العشرة المبشرون بالجنة | الحلقة (20) | علي بن أبي طالب رضي الله عنه (الجزء 6) موقعة صفين - مقتل عمار

◉ 0 بازدید ⏱ 15:04 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 بسم الله الرحمن الرحیم
0:04 انجمن مواضع
0:06 پیشبرد
0:07 آن ده وعده بهشت را دادند
0:13 علی بن ابی طالب
0:15 خداوند از او راضی باشد
0:17 عشق اصحاب و خویشاوندی سال تن
0:22 پروردگارم آن را به من داده است اگر به من حیات بخشد
0:27 عشق به صحابه و خویشاوندی
0:31 زمانی که مهاجمان به خوارج حمله کردند
0:33 بیت امیرالمومنین علیه السلام
0:35 عثمان بن عفان رضی الله عنه
0:37 و می خواستند او را بکشند
0:39 همسرش از او دفاع کرد
0:41 نایله بنت الفرافسا
0:43 شمشیر را در دست داشت
0:45 بنابراین او انگشتان خود را قطع کرد
0:48 شوهرش عثمان رضی الله عنه کشته شد
0:51 بنابراین من نامه ای نوشتم
0:53 معاویه بن ابی سفیان رضی الله عنه
0:56 در شام
0:57 نحوه ورود او به عثمان را شرح می دهد
1:00 چگونه او کشته شد
1:02 پیراهنش را برایش فرستادم
1:04 که در حالی که بر آن بود کشته شد
1:06 و خون او در آن است
1:08 و با پیراهن انگشتانش
1:10 که هنگام دفاع از او قطع شد
1:12 و از او پرسیدم
1:14 گرفتن خون شوهرش
1:16 کتاب با ارسال شد
1:18 النعمان بن بشیر رضی الله عنه
1:20 و وقتی کتاب رسید
1:22 به معاویه
1:24 و آنچه در آن بود خواند
1:26 پیراهن را دید
1:28 او بسیار تحت تأثیر قرار گرفت
1:30 بنابراین یک پیراهن سفارش داد
1:32 پس او را در میان سربازان محاصره کرد
1:34 سپس روی منبر دراز کشید
1:36 تا مردم ببینند
1:38 انگشتان در آستین پیراهن فرو رفته است
1:41 مردم به خاطر آن گریه کردند
1:43 و گریه کردند
1:45 معاویه برای مردم عزاداری کرد
1:47 برای گرفتن این انتقام
1:49 و مردم را تحریک کنند
1:51 یکدیگر
1:52 خون عثمان را طلب کند
1:54 خداوند از او راضی باشد
1:56 از کسانی که او را کشتند
1:58 خوارج
2:00 همانطور که برای ما اتفاق افتاد
2:02 معاویه رضی الله عنه نبود
2:04 دنبال جانشینی
2:06 بلکه درخواست قصاص می کرد
2:08 یکی از قاتلان عثمان رضی الله عنه
2:10 و از طریق
2:12 موارد فوق
2:14 می دانیم چرا او به خواسته هایش پایبند بود
2:16 و در این مورد سختگیر بود
2:18 و بیعت نکردن با او
2:20 لاری رضی الله عنه
2:22 تا زمانی که مجازات شود
2:24 دیده شدن
2:26 خودش پاسدار خون است
2:28 فکر می کرد حق با اوست
2:30 و خداوند او را پیروز خواهد کرد
2:32 به آن رسیده است
2:34 که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
2:36 نشسته بود
2:38 و عده ای از یارانش همراه او بودند
2:40 سپس عثمان بن عفان از آنجا گذشت
2:42 خداوند از او راضی باشد
2:44 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند
2:46 بیا بریم بیرون
2:48 مصیبت از زیر پاهایم
2:50 این
2:52 این همان روز است و هر که از او پیروی کند
2:54 در مورد راهنمایی
2:56 معاویه خود را دید
2:58 از پیروان عثمان رضی الله عنه
3:00 و او در راه درست است
3:02 و همینطور بود
3:04 او خود را عضوی از فرقه می داند
3:06 منصوره که هستند
3:08 مردم شام
3:10 چنان که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این را فرمود
3:12 و صلح
3:14 این خبر قدرت بخش بود
3:16 مقام او و مقام پیروانش
3:18 در این شکی نیست
3:20 امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب
3:22 خداوند از او راضی باشد
