از مجموعهٔ قصص الأنبياء (اكتملت السلسلة) · درس 9 از 15

قصص الأنبياء | الحلقة (9) | قصة إبراهيم عليه السلام (3)

◉ 0 بازدید ⏱ 21:46 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 داستان های پیامبران
0:02 داستان های پیامبران
0:05 درود بر آنان باد
0:07 دعای خدا
0:09 بعد از او
0:11 سلام
0:13 بر بهترین خلقت
0:15 همه
0:17 اولو آزمون
0:20 عناوین آنها بالاست
0:22 و نور
0:24 داستان حضرت ابراهیم
0:26 درود بر او باد
0:28 بسم الله الرحمن الرحیم
0:33 بسم الله الرحمن الرحیم
0:35 الحمدلله پروردگار جهانیان است
0:37 و دعا و آرامش
0:39 بر پیامبر ما محمد
0:41 و بر خانواده و یارانش
0:43 همه
0:45 و بعد از
0:47 در مکه، سرزمین مقدس
0:49 و با قبیله جرهوم
0:51 عربی بود
0:53 ام اسماعیل هاجر زنده است
0:55 با پسرش اسماعیل
0:57 و در فلسطین
0:59 کشور پر برکت
1:01 ابراهیم زندگی کرد
1:03 درود بر او باد
1:05 دور از تنها پسرش
1:07 کی گفته منتظر کی هستی؟
1:09 بعد به خود آمد
1:11 بعد از صبر و دعا
1:13 طولانی
1:15 من او را خیلی دوست دارم
1:17 اما هست
1:19 الطار او را در مکه رها کند
1:21 دور از او
1:23 با رعایت دستور خداوند متعال
1:25 و او را ملاقات می کرد
1:27 از زمان به زمان
1:31 اسماعیل علیه السلام بود
1:33 او کم کم رشد می کند
1:35 و وقتی رسید
1:37 سن تعقیب
1:39 این دندان
1:41 که در آن پسر مورد علاقه است
1:43 یه چیزی به پدرم
1:45 جایی که با او راه می رود و می رود
1:47 و او می آید
1:49 دورانی که سختی هایش رفت
1:51 به نفعش آمد
1:53 و چه زمانی
1:55 عشق او در دل پدرم حکمفرما بود
1:57 خداوند متعال خواست
1:59 چه کسی قلب دوستش را آزمایش می کند؟
2:01 ابراهیم علیه السلام
2:03 تا دلش پاک شود
2:05 با محبت پروردگارش و اهل بیتش
2:07 و از عشق بلند شو
2:09 هر چیزی بدون آن
2:11 ابراهیم علیه السلام دید
2:13 در یک رویا
2:15 پسرش اسماعیل را ذبح می کند
2:17 و رؤیت انبیا
2:19 درسته
2:21 تعجب می کنم که چه بود؟
2:23 مقام ابراهیم علیه السلام
2:25 اگر او رانندگی کند
2:28 ابراهیم برای امر پروردگارش
2:30 تسلیم اراده اش شد
2:32 پس نزد پسرش آمد
2:34 و لذت جگرش
2:36 و او گفت
2:38 پسرم
2:40 در خواب می بینم
2:42 من تو را ذبح خواهم کرد
2:44 ببین چی میبینی
2:46 این موضوع به ایشان ارائه شد
2:48 تا با قلبش مهربان باشد
2:50 و برای او راحت تر است
2:52 به جای اینکه او را به زور ببرند
2:54 و او را به زور سلاخی می کند
2:56 پاسخ از
2:58 به فرزند صالح و مهربان
3:00 تسلیم فرمان خدا شدند
3:02 اعلی، بزرگ
3:04 ای بابا چیکار کن
3:06 به او دستور داده شده است
3:08 ما کسی را نداریم که از او اطاعت کند
3:10 فرار کنید
3:12 انشاءالله مرا پیدا خواهید کرد
3:14 از کسانی که صبور هستند
3:17 کاش موهایم را داشتم
3:19 باشد که ما پدر را تحسین کنیم
3:21 پسرش را سلاخی خواهد کرد
3:23 یا از کودکی که راضی است تعجب می کنیم؟
