از مجموعهٔ قصص الأنبياء (اكتملت السلسلة)
· درس 9 از 15
قصص الأنبياء | الحلقة (9) | قصة إبراهيم عليه السلام (3)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
داستان های پیامبران
0:02
داستان های پیامبران
0:05
درود بر آنان باد
0:07
دعای خدا
0:09
بعد از او
0:11
سلام
0:13
بر بهترین خلقت
0:15
همه
0:17
اولو آزمون
0:20
عناوین آنها بالاست
0:22
و نور
0:24
داستان حضرت ابراهیم
0:26
درود بر او باد
0:28
بسم الله الرحمن الرحیم
0:33
بسم الله الرحمن الرحیم
0:35
الحمدلله پروردگار جهانیان است
0:37
و دعا و آرامش
0:39
بر پیامبر ما محمد
0:41
و بر خانواده و یارانش
0:43
همه
0:45
و بعد از
0:47
در مکه، سرزمین مقدس
0:49
و با قبیله جرهوم
0:51
عربی بود
0:53
ام اسماعیل هاجر زنده است
0:55
با پسرش اسماعیل
0:57
و در فلسطین
0:59
کشور پر برکت
1:01
ابراهیم زندگی کرد
1:03
درود بر او باد
1:05
دور از تنها پسرش
1:07
کی گفته منتظر کی هستی؟
1:09
بعد به خود آمد
1:11
بعد از صبر و دعا
1:13
طولانی
1:15
من او را خیلی دوست دارم
1:17
اما هست
1:19
الطار او را در مکه رها کند
1:21
دور از او
1:23
با رعایت دستور خداوند متعال
1:25
و او را ملاقات می کرد
1:27
از زمان به زمان
1:31
اسماعیل علیه السلام بود
1:33
او کم کم رشد می کند
1:35
و وقتی رسید
1:37
سن تعقیب
1:39
این دندان
1:41
که در آن پسر مورد علاقه است
1:43
یه چیزی به پدرم
1:45
جایی که با او راه می رود و می رود
1:47
و او می آید
1:49
دورانی که سختی هایش رفت
1:51
به نفعش آمد
1:53
و چه زمانی
1:55
عشق او در دل پدرم حکمفرما بود
1:57
خداوند متعال خواست
1:59
چه کسی قلب دوستش را آزمایش می کند؟
2:01
ابراهیم علیه السلام
2:03
تا دلش پاک شود
2:05
با محبت پروردگارش و اهل بیتش
2:07
و از عشق بلند شو
2:09
هر چیزی بدون آن
2:11
ابراهیم علیه السلام دید
2:13
در یک رویا
2:15
پسرش اسماعیل را ذبح می کند
2:17
و رؤیت انبیا
2:19
درسته
2:21
تعجب می کنم که چه بود؟
2:23
مقام ابراهیم علیه السلام
2:25
اگر او رانندگی کند
2:28
ابراهیم برای امر پروردگارش
2:30
تسلیم اراده اش شد
2:32
پس نزد پسرش آمد
2:34
و لذت جگرش
2:36
و او گفت
2:38
پسرم
2:40
در خواب می بینم
2:42
من تو را ذبح خواهم کرد
2:44
ببین چی میبینی
2:46
این موضوع به ایشان ارائه شد
2:48
تا با قلبش مهربان باشد
2:50
و برای او راحت تر است
2:52
به جای اینکه او را به زور ببرند
2:54
و او را به زور سلاخی می کند
2:56
پاسخ از
2:58
به فرزند صالح و مهربان
3:00
تسلیم فرمان خدا شدند
3:02
اعلی، بزرگ
3:04
ای بابا چیکار کن
3:06
به او دستور داده شده است
3:08
ما کسی را نداریم که از او اطاعت کند
3:10
فرار کنید
3:12
انشاءالله مرا پیدا خواهید کرد
3:14
از کسانی که صبور هستند
3:17
کاش موهایم را داشتم
3:19
باشد که ما پدر را تحسین کنیم
3:21
پسرش را سلاخی خواهد کرد
3:23
یا از کودکی که راضی است تعجب می کنیم؟
3:25
کمکی برای پدرش باشد
