از مجموعهٔ متفرقات مختارة · درس 25 از 30

سيرة علي بن ابي طالب | قصص تبكي الصخر عن علي رضي الله عنه | من ميلاده الى وفـ ـاته

◉ 0 بازدید ⏱ 1:02:35 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:12 در این جلسه در مورد آن صحبت خواهیم کرد
0:15 علی بن ابی طالب رضی الله عنه
0:19 بر من و از کجا می دانی که بر من چه خبر است؟
0:22 شوالیه اسلام و فتوای اسلام
0:26 داماد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و پسر عمویش
0:29 و شوهر دخترش
0:32 و پدر ریحانتی، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
0:37 و شوهر بانوی زنان بهشتی
0:40 و بانوی زنان جهانیان
0:42 فضایل اطراف علی بن ابیطالب رضی الله عنه را احاطه کرد
0:48 علی بن ابی طالب رضی الله عنه کیست؟
0:55 او علی بن ابی طالب است
0:57 ابن عبدالمطلب
0:59 ابن هاشم
1:00 ابن عبد مناف
1:02 ابن قصی
1:03 ابن کلیب
1:04 ابن مره
1:05 ابن کعب
1:06 پسر لوایی
1:07 ابن غالب
1:08 القرشی
1:09 آل هاشم
1:11 این نسب مانند خورشید است
1:16 نسب پشت نسب
1:18 و عزت پشت عزت
1:20 بالاترین افتخار
1:23 و بالاترین درصد
1:25 روی صورت
1:27 زمین این نسب را دارد
1:29 هیچ قبیله ای بالاتر از او نیست
1:33 هیچ انسانی نمی تواند آن را بالا ببرد، و هیچ شکمی نمی تواند آن را بالا ببرد
1:35 نه ده تا از قبیله ها
1:37 اما این نسبت است
1:39 ارائه دهنده
1:41 نسب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
1:43 او پسر عمویش است
1:46 و از خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
1:48 اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
1:51 هوم
1:53 هر کس را که ملاقات می کند
1:55 با پیامبر صلی الله علیه و آله
1:57 و درود بر خاندانش
1:59 در هاشم
2:01 درک عقیل
2:03 و خاندان علی
2:06 و خاندان جعفر
2:08 و خانواده عباس
2:10 العقیل و الجعفر
2:12 و خاندان علی
2:14 و خانواده عباس
2:16 همه به پایان می رسند
2:18 نسبی
2:21 به اینها
2:23 او را از خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می دانند
2:25 کسانی که حرام هستند
2:27 صادقانه
2:30 همانطور که عزیزان رضی الله عنه توضیح دادند
2:32 با گفتن حل نمی شود
2:34 برای محمد
2:36 و نه برای آل محمد
2:38 خاک مردم است
2:40 بارها و بارها به آن اشاره کردیم
2:43 نسب ارائه نشده است
2:45 و معطل نکنید
2:47 چیزی با خدای متعال
2:49 گرامی ترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست
2:51 اما
2:54 به سبط پیامبر صلی الله علیه و آله می ماند
2:56 او یک مزیت دارد
2:58 هیچ کس این را انکار نمی کند
3:01 به همین دلیل آن را به ما توصیه کرد
3:03 خداوند متعال
3:06 در کتاب مقدسش
3:08 بگو: من در برابر آن از شما پاداشی نمی خواهم.
3:10 جز محبت
3:12 در مجاورت
3:14 دستورات خداوند متعال
3:16 نزدیک به پیامبر صلی الله علیه و آله
3:19 و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
3:21 در صحیح مسلم
3:23 در حدیث غدیر خم
3:25 خم قادر
3:27 الغدیر به الغدیر معروف است
3:29 این همان باران باقی مانده است
3:31 آنچه بر زمین می ماند، بقایای باران است
3:33 به آن غدرا می گویند
3:35 خم منطقه ای بین مکه و مدینه است
3:38 در راه بازگشت
3:40 خداوند بر او و خانواده اش رحمت و سلامتی عنایت فرماید
3:42 از برهان وداع
3:44 تنها استدلالی که برای حج کرد
3:46 در سال هشتم هجری
3:49 در راه بازگشت
3:51 در غدیر خم توقف کرد
3:53 برای استراحت
3:56 المهاجن با او فرود آمد
3:58 انصار فقط اهل مدینه هستند
4:00 بقیه قبیله پراکنده شدند
4:02 از مکه همه رفتند و به خانه رفتند
4:04 پس آنها را نصیحت کرد
4:06 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
4:08 خوب
4:10 با خانواده اش
4:12 و هنوز مسلمان هستند
4:14 موحدین صادق و درستکار
4:16 در مورد رویکرد کتاب
4:18 و اهل سنت هنوز آنجا هستند
4:20 الحمدلله محفوظ هستند
4:22 فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
4:24 در خانواده اش
4:26 گفت: خداوند تو را به اهل بیتش هدایت کند
4:28 پس ال
4:30 بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
4:32 آنها
4:34 قدردانی، احترام و تکریم
4:36 و سر و چشم
4:38 به عشق پیامبر صلی الله علیه و آله
4:40 با این حال
4:43 در مورد آنها اغراق نکنیم
4:45 همانطور که مبتکر جوشید
4:47 و آنها را ساختند
4:50 روزه گرفتند و روزه گرفتند
4:52 و خدای ناکرده گاهی خدایان
4:54 آنها را دعوت می کنند
4:56 خیر
4:58 در مورد آنها غلو نکنیم همانطور که شما زیاده روی کردید
5:00 مبتکران و آنها را مانند خودتان تحقیر نکنید
5:02 همچنین مبتکران و نواسبیان
5:04 اهل سنت و جامعه
5:06 میانجی بین ملت ها
5:08 حد وسط بین تفاوت ها
5:10 همانطور که خداوند متعال فرموده است
5:12 و بدین گونه شما را امتی میانه رو قرار دادیم
5:14 پس این علی بن بطالب است
5:16 این نسب او مصادف با پیامبر صلی الله علیه و آله است
5:18 و با مادرش
5:21 علی بن ابی طالب رضی الله عنه متولد شد
5:23 و قبلاً او را خشنود کنید
5:25 رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
5:27 خداوند او را ده سال رحمت و درود بفرستد
5:29 قبل از بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله
5:32 در ده سال
5:34 منظورم اینه
5:36 به نوعی
5:38 ورزش های سریع
5:42 او کوچکتر از پیامبر صلی الله علیه و آله است
5:44 سی سال
5:47 زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
5:49 او را در رأس اربعین فرستادند
5:51 وقتی او 40 ساله شد، یعنی سنی که مرد بالغ می شود
5:58 سن 40 سالگی جوانی و جوانی است
6:04 جوانان و بزرگسالان جوان
6:08 سنی است که مرد در آن کامل می شود و بالغ می شود
6:13 به همین دلیل است که پیامبران در این سن مبعوث می شوند
6:17 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله چهل روز را تمام کرد
6:20 علی وارد، 10 سال قبل از مأموریت من
6:23 لذا از پیامبر صلی الله علیه و آله کوچکتر است
6:26 سی سال
6:27 از لطف و فضل و لطف خداوند متعال
6:33 علی بن ابی طالب
6:34 اینکه رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله را پذیرفت
6:38 می دانی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
6:42 او به عنوان یک یتیم بزرگ شد
6:44 پدر و مادر یتیم
6:46 درود خدا بر او باد
6:49 و درست است که
6:50 پدرش متوجه نشد
6:52 حتی اگر برخی از علما باشند که می گویند او متوجه پدرش شده است
6:55 آنچه پدرش رضی الله عنه متوجه شد
6:58 سپس وقتی به بلوغ رسید
7:00 چهارم یا پنجم
7:01 خداوند متعال از دنیا رفت
7:03 مادرش میدونی
7:05 آمنه بن تهیب
7:08 او به عنوان یک یتیم بزرگ شد
7:10 بزرگ شد خدا رحمتش کند
7:11 به سرپرستی جدش عبدالمطلب
7:14 آقای بطحا
7:16 و شریف قریش و رهبرشان
7:19 که پیامبر صلی الله علیه و آله به آن افتخار می کرد
7:21 چنانکه در جنگ حنین گفت
7:23 من پیامبری هستم که دروغ نمی گویم
7:24 من فرزند عبدالمطلب هستم
7:26 من فرزند عبدالمطلب هستم
7:28 آقای بطحا
7:30 و مولای مکه
7:32 درگذشت، عبدالمطلب
7:35 چگالی آن به از
7:38 به عمویش ابوطالب
7:42 پدرت علی
7:44 خداوند از علی بن ابی طالب راضی باشد
7:47 عمویش عبدالمطلب او را بزرگ کرد
7:50 این قبل از مأموریت او بود
7:52 او یکی از پسرانش را به او قول داد
7:55 مال ابوطالب بود
7:57 مال ابوطالب بود
7:59 ده از پسر
8:02 ده فرزند داشت
8:04 جعفر از جمله علی
8:06 شاید معروف ترین آنها جعفر باشد
8:08 از ابوطالب
8:09 جعفر الطیار
8:10 خداوند از او راضی و خشنود باشد
8:12 و علی بن ابی طالب
8:15 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بزرگ شد
8:17 او در آن بزرگ شده بود
8:19 مراقبت از عمویش ابوطالب
8:22 و پیامبر ما صلی الله علیه و آله و سلم
8:24 بود
8:26 او اخلاق خوبی دارد
8:28 حتی قبل از ماموریتش
8:32 من یک سال گرفتار قریش بودم
8:34 یعنی فقر گستاخانه
8:37 مردم در فقر زندگی می کردند
8:40 برای برگرداندن لطف است
8:42 از پیامبر صلی الله علیه و آله
8:43 به عمویش ابوطالب
8:46 به او اشاره کرد و گفت: عمو.
