از مجموعهٔ كنوز السيرة (اكتملت السلسلة) · درس 18 از 18

كنوز السيرة | الشيخ عثمان الخميس | الحلقة (51) | حجة الوداع

◉ 0 بازدید ⏱ 17:01 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 گنجینه های بیوگرافی
0:06 بحث خداحافظی
0:11 ده سال بعد از هجرت
0:16 روز شنبه
0:18 برای چهار روز باقی مانده از ذی القعده
0:20 در سال دهم هجرت پیامبر(ص)
0:23 درود خدا بر او باد آماده شدن برای حج
0:27 عن جعفر الصادق
0:29 عن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب
0:33 او گفت: خداوند از آنها راضی باشد
0:35 به جابر بن عبدالله گفتم
0:38 از حجت پیامبر صلی الله علیه و آله برایم بگو
0:42 با دستش گفت
0:44 پس نه را نگه داشت و سپس گفت
0:47 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
0:50 او نه سال در شهر ماند
0:53 حج نرفت
0:54 سپس مردم را در ساعت ده به نماز خواند
0:57 رسول خدا صلی الله علیه و آله حج را به جا آورد
1:01 مردم زیادی به شهر آمدند
1:04 همه در پی پیروی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستند
1:09 و مانند او کار می کند
1:11 پس با او بیرون رفتیم تا به ذی الحلیفه رسیدیم
1:15 اسماء بنت عمیس متولد شد
1:18 محمد بن ابی بکر
1:20 پس برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرستاده شد
1:24 نحوه درست کردن
1:26 او گفت
1:27 تو دوش بگیر
1:28 لباس بپوش و احرام بپوش
1:31 این سنت برای زنان حائض و زنان پس از زایمان است
1:36 اگر قبل از احرام حیض یا نفاس داشته باشد
1:40 احرام می کند و برای احرام غسل می کند و نماز را به جا می آورد
1:44 جابر گفت
1:46 رسول خدا صلی الله علیه و آله در مسجد نماز خواند
1:50 سپس حداکثر سوار شد
1:52 حتی زمانی که شتر او با او بر روی پایه استراحت کرد
1:56 به چشمانم در دستانش نگاه کردم
1:59 چه کسی سوار است یا پیاده روی؟
2:01 و سمت راست او همینطور است
2:03 و در سمت چپ او، همینطور
2:06 و جانشین او چنین است
2:08 و رسول خدا صلی الله علیه و آله در میان ماست
2:13 بر این اساس، قرآن نازل شد
2:15 تعبیرش را می داند
2:17 ما هیچ کاری نکردیم
2:21 او شایسته توحید است
2:23 خدا خیرت بده
2:25 شما شریک ندارید، شریک ندارید
2:28 حمد و برکت از آن تو و ملکوت است
2:31 شریکی نداری
2:33 و مردم با آنچه مورد استقبال قرار می گیرند پاداش می گیرند
2:37 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هیچ کدام را نخواست
2:42 یعنی یکی از افرادی که وفای رسول خدا صلی الله علیه و آله را به انجام می رساند.
2:47 و بعضى از آنها آنچه را كه برآورده نشده است انجام مى دهند
2:50 همانطور که برخی از آنها می گویند
2:53 خداوند شما را برکت دهد و برکت دهد
2:55 همه خوبی ها در دستان شماست
2:58 و برخی از آنها می گویند
3:00 واقعا خیلی خوبه
3:02 کاغذ عبادت
3:04 برخی از آنها پیرتر می شوند
3:06 برخی از آنها سپاسگزارند
3:08 برخی از آنها تشویق می کنند
3:10 و غیره
3:12 او گفت
3:13 رسول خدا صلی الله علیه و آله مکلف به ملاقات او شد
3:17 جابر گفت
3:19 ما فقط قصد حج داریم
3:21 ما عمره را نمی شناسیم
3:23 یعنی با حج
3:25 حتی اگر با او به خانه بیاییم
3:27 گوشه را دریافت کنید
3:29 سه بار ترمز کرد و چهار بار راه رفت
3:32 سپس به حرم حضرت ابراهیم علیه السلام رفت
3:36 سپس خواند
3:38 مقام ابراهیم را محل نماز قرار دادند
3:42 پس بین خود و خانه را قرار داد
3:45 پدرم می گفت
3:48 من او را نمی شناسم که آن را ذکر کند مگر از رسول خدا صلی الله علیه و آله
3:53 دو رکعت می خواند
3:56 بگو: خدا یکی است
3:58 و بگو اى كافران!
