از مجموعهٔ صور من حياة الصحابة (اكتملت السلسلة)
· درس 4 از 7
صور من حياة الصحابة - الحلقة (7) - ثمامة بن أثال رضي الله عنه
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
بسم الله الرحمن الرحیم
0:15
انجمن مواضع خشنود است
0:18
تا تصاویری از زندگی صحابه را به شما تقدیم کنم
0:22
نوشته عبدالرحمن رفعت الباشا
0:25
خدا رحمتش کند
0:27
ثومه بن اثل
0:30
خداوند از او راضی باشد
0:44
در سال ششم هجری
0:47
رسول خدا صلی الله علیه و آله حل شد
0:51
تا دامنه دعوتش به سوی خدا را گسترش دهد
0:54
او هشت نامه به پادشاهان عرب و پارس نوشت
0:58
برایشان فرستاد و آنها را به اسلام دعوت کرد
1:01
او از جمله نویسندگان آنها بود
1:04
ثومه بن اثل الحنفی
1:07
جای تعجب نیست
1:09
ثومه در میان سخنان اعراب در زمان جاهلیت گفته می شد
1:13
و از اساتید برجسته بنی حنیفه
1:16
او از پادشاهان الیمامه بود که هیچ فرمانی از او سرپیچی نمی شد
1:21
ثمامه پیام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را دریافت کرد
1:25
با کاشت و علائم
1:27
غرور او را به گناه برد
1:29
پس گوشش را از شنیدن ندای حق و نیکی کر کرد
1:33
سپس شیطان او رانده شد
1:36
پس او را وسوسه کرد که رسول خدا صلی الله علیه و آله را بکشد
1:40
دعوتش را با او تمام کرد
1:42
او مدام منتظر فرصت هایی برای حذف پیامبر بود
1:46
تا اینکه غافلگیر شد
1:48
جنایت هولناک تقریباً انجام شد
1:52
اگر یکی از عموهای ثومه نبود که در آخرین لحظه او را از قصدش منصرف کرد.
1:57
پس خداوند پیامبرش را از شر او نجات داد
2:00
اما ثمامه اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کافی است.
2:06
از یاران خود دوری نمی جست
2:09
جایی که او در کمین آنها بود
2:11
او حتی تعدادی از آنها را برد
2:13
و کشتن آنها شر کشتن اوست
2:16
پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خون او را هدر داد
2:19
این را به یارانش اعلام کرد
2:21
خیلی وقت پیش نبود
2:24
تا اینکه ثمامه بن عثار تصمیم به انجام عمره گرفت
2:28
پس از سرزمین یمامه خارج شد و رو به مکه کرد
2:32
او آرزو می کند که کعبه را طواف کند
2:36
و بت هایشان را ذبح می کنند
2:38
در حالی که ثمامه در راه نزدیک به شهر بود
2:43
بلایی سر او آمد که انتظارش را نداشت
2:47
زیرا راز کسی راز من است یا رسول الله صلی الله علیه وسلم
2:53
او در خانه پرسه می زد
2:55
از ترس اینکه طارق شهر را بکوبد
2:58
یا یک انسان متجاوز آن را می خواهد
3:01
شرکت توماما را تصرف کرد
3:03
او را نمی شناسد
3:05
او را به شهر آورد
3:07
از دستبند مسجد به میله ای بسته شده بود
3:10
منتظر مواظب خود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است
3:15
و به خواست او دستور دهد
3:17
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به مسجد رفت
3:21
دارند وارد آن می شوند
3:23
او ثومه را دید که به میله بسته شده است
3:26
به دوستانش گفت
3:28
میدونی کی رو گرفتی؟
3:30
گفتند: نه یا رسول الله
3:33
ثومه بن عثلان حنفی این را گفت
3:38
پس با او خوب رفتار کردند
3:40
سپس صلوات الله علیه به سوی اهل بیت خود بازگشت
3:43
و او گفت
3:45
هر غذایی که داری جمع کن
3:48
او را نزد ثمامه بن اثل فرستادند
3:51
سپس دستور داد صبح و شام شترش را برای او دوشیدند
3:55
و شیرش را به او تقدیم کند
3:58
همه اینها قبل از ملاقات رسول خدا صلی الله علیه و آله انجام شد
4:04
یا باهاش صحبت کن
4:06
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله به ثمامه نزدیک شد
4:10
می خواهد او را به اسلام جذب کند
4:13
گفت: ثمامه چه داری؟
4:16
و او گفت
4:18
من خوبی دارم محمد
4:20
اگر بکشی، کسی را با خون می کشی
4:22
و اگر نعمت داشته باشید، با شکرگزاران نعمت خواهید یافت
4:25
و اگر پول می خواهید
4:27
پس بخواهید هر چه بخواهید به شما داده خواهد شد
4:30
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله او را دو روز به حال خود رها کرد.