8:48 شما
8:49 این یک پسر بزرگ است
8:51 ده بچه داری
8:52 الان در این شرایط سخت است
8:54 آنچه قریش از آن گذشت
8:55 از وقاحت و فقر
8:56 برای مراقبت از این ده
8:58 چه کار کنیم؟
8:59 پس یکی از پسرانت را به من بده
9:01 من از او مراقبت می کنم
9:04 پس پیامبر صلی الله علیه و آله آن را گرفت
9:06 علی بن ابی طالب
9:08 عباس را هم بردند
9:10 ابن عبدالمطلب
9:11 عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
9:13 برادر ابوطالب
9:14 جعفر را گرفت و به فرزندانم اضافه کرد
9:16 و بنابراین آنها همکاری کردند
9:18 برای نگهداری از فرزندانم ابی طالب
9:20 به عنوان راهی برای بازگشت لطف به این مرد
9:23 مورد قدردانی خداوند متعال است
9:25 و لطفی علی بن ابی طالب
9:28 تحت ولایت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم قرار گرفت
9:31 در جوانی از او مراقبت می کرد
9:33 خداوند از او راضی و خشنود باشد
9:35 جوان
9:37 پسر کوچولو
9:38 اما او آن را در قلب خود حمل می کند
9:41 یا بین پهلویش حمل می شود
9:43 قلب مردان
9:45 او بلد نبود با پسرها بازی کند
9:48 پسرها در حال بازی کردن
9:49 و پسرا خوش گذشت
9:52 آن را بر او تحمل کن
9:54 خداوند از او راضی و خشنود باشد
9:56 با شجاعتش
9:57 و پاهایش
9:58 بار این ملت را به دوش بکشید
10:01 از دوران کودکی اش
10:05 پس کی
10:07 حق بر دل معشوق صلوات الله علیه نازل شد
10:13 قرآن کریم بر او نازل شد
10:15 نبوت و پیام به او رسید
10:18 علی رضی الله عنه از او راضی بود
10:21 یکی از اولین اسلاف اسلام
10:24 اول
10:26 کی از پسرا امن تره؟
10:28 علی بن ابی طالب
10:29 خداوند از او راضی و خشنود باشد
10:31 او یک ستوان بود
10:33 به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
10:34 به سختی او را ترک می کند
10:37 حتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
10:38 در ابتدای تماس بود
10:39 او مخفی بود
10:40 یعنی به نظر نمیاد
10:41 آداب و رسوم این دین
10:43 پس رحمت خدا بر او باد
10:45 به مردم می رسد
10:48 مردم دره ها هستند
10:50 در مکه پراکنده شد
10:52 یعنی دور شدن
10:54 چشم قریش
10:55 آنجا نماز می خواند
10:58 علی با او می ایستاد و نماز می خواند
11:01 خداوند از او راضی و خشنود باشد
11:02 در سن کم من
11:04 خداوند متعال از او راضی باشد
11:06 در جوانی مسلمان شد
11:07 او جوان بزرگ شد
11:09 او بزرگ شد و بزرگ شد
11:10 و چشمانش را باز کرد
11:12 در خانه نبوت
11:15 و بنوشید
11:18 از اخلاق پیامبر
11:19 خدا رحمتش کند و درود فرستد
11:21 تا اینکه شد
11:22 چه کسانی شبیه مردم هستند؟
11:23 سوگند به او که درود خدا بر او باد
11:25 خلاقیت
11:26 و دو تا اسم
11:26 و یک هدیه
11:27 و کلمات
11:28 همانطور که از سخنان زیبایش خواهم دید
11:30 انگار بیرون بود
11:31 یکی از مشکلات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
11:34 این نزدیکی
11:35 و ارتباط
11:37 و مخلوط کردن
11:38 از دوران کودکی
11:40 با پیامبر صلی الله علیه و آله
11:43 علی بن ابی طالب بزرگ شد
11:45 خداوند متعال از او راضی و خشنود باشد
11:46 جوان، همانطور که گفتیم
11:49 بت پرستی نمی شناسد
11:50 او خیانت را نمی شناسد
11:51 نه زنا
11:52 هیچ مزموری برای او وجود ندارد
11:53 اما او بزرگ شد
11:55 و او بزرگ شد
11:56 در خانه معشوق
11:57 خدا رحمتش کند و درود فرستد
11:58 او قرآن را می شنود
12:00 و توحید
12:01 از دوران کودکی
12:02 خداوند متعال از او راضی و خشنود باشد
12:05 توصیف او
12:07 مادرزادی
12:09 هر کی دید تعریفش کرد
12:11 او گفت
12:12 یک چهارم مردان
12:15 چه طولانی است
12:16 بود
12:17 من تمایل دارم
12:18 به قصر
12:20 یک چهارم مردان بود
12:21 مربع
12:23 شکم بزرگی داشت
12:25 خداوند از او راضی و خشنود باشد
12:28 خیلی دور بود
12:30 بین شانه ها
12:32 و این بود
12:33 کمک کنید
12:35 قوی
12:36 خیلی
12:38 همینطور است
12:39 اگر ساعد مرد را بگیرد
12:42 خودش را گرفت
12:45 منظورم این است که می توانید روی آن کلیک کنید
12:47 او زندگی خود را هدر می دهد
12:49 به خاطر قدرت و شجاعتش
12:52 کارادی ها عالی بودند
12:55 و رادیاتورها
12:57 کُردوس جمع
12:59 و اپی فیز
13:01 استخوان است
13:02 مفاصل
13:04 که هست
13:05 ملاقات بین دو استخوان
13:07 این به معنای اپی فیز است
13:09 اپی فیز
13:10 اپی فیز
13:11 کرادیس
13:12 او شاعر بزرگی بود
13:15 گوشت عالی
13:17 ساعد عالی
13:20 خداوند از او راضی و خشنود باشد
13:21 او قوی بود
13:23 او ریش داشت
13:25 متراکم
13:27 سفید
13:28 فضای بین شانه های شما را پر کرده است
13:30 خداوند از او راضی و خشنود باشد
13:31 او یقه گرد داشت
13:34 مثل لپه ماه
13:37 خداوند متعال از او راضی و خشنود باشد
13:40 پس این توصیف او بود
13:41 یا توصیف یا توصیف کنید
13:42 مادرزادی
13:44 به معنای ظاهر ظاهر است
13:45 خداوند متعال از او راضی و خشنود باشد
13:46 او آن را بین دو طرف خود حمل می کرد
13:48 شیر دل
13:50 در قدرت او
13:50 بنابراین
13:51 از خودش می گوید
13:53 من همانی هستم که مادرم نامم را گذاشته است
13:55 حیدره
13:57 جنگل های Cleith از نمای کل
14:01 از اسامی
14:02 علی بن ابی طالب
14:03 حیدره
14:04 منظور از حیدره چیست؟
14:06 شیر
14:06 یکی از نام های شیر
14:07 حیدره
14:08 می گوید می لرزد
14:10 و او شمشیر را حمل می کند
14:12 می گوید من همانی هستم که مادرم نامم را گذاشته است
14:14 حیدره
14:16 از برکت پیروزی او
14:18 ملت بازی
14:19 میگه تو خدمتکار هستی
14:20 به خودش القا کرد
14:21 شجاعت و قهرمانی
14:23 و پاها
14:23 بنابراین او با آن بزرگ شد
14:26 او قلبی داشت که هیچ ترسی نمی شناخت
14:29 او قلبی داشت که هیچ تردیدی نمی دانست
14:32 او جز شجاعت و شجاعت چیزی بلد نیست
14:36 و برای ورود به تابعیت
14:38 پاسخ
14:40 او سرنگون می کند
14:41 با سرهای کفر چپ و راست
14:44 علی بن ابی طالب
14:45 خداوند متعال از او راضی و خشنود باشد
14:47 اگر به شوالیه ها اشاره کنید
14:49 باید تشویقشون کنم
14:52 اگر از رهبران و شجاعان یاد کنید
14:54 واقعی در مقدمه
14:56 خداوند از او راضی و خشنود باشد
14:58 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
15:00 یکی از دلایل موفقیت تماس او
15:02 برادرانم، عزیزانم و خواهرانم
15:04 دلایل زیادی، بدون شک
15:06 یکی از بزرگترین او، البته
15:07 او توسط بهشت حمایت می شود
15:08 و خداوند متعال بن اصلی را تهدید کرد
15:09 آخرین
15:10 اما از جمله دلایل مالی که
15:14 به دنبال آن محبوب رضی الله عنه قرار گرفت
15:17 منجر به موفقیت تماس او شد
15:18 هست
15:20 او انرژی یارانش را آزاد کرد
15:22 او انرژی یارانش را آزاد کرد
15:26 و بنابراین رهبر
15:28 داشت می دید
15:29 اصحاب خود را مرور می کند
15:32 و او استخدام می کند
15:34 هر شخصیت یک همراه است