4:01 سپس به گوشه برگشت و آن را دریافت کرد
4:04 سپس از در به سوی الصفا بیرون رفت
4:07 هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به صفا نزدیک شد، تلاوت کرد
4:12 صفا و مروه از نمادهای خدا هستند
4:16 آیه
4:18 سپس گفت: من با همان چیزی شروع می کنم که خدا با آن آغاز کرد.
4:22 پس با صفا شروع کرد
4:24 تا خانه را دید بالا رفت
4:27 پس آن را دریافت کرد و خداوند او را متحد کرد و جلال داد
4:30 گفت: معبودی جز خدای یکتا و بدون شریک نیست
4:35 پادشاهی از آن اوست و ستایش از آن اوست
4:38 او بر همه چیز قدرتمند است
4:41 هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست
4:44 عهد خود را زیر پا گذاشت و به بنده خود پیروز شد
4:47 او به تنهایی احزاب را شکست داد
4:50 سپس بین آن نماز خواند
4:52 سه بار اینطور گفت
4:55 سپس به مروه فرود آمد
4:57 امروزه بسیاری از مردم این سنت را ترک کرده اند
5:01 قول نمی دهند به مروه برسند
5:04 به سمت صفا می روند
5:06 و به همین ترتیب از صفا تا مروه هفت بار
5:10 این برخلاف هدایت پیامبر صلی الله علیه و آله است
5:14 سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
5:17 قبل از هر چیز ما باید آن را تا حد امکان دنبال کنیم
5:22 فرمود، سپس به سوی مروه فرود آمد
5:25 حتی وقتی پاهایش در اعماق دره کاشته می شد، می دوید
5:30 حتی وقتی بلند می شدند، راه می رفت
5:33 تا اینکه به مروه آمد
5:35 او همان کاری را که در مروه انجام داد، همان گونه که در الصفا انجام داد، انجام داد
5:38 حتی اگر آخرین طواف او در مروه باشد
5:42 او گفت
5:43 اگر از امورم دريافت مي كردم، بر نمي گشتم
5:46 من به قربانی آب ندادم
5:48 و برای تمام عمرش
5:50 هر کس از شما قربانی ندارد، حلال شود
5:54 و آن را عمره قرار دهد
5:57 حج سه قسم است
5:59 مفرد
6:01 که حجت را به وحدت جدا می کند
6:03 مقایسه کنید
6:05 که حج و عمره را با هم جمع می کند
6:08 لذت بخش
6:10 کسانی که در ماه های حج عمره می کنند
6:13 سپس تجزیه می شود
6:15 بعد از آن برای حج احرام می کند
6:17 آنچه صحیح است، سخنان علما است
6:20 که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
6:22 حاجی مقایسه کردیم
6:24 علما اختلاف داشتند
6:26 در کدام زاهدان بهترین هستند؟
6:28 فردی شدن
6:30 یا قرآن
6:31 یا لذت ببرید
6:33 شیخ الاسلام ابن تیمیه جمع آوری کرد
6:35 خداوند در میان این سخنان او را بیامرزد
6:37 و او گفت
6:39 همه آنها شایستگی دارند
6:41 هر که در ماه های حج عمره بجا آورد
6:43 سپس به کشورش بازگشت
6:45 بهتر است او تنها باشد
6:47 حج
6:49 و از ساقه حیوان قربانی
6:51 در مقایسه حج بهتر است
6:53 و هر که قربانی را سیراب نکند
6:55 حج بر او بهتر است
6:57 لذت بردن
6:59 چنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم امر فرمود
7:01 صاحبانش این کار را می کنند
7:03 بازگشت به حدیث
7:05 جابر
7:07 سپس صورقا بن مالک بن جعش قیام کرد
7:09 گفت یا رسول الله
7:11 زبان های ما
7:13 این برای همیشه است
7:15 یعنی عمره با حج
7:17 پس رسول خدا شبکه کرد
7:19 خدا رحمتش کند، یکی
7:21 در دیگری
7:23 گفت وارد شدم
7:25 دو بار عمره در حج
7:27 خیر
7:29 اما برای همیشه و همیشه
7:31 خداوند از او راضی باشد
7:33 چون اهل یمن است