3:27
در لذت های خالقش
3:29
واقعا
3:31
خدا میدونه کجا قرارش بده
3:33
پیام او
3:36
پدر با پسرش بیرون رفت
3:38
در لذت جگرش
3:40
با چاقویی که در دست داشت بیرون آمد
3:42
تا پسرش را قربانی کند
3:44
به خدا، پروردگار جهانیان
3:46
در این لحظات
3:48
او نماینده شیطان برای آنها است
3:50
در راه
3:52
در تصویر یک مرد خردمند
3:54
پس با آنها صحبت کرد
3:56
تا از انجام کاری جلوگیری کنند
3:58
پروردگارشان
4:00
سعی کنید با یک قلب همدردی کنید
4:02
ابراهیم بر پسرش
4:04
پس ابراهیم علیه السلام او را دور انداخت
4:06
با هفت سنگریزه
4:08
لوبیای شیطان در حال فرار است
4:10
ابراهیم ادامه داد
4:13
و اسماعیل بر آنهاست
4:15
درود بر شما
4:17
سپس شیطان بر آنان ظاهر شد
4:19
دوباره
4:21
او سعی کرد پسرش را از اطاعت منصرف کند
4:23
پس ابراهیم او را دور انداخت
4:25
درود بر او نیز باد
4:27
با هفت سنگریزه
4:29
بی نظمی در زمین
4:31
سپس بار سوم بر آنها ظاهر شد
4:33
و تلاش کن
4:35
به هر حال روی آنها تاثیر بگذارد
4:37
ام اسماعیل
4:39
چگونه بیچاره را بسازیم
4:41
اگر از مرگ پسرش مطلع شد
4:43
پس ابراهیم او را دور انداخت
4:45
هبرون نیز هفت سنگریزه داشت
4:47
بی نظمی در زمین
4:49
برگشت ناپذیر
4:52
وقتی به محل رسید
4:54
که آنها می خواهند
4:56
و تسلیم فرمان خداوند متعال باشید
4:58
و عزمی
5:00
تا آنچه را که دستور می دهم انجام دهم
5:02
در آن
5:04
ابراهیم پسرش را انداخت
5:06
اسماعیل روی صورتش
5:08
و پیشانی او را درست کن
5:10
در زمین
5:12
می خواست او را از پشت گردنش ذبح کند
5:14
تا چشمش نیفتد
5:16
در نگاه پسرش
5:18
پس خودش را ضعیف می کند
5:20
اجرا آغاز شد
5:22
نام او ابراهیم علیه السلام بود
5:24
و او بزرگ شد
5:26
و پسر شاهد است
5:28
مردن و صبور بودن
5:30
پس ابراهیم دستور کارد داد
5:32
بر قفل ابن
5:34
قطع نشد
5:36
تلاش کن و تلاش کن
5:38
اما فرمان خدا مؤثر است
5:40
آتش نمی سوزد
5:42
نه چاقو
5:44
قطع کن
5:46
خدا بر من پیروز است
5:48
در آن
5:51
هبرون از آسمان خوانده شد
5:53
آره ابراهیم
5:55
چشم انداز به حقیقت پیوست
5:57
تو قلبت باور کردی
5:59
و من او را باور کردم
6:01
با کار شما
6:03
هدف از آزمون شما محقق شده است
6:05
و ابتکار شما برای
6:07
فرمان پروردگارت
6:09
بنابراین فرزند شما قربانی می شود
6:11
هر دوی شما امتحان را پس داده اید
6:13
و خدا ساخت
6:15
به ابراهیم علیه السلام
6:17
و محل تولدش
6:19
قوچی که به جای پسرش ذبح شود
6:21
او را قربانی کرد
6:23
ابراهیم علیه السلام
6:25
فداکاری بعد از آن آمد
6:27
سالی برای مسلمانان
6:29
ابن قیم گفت
6:32
خدا رحمتش کند
6:34
وقتی پسرش را به خدا داد
6:36
و پسر داد
6:38
خودش به خدا
6:40
خداوند فرزندانش را زیاد کرد
6:42
و او را درود فرست
6:44
و زیاد شد تا پر شد
6:47
نبوت و کتاب را ساخت
6:49
به خصوص در نسل او
6:51
و از آنها خارج شوید
6:53
محمد
6:54
