از مجموعهٔ قصص الأنبياء (اكتملت السلسلة) · درس 6 از 15

قصص الأنبياء | الحلقة (6) | قصة صالح عليه السلام

◉ 0 بازدید ⏱ 21:22 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 قصص انبیاء... قصص انبیاء... درود خدا بر ایشان
0:08 دعای خداوند با آرامش همراه است
0:13 به نفع همه موجودات
0:19 اولو آزمون شهرت بالایی دارد
0:23 و نور هدایت... داستان صالح علیه السلام
0:30 بسم الله الرحمن الرحیم
0:34 الحمدلله پروردگار جهانیان است
0:37 درود و درود بر پیامبر ما محمد
0:40 و بر همه خانواده و یارانش
0:44 و با این حال... در شمال غربی شبه جزیره عربستان
0:50 بین منطقه حجاز و تبوک
0:53 محل سکونت قبیله ثمود بوده است
0:56 در منطقه ای به نام الحجر
0:59 دور از شهر پیامبر
1:02 تقریبا 400 کیلومتر
1:05 یک قبیله عرب است
1:07 مردم آن مردمی متکبر و شرور بودند
1:11 لوکس هم بودند
1:14 یعنی منبت کاران ماهر در کوه ها
1:17 خداوند به آنها قدرت در بدنشان داد
1:20 آنها شروع به کنده کاری خانه ها از کوه کردند
1:23 و در دشت ها قصر می سازند
1:26 با وجود این، خداوند رزق و روزی آنها را گسترش داده است
1:31 آنها باغ ها، محصولات زراعی و نخل داشتند
1:35 و خداوند آنها را در زمین قرار داده است
1:38 آنها برای مدت طولانی زندگی کردند
1:41 و برای مدت طولانی در این سرزمین زندگی می کنند
1:44 اما با این همه خوشبختی در آن بودند
1:48 خدای متعال را شکر نکردند
1:52 بلکه شرک می کردند و بت می پرستیدند
1:55 و در اعمال زشت نرم بودند
1:57 و جنایت کردند
2:00 او از قوم ثمود و از بزرگان آنان بود
2:03 مردی به نام صالح
2:06 در میان آنان نسب شریف و والا دارد
2:09 او صاحب عقل و خرد بود
2:12 آنها در اختلافات خود به سوی او باز می گردند
2:15 آنها در مورد مسائل زندگی خود با او مشورت می کنند
2:19 صالح از شرک مردمش راضی نبود
2:24 و کفر به نعمت های خداوند متعال
2:27 پس با گوسفندانش از آنها جدا شد تا چرا کند
2:30 گوشت آن را می خورد و شیر آن را می نوشد
2:34 پس خداوند متعال او را به پیامبری برگزید
2:37 و او را به رسالت نزد قومش فرستاد
2:40 برای تذکر دادن و هشدار دادن به آنها
2:43 و آنها را به راه راست باز می گرداند
2:46 صالح علیه السلام امر خداوند متعال را اطاعت کرد
2:50 او شروع به دعوت قوم خود به توحید کرد
2:54 و به آنها گفت
2:56 ای قوم عبدالله شما را معبودی جز او ندارید
3:00 همانطور که دعوت همه پیامبران قبل و بعد از اوست
3:05 بنابراین من آنها را یکی صدا کردم
3:07 آنها برای کسب مقام با افراد خود رقابت نکردند
3:10 از پولشان چیزی نخواستند
3:14 بلکه آنها را به پرستش خدای تنها و بدون شریک فرا می خواندند
3:20 اما ثمود چگونه به دعوت پیامبرشان صالح علیه السلام پاسخ داد؟
3:26 به او دروغ گفتند، مسخره اش کردند و دعوتش را رد کردند
3:32 و به او گفتند
3:34 ای صالح در تو عقلی دیدیم
3:38 ما به شما قول دادیم که یکی از سرپرستان ما باشید
3:42 چگونه ما را از عبادت آنچه پدرانمان می پرستیدند نهی می کنی؟
3:47 میخوای باورت کنیم؟
3:50 ما در سخنان شما در تردید هستیم و در امور شما تردید داریم
3:55 اما تو، صالح، مسحور شدی
3:58 صالح علیه السلام به سخنان آنان اعتنا نکرد
4:02 بلکه همچنان آنها را دعوت و تذکر می داد
4:05 و آنان را از عذاب خداوند متعال بترسان
4:09 و نعمت هایی را که خداوند متعال به آنها ارزانی داشته است به آنها یادآوری کن
4:14 و آنها را از سرنوشت ملت های در حال نابودی پیش از آنها آگاه می کند
4:18 مثل قوم عاد
4:20 اما آنها عقل خود را از دست دادند
4:22 به ظلم و لجاجت خود ادامه دادند
4:26 و به طعنه گفتند
4:28 آیا خدا کس دیگری را پیدا نکرد که پیش ما بفرستد؟
4:32 و اگر از تو پیروی کنیم از دیوانگان بدتریم
4:37 خداوند متعال فرمود
4:40 و به ثمود برادرشان صالح
4:44 گفت: ای قوم عبدالله
4:47 تو جز او معبودی نداری
4:51 او شما را از زمین آفرید
4:55 و تو را در آنجا مستعمره کرد، پس از او طلب آمرزش کن
4:59 سپس به سوی او توبه کنید
5:05 همانا پروردگار من نزدیک است و اجابت می کند
5:11 گفتند: ای صالح، تو پیش از این در میان ما بودی.