7:35 با پیکر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
7:37 و علی را پیدا کرد
7:39 فاطمه یکی از کسانی است که آن را حل کرد
7:41 و لباس پوشید
7:43 جوان و سرمه
7:45 او این موضوع را به او تکذیب کرد
7:47 گفت که پدرم
7:49 او به من دستور داد که این کار را انجام دهم
7:51 گفت و شد
7:53 علی می گوید در عراق هنوز
7:55 این در زمان خلافت او بود
7:57 پس نزد رسول خدا رفتم
7:59 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
8:01 مزاحم فاطمه
8:03 با چیزی که ساختی
8:05 درخواست از رسول خدا
8:07 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
8:09 من در مورد او اشاره کردم
8:11 گفت پس به او گفتم که هستم
8:13 من آن را به او تکذیب کردم
8:15 گفت حق با شماست
8:17 حق با شماست
8:19 گفت پس چی گفتی؟
8:21 حج تحمیل شد
8:23 گفت من گفتم
8:25 خدایا من لایق چه چیزی هستم
8:27 به مسنجر خود خوش آمدید
8:29 عقب نشینی برای مسلمان برای تعیین مناسک
8:31 و او را صدا می کند
8:33 این موضوع صحبت کردن نیست
8:35 با نیت
8:37 زیرا نیت بر اساس قلب است
8:39 عدم تصریح به مناسک جایز است
8:41 اگر صبر کند
8:43 ربکا یا یکی از علما
8:45 و او می گوید
8:47 من کاری را که فلانی انجام داد انجام خواهم داد
8:49 علی رضی الله عنه
8:51 مراسم مشخص نشده بود
8:53 اما او گفت
8:55 آنچه را که او برآورده کرد، به انجام رساندم
8:57 رسول خدا
8:59 پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود
9:01 برای با من
9:03 قربانی جایز نیست
9:05 جابر گفت
9:08 گروه ارشاد بود
9:10 که او به من ارائه کرد
9:12 از یمن و آن که آن را آورده است
9:14 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
9:16 صد شتر
9:18 سال کمتر
9:20 برای اینکه مسلمان قربانی کند
9:22 شاه است
9:24 اگر شتر است پس این
9:26 بهتر است
9:28 هر چه عدد بالاتر باشد بهتر است
9:30 جابر گفت
9:32 خانواده همه مردم
9:34 و کوتاه آمدند
9:36 جز پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
9:38 و هر كه قربانى با خود داشته باشد
9:40 وقتی روز ترویه بود
9:42 آنها به سمت ما حرکت کردند
9:44 پس حج کردند
9:46 و رسول خدا سوار شد
9:48 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
9:50 نماز ظهر و عصر را خواند
9:52 و مراکش و شام
9:54 و ف و فجر
9:56 کوتاه بدون جمع
9:58 سپس تمام شب را بیدار ماند
10:00 خورشید بیرون آمد
10:02 دستور داد گنبدی از مو ساخته شود
10:04 تا او را با ببر بزنند
10:06 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله راه افتاد
10:08 و شک نکن
10:10 قریش جز آن
10:12 ایستاده در مسجدالحرام
10:14 همانطور که قریش بود
10:16 ساخته شده در زمان قبل از اسلام
10:18 دلیلش این است که قریش
10:20 حرم را ترک نکنید
10:22 آنها خود را حماس می نامند
10:24 یعنی مشتاقان مذهبی
10:26 وارد عرفات نمی شوند
10:28 هرگز
10:30 گفت پس اجازه داد
10:32 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
10:34 تا اینکه به عرفات آمد
10:36 او متوجه شد که گنبد ضربه خورده است
10:38 او یک ببر دارد
10:40 پس به سمت آن رفت
10:42 اگر خورشید طلوع کند
10:44 دستور داد مرا قطع کنند، پس رفتم
10:46 نزد او و آمد
10:48 شکم دره نامزد شد
10:50 گفت: خون توست.