4:35
به او غذا و نوشیدنی داده می شود
4:38
شیر شتر را نزد او می برند
4:41
سپس نزد او آمد و گفت
4:43
تو چی داری توما؟
4:45
او گفت
4:46
من فقط چیزی را دارم که قبلاً به شما گفتم
4:49
اگر بخشنده باشی، به شکرگزاران نیز لطف می کنی
4:52
و اگر بکشی، کسی را با خون می کشی
4:55
و اگر پول می خواهید
4:57
پس بخواهید هر چه بخواهید به شما داده خواهد شد
4:59
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله او را ترک کرد
5:03
حتی اگر روز بعد باشد
5:06
نزد او آمد و گفت
5:08
تو چی داری توما؟
5:10
و او گفت
5:11
من چیزی برای گفتن به شما دارم
5:13
اگر برکت دارید، نعمت شکرگزاری هستید
5:16
و اگر بکشی، کسی را با خون می کشی
5:19
و اگر پول می خواهید
5:21
هر چه از آن بخواهی به تو می دهم
5:24
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روی آورد
5:27
به یارانش گفت
5:29
آنها ثومه را اخراج کردند
5:31
پس بند او را باز کردند و رها کردند
5:35
ثومه از مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله خارج شد
5:39
و او ادامه داد
5:41
تا اینکه به درخت خرمایی در حومه شهر رسید
5:44
نزدیک بقیع آب است
5:47
شترش را با او استراحت داد
5:49
او با آب خود پاک شد، پس خود را به خوبی پاک کرد
5:52
سپس به مسجد بازگشت
5:55
به محض اینکه به آنجا رسید، در برابر جمعی از مسلمانان ایستاد
6:00
و او گفت
6:01
شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست
6:04
شهادت می دهم که محمد بنده و فرستاده اوست
6:08
سپس رو به رسول خدا صلی الله علیه و آله کرد
6:12
و او گفت
6:13
ای محمد
6:14
به خدا سوگند هیچ چهره ای در روی زمین برای من نفرت انگیزتر از چهره تو نیست
6:19
چهره تو برای من محبوب ترین چهره شده است
6:24
به خدا سوگند هیچ دینی نزد من منفورتر از دین شما نیست
6:28
دین تو نزد من محبوب ترین دین شده است
6:32
به خدا هیچ کشوری برای من نفرت انگیزتر از کشور شما نیست
6:36
کشور شما برای من محبوب ترین کشور در بین همه کشورها شده است
6:40
سپس افزود:
6:42
بر اصحاب شما خون ریختم
6:45
شما موظف هستید چه کار کنید؟
6:48
فرمود صلی الله علیه و آله و سلم
6:50
من را سرزنش نکن، توما
6:53
اسلام آنچه را که پیش از آن بوده می خواهد
6:56
او را به خیری که خداوند با اسلام آوردنش برایش مقدر کرده بود بشارت داد
7:01
دل ثمامه راحت شد و گفت
7:04
به خدا سوگند هیچ یک از مشرکان ضعیفتر از آنچه از یاران خود به دست آورده اید نیست
7:10
من خودم و شمشیر و کسانی را که با من هستند فدای حمایت از شما و دین شما خواهم کرد
7:15
سپس گفت
7:17
ای رسول خدا
7:19
اسب های تو مرا بردند در حالی که می خواستم عمره کنم
7:22
پس به نظر شما من باید چه کار کنم؟
7:24
فرمود صلی الله علیه و آله و سلم
7:27
من عمره تو را ترجیح می دهم
7:29
اما طبق قانون خدا و رسولش
7:32
و آداب و رسوم را به او بیاموزید
7:35
ثومه برای رسیدن به هدف خود ادامه داد
7:38
تا اینکه به قلب مکه رسید
7:41
بلند شد و با صدای بلندش گفت:
7:44
خدا خیرت بده
7:47
شما شریک ندارید، شریک ندارید
7:50
حمد و برکت از آن تو و ملکوت است
7:53
شریکی نداری
7:55
او اولین مسلمان روی زمین بود
7:59
او با طالبیه وارد مکه شد
8:02
قریش صدای تلبیه را شنیدند
8:04
او عصبانی و وحشت زده شد
8:07
شمشیرها از غلافشان بیرون کشیده شد
8:09
به سمت صدا رفت
8:11
برای عصبانی شدن با این مردی که به لانه او نفوذ کرده است
8:15
هنگامی که مردم به ثومه نزدیک شدند
8:18
در جواب صدایش را بلند کرد
8:20
با غرور به آنها نگاه می کند
8:23
از جوانان قریش بودند
8:25
تا با یک تیر به او شلیک کند
8:27
پس دست او را گرفتند و گفتند
8:29
وای بر تو، من از این موضوع درس می گیرم
8:32
او ثمامه بن عثل است
8:34
پادشاه الیمامه
8:36
به خدا اگر به او آسیب برسانی