15:37 در جایی که برای او مناسب است
15:41 لذا این ملت موفق شد
15:43 او بزرگترین مرد تاریخ شد
15:45 خدا رحمتش کند و درود فرستد
15:47 ابوبکر و عمر
15:49 آنها را برای اسلات درست نکردم
15:51 و به مردم بیاموزد
15:53 ورق ها را قاطی نکرد
15:56 چون غیر از ابوبکر و عمر هم هست
15:58 چه کسی این وظیفه را بر عهده گرفت؟
16:00 اما ابوبکر و عمر
16:02 آنها را وزیر خود کرد
16:03 مشاوران او
16:06 لانه عمر
16:08 اگر دانش می خواهد
16:09 شریعت و تربیت مردم
16:11 معاذ بن جبل
16:13 معاذ بن جبل رضی الله عنه
16:15 روز قیامت فرا می رسد
16:16 دانشمندان جلو می آیند
16:18 دانشمندان این ملت
16:19 او آنها را با پرتاب سنگ هدایت می کند
16:21 جدشان معاذ بن جبل
16:24 جهان اسلام
16:25 خداوند از او راضی باشد
16:27 پس به دو صحيح بنگريد
16:28 وقتی او را به یمن فرستاد
16:31 کی فرستاد؟
16:31 ابوبکر و عمر و علم را نفرستاد
16:33 نه معاذ
16:35 چرا
16:36 چون مأموریتی که می خواست
16:38 از این ماموریت
16:40 معاذ بهش میاد
16:42 او یک واعظ می خواهد
16:43 پیرمرد می خواهد
16:44 او دانشمند می خواهد
16:45 معاذ بن جبل
16:47 گفت: زید را بر تو تحمیل می کنم
16:50 ابن ثابت
16:52 منظورم در فرایض شرعی است
16:53 در ارث تعهدات
16:57 این به این معنا نیست که ابوبکر
16:59 هرگز واجبات را نمی دانستند
17:00 آنها می دانند
17:01 اما متخصص زید
17:03 زید را به تو تحمیل می کنم
17:05 برات خواندم پدر
17:07 در قرآن
17:09 در قرآن، تلاوت و تسلط
17:12 ابی بن کعب
17:13 خداوند از او راضی باشد
17:14 به دنبال تخصص باشید
17:16 تخصص ها
17:19 در ماموریت های ویژه
17:22 آنچه در زمان ما آشکار است
17:24 من اصطلاح کماندو را توصیه می کنم
17:26 یعنی پشت خطوط دشمن کار می کنند
17:30 انجام وظایف
17:32 علی بن ابی طالب
17:34 زبیر بن العوام
17:36 مقداد بن الاسود
17:37 اینها
17:39 ماموریت ویژه
17:41 بلند شو علی
17:42 برخیز زبیر
17:44 این و آن را انجام دهید
17:45 برنامه کاری مهم
17:47 او را می برند
17:48 آن را اعمال می کنند
17:50 دقیقا
17:52 سپس برمی گردد که خدا از او راضی باشد
17:53 و خوشحالشون کن
17:54 پس تخصص ها
17:56 علی بن ابی طالب
17:57 این تخصص او بود
17:59 شمشیر
18:00 و او سرنگون می کند
18:02 با سر غول ها
18:04 و او تجربه خود را برای شما خواهد آورد
18:06 در شرح حال خداوند از او راضی باشد
18:08 این چه چیزی را توضیح می دهد
18:11 از فضائل او، خداوند از او راضی باشد
18:13 زندگی او همه فضیلت است
18:14 همانطور که گفتم
18:15 علی بن ابی طالب
18:17 خداوند از او راضی و خشنود باشد
18:19 احاطه کرده بود
18:21 فضیلت هایی دارد
18:23 احاطه شده است
18:25 بیا، لطفا، درست است
18:27 او فضایل می یابد
18:28 فضایل را ترک کرد
18:29 در برابر فضائل
18:31 فضایل او را احاطه کرده بود
18:33 اگر به سمت راست نگاه کنید
18:34 پسر عمویش کیه؟
18:36 آقا پسرم آدم
18:37 خدا رحمتش کند و درود فرستد
18:39 و او را در فراموشی ملاقات می کند
18:42 از همسرش به او نگاه کنید
18:44 بانوی زنان عالم
18:46 باشه
18:47 از دو پسرش
18:49 بانوی جوانان اهل بهشت
18:51 و دو ریحان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
18:54 الحسن و الحسین
18:55 و نه در این دنیا
18:57 شجره نامه
18:58 به پیامبر صلی الله علیه و آله ختم می شود
19:01 مگر از طریق علی بن ابی طالب
19:04 حسن و حسین
19:05 فضایل
19:06 این همه فضیلت است
19:08 او خودش یک ملت است
19:10 خداوند از او راضی و خشنود باشد
19:12 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
19:15 ابوبکر در بهشت است
19:17 و یک عمر در بهشت
19:19 و عثمان در بهشت است
19:20 و در اوج بهشت
19:23 بنابراین
19:24 گواهی
19:26 چه کسی صحبت نمی کند؟
19:29 و در مورد آرزو، چیزی جز وحی نازل شده نیست
19:32 او برای علی بن ابی طالب شهادت داد
19:36 در باغ های سعادت
19:37 او هنوز یک خرس روی این زمین است
19:40 خداوند از او راضی و خشنود باشد
19:42 همچنین
19:45 گفت: خدا بر او و خاندانش درود بفرستد
19:51 علی از من گفت
19:54 علی از من
19:56 و من از علی هستم
20:00 تکنسین را رها کنید
20:01 شکستن
20:05 پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید
20:08 علی از من است و من از او هستم
20:10 علی از من است و من از علی هستم
20:12 و هیچکس جز من نمی تواند این کار را برای من انجام دهد
20:16 یا روی من
20:18 یک روز بفرست
20:20 رحمت خدا بر او ابوبکر در حجه الوداع
20:23 قبل از حجة الوداع
20:24 بحثی که ابوبکر با مردم کرد
20:26 قبل از اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حج را به جا آورد
20:28 در سال بعد
20:29 پس ابوبکر دستور داد
20:31 او از مردم می خواهد که برهنه در مجلس راه نروند
20:35 یکی از کارهای زشتی که جاهلان انجام می دهند این است که برهنه کعبه را طواف می کنند. تصور کن ببین
20:41 زنان و مردان پیش از اسلام برهنه بودند، اما پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آنان را محو کرد.
20:46 در راه به من سلام کرد و شخصی را فرستاد تا نزد ابوبکر برود و به او فرمان دهد
20:51 اگر برگردد و به تو خبر دهد، ابو واکر با گریه برمی گردد و دلیلش را می گوید
20:56 منظور رسول خدا جز اشتباه نبود. من اشتباه کردم گفت: نه، همینطور است.
21:01 خواستم کسی جز من یا کسی که از من است به کسی خبر ندهد پس علی از من است و من از آن هستم
21:08 علی و آل او رضی الله عنه و رضی الله عنه علی بن
21:11 ابوطالب رضی الله عنه از زیر بن حبیش می گوید: علی رضی الله عنه گفت: کیست.
21:18 دانه را شکافت و نسیم را شفا داد. او دانه را از کسی که دانه را شکافت
21:24 سبحان الله تعالی در باطل سال فرمود: «خداوند عشق و نیت را جدا می کند».
21:28 منزه است که بذری می کاری، بذری که در اعماق زمین قرار می دهی و سیراب می کنی.
21:34 آب: چه کسی این دانه را شکافت و دانه را بیرون آورد؟ او خدای یگانه است
21:41 یکشنبه سبحان الله تعالی حب و نیت را جدا کن، پس علی بن می گوید
21:46 ابوطالب در کلام زیبای خود گفت: و آن که به خدای تعالی سوگند یاد کند
21:50 فرمود: «الذین شکافتن بذر و خلق النفس» نفس یعنی روح
21:56 آفرينش روح از كسى كه جانش را آفريده برائت مى‏كند، خداوند، پس به خداى متعال سوگند ياد مى‏كند.
22:02 روی هر چیزی که قسم می خورد می گوید مال زمان پیامبر بی سواد صلی الله علیه و آله است.
22:08 و به من آرامش عطا کن که جز مؤمن مرا دوست نداشته باشد و با من دشمنی نداشته باشد
22:15 جز منافق ما به خدا و فرشتگان و همه مخلوقاتش شهادت می دهیم که علی را دوست داریم
22:24 بن ابی طالب ما حسن و حسین را دوست داریم و فاطمه را که خدا از او راضی باشد.
22:29 ما مواظب همه اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله هستیم و محبت ما به آنها داده شده است.