خدا رحمتش کند و درود فرستد
6:56
خداوند متعال فرمود
6:58
پروردگارا به من عطا کن
7:00
از صالحان
7:04
پس به او خبر خوشی از پسری دادیم
7:06
حلیم
7:08
پس چرا؟
7:10
او به هدف تلاش با او رسید
7:12
گفت پسرم
7:14
پسرم
7:16
در خواب می بینم
7:18
گفت پسرم
7:20
من می بینم
7:22
در یک رویا
7:24
من تو را ذبح خواهم کرد
7:26
پس به آنچه می بینید نگاه کنید
7:28
گفت: پدر
7:30
آنچه به شما گفته می شود را انجام دهید
7:32
تو مرا پیدا خواهی کرد
7:34
اگر بخواهد
7:36
خدایا
7:38
از کسانی که صبور هستند
7:40
پس چرا؟
7:42
اسلام و تپه آن
7:44
برای پیشانی
7:46
و با او تماس گرفتیم
7:48
که بله
7:50
ابراهیم
7:52
شما حقیقت را گفته اید
7:54
چشم انداز
7:56
من هم هستم
7:58
ما نیکوکاران را پاداش می دهیم
8:00
در
8:02
این برای اوست
8:04
مصیبت
8:06
نشان داده شده است
8:08
به او باج دادیم
8:10
با کشتار بزرگ
8:12
برو کنار
8:16
ابراهیم علیه السلام
8:18
به سرزمین فلسطین
8:20
او تا زمانی که می خواست آنجا ماند
8:22
سپس خدا آمد
8:24
سپس به مکه
8:26
برای دیدار پسرش
8:28
او را در حال تکریم نجیب یافت
8:30
زیر درختی نزدیک
8:32
از آب زمزم
8:34
وقتی اسماعیل او را دید
8:36
به سمت او برخاست
8:38
بنابراین او همان کار را کرد
8:40
و پسر برای پسر
8:42
و او گفت
8:44
ابراهیم علیه السلام
8:46
برای پسرش
8:48
ای اسماعیل
8:50
خداوند مرا به کاری امر کرده است
8:52
اسماعیل گفت
8:54
پس آنچه را كه پروردگارت به تو امر كرده است انجام ده
8:56
او گفت
8:58
و شما من را تعیین می کنید
9:00
گفت بله و من به شما کمک خواهم کرد
9:02
او گفت
9:04
خداوند به من دستور داد که برای او بسازم
9:06
اینجا پیت است
9:08
او به داخل تلی از خاک افتاد
9:10
بالاتر از اطرافش
9:12
از روی زمین
9:15
اسماعیل به پدرش پاسخ داد
9:17
و شروع به کار کرد
9:19
قوانین را بالا ببرید
9:21
از خانه
9:23
پس اسماعیل آمد
9:25
با سنگ
9:27
و ابراهیم می سازد
9:29
حتی اگر ساختمان بالا برود
9:31
اسماعیل به این نتیجه رسید
9:33
سنگ و او آن را گذاشت
9:35
در برابر او ایستاد
9:37
ساختمان ابراهیم
9:39
اکنون است
9:41
مقام ابراهیم
9:43
و آنها را وادار به ساختن خانه کرد
9:45
و می گویند
9:47
خدا از ما قبول کنه
9:49
تو شنونده ای
9:51
دانای کل
9:53
رد پا چاپ شد
9:55
ابراهیم علیه السلام
9:57
روی سنگی که ایستاده بود
9:59
بر او در حالی که خانه را می سازد
10:01
پس خداوند این را جاودانه کرد
10:03
سنگ
10:05
چون آن را به عنوان محل نماز می گیریم
10:07
پشت سرش نماز می خوانیم
10:09
پس از طواف کعبه
10:11
سپس خداوند متعال امر فرمود
10:14
ابراهیم علیه السلام
10:16
برای دادن مجوز به مردم
10:18
به معنای این خانه
10:20
حرام انجام می شود
10:22
مناسک در آن
10:24
ابراهیم گفت
10:26
و صدایم به من نمی رسد
10:28
و خداوند متعال فرمود
10:30
باید اذان بخوانی
10:32
و ما باید باران را انجام دهیم
10:34
