بوسیدن و در آغوش گرفتن آنها کرد
3:01 و به او گفت
3:03 مایلیم شما اجازه بدهید
3:05 پشت بام مسجد برای اذان دادن
3:08 وقتی گفت
3:11 خدا بزرگ است
3:13 خدا بزرگ است
3:15 شهر لرزید
3:17 وقتی گفت
3:19 شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست
3:22 هیجانش بیشتر شد
3:24 وقتی گفت
3:26 شهادت می دهم که محمد رسول خداست
3:29 اصحاب گریه کردند
3:31 اصحابی که با رسول خدا صلی الله علیه و آله ملاقات کردند گریه کردند
3:37 و بلال رضی الله عنه اذان می دهد
3:40 آنها طوری گریه می کردند که قبلاً هرگز گریه نکرده بودند
3:44 پس از مرگش خداوند از او راضی باشد
3:47 همسرش در کنارش گریه می کرد
3:50 میگه گریه نکن
3:54 فردا با عزیزانمان ملاقات خواهیم کرد
3:56 محمد و یارانش