از مجموعهٔ قصص الأنبياء (اكتملت السلسلة)
· درس 7 از 15
قصص الأنبياء | الحلقة (7) | قصة إبراهيم عليه السلام (1)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
داستان های پیامبران
0:02
داستان های پیامبران
0:05
درود بر آنان باد
0:07
دعای خدا
0:09
بعد از او
0:11
سلام
0:13
خوب
0:15
همه موجودات
0:17
اولو آزمون
0:20
با او ملاقات کرد
0:22
نازک
0:24
داستان
0:26
ابراهیم
0:28
درود بر او باد
0:33
بسم الله الرحمن الرحیم
0:35
الحمدلله پروردگار جهانیان است
0:37
و دعا و آرامش
0:39
بر پیامبر ما محمد
0:41
و بر خانواده اش
0:43
و همه یارانش
0:45
در مورد بعد
0:48
در شمال عراق
0:50
و در شهر بابل
0:52
دقیقا
0:54
آن شهر باستانی
0:56
پیامبر خدا حضرت ابراهیم بزرگ شد
0:58
درود بر او باد
1:00
قوم او در آن شهر بودند
1:02
بت ها را می خرند و می پرستند
1:04
برخی از آنها جمع آوری می کنند
1:06
با آن پرستش ستاره
1:08
و سیارات
1:10
آذر ابو ابراهیم بود
1:12
نجار
1:14
او برای قوم خود بت می ساخت
1:16
گاهی به او می داد
1:18
به پسرش ابراهیم
1:20
او یک پسر جوان است
1:22
برای فروش آن در بازار
1:24
پس ابراهیم با آن بیرون آمد
1:26
به بازار و فراخوانی مردم
1:28
چه کسی چیزی را که ضرر دارد می خرد؟
1:30
چه کسی سود می برد، چه کسی می خرد چه ضرری دارد؟
1:32
و این کار نمی کند
1:34
گاهی می رفت
1:36
با آن به آب
1:38
سرش در آب فرو رفته است
1:40
و می گوید بنوش
1:42
خدایا
1:44
طعنه و تمسخر
1:46
در این
1:49
جامعه پیش از اسلام
1:51
دور از توحید
1:53
او به عنوان دوست خداوند متعال رشد کرد
1:55
ابراهیم علیه السلام
1:57
از چی متنفر بود
1:59
ابراهیم قوم خود را شکست داد
2:01
او اغلب منزوی بود
2:03
در مورد آنها با غنایم خود
2:05
او از او مراقبت می کند و از او مراقبت می کند
2:07
و او تنها بود
2:09
در بین مردمش عقل سلیم دارد
2:11
و دکترین ناب
2:13
پس خداوند او را برگزید
2:15
و او را برای نبوت برگزید
2:17
و او را نزد قومش فرستاد
2:19
تا آنها را به سوی خدا دعوت کنیم
2:21
او به آنها هشدار می دهد که در چه کاری هستند
2:23
از بت پرستی و شرک
2:25
ابراهیم شروع کرد
2:27
صلح، رسالت او در میان مردمش است
2:29
و این بود
2:31
اولین کاری که کرد
2:33
این ندای پدرش است
2:35
با او مهربان بود
2:37
بزرگترین مهربانی
2:39
او را با کمال قدردانی خطاب کرد
2:41
و به او گفت
2:43
وقتی به پدرش گفت
2:45
پدر چرا عبادت می کنی؟
2:47
چیزی که شنیده یا دیده نمی شود
2:49
و هیچ فایده ای برای شما ندارد
2:51
هیچی
2:53
پدر
2:55
به من رسیده است
2:59
از دانشی که به تو نرسیده است
3:01
پس منو دنبال کن
3:03
پس منو دنبال کن
3:05
من شما را به یک مسیر راهنمایی می کنم
3:07
با هم
3:09
پدر
3:11
شیطان را پرستش نکن
3:15
شیطان
3:18
برای خدای مهربان بود
3:20
نافرمانی کردند
3:22
پدر
3:24
من می ترسم
3:26
برای گرفتن
3:28
عذاب از جانب خداوند رحمان
3:30
من می ترسم
3:32
برای گرفتن
3:34
عذاب از جانب خداوند رحمان
3:36
برای شیطان نیز چنین خواهد بود
3:38
نگهبان من
3:40
و هر بار
3:42
در مورد آن بحث می کند
3:45
پدرش ابراهیم
3:47
در خصوصی
3:49
یا بحث کلی
3:51
با مردمش
3:53
او حاضر نیست به او گوش دهد