5:19 آیا ما را از پرستش آنچه پدرانمان می پرستیدند نهی می کنی؟
5:25 ما در تردید هستیم
5:29 در مورد چیزی که ما را به آن فرا می خوانید شکی نیست
5:38 و خداوند متعال فرمود
5:40 ثمود فرستادگان را تکذیب کرد
5:43 هنگامی که برادرشان صالح به آنها گفت: آیا نمی ترسید؟
5:50 من فرستاده ای وفادار برای شما هستم
5:54 پس از خدا بترسید و اطاعت کنید
5:57 و من برای آن پاداشی از شما نمی خواهم. پاداش من فقط از جانب پروردگار جهانیان است
6:05 آیا آن را اینجا می گذارید، آمین؟
6:10 در باغ ها و چشم ها
6:15 و محصولات زراعی و درختان خرما با محصولات گوارشی
6:20 و از کوه ها به خانه های مجلل فرود می آیید
6:26 پس از خدا بترسید و اطاعت کنید
6:30 و خداوند متعال فرمود
6:32 ثمود در نذر دروغ گفت
6:36 گفتند: مژده ای از ما هست؟ ما او را دنبال خواهیم کرد
6:42 همانا ما در گمراهی و گمراهی هستیم
6:46 ذکر از میان ما بر او پرتاب شد
6:50 بلکه دروغگوی بدی است
6:53 فردا خواهند دانست که دروغگوی شیطانی کیست
6:58 سپس قوم ثمود به روش تحدی روی آوردند
7:03 و از صالح علیه السلام پرسیدند
7:06 تا نشانه اخلاص و تصدیق فرمانش برای آنها بیاورد
7:11 پس از او خواستند که شتری را از صخره بزرگ نزدیک چاهشان برایشان بیرون آورد
7:18 آنها به او قول دادند که آنچه را که خواسته اند انجام دهد
7:21 آنها به او ایمان خواهند آورد و او را باور خواهند کرد
7:25 پس صالح علیه السلام پروردگارش را خواند
7:29 از او خواست آنچه را که خواسته اند به آنها بدهد
7:32 این به خاطر تمایل او به اسلام آوردن آنها بود
7:35 پس خداوند جواب او را داد
7:38 آنچه را که خواستند به آنها داد
7:40 اما تحت شرایط خاص
7:43 سنگ شکافت
7:45 و مردم شتر را دیدند
7:47 از آن سنگ جامد بیرون می آید
7:50 نشانه ای از پیامبر خدا صالح علیه السلام
7:54 و حجتی بر آنها
7:56 و پیامبرشان صالح علیه السلام به آنها فرمود
8:00 خداوند این شتر را همان طور که خواسته بودی برای تو آورده است
8:05 او را وادار کرد که هر روز از چاه آب بنوشد
8:09 و شما یک روز برای نوشیدن دارید
8:11 روز نوشیدن آن را از دست ندهید
8:14 و فرزندان این شتر در زمین خدا خواهند خورد
8:18 و او را بد لمس نکنید
8:21 اینها دستورات پروردگار جهانیان است
8:24 از آن سرپیچی مکن که عذاب دردناکی به تو می رسد
8:31 و با قدرت این آیه و بینش ایشان به آن
8:34 او به پیامبر خدا صالح صلی الله علیه و آله ایمان نداشت
8:38 جز چند تن از قوم او که ضعیف بودند
8:42 بیشترشان در کفر و لجاجت ماندند
