از مجموعهٔ رياض الصالحين (اكتملت السلسلة) · درس 7 از 9

رياض الصالحين | الحلقة (7) | باب الصبر(2)

◉ 0 بازدید ⏱ 15:25 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 ریاض الصالحین از کلام حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم.
0:09 فصل صبر
0:15 عن صهیب رضی الله عنه
0:18 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
0:22 او در میان کسانی که قبل از شما بودند پادشاه بود
0:25 او یک شعبده باز داشت
0:27 وقتی بزرگ شد به شاه گفت
0:30 من بزرگ شده ام
0:32 پس پسری را برای او فرستاد که به او جادو یاد داد
0:35 پس پسری را برای او فرستاد تا به او بیاموزد
0:38 او در راه بود که راه راهبی را در پیش گرفت
0:42 پس با او نشست و سخنان او را شنید و پسندید
0:46 جادوگر که می آمد، از کنار راهب می گذشت و با او می نشست
0:51 اگر شعبده باز بیاید او را می زند
0:54 از این بابت به راهب شکایت کرد
0:57 گفت: اگر از جادوگر می ترسی
1:00 پس بگو خانواده ام مرا زندانی کردند
1:03 و اگر از خانواده خود می ترسید
1:05 پس بگو شعبده باز من را قفل کرد
1:08 در حالی که او در آن است
1:10 او به یک حیوان بزرگ برخورد کرد
1:13 مردم حبس شده اند
1:15 گفت: امروز من بهتر می دانم.
1:18 جادوگر بهتر است یا راهب بهتر است
1:21 پس سنگی برداشت و گفت
1:24 خدایا اگر امر راهب نزد تو محبوبتر از امر جادوگر باشد
1:29 پس این حیوان را بکش تا مردم بتوانند ادامه دهند
1:33 انداخت و کشت و مردم رفتند
1:37 راهب آمد و به او گفت
1:40 راهب به او گفت
1:42 پسرم، تو امروز از من بهتری
1:46 آنچه می بینم به حرف شما رسیده است
1:49 و مورد آزمایش قرار خواهید گرفت
1:51 اگر گرفتارم به من اشاره مکن
1:55 پسر نابینایان و جذامیان را شفا داد
1:58 انسان را از همه بیماری ها درمان می کند
2:01 نشیمنگاه پادشاه که پسر عموی من بود شنید
2:05 هدایای زیادی برایش آورد
2:08 سپس گفت: «اگر مرا شفا دهی این همه برای توست.»
2:13 گفت: من کسی را شفا نمی دهم.
2:17 فقط خدای متعال شفا می دهد
2:20 اگر به خداوند متعال ایمان دارید
2:23 من به درگاه خدا دعا کردم و او شما را شفا داد
2:25 پس به خداوند متعال ایمان بیاور
2:27 پس خداوند متعال او را شفا داد
2:30 سپس شاه آمد
2:32 همانطور که نشسته بود کنارش نشست
2:35 پادشاه به او گفت
2:37 چه کسی بینایی شما را بازیابی کرد؟
2:39 پروردگارم گفت
2:41 گفت: آیا جز من پروردگاری داری؟
2:44 گفت: پروردگار من و شما خداست
2:48 پس او را گرفت و به شکنجه ادامه داد تا اینکه او را نزد پسر برد
2:53 پس پسر را آورد
2:55 پادشاه به او گفت
2:57 یعنی قهوه ای
2:58 جادوی تو به حدی رسیده است که نابینایان و جذامیان را شفا می دهی
3:02 و شما انجام می دهید و انجام می دهید
3:04 و او گفت
3:06 من کسی را شفا نمی دهم
3:08 فقط خدای متعال شفا می دهد
3:11 پس او را گرفت و به شکنجه ادامه داد تا اینکه او را نزد راهب برد
3:16 راهب را آوردند و گفتند
3:19 از دینت برگرد
3:21 بنابراین آنها خودداری کردند
3:22 بنابراین او خواستار یک اره برقی شد
3:24 پس اره را در سرش گذاشت
3:27 آن را تقسیم کرد تا شکست
3:30 سپس همراه شاه را آورد
3:33 بنابراین به او گفته شد
3:34 از دینت برگرد
3:36 بنابراین آنها خودداری کردند
3:37 پس اره را در سرش گذاشت
3:40 پس او را عذاب داد تا بدبخت شد
3:44 سپس پسر را آورد
3:46 بنابراین به او گفته شد
3:47 از دینت برگرد