3:55
او دعوت او را رد می کند
3:57
او را سرزنش می کند و تهدیدش می کند
3:59
با اخراج و مهجوریت طولانی
4:01
پس چیست؟
4:03
ابراهیم علیه السلام
4:05
مگر اینکه به آن پاسخ دهد
4:07
با سبک و گفتار خوب
4:09
اون خوبه
4:11
او قول می دهد که برای او طلب بخشش کند
4:13
مگر اینکه منع کند
4:16
ابراهیم علیه السلام حرکت کرد
4:18
مردمش را دعوت کند
4:20
بنابراین او شروع به بحث در مورد آنها کرد
4:22
شاید شما از آن استفاده کنید
4:24
ذهن آنها
4:26
پس از اشتباه خود رویگردانند
4:28
و گمراهی آنها
4:30
همانطور که گفته بود به آنها گفت
4:32
هر پیامبری برای قوم خود است
4:34
خدا را بپرستید و از او بترسید
4:36
این برای شما بهتر است
4:38
اگر می دانستید
4:40
و به آنها گفت
4:42
پرستش شما از این بت ها
4:44
که شما می سازید
4:46
تو دست خودت هستی
4:48
اما این یک توهم آشکار است
4:50
خطا را پاک کنید
4:52
پس ترکش کن
4:54
و خدایی را بپرستید که شما را آفریده است
4:56
و کاری که شما انجام می دهید
4:58
و او روزی شما را دارد
5:00
و به سوی او بازگردانده می شوید
5:02
و درود خدا بر او باد
5:04
ناتوانی خدایانشان را به آنها نشان می دهد
5:06
بنابراین به آنها می گوید
5:08
اینها خدایی هستند که شما می پرستید
5:10
آیا برای شما مفید خواهد بود؟
5:12
در چیزی یا به شما آسیب برساند
5:14
آنها آن را ندارند
5:16
یک جواب
5:18
بگو ما پیداش کردیم
5:20
پدر و مادر ما هم همینطور
5:22
او به آنها پاسخ می دهد
5:24
دیدی چی؟
5:26
داشتی عبادت میکردی
5:28
تو و پدران باستانی ات
5:30
آنها هستند
5:32
یک دشمن من
5:34
مگر پروردگار جهانیان
5:38
سپس شروع به نگاه کردن به آنها کرد
5:40
در پرستش سیارات
5:42
و خورشید و ماه
5:44
یک روز
5:46
و آسمان صاف است
5:48
به قومش گفت
5:50
این پروردگار من است
5:52
بعد خیلی طول نکشید
5:54
برای نابود کردن آن سیاره
5:56
ابراهیم گفت
5:58
درود بر او باد
6:00
من خدا را دوست ندارم
6:02
او می رود و مرا رها می کند
6:04
سپس رو به ماه کرد
6:06
گفت: این پروردگار من است
6:08
بعد خیلی طول نکشید
6:10
تا اینکه تاریکی پاک شد
6:12
و ماه غروب کرد
6:14
و خورشید بیرون آمد
6:16
این را هم گفت
6:18
هیچ خدایی برای من مناسب نیست
6:20
سپس رو به خورشید کرد
6:22
و او گفت
6:24
این پروردگار من است
6:26
این بزرگتر از
6:28
قبل از او از ماه بود
6:30
و سیاره
6:32
وقتی غروب شد
6:34
و خورشید غروب کرد
6:36
به قومش گفت
6:38
من بی گناهم
6:40
از چیزهایی که شما مرتبط می کنید
6:42
خداوند متعال فرمود
6:45
و همچنین ما ابراهیم را می بینیم
6:47
پادشاهی آسمان
6:49
و زمین
6:51
و بگذارید از آن باشد
6:53
معین ها
6:55
وقتی دیوانه شد
6:57
شب است
6:59
او یک سیاره را دید
7:01
او این را گفت
7:03
پروردگار من
7:05
وقتی دور شد
7:07
گفت دوست ندارم
7:09
مصیبت ها
7:11
وقتی دید
7:13
ماه در حال طلوع است
7:15
او این را گفت
7:17
پروردگار من
7:19
وقتی دور شد
7:21
گفت چون من را راهنمایی نکرد
7:23
پروردگار من، من خواهم بود
7:25
از مردم
7:27
گمشده
7:29
پس چرا؟
7:31
خورشید را دید
7:33
در حال ظهور
7:35
گفت این پروردگار من است
7:37
این بزرگتر است
7:39
وقتی دور شد
7:41
گفت: ای مردم.