سپس ابراهیم علیه السلام برخاست
10:36
در کوه ابوقبیس
10:38
بنابراین انگشتانش را وارد کرد
10:40
در گوش من
10:42
و صورتش را به سمت راست بچرخانید
10:44
و شمال و شرق
10:46
و برگشت و فریاد زد
10:48
آهای مردم
10:50
همانا پروردگار تو
10:52
ما برای شما خانه ساخته ایم
10:54
برایت نوشت
10:56
حج به این خانه
10:58
پس پروردگارت را اجابت کن
11:00
او پاسخ داد
11:02
همه کسانی که حج می کردند
11:04
از تبار پدران
11:06
و رحم مادران
11:08
خدا خیرت بده
11:10
در اینجا شما بروید
11:12
حضرت ابراهیم علیه السلام را صدا زد
11:14
درود بر اهل مکه
11:16
پس خداوند پاسخ داد
11:18
دعایش
11:20
پس مکه سرزمین مبارکی شد
11:22
امرار معاش به او می رسد
11:24
رغدا از همه جا
11:26
و آن را نیز بسازید
11:28
زمین امن
11:30
او نمی ترسد که بر خودش تأثیر بگذارد
11:32
نه روی پولش
11:34
سپس ابراهیم بازگشت
11:37
درود بر او باد
11:39
به سرزمین فلسطین
11:41
بعد از اینکه او کار را انجام داد
11:43
ملت را صدا زد
11:46
و یک روز
11:48
فرشتگان نزد ابراهیم آمدند
11:50
درود بر او باد
11:52
بدن مهمان
11:54
پس بر او وارد شدند و او آنها را نشناخت
11:56
و درود خدا بر او باد
11:58
مهمان نوازی سخاوتمندانه
12:00
پس مخفیانه رفت
12:02
پس برای آنها گوساله ای ذبح کرد
12:04
چربی
12:06
سپس آن را روی آتش کباب کرد
12:08
سپس آن را برای مهمانان خود سرو کنید
12:10
برای خوردن از آن
12:12
اما اینها
12:14
مهمانان آنجا نبودند
12:16
مثل بقیه مهمان ها
12:18
چون گذاشته نشد
12:20
غذا برای آنها
12:22
دست روی او نگذاشتند
12:24
و آن را نخوردند
12:26
پس ابراهیم از او ترسید
12:28
درود بر آنان باد
12:30
چون رایج است
12:32
او باید مهمان شود
12:34
کسی که غذا نمی خورد
12:36
که به او تقدیم شد
12:38
او باید حاوی چیزی باشد
12:40
به میزبان یا حمل آن
12:42
او را سرزنش کنید
12:44
وقتی فرشتگان را دید
12:46
ابراهیم علیه السلام
12:48
ترس به او اطمینان داد
12:50
و به او گفتند که هستند
12:52
فرشتگان
12:55
خداوند متعال آنها را فرستاد
12:57
برای امضای آنها
12:59
عذاب و نابودی
13:01
و او را نیز بشارت دادند
13:03
تولد سارا
13:05
به پسرشون
13:07
اسحاق علیه السلام
13:09
و بعد از اسحاق
13:11
یعقوب علیه السلام
13:13
خداوند متعال فرمود
13:15
و او آمد
13:17
پیام آوران ما
13:19
ابراهیم با پوست
13:21
سلام کردند
13:23
گفت صلح
13:25
مدت زیادی قبل از آن نگذشته بود
13:27
او آمد
13:29
با یک گوساله تازه
13:31
پس چرا؟
13:33
دستانشان را دید
13:35
به او دعا نکنید
13:37
ما از آنها متنفریم
13:39
و اوگس
13:41
از آنها می ترسید
13:43
گفتند نترس
13:45
اعزام شدیم
13:47
به قوم لوط
13:49
و همسرش
13:51
فهرست کنید
13:53
فهرست کنید
13:55
من خندیدم
13:57
پس او را مژده دادیم
13:59
با اسحاق
14:01
و بشارت دادیم
14:03
با اسحاق
14:05
و از پشت
14:07
اسحاق یعقوب
14:09
گفت: وای!
