از مجموعهٔ العشرة المبشرون بالجنة (اكتملت السلسلة)
· درس 15 از 23
العشرة المبشرون بالجنة | الحلقة (18) | علي بن أبي طالب رضي الله عنه (الجزء 4)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:04
انجمن موعود ده بهشت موعود را تقدیم می کند
0:13
علی بن ابی طالب رضی الله عنه
0:28
موسم حج در سال نهم هجری فرا رسید
0:32
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد
0:36
ابوبکرین صدیق رضی الله عنه در حج آن سال
0:41
پس صدیق رضی الله عنه با مسلمانان همراه او به سوی مکه حرکت کرد.
0:48
در حالی که در راه بودند، خداوند متعال به رسول خود صلی الله علیه و آله وسلم آغاز سوره برائه را وحی کرد.
0:56
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را بر شتر خود برای علی بن ابی طالب فرستاد.
1:05
آن را در حج به مردم اعلام کند
1:08
علی بن ابیطالب به ابوبکرین صدیق پیوست، رضی الله عنه.
1:13
در راه او را گرفتم
1:15
وقتی دوستی صدای ناله شتر پیامبر صلی الله علیه و آله را شنید
1:21
فکر می کرد رسول خداست
1:22
وقتی برای او معلوم شد که او علی بن ابیطالب است، امیر از او پرسید: آیا تو مادر رسول خدا هستی؟
1:29
علی رضی الله عنه می فرماید: بلکه رسول بود و نامه ای از پیامبر صلی الله علیه و آله به او رسید.
1:38
در آن ابوبکر بر فصل حکومت کرد و علی رضی الله عنه مأمور شد که مردم را ندا دهد.
1:46
پس از این سال هیچ مشرکی حج نمی کند و برهنه خانه را طواف نمی کند و جز مؤمن وارد بهشت نمی شود.
1:56
هر کس عهد داشته باشد عهدش مدتی است و هر که عهد نداشته باشد مدت آن چهار ماه است.
2:05
اگر بگذرد، خدا و رسولش از مشرکان منزه اند
2:12
پس على رضى الله عنه به هنگام حج رفت و او را از رسول خدا صلى الله عليه و آله خبر داد.
2:20
تا اینکه صدایش بلند شد
2:24
در سال دهم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم علی بن ابی طالب رضی الله عنه را به یمن فرستاد.
2:33
قرآن و اسلام را به مردم بیاموزد و بین آنها قضاوت کند
2:38
على رضى الله عنه فرمود: اى رسول خدا مرا به سوى قومى بفرست که در میان آنها حوادث و امورى پیش خواهد آمد.
2:47
من از قضا اطلاعی ندارم، پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود: «خدا زبانت را هدایت می کند و دلت را محکم می کند».
2:58
همچنین به او گفت: اگر دو حریف روبه روی تو بنشینند
3:03
تا زمانی که از دیگری همانطور که از اولی شنیدید قضاوت نکنید، زیرا احتمال اینکه قضاوت برای شما روشن شود بیشتر است.
3:12
علی رضی الله عنه می فرماید: من هنوز قاضی هستم و در قضاوت دو نفر شک نکرده ام.
3:21
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تصمیم به انجام حج گرفت، به دنبال علی بن ابیطالب فرستاد تا با او شاهد باشد.
3:30
علی رضی الله عنه از یمن آمد و با پیامبر صلی الله علیه و آله حج وداع کرد.
3:38
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در روز مبارک قربان به قتلگاه منا رفت.
3:47
به دستور علی بن ابیطالب رضی الله عنه شصت و سه شتر را با دست شریف خود ذبح کرد.
3:55
از صد شتری که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با خود آورده بود، باقیمانده را ذبح کند.
4:02
سپس به او دستور داد که گوشت و پوست آنها را بین فقرا تقسیم کند و هیچ یک از آنها را به قصابان ندهد.
4:11
به او دستور داد از هر شتر مقداری برداشت و در دیگ بگذارد و بپزد و گوشت آن را خوردند و آبگوشت آن را نوشیدند.
4:22
وقتی موسم حج تمام شد و در راه بازگشت به مدینه، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و همراهان در غدیر خم توقف کردند.
4:33
پس مردم را صدا زدیم که با هم نماز بخوانند، پس مردم جمع شدند و جایگاه برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در زیر دو درخت روشن شد.
