از مجموعهٔ متفرقات مختارة · درس 17 از 24

يا سائق الصهريج

◉ 0 بازدید ⏱ 1:28 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 او یک تانکر می راند و من می آیم
0:06 پشت برادری مهربان و مادری گریان
0:12 پس سطل و سطل کوچک را برای من پر کن تا بتوانم
0:18 روده های خالی ام را با آن آب می دهم
0:25 چندین شب تشنگی را گذراندم
0:31 انگار نخل های خالی بودند
0:37 طعم انواع غم ها را چشیدم
0:44 و وقفه های فروپاشی آن باعث می شود
0:50 رانندگی با تانکر مگر اینکه متوقف شوید
0:56 یا ناله مادر دلسوز را نشنیدم
1:02 یا آن چیزی که من به عنوان چادرهایش دیدم
1:09 علیرغم شرایط، کوه‌های تود قائم هستند
1:15 برای برآوردن حاجاتم چیزی جز خدای مهربان ندارم
1:21 با تضرع و امید به او شکایت می کنم