8:46 قوم ثمود روزها به شتر خدا نگاه می کردند
8:50 او در میان آنها قدم می زند
8:52 و از آب آنها بنوشید
8:54 و به آن نزدیک نمی شوند
8:58 شیطان آنها را شکست داد
9:00 شروع به توطئه کردند
9:03 آنها در میان خود نقشه می کشند که شتر را به ناحق و در کمال ناباوری بکشند
9:08 در خبر آمد
9:12 که زن فاحشه ای نزد یکی از مردانشان آمد
9:16 مسرع بن محارج نام دارد
9:19 پس خودش را به او عرضه کرد
9:21 و او یک زن زیبا بود
9:23 به او گفت
9:25 من با تو ازدواج می کنم و مهریه ام کشتن شتر صالح است
9:30 پیرزنی دیگر نزد مردی به نام قدر بن سلیف آمد
9:36 و به او گفت
9:38 من چهار دختر دارم
9:40 من تو را با هر کس که بخواهی ازدواج می کنم
9:42 اگر شتر صالح را بکشی
9:45 این دو مرد با هم آشنا شدند
9:49 فرزند محریج و قدر
9:51 از یاران خود خواستند که شتر را بکشند
9:55 هفت نفر دیگر به آنها پاسخ دادند
9:58 در شهر نه راحت شدند
10:01 آنها آن را خراب می کنند و آن را بهبود نمی بخشند
10:04 اینها رهبران نزاع هستند
10:07 گرچه همه به کشتن شتر راضی بودند
10:11 روایت شده است که شتر نازا به قوم خود گفت:
10:15 تا زمانی که همه از آن راضی نباشید او را نمی کشم
10:19 بنابراین آنها شروع به رفتن کردند و از مردم پرسیدند
10:22 حتی وارد اتاق خواب زن شدند
10:25 می گویند: آیا حاضری شتر را بکشی؟
10:29 او می گوید بله
10:31 تا اینکه از پسرها پرسیدند
10:33 آیا می خواهی شتر همستروم باشد؟
10:36 می گویند بله
10:38 سپس قدر بن سلف جرأت کرد
10:42 یارانش ابن محارج و همراهانشان
10:45 و هنگام نوشیدن شتر مراقب آن بودند
10:49 پسر یک دلقک با یک تیر به او شلیک کرد
10:52 تیر به پایش افتاد
10:55 پس زنان بیرون رفتند و در سراسر قبیله فریاد زدند
10:59 صورت آنها را آشکار کردیم
11:01 ما از احساسات آنها ناراحت شدیم
11:03 و شروع کردیم به داد زدن سر مردها
11:06 شتر را بکش، شتر را بکش
11:09 پس قدر بن سلیف بر ضد آن قیام کرد
11:12 پس او را با شمشیر زد
11:14 او را با چاقو در بند او زد
11:17 او به مرگ خود افتخار می کرد
11:19 او قدر بن سلیف بود
11:21 او بدبخت ترین ثمود است
11:23 کسی که بیشترین بار را در کشتن شتر بر دوش داشت
11:27 سپس قوم ثمود به پیامبرشان گفتند که متحد شدند
11:32 ای صالح، آنچه را از عذاب به ما وعده می دهی بیاور
11:37 اگر واقعاً از پیام آوران مخلص هستید
11:41 صالح علیه السلام به آنها گفت
11:44 ای قوم من چرا در کیفر بدی ها پیش از نیکی ها می شتابید؟
11:50 آیا از خدا طلب بخشش کردی؟
11:52 رحمتت کند