7:43
من بی گناهم
7:45
از
7:47
شما معاشرت کنید
7:49
من هستم
7:51
صورتم را به سمت او چرخاندم
7:53
قارچ بهشتی
7:55
و زمین راست است
7:57
و من چی هستم؟
7:59
از مشرکان
8:01
موقعیت
8:04
ابراهیم علیه السلام
8:06
از این سیارات
8:08
یک موضع مناظره، نه یک موضع
8:10
او نگاه کرد
8:12
ابراهیم هرگز به خدا شک نکرد
8:14
خداوند متعال
8:16
او هرگز به آن فکر نمی کرد
8:18
آن ستاره و خورشید و ماه
8:20
آنها می توانند رئیس باشند
8:22
اما او این کار را کرد
8:24
به منظور اثبات استدلال
8:26
روی آنها
8:28
این همان چیزی است که خداوند متعال به او آموخت
8:30
همانطور که خداوند متعال فرموده است
8:32
بعد از اون بحث
8:34
استدلال ما همین است
8:36
به ابراهیم دادیم
8:38
بر مردمش
8:41
بعد از این بحث ها
8:43
و دیالوگ هایی که پیدا نکردی
8:45
او برای مردمش سودمند بود
8:47
ابراهیم علیه السلام خواست
8:49
تا حماقت خود را به آنها ثابت کند
8:51
ذهن آنها
8:53
و به این بت ها پرداخت نمی شود
8:55
برای خودش مضره
8:57
و همچنین مجبور به پرداخت آن
8:59
درباره دیگران
9:01
وقت آن است که جشن بگیرند
9:03
برای جشن گرفتن بیرون می روند
9:05
خارج از شهر
9:07
به او گفت با آنها برو بیرون
9:09
برای شریک شدن با آنها در جشن خود
9:11
او از آنها به دلیل بیماری عذرخواهی کرد
9:13
وقتی رفتند
9:15
به سوی خدایانشان دوید
9:17
و غذا پیدا کرد
9:19
جلوی او آماده شد
9:21
به او گفت
9:23
نمی خوری؟
9:25
جواب من را بده، تو را چه شده که نمی توانی حرف بزنی؟
9:27
بعد شروع شد
9:29
ضربه زدن به بت ها با تبر
9:31
و آن را به بخش ها تقسیم کنید
9:33
جوان
9:35
یبرا از جمله آنهاست
9:37
آن را رها کرد و تبر را به آن آویخت
9:39
بعد رفت
9:42
وقتی قوم ابراهیم برگشتند
9:44
آنها خدایان را پیدا کردند
9:46
متلاشی شد
9:48
گفتند کی این کار را کرده است؟
9:50
با خدایان ما
9:52
سپس آنچه را که به آنها وعده داده بودید به خاطر بسپارید
9:54
ابراهیم علیه السلام
9:56
توطئه علیه بتهایشان
9:58
گفتند شنیدیم
10:00
پسری که چیز بدی را به آنها یادآوری می کند
10:02
او را ابراهیم می نامند
10:04
بزرگان گفتند
10:06
و برتری مردم
10:08
او را نزد زنی از مردم آوردند
10:10
شاید شهادت دهند
10:12
وقتی آمد
10:14
ابراهیم علیه السلام
10:16
در حضور همه از او پرسیدند
10:18
آیا شما این کار را انجام دادید؟
10:20
به خدایانمان ابراهیم
10:22
و این بود
10:24
موقعیت بسیار مناسب است
10:26
به ابراهیم علیه السلام
10:28
برای نشان دادن تماس خود
10:30
جلوی همه
10:32
به آنها گفت
10:34
بلکه این کاری بود که بزرگترشان کرد
10:36
به آن بت ها حسادت می کرد
10:38
برای عبادت با او
10:40
بنابراین او آن را نابود کرد