3:49 بنابراین آنها خودداری کردند
3:50 پس آن را به گروهی از یارانش داد
3:53 و او گفت
3:54 او را به کوه فلان ببر
3:58 پس با آن از کوه بالا رفتند
4:00 اگر به اوج خود برسید
4:02 اگر از دین خود روی گردانید او را بیرون کنید
4:06 پس او را گرفتند و با او از کوه بالا رفتند
4:09 و او گفت
4:10 خدایا هر چه می خواهی به من بده
4:14 کوه با آنها لرزید
4:16 بنابراین آنها سقوط کردند
4:17 او با پای پیاده به سمت شاه آمد
4:20 پادشاه به او گفت
4:22 دوستان شما چه کار کردند؟
4:24 و او گفت
4:25 خداوند متعال حفظشان کند
4:28 پس آن را به گروهی از یارانش داد
4:31 و او گفت
4:32 او را ببر و در قرقور ببر
4:35 و به وسط دریا رسیدند
4:37 اگر از دین خود روی برگرداند وگرنه او را دور می اندازند
4:41 پس با او رفتند
4:43 و او گفت
4:45 خدایا هر چه می خواهی به من بده
4:48 کشتی واژگون شد و آنها غرق شدند
4:51 او با پای پیاده به سمت شاه آمد
4:54 پادشاه به او گفت
4:56 دوستان شما چه کار کردند؟
4:58 و او گفت
4:59 خداوند متعال حفظشان کند
5:02 به شاه گفت
5:04 تو قاتل من نیستی تا زمانی که به تو دستور می دهم
5:09 او گفت
5:10 چیست؟
5:11 او گفت
5:12 مردم در یک مکان جمع می شوند
5:15 و مرا بر کنده ای مصلوب کن
5:17 سپس یک تیر از Kananti بگیرید
5:20 سپس تیر را در کمان قرار دهید
5:23 بعد بگو
5:24 به نام خدا پروردگار پسر
5:27 سپس مرا دور بریز
5:29 اگر این کار را بکنی، مرا می کشی
5:32 مردم را در یک جا جمع کرد
5:35 و او را بر کنده ای مصلوب کردند
5:37 سپس تیری را از کبک خود برداشت
5:40 سپس تیر را در کمان گذاشت
5:43 سپس گفت
5:44 به نام خدا پروردگار پسر
5:47 بعد پرتاب کرد
5:49 تیر به شقیقه اش افتاد
5:51 دستش را روی شقیقه اش گذاشت
5:54 پس مرد
5:55 و مردم گفتند
5:57 ما به پروردگار پسر ایمان آوردیم
6:00 سپس شاه آمد
6:01 بنابراین به او گفته شد
6:02 دیدی به چی هشدار دادی؟
6:05 به خدا احتیاط شما نازل شده است
6:08 مردم باور کردند
6:10 پس دستور داد شیارها را در دهانه مسیرها ایجاد کنند
6:13 بنابراین آن را گرفتم
6:14 و آن را آتش زد
6:16 و او گفت
6:18 هر که از دین خود برنگردد
6:20 بنابراین او را در آن قرار دادند
6:22 یا به او گفته شد طوفان کن
6:24 بنابراین آنها انجام دادند
6:26 تا اینکه زنی آمد
6:28 و با او پسرش است
6:30 او نتوانست در آن سقوط کند
6:33 پسر به او گفت
6:35 ای ملت
6:36 صبور باش که در راه راستی
6:39 به روایت مسلم
6:41 قله کوه
6:44 یعنی بالاتر
6:45 القرقور
6:47 یک نوع کشتی است
6:49 مصر علیا
6:51 در اینجا هر سرزمین برجسته
6:53 شیار
6:55 ترک در زمین
6:57 مثل یک رودخانه کوچک
6:59 روشن کردن
7:00 یعنی گم شده است
7:02 اگر موفق شوید
7:03 یعنی ورق زد
7:05 من شکست خوردم
7:07 یعنی ایستادم و نامردی
7:09 راهب
7:11 او از فدائیان مسیحیان است
7:13 منو قفل کن
7:15 یعنی جلوی من را گرفت
7:17 تپه
7:19 که نابینا به دنیا آمد
7:21 موثرترین
7:22 یعنی بیماری ها و بیماری ها
7:24 در محل اتصال سرش
7:26 یعنی جای تیم های شعله
7:28 لرزید
7:30 یعنی حرکت کوه و شادی آنها
7:33 تنه
7:35 هر عود
7:37 هر درخت خرمایی
7:39 در جگر کمان
7:41 یعنی وسطش
7:43 هنگام پرتاب دسته آن است
7:45 در معبد او
7:47 معبد در این بین است
7:49 چشم تا لاله گوش
7:51 با دهانه های ریل
7:53 یعنی از درهای راه ها
7:55 بنابراین آن را گرفتم
7:57 بدون شیارهای صاف
7:59 بنابراین آن را وارد کردند