11:54 اما این روش برای آنها جواب نداد
11:58 پس خداوند آنان را از باریدن باران از آسمان بازداشت
12:01 برای ترساندن آنها و هشدار دادن به آنها
12:04 گفتند باران مانع ما نشد
12:07 مگر به خاطر صالح و همراهانش
12:10 او خدایان ما را خشمگین کرده است
12:13 آنها مایه بدبختی ما هستند
12:16 ما آنها را پرواز دادیم
12:18 سپس آن افراد قسم خوردند
12:21 ائمه کافر می خواستند صالح علیه السلام را بکشند
12:26 بعد از اینکه شتر را کشتند
12:29 نقشه آنها این بود که او را مجبور کنند یک شب بماند و او را بکشند
12:34 صبح مردم به خانواده صالح و طایفه اش می گویند
12:40 ما تا الان از مرگ او خبر نداشتیم
12:43 و ما راستگو هستیم
12:46 خداوند متعال فرمود
12:50 برادرشان صالح را نزد ثمود فرستادیم
12:55 برای عبادت خدا
12:58 اگر دو دسته باشند دعوا می کنند
13:02 گفت: ای مردم چرا عجله دارید؟
13:06 بد قبل از خوب
13:09 اگر از خدا آمرزش نمی خواستی
13:12 شاید رحم کنی
13:15 گفتند: با تو و آنهایی که با تو هستند پرواز می کنیم
13:20 گفت پرنده تو با خداست
13:25 بلکه شما مردمی هستید که در حال وسوسه هستید
13:30 در شهر 9 نفر بودند که در زمین فساد می کردند و نیکی نمی کردند
13:38 گفتند: برای رضای خدا شریک شوید تا شب را با خانواده او بگذرانیم.
13:44 سپس به ولی او می گوییم
13:50 ما شاهد تخریب خانواده او نبوده ایم
13:53 و ما راستگو هستیم
13:56 پس خداوند متعال به صالح علیه السلام وحی کرد
14:01 به آنها قول دهد که بعد از سه روز عذاب خواهد آمد
14:07 خداوند به او دستور داد که از میان آنان و مؤمنانی که از او پیروی کردند بیرون آید
14:13 پس صالح علیه السلام آنچه را که خداوند دستور داده بود به آنان گفت
14:17 او با کسانی که با او ایمان آورده بودند رفت
14:20 پس خداوند آنها را از عذاب دردناک نجات داد
14:24 و اما قوم ثمود
14:26 روز اول صورتشان زرد شد
14:30 هر کدام زردی را در چهره برادرم می بینند
14:34 شک و تردید در روح آنها شروع به چرخیدن کرد
14:37 آیا این آغاز عذابی است که صالح ما را به آن تهدید کرد؟
14:43 روز دوم صورتشان مثل خون سرخ شد
14:49 سپس به عذاب یقین پیدا کردند
14:52 روز سوم صورتشان سیاه شد
14:58 پس با دست خود شروع به کندن قبرهایشان کردند و منتظر مرگ بودند
15:03 در آن روز لرزه آنها را از زیر پاهایشان گرفت
15:08 فریادی از بالای سرشان بلند شد
15:11 تا اینکه همه را نابود کردم
15:14 شکنجه تحقیرآمیز آنها را گرفت
15:17 مثل آتش سوزی شدند
15:20 یعنی مانند گیاه فرسوده ای که در گوسفندان خرد و پراکنده شد.