10:42
پس از آن بت های شکسته بپرس
10:44
تا به شما بگویم
10:46
چه کسی این کار را با آنها کرد؟
10:48
یا از بزرگانشان بپرسید
10:50
شاید او به شما بگوید
10:52
اینجا می آید
10:54
به آنها توجه کنید
10:56
به خودشان
10:58
در تأمل مکث کردند
11:00
آنها خود را متهم به بی عدالتی کردند
11:02
وقتی این بت ها را می پرستیدند
11:04
که انجام داد
11:06
میتونید دفاع کنید
11:08
درباره خودش
11:11
اما این مکث زیاد طول نکشید
11:13
جایی که عود کردند
11:15
سریع گفتند
11:17
من می دانستم آن ها چه هستند
11:19
صحبت می کنند
11:21
اینجا کرک ابراهیم است
11:23
درود بر او در حضور همگان
11:25
و به آنها گفت
11:27
توبیخ شد
11:29
شما مطمئن هستید که اینها به جای خدا بت هستند
11:31
او صحبت نمی کند
11:33
برای خودش فایده ای ندارد
11:35
و هیچ چیز دیگر
11:37
و هیچ ضرری ندارد
11:39
لعنت بهت
11:41
عقل نداری؟
11:43
آیا آن را درک می کنید؟
11:46
از اون احمق ها مطمئن باش
11:48
عامل جنایت ابراهیم است
11:50
درود بر او باد
11:52
بنابراین آنها شروع به مشورت در مورد روش کردند
11:54
که با آن انتقام خواهند گرفت
11:56
به خدایانشان
11:58
تا زمانی که او را بکشند، قاتلان شیطانی هستند
12:00
و گفتند
12:02
ابراهیم را سوزاندند
12:04
و از خدایان خود انتقام بگیرید
12:06
و از او انتقام گرفتند
12:08
آن مردم نافرمان شروع کردند
12:10
به منظور سوختن
12:12
پیامبر خدا، ابراهیم علیه السلام
12:14
پس آتش روشن کردند
12:16
عالیه
12:18
یک ماه طول کشید تا آن را به آتش کشیدند
12:20
و آن را تعهد می کنند
12:22
حتی به آن زن اشاره کردند
12:24
نذر می کرد اگر شفا پیدا کند
12:26
از بیماریش
12:28
یا نوزادش درمان شد
12:30
برای جمع آوری هیزم
12:32
کمک به احتراق
12:34
آن آتش
12:36
مارمولک در آن مکان بود
12:38
روی آن آتش می دمد
12:40
برای مشارکت در احتراق آن
12:42
آتش بزرگی افروختند
12:44
آنقدر که آنها
12:46
آنها نمی توانستند نزدیک شوند
12:48
بخاطر گرمای شدیدش
12:50
او یک پرنده بود
12:52
اگر از کنارش بگذرد
12:54
رها کن مرده
12:56
در روز مقرر
12:59
ابراهیم را برهنه کردند
13:01
درود بر او باد
13:03
از لباسش
13:05
سپس او را در منجنیق گذاشتند
13:07
و او را در آتش انداختند
13:09
از دور
13:12
حبرون ابراهیم گفت
13:14
درود بر او باد
13:16
خدا مرا بس است و او بهترین پشتیبان است
13:18
پس خداوند متعال الهام کرد
13:20
به آن آتش
13:22
سرد باش
13:24
علی بنده و دوست پسرم
13:26
ابراهیم نه
13:28
بدنش را بسوزانید
13:30
و صلح طلب باشید
13:32
او هلاک نخواهد شد
13:34
از سرما و کیهان من
13:36
درود بر تو نشکن
13:38
او استخوان دارد
13:40