14:11
من زایمان می کنم و من
14:13
پیرمرد
14:15
این شوهر منه
14:17
یک پیرمرد
14:19
این چیزی است
14:21
بگو
14:23
تعجب می کنید کی؟
14:25
خدا دستور داد
14:27
رحمت خدا
14:29
و درود او بر تو باد
14:31
اهل خانه
14:33
خوش خیم است
14:36
با شکوه
14:38
او زندگی کرد
14:41
ابراهیم علیه السلام
14:43
پس از آن در فلسطین
14:45
آنچه خداوند برای او نوشته است
14:47
برای زندگی کردن
14:49
تا اینکه نوه اش یعقوب متوجه شد
14:51
درود بر او باد
14:53
ثابت شده که ابراهیم
14:55
درود خدا بر او یک خواهر داشت
14:57
او هشتاد ساله است
14:59
سال و به ما بگویید
15:01
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
15:03
بیشتر شبیه است
15:05
مردم پدرش را ابراهیم می نامند
15:07
درود بر او باد
15:09
ابراهیم رضی الله عنه
15:11
و صلح او را مورد لطف خود قرار داده است
15:13
خداوند متعال و او را گرامی بدار
15:15
آن را شرح داد و تکمیل کرد
15:17
درود بر او باد
15:19
او پیامبر دوستی است
15:21
او را صالح توصیف کرد
15:23
و او مهربان است
15:25
اوه
15:27
و سالم است
15:29
قلب
15:31
و این بلوغ به او رسیده است
15:33
و ابراهیم علیه السلام
15:35
او به وظیفه خود عمل کرده است
15:37
و او منزه است
15:39
خداوند متعال بالا برده است
15:41
مدرک تحصیلی او
15:43
و از میان برداشت
15:45
موجودات دوست هستند
15:49
یهودیان و مسیحیان را نابود کرد
15:51
در ابراهیم علیه السلام
15:53
همه آنها
15:55
او ادعا می کند که به او نسبت داده می شود
15:57
و درود خدا بر او باد
15:59
یکی از آنها بود
16:01
پس خداوند متعال او را تبرئه کرد
16:03
از آن گفت
16:05
ابراهیم چی بود؟
16:07
یهودی بودن یا نبودن
16:09
مسیحی
16:11
مسیحی نیست
16:13
اما
16:15
حنیف بود
16:17
مسلمان
16:19
اما
16:21
حنیف بود
16:23
مسلمان
16:25
و از مشرکان نبود
16:29
خدای متعال به من گفت
16:31
که مردم اول هستند
16:33
سوگند به ابراهیم علیه السلام
16:35
آنها کسانی هستند که از او پیروی کردند
16:37
و پیامبر ما محمد
16:39
خدا رحمتش کند و درود فرستد
16:41
و مؤمنان از امت او
16:43
اینها هستند
16:46
خداوند متعال فرمود
16:48
اولین افراد
16:51
با ابراهیم
16:53
برای کسانی که او را دنبال کردند
16:55
و این پیامبر
16:57
و این پیامبر
16:59
و چه کسی
17:01
باور کن
17:03
سوگند به خدا ولي من
17:05
مؤمنان
17:09
خداوند متعال ذکر کرده است
17:11
ابراهیم علیه السلام
17:13
در قرآن 69 مرتبه
17:15
یکی از مهم ترین درس ها
17:17
و درس های آموخته شده
17:19
از داستان او سلام الله علیه
17:21
اولا
17:24
به ما دستور داده شده است
17:26
با پیروی از ابراهیم علیه السلام
17:28
خداوند متعال فرمود
17:30
مال تو بود
17:32
یک مثال خوب
17:34
در ابراهیم و آن ها
17:36
با او
17:38
پس باید عمیقتر بگردیم
17:40
در مطالعه سیره او سلام الله علیه
17:42
خوب دنبال کنیم
17:44
دوما
17:47
بهترین دستورات
17:49
آنچه حضرت ابراهیم علیه السلام توصیه کرد
17:51
آن را بساز
