العشرة المبشرون بالجنة | الحلقة (27) | أبو عبيدة بن الجراح رضي الله عنه (الجزء 1)

◉ 0 بازدید ⏱ 12:47 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:03 انجمن مواضع
0:06 ده بهشت موعود جلو آمدند
0:10 ابوعبیده بن الجراح رضی الله عنه
0:17 عشق به صحابه و خویشاوندی، سنتون
0:22 پروردگارم آن را به من داده است اگر به من حیات بخشد
0:29 هر ملتی یک متولی دارد
0:33 او امانتدار این ملت است
0:35 ابوعبیده بن الجراح
0:38 با این جملات زیبا
0:41 پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم میخکوب شد
0:44 مهم ابوعبیده رضی الله عنه
0:47 و او را به افتخار و سفال پوشاند
0:51 این ابوعبیده کیست؟
0:54 بیا تابوت با بیوگرافی او
0:56 ما از اخبار او خسته شدیم
1:00 او یک همراه بزرگ است
1:02 عامر بن عبدالله بن الجراح
1:05 القرشی الفیهری
1:07 ابوعبیده
1:09 او در اوایل بعثت به اسلام گروید
1:14 او همان آسیبی را دید که یارانش به نام خدا متحمل شدند
1:18 او در قرآن و سنت اطلاعات زیادی داشت
1:22 استاد محافظت شده ای که در بین مردمش جایگاهی دارد
1:26 متخصص در مبارزه و الهام گرفته از جنگ
1:29 که او را به یک رهبر باتجربه تبدیل کرد
1:32 پیشاپیش در تهاجمات و شرکتها
1:35 و از او راضی بود
1:37 یه مرد لاغر
1:39 صورت رگدار
1:40 ریش روشن
1:42 خیلی وقته دوتا تاشو بریدم
1:45 موهایش را با حنا و کتام رنگ می کند
1:48 او دو چوب داشت
1:51 یعنی دو تار مو
1:53 آنها را می پیچد و پشت گوشش می گذارد
1:56 ابوعبیده
1:59 من پیامبر صلی الله علیه و آله را دوست دارم
2:02 عشقی که در دلش نفوذ کرد
2:05 این امر در مصاحبت او صلوات الله علیه آشکار بود
2:09 در تمام نبردها
2:11 و با تمام فداکاری و قدرت از او دفاع کنید
2:14 پیامبر صلی الله علیه و آله آن را مبادله کرد
2:18 عشق با عشق و نزدیکی
2:22 از عایشه رضی الله عنها سؤال شد
2:25 یعنی اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
2:29 او مورد علاقه او بود
2:31 ابوبکر گفت
2:33 آن موقع گفته شد کیست
2:35 گفت پس عمر
2:37 آن موقع گفته شد کیست
2:39 گفت: سپس ابوعبیده بن الجراح
2:43 آن موقع گفته شد کیست
2:45 پس سکوت کردم
2:47 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:50 بله، آن مرد ابوبکر است
2:52 بله، آن مرد عمر است
2:54 آری آن مرد ابوعبیده بن الجراح است
2:58 آنچه دلالت بر مقام او نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله دارد
3:04 انتخاب او برای همراهی با مردم یمن
3:07 وقتی نزد او آمدند و گفتند
3:10 یک مرد صادق را با ما بفرستید
3:12 او به ما سنت و اسلام می آموزد
3:15 پس پیامبر صلی الله علیه و آله آن را گرفت
3:18 بر دست ابوعبیده سلام کرد
3:20 گفت: این امین این امت است
3:24 آری آن مرد ابوعبیده است
3:28 عابد زاهد
3:30 دنیا او را می خواست اما او نمی خواست
3:33 با او روبرو شد و او او را دفع کرد
3:36 او آنچه را که در دست داشت به عنوان آذوقه برای آنچه در آخرت خواهد یافت، داد
3:40 عمر بن خطاب رضی الله عنه بود
3:44 از او متوجه این موضوع می شود
3:46 و او آن را تحسین می کند
3:47 زمانی که خلافت را به دست گرفت
3:49 یک بار چهارصد دینار برای او فرستاد
3:53 به رسول فرمود
3:55 ببین باهاش چیکار میکنه
3:57 پس ابوعبیده رضی الله عنه آن را تقسیم کرد
4:02 چیزی برای خودش و خانواده اش باقی نمانده بود
4:06 هنگامی که رسول به عمر گفت
4:08 او گفت
4:10 حمد خدایی را که در اسلام کسی قرار داد که این کار را بکند
4:15 او در موقعیتی دیگر از حیثیت و ابهت تراوش می کند
4:19 و زینت و گل دنیا را رها کن
4:23 امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه به شام آمد
4:28 شاهزادگان و بزرگان او را پذیرفتند
4:31 و او گفت
4:32 برادر من کجاست؟
4:34 گفتند کیست؟
4:35 او گفت
4:36 ابوعبیده
4:38 گفتند
4:39 الان میام پیشت
4:41 سپس ابوعبیده سوار بر شتری ریسمان بسته آمد
4:46 پس سلام کرد
4:48 عمر پایین آمد و او را در آغوش گرفت
4:50 به مردم گفت
4:52 ما را ترک کردند
4:54 با ابوعبیده راه رفت تا به خانه اش رسید و بر او نازل شد
4:59 در خانه اش جز شمشیر و سپر و کمربندش چیزی ندید
5:04 عمر به او گفت
5:06 شما شاهزاده شام هستید
5:08 چمدان شما کجاست؟
5:10 ابوعبیده گفت
5:12 ای امیرالمومنین!