3:25 کمکی برای پدرش باشد
3:27 در لذت های خالقش
3:29 واقعا
3:31 خدا میدونه کجا قرارش بده
3:33 پیام او
3:36 پدر با پسرش بیرون رفت
3:38 در لذت جگرش
3:40 با چاقویی که در دست داشت بیرون آمد
3:42 تا پسرش را قربانی کند
3:44 به خدا، پروردگار جهانیان
3:46 در این لحظات
3:48 او نماینده شیطان برای آنها است
3:50 در راه
3:52 در تصویر یک مرد خردمند
3:54 پس با آنها صحبت کرد
3:56 تا از انجام کاری جلوگیری کنند
3:58 پروردگارشان
4:00 سعی کنید با یک قلب همدردی کنید
4:02 ابراهیم بر پسرش
4:04 پس ابراهیم علیه السلام او را دور انداخت
4:06 با هفت سنگریزه
4:08 لوبیای شیطان در حال فرار است
4:10 ابراهیم ادامه داد
4:13 و اسماعیل بر آنهاست
4:15 درود بر شما
4:17 سپس شیطان بر آنان ظاهر شد
4:19 دوباره
4:21 او سعی کرد پسرش را از اطاعت منصرف کند
4:23 پس ابراهیم او را دور انداخت
4:25 درود بر او نیز باد
4:27 با هفت سنگریزه
4:29 بی نظمی در زمین
4:31 سپس بار سوم بر آنها ظاهر شد
4:33 و تلاش کن
4:35 به هر حال روی آنها تاثیر بگذارد
4:37 ام اسماعیل
4:39 چگونه بیچاره را بسازیم
4:41 اگر از مرگ پسرش مطلع شد
4:43 پس ابراهیم او را دور انداخت
4:45 هبرون نیز هفت سنگریزه داشت
4:47 بی نظمی در زمین
4:49 برگشت ناپذیر
4:52 وقتی به محل رسید
4:54 که آنها می خواهند
4:56 و تسلیم فرمان خداوند متعال باشید
4:58 و عزمی
5:00 تا آنچه را که دستور می دهم انجام دهم
5:02 در آن
5:04 ابراهیم پسرش را انداخت
5:06 اسماعیل روی صورتش
5:08 و پیشانی او را درست کن
5:10 در زمین
5:12 می خواست او را از پشت گردنش ذبح کند
5:14 تا چشمش نیفتد
5:16 در نگاه پسرش
5:18 پس خودش را ضعیف می کند
5:20 اجرا آغاز شد
5:22 نام او ابراهیم علیه السلام بود
5:24 و او بزرگ شد
5:26 و پسر شاهد است
5:28 مردن و صبور بودن
5:30 پس ابراهیم دستور کارد داد
5:32 بر قفل ابن
5:34 قطع نشد
5:36 تلاش کن و تلاش کن
5:38 اما فرمان خدا مؤثر است
5:40 آتش نمی سوزد
5:42 نه چاقو
5:44 قطع کن
5:46 خدا بر من پیروز است
5:48 در آن
5:51 هبرون از آسمان خوانده شد
5:53 آره ابراهیم
5:55 چشم انداز به حقیقت پیوست
5:57 تو قلبت باور کردی
5:59 و من او را باور کردم
6:01 با کار شما
6:03 هدف از آزمون شما محقق شده است
6:05 و ابتکار شما برای
6:07 فرمان پروردگارت
6:09 بنابراین فرزند شما قربانی می شود
6:11 هر دوی شما امتحان را پس داده اید
6:13 و خدا ساخت
6:15 به ابراهیم علیه السلام
6:17 و محل تولدش
6:19 قوچی که به جای پسرش ذبح شود
6:21 او را قربانی کرد
6:23 ابراهیم علیه السلام
6:25 فداکاری بعد از آن آمد
6:27 سالی برای مسلمانان
6:29 ابن قیم گفت
6:32 خدا رحمتش کند
6:34 وقتی پسرش را به خدا داد
6:36 و پسر داد
6:38 خودش به خدا
6:40 خداوند فرزندانش را زیاد کرد
6:42 و او را درود فرست
6:44 و زیاد شد تا پر شد
6:47 نبوت و کتاب را ساخت
6:49 به خصوص در نسل او
6:51 و از آنها خارج شوید
6:53 محمد
