از مجموعهٔ العشرة المبشرون بالجنة (اكتملت السلسلة)
· درس 16 از 23
العشرة المبشرون بالجنة | الحلقة (20) | علي بن أبي طالب رضي الله عنه (الجزء 6) موقعة صفين - مقتل عمار
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:04
انجمن مواضع
0:06
پیشبرد
0:07
آن ده وعده بهشت را دادند
0:13
علی بن ابی طالب
0:15
خداوند از او راضی باشد
0:17
عشق اصحاب و خویشاوندی سال تن
0:22
پروردگارم آن را به من داده است اگر به من حیات بخشد
0:27
عشق به صحابه و خویشاوندی
0:31
زمانی که مهاجمان به خوارج حمله کردند
0:33
بیت امیرالمومنین علیه السلام
0:35
عثمان بن عفان رضی الله عنه
0:37
و می خواستند او را بکشند
0:39
همسرش از او دفاع کرد
0:41
نایله بنت الفرافسا
0:43
شمشیر را در دست داشت
0:45
بنابراین او انگشتان خود را قطع کرد
0:48
شوهرش عثمان رضی الله عنه کشته شد
0:51
بنابراین من نامه ای نوشتم
0:53
معاویه بن ابی سفیان رضی الله عنه
0:56
در شام
0:57
نحوه ورود او به عثمان را شرح می دهد
1:00
چگونه او کشته شد
1:02
پیراهنش را برایش فرستادم
1:04
که در حالی که بر آن بود کشته شد
1:06
و خون او در آن است
1:08
و با پیراهن انگشتانش
1:10
که هنگام دفاع از او قطع شد
1:12
و از او پرسیدم
1:14
گرفتن خون شوهرش
1:16
کتاب با ارسال شد
1:18
النعمان بن بشیر رضی الله عنه
1:20
و وقتی کتاب رسید
1:22
به معاویه
1:24
و آنچه در آن بود خواند
1:26
پیراهن را دید
1:28
او بسیار تحت تأثیر قرار گرفت
1:30
بنابراین یک پیراهن سفارش داد
1:32
پس او را در میان سربازان محاصره کرد
1:34
سپس روی منبر دراز کشید
1:36
تا مردم ببینند
1:38
انگشتان در آستین پیراهن فرو رفته است
1:41
مردم به خاطر آن گریه کردند
1:43
و گریه کردند
1:45
معاویه برای مردم عزاداری کرد
1:47
برای گرفتن این انتقام
1:49
و مردم را تحریک کنند
1:51
یکدیگر
1:52
خون عثمان را طلب کند
1:54
خداوند از او راضی باشد
1:56
از کسانی که او را کشتند
1:58
خوارج
2:00
همانطور که برای ما اتفاق افتاد
2:02
معاویه رضی الله عنه نبود
2:04
دنبال جانشینی
2:06
بلکه درخواست قصاص می کرد
2:08
یکی از قاتلان عثمان رضی الله عنه
2:10
و از طریق
2:12
موارد فوق
2:14
می دانیم چرا او به خواسته هایش پایبند بود
2:16
و در این مورد سختگیر بود
2:18
و بیعت نکردن با او
2:20
لاری رضی الله عنه
2:22
تا زمانی که مجازات شود
2:24
دیده شدن
2:26
خودش پاسدار خون است
2:28
فکر می کرد حق با اوست
2:30
و خداوند او را پیروز خواهد کرد
2:32
به آن رسیده است
2:34
که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
2:36
نشسته بود
2:38
و عده ای از یارانش همراه او بودند
2:40
سپس عثمان بن عفان از آنجا گذشت
2:42
خداوند از او راضی باشد
2:44
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند
2:46
بیا بریم بیرون
2:48
مصیبت از زیر پاهایم
2:50
این
2:52
این همان روز است و هر که از او پیروی کند
2:54
در مورد راهنمایی
2:56
معاویه خود را دید
2:58
از پیروان عثمان رضی الله عنه
3:00
و او در راه درست است
3:02
و همینطور بود
3:04
او خود را عضوی از فرقه می داند
3:06
منصوره که هستند
3:08
مردم شام
3:10
چنان که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این را فرمود
3:12
و صلح
3:14
این خبر قدرت بخش بود
3:16
مقام او و مقام پیروانش
3:18
در این شکی نیست
3:20
امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب
3:22