8:38
او قوم خود را از معجزه کوتاه کرد
8:40
ما را از گرسنگی مردند
8:42
سپس مردم به ثمامه نزدیک شدند
8:45
پس از آنکه شمشیرها را به غلافشان برگرداند
8:48
گفتند: «توما چه بلایی سرت آمده است؟»
8:50
شما از دین خود و دین پدرانتان خارج شده اید
8:54
و او گفت
8:56
صبر نکردم
8:58
اما من از بهترین دین پیروی کردم
9:00
من پیرو دین محمد بودم
9:02
سپس ادامه داد
9:04
به پروردگار این خانه سوگند
9:06
پس از بازگشت من به الیمامه به شما نمی رسد
9:10
یک دانه گندم
9:12
یا هر یک از خوبی هایش
9:14
تا اینکه از آخرین نفر خود از محمد پیروی کنید
9:18
ثومه بن عثل عمره را به جا آورد
9:20
بر زنی از قریش
9:22
همانطور که رسول خدا صلی الله علیه و آله به او دستور داد
9:26
برای انجام عمره
9:27
و به عنوان تقرب به خدا ذبح کرد
9:29
نه به بناها و بت ها
9:32
و سختی های کشورش
9:34
پس به قومش دستور داد که مال را از قریش دریغ کنند
9:38
پس فرمان او را اطاعت کردند و او را اجابت کردند
9:41
مال خود را از اهل مکه دریغ کردند
9:44
او محاصره ثمامه بر قریش را گرفت
9:47
کم کم بدتر میشه
9:49
قیمت ها افزایش یافت
9:51
و گرسنگی در میان مردم شکست خورد
9:54
و ناراحتی آنها بیشتر شد
9:56
تا اینکه برای خود و فرزندانشان ترسیدند
9:59
تا اینکه از گرسنگی بمیری
10:01
در آن
10:03
به رسول خدا صلی الله علیه و آله نامه نوشتند
10:06
می گویند
10:07
اگر به شما قول بدهیم
10:09
به رحم می رسی
10:11
او این را تشویق می کند
10:13
و شما روابط ما را قطع کردید
10:16
پس پدران را با شمشیر کشتم
10:18
و باعث گرسنگی بچه ها شد
10:21
ثومه بن عثل
10:23
رزق و روزی ما از ما قطع شده است
10:25
و زدیم
10:27
اگر احساس راحتی می کنید برای او بنویسید
10:29
برای ارسال برای ما
10:31
آنچه ما نیاز داریم
10:32
پس انجامش بده
10:33
پس نوشت صلی الله علیه و آله
10:35
به ثمامه
10:37
تا پولشان را در اختیارشان بگذارند
10:39
بنابراین او را آزاد کرد
10:41
سایه ثممه بن اثل
10:43
عمر طولانی شد
10:45
وفادار به دینش
10:47
او عهد پیامبرش را حفظ کرد
10:49
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم پیوست
10:52
با بالاترین رفیق
10:54
اعراب شروع به رفتن کردند
10:56
از دین خدا، در زرافه و تنها
10:59
مسيلمه دروغگو برخاست
11:01
در بنی حنیفه
11:03
او آنها را فرا می خواند تا به او ایمان بیاورند
11:05
ثومه در مقابل او ایستاد
11:07
و به قوم خود گفت
11:09
ای بنی حنیفه
11:11
مراقب این ماده تاریک باشید
11:13
که در آن نور نیست
11:15
به خدا بدبخت است
11:17
نوشته شده توسط خداوند متعال
11:19
برای کسانی از شما که آن را گرفته اید
11:21
و مصیبت است برای کسانی که آن را نمی گیرند
11:23
سپس گفت
11:25
ای بنی حنیفه
11:27
هیچ دو پیامبری با هم ملاقات نمی کنند
11:29
در یک زمان
11:31
و محمد رسول خداست
11:33
بعد از او پیامبری نخواهد بود
11:35
هیچ پیامبری نیست که با او شریک شود
11:37
سپس برای آنها خواند
11:39
محافظ
11:41
دانلود کتاب
11:45
از خداوند متعال
11:52
آمرزنده گناه
11:54
و توبه را ملاقات کنید
11:56
مجازات شدید
11:58
نه بلند
12:00
معبودی جز او نیست
12:02
به او گرفتن
12:04
سپس گفت
12:07
این کلام خدا کجاست؟
12:09
از قول مسیله
12:11
ای قورباغه پاک، احمق نباش
12:13
هیچ منگوله ای ممنوع نیست
12:15
و آب مزاحم شما نمی شود
12:17
سپس طرفی گرفت
12:19
با آن قومش که پیرو اسلام هستند
12:21
و به مبارزه ادامه داد
12:23
مرتدان جهاد می کنند
12:25
به خاطر خدا
12:27
و کلام خود را بر روی زمین بلند کند
12:29
خداوند ثمامه را پاداش دهد
12:31
ابن اثل درباره اسلام
12:33
و مسلمانان خوب هستند
12:35
و او را به بهشت گرامی بدار
12:37
وعده صالحان
12:39
ثومه بن اثل
12:41
محاصره اقتصادی اعتصاب می کند
12:43
بر قریش