22:36 برای عشق ما به پدران و مادرانمان، چیزی بیش از این وجود ندارد
22:42 اما این محبت به این معنا نیست که در آنها غلو کنیم و به جای خدا او را بپرستیم
22:51 ما آنها را در جایگاهی قرار می دهیم که خداوند تبارک و تعالی در آنها قرار داده است، بدون اغراق
22:57 اگر محبت علی بن ابیطالب در ترازوی باشد که مؤمن آن را دوست بدارد، غافل هستیم
23:05 هیچ کس جز منافق او را دشمنی نمی‌دارد، چنان‌که او دربارة انصار می‌فرماید: نه.
23:11 دوست داشتن انصار ایمان است و دشمنی با آنان نفاق، پس دوست داشتن صحابه ایمان و دوست داشتن همه آنان است.
23:20 اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشانه ایمان و بغض آنان نشانه کفر است.
23:25 نفاق رضی الله عنه هم از فضایل اوست که خدا از او راضی باشد.
23:32 راضی بود که در جنگ تبوک در درسهای گذشته بارها آن را ذکر کرده بودیم.
23:38 پیامبر صلی الله علیه و آله با اصحاب برای جنگ با رومیان بیرون رفت
23:45 علی بن ابی طالب رضی الله عنه او را راضی کرد که خود در مدینه بماند
23:52 که رضی الله عنه دستور داد در مدینه بماند تا چرا کند
23:58 زنان و پسران از خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند
24:02 اگر همه مردان شهر را ترک کنند تا حمله کنند چه چیزی باقی می ماند؟
24:07 چه کسی در شهر باقی خواهد ماند؟ این منطق نیست. مردم باید بمانند
24:13 در مدینه جانشین متجاوزان و مجاهدان در خانواده می شوند و لذا
24:21 رضی الله عنه می فرماید: هر کس جانشین مهاجمی شود، پاداشی مانند او خواهد داشت. در مورد کسی که
24:29 مهاجم به خانواده اش خیانت می کند. آیا می دانید پاداش او در قیامت چه خواهد بود که او را متوقف کند؟
24:37 خداوند تبارک و تعالی است و این مهاجم را می آورد و این را که مانده است می آورد
24:42 مهاجم برای خانواده اش شر است. به او می گوید: هر چه می خواهی از نیکی های او بگیر. آیا شما اینطور فکر می کنید؟
24:49 او هرگز هیچ یک از اعمال نیک خود را خیانت بزرگی که به خاطر آن پیروز می شود، نمی خواند
24:55 خداوند مجاهد است و شما او را به حال خود رها می کنید تا به خانواده اش آسیب برسانید. به همین دلیل است که ایشان صلوات الله علیه فرمودند
24:59 علی بن ابی طالب، شوالیه اسلام، در مدینه ماند
25:05 قهرمان شکست ناپذیر و فرمانده در نبرد کسی شرکت نمی کند
25:14 هجوم: این مورد را امثال او تحمل نمی کند، بنابراین این از چه کسی افزایش یافته است
25:22 امت این است که منافق کسانی هستند که به مومن نگاه نمی کنند
25:27 جز این که در جنگ تبوک هیچ یک از آنان در امان نبودند، پس تلاوت کردند
25:31 سوره برائه سوره برائه چرا چیزی در آن نیست؟ بسم الله الرحمن الرحیم
25:39 الرحمن الرحیم: بسم الله الرحمن الرحیم به قول شاطبی جز برائت نیست.
25:45 من لبخند نمی زنم، نه، چون با شمشیر آشکار شد، و به قول خودش از روی بی گناهی
25:51 مفتضح است و بسم الله الرحمن الرحیم رحمت، پس رحمت مناسب نیست
25:59 با بی گناهی و رسوایی برای کافران، پس خداوند رسوا است
26:05 شرایط منافقین در سوره برائه و شرایط آنها در جنگ تبوک
26:10 مهم این است که منافقین می‌گفتند در مورد دانشجویی به من یاد بده که می‌گوید ببین حتماً.
26:15 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شما را رها کرده است اما تو بر من سرباری.
26:19 همان. به اخبار نگاه کن علی سربار پیامبر صلی الله علیه و آله است
26:23 و درود خدا بر او باد. طاقت این صحبت را نداشت. سوار اسب شد و به دنبالش رفت
26:28 سوگند به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم. پیامبر صلی الله علیه و آله او را دید
26:31 سلام کرد و گفت: چه شده ای علی؟ گفت: ای رسول خدا مرا گران بار کردی؟
26:35 چون برات خیلی سنگینه دوست من؟ گفت: یا علی. من بر شما تکلیف نکردم. برگرد
26:41 به شهر و با زنان و کودکان بمان و در میان آنان جانشین من شو
26:45 آیا راضی نیستی که برای من همانی باشی که هارون برای موسی بود؟ جز اینکه پیامبر نیست
26:52 بعد از او. این مخصوص علی بطالب است. مثل هارون به موسی
26:58 جز اینکه بعد از او پیامبری نخواهد بود. زیرا وقتی موسی علیه السلام رفت
27:05 برای ملاقات پروردگارش چه گفت؟ گفت: مرا با خانواده ام تنها بگذار. و درست کنید و پیروی نکنید
27:11 مسیر اسپویلرها. به هارون گفت. بقیع او را جانشین موسی کرد
27:17 بر بنی اسرائیل تا بازگشت موسی. از این رو ایشان رضی الله عنه فرمودند
27:21 درود بر او باد. برای من همان باش که هارون برای موسی بود. اما او پیامبر نیست
27:27 بعد از او. البته عده ای هم عصبانی می شوند و می گویند ببیند. این شاهدی است که
27:32 خلیفه پس از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ابوبکر علی. کمک هزینه
27:37 گفت: تو مقام هارون موسی هستی. این حرف دروغ است باطل
27:42 خلافت در اینجا قیاس با اختلاف است به قول علمای اصول. وجود داشته باشد
27:48 تفاوت های زیاد علی کوچکتر از پیامبر صلی الله علیه و آله است.
27:53 در حالی که هارون از موسی بزرگتر است. مسلم بر او و هارون پیامبر است. و علی
28:01 پیامبر نیست. و هارون و هارون قبل از موسی مردند. و علی عقب ماند
28:08 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم. برای این تفاوت های زیاد، درست نیست
28:12 اندازه گیری کنید که کجا رفتند. اما این یک مزیت را نسبت به او نشان می دهد
28:16 شک، بدون شک، بدون شک. با فضیلت و خاص و محجبه. شاید علی بن ابی طالب
28:22 این کلمه را به او گفت. برای من باش، تو برای من چنان هستی که هارون برای من است
28:26 موسی، اما هنوز پیامبری نیامده است. همچنین به معنای فضایل بسیار است
28:34 اما با پیروی از روش خاصی در این دروس به این معناست که به ما یادآوری می شود
28:40 در آغاز داستان هر صحابی فضایلی وجود دارد زیرا سادگی آنها از بین نمی رود
28:44 زمان در دست ماست پس این یکی از فضایل علی بن ابی طالب است
28:48 خداوند متعال از او راضی باشد. همچنین یکی از فضایل بزرگ او که از او به یادگار مانده است
28:54 همواره در دو صحیح از حدیث عبدالله بن عباس رضی الله عنه آمده است.
29:00 خدا رحمتشون کنه او در جنگ خیبر حضور داشت. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
29:08 مسلمانان در آغاز نتوانستند خیبر را فتح کنند
29:13 موضوع چون خیبر دژ بود. سه قلعه اصلی و هر دژی که در آن است
29:19 انشاءالله قلعه های زیادی وجود دارد. آنها قلعه های مستحکمی را که یهودیان وارد آن می شدند بررسی کردند
29:24 قلعه ها چون ترسو هستند. چنانکه خداوند متعال فرمود: با شما می جنگند جز
29:29 در یک منطقه مستحکم یا پشت دیوار. این وضعیت آنهاست. تا به حال
29:34 کودکانی را در فلسطین دیدند که در حالی که می ترسیدند سنگ پرتاب می کردند
29:37 تانک ها ترسوها زیرا آنها همان گونه که خداوند متعال فرموده اند و ما آنها را شایسته می دانیم
29:43 من به زندگی مردم اهمیت می دهم. او نگفت که زندگی یک زندگی ناچیز است. این به چه معناست؟
29:53 زندگی یک زندگی تحقیرآمیز، یک زندگی تحقیرآمیز، یک زندگی حقیر. آنها به عنوان برده زندگی می کنند
29:58 دیگران عذاب بدی بر آنها وارد می کنند. مهم این است که او زندگی می کند. ماهیت آنها نیز.
30:05 در این قلعه ها مستحکم شدند. آنچه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم توانست
30:10 منظور مسلمانان فتح این قلعه هاست. هر وقت تلاش می کنند
30:13 این قلعه ها رو به زوال گذاشتند. تا اینکه فرمود خدا بر او و اهل بیتش رحمت کند
30:20 که پرچم را به ما بدهد. بنر ارتش پرچم را فردا مردانه می دهیم. او دوست دارد
30:30 خدا و رسولش. خدا و رسولش او را دوست دارند. این وظیفه او خدا را دوست دارد
30:38 و رسولش. همه ادعا می کنند که خدا و رسولش را دوست دارد. اما دومی
30:43 ماموریت. گفت: خدا و رسولش او را دوست دارند. خداوند دستانش را باز کند. سپس
30:51 پیامبر صلی الله علیه و آله آنها را رها کرد و رفت. پس مردم با صحابه جنگیدند.