خداوند از او راضی باشد
3:25
که موقعیت او را تقویت می کند
3:27
قول پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
3:30
تامرق سرکش
3:32
با جمعی از مسلمانان
3:34
اول او را می کشد
3:36
دو فرقه حق دارند
3:38
و این چیزی است که اتفاق افتاد
3:40
او هم انشاالله با ما خواهد آمد
3:42
او بیرون رفت
3:44
خوارج در هنگام اختلاف مسلمانان
3:46
پس علی با آنها جنگید
3:48
خداوند از او راضی باشد
3:50
اولش همین بود
3:53
امیرالمؤمنین شروع کرد
3:56
علی بن ابی طالب
3:58
خداوند جانشین او را راضی باد
4:00
در سال 36 هـ
4:02
و او برخاست
4:04
به عنوان معاونان او
4:06
روی زمین ها
4:08
عبدالله بن عباس به فرمانداری منصوب شد
4:10
خداوند از هر دوی آنها در یمن راضی باشد
4:12
و سمره بن جندو
4:14
خداوند در بصره از او راضی باشد
4:16
و عمار بن شهاب
4:18
در کوفه
4:20
قیس بن سعد بن عباده
4:22
باشد که خداوند از هر دوی آنها در مصر راضی باشد
4:24
و سهل بن حنیف
4:26
خداوند در شام از او راضی باشد
4:28
به جای معاویه
4:30
خداوند از او راضی باشد
4:33
سهل بن حنیف راه افتاد
4:35
خدا از او راضی باشد به شام
4:37
اسب های معاویه او را برگرداندند
4:39
سپس امیرالمؤمنین(ع) متوجه شد
4:41
علی بن ابی طالب
4:43
خداوند از او راضی باشد
4:45
دمشق از اطاعت از او خارج شده است
4:47
پس جریر بن عبدالله را فرستاد
4:49
البجلی به معاویه
4:51
خداوند از هر دوی آنها راضی باشد
4:53
و کتابی به او داد
4:55
او را از ملاقات مهاجران آگاه می کند
4:57
و انصار با او بیعت کردند
4:59
او را به داخل دعوت می کند
5:01
چیزی که مردم وارد آن شدند
5:03
پس از معاویه پرسید
5:05
عمر بن العاص و سرها
5:07
مردم شام، پس با آنها مشورت کرد
5:09
آنها از بیعت خودداری کردند
5:11
تا او بکشد، من عثمان را کشتم
5:13
خداوند از او راضی باشد
5:15
یا آنها را به آنها تحویل دهید
5:17
وقتی از ورود خودداری کردند
5:19
در بیعت و ترک اطاعت
5:21
سپس آنها را دید
5:23
امیرالمؤمنین رضی الله عنه
5:25
آنها سزاوار آن هستند
5:27
برای مبارزه
5:29
پس مصمم از کوفه آماده شد
5:31
در جنگ با مردم شام
5:33
وقتی معاویه دانست
5:35
خدا از او راضی باشد وقتی رفت
5:37
علی بن ابی طالب
5:39
خداوند از کوفه از او راضی باشد
5:41
پنجاه هزار رزمنده با خود داشت
5:43
آن را آماده کنید
5:45
و همچنین برای خارج شدن
5:47
راز سربازان از مردم شام
5:49
پس آمدند
5:51
بنابراین تیپ ها و بنرها برافراشته شد
5:53
به سمت راه افتادند
5:55
چهل هزار رزمنده
5:57
از یک سو به سوی فرات
5:59
سیفین
6:01
آنها آب را در آن مکان کنترل کردند
6:03
تا زمانی که مجبور شود
6:05
علی رضی الله عنه
6:07
و کیست که با او بازگردد
6:09
به عراق بدون جنگ
6:12
علی بن ابی طالب رسید
6:14
خداوند از او و سپاهش راضی باشد
6:16
به سرزمین صفین
6:18
از لشکر معاویه غافلگیر شد
6:20
و کنترل او بر آب
6:22
در آن
6:24
به یکی از فرماندهانش دستور حمله داد
6:26
در سایت های آبی
6:28
و از دستش بردار
6:30
مردم شام
6:32
وقتی معاویه را دید
6:34
که گفت
6:36
آنها را به آب بسپارید
6:38
جلوگیری نمی کند
6:41
دو ارتش با هم برخورد کردند
6:43
دو ردیف در چشم به هم رسیدند
6:45
آخاب وحشتناک است
6:47
چشمانش اشک را در او جاری می کند
6:49
دلش را می شکند
6:51
پس می بینید
6:53
اگر بزرگ شوند
6:55
آن مردم بزرگ شده اند
6:57
و اگر آن ها روحیه دهند
6:59
