از مجموعهٔ متفرقات مختارة · درس 4 از 10

بين ماكرون ... وعامر بن الطفيل

◉ 0 بازدید ⏱ 7:02 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 همانطور که شنیده اید، شنیدیم که مکرون به طاعون دوران کرونا مبتلا شده است
0:05 خدایا از تو می خواهیم که او را هلاک کنی همانطور که قبلاً عامر بن طفیل را هلاک کردی
0:11 اما آیا از اخبار عامر بن الطفیل خبر دارید؟
0:15 در سال چهارم هجری، فاجعه بیر مائونه رخ داد
0:20 که یکی از سخت ترین فجایعی است که مسلمانان تجربه کرده اند
0:25 هفتاد نفر از اصحاب قرآن کریم در آنجا به شهادت رسیدند
0:30 جایی که خائنانه و خائنانه کشته شدند
0:33 رسول خدا صلی الله علیه و آله این دسته از قاریان را فرستاد
0:39 دعوت مردم نجد به اسلام
0:42 این کار به درخواست یکی از اربابانشان و در همسایگی او انجام شد
0:46 پس به سوی بیر مائونه فرود آمدند
0:48 سپس مردی از آنها فرستادند
0:50 از سوی ابن ملحان نهی شده است
0:52 در نامه ای از رسول خدا صلی الله علیه و آله به عامر بن الطفیل.
0:57 وقتی نزد او آمد
0:59 عامر به کتاب نگاه نکرد
1:01 بلکه به یکی از مردانش اشاره کرد
1:04 حرام از پشت به ابن میلهان خنجر زد
1:07 سپس نیزه از شکمش بیرون آمد
1:09 پس حرم بن میلهان رضی الله عنه خون را گرفت
1:13 صورتش را با آن پاک کرد و گفت
1:16 من به پروردگار کعبه پیروز شدم
1:18 سپس عامر بداخلاق قیام کرد
1:21 برای مبارزه با قبایل باقیمانده آسیه، رئال و ذکوان
1:26 پس با او ایستادند
1:27 اطرافشان را یاران ارجمند احاطه کرده بودند
1:30 پس جنگیدند و کشته شدند، خدا از آنان راضی باشد
1:35 در سال دهم هجرت پیامبر
1:39 هیئتی از بنی عامر می خواست
1:41 آمدن نزد پیامبر صلی الله علیه و آله
1:44 به امیر بن طفیل گفتند
1:47 اوه عامر
1:48 مردم اسلام آورده اند، پس او هم اسلام آورد
1:51 امیر بن طفیل و اربید بن قیس موافقت کردند
1:55 در حال رفتن به شهر
1:57 چون اسلام را نمی خواهند
2:00 بین آنها توافق کردند که به پیامبر صلی الله علیه و آله خیانت کنند و او را بکشند
2:07 عامر بن الطفیل به اربید بن قیس گفت
2:11 اگر مرد را معرفی کنیم
2:13 منظورشان پیامبر صلی الله علیه و آله است
2:16 صورتش را از تو برمی گردانم
2:19 اگر این کار را انجام دهید
2:21 پس او را با شمشیر از پشت سرش بکش
2:24 وقتی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند
2:28 عامر بن طفیل گفت
2:30 ای محمد مرا به حال خود رها کن
2:33 یعنی منو دوست بگیر
2:35 ایشان رضی الله عنه فرمودند
2:38 نه، به خدا، تا زمانی که تنها به خدا ایمان نیاورید
2:42 گفت: ای محمد مرا به حال خود رها کن.
2:44 با او شروع به صحبت کرد و از اربد منتظر بود که چه دستوری به او داده بود
2:49 Irbid هیچ کاری نمی کند
2:52 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله امتناع کرد
2:56 عامر گفت
2:58 به خدا سوگند آن را برای شما پر از اسب و مرد خواهم کرد
3:02 منظورش شهر است
3:04 چرا نه؟
3:06 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
3:09 خدایا مرا از عامر بن الطفیل حفظ کن
3:13 وقتی از محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله خارج شدند
3:18 عامر به ایربید گفت
3:20 وای بر تو ایربید
3:22 هر جا دستور دادم
3:24 اربید گفت
3:26 برام مهم نیست عجله نکن
3:28 به خدا قسم به آنچه دستور دادی اهمیت ندادم
3:33 مگر اینکه بین من و آن مرد بیایی
3:36 من حتی جز تو کسی را نمی بینم
3:38 آیا شما را با شمشیر بزنم؟
3:40 سپس آنها را ترک کردند تا به کشور خود بازگردند
3:43 حتی اگر به نوعی باشند
3:46 خداوند بر عامر بن طفیل بلا فرستاد
3:51 او در خانه زنی از بنی سلول بود
3:54 پس شروع کرد به گفتن
3:56 غده ای مانند غده باکره
3:58 این بیماری مانند طاعون است که شتر را مبتلا می کند
4:02 غده ای مانند غده باکره
4:04 در خانه زنی از بنی سلول
4:07 پس بیرون رفت و بر اسب خود سوار شد و به راه افتاد
4:10 اسب او را از پشت پرت کرد
4:13 او را زیر پا گذاشت تا مرد
4:15 و اما اربد بن قیس
4:17 پس نزد قوم خود آمد
4:19 گفتند: اربد پشت سرت چیست؟
4:22 گفت: به خدا سوگند، محمد ما را به عبادت چیزی فرا خوانده است.
4:27 اگر می خواهید همین الان باشد
4:30 پس من این تیر را به سوی او پرتاب می کنم تا اینکه او را بکشم
4:34 بعد یکی دو روز بعد از حرف او رفت
4:38 پس خداوند صاعقه ای فرستاد که او را سوزاند
4:42 و خدا راست گفت
4:46 خداوند شما را از شر مردم حفظ کند
4:49 خداوند قوم کافر را هدایت نمی کند
4:53 پس ای بندگان خدا به تحریم ادامه دهید
4:56 و ادامه بده، تحریم خوبه