5:14 این موضوع به آنها گزارش خواهد شد
5:17 سپس به سمت کاسه بلند شد
5:19 و تکه های نان را از آن خارج کنید
5:22 آن را به امیرالمؤمنین(ع) عرضه کرد
5:25 چشمان خلیفه زاهد پر از اشک شد و گفت
5:29 دنیا همه ما را تغییر داد
5:31 غیر تو ای ابوعبیده
5:35 ابوعبیده رضی الله عنه از زهد او راضی نبود
5:40 دیگران را به پرهیز از این دنیا و کاهش آن تشویق می کرد
5:45 در میان مردم راه می رفت و می گفت
5:48 خدایی هست که لباسش را سفید می کند و دینش را آلوده می کند
5:53 هیچ خدایی نیست که خود را گرامی دارد و برای او خوار و خوار باشد
5:57 کارهای بد باستانی را با کارهای خوب امروزی دفع کنید
6:02 اگر یکی از شما کار بدی انجام دهد، بین او و بهشت چیزی نیست
6:08 سپس کارهای نیک انجام دهید که ممکن است بر اعمال بد او غلبه کنید تا بر آنها چیره شوید
6:14 زمانی که مردم از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله غمگین شدند
6:19 در سقیفه بنی ساعده گرد آمدند تا شاهزاده خود را انتخاب کنند
6:24 ابوعبیده رفتاری داشت که باید ستود و از آن یاد کرد
6:29 و اهل فضیلت او را فراموش نمی کنند
6:32 آنجا که خلافت به او رسید، امتناع کرد و آن را به اهلش برگرداند
6:39 هنگامی که انصار و مهاجرین در مورد اینکه چه کسی جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می شود اختلاف کردند.
6:46 انصار به مهاجران گفتند
6:49 از ما یک شاهزاده است و از شما یک شاهزاده
6:52 امین ابوعبیده رضی الله عنه برخاست و به آنها گفت
6:57 ای اهل انصار!
6:59 شما اولین کسی هستید که حمایت و پشتیبانی می کنید
7:02 اولین کسی نباشید که آن را تغییر می دهد
7:06 پس مردم ساکت ماندند
7:08 سپس ابوبکر رضی الله عنه برخاست و گفت
7:11 بهترین چیزی که می توان گفت، فرض مردم است
7:15 سپس ابوبکر رضی الله عنه گفت
7:18 من یکی از این دو مرد را برای شما تایید کردم
7:21 یعنی عمر و ابوعبیده
7:24 سپس به ابوعبیده گفت
7:27 آیا من حتی شما را به عنوان جانشین شما تعیین می کنم؟
7:29 زیرا از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
7:34 هر ملتی یک متولی دارد
7:37 شما امانتدار این ملت هستید
7:40 ابوعبیده رضی الله عنه گفت
7:43 من به مردی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به او امر کرده بود که در امان باشد نزدیک نمی شوم.
7:50 سپس عمر رضی الله عنه برخاست
7:53 پس با ابوبکر برای خلافت بیعت کرد
7:56 و ابوعبیده نیز چنین کرد
7:59 سپس مردم همچنان با او رضی الله عنه بیعت کردند
8:03 و چون عمر بن خطاب رضی الله عنه به چاقو خورد
8:07 در حالی که نفسش حبس شده بود گفت
8:10 اگر ابوعبیده بن الجراح زنده بود، او را خلیفه می کردم.
