از مجموعهٔ العشرة المبشرون بالجنة (اكتملت السلسلة)
· درس 20 از 21
العشرة المبشرون بالجنة | الحلقة (27) | أبو عبيدة بن الجراح رضي الله عنه (الجزء 1)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:03
انجمن مواضع
0:06
ده بهشت موعود جلو آمدند
0:10
ابوعبیده بن الجراح رضی الله عنه
0:17
عشق به صحابه و خویشاوندی، سنتون
0:22
پروردگارم آن را به من داده است اگر به من حیات بخشد
0:29
هر ملتی یک متولی دارد
0:33
او امانتدار این ملت است
0:35
ابوعبیده بن الجراح
0:38
با این جملات زیبا
0:41
پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم میخکوب شد
0:44
مهم ابوعبیده رضی الله عنه
0:47
و او را به افتخار و سفال پوشاند
0:51
این ابوعبیده کیست؟
0:54
بیا تابوت با بیوگرافی او
0:56
ما از اخبار او خسته شدیم
1:00
او یک همراه بزرگ است
1:02
عامر بن عبدالله بن الجراح
1:05
القرشی الفیهری
1:07
ابوعبیده
1:09
او در اوایل بعثت به اسلام گروید
1:14
او همان آسیبی را دید که یارانش به نام خدا متحمل شدند
1:18
او در قرآن و سنت اطلاعات زیادی داشت
1:22
استاد محافظت شده ای که در بین مردمش جایگاهی دارد
1:26
متخصص در مبارزه و الهام گرفته از جنگ
1:29
که او را به یک رهبر باتجربه تبدیل کرد
1:32
پیشاپیش در تهاجمات و شرکتها
1:35
و از او راضی بود
1:37
یه مرد لاغر
1:39
صورت رگدار
1:40
ریش روشن
1:42
خیلی وقته دوتا تاشو بریدم
1:45
موهایش را با حنا و کتام رنگ می کند
1:48
او دو چوب داشت
1:51
یعنی دو تار مو
1:53
آنها را می پیچد و پشت گوشش می گذارد
1:56
ابوعبیده
1:59
من پیامبر صلی الله علیه و آله را دوست دارم
2:02
عشقی که در دلش نفوذ کرد
2:05
این امر در مصاحبت او صلوات الله علیه آشکار بود
2:09
در تمام نبردها
2:11
و با تمام فداکاری و قدرت از او دفاع کنید
2:14
پیامبر صلی الله علیه و آله آن را مبادله کرد
2:18
عشق با عشق و نزدیکی
2:22
از عایشه رضی الله عنها سؤال شد
2:25
یعنی اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
2:29
او مورد علاقه او بود
2:31
ابوبکر گفت
2:33
آن موقع گفته شد کیست
2:35
گفت پس عمر
2:37
آن موقع گفته شد کیست
2:39
گفت: سپس ابوعبیده بن الجراح
2:43
آن موقع گفته شد کیست
2:45
پس سکوت کردم
2:47
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:50
بله، آن مرد ابوبکر است
2:52
بله، آن مرد عمر است
2:54
آری آن مرد ابوعبیده بن الجراح است
2:58
آنچه دلالت بر مقام او نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله دارد
3:04
انتخاب او برای همراهی با مردم یمن
3:07
وقتی نزد او آمدند و گفتند
3:10
یک مرد صادق را با ما بفرستید
3:12
او به ما سنت و اسلام می آموزد
3:15
پس پیامبر صلی الله علیه و آله آن را گرفت
3:18
بر دست ابوعبیده سلام کرد
3:20
گفت: این امین این امت است
3:24
آری آن مرد ابوعبیده است
3:28
عابد زاهد
3:30
دنیا او را می خواست اما او نمی خواست
3:33
با او روبرو شد و او او را دفع کرد
3:36
او آنچه را که در دست داشت به عنوان آذوقه برای آنچه در آخرت خواهد یافت، داد
3:40
عمر بن خطاب رضی الله عنه بود
3:44
از او متوجه این موضوع می شود
3:46
و او آن را تحسین می کند
3:47
زمانی که خلافت را به دست گرفت
3:49
یک بار چهارصد دینار برای او فرستاد
3:53
به رسول فرمود
3:55
ببین باهاش چیکار میکنه
3:57
پس ابوعبیده رضی الله عنه آن را تقسیم کرد
4:02
چیزی برای خودش و خانواده اش باقی نمانده بود
4:06
هنگامی که رسول به عمر گفت
4:08
او گفت
4:10
حمد خدایی را که در اسلام کسی قرار داد که این کار را بکند
4:15
او در موقعیتی دیگر از حیثیت و ابهت تراوش می کند
4:19
و زینت و گل دنیا را رها کن
4:23
امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه به شام آمد
4:28
شاهزادگان و بزرگان او را پذیرفتند
4:31
و او گفت
4:32
برادر من کجاست؟
4:34
گفتند کیست؟
4:35
او گفت
4:36
ابوعبیده
4:38
گفتند
4:39
الان میام پیشت
4:41
سپس ابوعبیده سوار بر شتری ریسمان بسته آمد
4:46
پس سلام کرد
4:48
عمر پایین آمد و او را در آغوش گرفت
4:50
به مردم گفت
4:52
ما را ترک کردند
4:54
با ابوعبیده راه رفت تا به خانه اش رسید و بر او نازل شد
4:59
در خانه اش جز شمشیر و سپر و کمربندش چیزی ندید
5:04
عمر به او گفت
5:06
شما شاهزاده شام هستید
5:08
چمدان شما کجاست؟
5:10
ابوعبیده گفت
5:12
ای امیرالمومنین!