30:55 همه می گویند این کیست؟ به نظر شما چه کسی خوش شانس است؟ چه کسی
31:01 به قول ما علت یک ملت چیست؟ چه کسی برنده این نقاب می شود؟
31:06 بزرگ؟ با این شهادت از رسول خدا صلی الله علیه و آله
31:10 خدا او را دوست دارد و رسولش او را دوست دارد. تا اینکه عمر رضی الله عنه گفت.
31:15 فرمود: من جز یک شب آن وقت امارت را آرزو نکردم. میگه برام مهم نیست
31:22 اصحاب با ما گذشتند و از مسئولیت و رهبری گریختند.
31:26 به سمتش اخگر پرتاب می کردند. عمر گفت، اما آن شب آرزو کردم
31:32 من صاحب پرچم خواهم بود. درخواست امارت و پرچم و رهبری نیست
31:37 تنها برای به دست آوردن این بشارت است که خدا و رسولش او را دوست می دارند. مردم اف شدند
31:44 زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله ناپسندترین مردم شد. بخور
31:48 یکی با گردن گرم منتظر است. خوش شانس کیست؟ او گفت
31:54 خدا رحمت کند علی بن ابی طالب کجاست؟ گفتند یا رسول الله
31:58 چشمانش را ناله کرد. به این معنی که یکی از چشمان او از بیماری چشم رنج می برد. بیماری
32:04 او رضی الله عنه گفت: برای من بیاور. پس حمل کرد که خدا از او راضی و خشنود باشد.
32:12 اصحاب آن را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بردند. پیامبر تف کرد
32:16 خداوند او را نزد علی بن ابیطالب رحمت کند. تف بنابراین او تبرئه شد
32:23 چشمانش خدا از او راضی باشد. به تف پیغمبر صلی الله علیه و آله.
32:29 چون همه آن مبارک است، سلام و درود بر او باد. پس پرچم را به او داد.
32:32 گفت: برو و با فرستادگانت صحبت کن تا در صحنشان فرود آیی، سپس آنها را دعوت کن که بیایند.
32:39 اسلام. و حقیقت خدای تبارک و تعالی را در این باره به آنها بگو که خداوند هدایت می کند
32:46 به خدا یک مرد برای شما بهتر از شتر سرخ است. برکت سرخ. و برکات
32:54 او یک شتر است. شتر قرمز. همین انواع پول در میان اعراب.
33:00 پس مردی نازل شد و خداوند تبارک و تعالی قلعه را به دست او گشود.
33:07 و در آن پیروز شد. محمد پیامبر برادر و برادر شوهر من است. این
33:17 این آیات بر زبان من علی بن ابی طالب است. به غرور نگاه کن او گفت
33:21 محمد پیامبر برادر و برادر شوهر من است. یعنی من شوهر دخترش هستم. و حمزه آنگاه فراموش کردیم
33:29 سپس به حمزه یادآوری می کنیم که عموی حمزه هنوز آنجاست. من به شما نمی گویم که فضایل
33:32 علی بن ابی طالب را احاطه کرد. محمد پیامبر برادر و برادر زن و حمزه من است
33:38 سیدالشهدا عمویم و جعفر است که شام و صبح با فرشتگان پرواز می کند.
33:46 پسر مادرم. برادر من یعنی و دختر محمد فاطمه رضی الله عنه
33:53 و درود خدا بر او باد. دختر محمد پسر و شوهر من است و گوشت او به خون من گره خورده است
34:01 و گوشت من و سبطاء یعنی الحسن و الحسین. و نوه احمد. ای مهریه
34:08 و نوه احمد. اما به دلیل ضرورت شاعرانه نیست. و دو قبیله
34:11 احمد و دایا از او. کدام یک از شما تیری مثل من دارید؟ از یکی از
34:20 چه کسی می تواند برسد. به خدا سوگند اباعبدالله. چه کسی
34:23 او می تواند به این سطح برسد. پسر عمو و برادرش در
34:27 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم. عمویش سیدالشهدا حمزه. دو پسرش
34:31 بانوی جوانان اهل بهشت. همسرش بانوی زنان عالم است.
34:37 و معشوقه زنان بهشتی. و او؟ او کیست؟ خداوند متعال از او راضی باشد
34:42 و او را راضی کنید. یکی از مواضع جاودانه او خوابیدن در بستر پیامبر است
34:47 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد. این موقعیتی است که تاریخ ثبت کرده است.
34:51 با حروف نور. شجاعت او رضی الله عنه در او آشکار است
34:58 و راضیش کن او یک مرد جوان بود، تصور می کنم. یکی بهت میگه تو تخت من بخواب.
35:03 و شما تمام داستان را می دانید، یعنی دشمنان شما منتظر شما هستند
35:09 خارج و آنها انگیزه دارند که به شما حمله کنند. با این حال من انجام دادم
35:16 مردد شد اما جواب نداد و آنها هم جواب ندادند. گفت آبرو و اطاعت. سرما خورد
35:22 پیامبر صلی الله علیه و آله که در آن پیچیده شده است. غش کردن
35:24 مشرکان در داستان معروف. عتیقه ها سرد و بالشتک هستند
35:27 ملافه. و خوابید که خدا از او راضی و خشنود باشد. شجاعت بی باک. همانطور که می گوید
35:33 برخی از مورخان می گویند این خطرناک ترین شب است. به پیامبر رسید
35:40 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد. درست است. خطرناک ترین شب سوء قصد بزرگ
35:45 اما خود علی بن ابی طالب او را فدیه داد که خدای متعال از او راضی باشد
35:50 درباره او و راضی کردنش. از مناصب ایشان، خداوند متعال از او راضی و خشنود باشد.
35:54 البته علی رضی الله عنه با پیامبر صلی الله علیه و آله شهادت داد
35:57 و همه صحنه ها پس از هجوم من، پس از هجرت او، صلوات الله علیه.
36:02 و صلح. جز عمل نکردن او به فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله
36:06 و سلام بر او در جنگ تبوک، او را در عقب ماند
36:10 زنان و پسران. برای مراقبت از آنها. در نبرد سنگر.
36:15 نبرد سنگر یک نبرد بزرگ است. مسلمانان متاثر شدند
36:21 یک مصیبت بزرگ همانطور که خداوند متعال در سوره آن را بیان کرده است
36:25 احزاب. فرمود: در آنجا مؤمنان روی گردان می شوند و زلزله می آید
36:31 شدید. خداوند متعال فرمود: دلها به حلق می رسد و شما فکر می کنید.
36:35 به خدا شبهات. در آنجا مؤمنان روی برگرداندند و دچار زلزله شدند
36:40 شدید. هوا خیلی سرد بود. یه عوضی غذا کم بود
36:46 و نوشیدنی تخمیر می شود. گرسنگی شدید تعداد دشمن از لشکری بیشتر بود
36:53 مسلمانان سه برابر بیشتر آنها سه هزار مسلمان بودند
36:59 در داخل شهر مشرکان قبایل عرب قریش، حوازین و قطافان بودند
37:07 گروه بزرگ معروف با ده هزار رزمنده آمد. سه بار
37:11 پس سرما و گرسنگی. و دشمن لشکر او سه برابر است. نه این
37:17 فقط خیانت از درون توسط یهودیان خیانت کردند و لرزیدند.
37:23 همانطور که الشبهان و اعظم در پایان تصویر الاحزاب فرمودند. اگه تموم نشد
37:27 منافقین. و کسانی که در دلهایشان بیماری است. و لرزش در شهر
37:33 ما شما را با آنها وسوسه خواهیم کرد. این بدان معناست که ما به شما بر آنها اختیار می دهیم. آن وقت آنها همسایه شما نخواهند بود
37:38 آنچه در مورد آن گفتیم. لعنتی! هر جا که تحصیل کرده باشند. گرفتند و کشتند
37:43 کشتن سنت خدا در میان کسانی که قبلا از دنیا رفتند. سالی را پیدا نمی کنید که تغییر نکند.
37:48 اگر شرایط خیلی سخت است. در چنین شرایطی. قریش آمدند. و پیدا کردند
37:58 سنگر. به دست آنها می افتم. آنها توان خود را به بیرون از سنگر بردند
38:05 طرف دیگر. و مسلمانان داخل شهر نیز از جمله آنان هستند
38:08 از جمله آنها سنگر است. آنها انگیزه می گیرند. شوالیه های شجاع آنها با انگیزه هستند.
38:13 قریش. برای هجوم به شهر و با پیامبر صلی الله علیه و آله می جنگند
38:18 از جمله این شوالیه ها عمر بن واد است. عمر بن عبدود. این بود
38:26 یک شوالیه شجاع مشهور در جهانیا که به سختی کسی با او مبارزه می کرد.
38:33 او نمی دانست که این شوالیه شکست خورده است. میدونی که اون موقع دعوا شد
38:41 فقط با یک دوئل شروع می شود. منظورم نوعی داغ کردن دعوا است.