15:26 حضرتش به پای ایشان
15:29 صالح علیه السلام از کنار قومش در حالی که مرده بودند گذشت
15:35 پس شروع به خطاب كردن آنها كرد و گفت
15:38 من رسالت پروردگارم را به شما رساندم و نصیحت کردم
15:42 اما شما مردمی هستید که مشاوران را دوست ندارید
15:47 خداوند متعال فرمود
15:49 ای قوم من، این شتر خدا برای شما نشانه ای است
15:55 پس رها کن و در زمین خدا بخور
15:58 و او را بد لمس نکنید
16:04 سپس عذابی نزدیک تو را فرا خواهد گرفت
16:10 پس او را می جویدند و او گفت
16:12 سه روز از خانه خود لذت ببرید
16:18 این یک وعده نادرست است
16:22 وقتی سفارش ما رسید
16:26 فرمان ما را به درستی انجام دادیم
16:32 و کسانی که با او ایمان آوردند
16:35 به رحمت ما
16:41 چه کسی در آن روز رسوا می شود؟
16:44 پروردگارت توانا و توانا است
16:51 و کسانی که ستم کردند فریاد را گرفتند
16:54 آنها در خانه های خود خمیده شدند
16:59 انگار که آن را نخوانده اند
17:02 همانا ثمود بر پروردگارشان افزود
17:07 مگر بعد از ثمود
17:12 برادران عزیز
17:14 خداوند متعال چیزهای خوبی را ذکر کرده است
17:17 درود بر او در قرآن کریم
17:19 نه بار
17:21 از قبیله خود ثمود یاد کرد
17:23 بیست بار
17:25 ما داستان صالح علیه السلام را داریم
17:28 او به مردم خود درس و درس فراوان داد
17:31 یکی از مهمترین آنها
17:34 اول، همیشه نتیجه
17:37 مخصوص پیامبران خدای متعال است
17:41 پس از پایان استبداد
17:44 رستگاری برای بندگان مؤمن خدا خواهد بود
17:48 و نابودی برای دشمنان کافرش
17:51 خداوند متعال مهلت می دهد و کوتاهی نمی کند
17:55 دوما
17:57 آیات هر چقدر هم که واضح باشد
18:00 جنایتکاران به آن ایمان ندارند و هدایت نمی شوند
18:04 چنانکه قوم ثمود چنین است
18:07 شتر را دیدند که همان طور که خواسته بودند در مقابلشان ایستاده بود
18:11 با این حال آنها باور نکردند
18:14 سوم
18:16 او حقیقت را به دلیل نبود مردمش و نبود حامیان ترک کرد
18:21 یا به دلیل کثرت اهل بیت از آل باقل پیروی کنید
18:24 این یک بیماری است که از زمان های قدیم افراد را مبتلا کرده است
18:27 پس قوم ثمود گفتند
18:30 به ما بشارت بده تا یکی از ما دنبالش کند
18:33 پس ما در گمراهی و گمراهی هستیم
18:36 چهارم
18:38 حکم راضی مانند آن است که در احکام اخروی آن را انجام دهد
18:43 با خداوند متعال
18:45 خداوند در کتاب خود به آن اشاره کرده است
18:47 آن که شتر را ذبح کرد یکی از آنهاست
18:51 در حالی که بقیه به آن راضی بودند
18:54 از این رو فعل برخی از آیات را به همه آنها اضافه کرد
18:59 و او گفت
19:00 بنابراین آن را استریل کردند
19:02 پس خداوند همه آنها را به عذاب گرفتار کرد
19:05 فقط کسانی که با این امر موافق نبودند در امان ماندند
19:09 آنها مؤمنان هستند
19:11 و اما آنچه مربوط به روزیات دنیاست
19:14 این فقط برای کسانی اعمال می شود که اعمال و گفتار خود را نشان می دهند
19:18 پنجم
19:20 مسلمان باید خطبه بگیرد و عبرت بگیرد
19:23 اگر از خانه های شکنجه شدگان عبور کند
19:26 مانند قوم ثمود در ناحیه حجر
19:29 از ابن عمر رضی الله عنه هر دو
19:32 که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
19:35 از روستاهای ثمود گذشت
19:37 بنابراین مردم از چاه ها آب می کشیدند
19:40 و خمیر خود را ورز دادند
19:42 پس پیامبر صلی الله علیه و آله به آنها دستور داد
19:46 پس گلدان ها را ریختند
19:48 برای شتر خمیر می دادند
19:50 و او رضی الله عنه آنها را نهی کرد
19:53 وارد شدن بر مردمی که شکنجه شده بودند
19:56 و او گفت
19:57 می ترسم آنچه برای آنها اتفاق افتاده برای شما نیز بیفتد
20:02 وارد آنها نشوید
20:04 سپس در حالی که او در راه است خود را با ردای او مبدل می کند
20:08 و او گفت
20:10 وارد این شکنجه گران نشوید
20:13 مگر اینکه گریه کنی
20:16 اگر گریه نمی کنید، بر آنها وارد نشوید
20:21 اکنون می بینیم که عده ای نادان به آن مکان ها می روند و در آنجا عکس می گیرند
20:27 شادی می کند و می خندد
20:29 این خلاف آن چیزی است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ما را به آن راهنمایی کرده است
20:37 بقیه صحبت ها انشاالله
20:40 الحمدلله پروردگار جهانیان است
20:43 درود و درود بر پیامبر ما محمد
20:47 بر همه خانواده و همراهانش
20:50 با داستان انبیا بودی