آنها هم تشویق کردند
7:01
دو دسته بزرگ از مؤمنان
7:03
شما با شمشیر ملاقات می کنید
7:05
هر کس خودش را می بیند
7:07
در سمت راست
7:09
پس مجتهد حق دارد
7:11
او دو دستمزد دارد
7:13
فردی که اشتباه می کند به خاطر سخت کوشی اش پاداش می گیرد
7:15
و به همان اندازه می گذرد
7:17
خدا در آتش است
7:19
دعوا و دست دادن
7:21
شمشیر و پرواز
7:23
زندگی می کند و می کشد
7:25
زیاد ایجاد کنید
7:27
هیچ قدرت و قدرتی وجود ندارد
7:29
مگر در خداوند متعال
7:31
بزرگ
7:34
در میان این اتفاقات
7:36
لشکر علی را ترک می کند
7:38
خداوند از او راضی باشد
7:40
مردی نزد ایمان آمد
7:42
مردی او را معرفی کرد
7:44
ایمان مختلط بود
7:46
با گوشت و خونش
7:48
مرد یک تعادل است
7:50
عدالت در آن جنگ ها
7:52
جایی که پیامبر به او فرمود
7:54
خدا رحمتش کند و درود فرستد
7:56
مقوله ظالم شما را می کشد
7:58
بله
8:00
او عمار بن یاسر است
8:02
خداوند از او راضی باشد
8:04
او بیرون می آید و بن جلو می آید
8:06
ردیف ها
8:08
او یک شیخ بزرگ است
8:10
دوستانش
8:12
این راز اوست که شما او را احاطه کرده اید
8:14
ساعت ها
8:16
بگذارید بین دو ردیف پیشروی کند
8:18
شمارش
8:20
سوگند به کسی که جان من در دست اوست
8:22
اگر تا سن بلوغ ما را بزنند
8:24
صفان حجار را ساختیم
8:26
می دانستم حق با من است
8:28
و گمراهند
8:30
بعد شیر داد
8:32
از آن نوشید و سپس گفت
8:34
بهشت حذف شده است
8:36
او با ساعتی ازدواج کرد
8:38
امروز ما با محبوب خود ملاقات می کنیم
8:40
محمد صلی الله علیه و آله و سلم
8:44
او به من اعتماد کرد
8:46
سلام و درود بر او باد
8:48
این آخرین افزایش من از
8:50
دنیا نوشیدنی از
8:52
شیر
8:54
پس پیش رفت و سخت جنگید
8:56
حتی قهرمانان نیز کشته می شوند
8:58
خداوند از او راضی باشد
9:01
ارتش شام آشفته شد
9:03
پس از اطلاع از مرگ او
9:05
عمار بن یاسر رضی الله عنه
9:07
سیستمش خراب بود
9:09
عمر بن العاص وارد شد
9:11
علی معاویه رضی الله عنه
9:13
در مورد آنها و او وحشت داشت
9:15
او به یاد می آورد که گفت
9:17
معاویه کار تو چیست؟
9:19
عمر گفت
9:21
عمار کشته شد
9:23
معاویه به او گفت
9:25
عمار کشته شد پس چی؟
9:27
عمر گفت
9:29
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم
9:31
او صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید
9:33
کلاس او را می کشد
9:36
معاویه به او گفت
9:38
یا او را کشتیم
9:40
علی او را کشت
9:42
و یارانش چون آمدند
9:44
تا اینکه او را انداختند
9:46
بین شمشیرهایمان
9:49
تعادل نبرد تغییر کرد
9:51
به نفع سپاه کوفه
9:53
به رهبری علی بن ابی طالب
9:55
خداوند از او راضی باشد
9:57
ارتش شام عقب نشینی کرد
9:59
به رهبری معاویه
10:01
خداوند از او راضی باشد
10:03
تا اینکه به کوه پناه بردند
10:06
سپس اصحاب برخاستند
10:08
قرآن معاویه بر نیزه
10:10
او خواستار داوری شد
10:12
کتاب خدا
10:14
با انتخاب همه
10:16
تیم هاکاما نماینده اوست
10:18
دو داور با هم ملاقات می کنند
10:20
آنها در مورد آنچه در آن است توافق دارند
10:22
مصلحت مسلمانان
10:24
علی رضی الله عنه آنها را پاسخ داد
10:26
درباره او به آن
10:28
و او گفت بله
10:30
میان ما و شما کتاب خداست
10:32
من از تو لایق ترم
10:35
دو ارتش با داوری موافقت کردند
10:37
و به درگیری پایان دهید
10:40
معاویه عمر بن العاص را برگزید
10:42
خداوند از هر دوی آنها راضی باشد
10:44
