از مجموعهٔ حديث أم زرع (اكتملت السلسلة)
· درس 23 از 25
أصناف الرجال في حديث أم زرع | الحلقة (23) | كنت لك كأبي زرع لأم زرع
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
انواع مردان در حدیث ام زراء
0:16
من برای تو مثل پدر خروس برای مادر خروس بودم
0:22
پس از آن که عایشه رضی الله عنها از بیان داستان زنان فارغ شد
0:27
آیا ما ملاقات نمی کنیم و در مورد همسران او صحبت نمی کنیم؟
0:30
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با دقت به سخنان او گوش فرا داد
0:35
سخنان طولانی او را با کلمات کوتاه کامنت کنید
0:39
ابراز محبت خانواده و رفتارش با ایشان
0:43
گفت: من برای تو مانند پدرم زرعه یا مادرم زرعه هستم.
0:49
و در روایتی آمده است که ای عایشه من نزد تو مانند پدرم زرعه و مادرم زرعه بودم.
0:55
اما ابوزراء طلاق گرفت و من او را طلاق نمی دهم
1:00
قاضی ایاد رحمه الله گفت
1:03
و آنچه پیامبر صلی الله علیه و آله به عایشه فرمود
1:07
من برای تو مثل پدر خروس برای مادر خروس بودم
1:10
متنعم کردن خود و اغراق در روابط خوبش
1:15
وقتی ام زرعه از حسن معاشرت با او یاد کرد
1:19
او از او برای آمیزش با او تشکر کرد
1:22
سپس در مورد آن چیزی که دوست نداشت استثنا کرد
1:26
با گفتن اینکه او را طلاق داده است
1:29
و من تو را طلاق نمی دهم
1:31
به عنوان اکسسوری برای خوشبو کردن خودش
1:34
و اطمینان قلبش را کامل کند
1:37
و بالا بردن توهم به دلیل عمومیت تشبیه به حالات عمومی ابوزراء.
1:42
جز طلاق او از او هیچ چیز مذموم نبود
1:47
آری او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود
1:52
الگویی در برخورد با همسر
1:57
جزئیات این مدل را نمی توان دانست
2:00
جز با خواندن زندگینامه او با همسرانش
2:04
این صفحات برای ذکر این بیوگرافی معطر بسیار باریک است
2:09
اما از زندگی زیبای او با عایشه رضی الله عنها مثال می زنم
2:16
او رضی الله عنه با او بازی می کرد
2:20
هر دو خود را از نجاست شستشو می دهند
2:23
قال عایشه رضی الله عنها
2:27
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از یک ظرف می شستم
2:33
او من را آغاز می کند و من او را آغاز می کنم
2:36
پس می گوید اجازه بدهید
2:39
میگم ترکم کن
2:42
به روایت بخاری
2:44
او رضی الله عنه در حال روزه قبول می کرد
2:50
قال عایشه رضی الله عنها
2:53
پیامبر صلی الله علیه و آله در حال روزه می بوسید و همبستر می شد
2:59
و امیدت به او بود
3:02
به روایت مسلم
3:04
رضی الله عنه در حالی که برای نماز بیرون می رفت او را می بوسید
3:11
عروة علی عایشه رضی الله عنه
3:15
پیامبر صلی الله علیه و آله یکی از همسرانش را بوسید
3:20
سپس برای نماز بیرون رفت و وضو نگرفت
3:24
عروة گفت: او جز تو کیست؟
3:28
من خندیدم
3:30
روایت ابوداود
3:32
او رضی الله عنه از جایی که می خورد غذا می خورد
3:38
و از جایی که نوشیده است می نوشد
3:42
عن شوریح عن عایشه رضی الله عنها
3:46
از او پرسیدم: آیا زن در حال حیض با شوهرش غذا می خورد؟
3:51
بله
3:52
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مرا دعوت می کرد در حالی که برهنه بودم با او غذا بخورم.
3:59
عرق را می گرفت و قسم می داد
4:03
بنابراین من آن را عرق می کنم و سپس آن را می پوشم
4:06
پس می گیرد و خود را از آن رها می کند
4:08
دهانش را در جایی می گذارد که من عرقم را گذاشته ام
4:12
نوشیدنی می خواند و پیش از آن که از آن بنوشد، بر آن سوگند یاد می کند
4:18
او آن را می گیرد و از آن می نوشد، سپس آن را زمین می گذارم
4:21
می گیرد و از آن می نوشد
4:24
و دهانش را در جایی می گذارد که من دهان لیوانم را گذاشته ام
4:28
به روایت مسلم
4:31
او رضی الله عنه دست او را گرفته بود که در میان مردم راه می رفت
4:37
قال عایشه رضی الله عنها
4:41
دوست داشتم وارد خانه شوم و آنجا نماز بخوانم
4:45
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دست مرا گرفت
4:49
بنابراین او مرا در قرنطینه قرار داد
4:51
گفت: اگر می خواهی وارد خانه شوی در قرنطینه نماز بخوان.
