از مجموعهٔ العشرة المبشرون بالجنة (اكتملت السلسلة)
· درس 1 از 1
العشرة المبشرون بالجنة | الحلقة (2) | أبو بكر الصديق رضي الله عنه (الجزء 2)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:04
انجمن موعود ده بهشت موعود را تقدیم می کند
0:13
ابوبکر صدیق رضی الله عنه
0:17
عشق به صحابه و خویشاوندی، سنتون
0:22
پروردگارم آن را به من داده است اگر به من حیات بخشد
0:26
عشق به صحابه و خویشاوندی، سنتون
0:30
اینجا بدر است
0:32
اینجا روز معیار است
0:34
روزی که دو گروه ملاقات کردند
0:36
اینجا اولین تهاجم بزرگ در تاریخ شکوهمند اسلام است
0:41
لشکر مسلمانان در بدر با سپاه مشرکان روبرو شدند
0:45
بدون برنامه ریزی
0:47
اما برای اینکه خدا امری را انجام دهد که قبلاً در حال اجرا بود
0:51
و همه چیز به خدا باز می گردد
0:53
مسلمانان برای این رویارویی آمادگی کامل نداشتند
0:59
جایی که در جستجوی یک کاروان تجاری بیرون رفتند
1:02
آنها منتظر جنگ نبودند
1:05
اما خداوند می خواهد حقیقت را با سخنان خود ثابت کند
1:09
و ریشه کافران را قطع می کند
1:12
و چون رویارویی با مشرکان قطعی شد
1:16
پیامبر صلی الله علیه و آله با اصحاب خود در این باره مشورت کرد
1:20
برای تایید عزم آنها
1:23
به ویژه انصار که برای پیروزی و حفاظت در مدینه با او بیعت کردند
1:29
پس دوست رضی الله عنه شروع کرد
1:32
بنابراین او صحبت کرد، باهوش بود، و عزم مردان را زنده کرد
1:36
او حقیقت را با کلماتی چون کوه حمایت کرد
1:40
رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتار خود را توضیح داد
1:44
برای سلامتی او دعا کرد
1:45
پس از او عمر و مقداد و سعد بن معاذ سخن گفتند
1:50
چهره پیامبر صلی الله علیه و آله برق زد و گفت
1:55
راه بروید و موعظه کنید
1:57
خداوند متعال یکی از دو گروه را به من وعده داده است
2:01
به خدا الان دارم به کشتی گیر مردم نگاه می کنم
2:06
سپس اریش برای رسول خدا صلی الله علیه و آله در بدر ساخته شد
2:11
ابوبکر صدیق در آنجا با او بود
2:13
هیچ کس دیگری با او نیست
2:16
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به پروردگارش توسل کرد که به او وعده پیروزی داده است.
2:22
و آنچه می گوید می گوید
2:24
خدایا اگر این باند امروز از بین برود، پرستش نمی شود
2:29
در دعای خود زیاده روی کرد تا اینکه عبایش از دوشش افتاد
2:34
دوست به او پاسخ داد
2:36
گفت: تو را بس است یا رسول الله.
2:38
گفت: تو را بس است یا رسول الله
2:41
پروردگارت را اصرار کردی
2:43
و خداوند آنچه را که به شما وعده داده بود برای شما به انجام رساند
2:47
رسول خدا صلی الله علیه و آله در حالی که در العریش بود تپش قلب کرد.
2:53
بعد متوجه شد و گفت
2:55
مژده ابوبکر
2:57
نصرالله پیش شما آمد
2:59
این جبرئیل است که افسار اسبی را در دست گرفته و او را به زانو در می آورد
3:05
پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود
3:09
خداوند از هر دوی آنها راضی باشد
3:12
با یکی از شما جبرئیل
3:14
و با مایکل دیگر
3:17
و در یک روز یکشنبه
3:19
و در آن لحظه مردم متعرض رسول خدا صلی الله علیه و آله شدند
3:24
و شایعه کشته شدن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
3:29
درستی دوست رضی الله عنه مانند شیری است که صف می شکافد.