3:25 که موقعیت او را تقویت می کند
3:27 قول پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
3:30 تامرق سرکش
3:32 با جمعی از مسلمانان
3:34 اول او را می کشد
3:36 دو فرقه حق دارند
3:38 و این چیزی است که اتفاق افتاد
3:40 او هم انشاالله با ما خواهد آمد
3:42 او بیرون رفت
3:44 خوارج در هنگام اختلاف مسلمانان
3:46 پس علی با آنها جنگید
3:48 خداوند از او راضی باشد
3:50 اولش همین بود
3:53 امیرالمؤمنین شروع کرد
3:56 علی بن ابی طالب
3:58 خداوند جانشین او را راضی باد
4:00 در سال 36 هـ
4:02 و او برخاست
4:04 به عنوان معاونان او
4:06 روی زمین ها
4:08 عبدالله بن عباس به فرمانداری منصوب شد
4:10 خداوند از هر دوی آنها در یمن راضی باشد
4:12 و سمره بن جندو
4:14 خداوند در بصره از او راضی باشد
4:16 و عمار بن شهاب
4:18 در کوفه
4:20 قیس بن سعد بن عباده
4:22 باشد که خداوند از هر دوی آنها در مصر راضی باشد
4:24 و سهل بن حنیف
4:26 خداوند در شام از او راضی باشد
4:28 به جای معاویه
4:30 خداوند از او راضی باشد
4:33 سهل بن حنیف راه افتاد
4:35 خدا از او راضی باشد به شام
4:37 اسب های معاویه او را برگرداندند
4:39 سپس امیرالمؤمنین(ع) متوجه شد
4:41 علی بن ابی طالب
4:43 خداوند از او راضی باشد
4:45 دمشق از اطاعت از او خارج شده است
4:47 پس جریر بن عبدالله را فرستاد
4:49 البجلی به معاویه
4:51 خداوند از هر دوی آنها راضی باشد
4:53 و کتابی به او داد
4:55 او را از ملاقات مهاجران آگاه می کند
4:57 و انصار با او بیعت کردند
4:59 او را به داخل دعوت می کند
5:01 چیزی که مردم وارد آن شدند
5:03 پس از معاویه پرسید
5:05 عمر بن العاص و سرها
5:07 مردم شام، پس با آنها مشورت کرد
5:09 آنها از بیعت خودداری کردند
5:11 تا او بکشد، من عثمان را کشتم
5:13 خداوند از او راضی باشد
5:15 یا آنها را به آنها تحویل دهید
5:17 وقتی از ورود خودداری کردند
5:19 در بیعت و ترک اطاعت
5:21 سپس آنها را دید
5:23 امیرالمؤمنین رضی الله عنه
5:25 آنها سزاوار آن هستند
5:27 برای مبارزه
5:29 پس مصمم از کوفه آماده شد
5:31 در جنگ با مردم شام
5:33 وقتی معاویه دانست
5:35 خدا از او راضی باشد وقتی رفت
5:37 علی بن ابی طالب
5:39 خداوند از کوفه از او راضی باشد
5:41 پنجاه هزار رزمنده با خود داشت
5:43 آن را آماده کنید
5:45 و همچنین برای خارج شدن
5:47 راز سربازان از مردم شام
5:49 پس آمدند
5:51 بنابراین تیپ ها و بنرها برافراشته شد
5:53 به سمت راه افتادند
5:55 چهل هزار رزمنده
5:57 از یک سو به سوی فرات
5:59 سیفین
6:01 آنها آب را در آن مکان کنترل کردند
6:03 تا زمانی که مجبور شود
6:05 علی رضی الله عنه
6:07 و کیست که با او بازگردد
6:09 به عراق بدون جنگ
6:12 علی بن ابی طالب رسید
6:14 خداوند از او و سپاهش راضی باشد
6:16 به سرزمین صفین
6:18 از لشکر معاویه غافلگیر شد
6:20 و کنترل او بر آب
6:22 در آن
6:24 به یکی از فرماندهانش دستور حمله داد
6:26 در سایت های آبی
6:28 و از دستش بردار
6:30 مردم شام
6:32 وقتی معاویه را دید
6:34 که گفت
6:36 آنها را به آب بسپارید
6:38 جلوگیری نمی کند
6:41 دو ارتش با هم برخورد کردند
6:43 دو ردیف در چشم به هم رسیدند
6:45 آخاب وحشتناک است
6:47 چشمانش اشک را در او جاری می کند
6:49 دلش را می شکند
6:51 پس می بینید
6:53 اگر بزرگ شوند
6:55 آن مردم بزرگ شده اند
6:57 و اگر آن ها روحیه دهند
6:59 آنها هم تشویق کردند