5:14
این موضوع به آنها گزارش خواهد شد
5:17
سپس به سمت کاسه بلند شد
5:19
و تکه های نان را از آن خارج کنید
5:22
آن را به امیرالمؤمنین(ع) عرضه کرد
5:25
چشمان خلیفه زاهد پر از اشک شد و گفت
5:29
دنیا همه ما را تغییر داد
5:31
غیر تو ای ابوعبیده
5:35
ابوعبیده رضی الله عنه از زهد او راضی نبود
5:40
دیگران را به پرهیز از این دنیا و کاهش آن تشویق می کرد
5:45
در میان مردم راه می رفت و می گفت
5:48
خدایی هست که لباسش را سفید می کند و دینش را آلوده می کند
5:53
هیچ خدایی نیست که خود را گرامی دارد و برای او خوار و خوار باشد
5:57
کارهای بد باستانی را با کارهای خوب امروزی دفع کنید
6:02
اگر یکی از شما کار بدی انجام دهد، بین او و بهشت چیزی نیست
6:08
سپس کارهای نیک انجام دهید که ممکن است بر اعمال بد او غلبه کنید تا بر آنها چیره شوید
6:14
زمانی که مردم از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله غمگین شدند
6:19
در سقیفه بنی ساعده گرد آمدند تا شاهزاده خود را انتخاب کنند
6:24
ابوعبیده رفتاری داشت که باید ستود و از آن یاد کرد
6:29
و اهل فضیلت او را فراموش نمی کنند
6:32
آنجا که خلافت به او رسید، امتناع کرد و آن را به اهلش برگرداند
6:39
هنگامی که انصار و مهاجرین در مورد اینکه چه کسی جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می شود اختلاف کردند.
6:46
انصار به مهاجران گفتند
6:49
از ما یک شاهزاده است و از شما یک شاهزاده
6:52
امین ابوعبیده رضی الله عنه برخاست و به آنها گفت
6:57
ای اهل انصار!
6:59
شما اولین کسی هستید که حمایت و پشتیبانی می کنید
7:02
اولین کسی نباشید که آن را تغییر می دهد
7:06
پس مردم ساکت ماندند
7:08
سپس ابوبکر رضی الله عنه برخاست و گفت
7:11
بهترین چیزی که می توان گفت، فرض مردم است
7:15
سپس ابوبکر رضی الله عنه گفت
7:18
من یکی از این دو مرد را برای شما تایید کردم
7:21
یعنی عمر و ابوعبیده
7:24
سپس به ابوعبیده گفت
7:27
آیا من حتی شما را به عنوان جانشین شما تعیین می کنم؟
7:29
زیرا از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود
7:34
هر ملتی یک متولی دارد
7:37
شما امانتدار این ملت هستید
7:40
ابوعبیده رضی الله عنه گفت
7:43
من به مردی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به او امر کرده بود که در امان باشد نزدیک نمی شوم.
7:50
سپس عمر رضی الله عنه برخاست
7:53
پس با ابوبکر برای خلافت بیعت کرد
7:56
و ابوعبیده نیز چنین کرد
7:59
سپس مردم همچنان با او رضی الله عنه بیعت کردند
8:03
و چون عمر بن خطاب رضی الله عنه به چاقو خورد
8:07
در حالی که نفسش حبس شده بود گفت
8:10
اگر ابوعبیده بن الجراح زنده بود، او را خلیفه می کردم.