3:34
فراموش کردن همه مرگ ها
3:35
او اولین کسی بود که به او رسید و با روح و جسمش فدیه داد
3:41
و زبان حال او
3:43
در زندگی خیری نیست و رسول خدا شک می کند
3:47
و در ساعت سخت روز تبوک
3:50
پرچم مسلمین در دست صدیق رضی الله عنه بود
3:55
در روز حنین
3:57
از جايگاه خود نزد رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم خارج نشد
4:01
حتی اگر مردم در معرض آن باشند
4:03
مگر عده قلیلی که ثابت قدم ماندند تا اینکه خداوند نصرتشان را مقدر کرد
4:09
در همه حملات و در همه موقعیت ها همین را بگویید
4:14
جایی که صدیق رضی الله عنه وزیر و فیلد مارشال بود
4:18
و العداد و النصیر
4:20
از جایگاه خود در کنار پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ترسی نداشت
4:26
با اینکه گل اول بود
4:29
برای هر دشمن و در کمین این دین
4:33
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله بیمار شد، بیمار شد و از دنیا رفت
4:40
مرو به ابوبکر گفت: بگذار مردم را به نماز بخواند.
4:44
نمی خواست در نماز کس دیگری جز ابوبکر پیشی گیرد
4:50
حضرت علیه السلام یک بار در روزهای آخر عمر فرمودند
4:55
خداوند بهترین بنده بین دنیا و آنچه که دارد است
5:00
پس آن بنده آنچه را که خدا دارد انتخاب کرد
5:02
ابوبکر گریه کرد
5:05
اصحاب از گریه او شگفت زده شدند
5:08
رسول خدا بود که اختیار داشت
5:11
ابوبکر داناترین آنها به پیامبر صلی الله علیه و آله بود
5:16
و در سخت ترین و سخت ترین روزگار تمام دنیا
5:22
روزی که زمین با امنیت خود وداع کرد
5:25
نورش از بین رفته بود
5:27
همه چیز از او تیره تر شد
5:29
روزی که دلها غمگین شد و چهره ها رنگ پرید
5:33
چشم ها اشک می ریزند و ذهن ها سرگردان
5:36
وداع با معشوق صلوات الله علیه
5:40
در همین حین شهر آشفته و خشن شد
5:45
کسانی که در آن بودند خوشحال شدند و مردم گیج و بی رویا شدند
5:50
تا اینکه دوستی آمد که خدا از او راضی باشد
5:54
وضعیت مردم را هم دید
5:56
او یک لحظه مرد بود
5:59
بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد
6:02
در اتاق عایشه رضی الله عنها دراز کشیده بود
6:06
سپس جلد را آشکار کرد
6:09
پیشانی پاک را بوسید و گفت
6:12
پدر و مادرم فدای تو باد ای رسول خدا
6:16
تو زنده و مرده ای
6:19
به خدا سوگند خداوند دو مرگ را برای شما جمع نمی کند
6:22
و اما مرگی که برای تو نوشته شد، تو مردی
6:26
سپس نزد مردم رفت و گفت
6:29
ای مردم، چه کسانی محمد را عبادت کردند؟
6:33
محمد مرده
6:36
هر که خدا را عبادت کند خداوند زنده است و نمی میرد
6:41
سپس قول خود را عزیزه خواند
6:44
روح مردم را آرام می کرد
6:47
ابن عباس رضی الله عنه گفت
6:50
به خدا مردم نمی دانستند
6:53
خداوند این آیه را نازل کرد
6:54
تا اینکه ابوبکر از آن پیروی کرد
6:57
این موضع دوست بود
7:01
یکی از ثابت ترین مواضع در کل جهان
7:05
خداوند از طرف مسلمانان بهترین پاداش را به او بدهد
7:09
و در مورد دوست که خدا ازش راضی باشه بقیه صحبت کنن
7:13
انشاالله در قسمت بعدی کاملش میکنیم
7:16
برای مصطفی
7:20
بهترین صاحب متن این است که آنها از
7:23
متن در بهشت ابدیت
7:27
بر عزتشان افزود
7:30
طلحه هستند
7:33
و ابن عوف
7:36
و الزبیر به
7:39
ابی عبیده
7:42
و خوشحال
7:44
و خلفا