داوری از تیمش
10:46
او علی عبدالله را انتخاب کرد
10:48
بن عباس خدا از هر دو راضی باشد
10:50
داوری از تیمش
10:52
اما خوانندگان ارتش او هستند
10:54
گفتند ما راضی نیستیم
10:56
جز ابوموسی اشعری
10:58
خداوند از او راضی باشد
11:00
او ابوموسی اشعری بود
11:02
او نزاع را رها کرده است
11:04
پس علی رضی الله عنه به او نوشت
11:06
برای ارسال آن
11:08
در دو ردیف
11:10
توافقی بین دو ارتش انجام شد
11:12
دو داور به هم می رسند
11:14
عمر بن العاص
11:16
و ابوموسی اشعری
11:18
خداوند از هر دوی آنها راضی باشد
11:20
در رمضان آن سال
11:22
در روستای ادهر
11:24
از دومات الجندل
11:26
علی رضی الله عنه بازگشت
11:28
با سپاهش به کوفه
11:30
معاویه رضی الله عنه بازگشت
11:32
با سپاهش به شام
11:34
من همه را توصیه می کنم
11:36
از آنها
11:38
نه برای کشتن یک مجروح
11:40
یک نقشه کش نمی کشد
11:42
مرده را نمی برند
11:44
هیچ کدام سودی نبردند
11:46
در آن نبرد
11:49
دو داور با هم ملاقات کردند
11:51
در تاریخ و مکان مشخص شده
11:53
در داوری شرکت کرد
11:55
معاویه بن ابی سفیان
11:57
و عبدالله بن عمر رضی الله عنهم از هر دو
11:59
علی بن ابی طالب شرکت نکرد
12:01
خداوند از او راضی باشد
12:03
چون سرش شلوغه
12:05
با حرکات خوارج
12:07
در آن زمان
12:09
عمر به ابوموسی اشعری گفت
12:11
خداوند از هر دوی آنها راضی باشد
12:13
بعد از بحث
12:15
در این موضوع چه می بینید؟
12:17
یعنی خلافت
12:19
ابوموسی گفت
12:21
من آن را در نثر می بینم که
12:23
رسول خدا صلی الله علیه و آله رحلت کرد
12:25
او از آنها راضی است
12:27
منظورش همینه
12:29
علی رضی الله عنه
12:31
عمر گفت
12:33
من و معاویه را کجا می گذاری؟
12:35
و او گفت
12:37
اگر از هر دوی شما کمک می خواهد
12:39
برای هر دوی شما کمک وجود دارد
12:41
حتی اگر از شما صرف نظر کند
12:43
فرمان خدا همیشه نادیده گرفته شده است
12:45
درباره شما
12:47
داوری در این مورد پایان یافته است
12:49
یک صفحه از صفحات تا شد
12:51
تاریخچه
12:53
معروف به سایت صفیان
12:55
در اینجا باید به آن اشاره کرد
12:58
که ما باید
13:00
حسن نیت
13:02
همراهان عزیز از هر دو گروه
13:04
و پرهیز از چه
13:06
درختان در میان آنها
13:08
و تعبیر دعوایشان
13:10
آنها مترجمان کوشا هستند
13:12
آنها قصد نداشتند
13:14
گناه و چیزی کم از دنیا
13:16
اما فکر می کنم هر تیمی
13:18
راست میگه
13:20
و برعکس این اشتباه است
13:22
پس مجبور شد با او بجنگد
13:25
مطابق با گفته های او
13:27
در انتهای این صفحه
13:29
نورد وحشتناک
13:31
این یک چشم انداز امیدوارکننده است
13:33
اتفاقی که افتاد
13:35
ابومیسره عمر بن شرحابیل
13:37
او یکی از بهترین ها بود
13:39
اصحاب عبدالله بن مسعود
13:41
خداوند از او راضی باشد
13:43
گفت در دیدم
13:45
رویا انگار وارد شدم
13:47
پس بهشت
13:49
گنبدهای ساخته شده
13:51
پس گفتم این برای کیست؟
13:53
به آن که کلاه داشت گفتند
13:55
و دوستانش
13:57
او بود که با او کشته شد
13:59
معاویه رضی الله عنه
14:01
پس گفتم کجا؟
14:03
عمار گفتند
14:05
در مقابل شما
14:07
گفتم: او کشته شد.
14:09
یکدیگر
14:11
گفتند که هستند
14:13
خداوند متعال را یافتند
14:15
بخشش گسترده
14:18
خداوند از صحابه راضی باشد
14:20
همه
14:22
آنها را با هم در باغ ها جمع کردیم
14:24
عدن در روز قیامت
14:55
عبادت کنید
14:57
و آن دو غمگین
14:59
و دو جانشین