از مجموعهٔ متفرقات مختارة
· درس 5 از 13
أبتاه ... رسالة في ليلة تنفيذ الإعدام
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
ظلم فراتر از حد و تجاوز به خلق است
0:05
زشت ترین نوع، ستم بر کسانی است که جز خدا یاوری ندارند
0:10
عمر بن عبدالعزیز گفت
0:13
از ظلم به کسانی که فقط به وسیله خدا می توانند شما را شکست دهند برحذر باشید
0:18
ظلم در دنیا ظلم به مرتکب آن است
0:22
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
0:25
از بی عدالتی بترسید
0:27
ظلم در روز قیامت تاریکی است
0:32
اوه این
0:33
برای آنچه ستم کردند به سراغ جان ظالمان رفتم اما شرم باقی ماند
0:38
آنها به خانه مجازات رفتند و شخص دیگری صاحب خانه شد
0:43
در شکم آن سنگ ها عذابی نداشتند
0:48
یار و یاوری وجود ندارد
0:50
بدون همراه و همسایه
0:54
شاعر هاشم الرفاء این شعر را سروده است
0:58
بر زبان مظلوم
1:00
شب اعدام برای پدرش فرستاد
1:05
پدر، دخترم چه کار می تواند بکند؟
1:10
طناب و جلاد منتظر من هستند
1:14
پدر، دخترم چه کار می تواند بکند؟
1:22
طناب و جلاد منتظر من هستند
1:30
این کتاب از سلول زندان به دست شما می رسد
1:37
یک دیوار سنگی با دیوار
1:45
فقط یک شب مانده بود تا زندگی کنم
1:52
احساس می کنم تاریکی اش برایم کافی است
1:59
میگذرد پدر، شک ندارم
2:06
این و سپس بدن من را حمل کنید
2:13
شب اطرافم ساکتی مرگبار است
2:22
خاطرات از ذهنم می گذرد
2:29
درد من مرا راهنمایی می کند، پس به دنبال آرامشم هستم
2:36
در چند آیه از قرآن
2:43
و روح بین بالهای من شفاف است
2:50
تواضع بر او غالب شد، فهزکانی
2:57
من زندگی کرده ام تا به خدا ایمان داشته باشم
3:01
همین اواخر طعم لذت ایمانم را چشیدم
3:10
سکوت با زنگ زنجیر قطع می شود
3:20
انگشتان زندانبان با آنها بازی می کرد
3:26
از پنجره ای که در در است، صید خود را تماشا می کند
3:33
او به سلامت به الدرواری برمی گردد
3:40
من هیچ حقی نسبت به آن احساس نمی کنم
3:47
ما چه کردیم که کینه های من به او رسید؟
3:53
زندانی آنجا در غل و زنجیر گریه کرد
3:59
و خون شهید اینجا مرا ملاقات خواهد کرد
4:06
و قطرات پس از او همچنان می ریزند
4:12
سیلابی به دنبال آن سیل
4:19
پدر، اگر صبح در مجاورت بیاید
4:29
نور خورشید جای من را روشن کرد
4:35
در میان شاخه های خود پذیرای سنین بود
4:42
یک روز جدید و روشن
4:48
شنیدم که ابری از خوش بینی وجود دارد
4:55
در دهان فروشنده لبنیات اتفاق می افتد
5:02
و مثل همیشه در خانه مان را زدند
5:08
جلدانی در زندان را می زند
5:14
بعد برای مدتی تاب می خوردم
5:23
در طناب بسته شده به العیدانی
5:29
نمیخوام شکسته زندگی کنی
5:35
در ازدحام درد و غم
5:41
پسرت در زنجیر است
5:48
او را محکوم به مرگ کردند
5:54
پس داستان های مربوط به روزهای صبح را به خاطر بسپارید
6:01
شما از علاقه ملی من به من گفتید
6:07
و اگر صدای ناله مادرم را در داغا شنیدم
6:21
گریه برای جوانی، مال من را دو برابر کن
6:28
او پشیمانی خود را در اعماق درون پنهان می کند
6:34
از همسایه پنهانش نکردی؟
6:41
بنابراین از او می خواهم که مرا ببخشد
6:46
من فقط از او طلب بخشش می کنم
6:53
من هنوز صدای زنگ سخنرانی او را می شنوم
6:59
مقاله او درباره رحمت و شفقت است
7:05
پسرم مریض شدم
7:13
پوستی از غصه هایم باقی نمانده است
7:20
بنابراین قلب من در جستجوی آن خوشحال شد
7:26
حلال دختر از نافرمانی من دست بردار
7:32
او یک آرزو داشت
7:39
آه آرزوها و آرزوهای خوب برای او
7:46
حالا نمی دانم چه بال هایی
7:52
شب را بعد از ام بایجانانی خواهید گذراند
7:58
این چیزی است که برای شما نوشتم پدر
8:04
برخی از آنچه با یک فکر اتفاق می افتد، رنج است
8:10
و تا زمانی که در زیر سایه عدالت به هم برسیم
8:17
حرمت احکام و بودجه
8:23
و تا زمانی که در زیر سایه عدالت به هم برسیم