7:01 دو دسته بزرگ از مؤمنان
7:03 شما با شمشیر ملاقات می کنید
7:05 هر کس خودش را می بیند
7:07 در سمت راست
7:09 پس مجتهد حق دارد
7:11 او دو دستمزد دارد
7:13 فردی که اشتباه می کند به خاطر سخت کوشی اش پاداش می گیرد
7:15 و به همان اندازه می گذرد
7:17 خدا در آتش است
7:19 دعوا و دست دادن
7:21 شمشیر و پرواز
7:23 زندگی می کند و می کشد
7:25 زیاد ایجاد کنید
7:27 هیچ قدرت و قدرتی وجود ندارد
7:29 مگر در خداوند متعال
7:31 بزرگ
7:34 در میان این اتفاقات
7:36 لشکر علی را ترک می کند
7:38 خداوند از او راضی باشد
7:40 مردی نزد ایمان آمد
7:42 مردی او را معرفی کرد
7:44 ایمان مختلط بود
7:46 با گوشت و خونش
7:48 مرد یک تعادل است
7:50 عدالت در آن جنگ ها
7:52 جایی که پیامبر به او فرمود
7:54 خدا رحمتش کند و درود فرستد
7:56 مقوله ظالم شما را می کشد
7:58 بله
8:00 او عمار بن یاسر است
8:02 خداوند از او راضی باشد
8:04 او بیرون می آید و بن جلو می آید
8:06 ردیف ها
8:08 او یک شیخ بزرگ است
8:10 دوستانش
8:12 این راز اوست که شما او را احاطه کرده اید
8:14 ساعت ها
8:16 بگذارید بین دو ردیف پیشروی کند
8:18 شمارش
8:20 سوگند به کسی که جان من در دست اوست
8:22 اگر تا سن بلوغ ما را بزنند
8:24 صفان حجار را ساختیم
8:26 می دانستم حق با من است
8:28 و گمراهند
8:30 بعد شیر داد
8:32 از آن نوشید و سپس گفت
8:34 بهشت حذف شده است
8:36 او با ساعتی ازدواج کرد
8:38 امروز ما با محبوب خود ملاقات می کنیم
8:40 محمد صلی الله علیه و آله و سلم
8:44 او به من اعتماد کرد
8:46 سلام و درود بر او باد
8:48 این آخرین افزایش من از
8:50 دنیا نوشیدنی از
8:52 شیر
8:54 پس پیش رفت و سخت جنگید
8:56 حتی قهرمانان نیز کشته می شوند
8:58 خداوند از او راضی باشد
9:01 ارتش شام آشفته شد
9:03 پس از اطلاع از مرگ او
9:05 عمار بن یاسر رضی الله عنه
9:07 سیستمش خراب بود
9:09 عمر بن العاص وارد شد
9:11 علی معاویه رضی الله عنه
9:13 در مورد آنها و او وحشت داشت
9:15 او به یاد می آورد که گفت
9:17 معاویه کار تو چیست؟
9:19 عمر گفت
9:21 عمار کشته شد
9:23 معاویه به او گفت
9:25 عمار کشته شد پس چی؟
9:27 عمر گفت
9:29 از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم
9:31 او صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید
9:33 کلاس او را می کشد
9:36 معاویه به او گفت
9:38 یا او را کشتیم
9:40 علی او را کشت
9:42 و یارانش چون آمدند
9:44 تا اینکه او را انداختند
9:46 بین شمشیرهایمان
9:49 تعادل نبرد تغییر کرد
9:51 به نفع سپاه کوفه
9:53 به رهبری علی بن ابی طالب
9:55 خداوند از او راضی باشد
9:57 ارتش شام عقب نشینی کرد
9:59 به رهبری معاویه
10:01 خداوند از او راضی باشد
10:03 تا اینکه به کوه پناه بردند
10:06 سپس اصحاب برخاستند
10:08 قرآن معاویه بر نیزه
10:10 او خواستار داوری شد
10:12 کتاب خدا
10:14 با انتخاب همه
10:16 تیم هاکاما نماینده اوست
10:18 دو داور با هم ملاقات می کنند
10:20 آنها در مورد آنچه در آن است توافق دارند
10:22 مصلحت مسلمانان
10:24 علی رضی الله عنه آنها را پاسخ داد
10:26 درباره او به آن
10:28 و او گفت بله
10:30 میان ما و شما کتاب خداست
10:32 من از تو لایق ترم
10:35 دو ارتش با داوری موافقت کردند
10:37 و به درگیری پایان دهید
10:40 معاویه عمر بن العاص را برگزید
10:42 خداوند از هر دوی آنها راضی باشد
10:44 داوری از تیمش