8:01 یعنی زور انداختند
8:03 یکی از فواید صحبت کردن
8:06 اهل فساد
8:08 آنها به دنبال شخصی برای ارث بردن هستند
8:10 فساد آنها
8:12 آنها برای پیدا کردن آن تلاش می کنند
8:14 و آن را نگه دارید
8:17 از پادشاهان و حاکمان کمک بگیرید
8:19 کسانی که بر اساس قانون خدا حکومت نمی کنند
8:21 با شعبده بازها و فالگیرها
8:23 مطلوبیت
8:25 آموزش دوران کودکی
8:27 مانند حکاکی روی سنگ است
8:29 چون کوچولو میتونه
8:31 راهنمایی و آموزش او
8:33 به روش دلخواه
8:35 او تحصیلات دارد
8:37 اثبات کرامت اولیای الهی
8:39 آنها کسانی هستند که به خدا ایمان دارند
8:41 و پرهیزگار بودند
8:43 دل های بندگان
8:45 در دست خداست
8:47 هر که را بخواهد هدایت می کند و هر که را بخواهد گمراه می کند
8:49 پسر تبدیل شد
8:51 او در آغوش شعبده باز است
8:53 و عنایت شاه بدبخت
8:55 فریب نخوردن
8:58 با عزت
9:00 نسبت دادن آن به خداوند متعال
9:02 از نظر مبدأ و ترجیح
9:04 آزمايش ايستگاه افراد جايز است
9:06 وقتی شک دارید
9:08 و آشفتگی در امورشان
9:10 و او این کار را کرد
9:12 پسر وفادار
9:14 وقتی گفت
9:16 امروز شعبده باز را بهتر می شناسم
9:18 مادر راهب بهتر است
9:20 جناس زدن به مخالفان جایز است
9:22 برای آنچه که مستلزم آن است
9:24 به نفع دروغ گفتن است
9:26 در جنگ با دشمنان
9:28 و خود را از نابودی نجات دهد
9:30 مؤمن مورد آزمایش قرار می گیرد
9:33 در صداقت ایمانش
9:35 و اصرار در گفتن حقیقت
9:37 حتی اگر منجر به مرگ او شود
9:39 فداکاری به خاطر
9:41 دعوت به سوی خداوند متعال
9:43 و حقیقت را نشان دهد
9:45 اهل ایمان مسخره می کنند
9:47 هر چه خدا به آنها داده است
9:49 و به آنها عطا کن
9:51 برای خدمت به دین و تبلیغ او
9:53 به راه او
9:56 خداوند متعال حقیقت را آشکار می کند
9:58 و خانواده او پیروز خواهند شد
10:00 باطل و حزبش شکست خواهند خورد
10:02 برای مسلمان جایز است که خود را فدا کند
10:04 اگر در آن باشد
10:06 منافع دینی عمومی
10:08 و او نمی ترسد
10:10 مقابله با باطل و سربازان آن
10:12 بیان واقعیت درگیری
10:14 بین مستبدان و واعظان
10:16 به خدا
10:18 و دلیل آن
10:20 واعظان می خواهند مردم را به بردگی بکشند
10:22 تنها به پروردگار بندگان
10:24 در حالی که ظالمان می خواهند
10:26 از مردم برای گرفتن آنها
10:28 اربابان غیر خدا
10:30 اسباب ویرانی در دست خداست
10:32 اگر بخواهد می تواند انجام دهد
10:34 و اگر بخواهد می تواند قطع کند
10:36 اصرار
10:38 برای رساندن ندای خدا
10:40 به همه مردم
10:42 حتی اگر منجر شود
10:44 برای رضای خدا مردن
10:46 کفار نه
10:48 آنها فاقد استدلال و مدرک هستند
10:50 باور کردن
10:52 بلکه دلیل کفر آنهاست
10:54 او سرسخت و متکبر است
10:57 ظالمان و ستمگران
10:59 آنها آماده کشتن همه مردم هستند
11:01 برای ماندن
11:03 در چه سعادتی هستند
11:05 جهان
11:07 خداوند به سراغ کسانی خواهد رفت که ستم کردند
11:09 از جایی که حساب نکردند
11:11 مردم به پروردگار پسر ایمان آوردند
11:13 وقتی ثبات او را دیدند
11:15 و دعوت او صادق بود
11:17 و عدم ترس او از خدا
11:19 سرزنش مناسب
11:21 کسانی هستند که درباره مهدی صحبت کردند
11:23 غیر از حضرت عیسی علیه السلام
11:25 و این حدیث
11:27 سخن رسول خدا را توضیح می دهد
11:29 خدا رحمتش کند و درود فرستد
11:31 در حدیث گرگ العابد
11:33 در مورد مهدی صحبتی نکرد
11:35 به جز سه
11:37 آنها را ذکر کرد و اینکه آنها هستند