38:45 این امر عمر بن عبد واد را به پشت سنگر برد. و او می بیند
38:53 مسلمانان یعنی آنها را هیجان زده می کند. می گوید جز از شمشیرزن. او گفت
39:00 علی و مبی طالب یا رسول الله. گفت بشین. بشین علی
39:03 او عمر بن عبد واد است. و به همین سادگی است. این بار شروع به تکرار کرد
39:08 دوم او در آن تکان می خورد. بر اسبش شمشیر خود را برجست. او می گوید
39:15 من اهل مبارز هستم. علی بن ابی طالب مستقر است. گفت من مال او هستم. گفت بشین.
39:22 او عمر بن عبد واد است. این را عمر بن عبدود در آن زمان گفته است
39:28 سومی شعر گفت. بیت های شعر در میان عرب برادرانم
39:34 دنیا را ارزیابی کنید و در آن ننشینید. مسئله ای بسیار سخت برای آنها. و این را گفت
39:42 مرد و من به دنبال شرمندگی گشتم. یعنی صدامو پاک کن و من
39:48 ما می گوییم پدر من یکی است، پدر من یکی است. توی دیگ چیه؟ این یک کلمه قوی است
39:52 مسلمانان گفت: دنبال ندا بودم که جمعشان کنم، شمشیرزن هست؟
39:59 وقتی فن را آوردیم، در جایگاه قرن انجام شده ایستادم. همان
40:05 بنابراین من هنوز در برابر تکان دهنده ها عجله دارم. آن شجاعت در
40:13 فتا و سخاوت از بهترین غرایز است. میگم کجایی؟ بیرون آمدند. طاقت نیاورد
40:19 على رضى الله عنه از فحش دادن اين حشره راضى است. لاف زن پس برخاست
40:26 علی سه ساله است. گفت: من او هستم یا رسول الله. مرا به او راهنمایی کن
40:31 اما رضی الله عنه فرمود: عمر است. یعنی ذکر شده در
40:38 بار سوم. علی گفت حتی اگر یک عمر باشد. عمر یعنی چه؟
40:44 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به او اجازه داد. علی با لرزش به سمتش رفت
40:50 آن را با درب دکمه بزنید. به او گفت: عجله نکن. جوابی برای شما آمده است
40:58 صدای شما ناتوان نیست در نیت، بصیرت و صداقت همه چیز به وجود آمد
41:05 برنده امیدوارم از ضربه ای بر شما عزاداری بجا بیاورم
41:12 نجلا همچنان توسط تکان دهنده ها ذکر خواهد شد. سخاوت روشن. علی دلش تنگ شد
41:19 ابن ابی طالب. این مرد به او گفت. گفت تو کی هستی؟ علی گفت
41:25 و ابی طالب. ابن عبد مناف گفت. زیرا این عمر از قریش است
41:30 ابن عبد واد. او را می شناسد. گفت بله. گفت برگرد. برادرزاده ام را برگردان
41:35 برگرد و بگذار برود پیش عموهایت. شما جوان هستید. گفت از این متنفرم
41:43 علی گفت: اما من دوست دارم تو را بکشم. او دو ضربه خورد و سرنگون شد
41:52 به ریاست علی بن ابی طالب رضی الله عنه. پس این کیست
41:56 شهامت که خداوند متعال از او راضی باشد و رضایتی که به او داده است
41:59 تاریخ نور این مرد بزرگ و این شوالیه را مخدوش می کند
42:06 بی باک. وضعیت مشابه دیگر. در جنگ خیبر همانطور که گفتیم
42:12 یهودیان پس از اتمام کار خود را محکم کردند و دریافتند که نیازی به باز کردن آن نیست
42:17 قلعه ها و مقابله با سپاه مسلمانان. یک دوئل هم برگزار شد. چه کسی
42:23 کی اومد بیرون شوالیه یهودیان خوش آمدید. نام او مرحب است. این
42:32 مرد در حالی که اسب شجاع خود را رکاب زد گفت. و شمشیر خود را به اهتزاز درآورد.
42:38 گفت: از خیبر آموخته ام که خوش آمدم. اسلحه را قلاب کنید. یک قهرمان اثبات شده
42:47 اگر جنگ ها پیش بیاید، شروع می شود. خودش را ستایش می کند. پس علی بن نزد او بیرون آمد
42:53 ابی طالب. علی بن ابیطالب نزد او بیرون آمد و گفت: همان من هستم.
42:58 مادرم اسمم را حیدره گذاشت. گفتیم: حیدر شیر است. این منم که اسمم رو گذاشتم
43:05 مادرم حیدره. جنگلی با ظاهر کثیف من به آنها با صاع جبران خواهم کرد
43:13 اتاق زیر شیروانی. علی مانند شاهین به سوی او پرتاب شد و سرش را از پا درآورد. انگار
43:20 ایجاد بدن بدون سر خداوند از او راضی و خشنود باشد. این روی من است
43:26 خداوند متعال از او راضی و خشنود باشد. همانطور که گفتیم، این فقط مقدار کمی از آن است
43:31 خداوند از او راضی و خشنود باشد. خلافت آمد. خلافت به او رسید
43:36 متنفرش هنگامی که ضرن وارین عثمان رضی الله عنه کشته شد
43:41 ایشان را در سال سی و پنج هجری به عنوان یک شهید خجسته خشنود کردند. کشته شدند
43:46 خوارج همانطور که می دانید. مردم نزد علی بن ابی طالب رفتند
43:50 و با او بیعت کردند. با او بیعت کردند. او را مجبور به بیعت کردند. تا اینکه گفت راضی است
43:56 خداوند رحمتش کند و او را خشنود سازد. گفت اجازه بده. این در نهج آمده است
44:00 کتاب مقدس برای دیگران گفت اجازه بده. و به دنبال شخص دیگری باشید
44:08 زیرا من برای شما وزیر بهتری از فرماندهی شما هستم. دیدم
44:16 و خالق آنها در ضمن او بهترین انسان دنیاست
44:23 زمین. در همین حین وقتی دهرن و رین خیر کشته شدند
44:30 روی زمین. علی بن ابی طالب. خداوند از او راضی و خشنود باشد.
44:35 با مردم بیعت کرد که خداوند متعال از او راضی باشد. و با او انجام شد
44:40 بیعت. اما خلافت برای او مستقر نشد. خداوند از او راضی باشد
44:46 و راضیش کن چیزها هیجان انگیز بود. فتوحات متوقف شد
44:50 در زمان او سردرگمی بود و وسوسه ها سرشان را بالا می برد
44:56 و آغوش خود را به دور این ملت گشود. و اهل آشوب شروع به پخش کردند
45:01 شرارت آنها در این ملت امن. صبح خدا از او راضی باشد
45:05 او نگرانی خود را با خاموش کردن آتش وسوسه از اینجا و آنجا ارضا کرد. پس چی؟
45:11 زندگی او در زمان خلافتش پنج سال ادامه داشت تا اینکه کشته شد
45:14 شهید خوشبختی که به یاد می آوریم. مردی نزد او آمد و گفت نرو
45:22 شرح حال دو شیخ ابوبکر و عمر را ساختیم؟ یکی از افرادی که به مردم اهمیت می داد
45:26 این او در مورد آن چه می گوید؟ پشت اختلاف شما چیست؟ او با من صحبت می کند
45:31 بن بطالب. به جسارت نگاه کن گفت چرا با ما راه نمی روی؟
45:37 زندگینامه شیخ ابوبکر و عمر؟ اختلافات فتوحات بود
45:40 و پیشرفت. علی بن بطالب چه پاسخی داد؟ و او او بود
45:46 فضای ساکت به او گفت: چون مردان ابوبکر و عمر بودند
45:54 من و امثال من، پس خلافت ثابت شد. مردان من شما هستید و امثال شما
45:59 پس خلافت فاسد شد. جواب پس از پاسخ. یعنی اگر حرف نمی زد
46:04 این مرد با او مهربانتر بود. اوضاع در ویهاتی اینگونه بود.
46:10 جنگ شتر رخ داد. نبرد شتر با این خاتمه می یابد:
46:14 زبیر بن العوام و طلحه بن عبیدالله از جمله ده نفر هستند
46:18 بهشت وعده داده شده می خواست آن را برای انتقام عثمان بگیرد.
46:23 گفتیم عثمان شش هزار نفر را کشت. دو هزار از مصر
46:28 دو هزار نفر اهل کوفه و دو هزار نفر از بصره بودند. آنها را از کجا می گیرید؟
46:32 اینها طلحه مبیدالله و زبیر بن العوام را خواست
46:37 می خواست آن را با خون عثمان بگیرد. پس به مکه رفت و گفت
46:43 به عایشه، مادر ما، با ما در لشکر بیرون بیا. شاید مسلمانان
46:47 اگر تو را با ما در حال تزریق خون ببینند. من از اصرار بر آن خودداری کردم
46:50 رفتم بیرون تا خداوند امری را که قبلاً در جریان بوده انجام دهد. بیرون رفت و رسید
46:55 کوفه. علی رضی الله عنه پس از بیعت با او می دانست و راضی می شد.
46:59 مردم جانشین لمس. از خروج طلحه و الزبیر و آنان با خبر شد
47:04 عایشه رسول خود را نزد آنان فرستاد. گفت ببین چه می خواهند؟
47:09 بنابراین با آنها صحبت کرد. گفت چی میخوای؟ نورید گفت: عثمان را کشتم. او گفت
47:14 اساساً علی بن ابیطالب معتقد است که جایز نیست
47:18 برگ ها عثمان را کشت. اما شرایط مناسب نیست. و باورش کن
47:23 علی. این بدان معناست که خلافت اکنون در مراحل اولیه است. آشفته است.