6:54 خدا رحمتش کند و درود فرستد
6:56 خداوند متعال فرمود
6:58 پروردگارا به من عطا کن
7:00 از صالحان
7:04 پس به او خبر خوشی از پسری دادیم
7:06 حلیم
7:08 پس چرا؟
7:10 او به هدف تلاش با او رسید
7:12 گفت پسرم
7:14 پسرم
7:16 در خواب می بینم
7:18 گفت پسرم
7:20 من می بینم
7:22 در یک رویا
7:24 من تو را ذبح خواهم کرد
7:26 پس به آنچه می بینید نگاه کنید
7:28 گفت: پدر
7:30 آنچه به شما گفته می شود را انجام دهید
7:32 تو مرا پیدا خواهی کرد
7:34 اگر بخواهد
7:36 خدایا
7:38 از کسانی که صبور هستند
7:40 پس چرا؟
7:42 اسلام و تپه آن
7:44 برای پیشانی
7:46 و با او تماس گرفتیم
7:48 که بله
7:50 ابراهیم
7:52 شما حقیقت را گفته اید
7:54 چشم انداز
7:56 من هم هستم
7:58 ما نیکوکاران را پاداش می دهیم
8:00 در
8:02 این برای اوست
8:04 مصیبت
8:06 نشان داده شده است
8:08 به او باج دادیم
8:10 با کشتار بزرگ
8:12 برو کنار
8:16 ابراهیم علیه السلام
8:18 به سرزمین فلسطین
8:20 او تا زمانی که می خواست آنجا ماند
8:22 سپس خدا آمد
8:24 سپس به مکه
8:26 برای دیدار پسرش
8:28 او را در حال تکریم نجیب یافت
8:30 زیر درختی نزدیک
8:32 از آب زمزم
8:34 وقتی اسماعیل او را دید
8:36 به سمت او برخاست
8:38 بنابراین او همان کار را کرد
8:40 و پسر برای پسر
8:42 و او گفت
8:44 ابراهیم علیه السلام
8:46 برای پسرش
8:48 ای اسماعیل
8:50 خداوند مرا به کاری امر کرده است
8:52 اسماعیل گفت
8:54 پس آنچه را كه پروردگارت به تو امر كرده است انجام ده
8:56 او گفت
8:58 و شما من را تعیین می کنید
9:00 گفت بله و من به شما کمک خواهم کرد
9:02 او گفت
9:04 خداوند به من دستور داد که برای او بسازم
9:06 اینجا پیت است
9:08 او به داخل تلی از خاک افتاد
9:10 بالاتر از اطرافش
9:12 از روی زمین
9:15 اسماعیل به پدرش پاسخ داد
9:17 و شروع به کار کرد
9:19 قوانین را بالا ببرید
9:21 از خانه
9:23 پس اسماعیل آمد
9:25 با سنگ
9:27 و ابراهیم می سازد
9:29 حتی اگر ساختمان بالا برود
9:31 اسماعیل به این نتیجه رسید
9:33 سنگ و او آن را گذاشت
9:35 در برابر او ایستاد
9:37 ساختمان ابراهیم
9:39 اکنون است
9:41 مقام ابراهیم
9:43 و آنها را وادار به ساختن خانه کرد
9:45 و می گویند
9:47 خدا از ما قبول کنه
9:49 تو شنونده ای
9:51 دانای کل
9:53 رد پا چاپ شد
9:55 ابراهیم علیه السلام
9:57 روی سنگی که ایستاده بود
9:59 بر او در حالی که خانه را می سازد
10:01 پس خداوند این را جاودانه کرد
10:03 سنگ
10:05 چون آن را به عنوان محل نماز می گیریم
10:07 پشت سرش نماز می خوانیم
10:09 پس از طواف کعبه
10:11 سپس خداوند متعال امر فرمود
10:14 ابراهیم علیه السلام
10:16 برای دادن مجوز به مردم
10:18 به معنای این خانه
10:20 حرام انجام می شود
10:22 مناسک در آن
10:24 ابراهیم گفت
10:26 و صدایم به من نمی رسد
10:28 و خداوند متعال فرمود
10:30 باید اذان بخوانی
10:32 و ما باید باران را انجام دهیم
