از مجموعهٔ قصص الأنبياء (اكتملت السلسلة)
· درس 6 از 15
قصص الأنبياء | الحلقة (6) | قصة صالح عليه السلام
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
قصص انبیاء... قصص انبیاء... درود خدا بر ایشان
0:08
دعای خداوند با آرامش همراه است
0:13
به نفع همه موجودات
0:19
اولو آزمون شهرت بالایی دارد
0:23
و نور هدایت... داستان صالح علیه السلام
0:30
بسم الله الرحمن الرحیم
0:34
الحمدلله پروردگار جهانیان است
0:37
درود و درود بر پیامبر ما محمد
0:40
و بر همه خانواده و یارانش
0:44
و با این حال... در شمال غربی شبه جزیره عربستان
0:50
بین منطقه حجاز و تبوک
0:53
محل سکونت قبیله ثمود بوده است
0:56
در منطقه ای به نام الحجر
0:59
دور از شهر پیامبر
1:02
تقریبا 400 کیلومتر
1:05
یک قبیله عرب است
1:07
مردم آن مردمی متکبر و شرور بودند
1:11
لوکس هم بودند
1:14
یعنی منبت کاران ماهر در کوه ها
1:17
خداوند به آنها قدرت در بدنشان داد
1:20
آنها شروع به کنده کاری خانه ها از کوه کردند
1:23
و در دشت ها قصر می سازند
1:26
با وجود این، خداوند رزق و روزی آنها را گسترش داده است
1:31
آنها باغ ها، محصولات زراعی و نخل داشتند
1:35
و خداوند آنها را در زمین قرار داده است
1:38
آنها برای مدت طولانی زندگی کردند
1:41
و برای مدت طولانی در این سرزمین زندگی می کنند
1:44
اما با این همه خوشبختی در آن بودند
1:48
خدای متعال را شکر نکردند
1:52
بلکه شرک می کردند و بت می پرستیدند
1:55
و در اعمال زشت نرم بودند
1:57
و جنایت کردند
2:00
او از قوم ثمود و از بزرگان آنان بود
2:03
مردی به نام صالح
2:06
در میان آنان نسب شریف و والا دارد
2:09
او صاحب عقل و خرد بود
2:12
آنها در اختلافات خود به سوی او باز می گردند
2:15
آنها در مورد مسائل زندگی خود با او مشورت می کنند
2:19
صالح از شرک مردمش راضی نبود
2:24
و کفر به نعمت های خداوند متعال
2:27
پس با گوسفندانش از آنها جدا شد تا چرا کند
2:30
گوشت آن را می خورد و شیر آن را می نوشد
2:34
پس خداوند متعال او را به پیامبری برگزید
2:37
و او را به رسالت نزد قومش فرستاد
2:40
برای تذکر دادن و هشدار دادن به آنها
2:43
و آنها را به راه راست باز می گرداند
2:46
صالح علیه السلام امر خداوند متعال را اطاعت کرد
2:50
او شروع به دعوت قوم خود به توحید کرد
2:54
و به آنها گفت
2:56
ای قوم عبدالله شما را معبودی جز او ندارید
3:00
همانطور که دعوت همه پیامبران قبل و بعد از اوست
3:05
بنابراین من آنها را یکی صدا کردم
3:07
آنها برای کسب مقام با افراد خود رقابت نکردند
3:10
از پولشان چیزی نخواستند
3:14
بلکه آنها را به پرستش خدای تنها و بدون شریک فرا می خواندند
3:20
اما ثمود چگونه به دعوت پیامبرشان صالح علیه السلام پاسخ داد؟
3:26
به او دروغ گفتند، مسخره اش کردند و دعوتش را رد کردند
3:32
و به او گفتند
3:34
ای صالح در تو عقلی دیدیم
3:38
ما به شما قول دادیم که یکی از سرپرستان ما باشید
3:42
چگونه ما را از عبادت آنچه پدرانمان می پرستیدند نهی می کنی؟
3:47
میخوای باورت کنیم؟
3:50
ما در سخنان شما در تردید هستیم و در امور شما تردید داریم
3:55
اما تو، صالح، مسحور شدی
3:58
صالح علیه السلام به سخنان آنان اعتنا نکرد
4:02
بلکه همچنان آنها را دعوت و تذکر می داد
4:05
و آنان را از عذاب خداوند متعال بترسان
4:09
و نعمت هایی را که خداوند متعال به آنها ارزانی داشته است به آنها یادآوری کن
4:14
و آنها را از سرنوشت ملت های در حال نابودی پیش از آنها آگاه می کند
4:18
مثل قوم عاد
4:20
اما آنها عقل خود را از دست دادند
4:22
به ظلم و لجاجت خود ادامه دادند
4:26
و به طعنه گفتند
4:28
آیا خدا کس دیگری را پیدا نکرد که پیش ما بفرستد؟
4:32
و اگر از تو پیروی کنیم از دیوانگان بدتریم
4:37
خداوند متعال فرمود
4:40
و به ثمود برادرشان صالح
4:44
گفت: ای قوم عبدالله
4:47
تو جز او معبودی نداری
4:51
او شما را از زمین آفرید
4:55
و تو را در آنجا مستعمره کرد، پس از او طلب آمرزش کن
4:59
سپس به سوی او توبه کنید
5:05
همانا پروردگار من نزدیک است و اجابت می کند
5:11
گفتند: ای صالح، تو پیش از این در میان ما بودی.