47:27 کمی صبر کنیم. تا بتوانیم از کسانی که عثمان را کشتند انتقام بگیریم.
47:32 چون نه یکی هستند، نه دوتا، نه ده تا و نه هزار. شش
47:35 هزاران. تصمیم بگیر باشه هر دو طرف توافق کردند. پیروان صبایی
47:42 عبدالله بن سبعه، یهودی بدخواه. او این را دوست نداشت
47:47 هر دو طرف موافق هستند. لشکر طلحه و زبیر و عایشه.
47:52 شب هنگام، یاران عبدالله بن سبا برخاستند و لشکر او را پرتاب کردند
47:57 طلحه و زبیر با تیر. لشکر طلحه و زبیر چنین می پنداشتند
48:02 لشکر علی به آنها خیانت کردند. با تیر به آنها برخورد کردند، پس برخاستند
48:08 جنگ. طلحه و زبیر می خواستند مردم را راهنمایی کنند، اما گوش نکردند
48:14 آنها و اگر جنگ فرار کند، فرار می کند. مردم درگیر شدند و اتفاق افتاد
48:21 مبارزه کردن. علی، اطرافیان خود را آرام می کند و طلحه و الزبیر، اطرافیان خود را آرام می کنند
48:27 در کنار آنها. هر گاه درگیری آرام شد، زن دیگری از صبائیه شروع شد
48:32 دوباره دعوا کردن همانطور که خداوند متعال فرموده است، هر زمان
48:36 هر گاه برای جنگ آتشی روشن کنند، خداوند آن را خاموش می کند. آنها این را دوست دارند
48:43 او اصالتاً یهودی است. مهم این است که جنگ هنوز تمام نشده است
48:50 با سقوط شتر عایشه. اسمش عسکر بود. شتر عایشه.
48:56 از این رو جنگ را نبرد شتر می نامند. جملات را به من داد
49:01 همان که عایشه سوار می شود. بنابراین سربازان ایستادند. به خود آمدند.
49:06 منظورم اینه بعد کجا میری؟ به مادر مؤمنان رسیدی.
49:12 بنابراین او متوقف شد. و درگیری پایان یافت. درگیری فقط چند ساعت طول کشید
49:17 منظورم اینه سپس از توقف جنگ پشیمان شد و علی رضی الله عنه را گرفت
49:21 من آن را بررسی می کنم. زخم. و کشتار از هر دو طرف. چون وسوسه است.
49:28 علی نه می خواست بجنگد، نه طلا می خواست بجنگد و نه می خواست
49:31 الزبیر نمی خواست بجنگد و نمی خواست در جنگ زندگی کند. اما مشتعل شود
49:34 این ارواح خبیث فتنه هستند. طلحه بن عبید کشته شد
49:39 خدایا طاله بن عبیدالله. از ده نفری که در بهشت ​​بشارت داده می شود.
49:44 همانی که علی از آن صحبت می کند، همان که ابوبکر در جنگ احد از آن صحبت می کند.
49:50 تمام روز را به طلحه گفت. یعنی ثواب آن روز تمام
49:57 برای طلحه از جمله دلاوری هایی که پیامبر صلی الله علیه و آله در دفاع از خود نشان داد
50:01 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد. ده بهشت ​​موعود برایشان کافی است.
50:04 در میان دو سلف اول. کشتن توسط یک تیر غربی کشته شد. یک تیر سرگردان
50:09 نزد او آمد و مرده افتاد. و پسرش کشته شد. محمد بن طلحه.
50:16 محمد بن طلحه، این برادر من است به خاطر عبادت فراوانی که داشت
50:22 به آن فرش می گویند. به خاطر عبادت های زیادش. علی او را در خاک دید و بلندش کرد.
50:29 طلحه بزرگ کرد. تربیت طلحه رضی الله عنه. تربیت شده توسط طلحه رفیق
50:36 دنباله. خاک روی صورتش را پاک کرد. گفت: من تو را سرباز نمی بینم.
50:42 در خاک، ابومحمدی. بکر رضی الله عنه.
50:46 در حالی که در خیمه بطالب بود، مردی از ابن جرموز بر او وارد شد
50:52 یا با این نام همه اسامی فارسی را ببینید. هیچ مشکلی با او نیست.
50:56 از تخم اسلام نیست. شعله ور شدن درگیری او وارد او شد
51:03 او شمشیر زبیر را دارد. می گوید: الزبیر را کشتم، الزبیر را کشتم.
51:07 وقتی شمشیر را دید واقعی بود. سیف الزبیر عامی است. دیالوگ من
51:15 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم. و دختر عمویم صفیه. و از عشر
51:20 در بهشت علی گفت: این شمشیر همیشه غم و اندوه را از چهره می زداید
51:28 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم. او از کشتن زبیر خوشحال می شود.
51:32 سپس به حجره‌نشین خود گفت: به کسی که زبیر را به شر خود کشت، بگو. او گفت
51:39 قاتل ابن صفیه را به آتش دوزخ مژده دادند. سپس او را نهی کرد و سرزنش کرد ولی به او اجازه نداد
51:47 او به آن دسترسی دارد. چاره ای جز تکرار نداشتم
51:50 عایشه ما را به مدینه پیغمبر برد و نیرومند و بزرگ کرد.
51:56 و این همان چیزی است که پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود. به او گفت: آه
52:00 علی چیزی بین تو و این می افتد. گفت: من هستم یا رسول الله.
52:07 اگر مردم بدبخت هستند. چه کسی با امت مؤمن دشمنی دارد؟
52:11 مگر اینکه او بدبخت ترین مردم باشد. گفت: نه، من با مردم سختگیر نیستم.
52:16 و حق هم داشت چون این امر به خواست او اتفاق نیفتاد. وان گفت
52:20 هر اتفاقی افتاد، او را به محل امنش برگردانید. فردیت او تقویت و مورد احترام است
52:25 برای امنیت او بعد از اتمام جمله ها خبر به او رسید
52:31 معاویه و اینکه اهل شام برای جنگ با او آماده می شوند. چون معاویه
52:35 بیعت نکرد. معاویه از روی طمع خلافت بیعت نکرد.
52:39 اختلاف علی و معاویه با هم برادرند. آن را خوب درک کنید. نه
52:45 اختلاف خلیفه و خلیفه. نه معاویه داشت اعتراف می کرد
52:50 علی سزاوارتر به خلافت است. اما او می گفت: «من آمویی از خانواده ام هستم.»
52:55 بی سوادی و عثمان از خاندان اموی است. من خون عثمان را طلب می کنم.
52:59 تسلیم من باش که من فقط عثمان و عبیه را کشتم. این اختلاف نظر او گفت
53:05 علی یا نه؟ اول بیعت کرد. کجا تصور می کنید عثمان را کشتم؟
53:09 او با او مخالف بود. برای مشاهده. تا خداوند امری را که قبلاً در جریان بوده انجام دهد.
53:13 پس علی هزارتا بیرون آمد. معاویه هزاران نفر رفت.
53:20 آنها در دو ردیف یکدیگر را ملاقات کردند. صفین منطقه ای بین عراق و شام است.
53:26 دعوا صورت گرفت. به مدت سه روز درگیری شدید. به دعوا نگاه کن
53:32 فتنه در این ملت آغاز شده است. طرفین متوقف می شوند.
53:36 فتوحات متوقف شد. تا خداوند امری را که قبلاً در جریان بوده انجام دهد. و چرا
53:41 درگیری که در آن ده ها و حتی صدها نفر کشته شدند متوقف می شود
53:46 هزاران نفر از هر دو طرف که همه مسلمان هستند، مگر بعد از حذف
53:53 سربازان دو تیم قرآن را بر نیزه های خود حمل می کردند. گفت فلانی نیزه را زمین گذاشت
53:58 قرآنی را که داشت زمین گذاشت. نوعی اسپرو. گفت: برویم.
54:07 چرا من اهل شام به دنبال مردم عراق هستم؟ چرا چرا از خانواده؟
54:13 عراق با شام می جنگد؟ دلیل واضح کجاست؟ ایستادند. درباره
54:18 مبارزه کردن. پس علی ابوموسی اشعری را فرستاد و معاویه عمر را فرستاد
54:23 با نافرمانان داوری خواهند شد. به عنوان یکی از زخم های ما
54:27 مذاکرات. قرار شد که علی خلیفه عمومی بماند
54:33 مسلمانان امیرالمؤمنین هستند و معاویه ولی اوست
54:37 شام همان طور که در زمان عثمان و در زمان عمر بود. خداوند از شما راضی باشد
54:41 روی همه و او آن را پس داد. پس این جنگ صفین است. چه زمانی
54:45 علی در راه کوفه در عراق از صفین بازگشت. در جای خود
54:51 نام او در عراق نهروان است. خوارج بر ضد او برخاستند. خوارج
54:56 تکفیری ها آنها به سمت او رفتند. گفتند قضاوت فقط از آن خداست. نگاه کن
55:02 این کلمه ها؟ حکم به غیر از آنچه خداوند نازل کرده است. همین مورد
55:06 افراد نادان احمق ها آنها چیزی نمی دانند. گفتند حکم فقط است
55:12 به خدا. و تو بر مردان حکومت کردی. ابوموسی در این امت حکومت می کرد.