17:53
جایی که به آنها گفت
17:55
خداوند دین را برای شما برگزیده است
17:57
پس محکم روی او بایست
17:59
و تو فقط خواهی مرد
18:01
و شما مسلمان هستید
18:04
سوم
18:06
مهمان نوازی
18:08
این اتفاق در یک تصادف رخ داد
18:10
میزبان فرشتگان
18:12
آداب زیادی دارد
18:14
چه کسی به آن فکر کرد؟
18:16
مانند صلح و عزت
18:18
چهارم
18:20
سخاوت خداوند متعال
18:22
به اولیای او
18:24
جایی که در مواقع سختی آنها را حفظ می کرد
18:26
و به آنها پاداش داد
18:28
صبر آنها همان چیزی است که از یک پسر آرزو می کنند
18:30
پنجم
18:33
قانونی بودن مهاجرت در خدا
18:35
اگر آسیبی به او وارد شود
18:37
شخصی در دین خود در یک کشور
18:39
او باید مهاجرت کند
18:41
از اون کشور
18:43
پیامبر خدا ابراهیم
18:45
درود بر او باد
18:48
VI
18:51
به پیروزی خداوند متعال توکل دارم
18:53
حتی اگر مدت زیادی طول بکشد
18:55
ابراهیم علیه السلام
18:57
در حالی که او را در آتش انداختند گفت
18:59
خدا من را بس است و بله
19:01
عامل
19:03
پیروزی از جانب خداوند متعال است
19:05
هفتم
19:07
که از خدا می ترسد
19:09
راهی برای او ایجاد می کند
19:11
خدا سارا را نجات داد
19:13
از اون پادشاه
19:15
کوه های ستمگر
19:17
خداوند هاجر را حفظ کند
19:19
در آن دره بایر
19:21
که در آن نیست
19:23
کاشت و بدون آب
19:26
هشتم
19:28
تست و تست
19:30
از خداوند متعال به خلق او
19:32
پس مر بر من خیس می شود
19:34
ارزش دین او
19:36
به همین دلیل است که مردم سختگیرتر هستند
19:38
مصیبت های پیامبران
19:40
سپس بهینه، سپس بهینه
19:42
و اگر خداوند بنده ای را دوست دارد
19:44
ما خیس شده ایم
19:46
برای بالا بردن جایگاهش
19:48
او آن را دارد
19:51
نهم
19:53
عزت حضرت ابراهیم نزد خداوند متعال است
19:55
ابراهیم را صدا زد
19:57
درود بر او باد
19:59
که خداوند او را در روزی که زنده می شوند رسوا نکند
20:01
خدا جواب داد
20:03
دعایش
20:05
در خبرها گزارش شد
20:07
ابراهیم با پدرش ملاقات می کند
20:09
در روز قیامت کمکم کن
20:11
صورت آذر رنگ پرید
20:13
و گرد و غبار
20:15
ابراهیم به او می گوید
20:17
مگه بهت نگفتم؟
20:19
از من نافرمانی نکن
20:21
پس پدرش می گوید
20:23
امروز من از شما نافرمانی نمی کنم
20:25
ابراهیم می گوید:
20:27
پروردگار
20:29
تو به من قول دادی که شرمنده من نباشی
20:31
روزی که زنده می شوند
20:33
من از چه ننگی خجالت بکشم؟
20:35
از پدرم دورترین
20:37
پس خداوند متعال می فرماید
20:39
من بهشت را بر کافران حرام کردم
20:43
بعد می گوید
20:45
ای ابراهیم
20:47
برای خودت خجالت نکش
20:49
و او نگاه می کند
20:51
سپس یک کشتارگاه لکه دار را دید
20:53
او طبق لیست هایش گرفته خواهد شد
20:55
و در آتش افکنده می شود
20:57
برای بقیه صحبت ها
21:01
انشاالله
21:03
و خدا داناتر است
21:05
الحمدلله پروردگار جهانیان است
21:07
و دعا و آرامش
21:09
بر پیامبر ما محمد
21:11
و بر خانواده و یارانش
21:13
همه
21:17
با داستان بودی
21:19
پیامبران