5:19
آیا ما را از پرستش آنچه پدرانمان می پرستیدند نهی می کنی؟
5:25
ما در تردید هستیم
5:29
در مورد چیزی که ما را به آن فرا می خوانید شکی نیست
5:38
و خداوند متعال فرمود
5:40
ثمود فرستادگان را تکذیب کرد
5:43
هنگامی که برادرشان صالح به آنها گفت: آیا نمی ترسید؟
5:50
من فرستاده ای وفادار برای شما هستم
5:54
پس از خدا بترسید و اطاعت کنید
5:57
و من برای آن پاداشی از شما نمی خواهم. پاداش من فقط از جانب پروردگار جهانیان است
6:05
آیا آن را اینجا می گذارید، آمین؟
6:10
در باغ ها و چشم ها
6:15
و محصولات زراعی و درختان خرما با محصولات گوارشی
6:20
و از کوه ها به خانه های مجلل فرود می آیید
6:26
پس از خدا بترسید و اطاعت کنید
6:30
و خداوند متعال فرمود
6:32
ثمود در نذر دروغ گفت
6:36
گفتند: مژده ای از ما هست؟ ما او را دنبال خواهیم کرد
6:42
همانا ما در گمراهی و گمراهی هستیم
6:46
ذکر از میان ما بر او پرتاب شد
6:50
بلکه دروغگوی بدی است
6:53
فردا خواهند دانست که دروغگوی شیطانی کیست
6:58
سپس قوم ثمود به روش تحدی روی آوردند
7:03
و از صالح علیه السلام پرسیدند
7:06
تا نشانه اخلاص و تصدیق فرمانش برای آنها بیاورد
7:11
پس از او خواستند که شتری را از صخره بزرگ نزدیک چاهشان برایشان بیرون آورد
7:18
آنها به او قول دادند که آنچه را که خواسته اند انجام دهد
7:21
آنها به او ایمان خواهند آورد و او را باور خواهند کرد
7:25
پس صالح علیه السلام پروردگارش را خواند
7:29
از او خواست آنچه را که خواسته اند به آنها بدهد
7:32
این به خاطر تمایل او به اسلام آوردن آنها بود
7:35
پس خداوند جواب او را داد
7:38
آنچه را که خواستند به آنها داد
7:40
اما تحت شرایط خاص
7:43
سنگ شکافت
7:45
و مردم شتر را دیدند
7:47
از آن سنگ جامد بیرون می آید
7:50
نشانه ای از پیامبر خدا صالح علیه السلام
7:54
و حجتی بر آنها
7:56
و پیامبرشان صالح علیه السلام به آنها فرمود
8:00
خداوند این شتر را همان طور که خواسته بودی برای تو آورده است
8:05
او را وادار کرد که هر روز از چاه آب بنوشد
8:09
و شما یک روز برای نوشیدن دارید
8:11
روز نوشیدن آن را از دست ندهید
8:14
و فرزندان این شتر در زمین خدا خواهند خورد
8:18
و او را بد لمس نکنید
8:21
اینها دستورات پروردگار جهانیان است
8:24
از آن سرپیچی مکن که عذاب دردناکی به تو می رسد
8:31
و با قدرت این آیه و بینش ایشان به آن
8:34
او به پیامبر خدا صالح صلی الله علیه و آله ایمان نداشت
8:38
جز چند تن از قوم او که ضعیف بودند
8:42
بیشترشان در کفر و لجاجت ماندند
8:46