10:52 پول شما بر شما حرام است
10:54 به اندازه روز شما مقدس است
10:56 این در ماه شماست
10:58 این در کشور شماست
11:00 به جز همه چیز
11:02 از موضوع جهل
11:04 زیر پای من سوژه است
11:06 سپس حضرت رضی الله عنه فرمودند
11:08 و خون
11:10 جهل موضوع است
11:12 و اولین خونی که ریختم
11:14 از خون ما
11:16 خون ابن ربیعه بن الحارث
11:18 او در میان بنی سعد پرستار بود
11:20 پس هذیل او را کشت
11:22 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
11:24 تصمیم بگیرید
11:26 اینها مسائل جهل است
11:28 تمام شد
11:30 خون جهل به پایان رسیده است
11:32 و اولین خونی که ریختم
11:34 خون پسر عمویم
11:36 او ابن ربیعه بن الحارث است
11:38 ابن عبدالمطلب
11:40 پس از خودش شروع کرد رضی الله عنه
11:42 سپس گفت
11:45 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
11:47 و پروردگار جهل
11:49 موضوع
11:51 و ربا اول را از دست می دهم
11:53 او ما را بزرگ کرد
11:55 پروردگار عباس بن عبدالمطلب
11:57 یک موضوع کامل است
11:59 پس در مورد زنان از خدا بترسید
12:01 شما آنها را گرفتید
12:03 در پناه خدا
12:05 و عورت آنها را حلال کردی
12:07 به قول خدا
12:09 و شما نباید اجازه دهید آنها را آرام کنند
12:11 کسی رو که ازش متنفری بگیر
12:13 اگر این کار را انجام دهند
12:15 آنها را نه به شدت کتک زدند
12:17 و آنها بر شما هستند
12:19 به آنها روزی داد و لباس پوشاند
12:21 با لطف
12:23 من چیزی را در میان شما گذاشتم که گمراه نمی شوید
12:25 پس از او، اگر به او چنگ بزنی
12:27 کتاب خدا
12:29 و از من میپرسی
12:31 پس چی میگی؟
12:33 گفتند
12:35 شهادت می دهیم که شما به بلوغ رسیده اید
12:37 اجرا کردم و نصیحت کردم
12:39 با انگشت اشاره اش گفت
12:41 او را به آسمان می برد
12:43 و با مردم شوخی کرد
12:45 خدایا شاهد باش
12:47 خدایا شاهد باش
12:49 خدایا شاهد باش
12:51 بعد اجازه داد
12:53 بله بلال
12:55 سپس او ماند
12:57 فصل ظهر
12:59 سپس او ماند
13:01 فصل بعد از ظهر
13:03 چیزی بین آنها نیفتاد
13:05 یعنی سنت منظم ظهر
13:07 سپس رسول خدا سوار شد
13:09 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
13:11 پس شکم شتر خود را درست کرد
13:13 افراطی تا صخره ها
13:15 در کوه رحمت است
13:17 در عرفه
13:19 طناب راه رفتن را در دستانش گذاشت
13:21 و رو به قبله باشد
13:23 او ایستاده ماند
13:25 تا اینکه خورشید غروب کرد
13:27 زردی کمی از بین رفت
13:29 تا اینکه دیسک از دست رفت
13:31 اسامه پشت سر او تعقیب کرد
13:33 در راه مزدلفه
13:35 او حداکثر به دار آویخته شد
13:37 زیپ کنید
13:39 سرش به سر مورک می خورد
13:41 با دست راستش می گوید
13:43 نیروانا نیروانا
13:45 هر وقت که می آید
13:47 یک رشته طناب
13:49 آرخالها
13:51 تا اینکه به مزدلفه آمد
13:53 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
13:55 نماز مغرب و عشا را جدا کرد
13:57 با یک گوش
13:59 و دو تا میمونه
14:01 جمعه گذشته رسید
14:03 و یک قصر
14:05 چیزی بین آنها رد نشد
14:07 تا سحر برگشت
14:09 سپس سحر فرا رسید
14:11 صبح را به او نشان دهید
14:13 با گوش و اقامه
14:15 سپس حداکثر سوار شد
14:17 تا اینکه مسجدالحرام آمد
14:19 پس رو به قبله شد
14:21 پس او را صدا زد و گفت: الله اکبر.