10:34 سپس ابراهیم علیه السلام برخاست
10:36 در کوه ابوقبیس
10:38 بنابراین انگشتانش را وارد کرد
10:40 در گوش من
10:42 و صورتش را به سمت راست بچرخانید
10:44 و شمال و شرق
10:46 و برگشت و فریاد زد
10:48 آهای مردم
10:50 همانا پروردگار تو
10:52 ما برای شما خانه ساخته ایم
10:54 برایت نوشت
10:56 حج به این خانه
10:58 پس پروردگارت را اجابت کن
11:00 او پاسخ داد
11:02 همه کسانی که حج می کردند
11:04 از تبار پدران
11:06 و رحم مادران
11:08 خدا خیرت بده
11:10 در اینجا شما بروید
11:12 حضرت ابراهیم علیه السلام را صدا زد
11:14 درود بر اهل مکه
11:16 پس خداوند پاسخ داد
11:18 دعایش
11:20 پس مکه سرزمین مبارکی شد
11:22 امرار معاش به او می رسد
11:24 رغدا از همه جا
11:26 و آن را نیز بسازید
11:28 زمین امن
11:30 او نمی ترسد که بر خودش تأثیر بگذارد
11:32 نه روی پولش
11:34 سپس ابراهیم بازگشت
11:37 درود بر او باد
11:39 به سرزمین فلسطین
11:41 بعد از اینکه او کار را انجام داد
11:43 ملت را صدا زد
11:46 و یک روز
11:48 فرشتگان نزد ابراهیم آمدند
11:50 درود بر او باد
11:52 بدن مهمان
11:54 پس بر او وارد شدند و او آنها را نشناخت
11:56 و درود خدا بر او باد
11:58 مهمان نوازی سخاوتمندانه
12:00 پس مخفیانه رفت
12:02 پس برای آنها گوساله ای ذبح کرد
12:04 چربی
12:06 سپس آن را روی آتش کباب کرد
12:08 سپس آن را برای مهمانان خود سرو کنید
12:10 برای خوردن از آن
12:12 اما اینها
12:14 مهمانان آنجا نبودند
12:16 مثل بقیه مهمان ها
12:18 چون گذاشته نشد
12:20 غذا برای آنها
12:22 دست روی او نگذاشتند
12:24 و آن را نخوردند
12:26 پس ابراهیم از او ترسید
12:28 درود بر آنان باد
12:30 چون رایج است
12:32 او باید مهمان شود
12:34 کسی که غذا نمی خورد
12:36 که به او تقدیم شد
12:38 او باید حاوی چیزی باشد
12:40 به میزبان یا حمل آن
12:42 او را سرزنش کنید
12:44 وقتی فرشتگان را دید
12:46 ابراهیم علیه السلام
12:48 ترس به او اطمینان داد
12:50 و به او گفتند که هستند
12:52 فرشتگان
12:55 خداوند متعال آنها را فرستاد
12:57 برای امضای آنها
12:59 عذاب و نابودی
13:01 و او را نیز بشارت دادند
13:03 تولد سارا
13:05 به پسرشون
13:07 اسحاق علیه السلام
13:09 و بعد از اسحاق
13:11 یعقوب علیه السلام
13:13 خداوند متعال فرمود
13:15 و او آمد
13:17 پیام آوران ما
13:19 ابراهیم با پوست
13:21 سلام کردند
13:23 گفت صلح
13:25 مدت زیادی قبل از آن نگذشته بود
13:27 او آمد
13:29 با یک گوساله تازه
13:31 پس چرا؟
13:33 دستانشان را دید
13:35 به او دعا نکنید
13:37 ما از آنها متنفریم
13:39 و اوگس
13:41 از آنها می ترسید
13:43 گفتند نترس
13:45 اعزام شدیم
13:47 به قوم لوط
13:49 و همسرش
13:51 فهرست کنید
13:53 فهرست کنید
13:55 من خندیدم
13:57 پس او را مژده دادیم
13:59 با اسحاق
14:01 و بشارت دادیم
14:03 با اسحاق
14:05 و از پشت
14:07 اسحاق یعقوب
14:09 گفت: وای!