قوم ثمود روزها به شتر خدا نگاه می کردند
8:50
او در میان آنها قدم می زند
8:52
و از آب آنها بنوشید
8:54
و به آن نزدیک نمی شوند
8:58
شیطان آنها را شکست داد
9:00
شروع به توطئه کردند
9:03
آنها در میان خود نقشه می کشند که شتر را به ناحق و در کمال ناباوری بکشند
9:08
در خبر آمد
9:12
که زن فاحشه ای نزد یکی از مردانشان آمد
9:16
مسرع بن محارج نام دارد
9:19
پس خودش را به او عرضه کرد
9:21
و او یک زن زیبا بود
9:23
به او گفت
9:25
من با تو ازدواج می کنم و مهریه ام کشتن شتر صالح است
9:30
پیرزنی دیگر نزد مردی به نام قدر بن سلیف آمد
9:36
و به او گفت
9:38
من چهار دختر دارم
9:40
من تو را با هر کس که بخواهی ازدواج می کنم
9:42
اگر شتر صالح را بکشی
9:45
این دو مرد با هم آشنا شدند
9:49
فرزند محریج و قدر
9:51
از یاران خود خواستند که شتر را بکشند
9:55
هفت نفر دیگر به آنها پاسخ دادند
9:58
در شهر نه راحت شدند
10:01
آنها آن را خراب می کنند و آن را بهبود نمی بخشند
10:04
اینها رهبران نزاع هستند
10:07
گرچه همه به کشتن شتر راضی بودند
10:11
روایت شده است که شتر نازا به قوم خود گفت:
10:15
تا زمانی که همه از آن راضی نباشید او را نمی کشم
10:19
بنابراین آنها شروع به رفتن کردند و از مردم پرسیدند
10:22
حتی وارد اتاق خواب زن شدند
10:25
می گویند: آیا حاضری شتر را بکشی؟
10:29
او می گوید بله
10:31
تا اینکه از پسرها پرسیدند
10:33
آیا می خواهی شتر همستروم باشد؟
10:36
می گویند بله
10:38
سپس قدر بن سلف جرأت کرد
10:42
یارانش ابن محارج و همراهانشان
10:45
و هنگام نوشیدن شتر مراقب آن بودند
10:49
پسر یک دلقک با یک تیر به او شلیک کرد
10:52
تیر به پایش افتاد
10:55
پس زنان بیرون رفتند و در سراسر قبیله فریاد زدند
10:59
صورت آنها را آشکار کردیم
11:01
ما از احساسات آنها ناراحت شدیم
11:03
و شروع کردیم به داد زدن سر مردها
11:06
شتر را بکش، شتر را بکش
11:09
پس قدر بن سلیف بر ضد آن قیام کرد
11:12
پس او را با شمشیر زد
11:14
او را با چاقو در بند او زد
11:17
او به مرگ خود افتخار می کرد
11:19
او قدر بن سلیف بود
11:21
او بدبخت ترین ثمود است
11:23
کسی که بیشترین بار را در کشتن شتر بر دوش داشت
11:27
سپس قوم ثمود به پیامبرشان گفتند که متحد شدند
11:32
ای صالح، آنچه را از عذاب به ما وعده می دهی بیاور
11:37
اگر واقعاً از پیام آوران مخلص هستید
11:41
صالح علیه السلام به آنها گفت
11:44
ای قوم من چرا در کیفر بدی ها پیش از نیکی ها می شتابید؟
11:50
آیا از خدا طلب بخشش کردی؟
11:52
رحمتت کند
11:54