4:45
نماز ظهر دست علی رضی الله عنه را گرفت و گفت: آیا نمی دانی که حق من نسبت به مؤمنان از آنان بر خودشان بیشتر است؟
4:56
گفتند بلی یا رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: هر که من مولای او هستم علی مولای اوست.
5:11
در واپسین روزهای برگزیده محبوب ـ رضی الله عنه ـ علی بن ابیطالب رضی الله عنه همنشین او بود.
5:21
او از نزدیک ترین افراد به او بود و مردم از حال رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از او می پرسیدند و او به آنها می گفت.
5:31
دو روز قبل از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، رسول خدا صلی الله علیه و آله سبکی در خود یافت.
5:41
از خانه خارج شد و بر عباس بن عبدالمطلب و علی بن ابیطالب تکیه داده بود و پاهایش از درد به زمین می چسبید.
5:51
ابوبکر رضی الله عنه مردم را در نماز ظهر امامت کرد. وقتی ابوبکر این را احساس کرد، خواست برگردد
6:00
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله به او اشاره کرد که جای تو را بگیر. رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد که در سمت چپ ابوبکر بنشینند.
6:13
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در حالی که ابوبکر ایستاده بود، مردم را به نماز می خواند.
6:21
ابوبکر دعای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را تقلید می کند و مردم نیز دعای ابوبکر رضی الله عنه را تقلید می کنند.
6:32
چون درگذشت، صلوات الله علیه و آله، علی رضی الله عنه او را غسل داد و عمویش عباس بن عبدالمطلب در آن شرکت داشت.
6:43
الفضل بن العباس، برادرش قثم، اسامه بن زید، شقران بنده رسول خدا صلی الله علیه و آله و عوسان انصاری رضی الله عنهم.
6:57
علی بن ابی طالب رضی الله عنه با ابوبکر صدیق رضی الله عنه بیعت کرد.
7:08
او همنشین او بود و هرگز او را رها نکرد و از مشاوران و دستیاران او به ویژه در مبارزه با اهل ارتداد بود.
7:20
خلیفه ابوبکر علی رضی الله عنه را گرامی می داشت و او و فرزندانش را دوست می داشت. روزی از نماز عصر با هم از مسجد خارج شدند.
7:33
پس در حالی که حسن بن علی با پسران بازی می کرد گذشت و ابوبکر او را بر گردن گرفت و گفت:
7:42
پدرم شبیه پیامبر بود نه شباهتی به علی و علی رضی الله عنه می خندید و ابوبکر رضی الله عنه می گفت.
7:54
سوگند به کسی که جان من در دست اوست، خویشاوندی رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد من از خویشاوندی خودم عزیزتر است.
8:04
هنگامی که ابوبکر رضی الله عنه امر به جمع آوری قرآن کرد، علی رضی الله عنه او را به این امر ستود و گفت:
8:14
پردرآمدترین فرد در قرآن ابوبکر صدیق است. او اولین کسی بود که قرآن را بین این دو لوح جمع کرد
8:23
سپس عمر بن خطاب رضی الله عنه خلافت را به عهده گرفت و علی بن ابی طالب رضی الله عنه با او بود.
8:32
محبت و محبت و رفتارهای ستودنی امری است که معروف و مشهور است
8:39
این شامل ازدواج عمر بن الخطاب با دخترش ام کلثوم است
8:45
عمر بن خطاب رضی الله عنه نزد مهاجرین آمد و گفت به من تبریک نگویید.
8:54
گفتند: به چه کسی یا امیرالمؤمنین. گفت: سوگند به ام کلثوم دختر علی و دختر فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله.
9:06
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: هر نسب و علتی در قیامت قطع می شود.
9:15
جز آنچه از نسب و نسب من بود، پس دوست داشتم که بین من و رسول خدا صلی الله علیه و آله نسب و نسب باشد.
9:25
مراد از دلیل ازدواج است
9:28
زمانی که امیرالمؤمنین عمر بن خطاب رضی الله عنه می خواست تاریخ بنویسد.
9:35
مردم را جمع کرد و از آنها پرسید که تاریخ در چه روزی نوشته شده است؟
9:40
علی رضی الله عنه می فرماید: از روزی که پیامبر صلی الله علیه و آله هجرت کرد و از سرزمین شرک خارج شد.
9:49
عمر رضی الله عنه آن را تأیید کرد
9:53
سپس چون عمر بن خطاب رضی الله عنه به ضرب چاقو افتاد، موضوع رایزنی میان اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در گرفت.