14:23 و فقط به خدا
14:25 او ایستاده ماند
14:27 خیلی خوشحالم
14:29 پس قبل از طلوع آفتاب پرداخت
14:31 بر خلاف قریش
14:33 او با آنها مخالف بود
14:35 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
14:37 در حال رفتن به عرفات
14:39 چون به عرفات نمی روند
14:41 همانطور که در بالا اشاره کردیم
14:43 و آنها فکر کردند که اینطور است
14:45 او مانند دیگران در مزدلفه خواهد ایستاد
14:47 پس او را به عرفات فرستادند
14:49 و با او پرداخت کردند
14:51 بعدش چرا؟
14:53 به مزدلفه بازگشت
14:55 فکر می کردند بیدار می ماند
14:57 خورشید طلوع می کند
14:59 همانطور که قریش انجام دادند
15:01 که در مزدلفه اقامت داشت
15:04 پس از مزدلفه خارج شد
15:06 قبل از طلوع آفتاب
15:08 او گفت
15:10 الفضل بن عباس افزود
15:12 او مردی با موهای خوب بود
15:14 سفید و خوش تیپ
15:16 و هنگامی که رسول خدا پرداخت
15:18 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
15:20 مدتی از کنارش گذشت و دوید
15:22 بنابراین اعتبار جریان پیدا کرد
15:24 او به آنها نگاه می کند
15:26 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را قرار داد
15:28 دست او قابل تقدیر است
15:30 پس صورتش را برگرداند
15:32 به طرف دیگر نگاه می کند
15:34 پس در مورد رسول خدا
15:36 خداوند او را بیامرزد و درود فرستد
15:38 دستش به طرف دیگر
15:40 تا اینکه شکمش شکست
15:42 کمی حرکت کن
15:44 سپس راه را در پیش بگیرید
15:46 وسطی بیرون می آید
15:48 در جمرات الکبری
15:50 تا اینکه اخگر آمد
15:52 روی درخت پرتاب کرد
15:54 او با هفت سنگریزه بزرگ می شود
15:56 با هر قسمتش
15:58 حذف شد
16:01 سپس به سمت شیب رفت
16:03 شصت و سه نفر را ذبح کرد
16:05 با دستش
16:07 سپس آن را به علی داد و او آن را قربانی کرد
16:09 چه گرد و غباری
16:11 و او را در هدیه او همراهی کنید
16:13 سپس از هر بدنی دستور داد
16:15 با چند تا
16:17 پس در قابلمه ریختم و پختم
16:19 پس گوشت او را خورد
16:21 و آبگوشت آن را بنوشید
16:23 سپس او رضی الله عنه سوار شد
16:25 پس به داخل خانه دوید
16:27 طواف الافاضه کرد
16:29 نماز ظهر را در مکه خواند
16:31 سپس نزد بنی عبدالمطلب آمد
16:33 زمزم را سیراب می کنند
16:35 و او گفت
16:37 فرزندان عبدالمطلب را حذف کنید
16:39 مگر اینکه او شما را شکست دهد
16:41 مردم شما را سیراب می کنند
16:43 من با شما خواهم رفت
16:45 پس یک سطل به او دادند
16:47 پس او رضی الله عنه از آن نوشید