10:46 او علی عبدالله را انتخاب کرد
10:48 بن عباس خدا از هر دو راضی باشد
10:50 داوری از تیمش
10:52 اما خوانندگان ارتش او هستند
10:54 گفتند ما راضی نیستیم
10:56 جز ابوموسی اشعری
10:58 خداوند از او راضی باشد
11:00 او ابوموسی اشعری بود
11:02 او نزاع را رها کرده است
11:04 پس علی رضی الله عنه به او نوشت
11:06 برای ارسال آن
11:08 در دو ردیف
11:10 توافقی بین دو ارتش انجام شد
11:12 دو داور به هم می رسند
11:14 عمر بن العاص
11:16 و ابوموسی اشعری
11:18 خداوند از هر دوی آنها راضی باشد
11:20 در رمضان آن سال
11:22 در روستای ادهر
11:24 از دومات الجندل
11:26 علی رضی الله عنه بازگشت
11:28 با سپاهش به کوفه
11:30 معاویه رضی الله عنه بازگشت
11:32 با سپاهش به شام
11:34 من همه را توصیه می کنم
11:36 از آنها
11:38 نه برای کشتن یک مجروح
11:40 یک نقشه کش نمی کشد
11:42 مرده را نمی برند
11:44 هیچ کدام سودی نبردند
11:46 در آن نبرد
11:49 دو داور با هم ملاقات کردند
11:51 در تاریخ و مکان مشخص شده
11:53 در داوری شرکت کرد
11:55 معاویه بن ابی سفیان
11:57 و عبدالله بن عمر رضی الله عنهم از هر دو
11:59 علی بن ابی طالب شرکت نکرد
12:01 خداوند از او راضی باشد
12:03 چون سرش شلوغه
12:05 با حرکات خوارج
12:07 در آن زمان
12:09 عمر به ابوموسی اشعری گفت
12:11 خداوند از هر دوی آنها راضی باشد
12:13 بعد از بحث
12:15 در این موضوع چه می بینید؟
12:17 یعنی خلافت
12:19 ابوموسی گفت
12:21 من آن را در نثر می بینم که
12:23 رسول خدا صلی الله علیه و آله رحلت کرد
12:25 او از آنها راضی است
12:27 منظورش همینه
12:29 علی رضی الله عنه
12:31 عمر گفت
12:33 من و معاویه را کجا می گذاری؟
12:35 و او گفت
12:37 اگر از هر دوی شما کمک می خواهد
12:39 برای هر دوی شما کمک وجود دارد
12:41 حتی اگر از شما صرف نظر کند
12:43 فرمان خدا همیشه نادیده گرفته شده است
12:45 درباره شما
12:47 داوری در این مورد پایان یافته است
12:49 یک صفحه از صفحات تا شد
12:51 تاریخچه
12:53 معروف به سایت صفیان
12:55 در اینجا باید به آن اشاره کرد
12:58 که ما باید
13:00 حسن نیت
13:02 همراهان عزیز از هر دو گروه
13:04 و پرهیز از چه
13:06 درختان در میان آنها
13:08 و تعبیر دعوایشان
13:10 آنها مترجمان کوشا هستند
13:12 آنها قصد نداشتند
13:14 گناه و چیزی کم از دنیا
13:16 اما فکر می کنم هر تیمی
13:18 راست میگه
13:20 و برعکس این اشتباه است
13:22 پس مجبور شد با او بجنگد
13:25 مطابق با گفته های او
13:27 در انتهای این صفحه
13:29 نورد وحشتناک
13:31 این یک چشم انداز امیدوارکننده است
13:33 اتفاقی که افتاد
13:35 ابومیسره عمر بن شرحابیل
13:37 او یکی از بهترین ها بود
13:39 اصحاب عبدالله بن مسعود
13:41 خداوند از او راضی باشد
13:43 گفت در دیدم
13:45 رویا انگار وارد شدم
13:47 پس بهشت
13:49 گنبدهای ساخته شده
13:51 پس گفتم این برای کیست؟
13:53 به آن که کلاه داشت گفتند
13:55 و دوستانش
13:57 او بود که با او کشته شد
13:59 معاویه رضی الله عنه
14:01 پس گفتم کجا؟
14:03 عمار گفتند
14:05 در مقابل شما
14:07 گفتم: او کشته شد.
14:09 یکدیگر
14:11 گفتند که هستند
14:13 خداوند متعال را یافتند
14:15 بخشش گسترده
14:18 خداوند از صحابه راضی باشد
14:20 همه
14:22 آنها را با هم در باغ ها جمع کردیم
14:24 عدن در روز قیامت
14:55 عبادت کنید
14:57 و آن دو غمگین
14:59 و دو جانشین