اما این روش برای آنها جواب نداد
11:58
پس خداوند آنان را از باریدن باران از آسمان بازداشت
12:01
برای ترساندن آنها و هشدار دادن به آنها
12:04
گفتند باران مانع ما نشد
12:07
مگر به خاطر صالح و همراهانش
12:10
او خدایان ما را خشمگین کرده است
12:13
آنها مایه بدبختی ما هستند
12:16
ما آنها را پرواز دادیم
12:18
سپس آن افراد قسم خوردند
12:21
ائمه کافر می خواستند صالح علیه السلام را بکشند
12:26
بعد از اینکه شتر را کشتند
12:29
نقشه آنها این بود که او را مجبور کنند یک شب بماند و او را بکشند
12:34
صبح مردم به خانواده صالح و طایفه اش می گویند
12:40
ما تا الان از مرگ او خبر نداشتیم
12:43
و ما راستگو هستیم
12:46
خداوند متعال فرمود
12:50
برادرشان صالح را نزد ثمود فرستادیم
12:55
برای عبادت خدا
12:58
اگر دو دسته باشند دعوا می کنند
13:02
گفت: ای مردم چرا عجله دارید؟
13:06
بد قبل از خوب
13:09
اگر از خدا آمرزش نمی خواستی
13:12
شاید رحم کنی
13:15
گفتند: با تو و آنهایی که با تو هستند پرواز می کنیم
13:20
گفت پرنده تو با خداست
13:25
بلکه شما مردمی هستید که در حال وسوسه هستید
13:30
در شهر 9 نفر بودند که در زمین فساد می کردند و نیکی نمی کردند
13:38
گفتند: برای رضای خدا شریک شوید تا شب را با خانواده او بگذرانیم.
13:44
سپس به ولی او می گوییم
13:50
ما شاهد تخریب خانواده او نبوده ایم
13:53
و ما راستگو هستیم
13:56
پس خداوند متعال به صالح علیه السلام وحی کرد
14:01
به آنها قول دهد که بعد از سه روز عذاب خواهد آمد
14:07
خداوند به او دستور داد که از میان آنان و مؤمنانی که از او پیروی کردند بیرون آید
14:13
پس صالح علیه السلام آنچه را که خداوند دستور داده بود به آنان گفت
14:17
او با کسانی که با او ایمان آورده بودند رفت
14:20
پس خداوند آنها را از عذاب دردناک نجات داد
14:24
و اما قوم ثمود
14:26
روز اول صورتشان زرد شد
14:30
هر کدام زردی را در چهره برادرم می بینند
14:34
شک و تردید در روح آنها شروع به چرخیدن کرد
14:37
آیا این آغاز عذابی است که صالح ما را به آن تهدید کرد؟
14:43
روز دوم صورتشان مثل خون سرخ شد
14:49
سپس به عذاب یقین پیدا کردند
14:52
روز سوم صورتشان سیاه شد
14:58
پس با دست خود شروع به کندن قبرهایشان کردند و منتظر مرگ بودند
15:03
در آن روز لرزه آنها را از زیر پاهایشان گرفت
15:08
فریادی از بالای سرشان بلند شد
15:11
تا اینکه همه را نابود کردم
15:14
شکنجه تحقیرآمیز آنها را گرفت
15:17
مثل آتش سوزی شدند
15:20
یعنی مانند گیاه فرسوده ای که در گوسفندان خرد و پراکنده شد.