4:56
تکه ای از خانه است
4:59
مردم شما وقتی کعبه را ساختند محدود بودند
5:03
پس او را از خانه بیرون کردند
5:05
روایت ابوداود
5:08
خدا رحمتش کند در کارهای خانه به او کمک می کرد
5:14
در مورد شیرها گفت
5:16
عایشه رضی الله عنها پرسید
5:19
کاری که پیامبر صلی الله علیه و آله در خانه خود انجام می داد
5:24
او گفت
5:25
او در حرفه خانواده اش بود
5:28
یعنی خدمت به خانواده اش
5:30
اگر در نماز شرکت کردی
5:32
برای نماز بیرون رفت
5:34
به روایت بخاری
5:36
ایشان رضی الله عنه به عواطف و حالات روحی ایشان توجه داشتند
5:44
قال عایشه رضی الله عنها
5:47
بیرون رفتیم که جز حج چیزی نبینیم
5:50
وقتی خیلی سرمان شلوغ بود آمد
5:53
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد من آمد در حالی که من گریه می کردم
5:59
او گفت
6:00
چه بلایی سرت اومده؟
6:03
گفتم بله
6:04
او گفت
6:05
این چیزی است که خداوند برای دختران آدم مقرر کرده است
6:10
پس آنچه را که زائر برآورده می کند، برآورده کن
6:12
ولی کعبه را طواف نکنید
6:15
او گفت
6:16
رسول خدا صلی الله علیه و آله برای همسرانش گاو قربانی کرد.
6:22
به روایت بخاری
6:24
او رضی الله عنه او را متنعم کرد
6:29
قال عایشه رضی الله عنها
6:34
رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته بود
6:38
صدای زمزمه و صدای پسرها را شنیدیم
6:42
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست
6:46
یک اتیوپیایی را دفن کردند و پسران اطراف او بودند
6:51
و او گفت
6:52
ای عایشه بیا ببین
6:56
پس من آمدم
6:57
پس حیا بر دوش رسول خدا صلی الله علیه و آله قرار گرفت
7:03
بنابراین از شانه تا سر به او نگاه کردم
7:07
او به من گفت
7:09
در مورد سیری من، در مورد سیری من
7:12
او گفت
7:13
بنابراین من شروع به نه گفتن کردم
7:16
برای دیدن وضعیت من با او
7:19
به روایت بخاری
7:21
قال عایشه رضی الله عنها
7:24
عرض کردم یا رسول الله
7:26
اگر به دره ای پایین رفتی و درختی بود که از آن غذا خورده بود، چه فکر می کنی؟
7:32
درختی پیدا کردم که نخورده بود
7:35
از کجا به شتران غذا دادی؟
7:38
او گفت
7:39
در کسی که از آن نمی ترسید
7:42
یعنی رسول خدا صلی الله علیه و آله با باکره دیگری ازدواج نکرده است
7:49
به روایت بخاری
7:51
علم او رضی الله عنه به شرایط مختلف
7:57
قال عایشه رضی الله عنها
8:01
رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود
8:05
نمیدونم از من راضی هستی یا نه
8:08
و اگر از دست من عصبانی هستی
8:11
او گفت
8:13
پس گفتم
8:14
شما از کجا می دانید؟
8:16
و او گفت
8:17
اما اگر از من راضی هستید
8:20
شما می گویید: نه سوگند به پروردگار محمد.
8:24
و اگر از دست من عصبانی هستی
8:27
گفتم: نه سوگند به پروردگار ابراهیم.
8:30
او گفت
8:31
گفتم
8:32
آری به خدا قسم یا رسول الله
8:35
من فقط نام تو را پشت سر می گذارم
8:37
به روایت بخاری
8:40
او رضی الله عنه سحر با او صحبت می کرد
8:46
از عایشه رضی الله عنها
8:48
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله دعا کرد
8:53
اگر بیداری به من بگو
8:56
در غیر این صورت تا اذان به نماز برگردید
9:00
به روایت بخاری
9:02
رضی الله عنه در حال قاعدگی با او همبستر می شد
9:09
قال عایشه رضی الله عنها
9:12
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم داشتم غسل می کردم
9:17
از یک کشتی
9:19
ما هر دو در کنار هم هستیم
9:20
او به من دستور می داد که کمربندم را ببندم
9:23
در حالی که من عادت ماهانه بودم با من همبستر شد
9:26
زمانی که در گوشه نشینی بود سرش را بیرون می آورد
9:30
پس در حال قاعدگی آن را می شوم
9:33
به روایت بخاری
9:35
رضی الله عنه بر دامان او تکیه می کرد و قرآن می خواند
9:43
قال عایشه رضی الله عنها
9:46
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در حالی که من عادت ماهانه بودم بر روی دامن من تکیه داده بود.
9:53
سپس قرآن می خواند
9:56
به روایت بخاری
9:58
درود خدا بر او نیاز او را به تفریح و بازی حلال عنایت فرمود.
10:06
قال عایشه رضی الله عنها
10:10
من با دخترها با پیامبر صلی الله علیه و آله بازی می کردم
10:15
دوستانی داشتم که با من بازی می کردند
10:19
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد می شد، او را سرکوب می کردند.
10:25
آنها را برای من می فرستد و آنها با من بازی می کنند
10:29
به روایت بخاری
10:32
او رضی الله عنه با او مسابقه می داد و بازی می کرد
10:38
از عایشه رضی الله عنها
10:41
او در سفر با پیامبر صلی الله علیه و آله بود
10:46
او گفت
10:47
پس به سوی او دویدم و روی پاهایم از او سبقت گرفتم
10:51
وقتی گوشت را حمل کردم
10:54
من بر او سبقت گرفتم و او از من پیشی گرفت
10:57
و او گفت
10:58
این یک سابقه است
11:02
روایت ابوداود
11:05
اینها نمونه هایی از زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با عایشه است.
11:12
مرد محترم با همسرت چطوری؟
11:16
انشاالله در جلسه آتی ادامه خواهیم داد
11:21
الحمدلله پروردگار جهانیان است