55:18 اگر کافر شدی علی. در این که خدا می گوید و چه کسی با چه چیزی قضاوت نمی کند
55:22 خداوند آن را نازل كرد، آنها كافرند. قبل از آن فراموش کردند
55:25 پس از آن گفت: آنان ستمكارانند. گفت در
55:29 ثالثاً اینها گناهکاران هستند. افراد نادان نمی دانند
55:33 هیچی. شش هزار نفر از آنها بیرون آمدند. علی آنها را صدا زد. گروه
55:40 خوبی. معنا پیدا کنید. به خود بیا. به حواس تو شما چه می گویید؟
55:45 مال آنها دروغ است با آنها بحث کنید. نیمی از آنها برگشتند. بقیه ادامه دادند. روشن
55:51 آنها برای من چه هستند؟ سه هزار علی و ابوطالب با آنها جنگیدند و درهم شکستند
55:56 هوم بی امان در جنگ شتر غمگین گریه کرد. در
56:01 جنگ سافتین وقتی مردگان را دید غمگین شد. در نهروان
56:05 او غمگین نبود. بلکه به شدت با آنها جنگید. پس آنها را خرد کرد
56:10 فرزند اول من پدر آنهاست. بلکه به شکرانه ابن ابی طالب برای خدا سجده کرد
56:14 وقتی مردی را در میان آنها دید، او را دزد دو گوش نامیدند
56:18 سینه زنی را پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود
56:21 او با مسلمانانی خواهد بود که علیه تفرقه قیام می کنند.
56:25 وقتی علی بن طالب او را دید، به شکرانه خداوند متعال سجده کرد
56:29 اگر برآورده شد، پیامبر صلی الله علیه و آله را بشارت دهید. در
56:32 نهایی. در سال چهل هجری قمری. و دارد
56:38 خلافت او پنج سال به این شکل از آشفتگی و نزاع به طول انجامید
56:42 خداوند رحمتش کند و او را خشنود سازد. او یک عابد زاهد و متواضع بود
56:47 فداکار، عاشق، مخلص، وفادار و عادل
56:52 بر این ملت حکومت کن اما وسوسه ها سه ملاقات کردند
56:58 گروهی از خوارج او را کشتند، رضی الله عنه
57:02 و راضیش کن گرد آمدند تا او را بکشند که خدای متعال از او راضی باشد
57:07 و او را در آخر عمر راضی کرد. عبدالرحمن بن ملجم.
57:14 و البرک بن عبدالله. عمربن بکر التیمین.
57:20 این سه خارجی در سایه دور هم جمع شدند. آنها بودند
57:25 اینها بقایای کشته شدگان علی و در نهر است
57:29 و آن و گفتند. گفتند: با ماندن چه کنیم؟ نگاه کن
57:35 به کلمات آنها نگاه کنید و کلمات آنها را اکنون به ضرب کننده ها اعمال کنید
57:39 در زمان ما. گفتند: با ماندن در پی آنها چه کنیم؟ بعد از
57:45 برادرانی که در رودخانه وان کشته شدند. واعظ بودند
57:49 مردم برای عبادت پروردگارشان. همیشه خوارج تکفیری
57:53 طمع و عدالت را می بینند. و همه آنها غیر اخلاقی هستند.
57:57 مهمترین چیز برای درک. الباجی ان شاء الله گاوان برکت دهد.
58:01 حد فهم اسلام تا کجاست؟ مهمترین چیز. گفتند واعظ هستند
58:07 دعوت مردم به سوی پروردگارشان. پس به آنها رحم کن. بعد گفتند
58:13 آنها به خاطر خدا از سرزنش مقصر نمی ترسیدند. یا سرزنش
58:17 مناسب. اگر خودمان بخریم. بیا، بگذار طلوع کند. فلو
58:22 خودمون خریدیم سپس به ائمه ضلالت رسیدیم. چه کسی
58:29 منظورشان از امامان گمراه چیست؟ علی بن ابی طالب.
58:32 و معاویه بن ابی سفیان. و عمر بن العاص. اینها
58:38 اصحاب خوب امام ضلالت شدند
58:41 قدیمی ها. ما به دنبال کشتن آنها بودیم. ما آنها را می کشیم. او به ما دلداری داد
58:47 کشور مال آنها بود و ما با آنها انتقام برادرانمان را گرفتیم. ابن گفت
58:51 افسار علی بن ابی طالب است. دومی گفت: من هستم.
58:55 به معاویه و سومی گفت: من برای عمر بن العاص هستم.
58:58 آنها قول دادند که این جنایت را انجام دهند. البته مجبورم
59:00 کوفه در عراق و معاویه در شام در
59:03 دمشق عمر در مصر بیا سفر کنیم ما موافقت کردیم
59:07 برنامه ریزی و ترور. بگذار در یک شب باشد. حتی
59:12 ما جایی برای اقدامات پیشگیرانه نمی دهیم.
59:15 در یک شب. در شب پانزدهم ماه مبارک رمضان
59:19 من یک پسر را زدم. من علی را زدم و تو به معاویه
59:23 و تو عمرو بن عاص هستی. در واقع علی سحر رفت بیرون.
59:27 این مرد، ابن رحمان، با شمشیری تیز با او برخورد کرد
59:34 اسمش را بگذارید همانطور که در ترور گفتیم همیشه زنگ می زنند
59:37 ماشین. تا زمانی که سم در بدن نفوذ کند. و او باور کرد
59:41 زمان او نزدیک شده است. این عزت خداست
59:45 او می داند که شهید می شود. همانطور که به او گفت
59:50 پیامبر صلی الله علیه و آله او را به آن مژده داد
59:54 و درود خدا بر او باد. پس بیرون رفت و این مرد به گردن او زد
1:00:01 پس افتاد که خدا از او راضی و خشنود باشد. بنابراین او را به خانه اش بردند
1:00:06 البته مگر اینکه فرار کند. ابن ملجم و امثال او از خوارج هستند
1:00:10 تکفیری ها او معتقد است که با اطاعت و قرب و نژاد برابر است
1:00:15 برای بالاترین بهشت و کلمات پوچ. کدام
1:00:19 تخریب و فساد را در نظر بگیرید. همانطور که عبدالله گفت
1:00:22 مسعود. یا عبدالله از عباس گفتند رفته اند
1:00:25 به نصوصی که درباره کافران نازل شده بود، آنها را درآوردند
1:00:28 مؤمنان. عود را در فهم و گمراهی ببینید
1:00:32 نشان داده شده است. علی رضی الله عنه را حمل کرد. بنابراین او آمد
1:00:37 با این مرد، عبدالرحمن، افسار بدخیم بیرون.
1:00:40 علی بن ابی طالب رضی الله عنه او را دید
1:00:43 و راضیش کن وقتی برایش روشن شد، گفت تعجب کرده است
1:00:50 علی در آن است. گفت: این تو هستی که مرا زدی. او
1:00:55 تو همیشه با من خوب بودی گفتم بهترم
1:00:59 من اینجا هستم. چرا این کار را نمی کنید؟ بعد کی
1:01:02 خانواده علی مطمئن بودند که او از این ضربه خواهد مرد. اوه
1:01:07 خداوند متعال از ایشان راضی و خشنود باشد. گفت نه
1:01:09 حمله کردند. اگر خدای تبارک و تعالی را ببینند من هستم
1:01:13 حجه. بگذار خودم باشم و بفهمم. اما من او را می کشم
1:01:18 یعنی قصاص وگرنه میبخشمش. و اگر ادامه داشت او را بکشید
1:01:24 با آن. و چیزی بیشتر از این اضافه نکنید. یعنی نمی کشی؟
1:01:27 و بچه ها و بچه ها را می کشی. و آیا اینطور نیست؟ خدا نمی کند
1:01:32 او عاشق متجاوزان است. اما انسان برای انسان و این کامل است
1:01:35 عدل او که خداوند متعال از او راضی و خشنود باشد. و سرریز شد
1:01:39 روحش به خالقش. ایشان با سعادت شهید رضی الله عنه از دنیا رفت
1:01:44 خداوند رحمتش کند و او را خشنود سازد. پسرش عبدالله او را شست
1:01:51 خداوند متعال از او راضی و خشنود باشد. الحسن رسید
1:01:56 ابن علی رضی الله عنه. شهید از دنیا رفت
1:02:00 مبارکه چنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود و بشارت داد
1:02:03 آنها به این ترتیب صفحه بزرگی در تاریخ این ملت برای این مرد بزرگ ورق زدند
1:02:09 علی بن ابی طالب که پیشوای اسلام و شوالیه اسلام بود
1:02:14 او فتوای پیشرو اسلام در هر زمینه ای بود که خداوند متعال از او راضی و خشنود باشد
1:02:20 انشاءالله در درس بعد با بیوگرافی دیگر با تبارک و تعالی ملاقات خواهیم کرد
1:02:26 از سیره اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
1:02:28 از خداوند متعال خواست که به ما خیرات و خیرات عنایت فرماید. الحمدلله پروردگار جهانیان است