بدین ترتیب خداوند متعال نجات داد
13:42
ابراهیم علیه السلام
13:44
از نقشه آنها
13:46
و از وسط آتش بیرون رفت
13:48
جلوی چشمانشان
13:50
او نیز زنده می ماند
13:52
خداترس
13:54
خداوند متعال فرمود
13:56
و ما آمده ایم
13:58
ابراهیم رشدا
14:00
قبل از
14:02
و ما در آن بودیم
14:04
دو دنیا
14:06
وقتی به پدرش گفت
14:08
و قوم او، این چیست؟
14:10
مجسمه هایی که
14:12
تو مال او هستی
14:14
دارند کار می کنند
14:16
گفتند ما پیدا کردیم
14:18
والدین ما آن را دارند
14:20
ابدین
14:22
گفت تو هستی
14:24
شما
14:26
و پدر و مادرت
14:28
در اشتباه
14:30
نشان داده شده است
14:32
گفتند شما نزد ما آمده اید.
14:34
درسته یا تو؟
14:36
از بازیکنان
14:38
گفت بله
14:40
پروردگار شما پروردگار آسمانهاست
14:42
و زمینی که
14:44
افطار کن
14:46
چه کسی آنها را آفریده است
14:48
افطار کن
14:50
و من روی آن هستم
14:52
از دو شاهد
14:56
به خدا قسم حتما
14:58
که بت های تو
15:00
بعد از
15:02
اگر روی گردانی، روی گردان
15:04
پس آنها را ساخت
15:06
جذاب به جز
15:08
برای آنها عالی است، شاید
15:10
به سوی او باز خواهند گشت
15:14
گفتند چه کسی این کار را کرده است؟
15:16
این خدایان ما هستند
15:18
برای چه کسی است
15:20
ستمگران
15:22
گفتند پسری را شنیدیم
15:24
ایشان را ذکر می کند، گفته می شود
15:26
ابراهیم او را دارد
15:28
گفتند
15:30
پس او را نزد من آوردند
15:32
چشم مردم
15:34
شاید شهادت دهند
15:36
گفتند: تو هستی؟
15:38
من این کار را کردم
15:40
به خدای ما، اوه
15:42
ابراهیم
15:44
گفت، اما این کار را کرد
15:46
این بزرگترین آنهاست
15:48
پس از آنها بپرسید
15:50
پس از آنها بپرسید
15:52
اگر صحبت کنند
15:56
بنابراین آنها بازگشتند
15:58
خودشان و گفتند
16:00
شما هستید
16:02
شما ستمکاران هستید
16:06
سپس سر به زیر انداختند
16:08
می دانستم
16:10
اینها چیست؟
16:12
صحبت می کنند
16:14
فرمود: آیا عبادت می کنی؟
16:17
بدون خدا
16:19
چیزی که هیچ سودی برای شما ندارد
16:21
هیچ چیز و هیچ چیز
16:23
به دردت میخوره
16:25
لعنت به تو و چرا
16:27
شما بدون عبادت
16:29
خدایا
16:31
نمی فهمی؟
16:33
گفتند او را سوزاندند
16:35
و پیروز شدند
16:37
خدایان تو
16:39
فعال بودی
16:41
گفتیم ای آتش
16:43
سرد باش
16:45
و درود
16:47
ابراهیم
16:49
و آنها آن را می خواستند
16:51
کیدا
16:53
پس آنها را ساختیم
16:55
بازنده ها
16:57
و بقیه مکالمه
17:00
انشاالله
17:02
و خدا داناتر است
17:04
الحمدلله پروردگار جهانیان است
17:06
خداوند شما را برکت دهد و به شما آرامش دهد
17:08
بر پیامبر ما محمد
17:10
و بر خانواده اش
17:12
و همه یارانش
17:14
با هم بودی
17:18
داستان های پیامبران