15:26
حضرتش به پای ایشان
15:29
صالح علیه السلام از کنار قومش در حالی که مرده بودند گذشت
15:35
پس شروع به خطاب كردن آنها كرد و گفت
15:38
من رسالت پروردگارم را به شما رساندم و نصیحت کردم
15:42
اما شما مردمی هستید که مشاوران را دوست ندارید
15:47
خداوند متعال فرمود
15:49
ای قوم من، این شتر خدا برای شما نشانه ای است
15:55
پس رها کن و در زمین خدا بخور
15:58
و او را بد لمس نکنید
16:04
سپس عذابی نزدیک تو را فرا خواهد گرفت
16:10
پس او را می جویدند و او گفت
16:12
سه روز از خانه خود لذت ببرید
16:18
این یک وعده نادرست است
16:22
وقتی سفارش ما رسید
16:26
فرمان ما را به درستی انجام دادیم
16:32
و کسانی که با او ایمان آوردند
16:35
به رحمت ما
16:41
چه کسی در آن روز رسوا می شود؟
16:44
پروردگارت توانا و توانا است
16:51
و کسانی که ستم کردند فریاد را گرفتند
16:54
آنها در خانه های خود خمیده شدند
16:59
انگار که آن را نخوانده اند
17:02
همانا ثمود بر پروردگارشان افزود
17:07
مگر بعد از ثمود
17:12
برادران عزیز
17:14
خداوند متعال چیزهای خوبی را ذکر کرده است
17:17
درود بر او در قرآن کریم
17:19
نه بار
17:21
از قبیله خود ثمود یاد کرد
17:23
بیست بار
17:25
ما داستان صالح علیه السلام را داریم
17:28
او به مردم خود درس و درس فراوان داد
17:31
یکی از مهمترین آنها
17:34
اول، همیشه نتیجه
17:37
مخصوص پیامبران خدای متعال است
17:41
پس از پایان استبداد
17:44
رستگاری برای بندگان مؤمن خدا خواهد بود
17:48
و نابودی برای دشمنان کافرش
17:51
خداوند متعال مهلت می دهد و کوتاهی نمی کند
17:55
دوما
17:57
آیات هر چقدر هم که واضح باشد
18:00
جنایتکاران به آن ایمان ندارند و هدایت نمی شوند
18:04
چنانکه قوم ثمود چنین است
18:07
شتر را دیدند که همان طور که خواسته بودند در مقابلشان ایستاده بود
18:11
با این حال آنها باور نکردند
18:14
سوم
18:16
او حقیقت را به دلیل نبود مردمش و نبود حامیان ترک کرد
18:21
یا به دلیل کثرت اهل بیت از آل باقل پیروی کنید
18:24
این یک بیماری است که از زمان های قدیم افراد را مبتلا کرده است
18:27
پس قوم ثمود گفتند
18:30
به ما بشارت بده تا یکی از ما دنبالش کند
18:33
پس ما در گمراهی و گمراهی هستیم
18:36
چهارم
18:38
حکم راضی مانند آن است که در احکام اخروی آن را انجام دهد
18:43
با خداوند متعال
18:45
خداوند در کتاب خود به آن اشاره کرده است
18:47
آن که شتر را ذبح کرد یکی از آنهاست
18:51
در حالی که بقیه به آن راضی بودند
18:54
از این رو فعل برخی از آیات را به همه آنها اضافه کرد
18:59
و او گفت
19:00
بنابراین آن را استریل کردند
19:02
پس خداوند همه آنها را به عذاب گرفتار کرد
19:05
فقط کسانی که با این امر موافق نبودند در امان ماندند
19:09
آنها مؤمنان هستند
19:11
و اما آنچه مربوط به روزیات دنیاست
19:14
این فقط برای کسانی اعمال می شود که اعمال و گفتار خود را نشان می دهند
19:18
پنجم
19:20
مسلمان باید خطبه بگیرد و عبرت بگیرد
19:23
اگر از خانه های شکنجه شدگان عبور کند
19:26
مانند قوم ثمود در ناحیه حجر
19:29
از ابن عمر رضی الله عنه هر دو
19:32
که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
19:35
از روستاهای ثمود گذشت
19:37
بنابراین مردم از چاه ها آب می کشیدند
19:40
و خمیر خود را ورز دادند
19:42
پس پیامبر صلی الله علیه و آله به آنها دستور داد
19:46
پس گلدان ها را ریختند
19:48
برای شتر خمیر می دادند
19:50
و او رضی الله عنه آنها را نهی کرد
19:53
وارد شدن بر مردمی که شکنجه شده بودند
19:56
و او گفت
19:57
می ترسم آنچه برای آنها اتفاق افتاده برای شما نیز بیفتد
20:02
وارد آنها نشوید
20:04
سپس در حالی که او در راه است خود را با ردای او مبدل می کند
20:08
و او گفت
20:10
وارد این شکنجه گران نشوید
20:13
مگر اینکه گریه کنی
20:16
اگر گریه نمی کنید، بر آنها وارد نشوید
20:21
اکنون می بینیم که عده ای نادان به آن مکان ها می روند و در آنجا عکس می گیرند
20:27
شادی می کند و می خندد
20:29
این خلاف آن چیزی است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ما را به آن راهنمایی کرده است
20:37
بقیه صحبت ها انشاالله
20:40
الحمدلله پروردگار جهانیان است
20:43
درود و درود بر پیامبر ما محمد
20:47
بر همه خانواده و همراهانش
20:50
با داستان انبیا بودی