8:15 اگر پروردگارم درباره او از من سؤال کند، می گویم
8:18 وصی خدا و وصی رسولش را جانشین قرار دادم
8:22 در سال هشتم هجری
8:26 پس پیامبر صلی الله علیه و آله عمر بن العاص رضی الله عنه را فرستاد.
8:31 در خفا به سرزمین فرسودگی
8:35 در نبرد ذات السیلسیل
8:37 عمر بن العاص رضی الله عنه متوجه شد که قدرت دشمنانش زیاد است
8:43 پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستاد تا آن را طلب کند
8:48 پس پیامبر صلی الله علیه و آله از او حمایت کرد
8:51 با دویست خانواده مهاجر و انصار
8:55 از جمله ابوبکر و عمر رضی الله عنهم هستند
8:59 ابوعبیده بن الجراح رضی الله عنه به آنها دستور داد
9:04 به او دستور داد که به عمر بن العاص ملحق شود
9:07 و همه بودن و متفاوت بودن
9:10 سپس ابوعبیده رضی الله عنه و کسانی که با او بودند به عمر پیوستند
9:15 وقتی نماز آمد
9:17 ابوعبیده می خواست مردم را در نماز رهبری کند
9:21 عمر گفت
9:22 تو به من پیشنهاد حمایت دادی و من شاهزاده هستم
9:26 به او گفت: شاهزاده ما ابوعبیده کیست؟
9:31 و تو امیر یاران خود هستی
9:33 اما ابوعبیده رضی الله عنه موضع دیگری داشت
9:39 او فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را در پهلوها حمل می کند
9:44 جایی که به او گفت موافق و مخالف نباش
9:49 پس امارت را به او واگذار کرد
9:52 عمر رضی الله عنه مردم را به نماز امامت می کرد
9:56 این بیوگرافی ایشان بود که خداوند از ایشان راضی باشد
10:00 تمایل به امارت هر چند شایسته آن باشد
10:04 او اطاعت از خدا و رسول او صلی الله علیه و آله را ترجیح می دهد
10:10 و برای حفظ جمع سخنان مردم
10:13 او واقعاً متولی این ملت شد، امانتدار
10:18 یکی از مهمترین سخنان او در برانگیختن شور و شوق سربازانش به جنگ
10:24 و آنان را به جهاد برانگیزد
10:26 گفتار همیشگی او
10:28 بندگان خدا
10:30 خدا را یاری کن تا او تو را یاری کند و پاهایت را محکم کند
10:34 بندگان خدا
10:36 صبور باش
10:37 صبر نجات از کفر است
10:40 و مورد رضایت پروردگار
10:42 و یک یادداشت شرم آور
10:44 از صفوف خود خارج نشوید
10:47 قدمی به سمت آنها برندار
10:49 و با آنها دعوا راه ندهید
10:52 نیزه های خود را باز کردند
10:54 آنها با سپر پوشیده شدند
10:56 یعنی زره
10:58 و سکوت کنید مگر آن که در درون خود خدای متعال را ذکر کنید
11:03 ان شاء الله تا فرمان شما محقق شود
11:08 ابوعبیده نمونه ای از تواضع است
11:11 و از خضوع او، خداوند از او راضی باشد
11:14 این که به اهل شام گفت که او حاکم آنهاست
11:18 آهای مردم
11:20 من مسلمانی از قریش هستم
11:23 و هیچ یک از شما، چه سرخ و چه سیاه، مرا به تقوای لطف نمی کنید
11:28 مگر اینکه ای کاش از او می ترسیدم
11:31 یعنی در پوستش
11:33 به ما درس زهد و ترس از خدای متعال می دهد
11:38 آن درس را فراموش نکن
11:40 حتی اگر زمان زیادی طول بکشد
11:43 او به بهشت بشارت می دهد
11:45 فاتح کشورها
11:47 شاهزاده ای بر سپاهیان اسلام
11:50 یک زاهد در دنیای فانی
11:53 او هرگز چیزی از او نگرفت
11:56 اما او به زبان کسی که از خدا می ترسد صحبت می کند
12:00 در دستانش نماز می خواند
12:03 میخواستم قوچ بشم
12:05 بنابراین خانواده ام مرا سلاخی کردند
12:07 گوشت من را خوردند و آبگوشت من را خوردند
12:11 برای مصطفی
12:15 بهترین همراه متن هایشان
12:21 در بهشت ابدیت دو متن وجود دارد
12:25 بر عزتشان افزود
12:28 طلحه هستند
12:31 و ابن عوف
12:33 و الزبیر به
12:37 ابی عبیده
12:39 و آن دو غمگین
12:41 و دو جانشین