10:03
کسانی که رسول خدا در حالی از دنیا رفت که از آنها راضی بود
10:07
آنها علی، عثمان، الزبیر، طلحه، سعد و عبدالرحمن هستند
10:13
گفت: عبدالله بن عمر به تو شهادت می دهد و کاری به این امر ندارد، مانند تسلیت به او، که خداوند از همه آنها راضی باشد.
10:25
سپس چون درگذشت، علی بن ابی طالب رضی الله عنه نزد او آمد
10:32
جامه را از صورتش آشکار کرد و گفت: خدا تو را رحمت کند ای ابوحفص.
10:39
به خدا سوگند پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دیگر کسی باقی نمانده است.
10:49
علی رضی الله عنه غالباً با خرقه مخصوص دیده می شد
10:56
به او گفتند این سرما را زیاد می پوشی
11:01
گفت: آری این سرما را دوستم وصفی و عمر بن خطاب رضی الله عنه پوشاندند.
11:09
اصحاب و اهل شورا بر جانشینی عثمان بن عفان رضی الله عنه توافق کردند.
11:15
علی بن ابی طالب با او بیعت کرد
11:18
رابطه بین آنها بر پایه دوستی، احترام، عشق و قدردانی بود
11:25
حوادث بزرگی در زمان خلافت امیرالمومنین عثمان بن عفان رضی الله عنه رخ داد.
11:32
علی رضی الله عنه بهترین تکیه گاه و کمک در آن برای او بود
11:37
می گفت اگر عثمان مرا به صرار که بین مدینه و عراق است راهنمایی می کرد، گوش می کردم و اطاعت می کردم.
11:47
وقتی عثمان مردم را بر یک قرآن جمع کرد، بقیه قرآن را سوزاند
11:55
علی بن ابی طالب و بقیه صحابه رضی الله عنهم در این امر از او پیروی کردند
12:01
علی گفت: به خدا سوگند اگر میخواستم همانطور که او کرد میکردم.
12:08
علی بن ابیطالب نزد امیرالمؤمنین عثمان بن عفان - رضی الله عنه - تأیید شد.
12:15
در درگیری که منجر به کشته شدن امیرالمؤمنین علیه السلام شد
12:20
او از او دفاع کرد و او را به جنایتکارانی که به او حمله کردند، سپرد
12:25
اما امیرالمؤمنین عثمان رضی الله عنه
12:29
به او و یارانش دستور داد که دست خود را گرفته و از او دفاع نکنند
12:36
اگر آنها را رها می کرد، جلوی او را می گرفتند
12:38
صدای علی بن ابی طالب رضی الله عنه در حالی که بر منبر مشغول موعظه بود شنیده شد.
12:44
و در قول خود می گوید بیا
12:46
عثمان در میان آنها گفت
13:04
پس از کشته شدن عثمان بن عفان رضی الله عنه
13:08
مردم نزد علی بن ابیطالب جمع شدند و به او پیشنهاد خلافت دادند
13:14
او نپذیرفت، پس اصرار کردند و او را راه ندادند
13:18
گفت بیعت نباید سرّی باشد
13:22
اما من به مسجد بیرون می روم، پس هر که بخواهد با من بیعت کند، با من بیعت کند.
13:28
پس به مسجد رفت
13:30
صحابه بزرگی چون طلحه و زبیر با او بیعت کردند.
13:35
مهاجران و انصار با او بیعت کردند
13:38
و هرکس در مدینه بود از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود.
13:44
و مردم با او بیعت کردند
13:46
سپس بیعت خود را با آفاق نوشت
13:49
همگی تسلیم شدند و بیعت کردند
13:52
جز معاویه رضی الله عنه در میان اهل شام
13:57
او هم انشاالله در قسمت بعدی با ما خواهد آمد
14:01
خلافت علی بن ابی طالب رضی الله عنه ادامه یافت
14:07
پنج سال کمتر سه ماه
14:10
به این ترتیب سالهای خلافت راشدین به پایان رسید
14:14
که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مورد آن فرموده است
14:18
آنجا که فرمود خلافت بعد از سی سال است
14:23
برای مصطفی
14:28
بهترین نویسنده متن این است که نیست
14:34
در بهشت ابدیت دو متن وجود دارد
14:38
بر عزتشان افزود
14:41
طلحه هستند
14:44
و ابن عوف
14:46
و الزبیر به
14:50
ابی عبیده
14:52
و آن دو غمگین
14:54
و دو جانشین