14:11 من زایمان می کنم و من
14:13 پیرمرد
14:15 این شوهر منه
14:17 یک پیرمرد
14:19 این چیزی است
14:21 بگو
14:23 تعجب می کنید کی؟
14:25 خدا دستور داد
14:27 رحمت خدا
14:29 و درود او بر تو باد
14:31 اهل خانه
14:33 خوش خیم است
14:36 با شکوه
14:38 او زندگی کرد
14:41 ابراهیم علیه السلام
14:43 پس از آن در فلسطین
14:45 آنچه خداوند برای او نوشته است
14:47 برای زندگی کردن
14:49 تا اینکه نوه اش یعقوب متوجه شد
14:51 درود بر او باد
14:53 ثابت شده که ابراهیم
14:55 درود خدا بر او یک خواهر داشت
14:57 او هشتاد ساله است
14:59 سال و به ما بگویید
15:01 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
15:03 بیشتر شبیه است
15:05 مردم پدرش را ابراهیم می نامند
15:07 درود بر او باد
15:09 ابراهیم رضی الله عنه
15:11 و صلح او را مورد لطف خود قرار داده است
15:13 خداوند متعال و او را گرامی بدار
15:15 آن را شرح داد و تکمیل کرد
15:17 درود بر او باد
15:19 او پیامبر دوستی است
15:21 او را صالح توصیف کرد
15:23 و او مهربان است
15:25 اوه
15:27 و سالم است
15:29 قلب
15:31 و این بلوغ به او رسیده است
15:33 و ابراهیم علیه السلام
15:35 او به وظیفه خود عمل کرده است
15:37 و او منزه است
15:39 خداوند متعال بالا برده است
15:41 مدرک تحصیلی او
15:43 و از میان برداشت
15:45 موجودات دوست هستند
15:49 یهودیان و مسیحیان را نابود کرد
15:51 در ابراهیم علیه السلام
15:53 همه آنها
15:55 او ادعا می کند که به او نسبت داده می شود
15:57 و درود خدا بر او باد
15:59 یکی از آنها بود
16:01 پس خداوند متعال او را تبرئه کرد
16:03 از آن گفت
16:05 ابراهیم چی بود؟
16:07 یهودی بودن یا نبودن
16:09 مسیحی
16:11 مسیحی نیست
16:13 اما
16:15 حنیف بود
16:17 مسلمان
16:19 اما
16:21 حنیف بود
16:23 مسلمان
16:25 و از مشرکان نبود
16:29 خدای متعال به من گفت
16:31 که مردم اول هستند
16:33 سوگند به ابراهیم علیه السلام
16:35 آنها کسانی هستند که از او پیروی کردند
16:37 و پیامبر ما محمد
16:39 خدا رحمتش کند و درود فرستد
16:41 و مؤمنان از امت او
16:43 اینها هستند
16:46 خداوند متعال فرمود
16:48 اولین افراد
16:51 با ابراهیم
16:53 برای کسانی که او را دنبال کردند
16:55 و این پیامبر
16:57 و این پیامبر
16:59 و چه کسی
17:01 باور کن
17:03 سوگند به خدا ولي من
17:05 مؤمنان
17:09 خداوند متعال ذکر کرده است
17:11 ابراهیم علیه السلام
17:13 در قرآن 69 مرتبه
17:15 یکی از مهم ترین درس ها
17:17 و درس های آموخته شده
17:19 از داستان او سلام الله علیه
17:21 اولا
17:24 به ما دستور داده شده است
17:26 با پیروی از ابراهیم علیه السلام
17:28 خداوند متعال فرمود
17:30 مال تو بود
17:32 یک مثال خوب
17:34 در ابراهیم و آن ها
17:36 با او
17:38 پس باید عمیق‌تر بگردیم
17:40 در مطالعه سیره او سلام الله علیه
17:42 خوب دنبال کنیم
17:44 دوما
17:47 بهترین دستورات
17:49 آنچه حضرت ابراهیم علیه السلام توصیه کرد
17:51 آن را بساز