8:15
اگر پروردگارم درباره او از من سؤال کند، می گویم
8:18
وصی خدا و وصی رسولش را جانشین قرار دادم
8:22
در سال هشتم هجری
8:26
پس پیامبر صلی الله علیه و آله عمر بن العاص رضی الله عنه را فرستاد.
8:31
در خفا به سرزمین فرسودگی
8:35
در نبرد ذات السیلسیل
8:37
عمر بن العاص رضی الله عنه متوجه شد که قدرت دشمنانش زیاد است
8:43
پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستاد تا آن را طلب کند
8:48
پس پیامبر صلی الله علیه و آله از او حمایت کرد
8:51
با دویست خانواده مهاجر و انصار
8:55
از جمله ابوبکر و عمر رضی الله عنهم هستند
8:59
ابوعبیده بن الجراح رضی الله عنه به آنها دستور داد
9:04
به او دستور داد که به عمر بن العاص ملحق شود
9:07
و همه بودن و متفاوت بودن
9:10
سپس ابوعبیده رضی الله عنه و کسانی که با او بودند به عمر پیوستند
9:15
وقتی نماز آمد
9:17
ابوعبیده می خواست مردم را در نماز رهبری کند
9:21
عمر گفت
9:22
تو به من پیشنهاد حمایت دادی و من شاهزاده هستم
9:26
به او گفت: شاهزاده ما ابوعبیده کیست؟
9:31
و تو امیر یاران خود هستی
9:33
اما ابوعبیده رضی الله عنه موضع دیگری داشت
9:39
او فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را در پهلوها حمل می کند
9:44
جایی که به او گفت موافق و مخالف نباش
9:49
پس امارت را به او واگذار کرد
9:52
عمر رضی الله عنه مردم را به نماز امامت می کرد
9:56
این بیوگرافی ایشان بود که خداوند از ایشان راضی باشد
10:00
تمایل به امارت هر چند شایسته آن باشد
10:04
او اطاعت از خدا و رسول او صلی الله علیه و آله را ترجیح می دهد
10:10
و برای حفظ جمع سخنان مردم
10:13
او واقعاً متولی این ملت شد، امانتدار
10:18
یکی از مهمترین سخنان او در برانگیختن شور و شوق سربازانش به جنگ
10:24
و آنان را به جهاد برانگیزد
10:26
گفتار همیشگی او
10:28
بندگان خدا
10:30
خدا را یاری کن تا او تو را یاری کند و پاهایت را محکم کند
10:34
بندگان خدا
10:36
صبور باش
10:37
صبر نجات از کفر است
10:40
و مورد رضایت پروردگار
10:42
و یک یادداشت شرم آور
10:44
از صفوف خود خارج نشوید
10:47
قدمی به سمت آنها برندار
10:49
و با آنها دعوا راه ندهید
10:52
نیزه های خود را باز کردند
10:54
آنها با سپر پوشیده شدند
10:56
یعنی زره
10:58
و سکوت کنید مگر آن که در درون خود خدای متعال را ذکر کنید
11:03
ان شاء الله تا فرمان شما محقق شود
11:08
ابوعبیده نمونه ای از تواضع است
11:11
و از خضوع او، خداوند از او راضی باشد
11:14
این که به اهل شام گفت که او حاکم آنهاست
11:18
آهای مردم
11:20
من مسلمانی از قریش هستم
11:23
و هیچ یک از شما، چه سرخ و چه سیاه، مرا به تقوای لطف نمی کنید
11:28
مگر اینکه ای کاش از او می ترسیدم
11:31
یعنی در پوستش
11:33
به ما درس زهد و ترس از خدای متعال می دهد
11:38
آن درس را فراموش نکن
11:40
حتی اگر زمان زیادی طول بکشد
11:43
او به بهشت بشارت می دهد
11:45
فاتح کشورها
11:47
شاهزاده ای بر سپاهیان اسلام
11:50
یک زاهد در دنیای فانی
11:53
او هرگز چیزی از او نگرفت
11:56
اما او به زبان کسی که از خدا می ترسد صحبت می کند
12:00
در دستانش نماز می خواند
12:03
میخواستم قوچ بشم
12:05
بنابراین خانواده ام مرا سلاخی کردند
12:07
گوشت من را خوردند و آبگوشت من را خوردند
12:11
برای مصطفی
12:15
بهترین همراه متن هایشان
12:21
در بهشت ابدیت دو متن وجود دارد
12:25
بر عزتشان افزود
12:28
طلحه هستند
12:31
و ابن عوف
12:33
و الزبیر به
12:37
ابی عبیده
12:39
و آن دو غمگین
12:41
و دو جانشین