11:39 در بنی اسرائیل
11:41 اثبات اعجاز قرآن
11:43 چون در موردش گفت
11:45 چیزهای پنهانی که تاریخ فراموش کرد
11:47 وقتی در موردش گفت
11:49 نگهدارنده های شیار
11:51 کسانی که خداوند متعال درباره آنها فرموده است
11:53 صاحبان خندق کشته شدند
11:55 استفاده از پرورش دهنده
11:58 داستان در راهنمایی
12:00 چون تاثیر داره
12:02 ممکن است مشکلی نباشد
12:04 مستقیم
12:06 عن انس رضی الله عنه
12:09 او گفت
12:11 پیامبر صلی الله علیه و آله از آنجا گذشت
12:13 با زنی که گریه می کند
12:15 سر یک قبر
12:17 و او گفت
12:19 از خدا بترسید و شکیبا باشید
12:21 او در مورد من به شما گفت
12:23 تو زخمی نشدی
12:25 با بدبختی من
12:27 و او نمی دانست
12:29 بنابراین به او گفته شد
12:31 او پیامبر صلی الله علیه و آله است
12:33 بنابراین او آمد
12:35 باب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
12:37 آن را پیدا نکرد
12:39 او دروازه بان دارد
12:41 گفت: من تو را نمی شناسم
12:43 و او گفت
12:45 اما صبر است
12:47 شوک اول
12:49 موافقت کرد
12:51 و در یک رمان
12:53 گریه برای پسر
12:55 برای او
12:59 اینجا در مورد من
13:01 یعنی کنار برو و از من دور شو
13:03 شوک اول
13:05 چه فاجعه غافلگیر کننده ای
13:07 در اوج خود
13:09 و من از او محافظت کردم
13:12 یکی از فواید صحبت کردن
13:14 بی حوصلگی متناقض است
13:16 تقوا
13:19 صبر قابل ستایش
13:21 دوستش
13:23 غافلگیری فاجعه چه بود؟
13:25 بعد از آن مسابقه می دهند
13:27 اگر روزها طولانی باشد
13:29 رفتار رخ داد
13:31 و سپس
13:33 صبور بودن فایده ای ندارد
13:35 یکی از شرایط صبر زیبا
13:37 اخلاص و فقدان
13:39 شکایت به خدا
13:41 و باید به موقع باشد
13:43 تواضع پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
13:45 و مهربانی او
13:47 توسط نادانان
13:50 التزام به امر به معروف
13:52 و نهی از منکر
13:54 کسی برای بدبختی پاداش نمی گیرد
13:56 چون اینطور نیست
13:58 چه کسی آن را ساخته است
14:00 اما او پاداش خوبی می گیرد
14:02 نیت و استواری او
14:04 صبر و رضایت او زیباست
14:06 به خواست و تقدیر خدا
14:08 به همین دلیل است که پیامبر دستور داد
14:10 خدا رحمتش کند و درود فرستد
14:12 زنان با ترس از خدا و صبر
14:14 بخشش مجروح
14:16 و عذر او را بپذیرید
14:18 پس از آن روی برگرداند
14:20 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
14:22 وقتی به او گفت
14:24 اینجا در مورد من
14:26 تو از بدبختی من رنج نبردی
14:28 هر که به لطفی امر کند
14:30 او باید آن را بپذیرد
14:32 با استقبال خوب
14:34 تابع حقیقت است
14:36 حتی اگر موضوع را برای او نمی دانست
14:38 امکان فریبنده
14:41 هنگام نصیحت کردن، آسیب برسانید
14:43 و پیام را پخش کنید
14:45 بر حاکم و قاضی
14:47 او نباید کسی را انتخاب کند که او را بلاک کند
14:49 از طرف رعایا یا از طرف او
14:51 گرایش های مردم
14:53 وقتی زن آمد
14:55 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
14:57 او را پیدا نکرد
14:59 دربان ها
15:01 که خداوند فرمانی بر او نهاده است
15:03 از شئون مسلمین
15:05 تا بررسی کند که خداوند از او چه مراقبتی کرده است
15:07 پس او را به نیکی امر می کند
15:09 و از منکر نهی می کند
15:11 و او می گوید که تصادف کرده است
15:13 و خودش را تسکین می دهد
15:15 و سلولش را می بندد
15:17 عذرخواهی او را می پذیرد
15:19 ریاض الصالحین