17:53 جایی که به آنها گفت
17:55 خداوند دین را برای شما برگزیده است
17:57 پس محکم روی او بایست
17:59 و تو فقط خواهی مرد
18:01 و شما مسلمان هستید
18:04 سوم
18:06 مهمان نوازی
18:08 این اتفاق در یک تصادف رخ داد
18:10 میزبان فرشتگان
18:12 آداب زیادی دارد
18:14 چه کسی به آن فکر کرد؟
18:16 مانند صلح و عزت
18:18 چهارم
18:20 سخاوت خداوند متعال
18:22 به اولیای او
18:24 جایی که در مواقع سختی آنها را حفظ می کرد
18:26 و به آنها پاداش داد
18:28 صبر آنها همان چیزی است که از یک پسر آرزو می کنند
18:30 پنجم
18:33 قانونی بودن مهاجرت در خدا
18:35 اگر آسیبی به او وارد شود
18:37 شخصی در دین خود در یک کشور
18:39 او باید مهاجرت کند
18:41 از اون کشور
18:43 پیامبر خدا ابراهیم
18:45 درود بر او باد
18:48 VI
18:51 به پیروزی خداوند متعال توکل دارم
18:53 حتی اگر مدت زیادی طول بکشد
18:55 ابراهیم علیه السلام
18:57 در حالی که او را در آتش انداختند گفت
18:59 خدا من را بس است و بله
19:01 عامل
19:03 پیروزی از جانب خداوند متعال است
19:05 هفتم
19:07 که از خدا می ترسد
19:09 راهی برای او ایجاد می کند
19:11 خدا سارا را نجات داد
19:13 از اون پادشاه
19:15 کوه های ستمگر
19:17 خداوند هاجر را حفظ کند
19:19 در آن دره بایر
19:21 که در آن نیست
19:23 کاشت و بدون آب
19:26 هشتم
19:28 تست و تست
19:30 از خداوند متعال به خلق او
19:32 پس مر بر من خیس می شود
19:34 ارزش دین او
19:36 به همین دلیل است که مردم سختگیرتر هستند
19:38 مصیبت های پیامبران
19:40 سپس بهینه، سپس بهینه
19:42 و اگر خداوند بنده ای را دوست دارد
19:44 ما خیس شده ایم
19:46 برای بالا بردن جایگاهش
19:48 او آن را دارد
19:51 نهم
19:53 عزت حضرت ابراهیم نزد خداوند متعال است
19:55 ابراهیم را صدا زد
19:57 درود بر او باد
19:59 که خداوند او را در روزی که زنده می شوند رسوا نکند
20:01 خدا جواب داد
20:03 دعایش
20:05 در خبرها گزارش شد
20:07 ابراهیم با پدرش ملاقات می کند
20:09 در روز قیامت کمکم کن
20:11 صورت آذر رنگ پرید
20:13 و گرد و غبار
20:15 ابراهیم به او می گوید
20:17 مگه بهت نگفتم؟
20:19 از من نافرمانی نکن
20:21 پس پدرش می گوید
20:23 امروز من از شما نافرمانی نمی کنم
20:25 ابراهیم می گوید:
20:27 پروردگار
20:29 تو به من قول دادی که شرمنده من نباشی
20:31 روزی که زنده می شوند
20:33 من از چه ننگی خجالت بکشم؟
20:35 از پدرم دورترین
20:37 پس خداوند متعال می فرماید
20:39 من بهشت را بر کافران حرام کردم
20:43 بعد می گوید
20:45 ای ابراهیم
20:47 برای خودت خجالت نکش
20:49 و او نگاه می کند
20:51 سپس یک کشتارگاه لکه دار را دید
20:53 او طبق لیست هایش گرفته خواهد شد
20:55 و در آتش افکنده می شود
20:57 برای بقیه صحبت ها
21:01 انشاالله
21:03 و خدا داناتر است
21:05 الحمدلله پروردگار جهانیان است
21:07 و دعا و آرامش
21:09 بر پیامبر ما محمد
21:11 و بر خانواده و یارانش
21:13 همه
21:17 با داستان بودی
21:19 پیامبران